درانتظارمنجی

درانتظارباران نیست آنکه بذری نکاشته

درانتظارمنجی

درانتظارباران نیست آنکه بذری نکاشته

شش ماه به ظهور 3

اشاره‌ :

گفتیم‌ که‌ پیش‌ از بررسی‌ حوادث‌ شش‌ ماهه‌ دوم‌ آخرین‌ سال‌ غیبت‌ لازم‌ است‌ که‌ به‌ برخی‌ مباحث‌ پرداخته‌ شود که‌ در دو قسمت‌ قبلی‌ با ضرورت‌ طرح‌ موضوع‌ نشانه‌های‌ ظهور، تقسیم‌بندی‌ انواع‌ ظهور (اصغر و اکبر) و شگفتی‌های‌ پیش‌ از ظهور آشنا شدیم‌. در این‌ شماره‌ هم‌ بخشی‌ دیگر این‌ سلسله‌ مطالب‌ تقدیم‌ حضورتان‌ می‌گردد.

ادامه مطلب ...

شش‌ ماه به ظهور 2

در قسمت اول مقاله گفته شد، همانطور که عصر غیبت به دو بخش صغری و کبری تقسیم شد عصر ظهور هم به دو قسمت اصغر و اکبر تقسیم میشود. همچنین گفته شد لازم است هر کسی با نشانههای ظهور چنان آشنا شود که در دام مدعیان دروغین مهدویت نیفتد. در این شماره، بخش دوم از مقدماتی را که لازم است پیش از پرداختن به حوادث شش ماهه دوم آخرین سال غیبت مد نظر قرار گیرند با بررسی میکنیم:

ادامه مطلب ...

شش‌ ماه به ظهور 1


روزانه‌ شاهد اتفاقات‌ زیادی‌ هستیم‌ و اخبار متنوعی‌ را می‌شنویم‌. در نقطه‌ای‌ زمزمه‌ای‌ ویرانگر و در نقطة‌ دیگر طوفانی‌ خانمان‌برافکن‌ رخ‌ می‌دهد. در کشوری‌ کودتای‌ نظامی‌ می‌شود و در کشوری‌ دیگر جنگ‌ و کشتاری‌ وحشیانه‌ را نظاره‌ می‌کنیم‌. هواپیمایی‌ در اینجا سقوط‌ می‌کند و تصادفی‌ هولناک‌ در آنجا رخ‌ می‌دهد. پشت‌ سرهم‌ و بدون‌ حتی‌ لحظه‌ای‌ توقف‌ این‌ جریان‌ها به‌ وقوع‌ می‌پیوندند. مردم‌ اگر این‌ همه‌ اخبار و اطلاعات‌ را خود به‌ خود از یاد نبرند خود تلاش‌ می‌کنند که‌ آنها را فراموش‌ کنند. آیا هیچ‌ از خود پرسیده‌ایم‌ شاید برخی‌ از این‌ اتفاقات‌ نوید نزدیک‌ شدن‌ لحظه‌ دیدار و زمان‌ ظهور مهدی‌(ع‌) باشند؟

ادامه مطلب ...

سپاهیان آسمانی امام مهدی : برترین ملک خدا و مأمور برای ....

جبرئیل یکی از چهار ملائکة الهی است که خداوند او را بر دیگر ملائک برتری داده و برگزیده است. گاه در روایات از او با تعبیر «طاووس الملائکه» یاد شده1که از برتری او بر دیگر ملائک از حیث جمال و زیبایی حکایت می‌‌کند. نقل شده روزی رسول خدا(ص) از جبرئیل پرسید: «گرامی‏ترین خلق نزد خدا کیست؟» او به آسمان رفته و برگشت و گفت:
«گرامی‏ترین خلق نزد خدا، جبرئیل است و میکائیل و اسرافیل و ملک الموت، امّا جبرئیل موکّل جنگ و یار پیغمبران است و میکائیل موکّل هر قطره که ببارد و هر برگ که بروید و هر برگ که بیفتد و ملک الموت گماشته به گرفتن جان هر بنده است، در خشکی یا دریا و اسرافیل امین خدا است، میان او و آنان».2
در روایتی دیگر جبرئیل(ع) علاوه بر ابلاغ وحی، این موارد را نیز از جمله وظایف خود بر می‌‌شمرد:
«من امین خدا بر وحی اویم و من پیک خدا به سوی انبیا و مرسلینم و من متصدّی خسوف و کسوفم و ملّتی را خدا هلاک نکرده، مگر به دست من».3

پی نوشت:

1. مصباح‏المتهجد، ص 325؛ بحارالأنوار، ج 17، ص 308.
2. الدرّ المنثور، ج 1، ص 93؛ بحار الأنوار، ج‏56، ص 260.
3. همان.

حلب، شهر شورش

در بیان قحطی‌ها و کشتارهای آخرالزّمان در حلب، به نقل از امیرالمؤمنین(ع) چنین آمده است: «شهر زوراء (بغداد) در اثر شورش‌ها و فتنه‌ها ویران می‌شود، شهر واسط در اثر طغیان آب خراب می‌گردد. مردم آذربایجان به وسیلة طاعون هلاک می‌شوند، مردم موصل از گرسنگی و گرانی می‌میرند، شهر حلب در زیر صاعقه از بین می‌رود و...



حلب شهری است از بلاد کهن شامات که امروزه در شمال سوریه واقع شده است. حلب به معنای «شیر» خوراکی است. گفته شده حضرت ابراهیم(ع) در آنجا شیر گوسفندان خود را می‌دوشید و به فقیران می‌داد.1 پیش از میلاد مسیح(ع) هیتی‌ها، آشوری‌ها، مصری‌ها، یونانی‌ها و هخامنشیان و سلوکیان در آنجا حکمرانی می‌کردند. این شهر توسط ابوعبیدة جراح، سردار سپاه خالد بن ولید توسط مسلمانان فتح شد.

یکی از شهرهایی که نام آنها در روایات آخر الزمان دیده می‌شود، شهر حلب است. در بیشتر روایات این شهر به عنوان یکی از کُوَر خمس (مناطق پنج‌گانه) ذکر شده است که در آخرالزمان تحت سیطرة سفیانی در می‌آید.

در بیان قحطی‌ها و کشتارهای آخرالزّمان در حلب، به نقل از امیرالمؤمنین(ع) چنین آمده است: «شهر زوراء (بغداد) در اثر شورش‌ها و فتنه‌ها ویران می‌شود، شهر واسط در اثر طغیان آب خراب می‌گردد. مردم آذربایجان به وسیلة طاعون هلاک می‌شوند، مردم موصل از گرسنگی و گرانی می‌میرند، شهر حلب در زیر صاعقه از بین می‌رود و...»2 همچنین از آن حضرت(ع) نقل شده است که: «... بدا به حال حلب از محاصرة آنان» این روایت در مورد سیطره یافتن سپاهیان سفیانی بر مناطق پنج‌گانه است.

پیامبر اکرم(ص) در مورد سپاه سفیانی و چگونگی حرکت او می‌فرماید: «سفیانی با 3600 اسب سوار حرکت کرده، وارد دمشق می‌شود، و ماه رمضان فرا نمی‌رسد جز اینکه 30 هزار نفر از قبیلة کلب با او بیعت می‌کنند. آنگاه سپاه مجهّزی را به عراق می‌فرستد و 100 هزار نفر را در بغداد طعمة شمشیر می‌سازد. سپس دامنة جنگ به کوفه کشیده می‌شود و شهر کوفه توسط آنان تاراج می‌شود.»

کامل سلیمان در اثر ارزشمند خود «یوم الخلاص» می‌نویسد، حرکت‌های ایذایی و یورش‌های ناجوانمردانة او به دمشق و حلب و حمص و رقّه، پس از درگیری‌های قیس و ابقع و اصهب و یمانی آغاز می‌شود.

بنابراین شورش سفیانی از دمشق و با تصرف آن، آغاز می‌شود؛ بدین‌گونه که اصهب و ابقع را که مدعیان حاکمیت بر مردم جهان هستند، شکست می‌دهد و بر منبر دمشق بالا می‌رود و از بنی‌کلب بیعت می‌گیرد تا او را در جنگ و تصرف کشورها یاری کنند. و سپس برای تاراج کشورها حرکت می‌کند.

رسول اکرم(ص) می‌فرمایند: «هنگامی که سفیانی بر پنج منطقة دمشق، حمص، حلب، اردن و قنّسرین تسلط یافت نه ماه برای او بشمارید.» در دیگر احادیث نیز آمده است که مدت حکومت سفیانی به اندازة زمان حمل، یعنی نُه ماه است.3 پس از این مدت حضرت مهدی(عج) ظهور می کنند و با سپاه سفیانی درگیر می‌شوند. سپاه سفیانی در مکانی بین مکه و مدینه، به نام «بیدا» در زمین فرو می‌روند و خود او توسط حضرت مهدی(عج) در کنار دریاچة طبریه به هلاکت می‌رسد.

پی‌نوشت‌ها:
1. دایرة المعارف تشیع.
2. غیبت نعمانی، ص 134 به نقل از روزگار رهایی، ج2، 971.
3. غیبت نعمانی، ص 163، به نقل از روزگار رهایی، ج2، 1129