درانتظارمنجی

درانتظارباران نیست آنکه بذری نکاشته

درانتظارمنجی

درانتظارباران نیست آنکه بذری نکاشته

روزی چند بار برام استغفار می کنی؟

سلام
داره کم کم غروب می شه ...
اما ...
گاهی وقتا اینقدر نامرد می شم که یادم میره دعا کنم که بیایی ...
تا زمانی که به مشکل بر می خورم می گم:

اللهم عجل لولیک الفرج


imam zaman 114

اما ...
گاهی وقتا خیلی دعا می کنم اما نه با توجه ...
اصلا کاری به کار استجابتش ندارم ...
انگار می خواهم خودم رو از عذاب وجدان رها کنم ...
تا حالا نشده حس کنم که یتیمم ...
از بس که تو جامعه غرق شدم.
یه کاری با خودم کردم که اگه بخواهم دنبالت بگردم باید برم بیابون ...
تا حالا نشده بشینم و فکر کنم از دست این گناهان کوچک و بزرگ من
 روزی چند بار برام استغفار می کنی؟
تا حالا نشده بفهمم که هر چی من ازت غافلم تو بیشتر هوامو داری...
تا حالا نشده درک کنم که مهربونیت اینقدر زیاده که محبت دیگران در مقابلش
نمایی نداره ...
تا حالا نشده کسی مثل تو منو به خاطر خودم دوست داشته باشه. اما مگه من
می فهمم؟
دوست دارم تمام شب و روز هفته رو نذر طلوع روز جمعه کنم...
  اگه نیامدی دق کنم و بمیرم ...

بین خودمون... نان آور

گامهایش را تندتر و تندتر کرد شاید به صف برسد و او هم بهره ای از نذریها داشته باشد. یک پرس غذای نذری هم برای سیر شدن بچه هایش کافی بود اما هنوز نرسیده بود که یکی بلند داد زد: «نذری تموم شد، تجمع نکنین لطفاً»
گامهایش سست شد و احساس بدبختی می کرد، چرا که این دومین جایی بود که نتوانست از نذر آقا بهره ای داشته باشد.
نگاهی به ظرف غذاهای نیم خورده که کنار جوی آب افتاده بود انداخت و از ذهنش گذشت که همین ها را جمع کند، اما ناگهان موشی از درون یکی از ظرفها بیرون پرید و منصرفش کرد.
تمام طول راه فکر اینکه چطور بچه هایش را با شکم گرسنه خواب کند مثل خوره به جانش افتاد.

کلید را درون قفل نچرخانده بود که دستی روی شانه اش خورد. برگشت. زن با چادر رویش را گرفته بود و با لبخند کیسه ای که چند غذا درونش بود به سمتش دراز کرد: « اینا نذر پدر غریبمه، دعامون کنید.» برقی از چشمان زن جهید. قبول باشدی گفت و با خوشحالی وارد خانه شد. دختر داشت به پسر کوچک دیکته می گفت و می خواند: «بابا آب داد، بابا نان داد... .»




یادمون نره کجا زندگی میکنیم...

ستون دینت را محکم کن

روزى حضرت فاطمه زهرا(سلام اللّه علیها) به محضر مبارک پدرش، رسول گرامى اسلام (صلّى اللّه علیه و آله) آمد و پرسید: اى پدر جان ! جزاى آن دسته از مردان و یا زنانى که نماز را سبک مى شمارند، چیست؟

پیامبر خدا (ص) فرمودند: دخترم، فاطمه جان ! هرکس نماز را سبک شمارد و به شرایط و دستورات آن بى اعتنائى نماید، خداوند او را به پانزده نوع عقاب، مجازات مى کند:
شش نوع آن در دنیا، سه نوع آن موقع مرگ و جان دادن، سه نوع در قبر و سه نوع دیگر در قیامت آن هنگامى که از قبر بر انگیخته شود، خواهد بود.

امّا آن شش نوع عقابى که در دنیا خواهد دید:
1.  برداشتن برکت و توفیق از عمرش، که نتواند از آن بهره کافى و سودمندى برگیرد.
2.  برداشتن برکت از درآمدهایش.
3. پاک شدن سیماى نیکوکاران از چهره اش.
4. سرگردان و دلسرد شدن در کارها و عباداتش.
5. دعاها و خواسته هایش مستجاب نخواهد شد.
6. آن که در دعاى مؤ منین سهیم نخواهد بود و دعاى خیر ایشان شاملش نمى شود.

و امّا آن عقاب هایى را که هنگام مرگ خواهند دید:
1. ذلیلانه خواهد مُرد.
2. گرسنه و تشنه جان مى دهد.
3. هیچ چیزى تشنگى و گرسنگى او را بر طرف نسازد.

و امّا آن عذاب هایى که در قبر دچارش مى شود:
1. خداوند متعال ملکى را مأمور مى نماید تا مرتّب او را مورد شکنجه قرار دهد.
2. قبرش تنگ و تاریک و وحشتناک مى باشد.

و امّا آنچه در قیامت مبتلایش مى گردند:
1. خداوند ملکى را ماءمور مى نماید تا او را بر صورت، روى زمین بکشاند و اهل محشر او را تماشا نمایند.
2. محاسبه و بررسى اعمالش سخت و دقیق خواهد بود.
3. و در نهایت این که مورد رحمت و محبّت خداوند قرار نمى گیرد و عذابى دردناک دچارش خواهد شد.
 
منبع: مستدرک الوسائل : ج 3، ص 23، ح1؛ به نقل از چهل داستان و چهل حدیث از حضرت فاطمه زهرا(س)

ویژگیهای پرونده اعمال چیست؟

نامه عمل نامه ای است که تمام اعمال و رفتار و گفتار انسان را بدون کم و کاست در خود ضبط کرده است؛ نه تنها نفس عمل، که نیت و انگیزه فاعل را نیز می نمایاند. در آیات و روایات ویژگیهایی برای نامه اعمال برشمرده شده است که در زیر به آنها اشاره می کنیم:

1. ضبط جزئیات اعمال آدمی:  تمام اعمال و گفتار و حتی ملکات نفسانی و خطورات قلبی او درطول عمر ثبت می شود. درقرآن، ثبت و ضبط دقیق جزئیات اعمال آمده که می فرماید:« روز قیامت کتاب نامه اعمال انسانها در محضر عدل الهی نهاده می شود و گنهکاران را می بینی که از آنچه درآن کتاب است سخت در وحشتند و می گویند: وای بر ما! این چه کتابی است که از هیچ عمل کوچک و بزرگی فروگذار نکرده و مگرآنکه آن را احصا کرده و برشمرده است.1»

2. قطعیت و غیرقابل تردید بودن آن: ازخصوصیات دیکر نامه اعمال، وضوح و روشنی و غیر قابل تردید بودن آن است که از انسان جدا نیست و همراه با اوست. قرآن کریم می فرماید:« طائر(نامه اعمال) هر انسانی را برگردنش قرار داده ایم و روز قیامت کتابی برای او بیرون می آوریم که آن را در برابر خود گشوده می بیند. به او می گوییم کتابت را بخوان که امروز خود برای حسابگری خود کافی می باشی.2»

3. تنظیم کنندگان نامه اعمال: درآیات و روایات از نویسندگان اعمال تحت عناوینی از قبیل : رقیب، عتید، کرام الکاتبین و حافظین یاد شده است که همگی بیانگر صفات این فرشتگان الهی است. درقرآن آمده است: «به خاطر بیاورید هنگامی که دو فرشته راست و چپ که همراه و ملازم انسان هستند اعمال او را دریافت و ثبت می کنند. هیچ سخنی را تلفظ نمی کند مگر آنکه نزد آن فرشته ای مراقب و آماده برای انجام مأموریت وجود دارد.3»

در حدیثی ازپیامبراسلام نقل شده است که فرمود: «هنگامی که انسان عمل نیکی انجام می دهد فرشته راست پاداشی ده برابر می نویسد و هنگامی که عمل شری انجام می دهد و فرشته چپ می خواهد آن را ثبت کند فرشته راست می گوید هفت ساعت به او مهلت بده و اگر دراین مدت توبه و استغفاری داشته باشد چیزی بر او نمی نویسد؛ اما اگر توبه نکند فقط یک گناه براو می نویسد.4»
ازبرخی روایات استفاده می شود که نویسندگان بزرگوار اعمال انسان  در روز و شب ازهم جدا هستند. مثلا در روایتی آمده است:«هرکس نماز صبح را درآغاز طلوع فجر بخواند ملائکه شب و روز که درحال تغییر مأموریتند هر دو آن را ثبت می کنند.5»

4. کیفیت دریافت نامه اعمال: خوبها پرونده خود را با دست راست دریافت می کنند و بدها از پشت سر و با دست چپ. قرآن می فرماید:« اما کسی که نامه اعمالش به دست راستش داده شده است با خوشحالی و افتخار می گوید نامه اعمال مرا بگیرید و بخوانید. اما کسی که نامه اعمال او به دست چپش داده شده است می گوید ای کاش هرگز نامه اعمالم به من داده نمی شد و نمیدانستم حساب من چیست.6»

درآیات دیگر اینگونه آمده است: «اما کسی که نامه اعمالش به دست راستش داده شده است به زودی حساب آسانی برای او می شود و خوشحال به سوی اهل و خانواده اش بازمی گردد. اما کسی که نامه اعمالش از پشت سرش داده شده است به زودی فریادش بلند می شود که ای وای برمن که هلاک شدم و درشعله های سوزان آتش دوزخ می سوزد.7»

5. اقسام پرونده های اعمال: ازبررسی آیات وروایات به چند نوع نامه عمل پی می بریم: یکی نامه عمل فردی که هریک از افراد دارند که یا به دست راست آنها داده می شود یا به دست چپ انها. دیگری نامه عملی که اعمال یک امت درآن ثبت می شود که آیه 38 سوره جاثیه برآن دلالت دارد، سوم کتاب واحدی که اعمال همه امتهای اولین وآخرین دران ثبت شده است که آیه 12 سوره یس بیانگر آن است.

6. فلسفه نامه اعمال: اولا آثار تربیتی فراوان این مسأله است که تمام جزئیات اعمال و گفتار و نیات انسان ضبط می شود و بر متدبر بصیر پوشیده نیست. انسان هنگامی که درمقابل ضبط صوتی قرار می گیرد که آنچه را می گوید ضبط کند چقدر مراقب گفتار خود است که سخنی نگوید که بعدا علیه خود او مورد استناد قرار گیرد؟ یا اگر خود را مقابل دوربینهای فیلمبرداری مشاهده کند که تمام سکنات و حرکات و گفتار او را از زوایای مختلف فیلمبرداری می کند چقدر مواظب حرکات ورفتار خود است؟

ثانیاً این پرونده می تواند جنبه اتمام حجت داشته باشد. به هرحال درمحکمه عدل الهی هیچ کمبودی نباید وجود داشته باشد. آنچنان مدارک و اسناد باید علیه متهم و مجرم گویا باشد که اگر قضاوت را به خود او نیز واگذار کنند علیه خود حکم صادر کند و خود را محکوم کند.
ثالثاً ازلذت و رنج مشاهده کارنامه درخشان یا سیاه اعمال خود نباید غافل بود. به عبارت دیگر نفس تنظیم این پرونده و در روز محاکمه دراختیار صاحب آن قرار دادن، یکی از بالاترین خوشی ها و سرور ولذات برای کسی است که درطول عمر خود سعی و تلاش کرده تا اعمال شایسته انجام دهد و به همین دلیل با تفاخر و مباهات دیگران را به مشاهده آن فرا می خواند.

7. ماهیت نامه اعمال: ازنوشته های معمولی نیست. برخی گفته اند همان نفس آدمی است. حقایق اعمال انسان را دربردارد طبق آیه 30 سوره آل عمران. ضمیر باطن انسان است. اعمال علاوه بر درون و جان برعالم بیرون وهوا وفضای اطراف وزمین تأثیر دارد.8
1- کهف:49
2- اسراء: 13 و14
3- ق: 17 و18
4- مجمع البیان ج4 ص 144
5- وسائل الشیعه ح 3 ص 154 و155 باب 28 از ابواب مراقیب
6- حاقه: 19 و 25 و 26
7- انشقاق: 7 تا 12
8- پیام قرآن
   
 

منبع:
کتاب پاسخ به پرسشها و شبهات: مجموعه پرسشها و پاسخها از محضر استاد رضا محمدی در رادیو معارف، تهیه کننده: پژوهشکده تحقیقات اسلامی، قم: زمزمه هدایت، 1385

نام هاى پرمعناى فاطمه(علیها السلام)

هر نامى معمولا بیانگر چگونگى صاحب آن است، البته اگر نامگذارى بوسیله شخص حکیمى انجام گیرد.

 


از احادیث بر مى آید که نامگذارى فاطمه زهرا(علیها السلام) بوسیله حکیم على الاطلاق یعنى خداى عالم انجام گرفته است.
از سوى دیگر «فاطمه» از ماده «فطم» (بر وزن حتم) به معناى بازگرفتن کودک از شیر مادر است، سپس به هر گونه بریدن و جدایى اطلاق شده است.
اکنون ببینیم روایات اسلامى در این زمینه چه مى گوید؟

1ـ در حدیثى از پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) آمده است که فرمود:
«اِنَّما سَمَّاهَا فَاطِمَة لاَِنَّ اللهَ فَطَمَها وَ مُحِبِّیها عَنِ النّارِ;(1) او را فاطمه نام نهاده، زیرا خداوند او و دوستانش را از آتشدوزخ باز داشته است».
از این تعبیر استفاده مى شود که نامگذارى بانوى اسلام به این نام، از سوى خداوند صورت گرفته، و مفهومش این است که خدا وعده داده است او و کسانى که او را دوست دارند و در خط مکتب او باشند هرگز به دوزخ نروند.


2ـ در حدیث دیگرى از على(علیه السلام) مى خوانیم که رسول الله(صلى الله علیه وآله) به فاطمه(علیها السلام) فرمود:
«یا فاطِمَةُ! اَتَدرینَ لِمَ سُمِّیتِ فاطِمَة; اى فاطمه! آیا مى دانى چرا فاطمه نامیده شده اى؟».
على(علیه السلام) مى گوید: من گفتم: اى رسول خدا! شما بفرمایید چرا نام او فاطمه است؟ فرمود:
«اِنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ قَدْ فَطَمَها وَ ذُرِّیَّتَها عَنِ النّارِ یَوْمَ الْقِیامَةِ;(2) خداوند بزرگ او و فرزندانش را از آتش دوزخ در قیامت باز مى دارد».
بدیهى است منظور از فرزندان در این جا فرزندانى است که در خط این مادر بزرگ باشند، نه همچون پسر نوح که خطاب شد : «(إِنَّهُ لَیْسَ مِنْ أَهْلِکَ)(3); او از اهل تو نیست».
و به همین دلیل در بعضى از احادیث، «ذریّه» و «محبّان» هر دو با هم ذکر شده اند، و این که گمان کنیم مفهوم روایات فوق این است که اگر آنها مرتکب انواع گناهان شوند و حتى کافر و مشرک باشند از عذاب الهى در قیامت در امانند، اشتباه بزرگى مرتکب شده ایم که با هیچ یک از معیارهاى اسلامى نمى سازد، زیرا خود پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) که اصل این شجره طیّبه است صریحاً در قرآن مجید به این خطاب مخاطب شده است:
«(لَئِنْ اَشْرَکْتَ لَیَحْبَطَنَّ عَمَلُکَ وَ لَتَکُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِینَ);(4) اگر (به فرض محال) مشرک شوى، تمام اعمالت تباه مى شود و از زیانکاران خواهى بود».
و در جاى دیگر مى فرماید: «اگر او سخنى دروغ بر ما مى بست ما او را با قدرت مى گرفتیم سپس رگ قلبش را قطع مى کردیم».(5)
آیا فرع زائد بر اصل ممکن است؟ آیا فرزندان رسول خدا از او برترند؟!
البتّه هرگز پیغمبر نه راه شرک پویید، و نه ـ العیاذ بالله ـ دروغى بر خدا بست، در حقیقت یک درس بزرگ براى همه امت است، تا بقیه حساب خود را برسند.
و این منافات با مقام شامخ سادات و ارزش فوق العاده آنها در امت اسلامى ندارد.
از سوى دیگر در میان عرب معمول است که علاوه بر اسم، کنیه اى نیز براى افراد انتخاب مى کنند، اگر مرد باشد با «اب» شروع مى شود و اگر زن باشد با «امّ».
در روایات اسلامى در میان کنیه هاى فاطمه زهرا(علیها السلام) کنیه عجیبى دیده مى شود که چشم انداز دیگرى از عظمت فوق العاده آن حضرت را ترسیم مى کند، به حدیث زیر گوش فرا دهید:

3ـ در «اسد الغابه» آمده است:
«کانَتْ فاطِمَةُ تُکَنّى اُمُّ اَبیها;(6) کنیه فاطمه امّ ابیها (مادر پدرش!) بود».
این معنا در کتاب «استیعاب» از امام صادق(علیه السلام) نیز نقل شده است.(7)
این تعبیر عجیب که نظیر آن درباره هیچ یک از زنان اسلام دیده نشده، نشان مى دهد که این دختر با وفا آنچنان نسبت به پدرش محبّت مى کرد که گویى «یک مادر» براى او بود.
مى دانیم پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) در همان کودکى مادر خود را از دست داد، ولى این دختر از همان خردسالى از هیچ گونه محبّت و دلسوزى درباره پدر بزرگوارش فروگذار نکرد.

هم دخترى دلسوز و فداکار و هم مادرى مهربان و ایثارگر و هم یارى وفادار محسوب مى شد که شواهد آن را در روایات گذشته خواندیم.


پی نوشت:

1 . تاریخ بغداد، جلد 2، صفحه 331 .
2 . ذخائرالعقبى، صفحه 26 .
3 . هود، آیه 46 .
4 . زمر، آیه 65 .
5 . حاقه، آیه 44 تا 46.
6 . اسد الغابه، جلد 5، صفحه 520 .
7 . استیعاب، جلد 2، صفحه 752 .