درانتظارمنجی

درانتظارباران نیست آنکه بذری نکاشته

درانتظارمنجی

درانتظارباران نیست آنکه بذری نکاشته

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى

ابراهیم شفیعى سروستانى عظمت وجودى و ابعاد مختلف شخصیت‏حضرت صاحب الامر(ع)، باعث‏شده است که در طول هزار و اندى سال که از غیبت کبرى مى‏گذرد، هر گروه از مردم بسته به گرایشهاى خاص اعتقادى، اجتماعى و فرهنگى که داشته‏اند، از منظرى خاص به تحلیل شخصیت و تعیین جایگاه آن حضرت در عالم هستى بپردازند و هر گروه تنها درک و تصور خود از این موضوع را تصور درست و مطابق با واقع از شخصیت آن یگانه هستى تلقى کند.

در این میان جمعى از اصحاب سیر و سلوک و رهروان طریق عرفان و معنى با طرح موضوع خلیفة‏الله و انسان کامل و همچنین نقشى که حجت‏الهى در عالم هستى، دارد تنها به جنبه فرا طبیعى آن وجود مقدس توجه کرده و از سایر جنبه‏ها غفلت ورزیدند.

گروهى دیگر از اصحاب شریعت توجه خود را تنها معطوف به جنبه طبیعى آن وجود مقدس ساخته و ضمن مطرح کردن نقشى که آن حضرت به عنوان امام و پیشواى مردم به عهده دارند هیچگونه مسؤولیتى را در زمان غیبت متوجه مردم ندیدند و تنها تکلیف مردم را این دانستند که براى فرج آن حضرت دعا کنند تا خود بیایند و امور مردم را اصلاح کنند.

عده‏اى هم ضمن توجه به جنبه فرا طبیعى و طبیعى وجود مقدس حضرت حجت(ع)، تمام هم و غم خود را متوجه ملاقات با آن حضرت ساخته و تنها وظیفه خود رااین دانستند که با توسل به آن حضرت به شرف ملاقات با آن ذات اقدس نائل شوند.

اما در این میان گروهى با در نظر گرفتن همه ابعادى که بدانها اشاره شد به طرح معناى درست انتظار پرداخته و در صدد تعیین وظیفه و نقش مردم در دوران غیبت‏برآمدند. در این دیدگاه هم مساله خلافت الهى انسان کامل مطرح است، هم به جایگاه و نقش مردم در قبال آن حضرت توجه شده و هم وظیفه‏اى که مردم در دعا براى حفظ آن وجود مقدس و تعجیل در ظهورش دارند از نظر دور داشته نشده است.

شاید بتوان امام راحل امت ، رضوان‏الله تعالى علیه، را به عنوان درخشان‏ترین چهره از گروه اخیر ذکر کرد. ایشان با صراحت‏به نقد و بررسى برداشتهاى مختلفى که از مساله انتظار فرج وجود دارد پرداخته و دیدگاه خاص خود را در این زمینه چنین مطرح ساختند:

«البته این پر کردن دنیا رااز عدالت، این را ما نمى‏توانیم بکنیم، اگر مى‏توانستیم مى‏کردیم. اما، چون نمى‏توانیم بکنیم ایشان باید بیایند. الان عالم پر از ظلم است، شما یک نقطه هستید در عالم. عالم پر از ظلم است. ما بتوانیم جلوى ظلم را بگیریم، باید بگیریم، تکلیفمان است. قرآن و ضرورت اسلام و قرآن تکلیف ما کرده است که باید برویم همه کار را بکنیم، اما نمى‏توانیم بکنیم ، چون نمى‏توانیم بکنیم باید او بیاید تا بکند، اما ما باید فراهم کنیم کار را ، فراهم کردن اسباب این است که کار را نزدیک بکنیم ، کار را همچو بکنیم که مهیا بشود عالم براى آمدن حضرت(ع) ... » (1)

در جائى دیگر نیز ایشان درباره مفهوم «انتظار فرج‏» مى‏فرمایند:

«انتظار فرج، انتظار قدرت اسلام است و باید کوشش کنیم تا قدرت اسلام در عالم تحقق پیداکند. و مقدمات ظهور ان شاءالله تهیه شود.» (2)

براى روشن‏شدن بیشتر دیدگاه اخیر، در این مقاله، در ضمن سه گفتار روایات مربوط به «انتظار موعود» را مورد بررسى قرار مى‏دهیم تا روشن شود که:

1- انتظار چه ضرورتى دارد؟

2- فضیلت آن چیست؟

3- چه وظایفى در عصر غیبت‏بر عهده منتظران است؟

وجوب انتظار
در تفکر شیعى انتظار موعود، با خصوصیاتى که در این تفکر براى آن برشمرده شده ، به عنوان یک اصل مسلم اعتقادى مطرح بوده و در بسیارى از روایات شیعه بر ضرورت انتظار قائم آل محمد:، تصریح شده است. که از جمله مى‏توان به روایات زیر اشاره کرد:

1- محمدبن‏ابراهیم نعمانى در کتاب «غیبت‏» به سند خود ازابوبصیر روایت کرده است که روزى امام صادق(ع) خطاب به اصحاب خود فرمودند:

«الا اخبرکم بما لا یقبل الله عزوجل من العباد عملا الا به؟ فقلت: بلى ، فقال: شهادة ان لااله‏الاالله ، و ان محمدا عبده و [رسوله]، و الاقرار بما امرالله ، والولایة لنا، والبرائة من اعدائنا - یعنى الائمة خاصة - والتسلیم لهم، والورع، والاجتهاد، والطمانینة ، والانتظار للقائم،(ع)» (3)

«آیا شمارا خبر ندهم به آنچه خداى عزوجل هیچ عملى را جز به آن از بندگان نمى‏پذیرد؟ گفتم: چرا، فرمود: گواهى دادن به اینکه هیچ شایسته پرستشى جز خداوند نیست و اینکه محمد(ص) بنده و فرستاده او است ، و اقرار کردن به آنچه خداوند به آن امر فرموده، و ولایت ما، و بیزارى از دشمنانمان - یعنى خصوص امامان - و تسلیم شدن به آنان ، و پرهیزکارى و اجتهاد و اطمینان و انتظار قائم(ع)»

2- ثقة‏الاسلام کلینى در اصول کافى به سند خود از اسماعیل جعفر روایت مى‏کند که روزى مردى بر حضرت ابوجعفر امام باقر(ع) ، وارد شد و صفحه‏اى در دست داشت. حضرت باقر(ع)، به او فرمود:

«هذه صحیفة مخاصم سال عن الدین‏الذى یقبل فیه العمل .فقال: رحمک الله ، هذاالذى ارید، فقال ابوجعفر(ع): شهادة ان لااله‏الاالله. وحده لا شریک له ، و ان محمدا عبده و رسوله و تقر بما جاء من عندالله و الولایة لنااهل‏البیت، والبرائة من عدونا، والتسلیم لامرنا، والورع ، والتواضع و انتظار قائمنا، فان لنا دولة ، اذا شاءالله جاءبها». (4)

این نوشته مناظره کننده‏اى است که پرسش دارد از دینى که عمل در آن مورد قبول است . آن مرد عرض کرد: حمت‏خداوند بر تو باد همین راخواسته‏ام. پس حضرت ابوجعفر باقر(ع) ، فرمود: گواهى دادن به اینکه خدا یکى است و هیچ شریکى براى او وجود ندارد، و این که محمد بنده و رسول او است، و این که اقرار کنى به آنچه از سوى خداوند آمده ، و ولایت ما خاندان و بیزارى از دشمنان ، و تسلیم به امر ما، و پرهیزکارى و فروتنى ، و انتظار قائم ما ، که ما را دولتى است که هر وقت‏خداوند بخواهد آن را خواهد آورد».

3- شیخ صدوق در کتاب «کمال‏الدین‏» به سند خود از عبدالعظیم حسنى روایت مى‏کند که:

«روزى بر آقایم محمدبن على بن موسى بن جعفر بن محمد بن على بن الحسین‏بن‏ابى‏طالب:، وارد شدم و مى‏خواستم که درباره قائم از آن حضرت سؤال کنم که آیا همان مهدى است‏یا غیر او پس خود آن حضرت آغاز سخن کرد و به من فرمود»:

«یا اباالقاسم ،ان القائم منا هوالمهدى الذى یجب ان ینتظر فى غیبتة و یطاع فى ظهوره، و هو الثالث من ولدى‏». (5)

«اى ابوالقاسم بدرستى که قائم از ماست و او است مهدى که واجب است در زمان غیبتش انتظار کشیده شود و در ظهورش اطاعت گردد، و او سومین [امام] از فرزندان من است‏».

روایات بالا و بسیارى روایات دیگر - که در این مجال فرصت طرح آنها نیست - همگى بر لزوم انتظار حضرت قائم در دوران غیبت دلالت مى‏کند، اما حال باید دید که انتظار که این همه بر آن تاکید شده و یکى از شرایط اساسى اعتقاد اسلامى شمرده مى‏شود - چه فضیلتى دارد و شخص منتظر چه وظایفى بر عهده دارد.

فضیلت انتظار
در روایات وارد شده از ائمه معصومین(ع)، آنچنان مقام و منزلتى براى منتظران موعود آخرالزمان برشمرده شده که گاه انسان را به تعجب وامى‏دارد که چگونه ممکن است عملى که شاید در ظاهر ساده جلوه کند از این چنین فضیلتى برخوردار باشد. البته توجه به فلسفه انتظار و وظایفى که براى منتظران واقعى آن حضرت بر شمرده شده، سر این فضیلت را روشن مى‏سازد.

در اینجا به پاره‏اى از فضائلى که براى منتظران قدوم مصلح جهانى حضرت بقیة‏الله‏الاعظم بر شمرده شده اشاره مى‏کنیم: 1- مرحوم صدوق در کتاب «کمال‏الدین‏» از امام صادق(ع) ، روایت کرده که آن حضرت به نقل از پدران بزرگوارشان، - که بر آنها درود باد - فرمود:

«المنتظر لامرنا کالمتشحط بدمه فى سبیل‏الله‏» (6)

«منتظر امر (حکومت) ما، بسان آن است که در راه خدا به خون خود غلتیده باشد»

2- در همان کتاب به نقل از امام صادق ،(ع) ، روایت دیگرى به این شرح در فضیلت منتظران وارد شده

«طوبى لشیعة قائمنا المنتظرین لظهوره فى غیبته و المطیعین له فى ظهوره اولئک اولیاءالله‏الذین لاخوف علیهم و لا هم یحزنون‏» (7)

«خوشا به حال شیعیان قائم ما که در زمان غیبتش منتظر ظهور او هستند و در هنگام ظهورش فرمانبردار از او، آنان اولیاء خدا هستند ، همانها که نه ترسى برایشان هست و نه اندوهگین شوند».

3- مرحوم مجلسى در کتاب «بحارالانوار» به سند خود از امیرالمؤمنین،(ع) ، نقل مى‏کند که آن حضرت فرمودند:

«انتظرواالفرج و لاتیاسوا من روح‏الله فان احب الاعمال الى‏الله عزوجل انتظارالفرج‏» (8)

«منتظر فرج باشید و از رحمت‏خداوند ناامید نشوید. بدرستى که خوشایندترین اعمال نزد خداوند عزوجل، انتظار فرج است‏».

4- همچنین مرحوم مجلسى روایت دیگرى را به سند خود از فیض بن مختار نقل مى‏کند که در آن امام صادق،(ع) مى‏فرمایند:

«من مات منکم و هو منتظر لهذاالامر کمن هو مع القائم فى فسطاطه ، قال: ثم مکث هنیئة ، ثم قال: لا بل کم قارع معه بسیفه، ثم قال: لا والله کمن استشهد مع رسول‏الله(ص)» (9)

«هر کس از شما بمیرد در حالیکه منتظر این امر باشد همانند کسى است که با حضرت قائم(ع) در خیمه‏اش بوده باشد. سپس حضرت چند لحظه‏اى درنگ کرده ، آنگاه فرمود: نه ، بلکه مانند کسى است که در خدمت آن حضرت شمشیر بزند، سپس فرمود: نه، بخدا همچون کسى است که در رکاب رسول خدا(ص)، شهید شده باشد.»

وظایف منتظران
در اینکه شیعیان در دوران غیبت چه وظایفى بر عهده دارند سخنهاى بسیارى گفته شده است و حتى در بعضى از کتابها، تا هشتاد وظیفه براى منتظران قدوم خاتم اوصیاء، حضرت بقیة‏الله، ارواحنا له الفداء، بر شمرده شده است. (10)

اما، از آنجا که تبیین همه وظایفى که شیعیان در عصر غیبت‏بر عهده دارند در محدوده یک مقاله نمى‏گنجد، ما در اینجا به تناسب عنوان مقاله، تنها به بیان آن دسته از وظایف مى‏پردازیم ، که توجه به آنها مى‏تواند در رشد و بالندگى و پویایى جامعه اسلامى مؤثر باشد:

1- شناخت‏حجت‏خدا و امام عصر (عج)

اولین و مهمترین وظیفه‏اى که هر شیعه منتظر بر عهده دارد کسب معرفت نسبت‏به وجود مقدس امام و حجت زمان خویش است. این موضوع تا بدان درجه از اهمیت قرار دارد که در روایات بسیارى که به طریق شیعه و اهل سنت از پیامبر گرامى اسلام(ص)و ائمه معصومین(ع)، نقل شده ، آمده است که:

«من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتة جاهلیة‏» (11)

«هر کس بمیرد و امام زمانش را نشناسد،به‏مرگ‏جاهلى‏مرده است‏».

جمعى از اصحاب سیر و سلوک و رهروان طریق عرفان، با طرح موضوع خلیقة‏الله و انسان کامل و ... تنها به جنبه فراطبیعى آن وجود مقدس توجه کرده و از سایر جنبه‏ها غلفت ورزیده‏اند.

و در روایت دیگرى که مرحوم کلینى به سند صحیح از فضیل بن یسار نقل مى‏کند آمده است که:

«سمعت اباجعفر(ع)، یقول: من مات و لیس له امام فمیته میتة جاهلیة، و من مات و هو عارف لامامه لم‏یضره تقدم هذاالامر او تاخر، و من مات و هو عارف لامامه کان کمن هو مع‏القائم فى فسطاطه.» (12)

«شنیدم حضرت اباجعفر (امام محمد باقر) ،علیه‏السلام، مى‏فرمود: هر کس در حالى که امامى نداشته باشد بمیرد مردنش مردن جاهلیت است و هر آنکه در حال شناختن امامش بمیرد پیش‏افتادن و یا تاخیر این امر (دولت ال محمد: او را زیان نرساند و هر کس بمیرد در حالیکه امامش را شناخته همچون کسى است که در خیمه قائم،(ع)، با آن حضرت باشد.»

توجه به مفاد دعاهایى که خواندن آنها در عصر غیبت مورد تاکید قرار گرفته است، نیز ما را به اهمیت موضوع ناخت‏حجت‏خدا رهنمون مى‏سازد، چنانکه در یکى از دعاهاى معروف و معتبرى که شیخ صدوق آن را در کتاب «کمال‏الدین‏» نقل کرده ، مى‏خوانیم:

«اللهم عرفنى نفسک فانک ان لم تعرفنى نفسک لم اعرف نبیک‏اللهم عرفنى نبیک فانک ان لم تعرفنى تبیک لم اعرف حجتک‏اللهم عرفنى حجتک فانک ان لم تعرفنى حجتک ضللت عن دینى‏اللهم لاتمتنى میتة جاهلیة و لا تزع قلبى بعد اذ هدیتنى...» (13)

«بار الها! خودت را به من بشناسان که اگر خود را به من نشناسانى پیغمبرت را نخواهم شناخت ، بارالها!پیغمبرت را به من بشناسان که اگر پیغمبرت را به من نشناسانى حجت تو را نخواهم شناخت . بارالها! حجت‏خود را به من بشناسان که اگر حجتت را به من،نشناسانى از دینم گمراه مى‏گردم، خداوندا! مرا به مرگ جاهلیت نمیران و دلم را از (حق) پس از آنکه هدایتم فرمودى منحرف مگردان ...»

مؤلف کتاب ارزشمند «مکیال المکارم فى فوائد الدعا للقائم‏» مراد و مقصود از «معرفت امام‏» را، که در روایتهاى یادشده بر آنها تاکید شده بود، چنین توضیح مى‏دهند: «بدون تردید مقصود از شناختى که امامان ما، که درودها و سلامهاى خداوند برایشان باد، تحصیل آن را نسبت‏به امام زمانمان امر فرموده‏اند، این است که ما آن حضرت را آنچنانکه هست‏بشناسیم. به گونه‏اى که این شناخت‏سبب درامان ماندن ما از شبهه‏هاى ملحدان و مایه نجاتمان از اعمال گمراه کننده مدعیان دروغین باشد، و این چنین شناختى جز به دو امر حاصل نمى‏گردد: اول ، شناختن شخص امام(ع) ، به نام و نسب ، و دوم ، شناخت صفات و ویژگیهاى او و به دست آوردن این دو شناخت از اهم واجبات است.» (14)

البته امر دومى که در کلام یادشده بدان اشاره شده ، در عصر ما از اهمیت‏بیشترى برخوردار بوده و در واقع این نوع شناخت است که مى‏تواند در زندگى فردى و اجتماعى منتظران منشااثر و تحول باشد. زیرا گر کسى بحقیقت‏به صفات و ویژگیهاى امام عصر (عج) و نقش و جایگاه آن حضرت در عالم هستى و فقر و نیاز خود نسبت‏به او واقف شود ، هرگز از یاد و نام آن حضرت غافل نمى‏شود.

نکته مهمى که در اینجا باید در نظر داشت این است که شناخت و معرفت‏حقیقى نسبت‏به حجت‏خدا جز با عنایت‏حضرت حق حاصل نمى‏شود و همچنانکه ، در دعایى که پیش از این بدان اشاره کردیم ، ملاحظه شد باید از درگاه الهى توفیق شناخت‏حجتش را درخواست کرد، تا بدین وسیله از گمراهى و سرگردانى نجات یافت. این موضوع را از روایتى که مرحوم کلینى به سند خود از محمد بن حکیم نقل کرده نیز مى‏توان استفاده کرد، در این روایت آمده است:

«قال: قلت: لا بى عبدالله (ع) ، المعرفة ،من صنع من هى ؟ قال: من صنع‏الله ، لیس للعباد فیها صنع‏». (15)

«از ابى‏عبدالله (امام جعفر صادق)(ع)، پرسیدم: معرفت‏ساخته کیست؟ فرمود: از ساخته‏هاى خداوند است و براى بندگان نقشى در حصول معرفت نیست.»

2- تهذیب نفس و کسب فضائل اخلاقى

وظیفه مهم دیگرى که هر شیعه منتظر بر عهده دارد تهذیب نفس و آراستن خود به اخلاق نیکو است، چنانکه در روایتى که نعمانى به سند خود از امام صادق(ع)، نقل مى‏کند آمده است:

«من سره ان یکون من اصحاب القائم، فلینتظر ، ولیعمل بالورع و محاسن الاخلاق، و هو منتظر، فان مات و قام القائم(ع)، بعده کان له من الاجر مثل‏الاجر من ادرکه فجدوا و انتظروا، هنیئا لکم ایهاالعصابة المرحومة‏». (16)

«هر کس دوست مى‏دارد از یاران حضرت قائم(ع) ، باشد باید که منتظر باشد و در این حال به پرهیزکارى و اخلاق نیکو رفتار نماید، در حالیکه منتظر باشد، پس چنانچه بمیرد و پس از مردنش قائم(ع) ،بپاخیزد، پاداش او همچون پاداش کسى خواهد بود که آن حضرت را درک کرده است، پس کوشش کنید و در انتظار بمانید، گوارا باد شما را اى گروه مشمول رحمت‏خداوند».

موضوع تهذیب نفس و دورى گزیدن از گناهان و اعمال ناشایست، به عنوان یکى از وظایف منتظران در عصر غیبت، از چنان اهمیتى برخوردار است که در توقیع شریفى که از ناحیه مقدسه حضرت صاحب الامر به مرحوم شیخ مفید ، رحمة‏الله علیه، صادر گردیده، اعمال ناشایست و گناهانى که از شیعیان آن حضرت سر مى‏زند، یکى از اسباب و یا تنها سبب طولانى شدن غیبت و دورى شیعیان از لقاى آن بدر منیر شمرده شده است:

«فما یحبسنا عنهم الا مایتصل بنا ممانکرهه ، ولانؤثره منهم‏» (17)

«... پس تنها چیزى که ما را از آنان (شیعیان) پوشیده مى‏دارد، همانا چیزهاى ناخوشایندى است که از ایشان به ما مى‏رسد و خوشایند ما نیست و از آنان انتظار نمى‏رود».

3- پیوند با مقام ولایت

حفظ و تقویت پیوند قلبى با امام عصر (عج) و تجدید دایمى عهد و پیمان با آن حضرت یکى دیگر از وظایف مهمى است که هر شیعه منتظر در عصر غیبت‏بر عهده دارد. بدین معنا که یک منتظر واقعى حضرت حجت(ع)، على رغم غیبت ظاهرى آن حجت الهى هرگز نباید احساس کند که در جامعه رها و بى‏مسؤولیت رها شده و هیچ تکلیفى نسبت‏به امام و مقتداى خود ندارد.

این موضوع در روایات بسیارى مورد تاکید قرار گرفته است که در این مجال به برخى از آنها اشاره مى‏کنیم:

در روایتى که از امام محمد باقر(ع) نقل شده آن حضرت در تفسیر این کلام خداى تعالى: «یا ایهاالذین آمنوا اصبروا و صابروا و رابطوا و اتقوالله لعلکم تفلحون‏» فرمودند:

«اصبروا على اداءالفرائض و صابرو عدوکم و رابطوا امامکم [المنتظر] (18)

«بر انجام واجبات صبر کنید و با دشمنانتان پایدارى کنید، و پیوند خود را با امام منتظرتان مستحکم نمایید».

همچنین امام صادق ،(ع)، در روایت دیگرى که در تفسیر آیه مزبور وارد شده مى‏فرمایند:

«اصبروا على‏الفرایض، و صابروا على‏المصائب و رابطوا على‏الائمة‏» (19)

«بر واجبات صبر کنید و یکدیگر را بر مصائب به صبر وادارید و خود را بر پیوند با امامان [و یارى آنها] ملتزم سازید.»

روایات دیگرى نیز به همین مضمون از امام جعفر صادق و امام‏موسى‏کاظم (ع)، وارد شده است که به جهت رعایت اختصار از ذکر آنها خوددارى مى‏کنیم. (20)

این که مى‏بینیم در روایتهاى متعددى امامان ما شیعیان خود را به تجدید عهد و بیعت‏با امام زمان خود سفارش کرده و از آنها خواسته‏اند که در آغاز هر روز و حتى بعد از هر نماز واجب، دعاى عهد بخوانند، همه نشان از اهمیت پیوند دائمى شیعیان با مقام عظماى ولایت و حجت‏خدا دارد.

یکى از مشهورترین دعاهاى عهد، دعایى است که مرحوم سید بن طاووس آن را در کتاب ارزشمند «مصباح‏الزائر» به نقل از امام صادق،(ع) ، روایت کرده و در ابتداى آن آمده است که:

«من دعا بهذا الدعا اربعین صباحا کان من انصار القائم(ع)، و ان مات قبل ظهوره احیاه‏الله تعالى، حتى یجاهد معه، و یکتب له بعدد کل کلمة منه الف حسنة، و یمحى عنه الف سیئة و ...»

«هر کس چهل روز این دعا را بخواند از یاوران حضرت قائم،(ع) خواهد بود، و اگر پیش از ظهور آن حضرت بمیرد، خداى تعالى او را زنده خواهد کرد، تا در رکاب آن جناب جهاد نماید. و به شماره هر کلمه از آن هزار حسنه برایش نوشته مى‏شود، و هزار کار بد از او محو مى‏گردد.»

به دلیل اهمیت و اعتبار مضمون این دعاى شریف در اینجا بخشى از آن را نقل مى‏کنیم:

بعد از ذکر خدا و درود و صلوات بر امام غائب چنین آمده است:

«اللهم انى اجدد له فى صبیحة یومى هذا و ماعشت من ایام حیاتى عهدا و عقدا و بیعة له فى عنقى لا احول عنها و لاازول ابدا، اللهم اجعلنى من انصاره و اعوانه و الذابین عنه و المسارعین الیه فى قضاء حوائجه و الممتثلین لاوامره و نواهیه و المحامین عنه و السابقین الى ارادته و المستشهدین بین یدیه‏». (21)

«بار خدایا! من در بامداد این روز و تمام دوران زندگانیم، عهد و عقد و بیعتى را که از آن حضرت بر گردن دارم با او تجدید مى‏کنم ، که هرگز از آن عهد و بیعت‏بر نگردم و بر آن پایدار بمانم. بار خدایا مرا از انصار و یاران آن حضرت و مدافعان از حریم مقدس او، و شتابندگان در پى انجام مقاصدش و امتثال کنندگان دستورات و اوامر و نواهیش ، و حمایت کنندگان از وجود شریفش، و سبقت جویان به سوى خواسته‏اش و شهید شدگان در رکاب و در حضور حضرتش قرار ده‏».

دقت در عبارتهاى بالا مى‏تواند تصویرى روشن از مفهوم عهد و پیمان باامام و حجت زمان به ماارائه دهد، عهد و پیمانى ناگسستنى براى یارى و نصرت امام زمان خود و اطاعت مخلصانه و تا پاى جان از اوامر و نواهى او.

آیا اگر هر شیعه منتظر در آغاز هر روز، با حضور و توجه، چنین عهد و پیمانى را با امام و مقتداى خود تجدید نماید، هرگز تن به رکود، ذلت و خوارى و ظلم و بى‏عدالتى خواهد داد؟

آیا هرگز حاضر خواهد شد که به رضاى مولا و سرور خود بى‏اعتنایى کند و تن به گناه و معصیت دهد؟ مسلما خیر و بدون هیچ تردیدى اگر در جامعه‏اى چنین فرهنگى حاکم شود و همه تنها در پى رضاى امام زمان خود باشند ، آن جامعه هرگز دچار بحران فرهنگى ، از خودبیگانگى، یاس و نومیدى و انحطاط نخواهد شد. این نکته نیز مسلم است که اگر همه شیعیان با همدلى و همراهى دست‏بیعت و یارى به سوى مولا و سرور خود دراز کنند و بر نصرت او متفق شوند دیرى نخواهد پایید که فرج مولایشان را درک خواهند کرد و براى همیشه از ظلمها و ذلتها رهایى‏خواهند یافت. چنانکه در توقیع شریفى که بیش ازاین نیز به بخشى از آن اشاره شد آمده است:

«لو ان اشیاعنا، و فقهم الله لطاعته، على اجتماع من‏القلوب فى‏الوفاء بالعهد علیهم لما تاخر عنهم‏الیمن بلقائنا و لتعجلت لهم‏السعادة بمشاهدتنا على حق المعرفة و صدقها منهم بنا». (22)

«اگر شیعیان ماکه خداوند آنان را در اطاعتش یارى دهد، در وفاى پیمانى که از ایشان گرفته شده یکدل و مصمم باشند، نعمت لقاى ما از آنان به تاخیر نمى‏افتد و سعادت دیدار ما براى آنها با معرفت کامل و راستین نسبت‏به ما تعجیل مى‏گردد».

3- کسب آمادگى براى ظهور حجت‏حق

یکى دیگر از وظایفى ، که به تصریح روایات ، در دوران غیبت‏بر عهده شیعیان و منتظران فرج قائم آل محمد(ص) مى‏باشد کسب آمادگیهاى نظامى و مهیا کردن تسلیحات مناسب هر عصر براى یارى و نصرت امام غائب مى‏باشد، چنانکه در روایتى که نعمانى به سند خود از امام صادق(ع) ، نقل کرده آمده است:

«لیعدن احدکم لخروج القائم(ع) و لو سهما فان‏الله تعالى اذا علم ذلک من نیته رجوت لان ینسى فى عمره حتى یدرکه [فیکون من اعوانه و انصاره]» (23)

«هر یک از شما باید که براى خروج حضرت قائم(ع) [سلاحى] مهیا کند. هر یک هر چند که یک تیر باشد، که خداى تعالى هر گاه بداند که کسى چنین نیتى دارد امیدوار



پى ‏نوشتها:

1- صحیفه نور (مجموعه رهنمودهاى امام خمینى ، قدس سره...) ، تهران ، سازمان مدارک فرهنگى انقلاب اسلامى ، 1369 ، ج 20 ، ص 198 -199.

2- همان ماخذ ، ج‏7 ، ص 255.

3- النعمانى ، محمد بن ابراهیم ، الغیبة ، تهران ، مکتبة الصدوق ، بى‏تا ، ص 200 ، ح‏16

4- الکلینى ، محمد بن یعقوب ، الکافى ، تهران ، دارالکتب الاسلامیة ، 1365، ج 2 ، ص 22 ، ح‏13 .

5 - الصدوق (ابن بابویه) ، ابوجعفر محمد بن على بن الحسین ، کمال‏الدین و تمام النعمة ، تهران ، دارالکتب الاسلامیة ، 1395 ق ، ج 2 ، ص‏377 ، ح 1.

6- همان ماخذ ، ج 2، ص 645 ، ح‏6.

7- همان ماخذ ، ج 2 ، ص‏357 ، ح 54.

8 - المجلسى، المولى محمد باقر ، بحارالانوار، بیروت، مؤسسه الوفاء،1403 ق ، ج 52،ص‏123،ح‏7.

9- همان ماخذ ، ص‏126 ، ح 18 .

10 - ر. ک: الموسوى الاصفهانى ، میرزامحمدتقى ، مکیال المکارم فى‏فوائد الدعاء للقائم ، قم ، مدرسه‏الامام المهدى ، بى‏تا،3 ، ص 104 به بعد.

11- المجلس ، المولى محمد باقر ، پیشین ، ج 8 ، ص 368 و ج 32 ، ص 321 و333; همچنین ر . ک: القندوزى حافظ سلیمان بن ابراهیم ، ینابیع‏المودة ، تهران ، اسوه‏1416 ق ، ج‏3 ، ص 372 .

12- الکلینى،محمدبن‏یعقوب، پیشین ، ج 1، ص 371 ، ح 5 .

13- الصدوق ، ابو جعفر محمد بن على بن الحسین ، پیشین ، ج 2، ص 512 .

14- الموسوى‏الاصفهانى،میرزامحمد تقى،پیشین ، ج 2 ، ص‏107 .

15- الکلینى ، محمد بن یعقوب ، پیشین ، ج 1، ص 194 ، ح 1 .

16- النعمانى ، محمد بن ابراهیم ، پیشین ، ص 200 ، ح‏16 .

17- سوره ال عمران ، آیه 200 .

18- النعمانى ، محمد بن ابراهیم ، پیشین ، ص‏199 ، همچنین ر.ک: البحرانى السیدهاشم الحسینى، البرهان فى تفسیر القرآن، تهران ،قم ، دارالکتب العلمیه ، بى‏تا، ج 1، ص 334 ، ح 4 .

19- البحرانى ، السید هاشم الحسینى ، پیشین ، ج 1 ، ص 334 ، ح 2.

20- ر . ک: ماخذ پیشین .

21- المجلسى، مولى محمدباقر ، پیشین ، ج 102 ، ص 111 .

22- همان ماخذ.

23- النعمانى، محمد بن ابراهیم، پیشین، ص 320 ، ح 10 .

24- الکلینى، محمدبن‏یعقوب، پیشین ، ج‏6 ، ص 535 ، ح 1.

25- البرهان ، علاءالدین على‏المتقى، کنز العمال فى سنن الاقوال و الافعال ، بیروت،مؤسسة‏الرسالة،1413 ق، ج 4، ص 284 ، ح‏10509

26- المجلسى ، المولى محمدباقر، مراة‏العقول فى شرح اخبار آل الرسول، تهران ، دارالکتب‏الاسلامیة، 1404 ق ، ج‏26 ، ص 582 .

27- النجفى ، الشیخ محمد حسن ، پیشین ، ج 21 ، ص‏43.

منتظران‌ برترین‌ مردم‌ همة‌ روزگاران‌

در فضیلت‌ انتظار و منتظران‌ بسیار خوانده‌ و شنیده‌اید، اما آیا هیچ‌ فکر کرده‌اید که‌ چرا در فرهنگ‌ شیعه‌ چنین‌ فضایلی‌ را برای‌ منتظران‌؛ یعنی‌ کسانی‌ که‌ در زمان‌ غیبت‌ با باور به‌ وجود امام‌ دوازدهم‌، ظهور او را انتظار می‌کشند، برشمرده‌اند؟



روایت‌ زیر که‌ از امام‌ چهارم‌ شیعیان‌، حضرت‌ سجاد(ع‌) نقل‌ شده‌ به‌ این‌ پرسش‌ پاسخ‌ می‌دهد:
... ثفمّ تَمتَدّف الغَیبَةف بفوَلفیّف اللهف ـ عَزَّوَجَلَّ ـ الثّانفیَ عَشَرَ مفن‌ أوصیاءف رَسفولف اللهف ـ صلَّی‌اللهف عَلَیهف وَ آلفهف ـ والائمةف بَعدفهف. یا ابا خالد! إنّ اَهلَ زَمانف غَیبَتفهف، القائلینَ بإمامَتفهف والمفنتَظفرینَ لفظفهفورفهف أفضَلف مفن‌ أهلف کلّف زَمانف؛ ءلانَّاللهَ ـ تَبارَکَ و تَعالی‌ ـ أعطاهفم‌ مفنَ العفقفولف وَالافهامف وَالمَعرففَةف ما صارَت‌ بفهف الغَیبَةف عفندَهفم‌ بفمَنزَلَةف المفشاهَدَةف؛ وَجَعَلَهفم‌ ففی‌ ذلفکَ الزَّمانف بفمَنزَلَةف الفمجاهفدینَ بَینَ یَدَی‌ رَسفولفاللهف ـ صَلَّی‌اللهف عَلَیهف وَ آلفهف ـ بفالسَّیفف. أفولئکَ الفمخلَصفونَ حَقّاً وَ شفیعَتفنا صفدقاً والدّفعاةف إلی‌ دفینفاللهف ـ عَزَّوَجَلّ ـ سفرّاً وَ جَهراً. و قالَ علیّف بن‌ الحفسَینف ـ عَلَیهفماالسَّلامف ـ : إنتفظارف الفَرَجف مفن‌ أعظَمف الفَرَجف . 1
... غیبت‌ دوازدهمین‌ ولی‌ خداوند ـ صاحب‌ عزت‌ و جلال‌ ـ از سلسله‌ جانشینان‌ رسول‌ خدا ـ که‌ درود خدا بر او و خاندانش‌ باد ـ و امامان‌ بعد از او، به‌ درازا می‌کشد. ای‌ اباخالد! آن‌ گروه‌ از مردم‌ که‌ در زمان‌ غیبت‌ او امامتش‌ را پذیرفته‌ و منتظر ظهور اویند برترین‌ مردم‌ همة‌ زمان‌ها هستند؛ زیرا خداوند ـ که‌ گرامی‌ و بلند مرتبه‌ است‌ ـ چنان‌ خفرَد، درک‌ و شناختی‌ به‌ آنها ارزانی‌ داشته‌ که‌ غیبت‌ ] و عدم‌ حضور امام‌ [ برای‌ آنها همانند مشاهده‌ ] و حضور امام‌ [ است‌. خداوند مردم‌ این‌ زمان‌ را به‌ مانند کسانی‌ قرار داده‌ که‌ با شمشیر در پیشگاه‌ رسول‌ خدا ـ که‌ درود خدا بر او و خاندانش‌ باد ـ جهاد می‌کنند. آنها مخلصان‌ واقعی‌، شیعیان‌ راستین‌ ما و دعوت‌کنندگان‌ به‌ سوی‌ دین‌ خدا در پنهان‌ و آشکار هستند. آنگاه‌ ] امام‌ [ علی‌بن‌الحسین‌ ـ که‌ بر او درود باد ـ فرمود: انتظار فرج‌ (گشایش‌) از بزرگترین‌ گشایش‌هاست‌.
آری‌، همه‌ فضیلت‌ انتظار به‌ این‌ است‌ که‌ منتظر حجابی‌ میان‌ خود و امامش‌ احساس‌ نکند و او را همواره‌ حاضر و ناظر ببیند. و قطعاً کسی‌ که‌ اینگونه‌ بود تلاش‌ می‌کند در هر کجا و به‌ هر کاری‌ که‌ مشغول‌ است‌ به‌ گونه‌ای‌ عمل‌ کند که‌ خشنودی‌ امامش‌ را به‌ خود جلب‌ و ناخشنودی‌ او را از خود دور سازد.





پی‌نوشت‌ :

1 . الصدوق‌، ابوجعفر، محمدبن‌ علی‌بن‌الحسین‌ بن‌ بابویه‌ (شیخ‌ صدوق‌)، کمال‌الدین‌ و تمام‌النعمة‌، ج‌1، ص‌320؛ المجلسی‌، محمدباقر، بحارالانوار، ج‌52، ص‌122، ح‌4.

پاداش بزرگ انتظار

براساس تعالیم اسلامى یکى از وظایف مهم هر مسلمان انتظار ظهور حضرت قائم(ع) است؛ انتظار تحقق وعده الهى بر حاکمیت صالحان و تشکیل دولت اهل بیت رسول خدا(ص). اما آیا هیچ مى دانید که پاداش این انتظار چیست و چه ثمرى براى منتظران دارد؟
امام صادق(ع) در روایت زیر به این پرسش پاسخ مى دهند:
أَلا افخبفرفکفم بفما لا یَقبَلف اللَّهف عَزَّوَجَلَّ مفنَ العفبادف عَمَلاً إفلاّ بفهف؟ فَقفلتف: بَلى. فَقالَ: شَهادَةف أَن لا إفلهَ إفلاَّ اللَّهف، وَ أَنَّ مفحمَّدَاً عَبدفهف [وَ رَسفولفهف] وَ الإفقرارف بفما أَمَرَاللَّهف، وَ الوفلایَةف لَنا، وَ البَراءَةف مفن أَعدائفنا - یَعنی الأَئفمَّةَ خاصَّةً - وَ التَّسلیمف لَهفم، وَ الوَرَعف وَ الاجتفهادف وَ الطّفمَأنینَةف، وَ الانتفظارف لفلقائفمف - عَلَیهف السَّلامف - ثفمَّ قالَ: إفنَّ لَنا دَولَةً یَجفیى ءف اللَّهف بفها إفذا شاءَ. ثفمَّ قالَ: مَن سَرَّهف أَن یَکفونَ مفن أَصحابف القائفمف فَلیَنتَظفر وَلیَعمَل بفالوَرَعف وَ مَحاسفنف الأخلاقف، وَ هفوَ مفنتَظفرٌ، فَإفن ماتَ وَ قامَ القائفمف بَعدَهف کانَ لَهف مفنَ الأَجرف مفثلف أَجرف مَن أَدرَکَهف، فَجفدّفوا وَانتَظفرفوا، هَنفیئاً لَکفم أَیَّتفهَا العفصابَةف المَرحفومَةف.1
آیا شما را خبر ندهم به آنچه خداى، صاحب عزّت و جلال، هیچ عملى را جز به آن از بندگان نمى پذیرد؟ گفتم: چرا. فرمود: گواهى دادن به اینکه هیچ شایسته پرستشى جز خداوند نیست و اینکه محمد(ص) بنده و فرستاده او است، و اقرار کردن به آنچه خداوند به آن امر فرموده، و ولایت ما، و بیزارى از دشمنانمان - یعنى خصوص امامان - و تسلیم شدن به آنان، و پرهیزکارى و تلاش و مجاهدت و اطمینان و انتظار قائم(ع). سپس [امام] فرمود: براى ما دولتى است که هر زمان خداوند بخواهد، آن را محقق مى سازد. و آنگاه [امام] فرمود: هر کس دوست مى دارد از یاران حضرت قائم، باشد باید که منتظر باشد و در این حال به پرهیزکارى و اخلاق نیکو رفتار نماید، در حالى که منتظر است، پس چنانچه بمیرد و پس از مردنش قائم، به پا خیزد، پاداش او همچون پاداش کسى خواهد بود که آن حضرت را درک کرده است، پس کوشش کنید و در انتظار بمانید، گوارا باد بر شما [این پاداش] اى گروه مشمول رحمت خداوند!
آرى، براى منتظران و صابران در زمان غیبت همین پاداش بس که نام آنها در زمره یاران امام عصر(ع)، و از جمله کسانى ثبت شود که آن حضرت را به هنگام ظهور همراهى مى کنند.


پى نوشت :
1. النعمانى، محمدبن ابراهیم بن جعفر، کتاب الغیبة، ص200، ج16؛ المجلسى، محمدباقر، بحارالانوار، ج52، ص140، ح50.

انتظار فرج و امید به آینده در آموزه های اسلامی

ابراهیم شفیعى سروستانى

 
 اشاره :    انتظار ظهور امام مهدى(ع) یا به تعبیر دیگر انتظار فرج آل محمد(ع) در آموزه هاى دین اسلام از اهمیت و جایگاه بسزایى برخوردار است، اما این مفهوم خود مصداقى از مفهوم عام »انتظار فرج« یا امید به آینده است که در روایات اسلامى بر آن تأکید فراوانى شده است.
    مکتب اسلام با هدف زنده نگهداشتن روحیه تلاش و پشتکار در فرد و جامعه اسلامى بر امیدوارى نسبت به آینده و انتظار فرا رسیدن گشایش از سوى خدا سفارش بسیارى کرده و مؤمنان را از هرگونه یأس و ناامیدى برحذر داشته است.
    در این مقاله تلاش شده که با بررسى مفهوم عام و خاص انتظار و امید به آینده ریشه هاى فطرى این مفهوم و نقش سازنده آن در فرد و اجتماع را روشن سازد.
 
 1. مفهوم و جایگاه انتظار

    »انتظار«، یعنى »چشمداشتن« و »چشم به راه بودن«1. چشمداشت یک تحول، چشمداشت یک رویداد خوب، چشمداشت یک گشایش،... یاچشم به راه یک آینده مطلوب، چشم به راه یک عزیز سفر کرده، چشم به راه یک دستگیر، چشم به راه یک منجى و... به این معنا انتظار مفهومى است که با نهاد همه انسانها عجین شده است و مى توان گفت که همه انسانها به نوعى منتظرند.
    به بیان دیگر انتظار یا امید به آینده همزاد انسان است و اگر امید به آینده را از او بگیرند، سرنوشتى جز سکون، رکود، مرگ و تباهى نخواهد داشت، از همین روست که در کلام نورانى پیامبر گرامى اسلام(ص) آمده است:
 الأمل رحمة لأمتى و لولا الأمل ما أرضعت والدة ولدها و لاغرس غارس شجراً.2
 امید براى امت من مایه رحمت است و اگر امید نبود هیچ مادرى فرزندش را شیر نمى داد و هیچ باغبانى درختى نمى کاشت.
    همچنین حکایت شده است که:
 روزى عیسى (ع) نشسته بود و پیرمردى با بیل زمینى را شیار مى کرد، عیسى فرمود: بار خدایا! امید (آرزو) را از او برگیر. آن پیر در دم بیل را به کنارى انداخت و دراز کشید. ساعتى گذشت و عیسى گفت: بار خدایا! امید را به او بازگردان؛ بى درنگ آن پیر برخاست و شروع به کارکرد.3
    لحظه لحظه زندگى انسان با امید همراه است و او هر دوره از عمر خود را به امید رسیدن به دوره بعدى پشت سر مى گذارد. کودکى که تازه به دبستان پاگذاشته به امید رفتن به کلاس بالاتر و پشت سر گذاشتن دوران آموزش ابتدایى درس مى خواند و تلاش مى کند. همین کودک دوران راهنمایى را با امید رسیدن به دوران دبیرستان سپرى مى کند و دوران دبیرستان را با این امید که روزى به دانشگاه راه یابد پشت سر مى گذارد. وقتى همین کودک دیروز و جوان امروز وارد دانشگاه مى شود امیدهاى تازه به او توش و توان مى دهد و به زندگى او معنا مى بخشد؛ امید رسیدن به جایگاه مطلوب اجتماعى، تشکیل خانواده، داشتن فرزند و... . پس از تشکیل خانواده و به دنیا آمدن فرزندان، همه امیدها و آرزوهاى انسان متوجه پیشرفت و ارتقاى فرزندانش مى شود و به این ترتیب حکایت پایان ناپذیر امید به آینده، تا آستانه مرگ، انسان را همراهى مى کند.
    ناگفته نماند که این امید به آینده و انتظار تحقق فرداى بهتر، خود ریشه در یک ویژگى فطرى دارد و آن کمال جویى انسان است. انسان همواره طالب رسیدن به مراتب بالاتر و دست یافتن به قله هاى پیشرفت و ترقى است و این در همه انسانها با تفاوتهایى در سطح کمال موردنظر و تلاش و جدیتى که براى رسیدن به کمال مطلوب صورت مى گیرد، وجود دارد.
    در هر حال، انتظار و چشم به راه آینده بودن شعله اى است در وجود انسان که هر چه فروزان تر و پرفروغ تر باشد تحرک و پویایى او نیز بیشتر خواهد بود و برعکس هر چه این شعله به سردى و خاموشى بگراید؛ تلاش و فعالیت انسان نیز کاستى مى پذیرد تا آنجا که او تبدیل به موجودى سرد، بى روح، بى نشاط، گوشه گیر و بى تحرک مى شود و این همان حالتى است که در روانشناسى به »افسردگى« تعبیر مى کنند. حالتى که شدت و ضعف و زمینه هاى به وجود آمدن آنها در افراد مختلف متفاوت است، اما عامل آن در هر حال چیزى جز خشکیدن نهال امید در وجود انسان نیست.
    با توجه به اهمیت و نقش اساسى امید به آینده و انتظار فرج در زندگى انسانها مکتب اسلام تلاش نموده است با تقویت این روحیه، تلاش و سرزندگى جوامع اسلامى و مسلمانان را به نهایت درجه خود رسانده و آنها را در هر زمان پویا و پایدار نگهدارد.
    به نظر مى رسد امید به آینده و انتظار فرج به دو معنا در آموزه هاى دین اسلام به کار رفته است:
    1. انتظار به معناى عام؛ در این معنا مکتب اسلام تلاش کرده است که از یک سو با فضیلت بخشیدن به »انتظار گشایش« و امید به آینده و از سوى دیگر با نکوهش یأس، ناامیدى، دلسردى و دلمردگى، روحیه تلاش و تکاپوى سازنده را در افراد جامعه اسلامى زنده نگهدارد و از ایجاد حالت یأس و ناامیدى در زندگى شخصى مسلمانان جلوگیرى کند.
    اهتمام اسلام به این معناى عام از انتظار و امید به آینده تا بدان حد بوده که از یک سو امید به فرا رسیدن گشایش از سوى خداوند در زمره برترین اعمال برشمرده شده و از سوى دیگر یأس و ناامیدى از رحمت خداوند از جمله گناهان کبیره به شمار آمده است.
    شاید بتوان گفت بسیارى از روایاتى که در آنها به فضیلت »انتظار فرج« به طور کلى و بدون ذکر متعلق فرج اشاره شده، به اصل تقویت روحیه امید به آینده و مقابله با حالت ناامیدى و بدبینى نسبت به آینده نظر داشته اند، که از آن جمله مى توان به این روایات اشاره کرد:
    1-1. از رسول گرامى اسلام(ص) نقل شده است که:
 من رضى عن اللَّه بالقلیل من الرزق رضى اللَّه عنه بالقلیل من العمل و انتظار الفرج عبادة.4
 هر کس نسبت به رزق کمى که خداوند به او داده خشنود باشد، خداوند نیز نسبت به عمل کمى که او انجام مى دهد خشنود مى گردد و انتظار گشایش عبادت است.
    1-2. امام على(ع) در بخشى از روایت مفصلى که در آن به چهارصد مورد از امورى که براى صلاح دین و دنیاى مؤمن شایسته است، اشاره مى کنند؛ پس از توصیه به طلب رزق در بین طلوع فجر و طلوع شمس مى فرمایند:
 انتظروا الفرج، ولا تیأسوا من روح اللَّه، فإن أحبّ الأعمال إلى اللَّه عزّوجلّ انتظار الفرج.5
 در انتظار گشایش باشید و از رحمت خداوند ناامید نشوید؛ زیرا دوست داشتنى ترین کارها نزد خداوند انتظار گشایش است.
    1-3. آن حضرت در بخش دیگرى از روایت یاد شده پس از اشاره به این مطلب که ناشکیبایى در هنگام بروز ناگواریها موجب از بین رفتن اجر انسان مى شود، مى فرماید:
 ... أفضل اعمال المرء انتظار فرج اللَّه عزّوجلّ6.
 برترین کارهاى انسان، انتظار گشایش از سوى خداست.
    1-4. امام صادق(ع) نیز در ضمن سفارشهاى خود به ابوحنیفه مى فرمایند:
 ... و أفضل الأعمال انتظار الفرج من اللَّه.
 برترین کارها انتظار گشایش از خداست.
 
    2. انتظار به معناى خاص:
در این معنا، انتظار گشایش و امید به آینده از حالت امرى محدود، سطحى و فردى خارج شده و تبدیل به امرى گسترده، عمیق و اجتماعى مى گردد.
    در توضیح این مطلب باید گفت: تعالیم ادیان الهى و به ویژه دین مبین اسلام، دقیقاً بر گرایشهاى درونى انسانها تکیه دارد و اهداف و برنامه هاى آنها براساس همین گرایشهاى درونى و ویژگیهاى فطرى سامان یافته است و در این میان نقش دین تنها جهت دهى، توسعه و تعمیق این گرایشهاست.
    در موضوع مورد بحث نیز دین مبین اسلام با توجه به اینکه امید به آینده و انتظار یک گرایش فطرى و جوهره زندگى انسانهاست تلاش نموده که این گرایش را از یک سو توسعه و از دیگر سو تعمیق بخشد.
    به این بیان که دین اسلام به همه انسانها مى گوید: اولاً، شما فقط منتظر بهبود وضع زندگى خود و اطرافیانتان نباشید و تنها سعادت نزدیکان خود را طلب نکنید، بلکه این انتظار را نسبت به همه افراد جامعه گسترش دهید و چشم انتظار روزى باشید که رفاه، سعادت، عدالت و معنویت نه تنها در شهر و دیار شما بلکه در همه جهان گسترده شود.
    ثانیاً، انتظار شما نباید تنها متوجه امور ظاهرى، سطحى و محدود زندگى گردد. شما باید انتظارتان را تعمیق بخشید و چشم به راه آینده اى باشید که حقیقت مطلق، عدالت مطلق و معنویت مطلق در جهان حاکم شود.
    در این معنا، انتظار تنها به ظهور مردى تعلق مى گیرد که اگر بیاید نهایت خوبیها براى همه انسانها در سراسر جهان فراهم خواهد شد. این انتظار به همان اندازه فضیلت و برترى دارد که تحقق متعلق آن.
    نگاهى اجمالى به روایاتى که در فضیلت انتظار ظهور امام عصر(ع) وارد شده اند ما را به سطح ارزش این انتظار واقف مى سازد:
    2-1. امام سجاد(ع) منتظران را برترین مردم همه روزگاران برمى شمارند:
 ... إنّ أهل زمان غیبته القائلون بإمامته المنتظرون لظهوره أفضل من کلّ أهل زمان.8
 آن گروه از مردم عصر غیبتف امام دوازدهم که امامت او را پذیرفته و منتظر ظهور او هستند برترین مردم همه روزگاران هستند.
    2-2. امام صادق(ع) در فضیلت انتظار به معناى دوم مى فرماید:
 المنتظر لأمرنا کالمتشحّط بدمه فى سبیل اللَّه.9
 کسى که در انتظار تحقق امر ما (برقرارى حکومت اهل بیت(ع)) باشد همانند کسى است که در راه خدا به خون خود غلتیده است.
    2-3. آن حضرت در روایت دیگرى منتظران ظهور را از زمره »دوستان خدا« برمى شمارند:
 طوبى لشیعة قائمنا المنتظرین لظهوره فى غیبته و المطیعین له فى ظهوره أولئک أولیاءاللَّه الذین لاخوف علیهم ولا هم یحزنون.
 خوشا به حال شیعیان قائم ما که در زمان غیبتش منتظر ظهور او هستند و در هنگام ظهورش فرمانبردار او. آنان دوستان خدا هستند، همانها که نه ترس به دل راه مى دهند و نه اندوهگین مى شوند.
    2-4. امام صادق(ع) در بیانى دیگر منتظران ظهور را با شهیدشدگان در پیشگاه رسول خدا(ص) برابر دانسته، مى فرمایند:
 من مات منکم و هو منتظر لهذا الأمر کمن هو مع القائم فى فسطاطه. قال: ثمّ مکث هنیئة، ثمّ قال: لا بل کمن قارع معه بسیفه. ثمّ قال: لا واللَّه کمن استشهد مع رسول اللَّه، صلّى اللَّه علیه و آله.11
 هر کس از شما بمیرد در حالى که منتظر این امر باشد همانند کسى است که با حضرت قائم(ع) در خیمه اش بوده باشد. سپس حضرت چند لحظه اى درنگ کرده، آنگاه فرمود: نه، بلکه مانند کسى است که در خدمت آن حضرت شمشیر بزند. سپس فرمود: نه، به خدا همچون کسى است که در پیشگاه رسول خدا(ص) شهید شده باشد.
 
 2. نقش سازنده انتظار

    براى درک درست نقش سازنده انتظار و امید به آینده در فرد و جامعه لازم است که ارکان و پایه هاى اساسى آن را بررسى کنیم.
    هر کس با مراجعه به خود و بررسى مصادیق مختلف انتظار درمى یابد که این مفهوم سه پایه اساسى دارد:
    1. ناخوشنودى از وضع موجود یا قانع نبودن به آن؛
    2. امید و باور به آینده مطلوب؛
    3. تلاش در جهت تحقق آینده مطلوب.
    بدون تردید، انتظار، چه در معناى عام و چه در معناى خاص آن، زمانى فعلیت مى یابد که سه رکن یاد شده محقق شود. کسى که هیچ احساس ناخوشایندى نسبت به وضع موجود خود و شرایطى که در آن به سر مى برد ندارد، یا آینده روشنى پیش روى خود نمى بیند و از باور درستى نسبت به امکان تغییر شرایط موجود برخوردار نیست، یا هیچ تلاشى در راه تحقق آینده اى که آن را مطلوب مى داند و رسیدن به هدفى که چشم انتظار رسیدن آن است، نمى کند، هرگز نمى تواند در زمره منتظران باشد.
    حال اگر بخواهیم با توجه به سه رکن اساسى انتظار، به تحلیل مفهومى انتظار ظهور امام مهدى(ع) بپردازیم و مشخص کنیم که چه زمانى مى توان فردى را واقعاً منتظر ظهور دانست، باید به سه نکته اساسى اشاره کنیم:
    1. آگاهى نسبت به شرایط موجود و معرفت نسبت به شرایط عصر موعود؛
    2. باور به تحقق وعده الهى در مورد آینده جهان و حاکمیت نهایى دین خدا بر سراسر زمین؛
    3. حرکت و تلاش در راه زمینه سازى و یا تحقق جامعه موعود.
    نخستین شرط انتظار این است که انسان به آن حد از آگاهى و شناخت برسد که بفهمد وضع موجود جهان و مناسبات حاکم بر آن به هیچ وجه خشنود کننده نیست و شرایطى که در آن زندگى مى کند تناسبى با عظمت وجودى انسان و شأن او ندارد. این شناخت تنها در صورتى حاصل مى شود که آدمى ابتدا شرایط موجود جامعه خود و شرایط جامعه موعود را به درستى بشناسد و آنگاه به مقایسه آنها پرداخته و به داورى بنشیند که واقعاً کدامیک از این شرایط، شایسته مقام انسان به عنوان اشرف مخلوقات است.
    شرط دوم باور به سعادتمند شدن جهان و رستگارى بشر در پایان تاریخ است. باور به این حقیقت که جهان بالاخره طعم خوش حقیقت، عدالت و معنویت را خواهد چشید و ریشه هر چه دروغ، ستم، فساد و تباهى است از زمین برکنده خواهد شد.
    بدون تردید تحقق شرایط یاد شده مستلزم تلاش فراگیر فردى و اجتماعى در حوزه هاى مختلف فرهنگى، اجتماعى، اقتصادى، سیاسى و نظامى است. تلاشى که اگر به واقع محقق شود، فرد و جامعه مصداق روایاتى خواهند شد که در آنها منتظران ظهور را با یاوران امام مهدى(ع) و حاضران در صحنه هاى نبرد عصر ظهور مقایسه کرده و اجر و ثواب و شأن و مرتبه آنها را یکسان دانسته اند.
    کلام خود را با ذکر روایتى از امام صادق(ع) به پایان مى بریم؛ روایتى که با تأمل در آن مى توان همه بایسته هاى انتظار فرج را دریافت:
 إفنَّ لَنا دَولَةً یَجفیى ءف اللَّهف بفها إفذا شاءَ. ثفمَّ قالَ: مَن سَرَّهف أَن یَکفونَ مفن أَصحابف القائفمف فَلیَنتَظفر وَلیَعمَل بفالوَرَعف وَ مَحاسفنف الأخلاقف، وَ هفوَ مفنتَظفرٌ، فَإفن ماتَ وَ قامَ القائفمف بَعدَهف کانَ لَهف مفنَ الأَجرف مفثلف أَجرف مَن أَدرَکَهف، فَجفدّفوا وَانتَظفرفوا، هَنفیئاً لَکفم أَیَّتفهَا العفصابَةف المَرحفومَةف.12
 براى ما دولتى است که هر زمان خداوند بخواهد، آن را محقق مى سازد. و آنگاه [امام] فرمود: هر کس دوست مى دارد از یاران حضرت قائم، باشد باید که منتظر باشد و در این حال به پرهیزکارى و اخلاق نیکو رفتار نماید، در حالى که منتظر است، پس چنانچه بمیرد و پس از مردنش قائم، به پا خیزد، پاداش او همچون پاداش کسى خواهد بود که آن حضرت را درک کرده است، پس کوشش کنید و در انتظار بمانید، گوارا باد بر شما [این پاداش] اى گروه مشمول رحمت خداوند!



 
 
 
 
 پى نوشتها:
 1 .   ر.ک: دهخدا، على اکبر، لغتنامه، ذیل کلمه »انتظار«؛ معین، محمد، فرهنگ فارسى ذیل کلمه »انتظار«.
 2 .   المجلسى، محمدباقر، بحارالانوار، ج77، ص173، ح8.
 3 .   تنبیه الخواطر، ج1، ص272. به نقل از: محمدى رى شهرى، محمد، میزان الحکمة، ترجمه حمیدرضا شیخى، ج1، ص184، ح675.
 4 .   المجلسى، محمدباقر، همان، ج52، ص122، ح3.
 5 .   همان، ج10، ص94.
 6 .   همان، ص99.
 7 .   همان، ج75، ص208، ح77.
 8 .   همان، ج52، ص122، ح4.
 9 .   الصدوق، محمدبن على بن الحسین، کمال الدین و تمام النعمة، ج2، ص645، ج6.
 10.   همان، ص357، ح52.
 11.   المجلسى، محمدباقر، همان، ص126، ح18.
 12.   النعمانى، محمدبن ابراهیم بن جعفر، کتاب الغیبة، ص200، ج16؛ المجلسى، محمدباقر، بحارالانوار، ج52، ص140، ح50.

انتظار

نوشا خلیل‌ بیگی 
 1. از حضرت‌ اببوالحسن‌ الرضا (ع‌) آمده‌ است‌ که‌ فرمود:
 چقدر خوب‌ است‌ صبر و انتظار فرج‌. آیا نشنیده‌ای‌ فرموده‌ خدای‌ عزوجل‌ را که‌ «وارْتَقبوفا افنی‌ مَعَکفمْ رَقیبٌ» در انتظار باشید که‌ من‌ هم‌ با شما منتظرم‌»
 «فَانتَظفروا افنی‌ مَعَکفمْ مفنَ المفنْتَظفرین‌»
 پس‌ انتظار بکشید که‌ من‌ با شما از منتظرانم‌
 بنابراین‌ بر شما باد صبر بدرستی‌ که‌ گشایش‌ پس‌ از نا امیدی‌ می‌آید البته‌ آنانکه‌ پیش‌ از شما بودند صبورتر از شما بودند.

چه‌ با شکوه‌ نقطه‌ آغاز آمدنت‌، روزی‌ که‌ سیصد و سیزده‌ ستاره‌ نورانی‌ گرد آفتاب‌ رخت‌ گردند. جانشین‌ حضرت‌ حق‌، مقصود آفرینش‌ عالم‌ پیغمبر خاتم‌ (ص‌)، تنزیل‌ مجید در آستین‌ تو نهاده‌ و سلطان‌ کرسی‌ عدل‌ امام‌ علی‌ (ع‌) تیغ‌ عدالت‌ بر میان‌ تو بسته‌ .
 عیسی‌ با تمام‌ اعجاز عنان‌ سمند تیز پای‌ تو را گیرد و موسی‌ با هزار جلوه‌ ظور چراغدار راه‌ تو باشد. سلیمان‌ خاتم‌ اختیار در انگشت‌ تو نهد و خلیل‌، تبر بت‌ شکن‌ بر دوش‌ تو گزارد و تمام‌ افلاکیان‌ و مقربان‌ درگاه‌ حضرت‌ حق‌، مسکین‌ حضرت‌ تو باشند و مریم‌ و هاجر و خدیجه‌ و زهرا (س‌) به‌ بدرقه‌ راهت‌ آب‌ پاشند. *

 2. در کتاب‌ کمال‌ الدین‌ از حضرت‌ ابی‌ عبدالله‌ امام‌ صادق‌ (ع‌) از پدرانش‌ (ع‌) آمده‌ که‌ فرمود:
 منتظر امر «حکومت‌» ما بسان‌ آن‌ است‌ که‌ در راه‌ خدا به‌ خون‌ غلسیده‌ باشد.
 امام‌ صادق‌ (ع‌):
 خوشا به‌ حال‌ شیعیان‌ قائم‌ که‌ در زمان‌ غیبتش‌ منتظر ظهور او باشند و در هنگام‌ ظهورش‌ فرمانبردار از او، آنان‌ اولیای‌ خدا هستند، نه‌ ترسی‌ بر ایشان‌ هست‌ و نه‌ اندهگین‌ شوند.
 ای‌ قیامت‌ زمین‌، رستاخیز آخرین‌ خاک‌! پشت‌ شکیبمان‌ شکسته‌ است‌. قامت‌ صبرمان‌، به‌ سست‌ تاریک‌ خمیدن‌ خزیده‌ است‌، تا کی‌ تا چند تا کجا تاب‌ آوریم‌ روزگار بی‌آفتاب‌ را؟
 دریچه‌ای‌ به‌ سمت‌ سحر بگشا، به‌ یک‌ چرعه‌ آفتاب‌ مهمانمان‌ کن‌، به‌ دمی‌ حیاتمان‌ بخش‌ و این‌ همه‌ دیر پایی‌ شب‌ را مپسند!
 ای‌ پایان‌ بخش‌ همه‌ ظلمت‌ها و ضلالت‌ها، در هم‌ پیچنده‌ طومار تباهی‌ها !
 بیا تا کلاف‌ سردرگم‌ اندیشه‌ ما را با سرانگشت‌ محبت‌، سامان‌ بخش‌ و ذلت‌ و فروشکستگی‌ ما را به‌ عزت‌ و ایستادگی‌ بدل‌ کن‌، ای‌ آخرین‌ پرواز در آسمان‌ بی‌پرنده‌ دنیا!
 چشم‌ها شکوه‌ طلوع‌ پرنده‌ای‌ را به‌ انتظار می‌کشند که‌ صدای‌ روشن‌ بالهایش‌، خاموشی‌ دیرپای‌ سنگستان‌ احساس‌ را برآشوبد و ترنم‌ دلنشین‌ و طنین‌ گرم‌ صدایش‌ هعه‌ را قبر تن‌ بشوراند و برخیزاند.
 * رضا قاسم‌ زاده‌، هادی‌ شهر تبریز، شنبه‌ 21 آبان‌ 1379، روزنامه‌ کیهان‌