در این میان جمعى از اصحاب سیر و سلوک و رهروان طریق عرفان و معنى با طرح موضوع خلیفةالله و انسان کامل و همچنین نقشى که حجتالهى در عالم هستى، دارد تنها به جنبه فرا طبیعى آن وجود مقدس توجه کرده و از سایر جنبهها غفلت ورزیدند.
گروهى دیگر از اصحاب شریعت توجه خود را تنها معطوف به جنبه طبیعى آن وجود مقدس ساخته و ضمن مطرح کردن نقشى که آن حضرت به عنوان امام و پیشواى مردم به عهده دارند هیچگونه مسؤولیتى را در زمان غیبت متوجه مردم ندیدند و تنها تکلیف مردم را این دانستند که براى فرج آن حضرت دعا کنند تا خود بیایند و امور مردم را اصلاح کنند.
عدهاى هم ضمن توجه به جنبه فرا طبیعى و طبیعى وجود مقدس حضرت حجت(ع)، تمام هم و غم خود را متوجه ملاقات با آن حضرت ساخته و تنها وظیفه خود رااین دانستند که با توسل به آن حضرت به شرف ملاقات با آن ذات اقدس نائل شوند.
اما در این میان گروهى با در نظر گرفتن همه ابعادى که بدانها اشاره شد به طرح معناى درست انتظار پرداخته و در صدد تعیین وظیفه و نقش مردم در دوران غیبتبرآمدند. در این دیدگاه هم مساله خلافت الهى انسان کامل مطرح است، هم به جایگاه و نقش مردم در قبال آن حضرت توجه شده و هم وظیفهاى که مردم در دعا براى حفظ آن وجود مقدس و تعجیل در ظهورش دارند از نظر دور داشته نشده است.
شاید بتوان امام راحل امت ، رضوانالله تعالى علیه، را به عنوان درخشانترین چهره از گروه اخیر ذکر کرد. ایشان با صراحتبه نقد و بررسى برداشتهاى مختلفى که از مساله انتظار فرج وجود دارد پرداخته و دیدگاه خاص خود را در این زمینه چنین مطرح ساختند:
«البته این پر کردن دنیا رااز عدالت، این را ما نمىتوانیم بکنیم، اگر مىتوانستیم مىکردیم. اما، چون نمىتوانیم بکنیم ایشان باید بیایند. الان عالم پر از ظلم است، شما یک نقطه هستید در عالم. عالم پر از ظلم است. ما بتوانیم جلوى ظلم را بگیریم، باید بگیریم، تکلیفمان است. قرآن و ضرورت اسلام و قرآن تکلیف ما کرده است که باید برویم همه کار را بکنیم، اما نمىتوانیم بکنیم ، چون نمىتوانیم بکنیم باید او بیاید تا بکند، اما ما باید فراهم کنیم کار را ، فراهم کردن اسباب این است که کار را نزدیک بکنیم ، کار را همچو بکنیم که مهیا بشود عالم براى آمدن حضرت(ع) ... » (1)
در جائى دیگر نیز ایشان درباره مفهوم «انتظار فرج» مىفرمایند:
«انتظار فرج، انتظار قدرت اسلام است و باید کوشش کنیم تا قدرت اسلام در عالم تحقق پیداکند. و مقدمات ظهور ان شاءالله تهیه شود.» (2)
براى روشنشدن بیشتر دیدگاه اخیر، در این مقاله، در ضمن سه گفتار روایات مربوط به «انتظار موعود» را مورد بررسى قرار مىدهیم تا روشن شود که:
1- انتظار چه ضرورتى دارد؟
2- فضیلت آن چیست؟
3- چه وظایفى در عصر غیبتبر عهده منتظران است؟
وجوب انتظار
در
تفکر شیعى انتظار موعود، با خصوصیاتى که در این تفکر براى آن برشمرده شده ،
به عنوان یک اصل مسلم اعتقادى مطرح بوده و در بسیارى از روایات شیعه بر
ضرورت انتظار قائم آل محمد:، تصریح شده است. که از جمله مىتوان به روایات
زیر اشاره کرد:
1- محمدبنابراهیم نعمانى در کتاب «غیبت» به سند خود ازابوبصیر روایت کرده است که روزى امام صادق(ع) خطاب به اصحاب خود فرمودند:
«الا اخبرکم بما لا یقبل الله عزوجل من العباد عملا الا به؟ فقلت: بلى ، فقال: شهادة ان لاالهالاالله ، و ان محمدا عبده و [رسوله]، و الاقرار بما امرالله ، والولایة لنا، والبرائة من اعدائنا - یعنى الائمة خاصة - والتسلیم لهم، والورع، والاجتهاد، والطمانینة ، والانتظار للقائم،(ع)» (3)
«آیا شمارا خبر ندهم به آنچه خداى عزوجل هیچ عملى را جز به آن از بندگان نمىپذیرد؟ گفتم: چرا، فرمود: گواهى دادن به اینکه هیچ شایسته پرستشى جز خداوند نیست و اینکه محمد(ص) بنده و فرستاده او است ، و اقرار کردن به آنچه خداوند به آن امر فرموده، و ولایت ما، و بیزارى از دشمنانمان - یعنى خصوص امامان - و تسلیم شدن به آنان ، و پرهیزکارى و اجتهاد و اطمینان و انتظار قائم(ع)»
2- ثقةالاسلام کلینى در اصول کافى به سند خود از اسماعیل جعفر روایت مىکند که روزى مردى بر حضرت ابوجعفر امام باقر(ع) ، وارد شد و صفحهاى در دست داشت. حضرت باقر(ع)، به او فرمود:
«هذه صحیفة مخاصم سال عن الدینالذى یقبل فیه العمل .فقال: رحمک الله ، هذاالذى ارید، فقال ابوجعفر(ع): شهادة ان لاالهالاالله. وحده لا شریک له ، و ان محمدا عبده و رسوله و تقر بما جاء من عندالله و الولایة لنااهلالبیت، والبرائة من عدونا، والتسلیم لامرنا، والورع ، والتواضع و انتظار قائمنا، فان لنا دولة ، اذا شاءالله جاءبها». (4)
این نوشته مناظره کنندهاى است که پرسش دارد از دینى که عمل در آن مورد قبول است . آن مرد عرض کرد: حمتخداوند بر تو باد همین راخواستهام. پس حضرت ابوجعفر باقر(ع) ، فرمود: گواهى دادن به اینکه خدا یکى است و هیچ شریکى براى او وجود ندارد، و این که محمد بنده و رسول او است، و این که اقرار کنى به آنچه از سوى خداوند آمده ، و ولایت ما خاندان و بیزارى از دشمنان ، و تسلیم به امر ما، و پرهیزکارى و فروتنى ، و انتظار قائم ما ، که ما را دولتى است که هر وقتخداوند بخواهد آن را خواهد آورد».
3- شیخ صدوق در کتاب «کمالالدین» به سند خود از عبدالعظیم حسنى روایت مىکند که:
«روزى بر آقایم محمدبن على بن موسى بن جعفر بن محمد بن على بن الحسینبنابىطالب:، وارد شدم و مىخواستم که درباره قائم از آن حضرت سؤال کنم که آیا همان مهدى استیا غیر او پس خود آن حضرت آغاز سخن کرد و به من فرمود»:
«یا اباالقاسم ،ان القائم منا هوالمهدى الذى یجب ان ینتظر فى غیبتة و یطاع فى ظهوره، و هو الثالث من ولدى». (5)
«اى ابوالقاسم بدرستى که قائم از ماست و او است مهدى که واجب است در زمان غیبتش انتظار کشیده شود و در ظهورش اطاعت گردد، و او سومین [امام] از فرزندان من است».
روایات بالا و بسیارى روایات دیگر - که در این مجال فرصت طرح آنها نیست - همگى بر لزوم انتظار حضرت قائم در دوران غیبت دلالت مىکند، اما حال باید دید که انتظار که این همه بر آن تاکید شده و یکى از شرایط اساسى اعتقاد اسلامى شمرده مىشود - چه فضیلتى دارد و شخص منتظر چه وظایفى بر عهده دارد.
فضیلت انتظار
در
روایات وارد شده از ائمه معصومین(ع)، آنچنان مقام و منزلتى براى منتظران
موعود آخرالزمان برشمرده شده که گاه انسان را به تعجب وامىدارد که چگونه
ممکن است عملى که شاید در ظاهر ساده جلوه کند از این چنین فضیلتى برخوردار
باشد. البته توجه به فلسفه انتظار و وظایفى که براى منتظران واقعى آن حضرت
بر شمرده شده، سر این فضیلت را روشن مىسازد.
در اینجا به پارهاى از فضائلى که براى منتظران قدوم مصلح جهانى حضرت بقیةاللهالاعظم بر شمرده شده اشاره مىکنیم: 1- مرحوم صدوق در کتاب «کمالالدین» از امام صادق(ع) ، روایت کرده که آن حضرت به نقل از پدران بزرگوارشان، - که بر آنها درود باد - فرمود:
«المنتظر لامرنا کالمتشحط بدمه فى سبیلالله» (6)
«منتظر امر (حکومت) ما، بسان آن است که در راه خدا به خون خود غلتیده باشد»
2- در همان کتاب به نقل از امام صادق ،(ع) ، روایت دیگرى به این شرح در فضیلت منتظران وارد شده
«طوبى لشیعة قائمنا المنتظرین لظهوره فى غیبته و المطیعین له فى ظهوره اولئک اولیاءاللهالذین لاخوف علیهم و لا هم یحزنون» (7)
«خوشا به حال شیعیان قائم ما که در زمان غیبتش منتظر ظهور او هستند و در هنگام ظهورش فرمانبردار از او، آنان اولیاء خدا هستند ، همانها که نه ترسى برایشان هست و نه اندوهگین شوند».
3- مرحوم مجلسى در کتاب «بحارالانوار» به سند خود از امیرالمؤمنین،(ع) ، نقل مىکند که آن حضرت فرمودند:
«انتظرواالفرج و لاتیاسوا من روحالله فان احب الاعمال الىالله عزوجل انتظارالفرج» (8)
«منتظر فرج باشید و از رحمتخداوند ناامید نشوید. بدرستى که خوشایندترین اعمال نزد خداوند عزوجل، انتظار فرج است».
4- همچنین مرحوم مجلسى روایت دیگرى را به سند خود از فیض بن مختار نقل مىکند که در آن امام صادق،(ع) مىفرمایند:
«من مات منکم و هو منتظر لهذاالامر کمن هو مع القائم فى فسطاطه ، قال: ثم مکث هنیئة ، ثم قال: لا بل کم قارع معه بسیفه، ثم قال: لا والله کمن استشهد مع رسولالله(ص)» (9)
«هر کس از شما بمیرد در حالیکه
منتظر این امر باشد همانند کسى است که با حضرت قائم(ع) در خیمهاش بوده
باشد. سپس حضرت چند لحظهاى درنگ کرده ، آنگاه فرمود: نه ، بلکه مانند کسى
است که در خدمت آن حضرت شمشیر بزند، سپس فرمود: نه، بخدا همچون کسى است که
در رکاب رسول خدا(ص)، شهید شده باشد.»
وظایف منتظران
در
اینکه شیعیان در دوران غیبت چه وظایفى بر عهده دارند سخنهاى بسیارى گفته
شده است و حتى در بعضى از کتابها، تا هشتاد وظیفه براى منتظران قدوم خاتم
اوصیاء، حضرت بقیةالله، ارواحنا له الفداء، بر شمرده شده است. (10)
اما، از آنجا که تبیین همه وظایفى که شیعیان در عصر غیبتبر عهده دارند در محدوده یک مقاله نمىگنجد، ما در اینجا به تناسب عنوان مقاله، تنها به بیان آن دسته از وظایف مىپردازیم ، که توجه به آنها مىتواند در رشد و بالندگى و پویایى جامعه اسلامى مؤثر باشد:
1- شناختحجتخدا و امام عصر (عج)
اولین و مهمترین وظیفهاى که هر شیعه منتظر بر عهده دارد کسب معرفت نسبتبه وجود مقدس امام و حجت زمان خویش است. این موضوع تا بدان درجه از اهمیت قرار دارد که در روایات بسیارى که به طریق شیعه و اهل سنت از پیامبر گرامى اسلام(ص)و ائمه معصومین(ع)، نقل شده ، آمده است که:
«من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتة جاهلیة» (11)
«هر کس بمیرد و امام زمانش را نشناسد،بهمرگجاهلىمرده است».
جمعى از اصحاب سیر و سلوک و رهروان طریق عرفان، با طرح موضوع خلیقةالله و انسان کامل و ... تنها به جنبه فراطبیعى آن وجود مقدس توجه کرده و از سایر جنبهها غلفت ورزیدهاند.
و در روایت دیگرى که مرحوم کلینى به سند صحیح از فضیل بن یسار نقل مىکند آمده است که:
«سمعت اباجعفر(ع)، یقول: من مات و لیس له امام فمیته میتة جاهلیة، و من مات و هو عارف لامامه لمیضره تقدم هذاالامر او تاخر، و من مات و هو عارف لامامه کان کمن هو معالقائم فى فسطاطه.» (12)
«شنیدم حضرت اباجعفر (امام محمد باقر) ،علیهالسلام، مىفرمود: هر کس در حالى که امامى نداشته باشد بمیرد مردنش مردن جاهلیت است و هر آنکه در حال شناختن امامش بمیرد پیشافتادن و یا تاخیر این امر (دولت ال محمد: او را زیان نرساند و هر کس بمیرد در حالیکه امامش را شناخته همچون کسى است که در خیمه قائم،(ع)، با آن حضرت باشد.»
توجه به مفاد دعاهایى که خواندن آنها در عصر غیبت مورد تاکید قرار گرفته است، نیز ما را به اهمیت موضوع ناختحجتخدا رهنمون مىسازد، چنانکه در یکى از دعاهاى معروف و معتبرى که شیخ صدوق آن را در کتاب «کمالالدین» نقل کرده ، مىخوانیم:
«اللهم عرفنى نفسک فانک ان لم تعرفنى نفسک لم اعرف نبیکاللهم عرفنى نبیک فانک ان لم تعرفنى تبیک لم اعرف حجتکاللهم عرفنى حجتک فانک ان لم تعرفنى حجتک ضللت عن دینىاللهم لاتمتنى میتة جاهلیة و لا تزع قلبى بعد اذ هدیتنى...» (13)
«بار الها! خودت را به من بشناسان که اگر خود را به من نشناسانى پیغمبرت را نخواهم شناخت ، بارالها!پیغمبرت را به من بشناسان که اگر پیغمبرت را به من نشناسانى حجت تو را نخواهم شناخت . بارالها! حجتخود را به من بشناسان که اگر حجتت را به من،نشناسانى از دینم گمراه مىگردم، خداوندا! مرا به مرگ جاهلیت نمیران و دلم را از (حق) پس از آنکه هدایتم فرمودى منحرف مگردان ...»
مؤلف کتاب ارزشمند «مکیال المکارم فى فوائد الدعا للقائم» مراد و مقصود از «معرفت امام» را، که در روایتهاى یادشده بر آنها تاکید شده بود، چنین توضیح مىدهند: «بدون تردید مقصود از شناختى که امامان ما، که درودها و سلامهاى خداوند برایشان باد، تحصیل آن را نسبتبه امام زمانمان امر فرمودهاند، این است که ما آن حضرت را آنچنانکه هستبشناسیم. به گونهاى که این شناختسبب درامان ماندن ما از شبهههاى ملحدان و مایه نجاتمان از اعمال گمراه کننده مدعیان دروغین باشد، و این چنین شناختى جز به دو امر حاصل نمىگردد: اول ، شناختن شخص امام(ع) ، به نام و نسب ، و دوم ، شناخت صفات و ویژگیهاى او و به دست آوردن این دو شناخت از اهم واجبات است.» (14)
البته امر دومى که در کلام یادشده بدان اشاره شده ، در عصر ما از اهمیتبیشترى برخوردار بوده و در واقع این نوع شناخت است که مىتواند در زندگى فردى و اجتماعى منتظران منشااثر و تحول باشد. زیرا گر کسى بحقیقتبه صفات و ویژگیهاى امام عصر (عج) و نقش و جایگاه آن حضرت در عالم هستى و فقر و نیاز خود نسبتبه او واقف شود ، هرگز از یاد و نام آن حضرت غافل نمىشود.
نکته مهمى که در اینجا باید در نظر داشت این است که شناخت و معرفتحقیقى نسبتبه حجتخدا جز با عنایتحضرت حق حاصل نمىشود و همچنانکه ، در دعایى که پیش از این بدان اشاره کردیم ، ملاحظه شد باید از درگاه الهى توفیق شناختحجتش را درخواست کرد، تا بدین وسیله از گمراهى و سرگردانى نجات یافت. این موضوع را از روایتى که مرحوم کلینى به سند خود از محمد بن حکیم نقل کرده نیز مىتوان استفاده کرد، در این روایت آمده است:
«قال: قلت: لا بى عبدالله (ع) ، المعرفة ،من صنع من هى ؟ قال: من صنعالله ، لیس للعباد فیها صنع». (15)
«از ابىعبدالله (امام جعفر صادق)(ع)، پرسیدم: معرفتساخته کیست؟ فرمود: از ساختههاى خداوند است و براى بندگان نقشى در حصول معرفت نیست.»
2- تهذیب نفس و کسب فضائل اخلاقى
وظیفه مهم دیگرى که هر شیعه منتظر بر عهده دارد تهذیب نفس و آراستن خود به اخلاق نیکو است، چنانکه در روایتى که نعمانى به سند خود از امام صادق(ع)، نقل مىکند آمده است:
«من سره ان یکون من اصحاب القائم، فلینتظر ، ولیعمل بالورع و محاسن الاخلاق، و هو منتظر، فان مات و قام القائم(ع)، بعده کان له من الاجر مثلالاجر من ادرکه فجدوا و انتظروا، هنیئا لکم ایهاالعصابة المرحومة». (16)
«هر کس دوست مىدارد از یاران حضرت قائم(ع) ، باشد باید که منتظر باشد و در این حال به پرهیزکارى و اخلاق نیکو رفتار نماید، در حالیکه منتظر باشد، پس چنانچه بمیرد و پس از مردنش قائم(ع) ،بپاخیزد، پاداش او همچون پاداش کسى خواهد بود که آن حضرت را درک کرده است، پس کوشش کنید و در انتظار بمانید، گوارا باد شما را اى گروه مشمول رحمتخداوند».
موضوع تهذیب نفس و دورى گزیدن از گناهان و اعمال ناشایست، به عنوان یکى از وظایف منتظران در عصر غیبت، از چنان اهمیتى برخوردار است که در توقیع شریفى که از ناحیه مقدسه حضرت صاحب الامر به مرحوم شیخ مفید ، رحمةالله علیه، صادر گردیده، اعمال ناشایست و گناهانى که از شیعیان آن حضرت سر مىزند، یکى از اسباب و یا تنها سبب طولانى شدن غیبت و دورى شیعیان از لقاى آن بدر منیر شمرده شده است:
«فما یحبسنا عنهم الا مایتصل بنا ممانکرهه ، ولانؤثره منهم» (17)
«... پس تنها چیزى که ما را از آنان (شیعیان) پوشیده مىدارد، همانا چیزهاى ناخوشایندى است که از ایشان به ما مىرسد و خوشایند ما نیست و از آنان انتظار نمىرود».
3- پیوند با مقام ولایت
حفظ و تقویت پیوند قلبى با امام عصر (عج) و تجدید دایمى عهد و پیمان با آن حضرت یکى دیگر از وظایف مهمى است که هر شیعه منتظر در عصر غیبتبر عهده دارد. بدین معنا که یک منتظر واقعى حضرت حجت(ع)، على رغم غیبت ظاهرى آن حجت الهى هرگز نباید احساس کند که در جامعه رها و بىمسؤولیت رها شده و هیچ تکلیفى نسبتبه امام و مقتداى خود ندارد.
این موضوع در روایات بسیارى مورد تاکید قرار گرفته است که در این مجال به برخى از آنها اشاره مىکنیم:
در روایتى که از امام محمد باقر(ع) نقل شده آن حضرت در تفسیر این کلام خداى تعالى: «یا ایهاالذین آمنوا اصبروا و صابروا و رابطوا و اتقوالله لعلکم تفلحون» فرمودند:
«اصبروا على اداءالفرائض و صابرو عدوکم و رابطوا امامکم [المنتظر] (18)
«بر انجام واجبات صبر کنید و با دشمنانتان پایدارى کنید، و پیوند خود را با امام منتظرتان مستحکم نمایید».
همچنین امام صادق ،(ع)، در روایت دیگرى که در تفسیر آیه مزبور وارد شده مىفرمایند:
«اصبروا علىالفرایض، و صابروا علىالمصائب و رابطوا علىالائمة» (19)
«بر واجبات صبر کنید و یکدیگر را بر مصائب به صبر وادارید و خود را بر پیوند با امامان [و یارى آنها] ملتزم سازید.»
روایات دیگرى نیز به همین مضمون از امام جعفر صادق و امامموسىکاظم (ع)، وارد شده است که به جهت رعایت اختصار از ذکر آنها خوددارى مىکنیم. (20)
این که مىبینیم در روایتهاى متعددى امامان ما شیعیان خود را به تجدید عهد و بیعتبا امام زمان خود سفارش کرده و از آنها خواستهاند که در آغاز هر روز و حتى بعد از هر نماز واجب، دعاى عهد بخوانند، همه نشان از اهمیت پیوند دائمى شیعیان با مقام عظماى ولایت و حجتخدا دارد.
یکى از مشهورترین دعاهاى عهد، دعایى است که مرحوم سید بن طاووس آن را در کتاب ارزشمند «مصباحالزائر» به نقل از امام صادق،(ع) ، روایت کرده و در ابتداى آن آمده است که:
«من دعا بهذا الدعا اربعین صباحا کان من انصار القائم(ع)، و ان مات قبل ظهوره احیاهالله تعالى، حتى یجاهد معه، و یکتب له بعدد کل کلمة منه الف حسنة، و یمحى عنه الف سیئة و ...»
«هر کس چهل روز این دعا را بخواند از یاوران حضرت قائم،(ع) خواهد بود، و اگر پیش از ظهور آن حضرت بمیرد، خداى تعالى او را زنده خواهد کرد، تا در رکاب آن جناب جهاد نماید. و به شماره هر کلمه از آن هزار حسنه برایش نوشته مىشود، و هزار کار بد از او محو مىگردد.»
به دلیل اهمیت و اعتبار مضمون این دعاى شریف در اینجا بخشى از آن را نقل مىکنیم:
بعد از ذکر خدا و درود و صلوات بر امام غائب چنین آمده است:
«اللهم انى اجدد له فى صبیحة یومى هذا و ماعشت من ایام حیاتى عهدا و عقدا و بیعة له فى عنقى لا احول عنها و لاازول ابدا، اللهم اجعلنى من انصاره و اعوانه و الذابین عنه و المسارعین الیه فى قضاء حوائجه و الممتثلین لاوامره و نواهیه و المحامین عنه و السابقین الى ارادته و المستشهدین بین یدیه». (21)
«بار خدایا! من در بامداد این روز و تمام دوران زندگانیم، عهد و عقد و بیعتى را که از آن حضرت بر گردن دارم با او تجدید مىکنم ، که هرگز از آن عهد و بیعتبر نگردم و بر آن پایدار بمانم. بار خدایا مرا از انصار و یاران آن حضرت و مدافعان از حریم مقدس او، و شتابندگان در پى انجام مقاصدش و امتثال کنندگان دستورات و اوامر و نواهیش ، و حمایت کنندگان از وجود شریفش، و سبقت جویان به سوى خواستهاش و شهید شدگان در رکاب و در حضور حضرتش قرار ده».
دقت در عبارتهاى بالا مىتواند تصویرى روشن از مفهوم عهد و پیمان باامام و حجت زمان به ماارائه دهد، عهد و پیمانى ناگسستنى براى یارى و نصرت امام زمان خود و اطاعت مخلصانه و تا پاى جان از اوامر و نواهى او.
آیا اگر هر شیعه منتظر در آغاز هر روز، با حضور و توجه، چنین عهد و پیمانى را با امام و مقتداى خود تجدید نماید، هرگز تن به رکود، ذلت و خوارى و ظلم و بىعدالتى خواهد داد؟
آیا هرگز حاضر خواهد شد که به رضاى مولا و سرور خود بىاعتنایى کند و تن به گناه و معصیت دهد؟ مسلما خیر و بدون هیچ تردیدى اگر در جامعهاى چنین فرهنگى حاکم شود و همه تنها در پى رضاى امام زمان خود باشند ، آن جامعه هرگز دچار بحران فرهنگى ، از خودبیگانگى، یاس و نومیدى و انحطاط نخواهد شد. این نکته نیز مسلم است که اگر همه شیعیان با همدلى و همراهى دستبیعت و یارى به سوى مولا و سرور خود دراز کنند و بر نصرت او متفق شوند دیرى نخواهد پایید که فرج مولایشان را درک خواهند کرد و براى همیشه از ظلمها و ذلتها رهایىخواهند یافت. چنانکه در توقیع شریفى که بیش ازاین نیز به بخشى از آن اشاره شد آمده است:
«لو ان اشیاعنا، و فقهم الله لطاعته، على اجتماع منالقلوب فىالوفاء بالعهد علیهم لما تاخر عنهمالیمن بلقائنا و لتعجلت لهمالسعادة بمشاهدتنا على حق المعرفة و صدقها منهم بنا». (22)
«اگر شیعیان ماکه خداوند آنان را در اطاعتش یارى دهد، در وفاى پیمانى که از ایشان گرفته شده یکدل و مصمم باشند، نعمت لقاى ما از آنان به تاخیر نمىافتد و سعادت دیدار ما براى آنها با معرفت کامل و راستین نسبتبه ما تعجیل مىگردد».
3- کسب آمادگى براى ظهور حجتحق
یکى دیگر از وظایفى ، که به تصریح روایات ، در دوران غیبتبر عهده شیعیان و منتظران فرج قائم آل محمد(ص) مىباشد کسب آمادگیهاى نظامى و مهیا کردن تسلیحات مناسب هر عصر براى یارى و نصرت امام غائب مىباشد، چنانکه در روایتى که نعمانى به سند خود از امام صادق(ع) ، نقل کرده آمده است:
«لیعدن احدکم لخروج القائم(ع) و لو سهما فانالله تعالى اذا علم ذلک من نیته رجوت لان ینسى فى عمره حتى یدرکه [فیکون من اعوانه و انصاره]» (23)
«هر یک از شما باید که براى خروج حضرت قائم(ع) [سلاحى] مهیا کند. هر یک هر چند که یک تیر باشد، که خداى تعالى هر گاه بداند که کسى چنین نیتى دارد امیدوار
پى نوشتها:
1- صحیفه نور (مجموعه رهنمودهاى امام خمینى ، قدس سره...) ، تهران ، سازمان مدارک فرهنگى انقلاب اسلامى ، 1369 ، ج 20 ، ص 198 -199.
2- همان ماخذ ، ج7 ، ص 255.
3- النعمانى ، محمد بن ابراهیم ، الغیبة ، تهران ، مکتبة الصدوق ، بىتا ، ص 200 ، ح16
4- الکلینى ، محمد بن یعقوب ، الکافى ، تهران ، دارالکتب الاسلامیة ، 1365، ج 2 ، ص 22 ، ح13 .
5 - الصدوق (ابن بابویه) ، ابوجعفر محمد بن على بن الحسین ، کمالالدین و تمام النعمة ، تهران ، دارالکتب الاسلامیة ، 1395 ق ، ج 2 ، ص377 ، ح 1.
6- همان ماخذ ، ج 2، ص 645 ، ح6.
7- همان ماخذ ، ج 2 ، ص357 ، ح 54.
8 - المجلسى، المولى محمد باقر ، بحارالانوار، بیروت، مؤسسه الوفاء،1403 ق ، ج 52،ص123،ح7.
9- همان ماخذ ، ص126 ، ح 18 .
10 - ر. ک: الموسوى الاصفهانى ، میرزامحمدتقى ، مکیال المکارم فىفوائد الدعاء للقائم ، قم ، مدرسهالامام المهدى ، بىتا،3 ، ص 104 به بعد.
11- المجلس ، المولى محمد باقر ، پیشین ، ج 8 ، ص 368 و ج 32 ، ص 321 و333; همچنین ر . ک: القندوزى حافظ سلیمان بن ابراهیم ، ینابیعالمودة ، تهران ، اسوه1416 ق ، ج3 ، ص 372 .
12- الکلینى،محمدبنیعقوب، پیشین ، ج 1، ص 371 ، ح 5 .
13- الصدوق ، ابو جعفر محمد بن على بن الحسین ، پیشین ، ج 2، ص 512 .
14- الموسوىالاصفهانى،میرزامحمد تقى،پیشین ، ج 2 ، ص107 .
15- الکلینى ، محمد بن یعقوب ، پیشین ، ج 1، ص 194 ، ح 1 .
16- النعمانى ، محمد بن ابراهیم ، پیشین ، ص 200 ، ح16 .
17- سوره ال عمران ، آیه 200 .
18- النعمانى ، محمد بن ابراهیم ، پیشین ، ص199 ، همچنین ر.ک: البحرانى السیدهاشم الحسینى، البرهان فى تفسیر القرآن، تهران ،قم ، دارالکتب العلمیه ، بىتا، ج 1، ص 334 ، ح 4 .
19- البحرانى ، السید هاشم الحسینى ، پیشین ، ج 1 ، ص 334 ، ح 2.
20- ر . ک: ماخذ پیشین .
21- المجلسى، مولى محمدباقر ، پیشین ، ج 102 ، ص 111 .
22- همان ماخذ.
23- النعمانى، محمد بن ابراهیم، پیشین، ص 320 ، ح 10 .
24- الکلینى، محمدبنیعقوب، پیشین ، ج6 ، ص 535 ، ح 1.
25- البرهان ، علاءالدین علىالمتقى، کنز العمال فى سنن الاقوال و الافعال ، بیروت،مؤسسةالرسالة،1413 ق، ج 4، ص 284 ، ح10509
26- المجلسى ، المولى محمدباقر، مراةالعقول فى شرح اخبار آل الرسول، تهران ، دارالکتبالاسلامیة، 1404 ق ، ج26 ، ص 582 .
27- النجفى ، الشیخ محمد حسن ، پیشین ، ج 21 ، ص43.
اشاره :
انتظار ظهور امام مهدى(ع) یا به تعبیر دیگر انتظار فرج آل محمد(ع) در
آموزه هاى دین اسلام از اهمیت و جایگاه بسزایى برخوردار است، اما این مفهوم
خود مصداقى از مفهوم عام »انتظار فرج« یا امید به آینده است که در روایات
اسلامى بر آن تأکید فراوانى شده است.
مکتب اسلام با هدف زنده
نگهداشتن روحیه تلاش و پشتکار در فرد و جامعه اسلامى بر امیدوارى نسبت به
آینده و انتظار فرا رسیدن گشایش از سوى خدا سفارش بسیارى کرده و مؤمنان را
از هرگونه یأس و ناامیدى برحذر داشته است.
در این مقاله تلاش شده که
با بررسى مفهوم عام و خاص انتظار و امید به آینده ریشه هاى فطرى این مفهوم
و نقش سازنده آن در فرد و اجتماع را روشن سازد.
1. مفهوم و جایگاه انتظار
»انتظار«، یعنى »چشمداشتن« و »چشم به راه بودن«1. چشمداشت یک تحول،
چشمداشت یک رویداد خوب، چشمداشت یک گشایش،... یاچشم به راه یک آینده مطلوب،
چشم به راه یک عزیز سفر کرده، چشم به راه یک دستگیر، چشم به راه یک منجى
و... به این معنا انتظار مفهومى است که با نهاد همه انسانها عجین شده است و
مى توان گفت که همه انسانها به نوعى منتظرند.
به بیان دیگر انتظار
یا امید به آینده همزاد انسان است و اگر امید به آینده را از او بگیرند،
سرنوشتى جز سکون، رکود، مرگ و تباهى نخواهد داشت، از همین روست که در کلام
نورانى پیامبر گرامى اسلام(ص) آمده است:
الأمل رحمة لأمتى و لولا الأمل ما أرضعت والدة ولدها و لاغرس غارس شجراً.2
امید براى امت من مایه رحمت است و اگر امید نبود هیچ مادرى فرزندش را شیر نمى داد و هیچ باغبانى درختى نمى کاشت.
همچنین حکایت شده است که:
روزى
عیسى (ع) نشسته بود و پیرمردى با بیل زمینى را شیار مى کرد، عیسى فرمود:
بار خدایا! امید (آرزو) را از او برگیر. آن پیر در دم بیل را به کنارى
انداخت و دراز کشید. ساعتى گذشت و عیسى گفت: بار خدایا! امید را به او
بازگردان؛ بى درنگ آن پیر برخاست و شروع به کارکرد.3
لحظه لحظه
زندگى انسان با امید همراه است و او هر دوره از عمر خود را به امید رسیدن
به دوره بعدى پشت سر مى گذارد. کودکى که تازه به دبستان پاگذاشته به امید
رفتن به کلاس بالاتر و پشت سر گذاشتن دوران آموزش ابتدایى درس مى خواند و
تلاش مى کند. همین کودک دوران راهنمایى را با امید رسیدن به دوران دبیرستان
سپرى مى کند و دوران دبیرستان را با این امید که روزى به دانشگاه راه یابد
پشت سر مى گذارد. وقتى همین کودک دیروز و جوان امروز وارد دانشگاه مى شود
امیدهاى تازه به او توش و توان مى دهد و به زندگى او معنا مى بخشد؛ امید
رسیدن به جایگاه مطلوب اجتماعى، تشکیل خانواده، داشتن فرزند و... . پس از
تشکیل خانواده و به دنیا آمدن فرزندان، همه امیدها و آرزوهاى انسان متوجه
پیشرفت و ارتقاى فرزندانش مى شود و به این ترتیب حکایت پایان ناپذیر امید
به آینده، تا آستانه مرگ، انسان را همراهى مى کند.
ناگفته نماند که
این امید به آینده و انتظار تحقق فرداى بهتر، خود ریشه در یک ویژگى فطرى
دارد و آن کمال جویى انسان است. انسان همواره طالب رسیدن به مراتب بالاتر و
دست یافتن به قله هاى پیشرفت و ترقى است و این در همه انسانها با
تفاوتهایى در سطح کمال موردنظر و تلاش و جدیتى که براى رسیدن به کمال مطلوب
صورت مى گیرد، وجود دارد.
در هر حال، انتظار و چشم به راه آینده
بودن شعله اى است در وجود انسان که هر چه فروزان تر و پرفروغ تر باشد تحرک و
پویایى او نیز بیشتر خواهد بود و برعکس هر چه این شعله به سردى و خاموشى
بگراید؛ تلاش و فعالیت انسان نیز کاستى مى پذیرد تا آنجا که او تبدیل به
موجودى سرد، بى روح، بى نشاط، گوشه گیر و بى تحرک مى شود و این همان حالتى
است که در روانشناسى به »افسردگى« تعبیر مى کنند. حالتى که شدت و ضعف و
زمینه هاى به وجود آمدن آنها در افراد مختلف متفاوت است، اما عامل آن در هر
حال چیزى جز خشکیدن نهال امید در وجود انسان نیست.
با توجه به
اهمیت و نقش اساسى امید به آینده و انتظار فرج در زندگى انسانها مکتب اسلام
تلاش نموده است با تقویت این روحیه، تلاش و سرزندگى جوامع اسلامى و
مسلمانان را به نهایت درجه خود رسانده و آنها را در هر زمان پویا و پایدار
نگهدارد.
به نظر مى رسد امید به آینده و انتظار فرج به دو معنا در آموزه هاى دین اسلام به کار رفته است:
1. انتظار به معناى عام؛
در این معنا مکتب اسلام تلاش کرده است که از یک سو با فضیلت بخشیدن به
»انتظار گشایش« و امید به آینده و از سوى دیگر با نکوهش یأس، ناامیدى،
دلسردى و دلمردگى، روحیه تلاش و تکاپوى سازنده را در افراد جامعه اسلامى
زنده نگهدارد و از ایجاد حالت یأس و ناامیدى در زندگى شخصى مسلمانان
جلوگیرى کند.
اهتمام اسلام به این معناى عام از انتظار و امید به
آینده تا بدان حد بوده که از یک سو امید به فرا رسیدن گشایش از سوى خداوند
در زمره برترین اعمال برشمرده شده و از سوى دیگر یأس و ناامیدى از رحمت
خداوند از جمله گناهان کبیره به شمار آمده است.
شاید بتوان گفت
بسیارى از روایاتى که در آنها به فضیلت »انتظار فرج« به طور کلى و بدون ذکر
متعلق فرج اشاره شده، به اصل تقویت روحیه امید به آینده و مقابله با حالت
ناامیدى و بدبینى نسبت به آینده نظر داشته اند، که از آن جمله مى توان به
این روایات اشاره کرد:
1-1. از رسول گرامى اسلام(ص) نقل شده است که:
من رضى عن اللَّه بالقلیل من الرزق رضى اللَّه عنه بالقلیل من العمل و انتظار الفرج عبادة.4
هر
کس نسبت به رزق کمى که خداوند به او داده خشنود باشد، خداوند نیز نسبت به
عمل کمى که او انجام مى دهد خشنود مى گردد و انتظار گشایش عبادت است.
1-2. امام على(ع) در بخشى از روایت مفصلى که در آن به چهارصد مورد از
امورى که براى صلاح دین و دنیاى مؤمن شایسته است، اشاره مى کنند؛ پس از
توصیه به طلب رزق در بین طلوع فجر و طلوع شمس مى فرمایند:
انتظروا الفرج، ولا تیأسوا من روح اللَّه، فإن أحبّ الأعمال إلى اللَّه عزّوجلّ انتظار الفرج.5
در انتظار گشایش باشید و از رحمت خداوند ناامید نشوید؛ زیرا دوست داشتنى ترین کارها نزد خداوند انتظار گشایش است.
1-3. آن حضرت در بخش دیگرى از روایت یاد شده پس از اشاره به این مطلب که
ناشکیبایى در هنگام بروز ناگواریها موجب از بین رفتن اجر انسان مى شود،
مى فرماید:
... أفضل اعمال المرء انتظار فرج اللَّه عزّوجلّ6.
برترین کارهاى انسان، انتظار گشایش از سوى خداست.
1-4. امام صادق(ع) نیز در ضمن سفارشهاى خود به ابوحنیفه مى فرمایند:
... و أفضل الأعمال انتظار الفرج من اللَّه.
برترین کارها انتظار گشایش از خداست.
2. انتظار به معناى خاص:
در این معنا، انتظار گشایش و امید به آینده از حالت امرى محدود، سطحى و
فردى خارج شده و تبدیل به امرى گسترده، عمیق و اجتماعى مى گردد.
در
توضیح این مطلب باید گفت: تعالیم ادیان الهى و به ویژه دین مبین اسلام،
دقیقاً بر گرایشهاى درونى انسانها تکیه دارد و اهداف و برنامه هاى آنها
براساس همین گرایشهاى درونى و ویژگیهاى فطرى سامان یافته است و در این میان
نقش دین تنها جهت دهى، توسعه و تعمیق این گرایشهاست.
در موضوع مورد
بحث نیز دین مبین اسلام با توجه به اینکه امید به آینده و انتظار یک گرایش
فطرى و جوهره زندگى انسانهاست تلاش نموده که این گرایش را از یک سو توسعه و
از دیگر سو تعمیق بخشد.
به این بیان که دین اسلام به همه انسانها
مى گوید: اولاً، شما فقط منتظر بهبود وضع زندگى خود و اطرافیانتان نباشید و
تنها سعادت نزدیکان خود را طلب نکنید، بلکه این انتظار را نسبت به همه
افراد جامعه گسترش دهید و چشم انتظار روزى باشید که رفاه، سعادت، عدالت و
معنویت نه تنها در شهر و دیار شما بلکه در همه جهان گسترده شود.
ثانیاً، انتظار شما نباید تنها متوجه امور ظاهرى، سطحى و محدود زندگى گردد.
شما باید انتظارتان را تعمیق بخشید و چشم به راه آینده اى باشید که حقیقت
مطلق، عدالت مطلق و معنویت مطلق در جهان حاکم شود.
در این معنا،
انتظار تنها به ظهور مردى تعلق مى گیرد که اگر بیاید نهایت خوبیها براى همه
انسانها در سراسر جهان فراهم خواهد شد. این انتظار به همان اندازه فضیلت و
برترى دارد که تحقق متعلق آن.
نگاهى اجمالى به روایاتى که در فضیلت انتظار ظهور امام عصر(ع) وارد شده اند ما را به سطح ارزش این انتظار واقف مى سازد:
2-1. امام سجاد(ع) منتظران را برترین مردم همه روزگاران برمى شمارند:
... إنّ أهل زمان غیبته القائلون بإمامته المنتظرون لظهوره أفضل من کلّ أهل زمان.8
آن گروه از مردم عصر غیبتف امام دوازدهم که امامت او را پذیرفته و منتظر ظهور او هستند برترین مردم همه روزگاران هستند.
2-2. امام صادق(ع) در فضیلت انتظار به معناى دوم مى فرماید:
المنتظر لأمرنا کالمتشحّط بدمه فى سبیل اللَّه.9
کسى که در انتظار تحقق امر ما (برقرارى حکومت اهل بیت(ع)) باشد همانند کسى است که در راه خدا به خون خود غلتیده است.
2-3. آن حضرت در روایت دیگرى منتظران ظهور را از زمره »دوستان خدا« برمى شمارند:
طوبى لشیعة قائمنا المنتظرین لظهوره فى غیبته و المطیعین له فى ظهوره أولئک أولیاءاللَّه الذین لاخوف علیهم ولا هم یحزنون.
خوشا
به حال شیعیان قائم ما که در زمان غیبتش منتظر ظهور او هستند و در هنگام
ظهورش فرمانبردار او. آنان دوستان خدا هستند، همانها که نه ترس به دل راه
مى دهند و نه اندوهگین مى شوند.
2-4. امام صادق(ع) در بیانى دیگر منتظران ظهور را با شهیدشدگان در پیشگاه رسول خدا(ص) برابر دانسته، مى فرمایند:
من
مات منکم و هو منتظر لهذا الأمر کمن هو مع القائم فى فسطاطه. قال: ثمّ مکث
هنیئة، ثمّ قال: لا بل کمن قارع معه بسیفه. ثمّ قال: لا واللَّه کمن
استشهد مع رسول اللَّه، صلّى اللَّه علیه و آله.11
هر کس از شما بمیرد
در حالى که منتظر این امر باشد همانند کسى است که با حضرت قائم(ع) در
خیمه اش بوده باشد. سپس حضرت چند لحظه اى درنگ کرده، آنگاه فرمود: نه، بلکه
مانند کسى است که در خدمت آن حضرت شمشیر بزند. سپس فرمود: نه، به خدا
همچون کسى است که در پیشگاه رسول خدا(ص) شهید شده باشد.
2. نقش سازنده انتظار
براى درک درست نقش سازنده انتظار و امید به آینده در فرد و جامعه لازم است که ارکان و پایه هاى اساسى آن را بررسى کنیم.
هر کس با مراجعه به خود و بررسى مصادیق مختلف انتظار درمى یابد که این مفهوم سه پایه اساسى دارد:
1. ناخوشنودى از وضع موجود یا قانع نبودن به آن؛
2. امید و باور به آینده مطلوب؛
3. تلاش در جهت تحقق آینده مطلوب.
بدون تردید، انتظار، چه در معناى عام و چه در معناى خاص آن، زمانى فعلیت
مى یابد که سه رکن یاد شده محقق شود. کسى که هیچ احساس ناخوشایندى نسبت به
وضع موجود خود و شرایطى که در آن به سر مى برد ندارد، یا آینده روشنى پیش
روى خود نمى بیند و از باور درستى نسبت به امکان تغییر شرایط موجود
برخوردار نیست، یا هیچ تلاشى در راه تحقق آینده اى که آن را مطلوب مى داند و
رسیدن به هدفى که چشم انتظار رسیدن آن است، نمى کند، هرگز نمى تواند در
زمره منتظران باشد.
حال اگر بخواهیم با توجه به سه رکن اساسى
انتظار، به تحلیل مفهومى انتظار ظهور امام مهدى(ع) بپردازیم و مشخص کنیم که
چه زمانى مى توان فردى را واقعاً منتظر ظهور دانست، باید به سه نکته اساسى
اشاره کنیم:
1. آگاهى نسبت به شرایط موجود و معرفت نسبت به شرایط عصر موعود؛
2. باور به تحقق وعده الهى در مورد آینده جهان و حاکمیت نهایى دین خدا بر سراسر زمین؛
3. حرکت و تلاش در راه زمینه سازى و یا تحقق جامعه موعود.
نخستین شرط انتظار این است که انسان به آن حد از آگاهى و شناخت برسد که
بفهمد وضع موجود جهان و مناسبات حاکم بر آن به هیچ وجه خشنود کننده نیست و
شرایطى که در آن زندگى مى کند تناسبى با عظمت وجودى انسان و شأن او ندارد.
این شناخت تنها در صورتى حاصل مى شود که آدمى ابتدا شرایط موجود جامعه خود و
شرایط جامعه موعود را به درستى بشناسد و آنگاه به مقایسه آنها پرداخته و
به داورى بنشیند که واقعاً کدامیک از این شرایط، شایسته مقام انسان به
عنوان اشرف مخلوقات است.
شرط دوم باور به سعادتمند شدن جهان و
رستگارى بشر در پایان تاریخ است. باور به این حقیقت که جهان بالاخره طعم
خوش حقیقت، عدالت و معنویت را خواهد چشید و ریشه هر چه دروغ، ستم، فساد و
تباهى است از زمین برکنده خواهد شد.
بدون تردید تحقق شرایط یاد شده
مستلزم تلاش فراگیر فردى و اجتماعى در حوزه هاى مختلف فرهنگى، اجتماعى،
اقتصادى، سیاسى و نظامى است. تلاشى که اگر به واقع محقق شود، فرد و جامعه
مصداق روایاتى خواهند شد که در آنها منتظران ظهور را با یاوران امام
مهدى(ع) و حاضران در صحنه هاى نبرد عصر ظهور مقایسه کرده و اجر و ثواب و
شأن و مرتبه آنها را یکسان دانسته اند.
کلام خود را با ذکر روایتى
از امام صادق(ع) به پایان مى بریم؛ روایتى که با تأمل در آن مى توان همه
بایسته هاى انتظار فرج را دریافت:
إفنَّ لَنا دَولَةً یَجفیى ءف
اللَّهف بفها إفذا شاءَ. ثفمَّ قالَ: مَن سَرَّهف أَن یَکفونَ مفن أَصحابف
القائفمف فَلیَنتَظفر وَلیَعمَل بفالوَرَعف وَ مَحاسفنف الأخلاقف، وَ هفوَ
مفنتَظفرٌ، فَإفن ماتَ وَ قامَ القائفمف بَعدَهف کانَ لَهف مفنَ الأَجرف
مفثلف أَجرف مَن أَدرَکَهف، فَجفدّفوا وَانتَظفرفوا، هَنفیئاً لَکفم
أَیَّتفهَا العفصابَةف المَرحفومَةف.12
براى ما دولتى است که هر زمان
خداوند بخواهد، آن را محقق مى سازد. و آنگاه [امام] فرمود: هر کس دوست
مى دارد از یاران حضرت قائم، باشد باید که منتظر باشد و در این حال به
پرهیزکارى و اخلاق نیکو رفتار نماید، در حالى که منتظر است، پس چنانچه
بمیرد و پس از مردنش قائم، به پا خیزد، پاداش او همچون پاداش کسى خواهد بود
که آن حضرت را درک کرده است، پس کوشش کنید و در انتظار بمانید، گوارا باد
بر شما [این پاداش] اى گروه مشمول رحمت خداوند!
چه با شکوه نقطه آغاز آمدنت، روزی که سیصد و
سیزده ستاره نورانی گرد آفتاب رخت گردند. جانشین حضرت حق، مقصود
آفرینش عالم پیغمبر خاتم (ص)، تنزیل مجید در آستین تو نهاده و
سلطان کرسی عدل امام علی (ع) تیغ عدالت بر میان تو بسته .
عیسی
با تمام اعجاز عنان سمند تیز پای تو را گیرد و موسی با هزار جلوه ظور
چراغدار راه تو باشد. سلیمان خاتم اختیار در انگشت تو نهد و خلیل،
تبر بت شکن بر دوش تو گزارد و تمام افلاکیان و مقربان درگاه حضرت
حق، مسکین حضرت تو باشند و مریم و هاجر و خدیجه و زهرا (س) به
بدرقه راهت آب پاشند. *
2. در کتاب کمال الدین از حضرت ابی عبدالله امام صادق (ع) از پدرانش (ع) آمده که فرمود:
منتظر امر «حکومت» ما بسان آن است که در راه خدا به خون غلسیده باشد.
امام صادق (ع):
خوشا
به حال شیعیان قائم که در زمان غیبتش منتظر ظهور او باشند و در
هنگام ظهورش فرمانبردار از او، آنان اولیای خدا هستند، نه ترسی بر
ایشان هست و نه اندهگین شوند.
ای قیامت زمین، رستاخیز آخرین
خاک! پشت شکیبمان شکسته است. قامت صبرمان، به سست تاریک خمیدن
خزیده است، تا کی تا چند تا کجا تاب آوریم روزگار بیآفتاب را؟
دریچهای به سمت سحر بگشا، به یک چرعه آفتاب مهمانمان کن، به دمی حیاتمان بخش و این همه دیر پایی شب را مپسند!
ای پایان بخش همه ظلمتها و ضلالتها، در هم پیچنده طومار تباهیها !
بیا
تا کلاف سردرگم اندیشه ما را با سرانگشت محبت، سامان بخش و ذلت و
فروشکستگی ما را به عزت و ایستادگی بدل کن، ای آخرین پرواز در
آسمان بیپرنده دنیا!
چشمها شکوه طلوع پرندهای را به انتظار
میکشند که صدای روشن بالهایش، خاموشی دیرپای سنگستان احساس را
برآشوبد و ترنم دلنشین و طنین گرم صدایش هعه را قبر تن بشوراند و
برخیزاند.
* رضا قاسم زاده، هادی شهر تبریز، شنبه 21 آبان 1379، روزنامه کیهان