درانتظارمنجی

درانتظارباران نیست آنکه بذری نکاشته

درانتظارمنجی

درانتظارباران نیست آنکه بذری نکاشته

ابر سایه انداز

اگر سرتان به امور دنیوی گرم نباشد و کمی اخبار ببینید، کمی در متن جامعه باشید و کمی سرتان در کتابهای فرهنگی بچرخد، احتمالاً تا به حال دریافته اید که در دوران ما، چقدر حق و باطل به هم آمیخته شده اند و تشخیص شان از یکدیگر دشوار است. انگار هیچ حق مطلقی نمی توان یافت! البته خوشبختانه باطل مطلق را می شناسیم و از این طریق می توانیم هر که مقابلش ایستاده دوست بدانیم. امّا آیا می توانیم بگوییم طرف باطل مطلق، ابلیس لعین، هستیم یا دوست خداییم؟ این ویژگی آخرالزمان است!

زودتر از آنچه فکرش را می کنیم با اذن خداوند کریم، زمانی می رسد که گروه دوست به طور کامل از گروه دشمنان خدا جدا می شوند. زمانی که به تعبیر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بر پیشانی مؤمن، مهر ایمان می زنند و بر پیشانی کافر، مهر کفر. (1)

در این زمان، بسیار مهم است که چه کسی را به عنوان امام خود برگزینیم. در یک سو، آقا و مولای ما، حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه) همراه با فرماندهان شیردل خود ایستاده اند و در سوی دیگر ابلیس و لشکریان خبیثش!

کاری به آزمایشها و پیچیدگیهای انتخاب امام در آن دوران نداریم؛ امّا مژده می دهیم که اگر در این دوران مشتاق و عاشق امام عصر (ارواحنا له الفداء) هستید، امام را به راحتی در میدان جنگ شناسایی می کنید؛ چگونه؟

از رسول اکرم (ص) روایت است که: «مهدی خروج می‌کند و بر سر او ابر سفیدی است و از میان آن ابر یک منادی ندا سر می‌دهد که این مهدی خلیفه و جانشین خدا است، پس از او پیروی کنید. گفته می‌شود که این ندا به همه جای زمین می‌رسد و هر کس، آن را به زبان خود می‌شنود.» (2)

و در حدیث دیگری آمده است که در آن هر مؤمن و کافری این صدا را می شنود که کسی که در سایه ی ابر است: «مهدی آل محمد است. زمین را پر از عدل می کند؛ آنچنان که از ستم پر شده باشد.» (3)

«سایه انداختن ابر سفید» بر سر مبارک حضرت مهدی (علیه السلام)، از ویژگیهایی است که منحصراً برای ایشان است. البته این ابر سفید به شناسایی ایشان کمک می کند؛ امّا خدا کند که وقت انتخاب، پایمان به سمت و سوی دیگری نلغزد...

 پی نوشت:
1.  «[دابة الارض بقدری نیرومند است که] هیچکس به او نمی رسد و کسی نمی تواند از دست او فرار کند، بین دو چشم مؤمن علامت می گذارد و می نویسد: «مؤمن» و بین دو چشم کافر علامت می گذارد و می نویسد: «کافر» و عصای موسی و انگشتر سلیمان با او است.» بحارالانوار، ج 6، ص 300; ایقاظ، ص 335; مجمع البیان در ذیل آیه مورد بحث; نورالثقلین، ج 4، ص 98
2. کفایة الاثر، ص 151؛ به نقل از نهاوندی، علی اکبر، العبقری الحسان، ج 7، ص 339
3. الامالی، ص 292؛ به نقل از همان منبع.

شباهت حضرت مهدی علیه السلام و حضرت نوح (ع)

 -طول عمر: حضرت نوح (ع) شیخ الانبیاست، از امام صادق (ع) و امام هادی (ع) روایت است که حضرت نوح دو هزار و پانصد سال عمر کرد و حضرت مهدی (ع) شیخ الاوصیاست و عمر آن حضرت تا کنون (تا زمان مؤلف) هزار و هشتاد و پنج سال می شود.

امام سجاد (ع)  فرموده اند: «در قائم (ع) روشی از آدم و نوح است و آن طول عمر می باشد.1»

2- پاک کردن زمین از کافران:
حضرت نوح (ع) زمین را با سخنش از کافرین پاک کرد و گفت: «پروردگارا بر روی زمین دیارالبشری از کافران برجای مگذار.2» حضرت مهدی (ع) نیز زمین را با شمشیر از وجود کافران پاک می گرداند تا جایی که هیچ اثری از آنها باقی نماند.

3- صبر حضرت مهدی (ع) و حضرت نوح (ع):
حضرت نوح (ع) نهصد و پنجاه سال صبر کرد چنانکه خداوند می فرماید: «پس در میان آنان هزار سال، منهای پنجاه سال به سر برد آنگاه طوفان آنان را فرو گرفت، در حالی که ایشان ستمکار بودند.3» حضرت مهدی (ع) نیز از اول امامتش تا کنون صبر کرده است.

4- هلاکت قوم نوح و قوم حضرت مهدی (ع):
هرکس از حضرت نوح (ع) تخلف کرد هلاک شد و چنانکه در حدیث آمده هر که از مهدی (ع) نیز تخلف جوید هلاک می شود.4

5- تأخیر در فرج قوم نوح و حضرت مهدی (ع): خداوند فرج و گشایش نوح و اصحابش را آنقدر به تأخیر انداخت تا اینکه بیشتر معتقدین به آن حضرت از او برگشتند، خداوند فرج مهدی (ع) را نیز آنقدر به تأخیر می اندازد که بیشتر معتقدین به آن حضرت از او برمی گردند، چنانکه در حدیثی از امام عسگری (ع) این مطلب بیان شده است.5

6- رسیدن ندای حضرت نوح (ع) و حضرت مهدی (ع) به کل عالم:
ندای حضرت نوح (ع) به شرق و غرب عالم می رسید و این یکی از معجزات این حضرت بود.6 حضرت مهدی (ع) نیز هنگام ظهور بین رکن و مقام می ایستد و فریاد می زند و می گوید: «ای نقبا و سرداران من و ای خواص من و ای کسانی که خداوند پیش از ظهور، آنان را بر روی زمین برای من ذخیره کرده است! با خواست و رغبت به سوی من آیید.» پس صدای آن حضرت به آنها می رسد در حالی که بر محرابها و بر فرشها و رختخوابهایشان باشند و با یک فریاد همه صدای او را می شنوند و هریک از آنها که به گوشش می رسد به سوی آن صدا می روند. چنانکه در حدیثی از امام صادق (ع) آمده که یک چشم بر هم زدن نمی گذرد که همگی آنها بین رکن و مقام قرار می گیرند.7


پی نوشت:
1-کمال الدین، ج 1، ص 322
2- سوره نوح، آیه 26
3- سوره عنکبوت، آیه 14
4- بحارالانوار؛ به نقل از مکیال المکارم موسوی اصفهانی
5- کمال الدین، ج 2، ص 385
6- کتاب زبدة التصانیف؛  به نقل از مکیال المکارم موسوی اصفهانی
7- بحارالانوار، ج 53، به نقل از مکیال المکارم موسوی اصفهانی

ظهور مصحف امیر

با شروع غیبت امام عصر (عج الله تعالی فرجه) بسیاری از چیزها همزمان، در پرده ای دور از دسترس قرار گرفتند. غیر از ظهور امام، احساس آرامش ناشی از رهبری که هر لحظه می توان به او دست یافت، احساس اطمینان در رابطه با احکام دین، برخی از میراث انبیاء و اوصیا و بسیاری از فوائد دیگر از دسترس انسانهای آخرالزمان خارج شد.

همزمان با ظهور امام عصر (عج)، بسیاری از چیزهای دیگر ظهور می کنند. از آن جمله، قرآنی است که روزی به دست امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) جمع آوری شد و هرگز به دست غیر امامان نرسید. قرآنی که واو به واوش همانطوری نوشته شده است که بر رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) نازل شد.

ماجرای مصحف امیرالمؤمنین (ع)
پس از رحلت رسول اکرم (ص) و به سفارش آن حضرت، حضرت علی (ع)، مدتی از خانه بیرون نیامدند و به جمع آوری قرآن پرداختند. پیش از آن، قرآن بر کاغذها و سنگها و پوستها نوشته شده بود ولی تا آن زمان، کسی آن را به ترتیب وحی، مرتب نکرده بود و البته هیچ کس همچون حضرت علی (ع)، به ترتیب نزول آیت آگاه نبود.

پس از اتمام این کار، امام، این قرآن را نزد ابوبکر آورد و در مقابل دیگر صحابی به او عرضه کرد. ابوبکر زمانی که قرآن را باز کرد از همان صفحات نخست، سخنانی راجع به غاصبان حکومت امیرالمؤمنین (ع) یافت. در همین لحظه عمر بن خطاب، بلند شد و به امام گفت: یا علی! آن را برگردان که ما به آن نیازی نداریم.

امام نیز قسم خورد که دیگر هرگز آن قرآن دیده نخواهد شد تا وقت معلومش برسد. در زمان خلافت عمر، دوباره بحث آن کتاب مطرح شد و امام علی (ع) فرمودند: «هیهات! دیگر راهی به آن [کتاب] نیست. آن را نزد ابابکر نیاوردم مگر آن که حجت بر شما تمام شود و روز قیامت نگویید که ما از آن غافل بودیم یا بگویید آن را نزد ما نیاوردی. به درستی که قرآن نزد من را کسی جط مطهرون و اوصیا از فرزندان من لمس نمی کند.»

عمر پرسید: «آیا وقت معلومی برای اظهار آن هست؟»

امام پاسخ دادند: «آری! هرگاه قائم (ع) از فرزندان من خروج کند، آن را ظاهر می کند و مردم را بر آن وا می دارد، پس سنت بر آن [اساس] جاری می شود.» (1)

ماجرای ظهور مصحف

چنانچه از روایت بالا فهمیدید، مصحف حضرت علی (ع)، از امامی به امام بعد منتقل شد و در نهایت به دست امام عصر (ارواحنا له الفداء) رسید. امروز نیز در دست ایشان است.

در زمان ظهور، امام عصر (عج)، این کتاب را بر مردم عرضه می نمایند و مردم بر اساس آن بر تکالیفشان عمل می نمایند. مصحف امیرالمؤمنین (ع)، تنها به دست حضرت مهدی (عج) ظاهر می شود به همین خاطر از ویژگیهای ممتاز حضرت بقیة الله (عج)، «ظهور مصحف امیرالمؤمنین (ع)» است.

امام باقر (ع) فرمودند: «هرگاه قائم آل محمد (عج) خروج کند، خیمه هایی برپا می کند برای آنکه قرآن را به نحوی که نازل شده به مردم تعلیم دهند، پس مشکل ترین کار بر آنان خواهد بود که امروز آن را حفظ نمایند. زیرا آن قرآن، در ترتیب با این قرآن مخالفت دارد.» (2)

 

پی نوشت:
1. طبرسی، الاحتجاج، ج 1، ص 225؛ به نقل از نهاوندی، علی اکبر، العبقری الحسان، ج 7، ص 338
2. شیخ مفید، الارشاد، ج 2، ص 386؛ به نقل از همان منبع، ص 339
منیع: نهاوندی، علی اکبر، العبقری الحسان، ج 7، ص 337- 339

شباهتهای امیرالمؤمنین و حضرت مهدی (ع)

وقتی نام امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) به گوشتان می رسد، چه خصوصیتی از ایشان اول از همه به ذهنتان می آید؟ عدالت ایشان؟ ساده زیستی و زهد؟ جنگاوری و شجاعت؟ یتیم نوازی و مهربانی؟ عبادات بی نظیر؟ علم بی اندازه؟ قاطعیت در انجام حق؟ همه اش درست است! هرچند که حضرت علی (ع) دارای همه ی ویژگیهایی که برشمردیم هستند امّا سه ویژگی در ایشان به صورت برجسته ظهور پیدا کرده است: «زهد»، «علم» و «شجاعت» و درست در این همین نقاط، آقای ما به جدشان رفته اند.

1. زهد

روزی مردی به امام صادق (ع) گفت: «خدا تو را اصلاح کند... یاد علی بن ابی طالب بخیر! لباس خشن و زبر می پوشید، لباس چهار درهمی به تن می کرد و امثال اینها... حال آنکه لباس نو بر تن تو می بینم؟

امام فرمود: علی بن ابی طالب در زمانی آنطور لباس می پوشید که انگشت نما و مورد انکار مردم نبود ولی اگر امروز مثل آن لباس پوشیده شود، انگشت نما می شود. پس بهترین لباس هر زمان، لباس همان زمان است. مگر اینکه وقتی قائم ما اهل بیت به پاخیزد، لباسهای علی را بر تن می کند و روش او را پیش می گیرد.» (1)

امام رضا (ع) نیز فرموده اند: «شما امروز راحتی بیشتری دارید از آن هنگام...لباس قائم زبر و غذایش سخت است.» (2)

امام علی (ع) نیز حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه) را مشابه و همانند خویش خواندند. (3)

2. علم

البته ناگفته پیداست که ائمه ی معصومین (علیهم السلام) کانونهای علم اند؛ با این حال اشاره به این نکته بد نیست که رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) معلّم حضرت علی (ع) و ایشان معلم دیگر امامان بودند. جمله ی «سَلونی قبل ان تفقدونی» (بپرسید پیش از آنکه مرا از دست بدهید) جمله ی معروف امیرمؤمنان است. جمله ای که بیانگر علم بی حد و حصر ایشان است.

البته این نکته هم گفتنی است که هر چند ائمه در فنون مهندسی و نظامی و هنری و ادبی و تجربی و غیره سرآمدند امّا آنچه از منظر اسلام، علم است، علم به کتاب خدا و سنت رسول خدا (ص) است.

امام باقر (ع) فرمودند: «علم به کتاب خدا عزّ و جلّ و سنت رسول او در قلب مهدی ما رشد می کند، همچنان که گیاه به بهترین وجه می روید. پس هر کدام از شما باقی بماند تا او را دیدار نماید هنگام دیدنش عرضه بدارد: سلام بر شما از اهل خانه ی رحمت و نبوت و کانون علم و جایگاه رسالت! (4)

امام علی (ع) نیز در ضمن حدیثی به معرفی خاتم اوصیا (عج) پرداختند و در انتها فرمودند: «... از شما پناه دهنده تر است، علمش از شما بیشتر و در صله ی رحم و پیوند خویشاوندی از همه تان کوشاتر...» (5)

3. شجاعت

درباره ی شجاعتهای بدری و احدی و خیبری امیرالمؤمنین (ع) حتماً خوانده و شنیده اید. این که زره شان پشت نداشت و اینکه حضرت جبرئیل درباره ی خودشان و شمشیرشان فرمود: «لا فتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار». عین روز روشن است که اگر شجاعتر از علی بن ابی طالب (ع) وجود داشت، کسی غیر از ایشان در شب هجرت رسول خدا (ص) در بستر ایشان می خوابید. یا اگر قضاوتهای ایشان را خوانده باشید می بینید که چه قاطعیتی در اجرای حق دارند حتی اگر هزاران مخالف داشته باشند. مصادیق شجاعت آنقدر در زندگی امام علی (ع) وجود دارد که بتوان به راحتی پذیرفت که شجاعت از برجسته ترین صفات ایشان بود.

بد نیست بدانیم که این صفت امام اول، به امام آخر رسیده است. امام عصر (عج) در میدانی مشابه آنچه امیرالمؤمنین (ع) با آن مواجه بود قرار می گیرند. همانطور که امام علی (ع) با کسانی رو به رو شد که قرآن بر سر نیزه ها کردند، حضرت مهدی (عج) نیز با مردمی مواجه است که با کتاب خدا با ایشان جدل می کنند.

امام صادق (ع) فرمودند: «پیامبر اکرم (ص) به سوی مردم مبعوث شد در حالی که سنگ و چوب و تخته ای به صورت بت می تراشیدند و می پرستیدند ولی قائم (ع) ما در حالی به پا می خیزد و به سوی مردمی می آید که همگی آنها علیه او کتاب الله را تأویل نموده و احتجاج می کنند.» (6)

امّا نکته اینجاست که وقتی آنان با امام وارد جنگ شوند، امام با آنان می جنگند. بعد از آن نوبت به کافران می رسد: سفیانی و ابلیس لعین. پایان کار امویان و ترس رجیم  را در این باره بخوانید.

حالا اگر چشمهایتان را ببندید و امام عصر  (ع) را به چشم دلتان راه دهید، شاید صفات حیدری اش بیشتر به چشمتان بیاید. هر چه باشد پسر به پدرش می رود...

 
پی نوشت:
1.  اصول کافی، ج1، ص 411؛ به نقل از موسوی اصفهانی، محمد تقی، نشر مسجد مقدس جمکران، مکیال المکارم، ج 1، ص 145
2. بحارالانوار، ج53، ص358؛ به نقل از همان کتاب، ص 146
3. مکیال المکارم، ص145؛ به نقل از همان، صص 145- 146
4. کمال الدین و اتمام النعمه، ج 2، ص 653؛ به نقل از همان منبع، ص 157
5. بحارالانوار، ج 51، ص 115؛ به نقل از همان منبع، ص 158
6. بحارالانوار، ج 52، ص 362؛ به نقل از همان منبع، ص 123

درنگ افلاک

میلیونها و شاید میلیاردها سال است که سرعت حرکت زمین به دور خورشید تفاوتی نکرده است. سرعت ماه به دور زمین هم همینطور! سرعت زمین به دور خودش هم! لابد فکر می کنید جای این حرفها در بخش «سبزآبی» است، نه در خصائص! بگذارید به شما بگوییم که این مطلب، علاوه بر آنکه یکی از شگفتی های جهان آفرینش به شمار می رود، از ویژگیهای ممتاز و مختص امام عصر (عجل الله تعالی فرجه) نیز هست.
در کل سالهای آفرینش، چندین بار در حرکت ماه و خورشید، خرق عادت رخ داده است. به عبارت دیگر، خورشید و ماه از جایگاه اصلی خود منحرف شده و به فرمان خداوند راه دیگری را طی کرده اند:

نخست: واقعه ی شقّ القمر؛ که در اثر آن، نیمه ای ماه در یک طرف کوه و نیمه ی دیگرش در طرف دیگر کوه قرار گرفت. (1) (جای پای شق القمر هنوز نیز بر کره ی ماه مانده است از اینجا مطلب بیشتری بخوانید)

دوم: بازگرداندن خورشید برای رسول خدا (صلوات الله علیه و آله) زمانی که به علت وحی به نماز ظهر و عصر خود نرسیده بودند و سرشان بر زانوی امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) بود. (2)

سوم: به دعای یوشع بن نون (از پیامبران الهی)، خورشید در میان آسمان ایستاد تا زمانی که یوشع (ع) در جنگ پیروز شد. ماجرا این بود که جنگ در شنبه برای قوم آنان حرام بود و اگر روز تمام می شد احتمال شکست پیروان او وجود داشت. به همین دلیل به دعای او، خورشید در میان آسمان ایستاد. (3)

امّا در طول آفرینش هرگز اتفاق نیفتاده است که روزها، ده برابر روزهای معمولی باشد و ماه ها ده برابر ماه های دیگر! امّا قرار است به زودی اتفاق بیفتد! روزهای حکومت امام عصر (ارواحنا له الفداء) اینگونه است.

هفت سال = هفتاد سال

امام باقر (ع) درباره ی حضرت مهدی (عج) فرمودند: «پس هفت سال بر این سلطنت درنگ می کند، مقدار هر سال، ده سال از سالهای شماست، آنگاه خداوند آنچه می خواند می کند.» راوی پرسید: «فدایت شوم. چگونه سالها طول می کشد؟» امام فرمودند: «خداوند فلک را به درنگ گردن و کم کردن حرکت امر می نماید. روزها و سالها طول می کشد.»

راوی دوباره پرسید: «دانشمندان می گویند اگر آسمان تغییر پیدا کند، عالم فاسد می شود.» امام فرمودند: «این سخن کافران است. اما برای مسلمین، راهی به این سخن نیست در حالی که خداوند ماه را برای پیغمبر خود شق نمود، آفتاب را پیش از آن برای یوشع بن نون برگرداند، به طول روز قیامت خبر داد و این که آن روز مثل هزار سال از آن چه می شمرید است.» (4)

بر همین اساس و روایاتی از این دست، «کم شدن حرکت افلاک» از ویژگیهای مختص به امام عصر (عج) و حکومت ایشان است.

امام صادق (ع) درباره ی سالهای حکومت حضرت حجت (عج) فرمودند: «قائم (ع) هفت سال سلطنت می کند که به شمار سالهای شما، هفتاد سال می شود.» (5)

شگفت انگیز بود؟ هر چه مربوط به آقای ماست، شگفت آور است!

 

پی نوشت:
1. بحارالانوار، ج 17، ص 347-363؛ به نقل از رسولی محلاتی، سید هاشم، «شق القمر»، به نقل از سایت پایگاه حوزه به آدرس http://www.hawzah.net/FA/articleview.html?ArticleID=8641
2. بحارالانوار، ج 95، ص 188؛ به نقل از مظفری راد، امیرحسین، «بررسی ردّ الشمس»، به نقل از سایت راسخون، به آدرس http://rasekhoon.net/article/show-56455.aspx
3. دلائل النبوه، ج 2، ص 275؛ به نقل از همان منبع.
4.شیخ مفید، الارشاد، ج 2، ص 385؛ به نقل از نهاوندی، علی اکبر، العبقری الحسان، ج 7، ص 335
5. شیخ طوسی، الغیبة، ص 474؛ به نقل از همان منبع، ص 336