بسیاری از ما، بی آنکه بدانیم چرا، وقتی مقام مسئولی
را می بینیم، دست و پایمان را گم می کنیم و حتی اگر یک دنیا اعتراض به
عملکرد او داشته باشیم، در بهت مقام او سکوت می کنیم. شاید بهتر است در
اینگونه موارد، به این توجه کنیم که هر کس بنابر جایگاهش باید پاسخگوی
اعمال خویش باشد. مثلاً اگر کسی 10 نفر زیردست دارد، و کس دیگری 1000 نفر،
به این معنا نیست که مقام دومی بیشتر از اولی است. بلکه به این معناست که
دومی، باید پاسخگوی اعمال هزار نفر باشد و اولی پاسخگوی اعمال 10 نفر!
این همه را گفتم که بگویم، وقتی زمان گفتن حق
رسید، دیگر دیدن مقام جایی ندارد؛ فقط باید مسئولیتها را دید. چنانچه رسول
خدا (ص) زمانی که با لشکری کم جمعیت، اسلام را آغاز کردند، هرگز زمان نامه
نوشتن به خسرو پرویز، شاه قدرتمند ایرانیان، تردید نکردند و فرمودند:
«اسلام بیاور تا در امان باشی و اگر از اسلام رویگردان شوی، گناه مردم مجوس
بر گردن توست.» (1)
رسول خدا (ص)، اینگونه بود: وقتی حقی در میان بود، هرگز عقب نمی نشست. امیرمؤمنان درباره ی حق مداری رسول اکرم (ص) فرموده اند:
«آشکار
کننده ی حق به وسیله ی حق و شکست دهنده ی لشکریان باطل و در هم کوبنده ی
شوکت گمراهان. با تمام قدرت، سنگینی بار رسالت را تحمل کرد و به فرمانت
قیام نمود و به سرعت در راه رضا و خشنودی ات گام برداشت و حتی یک قدم عقب
نگذاشت و از هیچ تصمیمی سست نگشت...پرچمهای حق را برافراشت و احکام نورانی
اسلام را برپا ساخت.» (2)
زمانی که حق کسی داده شود، یا حق در
جایگاه خودش مستقر گردد، عدالت تحقق یافته است. می خواهم بگویم که تحقق
عدالت جز با حق شناسی و حق خواهی محقق نمی شود. جالب است یکی از زهاد و
علمای عصر رسول خدا (ص) گفته است:
«به درستی که رسول خدا میزان اکبر است
و همه چیز را باید با خلق و سیره و روش و راه و رسم او سنجید و دان عرضه
نمود که اگر با آن موافق بود، حق است و چنان چه با آن مخالف بود، باطل
است.» (3)
نشانه های حق خواهی و عدالت طلبیامّا نشانه های حق طلبی چند چیز است:
نخست: رعایت مساوات
حتماً
از عدالت طلبی حضرت امیرمؤمنان علی (ع) حکایتهای زیادی شنیده اید و شاید
معروف ترین آنها، داستان برادر امام است که تقاضای اندکی پول بیشتر از بیت
المال می کند. امام علی (ع)، با نزدیک کردن آهن گداخته به دست برادر خویش،
آتش دوزخ را به یاد او آوردند و نپذیرفتند که عدالت را فدای نزدیکان خویش
سازند.
درباره ی رسول خدا (ص) روایت شده است که فرمود: «همانا
پیشینیان شما هلاک شدند زیرا اگر فردی بزرگ از ایشان دزدی می کرد، رهایش می
کردند و اگر فردی ضعیف دزدی می کرد، بر وی حد جاری می کردند. سوگند به آن
که جانم به دست اوست، اگر فاطمه، دختر محمد، نیز دزدی کرده بود، دست او را
می بریدم.» (4)
آقای ما، حجت بن الحسن (عجل الله تعالی فرجه) نیز،
همچون اجداد خویش، در رعایت حق کم نظیرند. روایت داریم که امام باقر (ع) به
دو نفر از کسانی که خیلی درباره ی مهدی موعود (ع) سوال می پرسیدند فرمود:
«چرا برای ظهور قائم شتاب دارید؟ به خدا سوگند او جز لباسی زبر و خشن نمی
پوشد و جز غذایی ناگوار نمی خورد.» (5)
این جمله به این معناست که
اگر کسی می خواهد یار نزدیک امام بماند، باید قید رفاه و آسایش دنیایی را
بزند و اگر به دنبال رفاه است، باید قید دوستی صمیمانه با امام را بزند.
نزدیکی و قرب به امام با دنیا طلبی، جمع نمی شود و امام زمان (عج)، برای
نزدیکان خود نیز استثنا قائل نمی شود. (6)
دوم: رعایت آداب قضاوتقضاوت
کردن، کاری بس دشوار است که تنها از کسی برمی آید که حق و باطل را بشناسد و
بفهمد. امیرمؤمنان علی (ع)، سه گروه از داوران را دوزخی و تنها یک گروه را
بهشتی می دانند و آن گروهی است که آگاهانه به حق حکم کنند. (7) و این کار
فقط از کسی برمی آید که حق شناس باشد.
قضاوتی که امام زمان (عج) بر اساس
آن داوری می کنند، قضاوت داوودی است. حضرت داوود (ع) بر اساس علمی که از
خدا آموخته بودند، میان مردم داوری می کردند.
امام صادق (علیه السلام)
فرمودند: «قائم آل محمد، به حکم داوود و سلیمان داوری می کند یعنی از مردم
شاهدی نمی خواهد.» (8) چرا که حضرت خود ملاک حق و باطل اند و از همه چیز
باخبرند. به نظر می رسد چون مردم در آن زمان این موضوع را به درستی درک می
کنند، کمتر کسی به نحوه ی داوری ایشان، شکایت می کند.
سوم: تشویق نیکوکاران، تنبیه بدکارانامیرمؤمنان
علی (ع) همواره می فرمودند: «هرگز نباید نیکوکار و بدکار در نزد تو یکسان
باشند که آن رغبت نیکوکار را به نیکی کم می کند و بدکار با بدی خو می
گیرد....» (9)
چنانچه می دانید، اساس کار قیام حضرت مهدی (عج) همین است. آقای ما: معزّ الاولیاء و مذل الاعداء اند. (10)
بهترین
پاداش را به دوستان خدا می دهند و آن: جاری شدن احکام الهی در زمین و
حکومتی حق مدار است که آنان را به سمت کمال و رستگاری رهنمون می گردد.
بدترین جزا نیز به کافران تعلق می گیرد و آن: انتقام خداست.
پرچم دار عدالتنام
آقای ما را با عدالت پیوند داده اند. بدون آنکه نیاز باشد اشاره ای به
شباهت رسول خدا (ص) و حضرت مهدی (عج) در روایات (11) داشته باشیم، چشم بسته
می توانیم بگوییم: آقای ما کسی است که با یاوران پولاد دل خویش، سربازان
صبور و یاوران منتظر، پشت ستم را بر خاک می زند و خیمه ی حق را با عمود
عدالت، دوباره برپا خواهد کرد.
«خداوندا! چه زمان پرچم حق را بر دوش آن حضرت قرار می دهی تا حکومتی الهی بنیان نهد و ما در آن وقت بگوییم: الحمدلله» (12)
پی نوشت:
1. احمدی میانجی، علی، مکاتیب الرسول (ص)؛ به نقل از شفیعی سروستانی، اسماعیل، قوم نشان شده، ص 23
2. نهج البلاغه، خطبه ی 72؛ به نقل از دلشاد تهرانی، مصطفی، سیره ی نبوی «سیره ی مدیریتی»، ص 563
3.
تذکرة السامع، و المتکلم فی ادب المعالم و المتعلّم، دارالکتب العلمیة،
بیروت، ص 2؛ به نقل از دلشاد تهرانی، مصطفی، همان، ص 604
4. صحیح مسلم، ج 11، ص 187؛ کنزالعمال، ج 3، ص 735؛ به نقل از دلشاد تهرانی، مصطفی، همان، ص 568- 569
5. صدر، محمد، تاریخ پس از ظهور، موعود عصر (عج)، 1387، ص 472
6. همان، ص 473
7. کلینی، کافی، ج 7، ص 407؛ به نقل از دلشاد تهرانی، مصطفی، همان، ص 577
8. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج 13، ص 183؛ به نقل از صدر، محمد، تاریخ پس از ظهور، موعود عصر (عج)، ص 487 – 495
9. نهج البلاغه، نامه ی 53
10. عزت بخش دوستان خدا و خوار کننده ی دشمنان او. قمی، عباس، مفاتیح الجنان، دعای ندبه
11. صدوق، محمد بن علی، کمال الدین و تمام النعمه، ترجمه ی منصور پهلوان، ج1، باب 25، ص 535- 534، ح 1
12. قمی، عباس، همان.