درانتظارمنجی

درانتظارباران نیست آنکه بذری نکاشته

درانتظارمنجی

درانتظارباران نیست آنکه بذری نکاشته

امت واحدة آرمان قرآن

إِنَّ هَذِهِ أُمَّتُکُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّکُمْ فَاعْبُدُونِ[1]
بدون تردید وحدت و همدلی از اصولی‌ترین آموزه‌های مترقی و بلند قرآن مجید است.

گواه این مدعا دهها آیه قرآن است که مسلمانان بلکه همه مردم را به گردآمدن بر محور حقیقت و ترک جدال و تفرقه دعوت می‌کند، و به همین نسبت آیاتی است که از تفرقه و اختلاف، نهی و آن را مطرود می شمارد.
زمانی که خداوند اصولی ترین دعوت پیامران الهی را مطرح می‌سازد موضوع پرهیز از «تفرّق» را پیامی هم‌سنگ با اصل برقراری دین می‌شمارد؛ به این آیه توجه کنیم: «شَرَعَ لَکُم مِّنَ الدِّینِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِی أَوْحَیْنَا إِلَیْکَ وَمَا وَصَّیْنَا بِهِ إِبْرَاهِیمَ وَمُوسَى وَعِیسَى أَنْ أَقِیمُوا الدِّینَ وَلاّ تَتَفَرَّقُوا فِیهِ»[2]؛ «برای شما از دین همانی را مقرر کرد که نوح را بدان سفارش کرده بود و نیز آنچه که به تو وحی کردیم و آنچه ابراهیم و موسی و عیسی را بدان سفارش کردیم که دین را بپا دارید و در آن پراکندگی و اختلاف نکنید».
در این آیه دو پیام اساسی به عنوان عصاره دعوت همه پیامبران بزرگ خداوند اعلام شده است.
1. برپا نمودن دین خداوند
2. پرهیز از تفرقه و اختلاف

گویا مهمترین آفتی که ممکن است دامنگیر دین خدا شود، آسیب اختلاف و تفرقه است که با روح برپایی دین در تضاد است.
پیامبر خدا صل الله علیه آله و سلم  برای پدید آمدن این وحدت و اوج گیری آن دو بال را مطرح کردند.
«انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی»
قرآن و عترت دو لنگر کشتی عظیم وحدت‌اند که نجات بخش امت اسلام است.
قرآن که کاملاً در بین مسلمانان شناخته شده است اما عترت، یادگار پیامبر صل الله علیه آله و سلم  برای دوره آخرالزمان شخصیتی الهی است که پیامبر خدا صل الله علیه آله و سلم  نام، کنیه و اوصاف او را بیان کرده‌اند. صدها حدیث در کتابهای معتبر فرقه‌های مختلف اسلام دربارة حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بیانگر استمرار عترت در وجود شریف آن حضرت است. محوری که می تواند همه مسلمانان را در انتظاری مقدس، سازنده، آرمان‌ساز و جهت دهنده، شکل دهد.
آری در سالی که به حق از سوی رهبر معظم انقلاب «سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی» نام گرفته است بایستی همه اندیشمندان با تکیه بر این محور و دیگر محورها، مسیر وحدت را هموار، و راه را بر اختلاف‌انگیزان مفسد ببندند.


[1] . انبیاء/ 92.
[2] . شوری/ 13.

کعبه و رمزگشایی ظهور

پرواز پرنده‌ای در آسمان، جز آن چه که دیده می‌شود، برای انسان‌های معمولی نکته خاصی ندارد، اما آن‌گاه که چشمان تشنه‌لبی در بیابان، همین پرنده را رصد می‌کند، از او نشانه‌های مقصود خویش را درک نماید. او پرنده را می‌بیند، اما مدام با لبان خشکیده خویش این عبارت را با اشتیاق زیاد تکرار می‌کند: «آب، آب»، زیرا انسان تشنه،

محتاج آب است و پرنده‌ای که پرواز می‌کند، جلوه‌ای از حیات دارد و آن‌چه به او حیات داده، آبی است که در همان نزدیکی هاست و این گونه او را به محل پرواز پرنده می‌کشاند. آری پی‌بردن به پیام‌های هستی بخش و مشکل‌گشا، آمادگی می‌خواهد که شرط اساسی آن طلب واقعی است، همچنان که مولوی می‌گوید:
آب کم جو، تشنگی آور به دست               تا بجوشد آبت از بالا و پست
مسلمانی که زندگی روزمره خود را بدون هیچ طلب و شوقی نسبت به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و ظهور مبارکش ادامه می‌دهد، هرگز نخواهد توانست حقیقت غیبت و ظهور و شرط ظهور را درک کند، اما اگر به مقام منتظران حقیقی، بار یافت، به اذن خدا در و دیوار به او حکمت‌ها می‌آموزد.
کسی که منتظر موعود عدل‌گستر است، وقتی در موسم حج به زیارت خانه خدا مشرف می‌شود، از آن‌جا نیز پیام‌ها و نکاتی دریافت می‌کند و از ملکوت خدا الهام می‌گیرد.
ایام حج و در کنار کعبه، قیامتی برپاست. سیل جمعیت است که با رنگ‌ها و نژاد‌ها و زبان‌ها و ملیت‌های گوناگون، به سوی شهر خدا حرکت نموده‌اند و به دور کعبه، این نماد توحید، پروانه وار می‌گردند، به گونه‌ای که چشم هر بیننده‌ای را خیره می‌کنند. آیا این رخداد، پیامی ندارد؟ آیا این عظمت و جلوه‌نمایی، حاصل رغبت عمومی به این خانه نیست؟ در همین هنگام، این پرسش وجدان‌های بیدار را می‌آزارد که وقتی عظمت نماد توحید به رغبت آحاد مسلمین است، آیا ظهور و جلوه نمایی امامی که نه تنها خود نماد توحید، بلکه جاری کننده  حقیقت توحید در کل هستی است[1]، نیازمند رغبت و استقبال همه مسلمانان نیست؟ آیا این کعبه است که به دور مردم می‌چرخد و یا این که برعکس است؟
به راستی شأن امام چیست؟ آیا او باید به سراغ فرد فرد انسان‌ها رفته و از آنها تمنای رغبت به خویش کند، یا این که این مردم هستند که باید با اشتیاق و روی آوردنی فراگیر، امامت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را به تجلی درآورند و ظهور جایگاه وی را سبب شوند؟ این شباهت کعبه و امام، حیرت انگیز است و از همین روست که زهرای مرضیه علیها السلام از رسول مکرم اسلام سلام الله علیه نقل فرمود: «مثل الإمام مثل الکعبة إذ تؤتى و لا تأتی؛[2]مثل امام همچون کعبه است که به سویش روی می‌آورند و او به سوی کسی نمی‌شتابد».
البته قطعاً مراد این نیست که حضرت مهدی ناظر بر مسلمین نبوده و در فتنه‌ها دستگیر آنان نخواهد بود که او همچون پدری مهربان است، زیرا امام رضا علیه السلام در وصف امام فرمود: «الْإِمَامُ الْأَنِیسُ الرَّفِیقُ وَ الْوَالِدُ الشَّفِیق؛ امام، همدمی رفیق و پدری مهربان است»[3] و در روایتی از خود امام مهدی نقل شده که ایشان فرمود: «ما در رعایت حال شما کوتاهى نمى‏کنیم و یاد شما را از خاطر نبرده‏ایم و اگر جز این بود، از هر سو گرفتارى به شما رو مى‏آورد و دشمنانتان، شما را از میان مى‏بردند»[4] ؛ سیطره اسلام با همه ابعادش بر کل جوامع و متحول شدن دنیای ظاهری مردم، تنها با ظهور بُعد امامت و رهبری سیاسی و حکومت آن حضرت میسر خواهد بود و این امر جز با میل فراگیر همه مردم به وقوع نخواهد پیوست.

بنابراین همه ما مسلمانان باید به حقیقت این مطلب رسیده و با جان از خدای متعال مسئلت نماییم که: «إِنَّا نَرْغَبُ إِلَیْکَ فِی دَوْلَةٍ کَرِیمَةٍ تُعِزُّ بِهَا الْإِسْلَامَ وَ أَهْلَهُ وَ تُذِلُّ بِهَا النِّفَاقَ وَ أَهْلَهُ وَ تَجْعَلُنَا فِیهَا مِنَ الدُّعَاةِ إِلَى طَاعَتِکَ وَ الْقَادَةِ فِی سَبِیلِکَ وَ تَرْزُقُنَا بِهَا کَرَامَةَ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَة؛[5] بار خدایا مشتاقانه مسئلت داریم که دولتى با شکوه، بپا داری که اسلام و اسلامیان را عزت بخشى و نفاق و منافقین را به خاک ذلت کشى و ما را از منادیان دعوتت و خوانندگان به سوى طاعتت و رهبران راهت قرار دهى و کرامت دنیا و آخرت نصیب ما فرمایى»‏. و با این معرفت و آتش درون، هر صبح‌گاه با پروردگار عالمیان عهد ببندیم که«اللّهم انّى اجدّد له فی صبیحة یومی هذا عهداً و عقداً و بیعةً له فی عنقى، لا احول عنها و لا ازول ابدا. اللّهم اجعلنى من انصاره و اعوانه، و الذّابین عنه و المسارعین الیه فی قضاء حوائجه و المحامین عنه و السّابقین الى ارادته و المستشهدین بین یدیه»[6]؛ باشد که در حیات دنیایی خویش، تجلی امامتِ امام زمان و ظهور مبارکش و حکومت با برکتش را به نظاره بنشینیم.


[1]. اشاره به این روایت امام صادق علیه السلام که: «‏إِذَا قَامَ الْقَائِمُ لَا یَبْقَى أَرْضٌ إِلَّا نُودِیَ فِیهَا شَهَادَةُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ»؛ نور الثقلین
[2]. کفایةالأثر، .
[3]. الکافی،
[4]. «إِنَّا غَیْرُ مُهْمِلِینَ لِمُرَاعَاتِکُمْ وَ لَا نَاسِینَ لِذِکْرِکُمْ وَ لَوْ لَا ذَلِکَ لَنَزَلَ بِکُمُ اللَّأْوَاءُ وَ اصْطَلَمَکُمُ الْأَعْدَاء»؛ الاحتجاج،.
[5]. الکافی، 
[6]. پروردگارا! در صبح امروز با امام زمان عجل الله تعالی فرجه، عهد و پیمان و بیعت می‌بندم، از آن برنمی‌گردم و ترکش نمی‌کنم. خدایا! مرا از انصار و یاریگران و دفاع‌کنندگان از او و از کسانی قرار ده که برای انجام خواسته‌هایش سرعت می‌گیرند و از او حمایت می‌کنند و برای انجام اراده ایشان بر هم سبقت گرفته و در مقابلش شهادت را می‌طلبند.
المصباح کفعمی، دعای عهد،

حکومت مهدوی و گسترش رحمت محمدی

در آن هنگام که خداوند رحیم، بهترین انسان تمام تاریخ را به رسالت مبعوث نمود، فلسفه رسالتش را اینگونه تبیین فرمود که: «وَمَا أَرْسَلْنَاکَ إِلَّا رَحْمَةً لِّلْعَالَمِینَ؛1 ما تو را به رسالت برنگزیدیم مگر برای رحمت بر جهانیان».

حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم ، نیز تمام مأموریتش را بر پایه رحمت فراگیر بر تمام عالمیان قرار داد و مهر و قهر او در تمام مدت پیامبریش، جلوه‌هایی از نگاه رحیمانه او بر انسان بود.
آن وجود آسمانی و مقدس، تمام تلاش خویش را برای گسترش رحمت و مهربانی در سراسر دنیا، به کار برد؛ و اگرچه دشمنی و کینه توزی‌های دشمنان و جهل مردمان، مانع از تحقق جهانی آن شد، ولی این مأموریت بر زمین نماند. ائمه معصوم علیهم السلام ، نیز یکی پس از دیگری، در این جهت سعی و کوشش بی‌نظیری نمودند و البته اشاعه کامل آن توسط فرزند امام حسن عسکری علیه السلام ، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف  بشارت داده شده است: «اُکمِل ذلک بِابْنِه م ح م د رحمةً لِلعالمَین».2
خداوند متعال در تعظیم مقام حضرت ختمی مرتبت صلی الله علیه و آله و سلم ، فرمود: «لقد کان لکم فی رسول الله اسوة حسنة؛3  به درستی که رسول خدا برای شما الگوی خوبی است» و همگان را به تأسی از پیغمبر اسلام فرا خواند. یک جلوه آن، پیروی از صفت مهربانی و رأفت پیامبر عظیم الشأن است. فرزندان معصوم و امامان پس از وی، سزاوارترین افراد به تأسی به این ویژگی رسول‌الله صلی الله علیه و آله و سلم ، بودند؛ از این جهت، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ، نیز بهترین نمونه کسانی است که به صورت کامل در این خصلت به حضرتش اقتدا نموده‌اند؛ به گونه‌ای که خود، مظهر صفت رحمة للعالمین گشته و گسترة رحمت وی در عصر غیبت و به ویژه در زمانه ظهور، جهان شمول خواهد بود، چنانکه در زیارت آل‌یاسین، خطاب به ایشان می‌خوانیم: «السلام علیک ایها... الرّحمةُ الواسعة».4
اگر او در زمانه غیبت و غربت، دستان پر مهر و آغوش گرمش همچون پدری دلسوز، برای همگان گسترده است، در هنگامه ظهور که اسباب و ابزار در اختیارش قرار خواهد گرفت، وسعت رحمتش چقدر خواهد بود؟
آن امام غائب از نظر، کسی است که «همچون رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم ، عمل خوهد نمود»5 و با خُلق و خوی محمدی، چنان با جهانیان برخورد می‌کند که به فرمایش حضرت رسول‌ صلی الله علیه و آله و سلم ، «مردم مثل زنبور‌هایی که پیرامون امیر خود هستند گردا گرد او خواهند بود»6 و این شتاب مردم به سوی آن امام همام، خود، دلیل وسعت مهربانی وی است. چنانکه در وصف او آمده: «المهدیٌّ جوادٌ بالمالِ، رحیمٌ بِالمساکِینَ».7
در قسمتی از بیان نورانی امام رضا علیه السلام  ـ که دربارة ویژگی‌های ممتاز امامان معصوم صادر شده ـ چنین سخن رفته است که: «امام، ابری است بارنده؛ بارانی است سرشار؛ آفتابی است فروزان و آسمانی است سایه بخش. او زمینی گسترده، چشمه و برکه‌ای جوشنده و باغی پر محصول است. امام، انیس، همراه، پدری مهربان، برادری دلسوز و همچون مادری است خوش سلوک با فرزند کوچکش؛ که در پیشامدهای بد، پناهگاه بندگان خواهد بود».8
این بشارتها، نویدی است بر آنکه در روزی ـ که آن روز، دیر نباشد ـ فرزند رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم ، که هم نام اوست، وصف «رحمةللعالمین» وی را به تمام و کمال، بر سراسر جهان، گسترده خواهد کرد و عطر دل‌‌انگیز رحمت محمدی را به شامه همه عالمیان خواهد رساند.


1. انبیا.
2. کافی،
3. احزاب
4. بحار الانوار،.
5. غیبت نعمانی،
6. العدد القویة
7. بشارة المصطفی،
8. کافی،

اى خدایی که خُلف وعده نمی کنی!

امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) می فرمایند:
اى خدایی که خُلف وعده نمى‏کنى! آنچه را که به من وعده داده‏اى برآور و یارانم را جمع نما و ایشان را صبوری ده و مرا بر دشمنان تو و دشمنان رسولت یاری نما
«یَا مَنْ‏ لا یُخْلِفُ الْمِیعادَ أَنْجِزْ لِی مَا وَعَدْتَنِی وَ اجْمَعْ‏ لِی‏ أَصْحَابِی‏ وَ صَبِّرْهُمْ وَ انْصُرْنِی عَلَى أَعْدَائِکَ وَ أَعْدَاءِ رَسُولِک ‏»
اى خدایی که خُلف وعده نمى ‏کنى! آنچه را که به من وعده داده‏اى برآور و یارانم را جمع نما و ایشان را صبوری ده و مرا بر دشمنان تو و دشمنان رسولت یاری نما.

بحار الأنوار

چرا باید توسل داشته باشیم؟

خداوند می فرماید برای اینکه چشمهای کور یعقوب پیامبر شفا پیدا کند پیراهن حضرت یوسف را ببرید و بر چشمهای کور پدر بمالید تا به وسیله آن پیراهن، چشمهای حضرت یعقوب شفا پیدا کند.

واقعا این پرسش از کسی که خدا را قبول دارد و به آیات قرآن استدلال می کند بسیار عجیب است اولا اگر خود خداوندی که قادر و خالق و عالم و بصیر و دارای همه اوصاف است خودش به بندگانش بگوید شما می توانید از طریق اولیاء و مقربان درگاه من از خود من چیزی بخواهید چه اشکال و ایرادی دارد؟!
و این روش در همه عقلاء و صاحبان فکر و اندیشه در همه ادیان و مذاهب و حتی ملتهای غیر دینی وجود دارد که بوسیله یکسری افراد به نزد شخص بزرگ متوسل می شوند و آنها را واسطه درخواست خود از آن شخص بزرگ قرار میدهند و کیست که این حقیقت جاری را بتواند انکار کند.

ثانیا: آیات قرآن پر است از دستور به توسل و ما بعنوان نمونه چند آیه را خدمتتان ارائه میدهیم:

1.«یا ایها الذین آمنوا اتقوالله و ابتغوا الیه الوسیله»(سوره مائده آیه 35)
یعنی ای مومنان تقوای الهی را پیشه کنید و بسوی او از طریق وسیله و واسطه راه پیدا کنید.

2.«اولئک الذین یدعون یبتغون الی ربهم الوسیله»(سوره اسراء آیه 57)
اینان کسانی هستند که می خوانند خدا را و بسوی پروردگارشان می جویند وسیله را

3.و لو انهم اذ ظلموا انفسهم جاؤک فاستغفر لهم الرسول»(سوره نساء آیه 64)
و اگر مسلمانانی که گناه کرده و بر خود ظلم نمودند نزد توی پیامبر بیایند و از تو بخواند که بر ایشان استغفار و طلب آمرزش کنی خداوند هم توبه پذیر و مهربان است.

4.«اذ قال الله یا عیسی بن مریم....»(سوره مائده آیه110)
و خداوند به عیسی بن مریم فرمود من تو را علم کتاب و حکمت آموختم و تو کسی هستی که می توانی پرندگان را خلق کنی و تو کسی هستی که می توانی مریضهای لا علاج را شفا بدهی و تو کسی هستی که می توانی مردگان را زنده کنی البته با اذن و اجازه من که خدا هستم.

5.در قضیه حضرت یوسف خداوند می فرماید برای اینکه چشمهای کور یعقوب پیامبر شفا پیدا کند پیراهن حضرت یوسف را ببرید و بر چشمهای کور پدر بمالید تا به وسیله آن پیراهن، چشمهای حضرت یعقوب شفا پیدا کند و وقتی پسران یعقوب پیراهن یوسف را بر چشم پدر مالیدند چشمان پدر از برکت توسل جستن به پیراهن یوسف شفا یافت و بینا گردید و البته دهها بلکه صدها نمونه دیگر در آیات قرآن و احادیث اهلبیت وجود دارد که ما فکر می کنیم برای کسی که بدور از تعصب و عناد و دشمنی بخواهد حقیقت توسل را درک کند همین نمونه های قرآنی کافی باشد و صد البته کسی که بخواهد خدای نکرده با تعصب و لجاچ و دشمنی به قضیه توسل نظر کند اگر هزاران دلیل و شاهد دیگر هم بیاوریم یقینا قبول نمی کند.

ثالثا: خداوند در قرآنش دهها بار ما را به کلمه (اولیاءالله) توجه داده و مقام و عظمت وشرافت خاصی برای اولیاءالله قائل شده است و توسل جستن به اولیاء خدا همان توسل جستن به خود خدا است چون خود خدا فرموده است به اولیاء من تقرب بجوئیدو متوسل بشوید برای اینکه عظمت و قدر و منزلت اولیائش را در نظر مردم بالا بیاورد و خداوند اولیاء خودش را دوست دارد و عظمت دادن به آنها را جزء عظمت دادن به شعائر دینی قرار داده است و فرموده است «و من یعظم شعائر الله فانها من تقوی القلوب.»

منبع ابنا