درانتظارمنجی

درانتظارباران نیست آنکه بذری نکاشته

درانتظارمنجی

درانتظارباران نیست آنکه بذری نکاشته

امام مهدی (عج) در کتابهای آسمانی

امام مهدی (عج) در کتابهای آسمانی

با اینکه کتابهای فعلی آسمانی از تحریف در امام نمانده اند ، در آنها به پاره ای از حقایق بر می خوریم که اگر چه به تنهایی برای اثبات این واقعیت مفید واقع نمی شوند ، اما می توانند برای احتجاج با کسانی که به همان آیین مومن هستند موثر باشند آنچه در سطور بعد می آید قسمتهایی از کتابهای آسمانی درباره امام مهدی (ع) است :
1. «صدیقان زمین را تا ابد وارث گردند» (کتاب مزامیر ، مزمور سی وهفتم)
بعلاوه این کتابها جزئیات بسیاری را درباره اوضاع آخرالزمان در بردارند که موید مطالبی هستند که در احادیث مسلمانان یاد شده است . سپس می گوید : «اما اشرار همگی نابود می شوند».
2. «وای بر امت خطاکار ، مردم گرانبار گنهکار ، تبار بدکنندگان ، فرزندان مفسدان ، پروردگار را وانهادند ...».
تا آنجا که می گوید: « ... سرزمین شما را غریبان پیشاروی شما می خوردند و آن همچون واژگونی بیگانگان ویران گردیده است . پس از این به یار عدل و شهر امن مسمی خواهید شد». (کتاب اشعیاء ، اصحاح اول)
3. پس پرچمی برای امتهای بعید بر افرازد . برای آنها از نقطه دور دست زمین بانگ می زند . آنها ناگهان با عجله می آیند در حالی که میانشان نه وامانده ای است و نه افتاده ای». (اصحاح پنجم)
«تا آنکه شهرها ویران و بی سکنه و خانه ها بی مردم شوند . زمین ویران و خراب گردد و خداوند انسانها را دور گرداند و خرابی در زمین فزونی می گیرد و اگر در آن زندگی باقی می ماند ، پس آن نیز ویران می شود و مثل چنار و بلوط که چون بریده شوند ، کنده آنها باقی می ماند ، کنده آن ذریت مقدس خواهد بود». (کتاب اشعیاء، اصحاح ششم)
4. خدای آسمان مملکتی را بر پای می دارد که هرگز منقرض نمی شود و پادشاهی آن به مردم دیگر واگذار نمی شود . تمام این ممالک نیست و نابود می شوند اما این مملکت تا ابد پابرجا می ماند». « ... خوشا آنکه منتظر ماند». (کتاب حجار- اصحاح دوم)
5. «پروردگار سپاهیان گفت . این بار پس از اندکی آسمانها و زمین و دریا و خشکی را می گردانم و تمام امتها را به لرزه در می آورم و پس از آن تمام امتها می آیند و این خانه را پر می کنند». (کتاب حجی ، اصحاح دوم)
 
 
 6. «در تمام زمین پروردگار می فرماید : دو سوم نابود می شوند و می میرند و یک سوم در زمین می مانند . یک سوم را وارد آتش کنم و چون گداختن و پاک شدن نقره ، پاکشان کنم و آنها را مثل زر مصفایشان سازم . او اسم مرا می خواند و من پاسخش می گویم . گویم او قوم من است و او گوید : پروردگار معبود من است». (کتاب زکریا ، اصحاح سیزدهم) (توضیح اینکه در بسیاری از احادیث اهل بیت آمده است که دو سوم زمینیان می میرند و یک سوم دیگر باقی می مانند و سخت پاک و خالص می شوند.)
7. «یسوع ، همینکه از پیش شما به سوی آسمان صعود کرد ، به سوی شما باز خواهد گشت ، همان گونه که دیدید به آسمان روانه شد». (کتاب اعمال رسولان ، انجیل ، اصحاح اول) (توضیح اینکه روایات دینی ما که از رجوع عیسی (ع) با مهدی سخن می گویند کاملا شبیه آنچه در این کتاب آمده ، است)
8. «و چنانچه رفتم و برای شما جایگاهی مهیا ساختم دوباره باز می گردم». (انجیل یوحنا ، اصحاح چهاردهم)
9. «چون او پس از اندک زمانی بر می گردد و تاخیر نخواهد کرد». (اصحاح دهم از نامه ای که خطاب به عبرانیان بوده است)
10. «خداوند نشسته است تا ابدالآباد و تخت خویش را برای داوری برپا داشته است و او ربع مسکون را به عدالت داوری خواهد کرد و امتها را به راستی داد خواهد داد» سپس می گوید :
«و آن که نزد شماست به چنگ آویزید تا بیاید آن که غلبه می کند و اعمال مرا تا پایان محافظت می نماید . پس بدو قدرتی بر امتها عطا خواهم کرد و او آن را به میله ای آهنین پاس خواهد داشت ، همچنان کاسه ای از سفال را خواهد شکست و بدو ستاره صبح را عطا خواهم کرد ، هر که را گوش است باید آنچه را که روح به کینه ها می گوید ، بشنود».
11. «اما کسی به آن روز و آن ساعت علم ندارد». (انجیل متی ، اصحاح بیست و چهارم)
اما زرتشتیان آنان نیز معتقد به رجوع انسانی به نام «بهرام» هستند . معنی بهرام نیز با مهدی تفاوت چندانی ندارد .
برهمایی ها هم بنابر ادعای خود معتقد به ظهور «کریشنا» هستند . شواهد و دلایل بسیاری در دست است ، مبنی بر آنکه عده ای از پیامبران و صالحان با امام مهدی (ع) همراهند تا حق را بر تمام زمین آشکار کنند و چه بسا بهرام و کریشنا هم در زمره همین صالحان باشند که ما نام آنها را نمی دانیم .
ظهور امام زمان در نزد ائمه (ع) «قیامت صغری» قلمداد می گردد چون از هر امت ، شاهدی برانگیخته می شود .

ماجرای سرداب امام زمان

ماجرای سرداب امام زمان چیست ؟

سرداب به معنی زیرزمین است ، که در زیرِ زمین ساخته می شود ، تا در شدت گرمای تابستان ، به آن پناه برند ، اکثر خانه های مناطق گرمسیری عراق ، از قدیم و ندیم دارای سرداب می باشد ، تا در تابستان مورد استفاده قرار گیرد ، خانه امام حسن عسکری (ع) در شهر سامرا نیز دارای سرداب بود ، مدتی امام هادی (ع) و امام حسن عسکری (ع) در این سرداب زندگی کردند ، و حضرت مهدی (ع) نیز در این سرداب زندگی نموده است ، بنابراین ، این سرداب به خاطر زندگی این بزرگواران ، مبارک و پر میمنت شده است .
عصر معتضد عباسی (شانزدهمین خلیفه عباسی) بود ، او در بغداد می زیست ، او سپاهی را به سامرا برای دستگیری حضرت مهدی (ع) فرستاد ، یکی از مأموران برجسته او به نام ‹‹رشیق›› می گوید : وقتی که سپاه معتضد وارد سامرا شدند ، از آنجا به طرف آن سرداب که حضرت مهدی (ع) در آنجا بود ، هجوم آوردند ، پشت در سرداب صدای تلاوت قرآن را از حضرت مهدی (ع) که در سرداب بود شنیدند ، لشگر در پشت در سرداب اجتماع نمودند ، تا امام صعود نکند و بیرون نرود ، فرمانده لشگر در پیشاپیش لشگر ایستاده بود ، تا همه افراد لشگر برسند .
ناگاه حضرت مهدی (ع) از راهی که به در سرداب منتهی می شد آمد ، و از پیش روی لشگر عبور کرد و رفت و غایب شد .
در این هنگام فرمانده لشگر ، خطاب به سپاه گفت : ‹‹وارد سرداب شوید و مهدی (ع) را دستگیر کنید.››
سپاهیان گفتند : مگر ندیدی که مهدی (ع) از روبروی تو عبور کرد .
فرمانده گفت : من او را ندیدم ، شما که دیدید چرا به او حمله نکردید ؟
سپاهیان گفتند : ما گمان کردیم که تو او را دیدی ، چون فرمانی ندادی ما نیز حرکتی از خود نشان ندادیم . (بحارالانوار ج52 ، ص52 و 53) .
به این ترتیب حضرت مهدی (ع) با قدرت اعجاز ، از گزند سپاه خونخوار معتضد نجات یافت و غایب گردید . این سرداب مبارک ، از آن زمان تاکنون- در کنار مرقد مطهر امام هادی (ع) و امام حسن (ع) باقی مانده است ، و شیعیان کنار آن سرداب می روند و به خاطر آنکه در آن سرداب ، سه امام (امام هادی (ع) و امام حسن عسکری (ع) و حضرت مهدی (ع) مدتی زندگی نموده اند ، تبرک می جویند ، زیرا آن سرداب خانه ای است که خداوند آن را شایسته احترام و اکرام نموده است .

این بود اصل ماجرای سرداب ، از دیدگاه شیعیان.
ولی با کمال تأسف ، بعضی از نویسندگان و گویندگان بی انصاف اهل تسنن و دیگران این موضوع کاملاً معمول و طبیعی را به باد مسخره گرفته ، و با دروغ پردازی خود ، به شیعیان نسبت می دهند که آنها معتقدند : حضرت مهدی (ع) در میان سرداب غایب شده ، و یا در آنجا سکونت دارد ، و کنار سرداب می آیند و می نشینند و منتظر می مانند تا آن حضرت از سرداب خارج گردد و ...
این دروغ پردازان با چنین نسبتهای ناروایی ، شیعه و عقاید شیعه را به باد مسخره می گیرند ، با اینکه هرگز شیعه چنین عقیده ای ندارد و چنین کاری نمی کند ، بلکه به آن سرداب به خاطر آنکه مدتی سه امام در آن سکونت داشته ، احترام می گذارند ، و تبرک می جویند . نه اینکه معتقد باشند امام مهدی (ع) در آنجا مخفی شده و از آنجا ظهور می کند .
بهتر این است که از دروغ پردازی و دهان کجی یاوه سرایان سخن نگوییم ، که قابلیت سخن گفتن را ندارند ، بلکه مسأله را با لعنت خدا بر دروغگویان ، و تهمت زننده های یاوه گو و گستاخ به پایان بریم .

رحلت مهدی (ع) چگونه است ؟

در مورد پایان عمر حضرت ولی عصر (ع) ، به طور کلی از گفتار امامان (ع) بر می آید که همه آنها کشته و شهید می شوند ، از جمله امام حسن مجتبی (ع) فرمود :
والله لقد عهد الینا رسول الله (ع) ان هذاالامر یملکه احد عشر اماماً من ولد علی و فاطمه (ع) ما منا الا مسموم او مقتول :
‹‹سوگند به خدا رسول خدا (ع) با ما چنین عهد کرد که یازده نفر از فرزندان علی (ع) و فاطمه (ع) به امامت می رسند ، همه ما مسموم یا کشته می شویم.››
چنانکه تاریخ نشان می دهد ، همه امامان (ع) تا امام حسن عسکری (ع) با شمشیر یا زهر ، به شهادت رسیدند ، حضرت مهدی (ع) نیز چنین خواهد شد.

در مورد چگونگی شهادت امام قائم (ع) روایتی در دست نیست ، جز این که علامه یزدی در کتاب الزام الناصب (صفحه 190) می نویسد :
‹‹هنگامی که هفتاد سال از حکومت حضرت مهدی (ع) گذشت ، زنی به نام سعیده که از بنی تمیم است و در صورتش ریش دارد ، هنگام عبور حضرت مهدی (ع) سنگی بزرگ از پشت بام به طرف حضرت مهدی (ع) پرتاب می کند، و همین موجب شهادت آن حضرت می شود ، و امام حسین (ع) غسل و کفن و نماز آن حضرت را بر عهده می گیرد ، و این مطلب برگرفته از روایات امامان (ع) است.›› سپس امام حسین (ع) زمان حکومت را به دست می گیرد و پس از او امامان دیگر یکی پس از دیگری رجعت کرده و حکومت می کنند ، و حکومت امامان (ع) سالهای بسیار ، طول می کشد ، و طبق بعضی از روایات ، تنها امام حسین (ع) بعد از حضرت مهدی (ع) چهل سال حکومت می نماید .



 

قیام مهدی (عج) در قرآن

در قرآن آیات متعددی وجود دارد که براساس روایات بسیاری که از امامان (ع) به دست ما رسیده ، تأویل آن آیات ، یعنی معنی باطنی آن آیات به حکومت جهانی حضرت مهدی (ع) اشاره می کند ، مانند : آیات 5 و 6 سوره قصص، 56 سوره نور ، 105 انبیاء ، 33 توبه ، و 9 صف .
به عنوان نمونه در آیه 5 سوره قصص می خوانیم :
و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین.
‹‹ما بر این اراده کردیم که به مستضعفان نعمت فراوان بخشیم و آنها را پیشوایان و وارثان روی زمین قرار دهیم.››
ظاهر این آیه مربوط به حضرت موسی و فرعونیان است ، ولی معنی باطنی آیه ، اشاره به حکومت حضرت مهدی (ع) است .
امیر مومنان علی (ع) فرمود : ‹‹منظور از مستضعفان در این آیه که خداوند آنها را رهبران مردم قرار می دهد ما خاندان هستیم ، خداوند مهدی این خاندان را می فرستد ، و آنها را عزت می دهد و دشمنانشان را ذلیل و خوار خواهد کرد.››

در نهج البلاغه ، نیز به این مطلب اشاره شده است ، آنجا که امیر مومنان علی (ع) فرمود :
لتعطفن الدنیا علینا بعد شما سها عطف الضروس علی ولدها :
‹‹دنیا پس از چموشی ، همچون شتری که از دادن شیر به دوشنده اش خودداری می کند و آن را برای بچه اش نگه می دارد ، به ما روی می آورد.›› سپس آیه مذکور را خواند .

غیبت کبری ، و ولایت فقیه

پس از وفات علی بن محمد سمری چهارمین نایب خاص حضرت مهدی (ع) در نیمه شعبان سال 329 هجری ، غیبت کبری آغاز شد ، و این غیبت تا ظهور امام عصر (ع) ادامه دارد ، در این عصر ، دیگر امام زمان (ع) نایب خاصی ندارد ، و امور مردم به فقهای جامع الشرائط که ما از آن به ‹‹ولایت فقیه›› تعبیر می کنیم ، سپرده شده است.
در عصر غیبت کبری ، توده مردم از اقامتگاه امام مهدی (ع) بی خبرند ، و از حضور در محضر آن بزرگوار محرومند ، و مطابق بعضی از روایات ، همواره سی تن از شیعیان و نزدیکان در محضر آن حضرت هستند ، هرگاه عمر یکی از آنها به سرآید ، یکی دیگر به جای او تعیین می شود و این افراد به عنوان ‹‹اوتاد›› نام برده می شوند .
در این عصر ، امور و شئون سیاسی ، فرهنگی ، اجتماعی ، و برنامه های عملی مردم تحت نظارت و رهبری ولی فقیه ، مجتهد جامع الشرایط اداره می شود .
اسحاق بن یعقوب می گوید : از عثمان بن سعید نخستین نایب خاص امام زمان حضرت مهدی (ع) خواستم تا نامه مرا به آن حضرت برساند ، در آن نامه پرسیده بودم : در عصر غیبت (کبری) به چه کسی مراجعه کنیم ، امام زمان (ع) با خط خودشان ، در پاسخ سوال من ، چنین مرقوم فرمود:
و اما الحودث الواقعه فارجعوا فیها الی رواه احادیثنا ، فانهم حجتی علیکم و انا حجه الله علیهم .
‹‹... در حوادث و رخدادها به راویان حدیث ما (فقها) مراجعه کنید ، که آنها حجت من بر شما هستند و من حجت خدا بر آنها می باشم.››
امام حسن عسکری (ع) فرمود :
فاما من کان من الفقهاء صائناً لنفسه ، حافظاً لدینه مخالفاً علی هواه ، مطیعاً لامر مولاه ، فللعوام ان یقلدوه .
‹‹هر کدام از فقها که نگهدارنده نفس خود از انحراف و گناه ، و نگهبان دین خود و مخالف هوای نفس خود و مطیع فرمان مولایش خداست ، بر مردم لازم است که از او تقلید کنند.›› (احتجاج طبرسی، ج2، ص263)
دلایل ولایت فقیه ، بسیار است و اینجا جای بحث و شرح آن نیست ، یکی از آن دلایل ، حدیث ‹‹مقبوله عمربن حنظه›› است که مورد قبول علما و فقها می باشد ، در این حدیث ، امام صادق (ع) در مورد متابعت از فقیه جامع الشرائط فرمود :

فانی قد جعلته علیکم حاکماً ، فاذا احکم بحکمنا فلم یقبله منه فانما استخف بحکم الله، و علینا رد والراد علینا الراد علی الله ، و هو علی حد الشرک بالله.
‹‹من او (فقیه جامع الشرائط) را حاکم شما قرار دادم ، هنگامی که او طبق حکم ما ، حکم کرد ، ولی حکم او پذیرفته نشد ، قطعاً حکم خدا سبک شمرده شده است ، و ما را رد کرده است ، آن کس که ما را رد کند خدا را رد کرده و چنین کسی در مرز شرک به خدا است.›› (وسائل الشیعه، ج18، ص98.)
عالم بزرگ آیت الله العظمی شیخ محمد حسن نجفی (ره) ، در کتابش جواهر الکلام ، هفده صفحه (جلد 21، ص393 تا 410.) ، درباره مشروعیت و لزوم ولایت فقیه ، بحث و بررسی نموده و در صفحه 397 جلد 21 چنین می فرماید :
‹‹عجیب است که بعضی در مورد ولایت فقیه (یا احتمالاً درباره اجرای حدود) وسوسه دارند ، چنین افرادی از طعم فقه چیزی نشنیده اند.›› پس از آنکه امامان(ع) درباره فقیه جامع الشرایط فرمودند :
انی جعلته علیکم حاکماً و قاضیاً و حجه و خلیفه و نحو ذلک:
‹‹من او (فقیه) را حاکم ، قاضی، حجت و جانشین خود و ... قرار دادم.›› (این احادیث ، در اصول کافی ، ج1، ص67، و وسائل الشیعه ، ج18، ص98، ذکر شده است.)

پاسخ به یک سوال

در اینجا این سوال مطرح می شود که مطابق روایات متعدد ، از امامت و برافراشتن پرچم به این عنوان ، در عصر غیبت نهی شده است ، از جمله : امام حسین (ع) فرمود : ‹‹هر پرچم (برافراشته از رهبری) قبل از قیام مهدی (ع) پرچم طاغوتی است.›› و به فرموده امام باقر (ع) : ‹‹ صاحب آن پرچم، طاغوت است.›› (اثباه الهداه، ج7، ص65)
پاسخ آنکه : این گونه روایات مربوط به آن رهبرانی است که به طور مهدی (ع) چنانکه دلایل ولایت فقیه، این مطلب را ثابت می کند... .


الف) : امام سجاد (ع) فرمود :
اذا قام قائمنا اذهب الله عز و جل عن شیعتنا العاهه، و جعل قلوبهم کزبر الحدید، و جعل قوه الرجل منهم قوه اربعین رجلاً ، و یکونون حکام الارض و سنامها... .
‹‹هرگاه قائم ما قیام کند ، خداوند متعال پیروان ما را از آفات حفظ نماید ، و دلهای آنها را همچون پاره آهن ، محکم سازد ، و نیروی هر مردی از آنها را به اندازه نیروی چهل مرد کند ، آنها حاکمان و سران مردم روی زمین خواهند بود.›› (بحارالانوار، ج52، ص317)
ب) : امام باقر (ع) فرمود :
اذا جاء مهدینا کان الرجل من شیعتنا اجری من لیث، و امضی من سنان یطا عدونا بر جلیه، و یصربه بکفیه.
‹‹هرگاه مهدی ما ظهور کرد ، قدرت و کاربرد یک مرد از شیعیان ما ، از شیر راسختر ، و از نیزه برّان تر است، دشمن ما را زیر پاهایش پایمان کند ، و با دستهایش او را سرکوب نماید.›› (بحارالانوار، ج52، ص318)
و در تعبیر امام صادق (ع) از یاران حضرت مهدی (ع) آمده :
ولو مروابجبال الحدید لقطعوها، لایکفون سیوفهم حتی یرضی الله عز و جل.
‹‹اگر آنها به کوههای آهن عبور کنند ، آنها را قطعه قطعه نمایند ، شمشیرهای خود را به زمین نگذارند تا آن هنگام که خداوند خشنود شود.›› (بحارالانوار ، ج53 ، ص327)