درانتظارمنجی

درانتظارباران نیست آنکه بذری نکاشته

درانتظارمنجی

درانتظارباران نیست آنکه بذری نکاشته

سفیانی یک سال بیشتر بر سوریه و اردن حکومت نمی کند

نعمانى  از عیسى بن اعین از امام حسین(علیه السلام) آورده است : خروج سفیانى حتمى و در ماه رجب است . از آغاز تا پایان خروجش ، پانزده ماه طول مى کشد . شش ماه مى جنگد و وقتى بر پنج گنج (= منطقه)دست یافت ، نُه ماه حکمرانى مى کند و حتى یک روز هم بر این مدت افزوده نمى شود .



هشام مى پندارد که مناطق پنجگانه عبارتند از : دمشق ، فلسطین ، اردن ، حمص و حلب .

نعمانى از معلى بن خنیس مى گوید : خروج سفیانى در رجب حتمى است .

نعمانى  از خلاد صائغ ازامام حسین(علیه السلام) مى گوید : « سفیانى باید بیاید و جز در رجب خروج نمى کند » . مردى مى گوید : اى ابوعبدالله ! حال و روز ما در هنگام خروج چگونه است ؟ فرمود : اگر چنین رخدادى شد ، سوى ما (به مدینه )بیایید .

کمال الدین از عبد الله بن ابو منصور بجلى آورده است : نام سفیانى را از ابوعبدالله(علیه السلام) پرسیدم ، فرمود : به اسم او چه کار دارى ؟ وقتى گنج هاى پنجگانه شام : دمشق ، حمص ، فلسطین ، اردن و قنسرین را به چنگ آورد ، منتظر فَرَج (ظهور قائم )باشید . پرسیدم : نُه ماه حکومت مى کند ؟ فرمود : نه ، هشت ماه ، بدون یک روز بیشتر !
الغیبه طوسى از عمار دهنى آورده است ابو جعفر(علیه السلام) (امام باقر) فرمود : فکر مى کنید مدت (حکومت) سفیانى چقدر است ؟ عرض کردم : نُه ماه ، به اندازه حاملگى زن ! فرمود : اى مردم کوفه ! چقدر شما دانائید !

الغیبه طوسى  از محمد بن مسلم آورده است که شنیدم ابوعبدالله(علیه السلام)فرمود : وقتى سفیانى خروج کند ، به مدت حاملگى یک زن ، بر پنج منطقه چیره مى شود ( سپس فرمود : ) استغفر الله ! به اندازه حاملگى یک شتر ! آمدنش حتمى است و باید رخ دهد .

نویسنده اثبات الهداة بر تردید نصّ (اصلاح سخن امام با استغفار )ایراد به حقّى گرفته است ; چرا که تردید و تحیّر به روشنى در روایت دیده مى شود و نباید چنین تردیدى از معصوم دیده شود (مگر در حال تقیه یا «بدا» )چنان که « جمل » (که در حدیث آمد) بنابر گفته لغوى ها ، فقط اسم مذکر شتر است که سن بالا و دندان نیش داشته باشد .

مناظره امام رضا علیه السلام با بزرگ هیربدان

امام علیه السلام به بزرگ زردشتیان رو کرد و فرمود: به من بگو این که زردشت را پیامبر می دانی، بر طبق کدام دلیل است؟
بزرگ هیربدان: او کارهای خارق عادتی انجام داده که هیچ کس قبل از او انجام نداده است. گرچه ما آن را ندیده ایم، ولی اخبار پیشینیان ما گواه بر این معناست.
امام علیه السلام آیا جز این است که پیشینیان به شما رسیده و پیروی کرده اید؟
بزرگ هیربدان: نه.
امام علیه السلام همین گونه سایر امت ها اخباری به آن ها از معجزات موسی، عیسی، (مخصوصاً) محمّد صلی الله علیه و آله  و پیامبران دیگر رسیده است؛ پس چرا این پیامبران را قبول ندارید و تنها روی زردشت تکیه می کنید؟
بزرگ هیربدان خاموش شد و پاسخی نداشت بدهد.
در این جا امام علیه السلام با روش پاسخ نقضی جواب داد و در واقع، با تکیه بر قاعدة عقلی« حکم الامثال فیما یجوز و فیما لا یجوز واحد» به او الزام فرمود که اگر دلیل بر حقانیت زردشت معجزات نقل شده باشد، این معنا دربارة سایر پیامبران بزرگ الهی، مخصوصاً در مورد پیامبر گرامی اسلام که مدارک اعجاز او بسیار بیشتر و گسترده تر است، نیز صادق است.
اضافه بر این، معجزة مهم پیامبران اسلام صلی الله علیه و آله  قرآن مجید که امام علیه السلام قبلاً به آن اشاره فرمو، جنبة عینی و حسی دارد و نیاز به تکیه بر تاریخ ندارد. قرآن مجید موجود است و آثار اعجاز آن نمایان.

توصیه‌های امام رضا(علیه السلام) برای کاهش استرس و کسب آرامش

قرآن کریم و پس از آن اهل بیت علیهم السلام دستورالعمل های مادی و معنوی زیادی برای جلوگیری از بروز مشکلات روانی در فرد ارائه کرده اند. در آموزهای قرآنی و تعالیم سازنده اهل بیت علیهم السلام روشهای متعددی برای برون رفت از افسردگی و کاهش استرس های روزمره که دامنگیر انسان می شود پیشنهاد شده است .

در این آموزه های نورانی از ایمان، یاد خدا، توکل، تقوی و پرهیزگاری، توبه، انس با قرآن، امید به رحمت الهی، صبر و دعا، عبادت و عفت و پاکدامنی به عنوان راههای کاهش استرس و رسیدن به آرام ش یاد شده است.در همین زمینه امام رضا علیه السلام هم برای رسیدن به نشاط و آرامش معنوی می فرماید: لیس شیء من الاعمال عندالله عزوجل بعد الفرائض افضل من ادخال السرور علی المومن؛ بعد از انجام واجبات، کاری بهتر از ایجاد خوشحالی برای مومن، نزد خداوند بزرگ نیست. (1).

و یا در جایی دیگر می فرماید: من فرج عن مومن فرج الله عن قلبه یوم القیمه؛ هر کس اندوه و مشکلی را از مومنی برطرف نماید خداوند در روز قیامت اندوه را از قلبش برطرف سازد. (2)

اما جدای از توصیه های معنوی امام رضا(علیه السلام) برای کاهش و دوری از ناملایمات و کسب آرامش و رضایت الهی، آنحضرت توصیه هایی عملی برپایه اصول بهداشتی و تغذیه ای برای حفظ شادابی و نشاط و مقابله با فشارهای ناشی از زندگی روزمره ارایه کرده اند که جالب توجه است.

در روایتی از امام رضا(علیه السلام) نقل شده که فرمود : «الطیب نشره و العسل نشره، و الرکوب نشره و النظر الی الخضره نشره. یعنی: بوی خوش، عسل، سوارکاری و نگاه به مناظر سرسبز و خرم، باعث نشاط و شادی می شود.»(3)

بر طبق این نقل، نگاه به مناظر جذاب و سرسبز گیاهان برخی از بیماری ها را روحی و روانی را از بین می برد و افسردگی ها و غمها را می زداید به گونه ای که گاه شگفتی و حیرت انسان را برمی انگیزد و با دیگر لذتها و خوشی ها رقابتی پیروزمندانه می کند. چنان که تشریح منعای واژه «نشره» مؤید آن است : «نشره چیزی است که موجب آرامش وراحتی اعصاب می شود، پس از آن که دچار بیماری و افسردگی شده است.»

امام رضا علیه السلام در حدیث دیگر توصیه جالب برای آرامش روح و روان دارد. ایشان می فرمایند: « عَلَیکُمْ بِالزَّیتِ فَإِنَّهُ یکْشِفُ الْمِرَّةَ وَ یذْهِبُ الْبَلْغَمَ وَ یشُدُّ الْعَصَبَ وَ یذْهَبُ بِالضَّنَی وَ یحَسِّنُ الْخُلُق‏ و یطیب النفس و یذهب بالغم». بر شما لازم است که از زیت (روغن زیتون یا هر گونه روغن مایع) استفاده کنید؛ زیرا صفرا را آشکار و بلغم را از بین می‌برد و عصب را تقویت، بیماری را نابود و اخلاق انسان را نیکو می‌کند، روح را آرامش می دهد و غم را از بین می برد. ".(4)

شبیه این مضمون امام رضا(علیه السلام) در جایی دیگر فرمود: « نِعْمَ الطَّعَامُ الزَّیتُ یطَیبُ النَّکْهَةَ وَ یذْهَبُ بِالْبَلْغَمِ وَ یصَفِّی اللَّوْنَ وَ یشُدُّ الْعَصَبَ وَ یذْهَبُ بِالْوَصَبِ وَ یطْفِئُ الْغَضَب‏؛» روغن زیتون، خوب طعامی است که دهان را خوش‌بو می‌کند، بلغم را می‌برد، رنگ پوست را درخشنده می‌نماید، عصب را نیرومند و بیماری را نابود می‌کند و خشم را فرو می‌نشاند".(5)

امام رضا (علیه السلام) در سخنانی دیگر توصیـه می کنند که از زیاده روی در خوردن پیاز خودداری کنید زیرا پیاز زیاد رنگ نشاط و شادی را از چهره می برد و سایه ای غم انگیز به سیما فرو می اندازد اما خوردن کدو را باعث شادی و رفع حزن و اندوه بر می شمرد.

عن صحیفه الرضا(علیه السلام) عن آبائه(علیه السلام) قال قال رسول الله صلی الله علیه وآله اذا طبختم فاکثروا القرع فانه یسر القلب الحزین.

ازصحیفه امام رضاعلیه السلام از پدرانش (علیهم السلام) روایت شده است که رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمودند: هرگاه غذا می پزید کدو (حلوائی) بسیار بپزید ، زیرا کدو قلب محزون را شاد می کند.(6)

آنحضرت همچنین در مورد تحرک و آثار ورزش در ایجاد نشاط معتقدند که جنبش بیش از اندازه و خسته ساختن اعضای بدن باعث فرسودگی جسم و جان خواهد شدو موجب حزن و درد را فراهم می سازد. اما اگر تقلا و جنبش به حد اعتدال باشد باعث نشاط و شادمانی انسان می گردد و او از این فعالیت لذت خواهد برد.

همچنین امام رضا (علیه السلام)در یک توصیه تغذیه ای دیگر برای ایجاد آرامش به نقل از امیرالمومنین علی (علیه السلام) می فرماید: طلحه بن عبیدالله بر رسولخدا(ص) وارد شد و در دست رسول خدا(صلی الله علیه واله) بک «به» بود و آنرا به طلحه داد و فرمود: ای ابو محمد اینرا بگیر که قلب را راحت و تقویت می کند.(7)

پی نوشتها:

1. بحارالانوار، ج78، ص347
2. اصول کافی، ج3، ص268
3. عیون اخبار الرضا باب 31/ حدیث 126
4. عیون اخبار الرضا، باب 31/ حدیث 81
5. مکارم الاخلاق، ص190
6. مستدرک وسائل الشیعه ج17ص 56باب 9ح 20430
7. عیون اخبار الرضا باب 31/ حدیث

راه دیدار امام زمان (عج)

اگر شیعیان ما در وفاى به عهد و پیمان الهى اتّحاد و اتّفاق مى‌داشتند و عهد و پیمان را محترم مى‌شمردند، سعادت دیدار ما به تأخیر نمى‌افتاد و زودتر به سعادت دیدار ما نائل مى‌شدند.

 حضرت مهدی(علیه السلام) می فرمایند:
« لَوْ أَنَّ أَشْیاعَنا وَفَّقَهُمُ اللّهُ لِطاعَتِهِ عَلَى اجْتِماع مِنَ الْقُلُوبِ فِى الْوَفاءِ بِالْعَهْدِ عَلَیْهِمْ لَما تَأَخَّرَ عَنْهُمُ الُْیمْنُ بِلِقائِنا وَ لَتَعَجَّلَتْ لَهُمُ السَّعادَةُ بِمُشاهَدَتِنا:

اگر شیعیان ما ـ که خداوند آنها را به طاعت و بندگى خویش موفّق بدارد ـ در وفاى به عهد و پیمان الهى اتّحاد واتّفاق مى‌داشتند و عهد و پیمان را محترم مى‌شمردند، سعادت دیدار ما به تأخیر نمى‌افتاد و زودتر به سعادت دیدار ما نائل مى‌شدند.»


زیارت امام زمان (عج):

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا حُجَّةَ اللَّهِ فی‏ اَرْضِهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا عَیْنَ اللَّهِ فی‏ خَلْقِهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا نُورَ اللَّهِ الَّذی‏ یَهْتَدی‏ بِهِ الْمُهْتَدُونَ وَیُفَرَّجُ بِهِ عَنِ الْمُؤْمِنینَ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا الْمُهَذَّبُ الْخآئِفُ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا الْوَلِیُّ النَّاصِحُ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا سَفینَةَ النَّجاةِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا عَیْنَ الْحَیوةِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ صَلَّی‏اللَّهُ عَلَیْکَ وَعَلی‏ آلِ بَیْتِکَ الطَّیِّبینَ الطَّاهِرینَ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ عَجَّلَ اللَّهُ لَکَ ما وَعَدَکَ مِنَ النَّصْرِ وَظُهُورِ الْأَمْرِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا مَوْلایَ اَنَا مَوْلاکَ عارِفٌ بِاُولیکَ وَاُخْریکَ اَتَقَرَّبُ اِلَی اللَّهِ تَعالی‏ بِکَ وَبِآلِ بَیْتِکَ وَاَنْتَظِرُ ظُهُورَکَ وَظُهُورَ الْحَقِّ عَلی‏ یَدَیْکَ وَاَسْئَلُ اللَّهَ اَنْ یُصَلِّیَ عَلی‏ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاَنْ یَجْعَلَنی‏ مِنَ الْمُنْتَظِرینَ لَکَ وَالتَّابِعینَ وَالنَّاصِرینَ لَکَ عَلی‏ اَعْدآئِکَ وَالْمُسْتَشْهَدینَ بَیْنَ یَدَیْکَ فی‏ جُمْلَةِ اَوْلِیآئِکَ یا مَوْلایَ یا صاحِبَ الزَّمانِ صَلَواتُ اللَّهِ عَلَیْکَ وَعَلی‏ آلِ بَیْتِکَ هذا یَوْمُ الْجُمُعَةِ وَهُوَ یَوْمُکَ الْمُتَوَقَّعُ فیهِ ظُهُورُکَ وَالْفَرَجُ فیهِ لِلْمُؤْمِنینَ عَلی‏ یَدَیْکَ وَقَتْلُ الْکافِرینَ بِسَیْفِکَ وَاَنَا یا مَوْلایَ فیهِ ضَیْفُکَ وَجارُکَ وَاَنْتَ یا مَوْلایَ کَریمٌ مِنْ اَوْلادِ الْکِرامِ وَمَأْمُورٌ بِالضِّیافَةِ وَالْإِجارَةِ فَاَضِفْنی‏ وَ اَجِرْنی‏ صَلَواتُ اللَّهِ عَلَیْکَ وَعَلی‏ اَهْلِ بَیْتِکَ الطَّاهِرینَ!

درود بر تو ای حجّت خدا در زمینش! درود بر تو ای دیده خدا بر خلقش! درود بر تو ای نور خدا که ره یابند بدان، رهجویان، و گشایش شود بدان بر مؤمنان! درود بر تو ای خوش نهادِ هراسان! درود بر تو ای دوستِ خیرخواه! درود بر تو ای کشتی نجات! درود بر تو ای چشمه حیات! درود بر تو، رحمت خدا بر تو و خاندان پاک و پاکیزه‏ات! درود بر تو، بشتابد خدا برایت آنچه را به تو وعده کرده از یاری و ظهور امام امر امامت. درود بر تو ای مولای من! من وابسته به توام. عارف به آغاز و انجامت. تقرّب جویم به خدای تعالی‏ به تو و خاندان تو و انتظار ظهورت و ظهور حق را به دستت دارم، و از خدا خواهم که رحمت فرستد بر محمّد و خاندانش، و مرا از منتظران تو مقرّر دارد، و از پیروان و یاران تو علیه دشمنانت، و از دوستانی که در رکاب تو به شهادت می‏رسند، ای مولایم، صاحب الزّمان! صلوات خدا بر تو و بر خاندانت! این روز جمعه، روز توست که در آن، توقّع ظهورت می‏رود و فَرَج برای مؤمنان به دست تو و کشتار کافران به شمشیرت، ای سرورم! من در روز جمعه، مهمان توام و پناهنده به تو و تو ای سرورم، کریم و کریم زاده‏ای و مأمور و مهمان‏نوازی و پناه دادنی (نگهداری). مرا مهمان کن و پناه دِه. صلوات خدا بر تو و بر خاندان پاکت!

تسبیح ویژهِ روز جمعه:

بِسْمِ اللَّهِ‏ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏

سُبْحانَ مَنْ لَبِسَ الْعِزَّ وَوَفازَ بِهِ، سُبْحانَ مَنْ تَعَطَّفَ بِالْمَجْدِ وَ تَکَرَّمَ بِهِ، سُبْحانَ مَنْ لا یَنْبَغِی التَّسْبیحُ اِلاَّ لَهُ، سُبْحانَ مَنْ اَحْصی‏ کُلَّ شَیْ‏ءٍ بِعِلْمُهُ، سُبْحانَ ذِی الْطَّوْلِ وَ الفَضْلِ، سُبْحانَ ذِی المَنِّ وَالنَّعَمِ، سُبْحانَ ذِی الْقُدْرَةِ وَ الْکَرَمِ. اَللّهُمَّ! اِنّی‏ اَسْئَلُکَ بِمَعاقِدِ الْعِزِّ مِنْ عَرْشِکَ وَ مُنْتَهَی الرَّحْمَةِ مِنْ کِتابِکَ، وَ بِاسْمِکَ الْأَعْظَمِ وَذِکْرِکَ الأَعْلَی‏، وَ بِکَلِماتِکَ التَّآمَّةِ الَّتی‏ تَمَّتْ صِدْقاً وَ عَدْلاً لَا مُبَدِّلَ لِکَلِمَاتِکَ ِانَّکَ أَنْتَ العَزِیزُ الْکَرِیمُ یَا ذَالجَلالِ والإِکْرامِ! أَسْأَلُکَ بِمَالَا یَعْدِلُهُ شَیْ‏ءٍ مِنْ مَسَائِلکَ أَنْ تُصَلِی‏ عَلَی‏ مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَأَنْ تَجْعَل لِی مِن أَمْرِی فَرَجاً وَمَخْرَجاً وَأَنْ تُوسَّعَ عَلَیَّ رَزْقِی فِی یُسْرِمِنْکَ وَعَافِیَةٍ، سُبْحانَ الْحَیِّ الْحَلِیمِ سُبْحانَ الْحَلِیمِ الْکَرِیمِ، سُبْحانَ الباعِثِ الْوارثِ، سُبْحانَ اللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ، سُبْحانَهُ وَبِحَمْدِهِ، اللَّهُمَّ صَلِّ عَلی‏ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ کَمَا صَلَّیْتَ وَبارَکْتَ عَلی‏ ِابْراهِیمَ وَالِ اِبراهیِمَ إِنَّکَ حَمِیدٌ مَجِیدٌ.

زندانی‌شدن علامه حسن‌زاده آملی در عالم مکاشفه

یکی از درس‌های بزرگی که از سال‌ها حضور در محضر علامه حسن زاده آملی گرفتیم، سکوت و کم‌گویی ایشان بود، با آمدن استاد به محل درس هاله‌ای از سکوت بر مجلس حکمفرما می‌شد و تا آغاز رسمی درس،مجلس این چند دقیقه، مجلس سکوت بود.
به گزارش  فارس، علامه حسن حسن‌زاده آملی متولد 1307، روحانی مجتهد، عارف، فیلسوف متأله و مدرس دروس حوزوی است، وی که تاکنون 85 بهار را پشت سر گذاشته است، یکی از اساتید مطرح اخلاق است که در فلسفه، عرفان، فقه، اصول، ادبیات، ریاضیات، علم فیزیک و شیمی و بسیار علوم دیگر نیز تخصص دارد. بازخوانی سخنان اخلاقی این عارف بالله که در کتاب «صراط سلوک» جمع‌آوری شده، خالی از لطف نیست.

*پرحرفی و قساوت قلب

شیخ طوسی از پیامبر اکرم(ص) نقل می‌کند که آن حضرت فرمودند: «در غیر یاد خدا، زیاد سخن نگویید، زیرا سخن زیاد در غیر یاد خدا، سبب قساوت قلب می‌شود؛ چه اینکه، دورترین مردم از خدا کسی است که قساوت قلب داشته باشد». شیخ طوسی این حدیث را به عنوان اولین حدیث کتاب «امالی» خود قرار داده است و این حکایت از عنایت خاص ایشان به آن حدیث و به این مطلب است.

شیخ کلینی نیز، آن را به اندک اختلافی از امام صادق(ع) نقل کرده است که امام صادق(ع) فرمودند: حضرت مسیح(ع) می‌فرمودند: «در غیر یاد خدا، زیاد سخن مگویید، زیرا کسی که در غیر یاد خدا زیاد سخن می‌گویند، قسی‌القلب و سخت دل می‌شوند، گرچه خودشان ندانند».

*مجلس سکوت!

حضرت استاد به حق عامل به این دستورالعمل هستند سنجیده و کم، ولی عمیق سخن می‌گفتند، در درس از سخنان حاشیه‌ای و زینت بخش پرهیز می‌کرده و گزیده گوی بودند و نغزپرداز و حقیقتاً مصداق این شعر که:

کم گوی و گزیده گوی چون در/ تا ز اندک تو جهان شود پر

یکی از درس‌های بزرگی که از سال‌ها حضور در محضر استاد علامه حسن زاده آملی گرفتیم سکوت و کم گویی ایشان بود، با آمدن حضرت استاد به محل درس هاله‌ای از سکوت بر مجلس حکمفرما می‌شد و تا آغاز رسمی درس، این چند دقیقه، مجلس، مجلس سکوت بود.

*دهان، باب ‌الله است

آن روز نیز حضرت استاد به سالکان وادی عشق و معرفت هشدار دادند: دهان باب ‌الله است، صادرات و وارداتش را کنترل کنید، دهان گوش جان است، سعی کنید چانه‌تان را عقل بچرخاند.

*بهترین جواب

یکی از شاگردان حضرت استاد در این زمینه این چنین می‌نویسد: حکیم فرزانه علامه حسن‌زاده آملی نقل فرموده است: که هر گاه کسی با مرحوم علامه طباطبایی به مسافرت می‌رفت تا از علامه سؤالی نمی‌کرد، علامه با احدی سخن نمی‌گفت.

باید دانست که هر پرسشی را نیز نباید پاسخ گفت و این نشانه معرفت است، روزی در محضر درس استاد علامه حسن زاده آملی از فیض معرفت آن حضرت بهره می‌جستیم، شخصی از استاد پرسشی کرد. استاد فرمودند: بسیار خوب! چون جلسه درس به پایان رسید، آن شخص به استاد عرض کرد: آیا بسیار خوب هم جواب است؟ آقا فرمودند: بله و بهترین جواب همین بود!

*زندانی در عالم مکاشفه

حضرت استاد در این خصوص مکاشفه‌ای را نقل می‌فرمایند: در سحر شب یکشنبه 5 مردادماه 1348 بعد از ادای نافله شب و نافله و فریضه صبح در اربعینی که ذکر جلاله «الله» را هر روز بعد از نماز صبح به عددی خاص داشتم، بعد از این ذکر به توجه نشستم که ناگهان جذبه و حالتی دست داد و بدن طوری به صدا در آمد و می‌لرزید، آن چنان صدایی که مثلاً تراکتور روی سنگ‌های درشت و جاده ناهموار می‌رود، دیدم که جانم از بدنم مفارقت کرد و متصاعد شد ولی در بدنی مثل بدن عالم خواب قرار دارد، تا قدری بالا رفت.

دیدم در میان خانه‌ای مانند پرنده‌ای که در خانه‌ای در بسته گرفتار شده است و به این طرف و آن طرف پرواز می‌کند و راه خروج نمی‌یابد، تخمیناً در مدت یک ربع ساعت گرفتار بودم و به این سو و آن سو می‌شتافتم، دیدم در این خانه زندانیم، نمی‌توانم به در بروم، سخنی از گوینده‌ای شنیدم و خود او را ندیدم که به من گفت: این محبوس بودنت بر اثر حرف‌های زیاد و بیخود تو است، چرا حرف‌هایت را نمی‌پایی!؟

من در آن حال چندین بار خدای متعال را به پیغمبر خاتم(ص) برای نجاتم قسم دادم و به تضرع و زاری افتادم که ناگهان چشمم به طرف شمال خانه افتاد که دیدم دریچه‌ای که یک شخص آدم بتواند به در رود برویم گشوده شد، از آنجا در رفتم و پس از به در آمدن چندین به سوی مشرق در طیران بودم و دوباره به جانب قبله رهسپار شدم.

و هنگامی که از حبس رهایی یافتم، یعنی از خانه به در آمدم، آن خانه را بسیار بزرگ و مجلل دیدم، که در میان باغی بنا شده است و آن باغ را نهایت نبود و آن را درخت‌های گوناگون پر از شکوفه سفید بود که در عمرم چنان منظره‌ای ندیدم.

و می‌بینم که به اندازه ارتفاع درخت‌ها در هوا سیر می‌کنم به گونه‌ای که رویم، یعنی مقادیم بدنم همه به سوی آسمان است و پشت به سوی زمین و به اراده و همت و فرمان خود نشیب و فراز و بسیار خدای متعالی را به پیغمبر خاتم و همه انبیاء قسم دادم که کشف حقایقی برایم دست دهد و در همین حال به خود آمدم.

آن محبوس بودن چند دقیقه، بسیار در من اثر بد گذاشت به گونه‌ای که بدنم خسته و کوفته شده بود و سرم و شانه‌هایم همه سخت درد گرفت و قلبم به شدت می‌زد.

*ذکر سکوت!
روزی حضرت استاد در محفل درس فرمودند: یکی از دوستان می‌گفت، در مراقبتی که داشتم، مکاشفه‌ای روی داد به حضور حضرت رسول الله الاعظم(ص) شرفیاب شدم از آن حضرت ذکر خواستم، فرمودند: من به شما ذکر سکوت می‌دهم.