درانتظارمنجی

درانتظارباران نیست آنکه بذری نکاشته

درانتظارمنجی

درانتظارباران نیست آنکه بذری نکاشته

شباهت حضرت مهدی (عج) و امام هادی (ع)

امام هادی علیه السلام هیبتی داشتند که نظیر آنرا احدی نداشته. به طوری که دشمنان آن حضرت احترام هایی برای آن جناب انجام می دادند که برای هیچ کس انجام نمی دادند. که این امر به دلیل هیبت آن حضرت بود نه از روی محبت و علاقه به آن بزرگوار. حضرت مهدی -عجل الله تعالی فرجه- نیز همین طور است. ایشان به ویژه در دل دشمنان هیبت و رعب خاصی دارند.
منبع:
مکیال المکارم، محمد تقی موسوی اصفهانی، ص 273

شباهت حضرت مهدی (عج) با حضرت شیث (ع)

در این مطلب به شباهت های حضرت مهدی علیه السلام و حضرت شیث (ع) می پردازیم.

حضرت شیث (ع) اجازه نیافت که علم خودش را آشکار کند، در روضه کافی روایت شده که حضرت باقر (ع) فرموده اند: «وقتی شیث، پدرش آدم را دفن کرد، قابیل به نزدش آمد و گفت: ای هبة الله! من دیدم که پدرم آدم تو را از علم آنقدر عطا کرد که به من نکرد و ان همان علمی است که برادرت هابیل به آن دعا کرد و قربانی اش قبول شد، به این خاطر او را کشتم که فرزندانی نداشته باشد تا بر فرزندان من افتخار کنند و بگویند ما فرزندان کسی هستیم که قربانی اش قبول شد و شما فرزند کسی هستید که قربانی او قبول نشد. تو هم اگر علمی را که پدرم به تو اختصاص داده آشکار کنی، تو را هم می کشم همانطور که برادرم هابیل را کشتم. پس هبة الله شیث و فرزندان او، آنچه از علم و ایمان نزد آنها بود مخفی می کردند.1»

حضرت مهدی (ع)  نیز اجازه نیافته که علم خود را آشکار کند تا روز وقت معین. چنانکه درباره حضرت روایت شده: هنگام ولادت بر زانو قرار گرفت و دو انگشت سبابه اش را به سوی آسمان بلند کرد و عطسه ای زد و فرمود: «الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله، ستمگران پنداشته اند که حجت الهی باطل و نابود است و حال آنکه اگر در سخن گفتن به ما اجازه داده شود، شک از بین می رود.2»

پی نوشت:
1-روضه کافی، ص 114؛ به نقل از مکیال المکارم
2- کمال الدین، ج 2، ص 430
 
منبع: مکیال المکارم، سید محمد تقی موسوی اصفهانی

ندای اختصاصی

آیا تا به حال ندایی را شنیده اید که به زبان خودتان پیامی را به شما برساند و روز بعد بفهمید در کل زمین، همه ی انسانها آن را به زبان خودشان شنیده اند؟ ندایی که در کل زمین در یک لحظه شنیده شود؟ نشنیده اید؟ طبیعی است! هنوز وقت آمدن این ندا نرسیده است!

اگر اهل پیگیری مطالب مستور باشید، درباره ی صیحه ی آسمانی که یکی از نشانه های اصلی ظهور است خوانده اید.

در نزدیکی وقت ظهور، ندایی از حضرت جبرئیل (علیه السلام) به گوش همه ی مردم جهان می رسد که اعلام می کند حق با حضرت علی (ع) و فرزندان ایشان است. امام باقر (ع) می فرمایند: «منادی از آسمان ندا می دهد: «فلان بن فلان امام است و نام او را می برد.» (1)

امام صادق (ع) در تفسیر این آیه: «و استمع یومَ یُنادِ المنادی مِن مکانٍ قریبٍ» (2) (گوش بسپار به روزی که منادی از مکانی نزدیک ندا می دهد) چنین فرمودند: «منادی به اسم قائم (ع) و اسم پدرش ندا می کند.» (3)

تنها کسی که برای او چنین ندایی در کل عالم، نواخته می شود، حضرت صاحب الامر (عجل الله تعالی فرجه) است. به همین خاطر «ندای آسمانی به اسم آن حضرت» از ویژگیهای ممتاز ایشان است.

امام باقر (ع) درباره ی این ندا فرمودند: «در خبری که منادی از آسمان به اسم قائم (ع) ندا می کند، پس کسی که در مشرق و در مغرب است می شنود. خوابیده ای نمی ماند مگر آن که بیدار می شود؛ و ایستاده ای نمی ماند مگر آنکه می نشیند و نشسته ای نمی ماند مگر آن که از خوف آن صدا برمی خیزد.» و در ادامه فرمودند: «این صدا در شب جمعه ی بیست و سوم ماه رمضان از جبرئیل است.» (4)

همچنین از ایشان روایت شده است که در توصیف علائم ظهور فرمودند: «اگر این امر (یعنی علائم دیگر ظهور) شما را به اشتباه بیندازد، صدا از آسمان به اسم او و امرش شما را مشتبه نمی سازد.» (5)

ماه رمضان نزدیک است! گوشهایمان را تیز کنیم!

 

پی نوشت:
1. کمال الدین و اتمام النعمه، ص 650؛ به نقل از نهاوندی، علی اکبر، العبقری الحسان، ج 7، ص 333
2. سوره ی ق، آیه ی 41
3.  تفسیر القمی، ج 2، ص 327؛ به نقل از همان منبع.
4. الغیبه، ص 254؛ به نقل از همان منبع، ص 334
5. تفسیر العیاشی، ج 1، ص 65؛ به نقل از همان منبع.

منبع: نهاوندی، علی اکبر، العبقری الحسان، ج 7، صص 332- 335

همنشین نبودن با خار

این شعر سعدی را بخوانید –حتی اگر پیش از این خوانده اید:
گلی خوش ‌بوی در حمام روزی
رسید از دست مخدومی به دستم
بدو گفتم که مشکی یا عبیری؟ که از بوی دلاویز تو مستم
بگفتا من گِلی ناچیز بودم
ولیکن مدتی با گُل نشستم
کمال هم‌نشین درمن اثر کرد
وگرنه، من همان خاکم که هستم

مفهوم این شعر تاثیر همنشین بر انسان است. اینکه همنشین خوب، با همکاری ها و خوش فکر و خوش عمل بودنش زمینه های رشد انسان را فراهم می کند و یا حداقل جلوی رشد انسان را نمی گیرد و همنشین بد، هر لحظه با آزار رساندنش حتی اگر رشد کسی را متوقف نکند، زندگی آسوده ای برای انسان باقی نمی گذارد. هرچند به اشتباه افتادن و خطا کردن هرگز به وجود نورانی امامان راه پیدا نمی کند اما وجود همنشین بد باعث کدورت آنها می گردد و گاهی به آنان آزار می رساند.

یکی از ویژگیهای ممتاز امام عصر (ارواحنا له الفداء)، «همنشین نبودن با ناپاکان» است. ایشان به دلیل تقیه و همچنین به علت اینکه از روز تولد در غیبت بودند، هرگز پا در خانه ی هیچ کافری نگذاشتند، با آنان هم صحبت نشدند و حتی با آنان مصافحه نیز نکردند. (1)

در تاریخ امامان شیعه (علیهم السلام)، موردی مشابه با امام زمان (عج) وجود ندارد. همه ی امامان ما، مجبور به سخن گفتن، میهمان شدن، مشورت کردن و حتی ازدواج کردن با ناپاکان شده اند:

رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) در خانه ی کافران رفت و آمد داشتند؛ در میان آنان به «امین» شهره بودند؛ مورد مشورت آنان قرار می گرفتند و حتی پس از بعثت در مواقعی همچون جنگ احد و خیبر با منافقان مشورت می کردند و گاهی اوقات به رای و نظر آنان عمل می کردند.

امیرالمؤمنین علی (علیه السلام)، در زمان بدترین مردم روزگار می زیستند. کسانی که حق ایشان را غصب کردند و همسر ایشان را به قتل رساندند. پس از سه خلیفه ی اول، معاویه، کسی که از جانب خداوند و رسول خدا (ص) لعنت شده است، به خلافت رسید که هم عصر ایشان بود.

امام حسن (ع) را همسر نا اهل و ناپاکششان به شهادت رساندند. امام رضا (ع)، به اجبار، ولیعهد مأمون شدند و امام جواد (ع)، نیز به اجبار با دختر مأمون ازدواج کردند. امام هادی (ع) بارها و بارها به کاخ متوکل رفت و آمد می کردند. موقعیت امامان ما به گونه ای بود که مجبور به چنین مراوداتی بودند و خودشان نیز می فرمودند: «اگر توانایی داشتیم، آن را قطع می کردیم.» (2)

امّا امام عصر (عجل الله تعالی فرجه)، هرگز با نااهلان مراوده نداشته است و همدم و انیس و خادمان آن حضرت، همگی از انسانهای مخلص و پاک و مقرب هستند. (3)


پی نوشت:
1. نهاوندی، علی اکبر، العبقری الحسان، ج 7، ص 330
2. همان، ص 331
3. همان.

دو خورشید مثل هم

شباهتهای حضرت فاطمه زهرا (س) و امام مهدی (عج)
خیلی طبیعی به نظر می رسد که مادر و فرزندی شبیه به هم باشند. اما گاهی این شباهتها از حد صورت و سیرت فراتر می رود و تمام عرصه های زندگی را فرا می گیرد. دقیقا مانند حضرت زهرا (س) و فرزندش امام مهدی (عج). مادر و فرزندی با سالها فاصله از هم ولی درست شبیه به یکدیگر. اگر برایتان جالب است که بدانید شباهت این دو بزرگوار تا چه اندازه است، با ما همراه باشید.

شباهتهای ظاهری

از جمله شباهتهایی که برای حضرات (ع) ذکر شده است، مربوط به شباهتهای ظاهری آنها می باشد. زیبایی چهره که هر دو بزرگوار از آن بهره مند بودند و دیگر هم درخشش سیما. از امام هادی (ع) پرسیدند: «چرا حضرت فاطمه (س) را زهرا نامیدند؟ ایشان پاسخ دادند: چهره حضرت در آغاز روز چون خورشید فروزان و در میان روز چون ماه تابان و در پایان روز چون ستاره ای درخشان برای امیرالمومنین (ع) پرتوافشانی می کرد.» (1) درباره ی حضرت حجت (عج) نیز پیامبر (ص) چنین می فرمایند: «مهدی از تبار من است. چهره اش همانند ستاره ای درخشان است .... زمین را پر از عدل کند، آنچنان که پر از ستم شده باشد...» (2).

دوران کودکی

یکی دیگر از شباهتهای این مادر و پسر آسمانی، مربوط است به دوران پیش از تولد که هر دو زمانی که در شکم مادر بودند، سخن می گفتند. حضرت زهرا (س) در تمام مدت جنینی، با حضرت خدیجه (س) سخن می گفتند. درست مانند حضرت مهدی (عج) که وقتی حکیمه خاتون، برای ایشان سوره ی قدر خواند، حضرت (عج) جواب او را دادند و به او سلام کردند و سوره را همراه او تلاوت می کردند. (3)

بلافاصله پس از تولد نیز، هر دو به سجده افتادند و شهادتین گفتند و به یگانگی خداوند و حقانیت اسلام اعتراف کردند.(4)

از دیگر شباهتهای دوران کودکی، از دست دادن مادر بود. هر دوی این بزرگواران، از دوران خردسالی، آزمایشات الهی را پشت سر گذاشتند و در زمان کودکی، داغ مادر را تجربه کردند.

عظمت مادر هر دو

خدیجه (س)، بانوی اول اسلام، حامی پیامبر (ص) و مادر فاطمه (س)، یکی از چهار زن برتر عالم می باشد که برای اسلام و به عشق پیامبر (ص)، تمام مال و زندگی خود را بخشید و به سبب ازدواج با پیامبر (ص)، او را بسیار آزار دادند. زنی که پس از وفاتش، پیامبر (ص) تا یک سال نخندیدند. (5) نرجس خاتون نیز همین شرایط را به گونه ای دیگر داشت. او نیز حاضر شد برای اسلام و به عشق امام حسن عسکری (ع)، از ملکه بودن خود دست بردارد و در لباس کنیزان، خود را به امام (ع) برساند و برای این ازدواج، سختیهای زیادی کشید.

نور فراگیر

از شباهتهایی که برای این دو حضرت آمده است، نورشان می باشد که مانند نور خورشید فراگیر است. امام صادق (ع) مى فرماید: «هنگامى که وجود مبارک فاطمه (س) به زمین رسید نورى از آن وجود نازنین ساطع گردید که پرتو آن به تمام خانه هاى مکه داخل شد، به حدى که همه مکه را روشن کرد. همزمان با آن در آسمان نیز نور روشنى پدیدار گشت که ملائکه و فرشتگان آسمان پیش از آن نورى به این زیبایى ندیده بودند.» (6) در مورد درخشش نور حضرت مهدی (عج) هم پس از ظهور، امام ششم (ع) در ذیل آیه «و اشرقت الارض بنور ربها» فرمودند: «پروردگار زمین (ربها) یعنی امام زمین، هر گاه ظهور کند، مردم از نور آفتاب و ماه بی نیاز می شوند و به نور امام اکتفا می کنند.» (7)

طلب یاری از مردم

حضرت زهرا (س)، چهل شب به خانه مهاجران و انصار سرکشی کرده و یاری می طلبیدند؛ هرچند که جوابی جز سکوت و بی اعتنایی دریافت نمی کردند. (8)

اولین خطبه ی تاریخی امام زمان (عج) (بعد از ظهور) پس از حمد خداوند و سلام و صلوات بر آستان با عظمت معصومان (ع) چنین است: «ای مردم! ما برای خداوند از شما یاری می طلبیم و کیست که ما را یاری کند؟...» (9)

محروم شدن از ارث پدر

حتما ماجرای فدک را شنیده اید. زمانی که پیامبر اکرم (ص) فدک را به ایشان می دادند، فرمودند: «دخترم! فدک مال توست، در آن تصرف کن؛ هرچند می دانم که پس از من آن را غصب می کنند و از تو می گیرند.» (10)

امام حسین (ع) در حدیثی می فرمایند: «قائم این امت، نهمین فرزند از نسل من است، هم او که پرده نشین غیبت است و در حال حیاتش میراث او را تقسیم می کنند.» (11)

هم سخن فرشتگان

«حضرت زهرا (س) پس از رسول خدا (ص) هفتاد و پنج روز زندگی کردند و در سوگ پدر اندوهی سخت داشتند، جبرئیل (ع) پیوسته به حضور ایشان می آمد و در عزای پدر ایشان را تسلیت می گفت...» (12)

«امام مهدی به تنهایی ظهور می کند و به تنهایی به سوی کعبه می رود و وارد آن می شود و به تنهایی شب را سپری می کند. پاسی از شب که گذشت و چشمها را خواب ربود، حضرات جبرئیل و میکائیل (ع) و دیگر فرشتگان بر ایشان نازل می شوند و جبرئیل (ع) به ایشان می گوید: سرور من! گفته ات قبول و امرت نافذ است.» (13)


پی نوشت:
1.      کوثر ولایت، ص 27-29.
2.      اسعاف الراغبین، ص 134(در حاشیه نورالاخبار)
3.      بحارالانوار، ج 51، ص13.
4.      ناسخ التواریخ، ج1، ص19؛ بحارالانوار، ج51، ص16 و 17.
5.      تذکرة الخواص، ص303.
6.      بحارالانوار، ج 16، ص 80 .
7.      تفسیر قمی، ج2، ص253.
8.      نهج الحیاة، ص286.
9.      الغیبة نعمانی، ص121؛ بحارالانوار، ج52، ص223.
10.  مناقب آل ابی طالب، ج 1، ص123، بحارالانوار، ج 29، ص118.
11.  الزام الناصب، ص67.
12.  امام صادق (ع)، کوثر ولایت، ج84.
13.  الزام الناصب، ج2، ص256.