درانتظارمنجی

درانتظارباران نیست آنکه بذری نکاشته

درانتظارمنجی

درانتظارباران نیست آنکه بذری نکاشته

حدیث امیر المومنین علی(ع)درباره به‌دست آوردن‌ مکارم‌اخلاق

مساله اخلاق و تهذیب نفس، در اسلام از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است، بطوری که از اهداف نزول قرآن کریم تربیت اخلاقی، تهذیب انسان و رشد و هدایت جامعه است و خصلت‌های اخلاقی را ملاک ارزش انسان می‌داند.

به گزارش ایسنا برای یافتن پاسخ به سوالاتی پیرامون اخلاق و مکارم اخلاقی که می‌توان گفت "گمشده بشر امروز" است از محضر حضرت ابوتراب امام علی(ع) بهره می‌بریم و پای درس ایشان پاسخ این پرسش‌ها را می‌جوییم.

امیر المومنین علی(علیه السلام) در سفارشی برای به دست آوردن مکارم اخلاق می‌فرمایند: "بر شما باد به تحصیل مکارم اخلاق، که آن، مایه رفعت و سربلندی است؛ و دوری کنید از خوی‌های پست، که آن، انسان‌های شریف را پست می‏‌کند و مجد و بزرگواری را از بین می‏‌برد1".
 
از ایشان درباره مکارم الاخلاق سوال شد، فرمودند: " گذشت از کسی که به تو ظلم کرده، رابطه با کسی که با تو قطع رابطه کرده، عطا به آن کس که از تو دریغ داشته است و گفتن حق اگر چه بر ضد خودت باشدآن حضرت همچنین فرمودند: "در راه کسب مکارم اخلاق پشتکار و پایداری ورزید".در پای درس مولای متقیان از بهترین مکارم اخلاق سوال می‌کنیم، ایشان می‌فرمایند: "بهترین مکارم اخلاق، ایثار است
 
اسوه و الگوی اخلاقی ما همچنین فرمودند: "بهترین مکارم اخلاق، گذشت توانا (از انتقام) است و بخشش کسی که خود نیازمند است5".امیر المومنین علی(علیه السلام) درباره نسبت تقوا با اخلاق دارد نیز می‌فرمایند: "تقوا رییس اخلاق است
 
ایشان در جایی دیگر فرمودند: "اگر هم به بهشت امید (و باور) نمی‌داشتیم و از دوزخ نمی‌هراسیدیم و پاداش و کیفری در میان نمی‌بود باز شایسته بود که در طلب مکارم اخلاق برآییم، زیرا که راه موفقیت و پیروزی در تحصیل مکارم اخلاق است.

منبع: ایسنا

فتوای قتل البرادعی صادر شد

محمود شعبان، یکی از روحانیون تندرو در مصر طی یک فیلم ویدیویی فتوای قتل محمد البرادعی و حمدین صباحی را صادر کرده است.
به گزارش موعود جام به نقل از خبرگزاری رویترز نوشت: «جبهه نجات ملی مصر وابسته به مخالفان مرسی روز پنجشنبه از مردم این کشور خواست تا در راهپیمایی های اعتراضی که قرار است جمعه برگزار شود، شرکت کنند. مخالفان روز جمعه را "جمعه سقوط نظام" نامگذاری کردند.»
همزمان با این فراخوان از سوی جبهه نجات ملی، 38 حزب و جنبش سیاسی نیز برای برگزاری تجمع میلیونی در میدان التحریر قاهره با عنوان "جمعه کرامت" فراخوان دیگری دادند. در فراخوان احزاب سیاسی مخالف هشدار داده شده که مصر در حال عقبگرد به دوران قبل از انقلاب و حتی به دورانی بدتر از آن است.
از سوی دیگر محمود شعبان، یکی از روحانیون تندرو در مصر طی یک فیلم ویدیویی فتوای قتل محمد البرادعی و حمدین صباحی را صادر کرده است. این روحانی سلفی گفته است که البرادعی و حمدین صباحی برای رسیدن به قدرت می خواهند کشور مصر را به آتش بکشند.
در واکنش به سخنان این روحانی سلفی، محمد البرادعی مسئولیت چنین فتواهای تندی را به عهده حکومت مرسی دانست. البرادعی گفت:" سکوت حکومت مرسی در قبال چنین فتواهایی دلیل بر موافقت این حکومت با آن می باشد."

ماهواره ها با ما چه می کنند؟

در جهت عفت زدایی از جوامع دینی و اسلامی، دست به تدوین و انتشار فیلم ها و تصاویر مستهجن نموده تا با تبلیغات گسترده دامان همه آحاد جامعه را بگیرد و هرزگی و برهنگی را جایگزین نماید

موعود: در اینجا بد نیست به برخی از تبعات سوء و آسیب های ناشی از شبکه های ماهواره ای اشاره ای داشته باشیم.

الف) ترویج خشونت

به خوبی روشن است که هویت هر اجتماعی بر پایه شخصیت افراد بویژه نوجوانان و جوانانش شکل می گیرد و هر مقدار افراد جامعه مبتلا به صفات خشونت بار باشند، آن جامعه دارای نا آرامی ها و عدم امنیت بیشتری است که به جرأت می توان گفت دیدن فیلم ها و اکشن ها ی خشن بخصوص از نوع هالیوودی، تأثیر بسیاری در تحقق این وضعیت دارد.

ب) سست شدن بنیان خانواده

خانواده و افراد آن، سهمی بسزا در شکل گیری اجتماع دارند که توجه به این مهم در جوامع اسلامی، منجر به شکل گیری و تحقق تمدن اسلامی می گردد. اما دشمن که به اهمیت این کانون پر مهر (خانواده) به خوبی پی برده است در جهت عفت زدایی از جوامع دینی و اسلامی، دست به تدوین و انتشار فیلم ها و تصاویر مستهجن نموده تا با تبلیغات گسترده دامان همه آحاد جامعه را بگیرد و هرزگی و برهنگی را جایگزین نماید.

ج) الگوگیری غلط

از دیگر تلاش های شبکه های ماهواره ای، ایجاد فرهنگ جایگزین به جای فرهنگ ایرانی - اسلامی و ارائه سبک زندگی به مدل غربی و یا الگوهای شرقی نزدیک به غرب می باشد. نشان دادن جلوه خرافی از دین، یکی از نمودهای این شیوه جهت تغییر الگوی فرهنگی جامعه می باشد، که در این الگو افراد ضمن حفظ وابستگی های دینی و اعتقادی، با دین و فرهنگ اصیل فاصله گرفته و بیگانه می شوند.

د) دخالت سیاسی

یکی دیگر از آسیب هایی که جامعه ما با ورود ماهواره به خانه ها به آن دچار شده است، دخالت سیاسی قدرتهای بیگانه در امور داخلی کشور می باشد. این قدرتها با راه اندازی شبکه هایی که علی الظاهر دارند سعی می کنند خیلی بیطرفانه واقعیت های رخداده را به اطلاع بینندگان بی خبر و در سانسور قرار گرفته داخلی برسانند، خیلی زیرکانه اخبار و اطلاعات را جهت دهی نموده و خواسته های خویش را به مخاطبین القاء نموده و حتی گاهی پا را فراتر از این گذاشته و مستقیما از مخاطبینشان می خواهند که به مبارزه با نظام مقدس جمهوری اسلامی بپردازند.

برخی از شبکه های ماهواره ای نیز به شایعه سازی، ایجاد فضای بدبینی و کاهش اعتماد اجتماعی در جامعه مشغولند که صد البته بودجه آنها نیز از طرف سازمان سیا و نهادهای مشابه آن تامین می شود.

ه) مخدوش شدن فرهنگ دینی

دشمن از هر وسیله و رسانه ای برای مورد حمله قرار دادن فرهنگ مسلمانان بهره برداری می کند و ماهواره نیز یکی از این وسیله ها و رسانه هاست

در سال های اخیر شبکه های ماهواره ای راه اندازی شده توسط دولت های غربی، تلاش فراوانی نموده اند تا با انواع روش ها فرهنگ دینی جامعه ما را زیر سوال ببرند و این حربه را گاهی با ایجاد شبهه، گاهی با تحقیر، گاهی با تخریب اساس مذهب، گاهی با سخت جلوه دادن اعمال مذهبی و گاهی نیز با ناکارآمدی دین اسلام، پیش می برند

این شبکه ها هیچ ابائی ندارند که حتی خیلی آشکارا به مقدسات مردم توهین نموده یا آنها را مسخره نمایند. و متأسفانه باید گفت که این خصومت ها گاهی اوقات تأثیرگذار نیز هست و در مواردی شاهدیم که افراد کم اطلاع و حتی باسواد و تحصیلکرده در دام این شبکه ها گرفتار شده و شبهه های ترویج شده را تکرار نموده و با ادعاهایی همچون روشنفکری، افراد اصیل و دارای فرهنگ دینی را عقب مانده می خوانند.

ناگفته نماند موارد مطرح شده گرچه در برخی از مواضع با یکدیگر تداخل دارند اما به جهت اهمیتشان، به طور جداگانه ذکر گردیده اند.

منبع: جام فرهنگی

ماهواره ها مهمان ناخوانده آسمان ایران!

از تعداد 17 هزار و 666 شبکه ماهواره ای در جهان سه هزار شبکه ماهواره در داخل ایران با آنتن های معمولی قابل دریافت است که 273 شبکه به تبلیغ ادیان انحرافی یا ساختگی می پردازند.

 

 رسانه ها ابزاری جهت گسترش ارتباطات و تبادل معانی و مفاهیم می باشند که به اذعان همگان، امروزه یکی از مهمترین وسیله ها در عرصه رسانه، همان امواج سیاه (شبکه های ماهواره ای) است.

اما متأسفانه این ابزار کارآمد و پراستفاده، به وسیله ای برای سلطه قدرت طلبان تبدیل گردیده است.

به گفته کارشناسان این ابتلای جهانی، بسیاری از اندیشمندان و روشنفکران کشورهای حتی غیر مسلمان را نیز به چاره اندیشی واداشته است تا در برابر فرهنگ ماهواره ای- به جای فرهنگ دینی، بومی و ملی خویش- به مقابله برخاسته و احساس مسئولیت کنند.

ناگفته پیداست که حجم، سطح و ضریب این مخاطرات ماهواره ای در کشور ما به مراتب نسبت به سایر کشورها بیشتر و حادتر می باشد، زیرا ایران به عنوان کشوری که تجربه انقلاب مردمی را دارا می باشد و در طول سه دهه از حیات خود، بر آرمان های قدسی و دینی، پای می فشارد مسلماً برای قدرت های استعمارگر بین المللی خطر آفرین است و آنان را در تحقق تهاجم فرهنگی، توسط رسانه های ماهواره ای، ناکام می گذارد.

بنابراین ایران به عنوان یکی از کانون های مورد تهاجم آنان مطرح می باشد بی گمان این مسئله، باید مسئولان و روشنفکران جامعه ما را در انجام رسالت فرهنگی خود در پاسداری از آرمان ها و مقابله با تهاجمات فرهنگی، راسخ تر و استوارتر سازد. چرا که ماهواره ها در پیدایش عادات تازه، تغییر در باورها و خلق و خوی و رفتار انسان‌ها، تکوین فرهنگ جهانی و نزدیک کردن جوامع و ملل، سهمی شگرف دارند.

اما متأسفانه طبق آخرین آمار اعلام شده از سوی کمیسیون فرهنگی مجلس، از تعداد 17 هزار و 666 شبکه ماهواره ای در جهان سه هزار شبکه ماهواره در داخل ایران با آنتن های معمولی قابل دریافت است که 273 شبکه به تبلیغ ادیان انحرافی یا ساختگی می پردازند.

به طور کلی امروزه رسانه ها بویژه شبکه های ماهواره ای، در ابعاد وسیعی دست به شبیخون زده اند که به جرأت می توان گفت مهمترین آنها، غارت باورها و عقاید مذهبی است. چراکه در اثر تخریب همین مسأله، فرد مسلمان از درون تهی گشته و می شود او را به هر انحرافی هدایت نمود. بنابراین مهمترین و اساسی ترین معضل ماهواره می تواند عدم تطابق بسیاری از فرهنگ های دنیا با فرهنگ دینی ما و چارچوب اعتقادیمان باشد.

 به نقل از رجانیوز

لشکری از فرشته

شاید تصورات آمیخته به خرافات غربیان را درباره ی فرشته ها، در سینمای هالیوود دیده باشید. از نظر غربیان – که  چندان هم در باغ معرفت نیستند!- فرشتگان قدرت زیادی دارند و هیچ انسانی نمی تواند با آنها رو در رو و تن به تن بجنگد.

قدرت فرشتگان، هر چند به اندازه ی چهارده معصوم (علیهم السلام) نیست امّا آنقدری هست که بتوانند باقی انسانهای روی زمین را بی آن که بدانند از کجا می خورند، نابود کنند. لابد می پرسید، مگر قرار است با فرشته ها بجنگیم؟ خدا کند که ما طرف مقابل آنها نباشیم امّا بله! قرار است که فرشتگان در زمان ظهور حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه) از آسمان فرود بیایند و در رکاب آقای ما باشند تا زمین را از لوث دشمنان خداوند پاک کنند.

شاید فکر کرده اید فقط ماییم که منتظر ظهور حضرت مهدی (علیه السلام) هستیم. امّا اینگونه نیست. خیل عظیمی از فرشتگان، منتظرند تا انتقام انبیا و فرزندان انبیا به دست حضرت مهدی (عج) گرفته شود. در حدیث مفصلی از امام صادق (ع) آمده است:

«آری، ملائکه ای که با نوح در کشتی بودند، آنها که با ابراهیم بودند، زمانی که او را به آتش انداختند، آنها که با موسی بودند زمانی که دریا را برای بنی اسرائیل شکافت، آنها که با عیسی  بودند زمانی که خداوند او را به آسمان بالا برد. چهارهزار ملائکه ی مردفین، یعنی از پی یکدیگر در آمده، سیصد و سیزده ملکی که در بدر بودند و چهار هزار ملکی که نازل شدند و می خواستند حسین بن علی (ع) را یاری کنند و به ایشان اذن جنگ نداد. آنها ژولیده ی غبارآلود نزد قبر آن حضرت هستند و تا روز قیامت بر او گریه می کنند. رئیس ایشان ملکی است که به او منصور می گویند...همه ی اینها در زمین اند و برخاستن قائم (ع) را تا وقت خروجش انتظار می کشند» (1)

جالب است بدانید که فرشتگان پس از نزول در جنگ بدر، دیگر در هیچ کجا به کمک هیچ کس نیامدند. امّا زمان ظهور و قیام حضرت حجت (ع) زمان ویژه ای است. آنقدر که فرشتگان مقرب خداوند وارد لشکر امام می شوند.

امام باقر (ع) فرمودند: «گویی قائم (ع) را در نجف کوفه می بینم که از مکه و در میان هزاران فرشته به انجا آمده است. جبرئیل از راست او، میکائیل از چپ و مؤمنان از پیشاپیش او حرکت می کنند و او لشکریان را در شهرها و سرزمینها پراکنده می سازد.» (2)

این است ویژگی ممتاز آقای ما: «همراهی فرشتگانی در لشکر» که «بر چهره و پشت دشمنان می زنند...» (3)

پی نوشت:
1.       غیبة نعمانی، ص 311؛ به نقل از نهاوندی، علی اکبر، العبقری الحسان، ج 7، صص 339 – 340
2.       طبرسی، فضل بن حسن، الاحتجاج، ص 430؛ به نقل از صدر، محمد، تاریخ پس از ظهور، ص 329
3.       حافظ الگنجی، محمد بن یوسف، البیان، ص 96؛ به نقل از همان کتاب، ص 327