هر لباسی پوشیدن، هر غذایی خوردن، هر حرفی زدن، هر
جایی رفتن، با هر کسی بودن، هر کتابی خواندن، هر فیلمی دیدن و در نهایت
خدای خود را پرستیدن، تعریف این روزها از آزادی است. تعریفی که دین نمی
پذیرد و خدا نمی پسندد. آزادی اسلامی، آزادی در چارچوب دین است و والاتر
از آن، بنده ی خدا بودن. آزادی، بندگی است؛ یعنی همان چیزی که این روزها
نامش را «آزادگی» گذاشته اند. (1)
گدای کوی تو از هشت خلد مستغنی است
اسیر عشق تو از هر دو عالم آزاد است (2)
حریّتی
که دین به انسان می بخشد، او را به خداوند نزدیک می کند؛ تا جایی که فرد
خود را از میان برمی دارد و به تنها چیزی که می اندیشد، وصال محبوب است.
عبودیّت فرد آزاده با انسان آزاد (در مفهوم امانیستی خود) کاملاً متفاوت
است. در این میان پرستش اولیای خدا و در رأس آنان، پیامبر اکرم (صلوات الله
علیه و آله) و امامان (علیهم السلام) برترین این عبادت هاست. چنانچه
امیرمؤمنان (ع) فرموده اند: «تو را به خاطر بیم از کیفرت و یا به طمع بهشتت
پرستش نکرده ام، بلکه تو را از آن رو پرستش کردم که شایسته ی پرستش
یافتم.» (3)
در این میان، به قول امام خمینی، انسان دو راه بیشتر ندارد:
«یا
عبودیت خدا یا عبودیت نفس اماره!» (4) اولی آزادی الهی است و برخاسته از
فطرت پاک و دومی آزادی نفس اماره و شکل گرفته در دوران رنسانس. (5)
عشق و عاشقیدر
مقام پرستش گری، کسی بالاتر از چهارده معصوم (ع) یافت نمی شود. در مقام
عبودیت ایشان، عشق حرف اول را می زند و عقل هرگز نمی تواند مقام بندگی آنان
را دریابد. تفسیر بخشی از معراج پیامبر اکرم (ص) می تواند به توضیح این
مطلب کمک کند.
زمانی که جبرئیل امین (ع) با پیامبر خاتم (ص) آسمان
ها را در می نوردیدند، به جایی رسیدند که ملک مقرّب خدا، گفت: «من بالاتر
از این بیایم، می سوزم. تو برو.»
جبرئیل (ع) نزول عقل تام است. نزول
عقل تام یعنی عقل تام و کاملی که در مراتب نوری پایین آمده و به مظهر و
پرتویی از آن نور کامل تبدیل شده است. قرآن مجید نیز از نزولات است؛ یعنی
در مراتب نورانی و ملکوت خداوند، مقامی بالاتر و برتر دارد ولی در گذر از
عوالم متعدد و برای رسیدن به زمین مفاهیم آن در قالب ملکی در آمده است.
در
هر حال نکته ی ظریف سخن جبرئیل این است که: ای پیامبر حق! عقل یارای آمدن
به این مقام را ندارد از این جا به بعد باید با مرکب عشق برانی.
وقتی
کسی به چنین مقامی رسید، نه تنها اگر دنیا برایش عرضه شود، نمی پذیرد (6)،
بلکه روزانه هزاران رکعت نماز می خواند آنقدر که پایش ورم می کند برای
آنکه بنده وار، شکر گزار خدای بخشنده اش باشد. (7)
رسالت آزادگانهر
کس که آزاده شد و این آزادگی در خون و جانش آمیخت، به دنبال آزاد کردن
اسیران غل و زنجیر می افتد. چنانچه خداوند کریم در رابطه با رسالت پیامبر
اکرم (ص) می فرماید: «بار گرانشان و بند و زنجیرشان را از آنها فرو نهد، پس
کسانی که به او گرویدند او را بزرگ و گرامی داشتند و یاری اش کردند و از
آن نوری که با او فرو آمده (قرآن) پیروی کردند، آنها رستگاران اند.» (8)
آقای
ما نیز رسالتی این چنینی دارد. او مأمور آن است که خدای آسمانی گمشده را
در میان میلیاردها خدای زمینی، به تک تک انسانها بشناساند. شیطان را به
بند کشیده و اطاعت از او را متوقف کند. قرآن را آشکار کند و اساس خدا پرستی
را استوار گرداند و بدین طریق، بندگان نادان به دانایی برسند و وجود خدایی
که انکارش کردند را باور کنند. (9)
در این میان دوباره شباهت بی
نظیر حضرت مهدی (عج) و پیامبر اسلام (ص)، رخ می نمایاند. هر دو معصوم در
رسالت خود با دو جریان جاهلیت مواجه بودند که به تعبیر خود رسول خدا (ص)،
جریان دوم که در مقابله با امام عصر (عج) قرار دارد، سخت تر و ناهموار تر
است. (10)
شباهت دیگر آنکه، پیامبر خدا (ص) فرمود: «ولایت از آن کسی
است که آزاد ساخته باشد.» (11) بنابراین نه تنها حضرت خاتم (ص) بر گردن
عالم و عالمیان ولایت دارند بلکه تک تک اوصیای آن حضرت نیز که به نوبه ی
خود مأمور نجات انسان ها از اسارات بوده اند، ولایتی تام و تمام بر آنها
دارند. (12)
جالب آنجاست که نام آزادکردگان معصومین در تاریخ به
آزادگی مانده است. آزاد شدگانی چون حرّ بن یزید ریاحی و بشر حافی. آزاد
شدگان امام حسین (ع) و امام کاظم (ع).
شباهت دیگر «فقر» است. فقر
ویژگی مشترک آزادگان جهان است. فقر سبب می شود که انسان بیشتر محتاج خدا
گردد و در بندگی او بیشتر بکوشد و به همین سبب است که مظهر بندگی چنین می
فرمایند: «الفقرُ فَخری (فقر افتخار من است.)» (13)
نکته ی آخر
اینکه، آزاده ای که دربند شدن انسان ها را می بیند به طرق مختلف در راه
آزادی آنان قیام می کند. باید دانست که قیام حقیقی تنها توسط امام معصوم
(ص) به ثمر خواهد نشست تا کل باطل به خاک ذلت بنشیند. چنانچه حضرت
سیدالشهدا (علیه السلام) پیش از قیام خود اعلام کردند:
«...هرکه
سلطانی ستمگر را ببیند که حرام های خدا را حلال شمرد، و عهد و پیمان الهی
را بشکند، و خلاف سنت رسول خدا (ص) رفتار کند و در میان بندگان به گناه و
ستم عمل کند، و بر او با زبان و عمل نشورد و قیام نکند بر خداوند است که او
را با همان ستمگران در یک جایگاه عذاب کند.» و در ادامه فرمودند که سلاطین
بنی امیه از این دست پادشاهان اند و اشاره کردند: «...و من به قیام بر ضد
این ها از همه سزاوارترم.» (14)
مولای حیّ ما نیز، قیامی از این دست خواهند داشت و نامشان نیز معرّف همین ویژگی است: قائم (ع).
ویژگیهای انسان حرّبا چند ویژگی، انسان های آزاده شناخته می شوند:
1.
خوشرویی و گشاده رویی: در این زمینه اخلاق و منش رسول خدا (ص) معروف است و
جالب است بدانید که بنا بر احادیث مختلف، شبیه ترین مردم در سیره و سنت به
ایشان، حضرت صاحب الامر (عج) هستند. پس ایشان همچون جدشان: «متبسم ترین
مردم و گشاده رو ترین و خوشروترین آنان بود.» (15)
راستی در همین جا
اضافه کنیم که شوخی کردن با مردم و دوستان، از اخلاق پیامبر خدا (ص) و
امامان معصوم (ع) است. چرا که «شوخی از خوش خلقی است.»(16)
2.
حیا و عفت: «رسول خدا (ص) از دوشیزگان پس پرده نیز با حیاتر بودند.» (17)
این حیا دو جنبه دارد. بخشی از آن در برابر مردم و بخش بیشتری در برابر
خداوند معنا و مفهوم می یابند و این چنین حیا لباس اسلام می شود. (18)
3.
کینه نداشتن و فریب ندادن: مهمترین چیز در این ویژگی این است که آزاده ی
واقعی، مسلمانی را لعنت نمی کند، در امور شخصی از کسی انتقام نمی گیرد،
هرگز کسی را تنبیه نمی کند مگر خلافکار را و همه چیز را اجابت می کند مگر
حرام را؛ و این ویژگی آبا و اجدادی آقای ماست. (19)
پی نوشت:
1. الرسالة القشیریه، ص 100
2. دیوان حافظ شیرازی، ص 17
3. بحارالانوار، ج 70، صص 186، 197، 234.
4. صحیفه ی نور، ج 14، ص 30
5. همان.
6. نهج البلاغه، خطبه ی 160
7. مصباح الشریعه، ص 170
8. قرآن، اعراف، آیه ی 157
9. از توصیفات امیرمؤمنان از رسالت پیامبر اکرم (ص)، نهج البلاغه، خطبه ی 147
10. برای مطالعه ی بیشتر مراجعه کنید به: جاهلیت مدرن، اسماعیل شفیعی سروستانی، چاپ و نشر از موسسه ی موعود عصر (عج)
11. کشف المحجّه، ص 187
12. همان
13. مستدرک الوسائل، ج11، ص 173
14. تاریخ طبری، ج 5، ص 403
15. فضائل خمسه، ج 1، ص 157
16. کافی، ج 2، ص 663
17. طبقات الکبری، ج 1، ص 368
18. کافی، ص 2، ص 46
19. طبقات کبری، ج 1، ص 367
منبع: دلشاد تهرانی، سیره ی نبوی «سیره ی فردی»، صص 445- 490