درانتظارمنجی

درانتظارباران نیست آنکه بذری نکاشته

درانتظارمنجی

درانتظارباران نیست آنکه بذری نکاشته

خانه و خوشبختی

امام علی علیه السلام فرمودند :
مَن لَم تَسکُنِ الرَّحمَةُ قَلبَهُ قَلَّ لِقاؤُها لَهُ عِندَ حاجَتِهِ ؛
هرکه دلش منزل گاه مهربانى نباشد ، هنگام نیازمندى کمتر به دیدارش مى‏ آیند .
غررالحکم، ح 8974
امام علی علیه السلام فرمودند :
فِی لُزومِ الحَقِّ تَکونُ السَّعادَةُ ؛
خوش‏بختى با پایبندى به حق به دست مى ‏آید .
غرر الحکم، ح6489
امام على علیه السّلام فرمودند:
اِنَّ لِلّدارِ شَرَفا وَ شَرَفُهَا السّاحَةُ الْواسِعَةُ وَ الْخُلَطاءُ الصّالِحونَ وَ اِنَّلَها بَرَکَةً وَ بَرَکَتُها جَودَةُ مَوْضِعِها وَسَعَةُ ساحَتِها وَ حُسْنُ جِوارِ جیرانِها؛
خانه را شرافتى است. شرافت خانه به وسعت حیاط (قسمت جلوى خانه) و هم نشینان خوب است. و خانه را برکتى است، برکت خانه جایگاه خوب آن، وسعت محوطه آن و همسایگان خوب آن است.
مکارم الاخلاق ص 125
امام على علیه السّلام فرمودند:
وَ ایمُ اللّه ، مَا کانَ قَوْمٌ قَطُّ فِى غَضِّ نِعْمَةٍ مِنْ عَیْشٍ فَزالَ عَنْهُمْ اِلاَّبِذُنُوبٍ اِجتَرَحوها لاَنَّ اللّهَ لَیْسَ بِظَـلاّمٍ لِلْعَبیدِ؛
به خدا سوگند، هرگز نعمت گروهى که از زندگىِ خوش بهره مندند، از بین نمى رود، جز به وسیله گناهانى که مرتکب مى شوند؛ چرا که خداوند هرگز به بندگان ظلم نمى کند.
نهج البلاغه، فرازی از خطبه 178
امام على علیه السّلام فرمودند:
اَلسَّعیدُ مَن سَعِدَتْ بِهِ رَعیَّتُهُ وَالشَّقىُّ مَن شَقیَتْ بِهِ رَعیَّتُهُ؛
خوشبخت کسى است که زیر دستانش به واسطه او خوشبخت شوند و بدبخت کسى است که زیردستانش به واسطه او بدبخت شوند.
مناقب آل ابی طالب علیه السّلام، ج 2، ص 370.
امام على علیه السّلام فرمودند:
اَلدُّنیا مُنیَةُ الأْشقیاءِ، اَلآْخِرَةُ فَوزُ السُّعَداءِ؛
دنیا آرزوى بدبختان و آخرت رستگارى خوشبختان است
غرالحکم، ح 694 و ح 695.
امام على علیه السّلام فرمودند:
اَلسَّعیدُ مَن وُعِظَ بِغَیرِهِ وَ الشَّقىُّ مَنِ انْخَدَعَ لِهَواهُ؛
خوشبخت کسى است که از (سرنوشت) دیگران پند بگیرد و بدبخت کسى است که فریب هوا و هوس خود را بخورد.
نهج البلاغه، خطبه 86.
امام على علیه السّلام فرمودند:
لا یَسعَدُ أحَدٌ إلاّ بِإقامَةِ حُدودِ اللّه وَ لا یَشقى أحَدٌ إلاّ بِإِضاعَتِها؛
هیچ کس جز با اجراى حدود و احکام خدا خوشبخت نمى شود و جز با ضایع کردن آن بدبخت نمى گردد.
غرالحکم، ح 10853.
امام على علیه السّلام فرمودند:
اَلتَّوفیقُ مِنَ السَّعادَةِ وَ الْخِذلانُ مِنَ الشَّقاوَةِ؛
توفیق [انجام کار نیک] از خوشبختى و بى توفیقى از بدبختى است.
بحارلانوار، ج 78، ص 12.
امام على علیه السّلام فرمودند:
إنَّ حَقیقَةَ السَّعادَةِ أن یُختَمَ لِلْمَرءِ عَمَلُهُ بِالسَّعادَةِ و إنَّ حَقیقَةَ الشَّقاءِأن یُختَمَ لِلْمَرءِ عَمَلُهُ بِالشَّقاءِ؛
براستى که حقیقت خوشبختى آن است که پایان کار انسان خوشبختى باشد وحقیقت بدبختى آن است که کار انسان به بدبختى خاتمه یابد.
معانی الاخبار، ص 345.
امام على علیه السّلام فرمودند:
اَهْنَى الْعَیْشِ اطِّراحُ الْکُلَفِ؛
گواراترین زندگى، رها کردن تکلّف ها (تجمّلات) است.
غرالحکم، ح 2964.
امام على علیه السّلام فرمودند:
مَنِ اقْتَصَرَ عَلى بُلْغَةِ الْکَفافِ فَقَدِ انْتَظَـمَ الرّاحَةَ وَ تَبَوَّاَ خَفْضَ الدَّعَةِ؛
هر کس به اندازه اى که او را کفایت مى کند، قناعت کند، به آسایش و نظم مى رسد و درآسودگى و رفاه منزل مى گیرد.
نهج البلاغه، حکمت 371.
امام على علیه السّلام فرمودند:
قِوامُ العَیشِ حُسنُ التَّقدِیرِ و مِلاکُهُ حُسنُ التَّدبیرِ ؛
پایدارى زندگى به برنامه ریزى درست و وسیله رسیدن به آن ، مدیریّت صحیح است .
غرالحکم، ح 6807.
امام علی علیه السّلام فرمودند:
السُّرُورُ یَبسُطُ النَّفسَ و یُثِیرُ النَّشاطَ، الغَمُّ یَقبِضُ النَّفسَ و یَطوِی الانبِساطَ؛
شادى ، انبساط روح مى آورد و نشاط انگیز است. غم، گرفتگى روح مى آورد و انبساط را در هم مى پیچد .
غرر الحکم: 2023 و 2024 .
امام علی علیه السّلام فرمودند:
مَن وَثِقَ بأنَّ ما قَدَّرَ اللّه لَهُ لَن یَفُوتَهُ اسْتَراحَ قَلبُهُ؛
هرکه اطمینان داشته باشد که آنچه خدا برایش مقدّر کرده است به او مى رسد، دلش آرام گیرد.
غرر الحکم: 8763 .
امام علی علیه السّلام فرمودند:
مَن قَلَّ سُرُورُهُ کانَ فی المَوتِ راحَتُهُ؛
کسى که شادى اش کم باشد، آسایش او در مردن است.
غرر الحکم: 4255.
امام باقر علیه السّلام فرمودند:
مَنْ طَلَبَ الدُّنْیا اسْتِعْفافاً عَنِ النّاسِ، وَ سَعْیاً عَلی أهْلِهِ، وَ تَعَطُّفاً عَلی جارِهِ، لَقَی اللهَ عَزَّ وَجَلَّ یَوْمَ الْقِیامَهِ وَ وَجْهُهُ مِثْلُ الْقَمَرِ لَیْلَهَ الْبَدْرِ؛
هرکس دنیا را به جهت یکی از این سه حالت طلب کند روز قیامت در حالتی محشور می گردد و به ملاقات خداوند متعال نایل می شود که صورتش همچون ماه شب چهارده، نورانی است:بی نیازی از مردم، آسایش و رفاه خانواده و عائله اش، کمک و رسیدگی به همسایه اش.
وسائل الشّیعه، ج 17، ص 21، ح 5
امام رضا علیه السّلام فرمودند:
صاحِبُ النِّعمَةِ یَجِبُ عَلَیهِ التَّوسِعَةُ عَلى عِیالِهِ ؛
بر آن که از نعمت برخوردار است ، واجب است بر خانواده اش گشاده دستى کند .
الکافی: 4 / 11 / 5 .
امام رضا علیه السّلام فرمودند:
الَّذی یَطلُبُ مِن فَضلِ اللّه عز و جل ما یَکُفُّ بِهِ عِیالَهُ ، أعظَمُ أجرا مِنَ المُجاهِدِ فی سَبیلِ اللّه ِ عز و جل ؛
هر که از فضل خدا آن را مى جوید که خانواده اش را تأمین کند ، پاداشى برتر از جهادگر در راه خدا دارد .
بحار الأنوار: 78 / 339 / 29 .
امام صادق علیه السّلام فرمودند:
إذا کانَ الرَّجُلُ مُعسِرا ، فَیَعمَلُ بِقَدرِ ما یَقوتُ بِهِ نَفسَهُ وأهلَهُ ولایَطلُبُ حَراما ، فَهُوَ کَالمُجاهِدِ فی سَبیلِ اللّه ِ ؛
هر گاه مردى تنگدست باشد و به اندازه نیاز خود و خانواده اش کار کند و در پى حرام نرود ، همانند مجاهدِ در راه خدا است .
الکافی: 5 / 88 / 3

چرا شیطان را خنّاس می‌گویند؟

"خنّاس‌" صیغة مبالغه از مادّة "خنوس‌" به معنای جمع شدن و عقب رفتن است‌; به شیطان نیز "خنّاس‌" گفته می‌شود، زیرا هنگامی که نام خدا برده می‌شود، عقب‌نشینی می‌کند و از آنجا که این امر غالباً با مخفی‌کاری و پنهان شدن توأم است‌، این واژه به معنای "اختفأ" نیز آمده است‌.

منابع

کلمات القرآن الکریم‌، حسن المصطفوی‌، ، مؤسسةالطباعة و النشر / تفسیر نمونه‌3، دارالکتب الاسلامیة‌.)

"خنّاس‌" در آیة شریفه "مِن شَرِّ الْوَسْوَاس‌ِ الْخَنَّاس‌ِ "(ناس‌،4) صفت "وسواس‌" (وسوسه کننده‌) است‌، چه از جن‌ّ باشد و چه از انس‌، مانند انسان‌های شیطان صفت‌.

منابع

کلمات القرآن الکریم‌، همان / قاموس قرآن‌، سید علی اکبر قرشی، دارالکتب الاسلامیة‌.)

حدیث روز

حدیث قدسی

خداوند تبارک وتعالی می‌فرماید:

"جَعَلتُ هذَا الشَّهرَ (رَجَبَ) حَبلاً بَینی و بَینَ عِبادی فَمَنِ اعتَصَمَ بِهِ وَصَلَ بِی" ماه رجب را ریسمانی میان خود و بندگانم قرار داده‏‌ام؛ هر کس به آن چنگ زند، به وصال من رسد.

ریحانه‏ پیامبر در اوج تقوا

واژه ارجدار تقوا در اصل از ریشه «وقایه» به مفهوم خویشتن داری، قرار دادن روح در پوشش حفاظتی در برابر آفت های گناه و بیدادگری، نیروی کنترل کننده درونی و در نقش ترمز نیرومندی است که ماشین پیچیده وجود انسان را در لغزشگاه ها و سر پیچ های خطرناک، حفظ و از تندروی های مرگبار و رسوایی برانگیز باز می دارد.

شاید از همین دیدگاه است که در نگرش اسلامی، از آن به عنوان یک دژ تسخیرناپذیر در برابر سپاه زشتی و گناه یاد می شود.

"ان التقوی دار حصن عزیز." (1) .

و یا به مرکب راهواری تشبیه می گردد که زمام آن بر دست سوار و صاحب آن است و او را تا بهشت پرطراوت خدا می رساند.

"الا و ان التقوی مطایا ذلل حمل علیها اهلها... فاوردتهم الجنة." (2)

و یا به کلید هر در بسته، توشه پرشکوه روز رستاخیز، سرمایه آزادی و آزادگی انسان از اسارت انواع بردگی ها، سبب نجات از هر هلاکت، پایه و اساس هر کار خیر و شایسته، سرچشمه برکات معنوی و مادی، روشن ترین اثر ایمان به مبدا و معاد، نخستین شرط رهروان راه حق، معیار شخصیت انسان، سبب پیدایش نور یقین در قلب، از وسایل فزونی دانش و بینش انسان، ثمره و میوه پرستش و عبادت خالصانه و عارفانه خدا، بزرگ ترین ارزش انسان، سرلوحه دعوت پیامبران، کلید بهشت پرطراوت و زیبا، و وسیله رسیدن امدادهای خدا عنوان می یابد.

"فان تقوی الله مفتاح سداد و ذخیرة معاد...
" (3) .

و همه معارف و مفاهیم و برنامه های دینی، کلاس ها و وسایلی می گردند تا انسان بپرورند و تا ملکه احساس مسئولیت در برابر خدا، خویشتن، انسان ها و طبیعت و تاریخ را در او زنده و پویا و پایا و شکوفا سازند.

و راستی که ریحانه پیامبر در اوج این تقوا و عفاف و اخلاق و پروا بود و گستره جان و کران تا کران وجودش آراسته به این حقیقت.

او نه تنها آراسته به پروا به مفهوم خویشتن داری از لغزش و گناه، که بر اوج تقوا و کمال پر کشیده بود؛ چرا که از امور مشتبه نیز خویشتن را سخت پاک و دور نگاه می داشت و در همه ابعاد زندگی، از اندیشه تا گفتار، از قلمرو خانه و خانواده و نزدیکان تا دیگران، از سیاست تا مذهب، از اقتصاد تا اجتماع، از هنر تا فرهنگ، از زندگی خصوصی، تربیت فرزندان، برخورد با زیردستان، دعوت به ارزش ها و هشدار از ضدارزش ها سخت مراقب خویش بود و همه جا در اوج پروا عمل می کرد و تقوا راه و رسم هماره او بود. برای نمونه:

او در پروا و عفت و اخلاق در اوجی می اندیشد که با وجود جهاد علمی، فرهنگی، هنری، تربیتی، اجتماعی، سیاسی، حقوقی، فکری و تلاش خستگی ناپذیر در دیگر میدان های زندگی تاریخ ساز و پرفراز و نشیب خویش با ابرمرد تاریخ، از نابینا نیز خویشتن را می پوشاند و می فرماید: اگر او مرا نمی بیند، من وی را می بینم. اگر او از نعمت بینایی محروم است، می تواند بوی خوش استشمام کند، پس چه بهتر که در برابر او نیز وقار و متانت و کرامت انسانی رعایت گردد.

"ان لم یکن یرانی فانی اراه و هو یشم الریح. فقال رسول الله: اشهد انک بضعة منی."
(4) .

و با الهام از قرآن در گفتارش، هماره با لحن و سبکی سنجیده سخن می گوید و با وقار و متانت رفتار می کند تا مبادا دل های بیمار به تزلزل بیفتند.

"فلا تخضعن بالقول فیطمع الذی فی قلبه مرض" (5) .

بر اثر پروا و عفاف، از "اسماء"، یکی از شاگردان برجسته اش می خواهد تا ترتیبی اتخاذ کند که پیکر زنان به هنگام تشییع در پوششی قرار گیرد که با وقار و عفاف و احترام همراه باشد و فراز و نشیب بدنشان بر روی تخته- که تا آن روز مرسوم بود- هویدا نباشد.

در اوج پروا و تقوا و عفاف، به مسئولیت های اجتماعی خویش می اندیشد و به پیکار با ستم و فریب برمی خیزد و با دنیایی وقار و معنویت، با پوشش مناسب در حلقه بانوان به مسجد می آید و در جایگاهی مناسب قرار می گیرد تا باران حقایق را بر کویر دل ها و مزرعه تاریخ بباراند و از آغاز تا انجام حماسه بزرگش به راستی تقوای الهی هوید است.

همتای بی نظیرش در وصف تقوای وصف ناپذیر او می فرماید:

"انت ابر و اتقی و اکرم و اشد خوفا من الله...

بانوی من! تو نیکوکردارتر و پرواپیشه تر و پرشکوه تر و خداترس تر از آن هستی که من بتوانم عظمت و پروای تو را وصف کنم... .

در زیارتنامه حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام می خوانیم: "السلام علی البتولة الطاهرة و الصدیقة المعصومة و البرة "التقیة" سلیلة المصطفی و حلیلة المرتضی و ام الائمة النجباء"؛

درود بر تو ای زن پاکیزه از هر بدی و آلودگی! سلام بر تو ای زن بسیار راستگو، دور از هر گناه، نیکوکار، باتقوا، فرزند مصطفی، همسر مرتضی و مادر پیشوایان گرامی و با کرامت. (6) .

"السلام علیک أیّتها "التقیة" النقیة"
؛ دورد بر تو ای زن پاکدامن و با تقوا! (7) .

(1) نهج البلاغه،
(2) نهج البلاغه،
(3) نهج البلاغه،
(4) بحارالانوار،
(5) احزاب،
(6) بحارالانوار،
(7) بحارالانوار،

جوان منتظر از نگاه قرآن

جوانان، بازوی قدرتمند دفاع و سازندگی هر جامعه و تأثیر‌گذارترین افراد در تحولات جامعه‌اند. ویژگی‌های جوان آنقدر مهم و با ارزش است که در تشکیل حکومت جهانی امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف چشمگیر و نمایان است.


در جهان کنونی که عصر بی‌معنویتی و بی‌اخلاقی است بسیاری از جوانان جامعه ما توجه خاصی به معنویت، قرآن و اهل بیت علیهم السلام از خود نشان می‌دهند.

بدیهی است باید این شور و نشاط با شعور معنوی آمیخته و با الگو‌های خوب آشنا شوند تا به سر منزل واقعی رهنمون گردند، یکی از ابزارهایی که جوانان را در این مسیر کمک می‌کند انس با قرآن و الگوهای قرآنی است، چرا که قرآن کلام خداوند است و دستورات الهی در آن نهفته و انسان می‌تواند به وسیله انس با قرآن بهره‌های معنوی زیادی ببرد. هر چقدر به قرآن نزدیک شویم صفا و معنویت بیشتر می‌شود و به همان اندازه از انحرافات و فسادهای اخلاقی دور خواهیم گشت.


امام سجاد علیه السلام می‌فرماید: «اگر تمام اهل مشرق و مغرب از دنیا برود هرگز از تنهایی وحشت نمی‌کنم، هنگامی که قرآن همراه من باشد.[1]

لذا جوانان باید طبق رهنمودهای معصومان علیهم السلام به قرآن و الگوهایی که در آن معرفی شده اهمیت بدهند و آن را در عصر غیبت در زمینه‌سازی ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بکار گیرند. چرا که دوران غیبت کبری دوران تمرین اطاعت و دوران خودسازی و تلاش برای رسیدن به کمال واقعی است.

در قرآن جوانان موفق با ویژگی‌های خاصی معرفی شده‌اند که برخی از آن‌ها عبارتند از:

1. جوان صبور و تسلیم دستور خدا

حضرت اسماعیل علیه السلام وقتی به حد رشد رسید، پدر بزرگوارش به او گفت: «من در خواب دیده‌ام تو را سر مُی‌برم، نظرت در این‌باره چیست؟»[2]

اسماعیل علیه السلام جانانه جواب داد «ای پدر، آن چه خداوند به تو امر کرده، انجام بده به خواست خداوند من را از بردباران خواهی یافت».[3]

این فداکاری و جانبازی که هر ساله در عید قربان خاطرة آن زنده می‌شود و همه به شجاعت و تسلیم بودن اسماعیل در برابر حق آفرین درود و سلام می‌فرستند، در جهان امروز که گذشت و صبر و تسلیم در برابر حق که از مهمترین و ارزشمندترین ویژگی‌های مردان الهی است. اسماعیل الگوی مناسبی برای جوان منتظر می‌باشد.

2. جوان پاک‌دامن

حضرت یوسف علیه السلام در برابر خواهش‌های نفسانی زلیخا حاضر به معصیت نشد و بی‌گناه به زندان افتاد[4] و سختی‌های زندان را تحمل کرد تا پاک بماند. این نفس ستیزی حضرت یوسف علیه السلام در هنگام مهیا بودن شرایط گناه، الگویی برای همه جوانان عصر کنونی است. زیرا جوان منتظر و زمینه‌ساز ظهور، خود را از گناه و آلودگی دور می‌کند و خوشا به سعادت آن جوانی که با وجود مهیا بودن گناه خود را به معصیت نمی‌آندازد چرا که خداوند متعال و حضرت مهدی علیه السلام را شاهد بر اعمال خود می‌داند.

3. جوان غیور

حضرت موسی علیه السلام با تمام تدابیر امنیتی و سخت‌گیری‌های فرعون، پا به عرصه وجود گذاشت و دربار فرعون، محل رشد و نمو او شد آن حضرت در جوانی به حمایت بنی اسرائیل پرداخت، از این رو مجبور شد برای حفظ جانش، وطنش را ترک کند. او صحرای سینا را پشت سر گذاشت و با زحمات طاقت فرسا خود را به «مدین» شهر شعیب پیامبر علیه السلام رساند.

غیرت این جوان سبب شد به دختران شعیب کمک کند. زیرا او مانند دیگران نسبت به جامعه زمان خود بی‌تفاوت نبود[5] و احساس مسئولیت کرده و در برابر ظلم ایستاد. امروز جوانان ما هم باید در برابر کوچکترین انحراف، خرافات، بدعت‌ها و مدعیان دروغین بی‌تفاوت نباشند و باید پویا، سرزنده و آگاه نسبت به زمان، احساس مسئولیت کند.

4. جوان شجاع

حضرت داود علیه السلام، جوانی است که در مقابلة سپاه طالوت با لشکر باطل جالوت، پهلوان لشکر کفر (جالوت) را نقش بر زمین ساخت خداوند متعال هم مقام نبوت، حکمت و سلطنت را به او بخشید[6] وی با به کار بستن قدرت، فکر و قوت جوانی برای مبارزه با طاغوت الگویی برای همه جوانان است تا در برابر جالوتیان زمان ایستادگی کنند. چرا که خداوند پشت و پناه جوانان مبارز با طاغوت است و در برابر این مبارزه، حکمت و بزرگی عطاء خواهد نمود.

در هر صورت جوان منتظر، پویا و دارای فکر و برنامه‌ای است که خود را ضمن رساندن به معنویت و اخلاق، با بهره‌گیری از الگوهای قرآنی و به کار بستن آن در مراحل زندگی خود، زمینه‌ساز ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف قرار دهد.[7]

قدر جوان و جوانی را بهتر از پیش بدانیم پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می‌فرماید: «قدر جوانی را قبل از فرا رسیدن پیری بدان».[8]

این دوران زیبای زندگی در قرآن بعنوان «احسن تقویم» یاد شده است. در روایتی این کلام خداوند متعال «لقد خلقنا الانسان فی احسن تقویم» را به دوران جوانی تفسیر فرموده‌اند.[9]

[1] . اصول کافی،
[2] . صافات، 102؛ « ... یَا بُنَیَّ إِنِّی أَرَى فِی الْمَنَامِ أَنِّی أَذْبَحُکَ فَانظُرْ مَاذَا تَرَى ...».
[3] . صافات، 102؛ « یَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِی إِن شَاء اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِینَ».
[4] . یوسف،23 ـ 22؛ « وَلَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ آتَیْنَاهُ حُکْماً وَعِلْماً ... قَالَ مَعَاذَ اللّهِ إِنَّهُ رَبِّی أَحْسَنَ مَثْوَایَ»
[5] . قصص، 24 ـ 23؛ « وَلَمَّا وَرَدَ مَاء مَدْیَنَ ... فَسَقَى لَهُمَا ثُمَّ تَوَلَّى إِلَى الظِّلِّ».
[6] . بقره، 251؛ « وَقَتَلَ دَاوُدُ جَالُوتَ وَآتَاهُ اللّهُ الْمُلْکَ وَالْحِکْمَةَ».
[7] . جهت اطلاع بیشتر ر.ک. قرآن، مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و جوانان، محمد رضا نصوری.
[8] . ارشاد القلوب،
[9] . بحارالانوار،