درانتظارمنجی

درانتظارباران نیست آنکه بذری نکاشته

درانتظارمنجی

درانتظارباران نیست آنکه بذری نکاشته

کرامت های دوران شیر خواری

- حلیمه فرمود:« هر شب و روزی که محمد نزد ما بود، از جانب خدا خیری بر ما نازل می‌شد و با وجود قحطی و کمی علوفه، گوسفندان ما از چریدن در صحرا سیر می شدند و شیر کافی می دادند، در حالی که گوسفندان دیگر قبیله، گرسنه از صحرا باز می گشتند. یکی از فرزندان خودم که همزمان با محمد شیر می‌نوشید، هیچ گاه پیش از او شیر نخورد.
زمانی که همراه محمد از مکه به سوی محل سکونت خود می رفتیم، مردی نورانی که نور او تا اوج آسمان می رسید، از غاری خارج شد و گفت:« خداوند متعال مرا مأمور حفظ و نگاهبانی محمد صلی الله علیه و آله و سلم کرده است.»

2- پستان بی شیر حلیمه با مکیدن محمد صلی الله علیه و آله پر شیر شد.
3- مرکبی که حلیمه با آن سفر می کرد، به هنگام سواری محمد پرتوان و چالاک شد.
4- هیچ‌گاه مگس بر او نمی نشست و هیچ حیوان گزنده ای به او نزدیک نمی شد.
5- آمنه می گوید:« پس از به دنیا آمدن حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم هیچ گاه چراغی روشن نکردم، زیرا نوری که از او پرتو افشان بود مرا از چراغ بی‌نیاز می‌کرد.»

6- پس از تولد حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم مردم از هر سو به دیدار او می رفتند. هر کس او را زیارت می کرد، چنان از بوی مشک، معطر می شد که وقتی بازمی‌گشت، دیگران از بوی خوش او سرمست می‌شدند.
7- پس از زایمان آمنه، عبدالمطلب به دیدار او و فرزندش آمد. به سیمای محمد که چون ماه می درخشید نگاه کرد و از این که دید نوزاد لب به تسبیح و تکبیر خدا گشوده است، شگفت زده شد.

منابع:

بحارالانوار، ج15، ص331تا333 --- الخرائج و مناقب
همان، ص376 و 377 --- الانوار

تاویل آیه 9 سوره صف به امام مهدی علیه السلام

محمد بن فضیل می‌گوید:

از امام کاظم علیه السلام معنای این آیه را سئوال کردم:« هو الذی ارسل بالهدی و دین الحق» ـ سوره‌ی صف، آیه 9 ــ (او کسی است که رسولش را با هدایت و دین فرستاد.)

امام علیه السلام فرمود: «او کسی است که رسولش را مأمور ابلاغ ولایت جانشینش کرد و آن دین، دین حق است.»
آن‌گاه از ادامه آیه سوال کردم:« لیظهر علی الدین کلّه» (تا او را بر همه ادیان پیروز گرداند.)

امام علیه السلام فرمود:« هنگام قیام قائم علیه السلام، خداوند او بر همه ادیان پیروز می‌گرداند، به دلیل آیه‌ی قبلش:« والله متمّ نوره و لو کره الکافرون.» (و خداوند نورش را تمام می‌گرداند، هرچند برای کافران ناخوش باشد.)

بحارالانوار، ج 51 ،ص 60 ------------ کلینی

پذیرایی از شیعیان امام علی علیه السلام در روز قیامت

روزی پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود:«ای علی، همانا در سمت راست عرش، سفره‌هایی از نور گسترده است. در روز قیامت، در حالی که خدا مشغول رسیدگی به حساب مردم است، تو و شیعیانت بر سر سفره‌ها می‌نشینید و می‌خورید و می‌آشامید.»

منابع:

بحارالانوار، ج 39، ص 224 ----------- مناقب

اعتراف عمر بن خطاب به حقانیت علی علیه السلام

روزی عمر بن خطاب به حارث بن زید گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله به شدت بیمار بود. نزد او رفتم. علی بن ابی طالب و فضل بن عباس نیز در آنجا بودند. من دوست داشتم با پیامبر خلوت کنم. بنابراین نشستم تا فضل برخاست و من و علی نزد رسول خدا ماندیم. به پیامبر گفتم می خواهم خصوصی صحبت کنم. پیامبر فرمود:« ای عمر، آمده‌ای که بپرسی پس از من عهده دار امور امت کیست؟ »
گفتم:« آری، ای رسول خدا. راست گفتید.»
فرمود:«ای عمر، علی وصی و جانشین من است. هر کس از او اطاعت کند، مرا اطاعت کرده، هر کس نافرمانی‌اش را کند مرا نافرمانی کرده، و هر کس مرا نافرمانی کند خدا را نافرمانی کرده است. هر کس بر علی پیشی بگیرد نبوت مرا تکذیب کرده است.»

آنگاه علی را به سینه چسباند، میان دو چشمش را بوسید و فرمود:« دوست تو یاور خداست. خداوند با دوست تو دوست است و با دشمن تو دشمن. تو وصی و جانشین من در امتم هستی.» آنگاه پیامبر گریست و اشک بر گونه هایش روان شد، در حالی که صورت علی بن ابی طالب بر صورتش بود.
سوگند به خدایی که بر من منت نهاد و مرا به اسلام رهنمون ساخت، در آن لحظه آرزو کردم کاش جای علی می‌بودم.

آن‌گاه پیامبر خدا به من فرمود:« ای عمر، هنگامی که پیمان‌شکنان پیمان بشکنند، ستمگران ستم روا دارند و منحرفان از دین خارج شوند، این علی در جای من می‌ایستد و خداوند که بهترین گشایندگان است خیر را بر او می‌گشاید.»
حارثه با شنیدن این ماجرا به عمر گفت:« با این سخنان که از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدی چگونه چنین کردید وخود را بر علی مقدم داشتید؟»
عمر گفت:« آنچه پس از رسول خدا رخ داد، تقدیر بود و باید می‌شد.»
حارثه میگوید به او گفتم:« آنچه شد، به امر خدا بود یا به امر رسول خدا یا علی علیه السلام؟»
عمر به من گفت:« هیچ یک از آنها که گفتی نبود. سلطنت و حکومت عقیم و نازاست*، و الا حق برای علی بن ابیطالب علیه السلام است.»

منابع:

بحارالانوار، ج 40، ص 121، حدیث 11 -------- الروضه

خطرترور سیدحسن نصرالله به زودی!

«محمد العریفی» وهابی سلفی با حمله به دبیرکل حزب الله لبنان، ادعا کرد: نقش سید حسن نصرالله در منطقه به پایان رسیده است و به زودی ترور می شود!

 

به گزارش موعود شیخ«محمد العریفی» مفتی سلفی وهابی سعودی، در پایگاه اجتماعی توئیتر به سید«حسن نصرالله» دبیرکل حزب الله لبنان که علیه حملات تروریستی در کنار سوریه ایستاده است، به شدت حمله و حسن نصرالله را «حسن نصر اللات» توصیف کرد.وی در توئیتر خود مدعی شد: این نقش که حسن نصر اللات برای ایران ایفا می کند، به پایان رسیده و تاثیر عربی خود را از دست داده است و احتمال می رود که ایران او را ترور کند تا با اسرارش بمیرد.ناظران معتقدند که حمله مفتی وهابی «العریفی»، حمله وحشیانه کاخ سفید و رژیم صهیوینستی به دبیرکل حزب الله لبنان را همراهی می کند.

برخی نیز معتقدند که این سخنان برای برهم زدن فضای دوستانه میان ایران و حزب الله لبنان و ایجاد فضای بی اعتمادی میان آنهاست و زمینه سازی برای اقدامات آتی وهابی های سلفی در تخریب چهره تشیع است.العریفی از مبلغان و علمای وهابی است که گروه های تروریستی و مزدور تکفیری را از زمان بحران سوریه حمایت و تایید کرده است و نقش زیادی در ارایه حمایت های مالی به اسم کمک های نیکوکارانه به این گروه ها دارد.درهمین حال، «جورج والبان» سخنگوی وزارت امور خارجه سوئیس اعلام کرد: دولت سوئیس، ورود «محمد العریفی» را به این کشور و همه کشورهای اتحادیه اروپا به مدت پنج سال ممنوع کرده است، زیرا او برای امنیت اروپا تهدید است. محمد العریفی،  دو ماه پیش نیز  فتوای جهاد نکاح را صادر کرد و مدعی است که بهترین وسیله برای جهاد زنان علیه نظام سوریه جهاد نکاح است.

منبع شبستان