درانتظارمنجی

درانتظارباران نیست آنکه بذری نکاشته

درانتظارمنجی

درانتظارباران نیست آنکه بذری نکاشته

ساده زیستی

آیا می شود تصور کرد که آقا، لباس مارک دار بپوشد؟ یا وقتی در مکه ظهور می کند، می توان از او شنید که بگوید که در کدام یک از رستوران های جهان، پیتزا خورده است؟ یا ممکن است او را ببینیم که موقع خوابیدن زیر سرش بالش پر قو گذاشته؟
به نظر می رسد به جای اینها، وقتی ظهور می کنند از یارانشان می خواهند که ساده بخورند، ساده بپوشند و سر بر زمین بگذارند مثل اولیای خدا. (1)

اگر بخواهیم در یک کلمه رفتار پیامبر خدا (ص) را با زبان امروزی شرح دهیم، غیر از ساده زیستی، می توان گفت «خاکی» بود. سر سفره با سیاهان و بردگان می نشست و مثل آنها روی ساق می نشست و مثل آنها می خورد و ساده تر از آنها می پوشید. حتی وقتی می خواست به سفری برود، سوار الاغی بی پالان می شد و اگر خسته از راهی می دید، بر پشت خر می نشاند و با هم می رفتند. (2)

از اینها گذشته، در زمامداری و رهبری جامعه نیز، الگویی نظیر حضرت محمد (صلوات الله علیه و آله) وجود نداشت. «پیامبر (ص)، بیزار بود که شباهتی به سلاطین پیدا کند.» (3) به این خاطر که دنیا را خانه ی فانی می دید و آخرت را خانه ی باقی.

حضرت صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه) نیز کفشش را وصله می کند. شاهدش «کریم پینه دوز» است که هر هفته او را در حجره اش می دید و یک بار، آقا اصرار می کرد که: «سید کریم! کفش مرا هم می دوزی؟» (4)

شکی نیست که اگر حاکم جهان، آقای ما باشد، از بخور بخور زیردستان و شاه نشینی آقازاده ها خبری نیست. همانطور که حضرت علی(ع) نمی گذاشت، مالی بیشتر هر چند حلال از گلوی یکی از مسئولین حکومتی اش پایین برود. (5) ایشان می فرمود: «برپیشوایان حق واجب است که از نظر خوراک و پوشاک به حال ناتوان ترین رعیت شان تأسی کنند. به طوری که در چیزی که آنان قدرتش را ندارند، امتیازی بر ایشان نداشته باشد...» (6)

نمی دانم می توانیم با ساده زیستی آقایمان کنار بیاییم یا نه؟ قدرتش را داریم که مبل های آنچنانی خانه را دور بریزیم و کریستالهای خاک گرفته در بوفه ها را بشکنیم؟ می توانیم از اتومبیل شاسی بالای مدل بالا صرف نظر کنیم و به گوشی های ساده اکتفا؟ فقط می دانم، ما به دنیا بیش از ارزشش بها داده ایم؛ باید عوض شویم.

پی نوشت:
1.طبقات الکبری، ج1، ص 371
1. منتخب الاثر: لطف الله صافی گلپایگانی، ص 468
1.مناقب ابن شهر آشوب، ج2، ص 98
2.شرح ابن ابی حدید، ج 9، ص 234
3. الکافی، ج 6، ص 272
4. حکایت به نقل از حجة الاسلام کاظم صدیقی
5. نهج البلاغه، نامه ی 45
6. تذکرة الخواص، ص 106

منبع: دلشاد تهرانی، مصطفی، سیره ی نبوی «سیره ی فردی»، صص 287- 334

هدف وسیله را توجیه نمی کند

آن روزها، یک نفر (1)، حدیث جعل می کرد که مردمی را که جذب فقه شده بودند به سوی قرآن بکشاند. این روزها بیشترمان این کار را می کنیم؛ وسیله را برای رسیدن به هدف خیر، توجیه می کنیم!
نباید انتظار داشته باشیم با این خلق و خویی که داریم از کنار دستی های امام عصر (عج) باشیم. آخر آقا اصلاً در مرامشان نیست که کسی را که روزی با ظالمان همکاری کرده، در هیئت یکی از مسئولان حکومتش در بیاورد. شاهد هم داریم؛ امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) به مالک اشتر فرمودند:

«بدترین وزیران تو، کسی است که پیش از تو وزیر بدکاران بوده و آن که در گناهان آنان شرکت نموده است. پس مبادا چنین کسانی محرم تو باشند که آنان یاوران گناه کارانند و کمک کاران ستم کاران...» (2)

ناگفته پیداست که در امر امیر مؤمنان، کسی جلوتر از امام عصر (ارواحنا له الفداء) حرکت نمی کند. با این حال اگر بپذیریم که حضرت، در سیره و سنت عین جدشان رسول خدا (صلوات الله علیه و آله) عمل می کنند، می توان با قطعیت نظر داد: «حضرت مهدی (عج) هیچ وقت برای اصلاح مردم از راه تباه پیروی نمی کند.» (3)

پیامبر اکرم (ص) چنین سیره ای داشتند: حاضر بودند سختی هایی نظیر پرتاب سنگ و اهانت، گرسنگی و بی حالی در شعب ابوطالب، جنگ هایی نظیر بدر و سختی هایی مثل "تردید" مردم را تحمل کنند ولی از مشرکان کمک نگیرند. چنانچه یکبار قبیله ای از مشرکان به پیامبر (ص) پیشنهاد دادند که برای جنگ با مشرکان مکه با آنها همراه شوند ولی با اینکه رفتن به مصاف بدکاران، جهادی الهی است ولی همراه شدن با ستمکاران از حیطه ی خیر خارج است. به همین خاطر وقتی مردم با اصرار به پیامبر (ص) گفتند: «از یهودیان هم پیمان خود کمک بخواهیم؟» فرمودند: «ما برای مقابله با مشرکان از مشرکان یاری نمی گیریم.» (4)

بنابراین باید یادمان باشد که برای تبلیغ دین نیز نمی توان از ابزار شر استفاده کرد؛ حتّی برای تبلیغ دین! حضرت خاتم الاوصیاء (علیه السلام)، برای اینکه کسی به دین خدا بیاید، به کسی باج نمی دهد، فرصت انجام باطل را ازشان می گیرد و نمی گذارد در این راه به کسی ظلم شود، حتّی به خود ستم گران.

شاید از دید کافران و مشرکان، نپرستیدن خدا و یا غیر خدا، فرصتی طلایی باشد ولی خداشناسان می دانند که آنها به خودشان ظلم می کنند. امام، جلوی هر ظلمی را می گیرد حتی ظلم به نفس. این خصیصه را هم از جدشان به ارث برده اند.

در تاریخ آمده است که قبیله ای از مشرکان به پیامبر (ص) گفتند: «ما به سه شرط مسلمان می شویم: اول آنکه رکوع و سجود نمی کنیم. دوم آنکه بت هایمان را خودمان نمی شکنیم و سوم، تا یک سال دیگر «لات» را می پرستیم.» مسلمانان که این را شنیدند، اصرار کردند: «برای تبلیغ دین خوب است! مشرکان دیگر را هم جذب می کند، رسول الله (ص) قبول می کنید؟»/
و حضرت قاطعانه فرمودند: «نه!»

پیامبر (ص) با شرط دوم آنها موافقت کرد و اجازه داد مسلمانان دیگر آن کار را بکنند، ولی گفت که نمی شود دینی بدون نماز و رکوع و سجود باشد و «هرگز نمی گذارم که دوباره لات را بپرستید.» (5) چرا که در این صورت، اسلام، مجوّز انجام یک ظلم را می داد...

ما این روزها، در کشورهای غربی برای آنکه کسی به حجابمان «نه» نگوید، حاضریم کمتر بپوشیم، به این امید که شاید روزی این خوش پوشی ظاهری تاثیری در علاقه مندی آنها به اسلام داشته باشد.

ما این روزها، برای آنکه مردم را به شب عظیم نیمه ی شعبان دعوت کنیم، مراسم رقص و آواز برپا می کنیم.

ما برای آنکه مردم را در مصیبت عاشورا بگریانیم، در روضه خوانی دروغ می گوییم و برای اینکه جوانان را جذب کنیم آهنگ های لس آنجلسی را به نوحه تغییر می دهیم؛ توجیه کردن وسیله برای هدف؛ بلایی است که به جانمان افتاده...

 پی نوشت:

1. ابو عصمة نوح بن ابی مریم از جاعلان حدیث.
2. نهج البلاغه، نامه ی 53؛ تحف العقول، ص 86
3. امام علی (ع) فرمودند: «من اصلاح شما را با تباه ساختن خویش جایز نمی شمارم.» یعنی حاضر نیستم برای هدفی خیر، از وسیله ی شر استفاده کنم. حدیث از نهج البلاغه، کلام 69
4. بخاری، ابوعبدالله محمد بن اسماعیل، التاریخ الکبیر، ج3، ص 209
5. مناقب ابن شهر آشوب، ج1، ص 57


منبع: دلشاد تهرانی، مصطفی، سیره ی فردی نبوی، صص 120 – 160

حق شناسی

حتم دارم هیچ وقت امام مان را در حال قهقهه زدن نمی بینیم، و در حال بحث کردن اضافی بر سر بوق اضافی راننده ی ماشین بغلی، یا در حال وقت گذرانی، یا بی تفاوت رد شدن از کنار یک کودک خیابانی. به جایش حضرت ربیع الانام (ع)، همیشه تبسّمی شیرین بر لب دارند عین جدشان رسول خدا (ص)، دعوا و مرافعه هم نمی کنند، وقتی هم برای تلف کردن ندارند چرا که علاوه بر وظایف اجتماعی، سیاسی و شاید خانوادگی، وقت زیادی برای عبادت می گذرانند تا سر سجده برای تمام بندگان خدا دعا کنند. مهم تر از همه اینکه، امام هرگز حق مظلوم را نادیده نمی گیرند، هرگز!
لابد می پرسید از کجا می دانیم. دلیلش شباهت بی اندازه ی حضرت مهدی (عج)، به پیامبر گرامی اسلام (صلوات الله علیه و آله) است. امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) دیده است که پیامبر خدا (ص)، «هرگز درباره ی حق کوتاهی نمی کرد و از آن تجاوز نمی نمود.» (1) این یعنی ایشان، حدود الهی را رعایت می کردند.

«حد» یعنی پرده و فصل میان دو چیز که اجازه نمی دهد یکی با دیگری اختلاط بیابد. مثلاً حد زمین، یعنی مرزی که سرزمینی را از سرزمین دیگر جدا می کند و حد شیء یعنی ویژگی هایی از شیء که باعث می شود بتوانیم آن را از دیگر اشیا تمییز دهیم. حالا «حدود الله» که منظور نظر ماست یعنی مرزهایی که نگه داری کردن از آنها، مرزهای دین است. پیامبر اکرم (ص) رعایت این حدود را به بهترین وجه انجام می دادند.

«رسول خدا (ص)، هر گاه میان دو نفر مخیّر می ماند کاری را برمی گزید که آسان تر و ساده تر بود، مشروط به اینکه گناه نباشد و اگر کاری حرام و گناه بود از همه ی مردم بیشتر از آن اجتناب می کرد؛...» (2)

آخر چگونه می توان تصّور کرد که ما که یک بنده ی پاپتی هستیم و نماز شل و ولی می خوانیم، رعایت حق مظلومی را در نظر بگیریم ولی کسی که انسان کامل و واصل میان زمین و آسمان است و از نمازش محراب به فریاد در می آید، آن را در نظر نگیرد؟ شک ندارم که اگر خیری باشد او پیش از ما انجام می دهد، او «امام» است.

«و رسول خدا هیچ گاه در کارهای مربوط به خود انتقام جویی نمی کرد مگر آن که حرمت الهی خدشه دار می شد که در آن صورت برای حفظ حرمت الهی مجازات می کرد.» (3)

بیایید قراری بگذاریم! اگر کسی گفت که صاحب زمان (عج) ما می آید که شمشیر بکشد و خون بریزد، باور نکنیم؛ لااقل این را بدانیم که خون کسی را به ناحق نمی ریزد چرا که از حال و آینده ی همه باخبر است و نقشه ی حدود خدا را عین کف دست می شناسد. چرا که پیامبر خدا (ص)، فرموده اند: «من خداترس ترین شما و عالم ترین تان به حدود خدا هستم.» (4) و او شبیه ترین مردم به حضرت محمد (ص) است.
 
پی نوشت:
1.       عیون اخبار رضا، ج1، ص 352
2.       الطبقات الکبری، ج 1، ص 366
3.       همان
4.       کنزالعمّال، ج 11، ص 419
 
منبع: دلشاد تهرانی، مصطفی، صص 73 – 75

شباهت

نام: محمد
کنیه: ابوالقاسم
لقبی از سوی خدا: رحمة للعالمین
مأموریت: نجات بشر از جهالت
آشناست؟ بله؟ نخیر! مشخصاتی که خواندید برای پیامبر گرامی اسلام (صلوات الله علیه و آله) نبود. البته نه این که نباشد، اصلاح می کنم: 2 نفر با چنین خصوصیاتی وجود دارند. یکی از آنها خاتم الانبیاء محمد مصطفی (ص) است و دیگری خاتم الاوصیاء محمد بن حسن (علیه السلام)!

البته این را هم بگویم که شباهت به اینجا ختم نمی شود. سید بن طاووس که بارها و بارها با امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) ملاقات داشته است او را چنین توصیف می کند: «بدان که مولای ما حضرت صاحب الزمان (علیه السلام)، زیباترین و خوش صورت ترین مردم است؛ زیرا که شبیه ترین مردم به پیغمبر اکرم (ص) است.» (1)

باز هم به اینجا ختم نمی شود. پیامبر اکرم فرموده اند که مهدی (عج) شبیه ترین مردم به لحاظ آفرینش و اخلاق به ایشان هستند. (2) این آیه را بخوانید:
«بی گمان پیامبری از میان خودتان نزد شما آمده است که هر رنجی ببرید، بر او گران است. بسیار خواستار شماست؛ با مؤمنان، مهربانی بخشاینده است.» (3)

حالا با توضیحی که گفتیم خیلی راحت کلمه ی پیامبر را بردارید و به جایش «حضرت بقیة الله» را جایگزین کنید. ویژگی ها، همان هاست که گفتیم! شباهت، بیداد می کند!
به خاطر همین شباهت خجسته، ان شاء الله تحت عنوان «از خاتم تا خاتم» از این به بعد مطالبی از خلقیات و روحیات حضرت مهدی (عج) –که برگرفته از روحیات پیامبر گرامی اسلام است-  خواهید خواند تا با این امام مهربان بیشتر و بیشتر آشنا شویم. و من الله توفیق.

پی نوشت:
1.موسوی اصفهانی، سید محمد تقی، مکیال المکارم فی فوائد الدعا للقائم، ترجمه سید مهدی حائری قزوینی، ج1، ص 132
2.صدوق، محمد بن علی، کمال الدین و تمام النعمه، ترجمه ی منصور پهلوان، ج1، باب 25، ص 535- 534، ح 1
3.توبه، 128

منابع:
1.وحید خراسانی، حسین، حدیث لوح، ص 51
2.شفیعی سروستانی، ابراهیم، معرفت امام زمان و تکلیف منتظران، صص 39 – 45

ماجرای ازدواج امام زمان (عج)!

یکی از سوالاتی که در رابطه با غیبت امام مطرح می شود طرح مسئله ی ازدواج امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است.
سوال این است که آیا امام ازدواج کرده است یا خیر؟
سه نظر درباره ی این سوال وجود دارد:

الف) امام همسر دارد!

ازدواج امری است مستحب که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) درباره اش چنین می فرمایند:

« نکاح سنّت من است، و هر کس از آن اعراض کند (روی برگرداند و ازدواج نکند) از من نیست.» (1)

نکاح چه موقت و چه دائم از سنتهای پیامبر اکرم (ص) است و اجتناب از آن برای انسان کامل جایز نیست. چرا که مجرد ماندن مکروه است و امام زمان (ع) کار مکروه نمی کند.

علاوه بر اهمیت ازدواج در اسلام، روایاتی نیز وجود دارد که امام فرزندانی دارد. برای مثال امام صادق (علیه السلام) می فرمایند:

«برای صاحب این امر، دو غیبت است که یکی از آن‌ها، به اندازه‌ای طولانی می‌شود که برخی از مردم گویند: از دنیا رفته است، برخی گویند: کشته شده و برخی گویند: آمده و رفته است؛ جز اندکی از شیعیان، بر باور خود استوار نماند. کسی از فرزندانش و غیر آنان؛ از اقامتگاه او آگاه نمی‌شود، جز کسی که متصدی امور او است.»

طرفداران این نظریه می گویند، «فرزندان» در این حدیث نشانگر آن است که امام زن و فرزندانی دارد. علاوه بر این حدیث روایتی است از امام رضا (ع) که می فرمایند:

«اللّهمّ صلّ علی ولاة عهده والأئمّة من ولده» (خدایا به ولی عهدانت درود فرست و به فرزندان آن ائمه.) (2)

نکته ای که در این دو حدیث باید توجه کرد آن است که بیان راویان آن کلی است و مشخص نمی کند که منظور از فرزندان، فرزندان زمان غیبت است یا زمان ظهور!

علاوه بر آن هر دو حدیث به صورتهای دیگری نیز نقل شده و از نظر سندی ضعیف هستند.

با این حال این نکته باقی می ماند که امام کار مکروه نمی تواند انجام دهد، چرا که به عنوان الگوی پیروانش باید کاری را انجام دهد که بهترین کار است.

ب) امام، مجرد است!

طرفداران این نظریه به اهمیت اختفا در دوران غیبت اشاره می کنند و می گویند وجود زن و فرزند باعث می شود که محل زندگی امام فاش شود و این خطر جانی برای امام دارد. هر چند ازدواج امری مقدس و مستحب است اما حفظ جان امام در دوران غیبت از آن مهمتر است، بنابراین در انتخاب بین خوب و خوبتر، امام حتماً خوبتر را انتخاب می کند.

این گروه نیز به روایاتی استناد می کنند من جمله:

امام رضا (ع) فرمودند:

«امامی نیست، مگر این که فرزندی داشته باشد مگر امامی که حسین بن علی برای او خارج می‌شود (رجعت می‌کند)؛ پس همانا او فرزندی نخواهد داشت.» (3)

به علاوه، این گروه، نامهای «طرید» (طرد شده) و «فرید» (تنها) را نیز علتی بر تنها بودن و نداشتن زن برای امام می دانند. (4)

در رد این ادعا نیز برخی سخنانی گفته اند. مثلاً اینکه نیازی نیست حتماً زن امام، او را شناسایی کند و برای ایشان خطرساز شود؛ بلکه این زن می تواند از میان یاران خاص حضرت انتخاب شود و خطری نیز برای امام نداشته باشد چرا که در هر صورت امام تنها نیست و همیشه 30 نفر ایشان را همراهی می کنند.

ج) نمی دانیم!

طرفداران این نظریه قائل به این نظرند که تفاوتی ندارد امام همسری داشته باشد یا خیر؛ در هر صورت اطاعت از او بر ما واجب است. چه فرقی می کند او مجرد باشد یا متأهل! در هر حال او امام است و زمانی که به فضل خداوند ظهور کند، تأهّل او از ملاکهای تشخیص بر حق بودن او نخواهد بود.

علاوه بر آن پرس و جو در مسائل شخصی امام زمان (ع) خالی هز اشکال نیست. میان این همه پرسش چه تفاوتی می کند وجود همسر یا عدم آن؟ انسانهای بسیاری با امام عصر (عج) ارتباط و دیدار داشته اند و هرگز درباره ی چنین مسئله ای از او سوال نپرسیده اند علاوه بر آن امام حسن عسکری (ع) نیز دراین باره حدیثی نفرموده اند. بنابراین می توان گفت هر چند شناخت امام زمان (ع) لازم است اما پاسخ به چنین سوالی ما را در جهت شناخت آن حضرت یاری نمی کند.

لبّ کلام
آنچه که خواندید بیان دیدگاه ها و نظرات در مسئله ی ازدواج حضرت بقیة الله (عج) بود. اینک وقت انتخاب و تصمیم گیری است؛ پیشنهاد می کنیم طبق فرمایش امامان بزرگوار در این زمینه تصمیم گیری کنید:

«قِف عند الشُّبهه» (به شبهه رسیدید توقف کنید!)


پی نوشت:
1. نوری طبرسی، میرزا حسین، نجم الثاقب، انتشارات مسجد جمکران، چ دوم / 77.
2. مکیال المکارم، ج 2، ص 76 به نقل از جمال الاسبوع
3. شیخ طوسی، کتاب الغیبة، ص224.
4. شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج 2، ص 385، ح 1.

 

برگرفته از :
1. مقاله ی آیا امام زمان(عج) ازدواج کرده و دارای فرزند هستند؟، دکتر حسینی قزوینی، پایگاه مؤسسه تحقیقاتی ولیعصر (عج)
2. درسنامه مهدویت2- ص126تاص139، خدامراد سلیمیان، بررسی احتمال نخست در ازدواج امام زمان در عصر غیبت و بررسی احتمال دوم.