شباهتهای حضرت فاطمه زهرا (س) و امام مهدی (عج)
خیلی
طبیعی به نظر می رسد که مادر و فرزندی شبیه به هم باشند. اما گاهی این
شباهتها از حد صورت و سیرت فراتر می رود و تمام عرصه های زندگی را فرا می
گیرد. دقیقا مانند حضرت زهرا (س) و فرزندش امام مهدی (عج). مادر و فرزندی
با سالها فاصله از هم ولی درست شبیه به یکدیگر. اگر برایتان جالب است که
بدانید شباهت این دو بزرگوار تا چه اندازه است، با ما همراه باشید.
شباهتهای ظاهریاز جمله
شباهتهایی که برای حضرات (ع) ذکر شده است، مربوط به شباهتهای ظاهری آنها می
باشد. زیبایی چهره که هر دو بزرگوار از آن بهره مند بودند و دیگر هم درخشش
سیما. از امام هادی (ع) پرسیدند: «چرا حضرت فاطمه (س) را زهرا نامیدند؟
ایشان پاسخ دادند: چهره حضرت در آغاز روز چون خورشید فروزان و در میان روز
چون ماه تابان و در پایان روز چون ستاره ای درخشان برای امیرالمومنین (ع)
پرتوافشانی می کرد.» (1) درباره ی حضرت حجت (عج) نیز پیامبر (ص) چنین می
فرمایند: «مهدی از تبار من است. چهره اش همانند ستاره ای درخشان است ....
زمین را پر از عدل کند، آنچنان که پر از ستم شده باشد...» (2).
دوران کودکییکی
دیگر از شباهتهای این مادر و پسر آسمانی، مربوط است به دوران پیش از تولد
که هر دو زمانی که در شکم مادر بودند، سخن می گفتند. حضرت زهرا (س) در تمام
مدت جنینی، با حضرت خدیجه (س) سخن می گفتند. درست مانند حضرت مهدی (عج) که
وقتی حکیمه خاتون، برای ایشان سوره ی قدر خواند، حضرت (عج) جواب او را
دادند و به او سلام کردند و سوره را همراه او تلاوت می کردند. (3)
بلافاصله پس از تولد نیز، هر دو به سجده افتادند و شهادتین گفتند و به یگانگی خداوند و حقانیت اسلام اعتراف کردند.(4)
از
دیگر شباهتهای دوران کودکی، از دست دادن مادر بود. هر دوی این بزرگواران،
از دوران خردسالی، آزمایشات الهی را پشت سر گذاشتند و در زمان کودکی، داغ
مادر را تجربه کردند.
عظمت مادر هر دوخدیجه
(س)، بانوی اول اسلام، حامی پیامبر (ص) و مادر فاطمه (س)، یکی از چهار زن
برتر عالم می باشد که برای اسلام و به عشق پیامبر (ص)، تمام مال و زندگی
خود را بخشید و به سبب ازدواج با پیامبر (ص)، او را بسیار آزار دادند. زنی
که پس از وفاتش، پیامبر (ص) تا یک سال نخندیدند. (5) نرجس خاتون نیز همین
شرایط را به گونه ای دیگر داشت. او نیز حاضر شد برای اسلام و به عشق امام
حسن عسکری (ع)، از ملکه بودن خود دست بردارد و در لباس کنیزان، خود را به
امام (ع) برساند و برای این ازدواج، سختیهای زیادی کشید.
نور فراگیراز
شباهتهایی که برای این دو حضرت آمده است، نورشان می باشد که مانند نور
خورشید فراگیر است. امام صادق (ع) مى فرماید: «هنگامى که وجود مبارک فاطمه
(س) به زمین رسید نورى از آن وجود نازنین ساطع گردید که پرتو آن به تمام
خانه هاى مکه داخل شد، به حدى که همه مکه را روشن کرد. همزمان با آن در
آسمان نیز نور روشنى پدیدار گشت که ملائکه و فرشتگان آسمان پیش از آن نورى
به این زیبایى ندیده بودند.» (6) در مورد درخشش نور حضرت مهدی (عج) هم پس
از ظهور، امام ششم (ع) در ذیل آیه «و اشرقت الارض بنور ربها» فرمودند:
«پروردگار زمین (ربها) یعنی امام زمین، هر گاه ظهور کند، مردم از نور آفتاب
و ماه بی نیاز می شوند و به نور امام اکتفا می کنند.» (7)
طلب یاری از مردمحضرت
زهرا (س)، چهل شب به خانه مهاجران و انصار سرکشی کرده و یاری می طلبیدند؛
هرچند که جوابی جز سکوت و بی اعتنایی دریافت نمی کردند. (8)
اولین
خطبه ی تاریخی امام زمان (عج) (بعد از ظهور) پس از حمد خداوند و سلام و
صلوات بر آستان با عظمت معصومان (ع) چنین است: «ای مردم! ما برای خداوند از
شما یاری می طلبیم و کیست که ما را یاری کند؟...» (9)
محروم شدن از ارث پدرحتما
ماجرای فدک را شنیده اید. زمانی که پیامبر اکرم (ص) فدک را به ایشان می
دادند، فرمودند: «دخترم! فدک مال توست، در آن تصرف کن؛ هرچند می دانم که پس
از من آن را غصب می کنند و از تو می گیرند.» (10)
امام حسین (ع) در
حدیثی می فرمایند: «قائم این امت، نهمین فرزند از نسل من است، هم او که
پرده نشین غیبت است و در حال حیاتش میراث او را تقسیم می کنند.» (11)
هم سخن فرشتگان«حضرت
زهرا (س) پس از رسول خدا (ص) هفتاد و پنج روز زندگی کردند و در سوگ پدر
اندوهی سخت داشتند، جبرئیل (ع) پیوسته به حضور ایشان می آمد و در عزای پدر
ایشان را تسلیت می گفت...» (12)
«امام مهدی به تنهایی ظهور می کند و
به تنهایی به سوی کعبه می رود و وارد آن می شود و به تنهایی شب را سپری می
کند. پاسی از شب که گذشت و چشمها را خواب ربود، حضرات جبرئیل و میکائیل
(ع) و دیگر فرشتگان بر ایشان نازل می شوند و جبرئیل (ع) به ایشان می گوید:
سرور من! گفته ات قبول و امرت نافذ است.» (13)
پی نوشت:
1. کوثر ولایت، ص 27-29.
2. اسعاف الراغبین، ص 134(در حاشیه نورالاخبار)
3. بحارالانوار، ج 51، ص13.
4. ناسخ التواریخ، ج1، ص19؛ بحارالانوار، ج51، ص16 و 17.
5. تذکرة الخواص، ص303.
6. بحارالانوار، ج 16، ص 80 .
7. تفسیر قمی، ج2، ص253.
8. نهج الحیاة، ص286.
9. الغیبة نعمانی، ص121؛ بحارالانوار، ج52، ص223.
10. مناقب آل ابی طالب، ج 1، ص123، بحارالانوار، ج 29، ص118.
11. الزام الناصب، ص67.
12. امام صادق (ع)، کوثر ولایت، ج84.
13. الزام الناصب، ج2، ص256.