درانتظارمنجی

درانتظارباران نیست آنکه بذری نکاشته

درانتظارمنجی

درانتظارباران نیست آنکه بذری نکاشته

چقدر بدهکارم...

امام صادق (ع) می فرمایند:" علت اینکه جغد در خرابه ها منزل می کند آنست که بعد از شهادت سیدالشهداء عهد کرد که دیگر در آبادی منزل نگیرد و همیشه در روز صائم وحزین است تا شب فرا رسد واز ابتداء شب تا صبح بر مصیبت امام حسین نوحه سرایی می کند در حالیکه قبل از آن در کاخها وقصرها زندگی می کرد و وقتی مردم مشغول طعام می شدند مقابل آنها می رفت واز طعام آنها می خورد."


  بحارالانوار جلد 44

نقش ملائک در اداره امور جهان

حتما این جمله را شما هم شنیده‎اید که مردم در دعاهایشان این نکته را از خداوند طلب می‎کنند که «خدایا مرا نیازمند هیچ کس نکن!»

در مورد این دعا ذکر توضیحاتی لازم می‎نماید:

نظام هستی بنا به خواست خدای متعال بر اساس قانون اسباب و علل مادی و غیر مادی اداره می‎شود.

یعنی خداوند از یک سو از ملائک و کارگزاران خود برای اداره امور جهان استفاده می‎کند و از سوی دیگر اراده خدا بر این تعلق گرفته که کارهای مردم نیز توسط همدیگر رفع و اصلاح شود. در باب اسباب غیر مادی به چند نمونه اشاره می کنیم:

در قرآن صریحا به این نکته اشاره شده که خداوند جان انسان را توسط کارگزاران خود می‎گیرد:

«حتی اذا جاء احدکم الموت توفته رسلنا(1)؛ وقتی مرگ یکی فرا رسد، فرستادگان ما جان آنها را می‎گیرند.»

و یا در غزوه بدر که تعداد سپاه کفار، خیلی بیشتر از سپاه پیامبر(صلی الله علیه و آله) بود؛ خداوند برای پیروز شدن سپاه مسلمین، ملائک را به یاری رساند. که ما به این اعمال امداد غیبی گوییم.

در مورد امور مادی نیز اگر توجه کنیم دائم مشکلاتمان توسط دیگران حل می‎شود. یک نمونه بارز آن را در اینجا ذکر می‎کنیم که وقتی در وقت بیماری اینگونه نیست که دست بر روی دست گذاشته و منتظر بهبودی شویم بلکه باید به پزشک مراجعه کنیم و این تصور غلط است که؛ خداوند شفا دهنده است پس خود، بیماری را شفا می‎دهد. مانند جریان حضرت موسی(علیه‎السلام) که در کتاب‎های روایی ذکر شده؛ ایشان بیمار بود و منتظر شفا گرفتن از ناحیه خداوند. چرا که بر اساس نگاه توحیدی، شفا و درمان از ناحیه خداوند است. پس برای بهبودی هیچ اقدامی نکرد.

این نکته قابل ذکر است که رجوع به واسطه‎ها و اسباب، با توکل و توحید هیچ منافاتی ندارد. و هیچ خللی در مقام ربوبیت خداوند ایجاد نمی‎کند. چرا که سنت خداوند این است که توسط اسباب و علل، امور جهان را هدایت می‎کند.  در واقع انسان باید بین توکل و اسباب و علل را جمع کند و هر دو را توامان داشته باشد تا به نیازهایش برسد.

چند روزی از بیماری وی گذشت و حضرت موسی(علیه‎السلام) در انتظار درمان و شفا می‎ماند. ولی از درمان و شفا خبری نشد پس به خداوند شکایت می‎برد.

خداوند به موسی(علیه‎السلام) وحی می‎کند که اگر سال‎ها بیمار بماند او را درمان نمی‎کند؛ زیرا برای هر دردی، درمانی و اسبابی قرار داده است. بنابر این برای درمان و شفا می‎بایست به اسباب آن رو آورد و خود را به واسطه آنها درمان کرد.

این نکته قابل ذکر است که رجوع به واسطه‎ها و اسباب، با توکل و توحید هیچ منافاتی ندارد. و هیچ خللی در مقام ربوبیت خداوند ایجاد نمی‎کند. چرا که سنت خداوند این است که توسط اسباب و علل، امور جهان را هدایت می‎کند. در واقع انسان باید بین توکل و اسباب و علل را جمع کند و هر دو را توامان داشته باشد تا به نیازهایش برسد.

پس این مسئله قطعی است که ما برای رفع نیازهایمان، باید از اسباب و علل استفاده کنیم ولیکن رسول خدا(صلی الله علیه و آله) یک استثایی قرار داده است که:

حضرت علی(علیه‎السلام) می‎فرماید: در حال دعا گفتم: خدایا مرا نیازمند هیچ یک از بندگانت نکن .

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) این دعا را شنید و فرمود: یا علی! اینگونه دعا نکن، زیرا کسی نیست که محتاج مردم نباشد.

گفتم: پس چگونه دعا کنم؟

فرمود: بگو؛ خدایا! مرا نیازمند مردم بد نکن .

پرسیدم: چه کسانی جزء مردم بد، به شمار می‎آیند؟

فرمود: کسانی که وقتی به نعمتی می‎رسند، آن را از دیگران(نیازمندان) دریغ می‎کنند و چون خود محتاج شوند و با آنان بر خلاف انتظارشان رفتار شود، بر می‎آشوبند و مردم را سرزنش کنند.(2)   

 

پی‎نوشت‎ها:

1- انعام، 61 .
2- بحارالانوار، ج 93، ص 325 .

سنگ صبور....پیرتر از نوح شده ایم!

بادها، روزهاست که بوی عبایت را بر دوش می کشند.
تو هر شب از این حوالی گذشته ای؛ آرامتر از خواب همه ی درختان. با این فاصله ی هزار ساله، دنیا چقدر پیرتر شده!
من بیشتر از هزار سال دوریت، پیر شده ام.
من از نوح پیرترم و از تو یوسف پیامبر جوان تر.

دنیا دارد پیرهن مرگش را می پوشد؛ اما تو هنوز کفش های آمدنت را ....؟!

imam zaman 112

مولای ما همانند «آب زلال» است

تا به حال از دود و دم شهر نشینی جدا شده اید تا به آغوش بکر طبیعت بروید. اگر این کار را کرده اید آیا لذت آشامیدن از آب چشمه را تجربه کرده اید؟ آیا می دانید چشمه ها، همان آبهای زیرزمینی هستند که راهی به سوی زمین یافته اند؟

«آب» مایعی است که این روزها، به خاطر آنکه راحت در دسترس ما قرار گرفته است، به درستی قدرش را نمی شناسیم. آب، نه تنها مایه ی حیات انسانها، بلکه عامل مهم زندگی حیوانات و گیاهان نیز هست. تصور کنید دنیای بدون آب، چقدر سیاه و سرد است: گیاهان از بین می روند و هیچ پروانه ای در دنیا باقی نمی ماند.

غیر از آن، دیدن آب، باعث روشنی چشم است. احتمالاً خودتان متوجه این نکته شده اید که وقتی به سبزه زاری می روید که از کنارش جوی آبی می گذرد، چقدر دلتان باز می شود.

شیراز و آب رکنی و این باد خوش نسیم// عیبش مکن که خال رخ هفت کشور است (1)

امام کاظم (علیه السلام) فرمودند: «سه چیز سبب روشنی چشم می‌گردد: نگاه کردن به سبزه‌زار، نگاه کردن به آب روان و نگاه کردن به روی نیکو.» (2)

از القاب حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه)، «ماء معین»، به معنای آب روان و زلال است. (3) در قرآن آمده است: «قل ارایتم ان اصبح ماؤکم غوراً، فمن یاتیکم بماء معین»؛ (4) بگو اگر آب های سرزمین شما فرو رفت، چه کسی برای شما آب روان می آورد؟

امام محمد باقر (ع) نیز در تأویل آیه می فرماید: «این آیه درباره امام قائم (ع) نازل شده است.» و فرمودند: «اگر امامتان از شما غایب گردد و ندانید کجاست چه کسی برای شما امام می فرستد که اخبار زمین وآسمان و حلال و حرام خدا را برای شما بیاورد. سپس فرمود: سوگند به خدا، تأویل این آیه نیامده و سرانجام خواهد آمد.» (5)

آب، برای رفع تشنگی است؛ تشنگان! امام رضا (ع) می فرماید: «چه بسیارند مؤمنان اندوهگین و بسیار تشنه که هنگام فقدان آن آب روان غمناک هستند.» (6)

می‌خواهمت چنان که شب خسته خواب را// می‌جویمت چنان که لب تشنه آب را (7)

چه شود که راه یابد سوی آب، تشنه کامی؟//چه شود که کام جوید، زلب تو کام جوئی؟ (8)


نکته آخر: آب، تنها مایعی است که انسان با آن وضو می گیرد و مطهر می شود. کاش برای جهان ناپاکمان، خداوند پاک، آبی زلال و آسمانی بفرستد، از جنس نور...

 

پی نوشت:
1. حافظ شیرازی
2. بحارالأنوار، ج 59، ص 144
3. نجم الثاقب، باب دوم؛ به نقل از تونه ای، مجتبی، موعود نامه، ذیل عنوان ماء معین؛ به نقل از سایت منتظر، به آدرس www.montazar.net
4. سوره ملک، 30
5. تفسیر نورالثقلین، ج 5، ص 387؛ به نقل از همان منبع.
6. بحارالانوار، ج 52، ص 289؛ به نقل از همان منبع.
7. قیصر امین پور
8. فصیح الزمان رضوانی

مولای ما همانند «ابر پربرکت» است


در آسمان خدا، هر جسمی، مژده دهنده ی خبری و یا ترساننده از چیزی است. مثلاً اگر پس از یک سرمای سخت، خورشید در آسمان بدرخشد، انسانهای یخ زده از سرما، با طلوع گرمای مهربان خورشید، امید دوباره ای به زندگی می یابند. از طرف دیگر، پس از خشکسالی و کم آبی، دیدن ابر باران زا در آسمان، دست شکر هر کسی را به درگاه الهی بلند می کند. برعکس این هم ممکن است! زمانی که خورشید، خبر از گرما و حرارت بیشتری در یک ظهر تابستانی داغ بدهد و یا ابر، خبر از سیل و طوفان بیاورد.

زمانی که بدانیم، ابر ها، مژده ی پایان خشکسالی را با خود به همراه دارند، قدر آن را بیشتر می دانیم. شاید اگر شهرنشین باشیم و اسیر دود و دیوار؛ یا اگر کشاورز باشیم و به پای رشد دانه ی کوچکی در خاک، سر به آسمان بلند کرده باشیم؛ قدر تک تک قطرات باران را بهتر بفهمیم.

بگذارید خیالتان را راحت کنم: مولای ما، همانند آن ابری است که انسانهای تشنه را سیراب می کند و لبهای ترک خورده را به خنده وامی دارد. آن ابری که خبر از مژده ی پاکی شهرها از آلایش را می دهد و بشارت رشد یک گیاه.

امام رضا (علیه السلام) در توصیف امام فرمودند: « امام‏ ابر پر باران و باران پر برکت است،..» (1)

حرف آخر: لطافت ابر را دیده اید پس از باران رگباری و ریزی که به زمین هدیه کرده است؟ انگار، لبخندی پشت هر ابر پنهان است...


پی نوشت:
1. ابن بابویه، محمد بن على، ترجمه عیون أخبار الرضا علیه السلام - تهران، چاپ: اول، 1372 ش؛ با استفاده از نرم افزار جامع الاحادیث 5/3؛ تولید موسسه ی نور