درانتظارمنجی

درانتظارباران نیست آنکه بذری نکاشته

درانتظارمنجی

درانتظارباران نیست آنکه بذری نکاشته

نام بردن ممنوع!

آیا تا به حال توجه کرده اید که نام حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه) را هیچ وقت از هیچ کجا نشنیده اید؟! البته منظور القابی چون «مهدی»، «امام زمان»، «امام عصر» و یا اسامی معروفی چون «اباصالح» یا «صاحب الامر» نیست! منظورمان نامی است که خداوند به ایشان داد؛ پدرشان بر ایشان نهاد و در آسمان و زمین به این نام معروف شدند: م- ح - م – د.
ائمه ی اطهار (علیهم السلام) هرگز نام حضرت بقیة الله (عج) را جز با حروف مقطعه (یعنی همان م- ح - م – د) بیان نمی کردند و یا اینگونه به نام ایشان اشاره می کردند: «نام ایشان همنام رسول خدا (صلوات الله علیه و آله) است.» (1)

امام حسن عسکری (علیه السلام)، زمانی که از عقیده و مذهب شیعیان تعریف می کنند درباره ی نام فرزند خود می فرمایند: «...بردن نامش را مجاز نمی دانند و سوالی از مکانش نمی کنند حتی اگر بدانند که در چه مکانی است.» (2)

بر این اساس و دیگر روایاتی که در ادامه می آوریم، بردن نام حضرت مهدی (عج)، حرام است. «حرمت بردن نام آن حضرت» از ویژگیهای ممتاز امام عصر (ارواحنا له الفداء) است.

در این مطلب، در پی چرایی این امر نیستیم و ان شاء الله در مقاله ای جداگانه مفصل به آن خواهیم پرداخت. به طور اختصار باید ذکر کرد که ممکن است علت آن خوف و تقیه از معروف شدن نام ایشان و شناخته شدن آن حضرت به واسطه ی نامشان باشد؛ دقت کنید که دشمنان امام فقط انسانها نیستند؛ موجودات دیگر نیز با امام دشمنی دارند و محدودیت های جسم خاکی انسان را نیز ندارند. علاوه بر این دلیل، دلایل دیگری نیز برای حرمت بردن نام ایشان ذکر شده است. ممکن است علت آن شرافت نام آن حضرت باشد که در این صورت بردن نام ایشان تنها برای مردم عادی و بندگان جایز نیست و برای ائمه (ع) جایز است. چنانچه در ادعیه ی ماه مبارک رمضان نام ایشان ذکر شده است و چون دعا به نقل از معصوم (ع) است و حق تغییر در لفظ آن را نداریم، نام ایشان را در دعا ذکر می کنیم. (3)

در ادامه خوب است بدانیم که برخی از علما، علی الخصوص علمای اهل سنت، در رد این حرمت سخنانی گفته اند ولی آنچه عقل به ما هشدار می دهد، رعایت احتیاط نسبت به شبهات و رعایت احترام نسبت به عملکرد اهل بیت (ع) است. بنابراین ما نیز طبق سیره ی آنان از بردن نام ایشان خودداری می کنیم. چنانچه در مکیال المکارم نیز در ذیل وظایف منتظران، نبردن نام حضرت به عنوان «احترام به نام و یاد حضرت» خاطر نشان شده است. برای خواندن این وظیفه به اینجا مراجعه کنید.

در انتها از میان صدها حدیث به آوردن یکی از آنان در حرمت بردن نام حضرت مهدی (عج) اشاره می کنیم:

 روزی امیرالمؤمنین علی (ع)، در مسجد الحرام نشسته بودند که مردی خوش هیئت و خوش لباس پیش آمد و سلام کرد و چند سوال نمود. حضرت به امام حسن (ع) حواله اش داد. سپس آن مرد گفت: «شهادت می دهم به خدایی که جز او خدایی نیست و این چیزی است که از ازل به آن شهادت داده شده است و شهادت می دهم که محمد (ص) رسول خداست و این چیزی است که از ازل به آن شهادت داده شده است.» سپس به خلافت و وصایت تک تک اوصیای آن حضرت شهادت داد تا آخرین آنها که گفت: «...و بر مردی از فرزندان حسن (ع) شهادت می دهم که به کنیه و اسم، نام برده نمی شود تا آن که امر او ظاهر شود. زمین را از عدل پر می کند، چنان چه از جور پر شده باشد، او قائم به امر حسن بن علی است و سلام بر تو ای امیر مؤمنان و رحمت و برکات خداوند بر تو باد!»

آنگاه برخاست و رفت. امام علی (ع) رو به امام حسن (ع) فرمودند: «او خضر بود.» (4)

نکات جالبی در این روایت وجود دارد:
حرمت نام حضرت مهدی (عج) از صفات ممتاز مشهور آن حضرت است که از زمان اولیا و اوصیای گذشته وجود داشته است. این نشان می دهد که حرمت نام بردن ایشان، تنها مختص به دوران غیبت و تنها به دلیل خوف و تقیه نیست و در طول اعصار و قرون، از تکالیف اهل حق بوده است. (5)

 

پی نوشت:
1. نهاوندی، علی اکبر، العبقری الحسان، ج 2، ص 230
2. فرق الشیعه، ص 108- 111؛ به نقل از نهاوندی، همان، ص 212
3. نهاوندی، همان، صص 230-231
4. کلینی، کافی، ج 1، ص 525؛ به نقل از نهاوندی، همان، ص 216
5. نهاوندی، همان، ص 217-218

میهمان عرش

شاید بارها و بارها داستان ازدواج پرپیچ و خم و جذاب نرجس خاتون (سلام الله علیها) و امام حسن عسکری (علیه السلام) را خوانده باشید و شاید داستان میلاد امام زمان (ع) را نیز در مجالس و هَیَئات شنیده اید؛ امّا بسیاری از وقایع دوران تولد، بیشتر اوقات نادیده گرفته می شود. پس ماجراهای این بخش خصائص را با دقت بخوانید.

هنگامی که حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه) متولد شد، امام حسن عسکری (ع) فرزند خود را در آغوش گرفتند و در همان لحظه، مرغانی بالای سر امام ظاهر شدند و بالهای خود را باز کردند. امام حسن (ع) به آنان فرمود: «او را بردار و از او محافظت کن و هر چهل روز به سوی ما بازگردان.» یکی از مرغان، حضرت مهدی (عج) را به آسمان برد و باقی آنان به دنبال او رفتند.

در این لحظه حضرت نرجس، از دوری فرزندشان گریستند و امام به ایشان فرمودند: «ساکت باش که جز از سینه ی تو شیر نمی خورد و به زودی به سوی تو بازمی گردد. چنان که موسی نزد مادر خویش بازگشت.»

حکیمه خاتون در این لحظه سوال شما را از امام حسن عسکری (ع) پرسیدند: «این مرغها چه بودند؟»

امام فرمود: «او روح القدس است که موکل ائمه (علیهم السلام) است. او آنها را موفق می کند، محکم می گرداند، از خطا و لغزش نگاه می دارد و به ایشان علم می آموزد.» (1)

یکی از ویژگیهای ممتاز امام عصر (ارواحنا له الفداء)، رفتن به عرش در هنگام میلاد است. از روایات پیداست که هر چند روزی امام را به دامان مادرش بازمی گرداندند و دوباره به عرش می بردند.

امام حسن عسکری (ع) فرمودند: «زمانی که صاحب (ع) متولد شد، خداوند عزّوجلّ دو ملک فرستاد؛ او را برداشتند و به سراپرده ی عرش پردند و او را در نزدیکی خداوند قرار دادند.
خداوند فرمود: مرحبا! به واسطه ی تو عطا می کنم، به خاطر تو می آمرزم و به خاطر تو عذاب می کنم.» (2)

هجده بار و در مدت 40 روز یا کمتر امام به عرش برده شد تا علاوه بر تربیت دنیایی اش، تربیت نورانی اش نیز به تکامل برسد. (3)

در اینکه روح القدس چه کسی است، برخی او را همان حضرت جبرئیل (ع) می دانند و برخی معتقدند که روح و روح القدس نشانگر وجود مقدس حضرت فاطمه ی زهرا (س) است. (4)

شاید لازم باشد داستان ولادت امام را بار دیگر و از روی منابع معتبر بخوانید! نکات بسیاری برای آموختن در آن می یابید!

 

پی نوشت:
1. کمال الدین و اتمام النعمه، ص 425؛ به نقل از نهاوندی، علی اکبر، العبقری الحسان، ج 2، ص 30 و 31
2. الهدایة الکبری، ص 357؛ به نقل از همان کتاب، ص 35-36
3. نهاوندی، علی اکبر، همان، ص 49
4. تفسیر فرات ‏کوفی، ص 581 و محمد باقر مجلسی، بحارالانوار ، ج 25، ص 91 به نقل از مرکز جهانی اطلاع رسانی آل بیت (ع) به آدرس http://quran.al-shia.org/fa/id/26/6/115.htm

نام یکتا

نام «محمد» و «علی» نام چند تن از امامان معصوم ماست. کنیه ی «ابوالحسن» نیز فقط مختص به حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) نیست؛ بلکه امام سجاد (ع)، امام موسی بن جعفر (ع)، امام رضا (ع) و امام هادی (ع) نیز ابوالحسن هستند. امّا تنها کسی که غیر از رسول خدا (صلوات الله علیه و آله) کنیه ی ابوالقاسم دارند، حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه) هستند. کسی که همنام رسول خدا (ص) نیز هست.
از آنجایی که این مورد، تنها درباره ی امام عصر (عج) مصداق دارد، بنابراین از ویژگیهای ممتاز ایشان، «هم نام و هم کنیه بودن با رسول خدا (ص)» است. (1)

شاید برخی از رهبران فرقه های انحرافی نیز با سوء استفاده از همین مورد، افرادی را دور خود جمع کردند. برای مثال، مختار سقفی، اصرار داشت که مردم را گرد محمد بن حنفیه جمع کند؛ مردم نیز به خاطر اینکه نام او محمد و کنیه اش ابوالقاسم بود، همچنین چون فرزند امیرالمؤمنین (ع) بود، برخی به او اعتماد کردند. هر چند محمد بن حنفیه ادعایی در این زمینه نداشت. برای خواندن بیشتر راجع به فرقه ی «کیسانیه» اینجا را بخوانید.

شاید به خاطر جلوگیری از همین سوء استفاده ها و به خاطر راحت تر شناخته شدن حضرت مهدی (عج) بود که رسول اکرم (ص) فرمودند: «نام مرا بر فرزندان خودتان بگذارید ولی کنیه ی مرا نگذارید.» (2)

 
پی نوشت:
1. نهاوندی، علی اکبر، العبقری الحسان، ج 7، ص 330
2. صحیح بخاری، ص 110 و نهاوندی، همان.

نسب والا

شاید یکی از افتخارات هر انسانی، خانواده و نسب پاک او باشد. اینکه انسان در چه خانواده ای متولد شده و رشد یافته است می تواند در آینده ی او، مسیر زندگی اش و هدفش بسیار مهم باشد. نسب افراد تا آنجایی اهمیت دارد که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: «دوست ندارد ما را مگر شخص حلال‏زاده، و دشمنى نمى‏کند با ما جز آنکه ناپاک زاده باشد.» (1)
احتمالاً شما نیز با تجربه به این موضوع دست یافته اید که در خانواده های متدین که نام اهل بیت (علیهم السلام) بیشتر به گوش بچه ها می رسد، عاقبت بهتری در انتظار آن کودکان است تا خانواده ای که هیچ قید و بندی را در تربیت فرزندانش در نظر نمی گیرد.

در این میان، هیچ خانواده ای، برتر از خاندان رسول اکرم (ص) وجود ندارد. علاوه بر این هیچ کس نسبی روشن تر، پاک تر، نورانی تر و برتر از مولای ما، حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه) ندارد! حتی دیگر امامان! چرا که حضرت مهدی (عج) آخرین امام و وارث همه ی امامان پیش از خود هستند؛ اجدادشان بهترین اجداد و خاندانشان بهترین خاندان است. به همین خاطر، یکی از ویژگیهای ممتاز آقای ما، «شرافت نسب» است. (2)

از طرف دیگر، از طرف مادر نیز، حضرت مهدی (عج)، به نسلی پر عزت می رسد. مادر ایشان، حضرت نرجس (سلام الله علیها) از نوادگان وصی حضرت عیسی (ع)، جناب شمعون، هستند. شمعون نیز از نوادگان انبیاء الهی! (3)

شاید بد نباشد، اضافه کنیم که در برابر این خاندان پاک و به اصطلاح قرآن «شجره ی طیبه»، «شجره ی خبیثه» ای وجود دارد که دشمنترین مردم نسبت به اهل بیت (ع) اند. اینان همان نسل ابوسفیان اند که جدشان در برابر رسول خدا (ص)، قد علم کرد، و فرزندان این نسل در برابر فرزندان رسول خدا (ص) ایستادند. امام صادق (علیه السلام) می فرمایند:

«ما و خاندان ابوسفیان دو خاندانى هستیم که بر سر دین خدا با هم دشمنى داریم. ما سخن خداوند را تصدیق کردیم و آنان تکذیب کردند. ابوسفیان با پیامبر(ص) مبارزه کرد و معاویه با على(ع) و یزید با حسین بن على(ع) به مخالفت برخاستند و سفیانى نیز با قائم(عج) خواهد جنگید» (4)
 
پی نوشت:
1. معانی الاخبار، ص 161
2. نهاوندی، علی اکبر، العبقری الحسان، ج 7، ص 329
3. همان
4. بحارالانوار، ج 52، ص 182؛ به نقل از صدر، محمد، تاریخ پس از ظهور، ص 143

حکومت بر همه چیز

اگر از شما بپرسند که حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را با چه ویژگیهای شاخصی می شناسید، احتمالاً نخستین چیزهایی که به ذهنتان می رسد، «زهد» و «عدالت ورزی» ایشان است. شاید فکر کنید که علت تبادر شدن چنین چیزی به دهنتان به خاطر تکرار شبانه روز این صفتها از رسانه هاست، امّا خوب است بدانید که علاوه بر القای رسانه ها، برجسته بودن این صفات در حضرت امیر (ع)، سبب می شود که ایشان را با این ویژگیها به خاطر بیاوریم.

مشکل وقتی ایجاد می شود که نام امام باقر، امام کاظم و امام هادی (علیهم السلام) را به همان اندازه نمی شنویم و به همین خاطر نمی دانیم ویژگیهای برجسته ی آنان چیست؛ این در حالی است که از زمان خلقت این انوار مقدس، خداوند صفاتی را در هر کدام از آنان برجسته تر ساخته است. مثلاً همه ی امامان، دارای علم و کرامت و رحمت اند امّا حضرت محمد (صلوات الله علیه و آله) در هستی به عنوان مظهر رحمت، یا همان «رحمةً للعالمین» معرفی شده اند.

از میان تمامی امامان، ما وظیفه داریم امام زمان خویش را بشناسیم. کسی که در زمان ما حجت حیّ خداوند محسوب می شود، حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه) است. کسی که اگر او را به درستی نشناسیم، همچون جاهلان عصر جاهلیت از دنیا خواهیم رفت. رسول گرامی اسلام (ص) می فرماید: «هر کس که بمیرد و و امام زمانش را نشناسد، به مرگ جاهلی مرده است.» (1)

راستی، این روزها که حرفی از آقای غریب ما نیست، جز اشک و ناله و غرولندهای بی حساب و کتاب، چه چیزی از امام زمان خویش در ذهن داریم؟

در این مجموعه، سعی می کنیم شما را با ویژگیهای خاص حضرت مهدی (عج) آشنا کنیم. باشد که راه برای شناخت ایشان هموارتر گردد؛ ان شاء الله.

حکومت بر همه چیز

از زمان حضرت آدم (ع) تا حضرت خاتم (ص)، 124هزار پیامبر به علاوه ی اوصیای آنان در جهان به تبلیغ نام خداوند پرداخته اند. از میان این هزاران انسان الهی، هیچ کدام تا به حال موفق نشده اند که حکومتی بر مبنای حلال و حرام خداوند برپا کنند و تمام حدود الهی را در آن به اجرا بگذارند.

اگر فکر می کنید حضرت سلیمان (ع) از ذیل ایشان خارج می شوند، اشتباه می کنید. هر چند حضرت سلیمان در زمان رسالت خودشان حکومت تشکیل دادند امّا آن حکومت با تمام جلال و جبروتش هرگز به پای حکومتی نمی رسد که حضرت مهدی (عج) بنا می کند.

علاوه بر این که گفتیم، تا به حال پیش نیامده است که پیامبران و اوصیای آنان، بتوانند تمامی مردم زمان خود را آراسته به دین خداوند گردانند. همیشه دشمنان و مخالفانی وجود داشت که حکومت رسولان الهی را مورد تهدید قرار بدهد.

تنها کسی که موفق خواهد شد بر همه چیز حکومت کند، حضرت صاحب الامر (ارواحنا له الفداء) است. کسی که خداوند برای روزهای نابودی دشنان و عزت دوستان، ذخیره کرده است. کسی که ندای اسلام را به جای جای زمین می رساند و دشمنی برای دشمنی باقی نمی گذارد.

درباره ی حکومت حضرت فرموده اند: «بی شک دین محمد (ص) به هر نقطه ای که شب و روز می رسد، خواهد رسید تا که شرکی بر زمین نماند و نیز، شهری نخواهد ماند جز آن که در آن بانگ لااله الّا الله و محمّد رسول الله، صبحگاه و شامگاه ندا می شود.» (2)

به همین دلیل است که در دعای ندبه می خوانیم: «بنفسی انت من عقید عزّ لا یسامی» (3) (فدایت بشوم که خداوند عقدی برای عزت و جلالت تو بسته است که اندیشه پایانی برای آن نمی تواند تصور کند.)

همچنین در معراج، رسول اکرم (ص)، با اشاره به انواری، از خداوند پرسیدند که آنها چه کسانی هستند و خداوند پاسخ داد: «اینها ائمه اند و این قائم، حلال مرا، حلال می کند و حرام مرا حرام می کند و ای محمد! از دشمنان من انتقام می کشد. ای محمد! و کسی که او را دوست دارد، دوست دار!» (4)

این است ویژگی منحصر به فرد آقای ما: حاکم کردن اسلام بر همه جا؛ حکومت بر همه چیز!

 

پی نوشت:
1. بحارالانوار، ج 8، ص 368، ج 32؛ به نقل از معرفت امام زمان و تکلیف منتظران، ابراهیم شفیعی سروستانی، ج1، ص 146
2. القندوزی، سلیمان بن ابراهیم، ینابیع المودة، ص 507
3. بحارالانوار، ج 99، ص 108؛ به نقل از نهاوندی، علی اکبر، عبقری الحسان، ج 7، ص 326
4. مقتضب الاثر فی النص علی الائمه الاثنی عشر، ص 24؛ به نقل از همان کتاب، ص 328