درانتظارمنجی

درانتظارباران نیست آنکه بذری نکاشته

درانتظارمنجی

درانتظارباران نیست آنکه بذری نکاشته

داستان کوتاه/ خواب امام زمان...

شاگرد: استاد، چکار کنم که خواب امام زمان(عج) رو ببینم؟

استاد: شب یک غذای شور بخور،آب نخور و بخواب. شاگرد دستور استاد رو اجرا کرد و برگشت.

شاگرد: استاد دیشب دائم خواب آب میدیدم!‏ خواب دیدم بر لب چاهی دارم آب مینوشم،کنار نهر آبی در حال خوردن آب هستم! در ساحل رودخانه ای مشغول...!

استاد فرمود: تشنه آب بودی خواب آب دیدی‏؛‏ تشنه امام زمان(عج) بشو تا خواب امام زمان(عج) ببینی...!

ناگفته‌ای از توجه ویژه مصطفی به دعای فرج و توسل به امام زمان(عج)

«ظهور به هر حال اتفاق می‌افتد اما آن چیزی که مهم است، این است که ما در چه جایگاهی نسبت به آن قرار داریم.» این جمله را نه یک عارف مشهور گفته و نه یک عالم برجسته. این جمله، تکیه کلام یک جوان نخبه ایرانی است که همسرش می‌گوید که همیشه وقتی می‌خواست کسی را نصیحت کند، این جمله را خطاب به طرف مقابل می‌گفت. جوانی که در این مسیر جایگاه خود را هم به خوبی شناخت و برای تعجیل در ظهور امام مهدی(عج)، جان خود را فدا کرد: شهید مصطفی احمدی روشن.

به گزارش رجانیوز، چهارشنبه شب تعدادی از وبلاگ‌نویسان به خانه پدری شهید احمدی روشن رفتند تا ضمن دیدار از این خانواده بزرگوار، با شخصیت دانشمندی شهید که شاید تفاوت سنی زیادی هم با آن‌ها نداشت، آشنا شوند و از خصوصیت اخلاقی و زندگی شخصی او بدانند. این دیدار حدود دو ساعت طول کشید اما در دقایق پایانی، همسر شهید، بخش‌هایی از خاطرات و زندگی مصطفی شهید را بیان کرد که همه را تحت تاثیر قرار داد.

همسر شهید ابتدا علت دفن پیکر شهید در امامزاده چیذر تهران را بیان کرد و گفت: «مصطفی پیش از شهادت به امامزاده علی‌اکبر (ع) نرفته بود و شب قبل از ترور با هم قرار گذاشته بودیم که جمعه برای زیارت به آنجا برویم که آن اتفاق افتاد. به همین دلیل، پس از شهادت مصطفی، آنجا را برای خاک‎سپاری انتخاب کردیم تا اولین و آخرین حضور او در آنجا باشد.»

وی همچنین از رابطه معنوی شهید احمدی روشن با امام مهدی (عج) تعریف کرد و گفت که «مصطفی به این مساله ایمان داشت که کاری که برای کشور و انقلاب می‌کند، حتما در راستای تلاش برای تعجیل در فرج است. مصطفی همیشه دعای فرج را می‌خواند و علاقه خاصی به ادعیه مربوط به حضرت مهدی داشت؛ مثل دعای عهد و دعای ندبه. کلا مصطفی علاقه خاصی به امام زمان (عج) داشت؛ برای همین از همه مردم خواهش می‌کنم که همیشه به نیت مصطفی، دعای فرج را بخوانند و از آن جدا نشوند.»

همسر شهید برای بدرقه هم تعدادی دعای فرج و دعای عهد که منقش به تصویر شهید احمدی روشن بود، به حاضرین اهدا کرد و باز هم بر مداومت بر خواندن دعای فرج تأکید کرد.

 

 

 

 

تصویر زیر از شهید مصطفی احمدی روشن مربوط به زمان پس از بازگشت او حج تمتع است که از سوی مادر شهید در اختیار ما قرار داده شد.

عزیز دلم...

بعد اینکه از مشهد اقام اومدم ...

                   دلتنگ تر شدم...

                          قبل تر ها اینقدر بیتاب نمی شدم...

اما ...

                                     فاصله ، فاصله ، فاصله...


       یکی ازدوستام الان اینو برام سند کرد...

                                                         « الان تو حرم امام رضا(ع) نائب الزیاره ام

                                                                                                     کاری داری نیت کن» ...

         آقا جونم خودت که میدونی چه خبره تو دلم...

                                                                  دلتنگم...




بگیر بال مرا باز در هوای خودت

مرا ببر به کنارت، به کربلای خودت

نفس بزن که مذابم کنی در این شب‌ها

نفس بده که بسوزم فقط برای خودت

دلم کتیبۀ  اشعار محتشم شده است

بزن به سینه‌ام آتش، به روضه‌های خودت

از آن زمان که به پایم نوشته شد، این زخم

نشسته بر جگرم داغ بوریای خودت

وصیتم شده آقا! مرا کفن نکنند

مگر به پیرهن مشکی عزای خودت

در انتظار مهدى(عج)

سلسله جلسات آیت‏اللَّه ناصرى


  انتظار؛ فضیلت، معنا و شرایط
 
  موضوع بحث راجع به قطب عالم امکان، محور عالم وجود، واسطه بین عالم غیب و شهود، حضرت بقیةاللَّه(ع) بود.
    در جلسه اول گفتیم که خلیفه عالم وجود باید داراى دو جنبه باشد؛ یک جنبه »یلى‏الحقى« و یک جنبه »یلى‏الخلقى« که از جنبه یلى‏الحقى استفاضه و از جنبه یلى‏الخلقى افاضه کند. مثل ترانس برق که واسطه است بین نیروگاه و لامپهاى روشنایى.

    جلسه دوم راجع به اشکالاتى بود که به حضرت بقیةاللَّه، روحى‏له‏الفدا، و مذهب شیعه شده بود. عرض کردم حدود دوازده اشکال شده است و در بین این دوازده اشکال، دو اشکال چشمگیر است و بقیه قابل اعتنا نیست؛ یعنى جوابش خیلى سهل‏المعونه است. دو اشکال را عرض کردم اشکال اول راجع به طول عمر حضرت بود و مفصلاً بیان شد و جوابش را حلاً و نقضاً بیان کردم. در جلسه سوم هم  اشکال دوم که راجع به نفع حضرت در زمان غیبت بود بررسى شد. در این جلسه موضوع بحث، فضیلت انتظار، معنى انتظار و شرایط انتظار است. اولاً این عقیده و ایده شیعه است که منتظر حضرت بقیةاللَّه، روحى له الفداء، است. روایاتى در این زمینه هست که چند نمونه را خدمت شما عرض مى‏کنم. مجموع روایاتى که از نبى‏اکرم(ص) تا امام حسن عسکرى(ع) راجع به انتظار و فضیلت انتظار و اجر و ثواب منتظران رسیده 99 روایت است. در یکى از این روایات که از حضرت امام صادق(ع) نقل شده چنین آمده است: »المنتظر لأمرنا کالمتشحطّ بدمه فى سبیل‏اللَّه«؛1 کسى که منتظر فرج امام زمان(عج) باشد مثل کسى است که در راه اسلام در خون خودش غلتیده است. کسى که در راه اسلام به شهادت برسد چه اجر و مقام و ثوابى دارد؟ کسانى هم که منتظر امام زمان(عج) هستند همین اجر و ثواب را دارند.

    روایت دیگرى نیز از حضرت صادق(ع) نقل شده که مى‏فرماید: »إعلموا أنّ المنتظر لهذ الأمر له مثل اجر الصائم القائم.«؛2 کسى که منتظر امام زمان باشد اجر و مزدش همانند اجر و مزد کسى است که همیشه در حالت صیام مشغول نماز باشد؛ یعنى روزها روزه و شبها مشغول عبادت باشد.

    در روایت دیگرى امام جواد(ع) مى‏فرماید: »أفضل أعمال شیعتنا انتظار الفرج«؛3 بهترین اعمال شیعه ما انتظار فرج امام زمان(عج) است.

    روایت دیگرى است از رسول اکرم(ص). براساس این روایت آن حضرت روزى در حالى که در بین جمعى از اصحاب نشسته بودند، فرمودند: »أللّهم لقّنى إخوانى«؛ خداوندا، برادران مرا به من برسان! عرض کردند: »یا رسول‏اللَّه! برادران شما چه کسانى هستند؟« حضرت فرمودند: »برادران من آن کسانى هستند که در زمان خلیفه دوازدهمى من حضرت بقیةاللَّه قرار مى‏گیرند و منتظر آن آقا هستند.« عرض کردند: »یا رسول‏اللَّه! ما در برابر شما شمشیر مى‏زنیم، قرآن در بین ما نازل شده است، ما برادران شما نیستیم و آنهایى که صدها سال یا هزارها سال دیگر مى‏آیند، آنها برادران شما هستند؟« حضرت فرمودند: »شما مرا مى‏بینید، معجزات مرا مى‏بینید، در جلسات من حاضرید و حرفهاى مرا مى‏شنوید ولى آنها در حالى به من ایمان مى‏آورند که مرا ندیده‏اند. آنها برادران من هستند لکن شما اصحاب من هستید.«4 و این بزرگ‏ترین مقام است براى شیعه‏اى که حالت انتظار در وجودش باشد.

    روایت دیگرى است از حضرت على(ع). ایشان مى‏فرماید: »أفضل عبادة المؤمن إنتظار فرج‏اللَّه«؛5 برترین عبادتى که از مؤمن صادر مى‏شود، انتظار فرج است.

    انتظار امام زمان(عج) افضل همه عبادات است، خواه عبادت اعتقادى باشد خواه عبادت با ارکان و اعضاء بدن.
    حضرت سجاد(ع) نیز درباره فضیلت انتظار مى‏فرماید: »إن أهل زمان غیبته القائلون بإمامته المنتظرون لظهوره أفضل من أهل کلّ زمان«؛ کسانى که در زمان غیبت قائل به امامت حضرت بقیةاللَّه و منتظر ظهور آن حضرت هستند، از اهل همه زمانها افضل هستند. بعد مى‏فرماید: »لأن اللَّه تعالى ذکره أعطاهم من العقول والأفهام والمعرفة ما صارت به الغیبة عندهم بمنزلة المشاهدة«؛6 این طایفه افضل از همه هستند؛ زیرا خداوند عقل و فهم آنها را کامل کرده است به گونه‏اى که غیبت و ظهور نزدشان مساوى است؛ یعنى جداً به وجود مقدس حضرت بقیةاللَّه و عدم مصلحت در رؤیت و شناخت حضرت معتقدند.

    اگر چه آن حضرت در بین اجتماع هستند و ما ایشان را مى‏بینیم و ایشان ما را مى‏بیند، لکن ما ایشان را نمى‏شناسیم؛ مانند برادران حضرت یوسف(ع) که آن حضرت را مى‏دیدند اما نمى‏شناختند که این برادرشان است و بعد از کشف حجب معلوم شد که برادرشان است. در روایت آمده است که: »مثل شما با امام زمان مثل برادران یوسف با برادرشان است.«7 نه اینکه امام زمان در پس پرده‏اى باشد یا یک جاى مخفى باشد و کسى ایشان را ملاقات نکند. این حسابها نیست. حضرت در اجتماعات هستند و کسى آن بزرگوار را نمى‏شناسد. معناى غیبت، عدم حضور نیست. معناى غیبت، عدم شناخت است. غیبت در لغت به هر دو معنا آمده است؛ هم به معناى عدم حضور و هم به معناى عدم شناخت، اما غیبت آن حضرت به معناى عدم شناخت ایشان است و گرنه آن حضرت در بین ما هستند.

    در روایتى که از نایب امام زمان(ع) محمد بن عثمان عمرى نقل شده، آمده است: »واللَّه إنّ صاحب هذا الأمر لیحضر الموسم کل سنة، یرى الناس و یعرفهم و یرونه ولا یعرفونه.«؛8 حضرت صاحب‏الامر هر سال در اجتماع حج حضور مى‏یابد. آن حضرت مردم را مى‏بیند و مى‏شناسد اما مردم او را مى‏بینند و نمى‏شناسند.

    روایت دیگرى است از معصوم(ع) که مى‏فرماید: »المنتظر للثانى عشر کالشاهر سیفه بین یدى رسول‏اللَّه یذبّ عنه«؛9 کسى که منتظر امام دوازدهم باشد مثل کسى است که شمشیر دست بگیرد و از نبى‏اکرم(ص) دفع دشمن بکند. کسى که شمشیر داشته باشد و از نبى‏اکرم(ص) دفع دشمن بکند چه ثواب و اجر و مقامى دارد؟ کسانى که منتظر امام زمان هستند، چنین اجر و مقامى برایشان هست.

    امیرالمؤمنین(ع) مى‏فرماید: »دولت ما آخرین دولتهاست«؛10 یعنى هر صنفى از اصناف بنى‏آدم حکومت و ریاست و زمامدارى مى‏کنند تا بفهمند که نمى‏توانند اجتماع را اصلاح بکنند و لذا زمانى که حضرت بقیةاللَّه تشریف آوردند و اصلاح کردند نگویند که اگر حکومت به دست ما هم مى‏رسید همین کار را مى‏کردیم. اگر چنانچه یک طایفه، دو طایفه به حکومت برسند، یک قشر، دو قشر از اجتماع به حکومت و ریاست و زعامت نرسند و امام زمان بیایند؛ موقعى که حضرت عدل واقعى را پیاده کردند آن قشر مى‏گویند اگر ما هم بودیم همین کار را مى‏کردیم؛ امام زمان(عج) کار خاصى نکرده‏اند. لذا تمام اقشار و تمام اصناف باید بیایند به حکومت برسند و بفهمند که حنایشان رنگى ندارد. نمى‏توانند اجتماع را اصلاح بکنند. موقعى که آن حضرت تشریف آوردند و اجتماع را اصلاح کردند دیگر نگویند اگر ما هم بودیم همین کار را مى‏کردیم. تا معلوم شود یک قدرتى ماوراء قدرت بشرى، حاکم بر اجتماع است.

    امام محمد باقر(ع) نیز در این‏باره مى‏فرمایند: »ما ضرّمن مات منتظراً لأمرنا ألاّ یموت فى‏وسط فسطاط المهدى و عسکره«11 کسى که منتظر ظهور امام زمان(ع) و قبل از ظهور از دنیا برود ضرر نکرده که در خیمه‏گاه مهدى و سپاهیان او از دنیا نرفته است؛ زیرا همین انتظارشان براى فرج امام زمان(ع) داراى اجر و مقام است.

    امام صادق(ع) در روایتى مى‏فرماید: »إذا قام أتى المؤمن فى قبره فیقال له: یا هذا إنّه قدظهر صاحبک! فإن تشأ أن تلحق فالحق، و إن تشأ أن تقیم فى کرامة ربّک فأقم«؛12 بعد از اینکه حضرت تشریف آوردند به مؤمنانى که در قبرند گفته مى‏شود: »صاحب شما آمد، مى‏خواهى بلند شو؛ رجعت کن، بیا محضر حضرت، مى‏خواهى هم استراحت کن؟ اختیار با شماست.«

    یکى از عقاید شیعه این است که بعد از اینکه حضرت آمدند رجعتى خواهد بود. اصل رجعت دو قسم است: یکى رجعت صغرى و دیگرى رجعت کبرى. رجعت صغرى در زمان بقیةاللَّه‏الاعظم(ع) است؛ یعنى در زمان حضرت عده‏اى زیادى از انبیا و مؤمنان زنده مى‏شوند و در پیشگاه آن حضرت شمشیر مى‏زنند. رجعت کبرى در زمان رجعت حضرت امیرالمؤمنین(ع) است. موقعى که حضرت على(ع) و بعد از حضرت بقیةاللَّه آمدند رجعت کبرى شروع مى‏شود و این‏که چند سال طول مى‏کشد، بماند13.

    روایت دیگرى است از امام صادق(ع) ایشان مى‏فرماید: »من دین الائمة الورع والعفة والصلاح و انتظار الفرج«14؛ مؤمن کسى است که با ورع باشد، واجبات را انجام دهد و محرمات را ترک کند؛ تقوى داشته باشد؛ عفت داشته باشد؛ نجابت داشته باشد و هم منتظر امام زمان(عج) باشد. یکى از علائم و مشخصات مؤمن انتظار فرج امام زمان(عج) است.

    روایتى است از امام حسن عسکرى(ع) مى‏فرماید: »مثله فى هذه الأمّة مثل الخضر، علیه‏السلام، و مثله کمثل ذى‏القرنین«؛ مثل امام زمان(عج) در زمان غیبت مثل خضر است. حضرت خضر(ع) الآن موجودند ولى نمى‏دانیم کجا هستند. امام زمان(عج) هم همینطور هستند. همانطور که معتقدیم حضرت خضر(ع) زنده و حاضر است؛ امام زمان(عج) هم به همین نحو زنده هستند و در اجتماع هستند. بعد حضرت مى‏فرمایند: »واللَّه لیغیبنّ غیبة لاینجو فیها من التهلکة إلاّ من یثبته اللَّه على‏القول بامامته و وفّقه للدعاء بتعجیل فرجه«15؛ قسم به ذات احدیت، فرزند من غیبتى خواهد داشت که در آن نجات پیدا نمى‏کند از هلاکت مگر کسى که تقوى پیشه کند و قائل به امامت آن حضرت باشد و دعا براى تعجیل فرج بکند. اگر این سه حالت و این سه بعد در وجودش بود، این شخص اهل نجات است.

    روایتى است از حضرت رسول اکرم(ص) که مى‏فرمایند: »أفضل العبادة إنتظار الفرج«16؛ برترین عبادتها انتظار فرج است. اگر حالت انتظار در کسى باشد ثواب عبادت در نامه اعمال وى ثبت مى‏شود. مثل کسى که با وضو مى‏خوابد. این شخص خواب است اما ثواب عبادت برایش مى‏نویسند. حالت انتظار داشتن هم همینطور است.

    در روایت دیگرى است که حضرت فرمودند: »أفضل أعمال أمّتى إنتظار الفرج«17؛ بهترین اعمال امت من منتظر فرج امام زمان(عج) بودن است.

    در روایت دیگرى هم داریم: »افضل العبادة الصمت و انتظار الفرج«؛18 بهترین عبادات این است که انسان زبانش را کنترل کند؛ مراقب زبانش باشد. فکر کند بعد سخن بگوید و منتظر فرج باشد.

    پدرى به پسرش دستور داد که »امروز از صبح تا آخر شب آنچه گفته‏اى یادداشت کن و شب به من بگو«. پسر قبول کرد و نوشت. دید خیلى زیاد مى‏شود. تا ظهر چند صفحه‏اى پر شد. دیگر تا شب ننوشت. شب که شد پدرش گفت: »چه شد، چه کردى؟« پسر گفت: »نتوانستم همه را یادداشت کنم«. پدر گفت: »چرا نتوانستى؟« گفت: »تا ظهر نوشتم. چند صفحه شد. دیدم اگر بخواهم تا شب بنویسم، دفترچه مى‏شود.« پدر گفت: »این کار را از تو خواستم تا به تو بفهمانم که گفتار یک روزت را نمى‏توانى براى پدرت بگویى. گفتار یک عمرت را چطور مى‏خواهى براى خدا بگویى و حساب پس بدهى؟« این مطالبى که از زبان ما صادر مى‏شود، همه پرونده مى‏شود. صریح آیه قرآن است: »ما یلفظ من قول إلاّ لدیه رقیب عتید«19 همه آنچه مى‏گوییم، از شوخیها و جدیها و مزاحها، ثبت مى‏شود و به همه اینها باید جواب بدهیم. آخرت یک روز طولانى است، 50 هزار سال، 500 هزار سال باید بایستیم و جواب 70 سال عمر را بدهیم. زبان چیز عجیبى است. باید بسیار دقت کنیم.

    روایت دیگرى است که حضرت رسول اکرم(ص) فرمودند: »سیأتى قوم من بعدکم الرجل منهم له أجر خمسین منکم«؛ قومى پس از شما مى‏آید که اجر یک نفر از آنها با اجر 50 نفر از شما که اصحاب من هستید برابر خواهد بود. یک عده‏اى در آخر الزمان مى‏آیند که اجر و مزد اعمال آنها مطابق 50 نفر از شما است. عرض کردند، »یا رسول‏اللَّه، نحن کنّا معک ببدرف و أحدف...«؛ یا رسول‏اللَّه! ما در جنگ بدر واحد کمک شما و قرآن بودیم و یارى مى‏کردیم، آن وقت یک عده‏اى در آخرالزمان مى‏آیند که اجرشان با اجر 50 نفر ما برابر است؟« حضرت فرمودند: »بله، اگر شما در ناراحتیها و فشارهایى که آنها واقع مى‏شوند واقع مى‏شدید، تحمل نداشتید20. در آخرالزمان فشارها و ناراحتیها شدید است. اینان در برابر این فشارها و ناراحتیها صبر و تحمل مى‏کنند و دست از عقایدشان برنمى‏دارند.

    روایت دیگرى است از امام سجاد(ع). آن حضرت مى‏فرمایند: »من ثبت على ولایتنا فى غیبة قائمنا أعطاه اللَّه أجر ألف شهید مثل شهداء بدر و أحد«؛ کسى که در زمان غیبت کبرى و آخرالزمان، ثابت قدم باشد اجر و مزدش برابر اجر و مزد هزار شهید است21. روایت معتبر است. کسى که در زمان غیبت عمل به وظیفه بکند واجباتش را انجام دهد و محرمات را ترک کند و ظواهر شرع را - کما هوحقّه - طبق وظائفش انجام دهد اجر هزار شهید در نامه عملش ثبت مى‏شود. روایات در این زمینه زیاد است. دیگر روایات هم به همین مضامین و منوال است.

    براى آنکه بدانیم منتظر واقعى کیست و این روایات در شأن چه کسانى است، ابتدا انتظار را معنا مى‏کنیم. آیا همین که بنشینیم و ادعا کنیم که منتظر امام زمان(عج) هستیم کافى است؟ همین انتظار است؟ آیا این همه ثواب که ائمه اطهار(ع) و نبى‏اکرم(ص) فرموده‏اند، براى کسانى است که مى‏نشینند و مى‏گویند: »ما منتظریم« و هر کارى هم که دلشان مى‏خواهد مى‏کنند و هر راهى هم که دلشان خواست مى‏روند؟

    انتظار؛ یعنى انزجار از وضع موجود و تقاضاى حالت مطلوب‏تر. مثلاً شخصى مریض است، حالش خیلى بد است و اطرافیان او امیدوارند که حالش بهتر شود. مى‏گویند منتظریم حالش خوب شود. پس انتظار؛ یعنى از حال فعلى ناراضى‏ام و یک وضع مطلوب‏تر را مى‏خواهم. این معناى انتظار است. مثلاً پسرش رفته است سفر. سؤال کنى مى‏گوید: »از نیامدنش خیلى ناراحتم، اما منتظرش هستم«؛ یعنى من از این غیبت او ناراضى و ناراحتم و منتظرم که او برگردد و حالم بهتر شود. یا اینکه مثلاً تاجرى است که از نظر تجارى وضع خوبى ندارد و بازارش کساد است. مى‏پرسیم »وضعتان چه طور است؟« مى‏گوید: »وضع خوبى نداریم، اما منتظریم خوب شود. خبر داده‏اند که وضع خوب مى‏شود، ما هم منتظریم که وضع خوب شود«؛ یعنى کاملاً از وضع کنونى ناراضى است و منتظر وضع بهترى است. آیا کسانى که منتظر امام زمان(عج) هستند همین حالت را دارند؟ واقعاً از وضع فعلى خود و جامعه ناراضى‏اند. اگر انسان با کسانى که ایجاد فساد مى‏کنند، ولگرد هستند، معصیت مى‏کنند، اسیر هواى نفس هستند، ارتباط داشته باشد، از وضع فعلى که الآن جامعه دارد، راضى باشد، انتظار معنا ندارد.

    انتظار معناى مرکبى دارد: نفى و اثبات. عدم رضایت از وضع فعلى و انتظار وضع بهتر. انتظار؛ یعنى آماده باش براى یارى امام زمان(عج). منتظرم، یعنى وجودم کلاً در انتظار بقیةاللَّه‏الاعظم(ع) است که بیاید و انقلاب جهانى ایجاد بکند. امام زمان(عج) که مى‏آید انقلاب مملکتى و مقطعى نمى‏کند، بلکه انقلاب ایشان، انقلابى در کل جهان است. یعنى انقلابى مى‏کنند که از حضرت آدم(ع) تا به حال که شش یا هفت هزار سال، کمتر یا بیشتر از آن مى‏گذرد چنین انقلابى ایجاد نشده است. انقلابى که ایشان ایجاد مى‏کنند یک انقلاب جهانى است. پس افراد خاصى مى‏توانند با حضرت همکارى بکنند و قدرت دارند که از اعوان و انصار حضرت بقیةاللَّه باشند.

    معناى انتظار عدم رضایت از وضع فعلى و کمال اشتیاق به پیاده شدن عدل الهى در سراسر جهان است. حال چه کسانى منتظرند؟ منتظران باید کسانى باشند که مهذّب باشند، خودشان را اصلاح کرده باشند. من که مرتکب صدها گناه مى‏شوم، مرتکب صدها جنایت مى‏شوم و عشق و علاقه به فساد مى‏ورزم، چه طور مى‏توانم بگویم که منتظر آقا هستم؟ منتظرم که بیایند گردن مرا بزنند؟ چون حضرت که مى‏آیند، مبارزه با فساد مى‏کنند. مى‏خواهند عدل واقعى و عدل الهى را در سراسر دنیا، پیاده بکنند. ریشه‏هاى فساد را از بین ببرند. وقتى که وجود انسان سرطانى باشد، وقتى عضوى سرطانى باشد، قابل معالجه نیست. باید قطع شود.

    پس انسان باید خودش را اصلاح کند. حضرت که بیایند دو انقلاب مى‏کنند، انقلاب درونى و انقلاب بیرونى. انقلاب درونى را از هم اکنون باید شروع کنیم. انسانى که مى‏خواهد بگوید منتظر امام زمان(عج) است و مى‏خواهد از منتظران باشد و این روایات شامل حال او بشود، باید مشغول تهذیب باشد »قد أفلح من زکّها«22 رستگارى در پرتو تزکیه است؛ یعنى اول تخلیه بکند و بعد هم تحلیه. اول صفات رذیله را از خودش دور کند و بعد هم صفات حمیده را در خودش به وجود بیاورد. الآن هم کسانى که محضر حضرت مشرفند پنج طایفه هستند: اوتاد، نجبا، نقبا، رجال‏الغیب، و صلحا و در هر کدام از این طایفه‏ها هم عده زیادى هستند. اینان هم از آب و خاک و از اولاد آدم هستند اما با رشد، تقوى، تهذیب، خودسازى و حاکمیت اسلام بر وجودشان، به این تقرب رسیده‏اند وتشرف اختیارى محضر حضرت پیدا کرده‏اند. پس شرط منتظر بودن این است که انسان خودسازى بکند.

    خدا مى‏داند که دامن همه ما آلوده است؛ بزرگ و کوچک ندارد. هیچ کدام ما معصوم نیستیم. خدا شاهد است که اگر توبه از اعمال گذشته بکنیم و عزم و جزم بر ترک معصیت در آینده داشته باشیم و واجبات را اول وقت انجام بدهیم و توسلات به حضرت بقیةاللَّه داشته باشیم، ان‏شاءاللَّه همه ما از منتظران و مورد عنایت حضرت خواهیم بود.

    خدایا قسمت مى‏دهیم به عزت محمد و آل محمد فرج امام زمان را نزدیک بگردان. موانع ظهورشان را برطرف بگردان! خدایا قلوب ما را هم  به نور ایمان و تقوى و ولایت و خلوص بیش از پیش منور بفرما! خدایا رفع ظلم و ناراحتى و طغیان‏گرى از مسلمان‏ها بفرما! شر اشرار را به خودشان برگردان! خدایا قسمت مى‏دهیم به عزت محمد و آل محمد راه نجاتى براى مسلمانان فلسطین فراهم بفرما! خدایا قسمت مى‏دهیم به عزت محمد و آل محمد اسامى همه ما را در طومار اصحاب و انصار امام زمان(عج) ثبت و ضبط بگردان!


 پى‏نوشتها : 1 .   المجلسى، محمدباقر، بحارالانوار، ج52، ص123.
 2 .   الکلینى، محمدبن یعقوب الکافى، ج2، ص222.
 3 .   بحارالانوار، ج51، ص156، ح1.
 4 .   همان، ح52، ص123.
 5 .   همان، ص131.
 6 .   همان، ج36، ص386.
 7 .   الطوسى، محمدبن الحسن، کتاب الغیبه، ص222.
 8 .   همان، ص221.
 9 .   همان، ج52، ص129، ح24.
 10.   همان، ج52، صص338-339، ح83.
 11.   الکلینى، محمدبن یعقوب، همان، ج1، ص372.
 12.   المجلسى، محمدباقر، همان، ج53، ص91.
 13.   ائمه(ع) در زمان حضرت بقیةاللَّه برنمى‏گردند. فقط از آن جهت که امام را امام باید غسل دهد و نماز بخواند و کس دیگرى امکان ندارد، حضرت بقیةاللَّه بعد از 7 سال که هر سالى 10 سال مى‏شود که 70 سال مى‏شود شهید مى‏شوند »ما منا إلا مقتول او مسموم«، حضرت ابا عبداللَّه(ع) رجعت مى‏کنند و غسل و کفن ایشان را برعهده مى‏گیرند و برایشان نماز مى‏خوانند و ایشان را تدفین مى‏کنند. ائمه(ع) در زمان حضرت على(ع) رجعت مى‏کنند.
 14.   المجلسى، محمدباقر، همان، ج52، ص122.
 15.   همان، ص24.
 16.   الصدوق، محمدبن على بن الحسین، کمال‏الدین و تمام‏النعمة، ج2، ص377، ح1.
 17.   المجلسى، محمدباقر، همان، ج52، ص128، ح21.
 18.   همان، ج68، ص96.
 19.   سوره ق (50) آیه18.
 20.   همان، ج52، ص130.
 21.   همان، ص125.
 22.   سوره شمس (91) آیه 9.

مقدمه ای بر آثار تربیتی و روانشناختی انتظار

دکتر شرفى 
 اشاره :
    انتظار در مکتب اسلام، تنها یک رویکرد عاطفى نیست؛ بلکه رویکردهاى معرفتى، اجتماعى، اخلاقى و فردى را نیز شامل مى‏شود. از این روى مى‏توان، انتظار را همچون منشورى دانست که داراى تجلیات گوناگونى است.
    در رویکرد معرفتى به مسئله انتظار، مى‏توان آثار تربیتى و روان شناختى این پدیده را با نگاهى جدید، مورد بررسى قرار داد؛ البته در اینجا، تربیت به معناى گسترده آن مورد نظر است که شامل مقوله‏هاى اخلاقى نیز مى‏شود و در بعد روان شناختى نیز، آثار کارکردى آن بیشتر مورد تأکید قرار مى‏گیرد.
    در نوشتار حاضر، به عناوینى مانند گسترش امیدهاى واقعى، پویایى معطوف به هدف، استقرار وحدت و همبستگى، مراقبت دایمى و سلامت اخلاقى جامعه پرداخته‏ایم.
    یادکرد این نکته لازم است که این نوشتار تنها پیش درآمدى بر این مبحث است و امیدواریم که در آینده بتوانیم به صورتى گسترده‏تر و عمیق‏تر و فراتر از یک مقاله بدان بپردازیم.


 
 1. گسترش امیدهاى واقعى    امید، محرک انسان براى رویارویى با آینده است. برخى آن را انگیزه و برخى دیگر، آن را نیاز آدمى مى‏دانند؛ به عقیده مزلو1، یکى از روانشناسان مکتب کمال:

 انگیزه آدمى، نیازهاى مشترک و فطرى است که در سلسله مراتبى از نیرومندترین تا ضعیف‏ترین نیاز، قرار مى‏گیرد.2
    براى توضیح مطلب مى‏توان گفت که آدمى، پیوسته و در پى انجام هرکارى، به دنبال غایت و مقصودى مشخص بوده و قبل از اقدام به آن نیز، نیازمند انگیزه‏اى براى آغاز عمل است.

    بر این اساس، انسان براى تداوم زندگى و تحمل دشواریهاى آن، نیازمند انگیزه‏اى نیرومند است که در پدیده »امید به آینده« تجلّى مى‏یابد؛ آینده‏اى که به مراتب، عالى‏تر، زیباتر و بهتر از امروز باشد؛ این مسئله، به ویژه براى جوانان، داراى اهمیت بیشترى است؛ زیرا آنان در پرتو »امید به فردایى بهتر« مى‏توانند به نیروى فراوان خود و شور و نشاط بى‏پایان‏شان جهت و معنا بخشند.

    البته این مقوله در میان مکاتب دینى و غیر دینى، داراى جایگاه، منزلت و تفسیرهاى گوناگونى است؛ اعتقاد پیروان ادیان به امدادهاى غیبى و عنایات عام و خاص الهى، به گونه‏اى منطقى، متضمن پیامدهایى همچون امید به آینده و به تعبیرى دیگر، فرج بعد از شدت مى‏شود. در حالى که در مکاتب مادى و بینشهاى سکولاریستى جایى براى »امدادهاى غیبى« وجود ندارد. حتى در میان پیروان ادیان، نیز این مسئله، داراى جلوه‏هاى گوناگونى است. از جمله در چند سال پیش، پاپ، رهبر کاتولیکهاى جهان، در اولین کتابى که از او با عنوان عبور از آستانه امید منتشر گردید، به صراحت، ناامیدى خود را از وضعیت اخلاقى و اعتقادى عصر حاضر به ویژه جوانان، اظهار نمود. در اظهارات پاپ، نشانه‏هایى از امید به آینده به چشم نمى‏خورد. حتى در میان برخى اندیشمندان و متفکران غربى نیز بعضاً مسئله »امید« همچون پدیده‏اى دور از دسترس و بیهوده تلقى مى‏شود. به عنوان مثال، برتراند راسل3 در گفتارى با عنوان »جهان پر تلاطم« مى‏نویسد:

 من در لحظه تاریک (ژوئیه 1961) به نوشتن مشغولم و نمى‏دانم نژاد بشر آنقدر دوام مى‏کند که نوشته من منتشر یا در صورت انتشار، قرائت شود یا نه.4

    در مقابل این رویکرد یأس‏آور و منفى به آینده که در بیشتر مکاتب موجود مشاهده مى‏شود، اندیشه‏ها و رویکردهاى امیدوارانه و مثبت‏گرایى نیز وجود دارد که از مهم‏ترین آنها مى‏توان به اعتقاد مذهب شیعه در زمینه انتظار امام عصر (ع) اشاره نمود که نه تنها انتظار فرج آن حضرت، پدیده‏اى معنادار، منطقى و معقول است، بلکه چنین انتظارى، در زمره بزرگترین گشایشها، تلقى مى‏شود5. براى توضیح مطلب، اشاره مى‏کنیم که امیدها دوگونه‏اند: امیدهاى واهى و امیدهاى واقعى. امیدهاى واهى، بیشتر شامل نوعى ایده‏آلها، آرمانها و آرزوهاى گمشده است که انسان با حاضر کردن آنها در ذهن و درون خویش، به نوعى آرامش خاطر دست مى‏یابد که در صورت تداوم و تقویت آنها، خود به خود زمینه جدا شدن از مسائل و رویدادهاى واقعى زندگى و در نتیجه احساس بیگانگى با واقعیات، براى شخص فراهم مى‏گردد.

    در مباحث روانشناسى تربیتى، این نوع مواجهه با مسائل، رفتارهاى دفاعى نام دارد. از ویژگیهاى اینگونه رفتارها، این است که در کوتاه مدت، به شخص، آرامش و امنیت مى‏بخشد ولى در دراز مدت، موجب ناسازگارى با اطرافیان و دنیاى خارج مى‏شود.

    امیدهاى واقعى نقطه مقابل امیدهاى واهى است؛ امیدهایى که داراى پایه و اساسى منطقى و استوارند و ریشه در اعتقادات و باورهاى دینى و ارزشهاى مبتنى بر وحى الهى دارند و مانند اینها به ظهور حضرت مهدى(ع) و شرایطى که آن حضرت با حکومت خویش فراهم مى‏آورند که در اینجا به دو نمونه از این شرایط اشاره مى‏کنیم:
    امام حسن مجتبى(ع) از پدر بزرگوارشان نقل مى‏فرمایند:

 در دولت مهدى(ع)، درندگان، سازش مى‏کنند؛ زمین، نباتات خود را خارج مى‏کند؛ آسمان، برکاتش را فرو مى‏فرستد؛ گنجهاى نهفته در دل زمین براى او آشکار مى‏شود و بین مشرق و مغرب را مالک مى‏شود و خوشا به حال کسى که آن روزگار مسعود را درک کند و دستوراتش را با گوش جان بشنود.6

    از امام باقر (ع) نیز روایت شده است که فرمودند:
 هنگامى که قائم ما(ع) قیام کند، دست شریفش را بر سر بندگان گذارد و خردهاى آنها را گرد آورد و رشدهاى آنها را کامل گرداند.7

    از این دو عبارت چنین برداشت مى‏شود که انتظار امام عصر(ع)، موجب گسترش و توسعه امیدهاى واقعى در شیعیان و پیروان آن حضرت مى‏شود؛ امیدهایى که منتظرانش، هرگز در حقیقت و اصالت آنها، تردیدى به خود راه نمى‏دهند؛ زیرا چنین امیدهایى از متن باورهاى دین، رویش کرده و برخاسته از اعتقاد اصیل و استوار شیعه است.

    حال، چنانچه از بعد روانشناختى به مسئله بنگریم، نقش امید را در سلامت روانى، تعیین کننده و محورى خواهیم یافت.

    دوآن شولتس8 مى‏نویسد:
 سلامت روانى، پیش‏نگر است، نه پس‏نگر، دورنما، چیزى است که شخص امیدوار است بشود نه آنچه پیش‏تر روى داده است و دگرگونى‏پذیر نیست.9

    او مى‏افزاید:
 من، نگاهى را که به آینده مى‏نگرد و بر هدفها، آمال و رؤیاهاى درازمدت تمرکز مى‏یابد، خوشایند مى‏یابم. البته پیش‏بینى و برنامه‏ریزى و تلاش براى آینده، از ماندن در رویدادهاى گذشته، سالم‏تر به نظر مى‏رسد.10

    کانت، طرح مسئله امید را از ویژگیهاى هوشمندى آدمى تلقى مى‏کند و مى‏نویسد:
 براى هر کس که متنبه و هوشیار باشد و در کار دنیا و حال خود بنگرد، سه سؤال پیش مى‏آید:
    نخست، چه مى‏توانم بدانم؟
    دوم اینکه، چه باید بکنم؟
    سوم اینکه، چه امید و انتظارى مى‏توانم داشته باشم؟11

    آلپورت،12 یکى از صاحب نظران علم شخصیت معتقد است:
 [اشخاص برخوردار از سلامت روان] فعالانه در پى هدفها و امیدها و رؤیاهاى خویشتند، و رهنمون زندگى‏شان، معناجویى و ایثار و حسن تعهد است. تعقیب هدف، هیچ‏گاه پایان نمى‏پذیرد. اگر هدفى را باید کنار گذاشت، باید بیدرنگ انگیزه نوینى آفرید. افراد سالم به آینده مى‏اندیشند و در آینده زندگى مى‏کنند.13

    رویکرد »آینده‏گرا« با ویژگى »سلامت روان« از نسبت معقول و منطقى برخوردار است.
    چنین نسبتى را در بیان ویکتور فرانکل14 به روشنى مى‏یابیم:
 شخصیتهاى سالم، ویژگیهاى دیگرى هم دارند؛ به آینده مى‏نگرند و به هدفها و وظایف آتى توجه مى‏کنند. در واقع به چنین هدفهایى نیاز دارند. این ویژگى انسان است که تنها با نگرش به آینده مى‏تواند زندگى کند.15

    او در ادامه نظریاتش مى‏افزاید:
 بدون اعتقاد به آینده، »محمل معنوى« زندگى از میان مى‏رود و روح و جسم به سرعت محکوم به فنا مى‏گردد. باید براى ادامه زندگى دلیلى داشت؛ در راه هدفى آتى کوشید، وگرنه زندگى معناى خود را از دست مى‏دهد.16

    به نظر »فرانکل«، اعتقاد به آینده، هم عامل معنا داشتن زندگى و هم عامل تداوم و استمرار آن است. چنین تعبیرى، یک نقطه اوج در میان نظریات روانشناسان در این زمینه است.

    انتظار در مکتب شیعه، علاوه بر اینکه، نوعى امید به آینده است، چشم به راه یک رویداد بزرگ و تحول عمیق، بودن است؛ چرا که طى شدن فاصله میان غیبت و ظهور یک پدیده عادى نیست؛ بلکه حادثه‏اى به وسعت همه تاریخ بشر است. براى تجسم عظمت آن، اشاره به این نکته کافى است که امام مهدى(ع)، تبلور همه آرمانها و آرزوهاى محقق نشده انسان در طول قرون و اعصار گذشته تا کنون است.

    بر این اساس، فرداى ظهور، فردایى است روشن‏تر و بهتر از امروز؛ زیرا همه اختلافها و خصومتها که ناشى از محدودیت اندیشه و نارسایى عقل بشر است، از میان برمى‏خیزد و در پرتو شکوفایى خرد، جاى خود را به عطوفت، رحمت و مناسبات صمیمانه مى‏بخشد.

    با تکیه بر این مبانى، دیگر، افسردگى در میان پیروان مکتب انتظار جایى ندارد. در غیر این صورت آدمى، دلیلى براى بهتر بودن فردا ندارد؛ بنابراین بیشتر در معرض افسردگى و ناامیدى قرار مى‏گیرد. اهمیت این مطلب، زمانى روشن‏تر مى‏شود که بدانیم افسردگى، به عنوان بیمارى قرن، شایع‏ترین و دشوارترین اختلالى است که انسان معاصر با آن مواجه بوده و به شدت از عوارض آن رنج برده است؛ چرا که رشته‏هاى امید خود را بریده و گسیخته مى‏بیند.


 2. پویایى معطوف به هدف
    زندگى، زمانى با معنا است که جوهر حرکت در آن باشد و به تعبیر دیگر، انسانى که پویا و فعال و پر تحرک است، معنایى براى بودن خویشتن مى‏یابد؛ زیرا مى‏تواند خود را از سطح رکود و روزمرگى، به مرحله پویایى برساند.

    وقتى فرد، به وضعیت موجود راضى نیست و در صدد تحقق شرایط بهترى تلاش مى‏کند، به این معنا است که خود نیز نقشى در آن ایفا مى‏کند و تماشاگر نیست؛ بلکه ایفاگر وظیفه‏اى خاص است.

    دوآن شولتس، در توصیف چنین حالتى مى‏نویسد:
 چیزى که به زندگى شور و هیجان مى‏بخشد تعقیب است نه تسخیر، راه است نه مقصد، تلاش است نه کامیابى.17
    پویایى از دو منظر قابل بررسى است؛ نخست اینکه انسان پویا به نفى هرگونه بى‏تفاوتى برمى‏خیزد و همین امر، زمینه‏ساز نوآورى، خلاقیت و جست‏وجوى همیشگى امور بدیع است و تأثیر آن نیز رضایت نسبى آدمى از خویشتن و زندگى است؛ زیرا بخشى از آثار وجودى خویش را شاهد بوده و آنها را باور دارد. دیگر اینکه هرگونه تحرک و پویایى نیز داراى چنین آثارى نخواهد بود؛ زیرا حرکت بدون هدف، عقیم و داشتن هدف بدون حرکت نیز بى‏معنا است. از این روى پویایى معطوف به هدف، موردنظر است؛ زیرا شامل هر دو مؤلفّه است.

    بنابراین، براساس این مقدمات مى‏توان گفت که انتظار امام عصر (ع)، در منتظرانش، شامل هر دو مؤلفّه »پویایى« و »معطوف به هدف بودن« است؛ زیرا منتظر به جامعه‏اى مى‏اندیشد که تمامى وعده‏هاى انبیا و اولیا در آن به وقوع خواهد پیوست و از این روى تلاش مى‏کند تا به میزان توانایى و درک مسئولیت خویش، در ساختن چنین جامعه‏اى سهیم باشد. از سوى دیگر، او مى‏داند که براى چه تلاش مى‏کند؛ انگیزه‏اى آشکار، منطقى، معقول و قابل دفاع دارد؛ بنابراین تمامى تلاشهاى او، معطوف به هدفى والا به نام »انتظار ظهور« مى‏شود و این هدفى معنادار و ارزشمند است.

    تجلى اینگونه تلاشها را در فرمایش امام صادق(ع) مى‏بینیم:
 هرکس دوست دارد از یاران حضرت قائم(ع) باشد، باید در انتظار او باشد، به نیکویى و پرهیزکارى رفتار نماید؛ پس اگر او به این حال، پیش از قیام او از دنیا برود، پاداش یاران مهدى را خواهد گرفت؛ بنابراین بکوشید و جدیت کنید و چشم به راه باشید که بر شما گوارا باد.18

    برخى از روانشناسان مکتب کمال، نظیر »ویکتور فرانکل«، معتقدند در وجود انسان، تواناییهایى نهفته است که جز در موقعیتهاى خاص، بروز و ظهور نمى‏یابند؛ موقعیتهایى نظیر برخورد با سختیها و تنگناها که آدمى را به پویایى و تحرک وا مى‏دارد و همین خودانگیزیها، عامل تحقق خویشتن و خود شکوفایى است. رویکردهاى او که برگرفته از دوران سخت اسارت در بازداشتگاههاى مخوف آلمان نازى است، با زیبایى هر چه تمامتر در کتاب انسان در جست‏وجوى معنا به تصویر کشیده شده است.19

    حضرت على (ع) نیز در نهج‏البلاغه به این مطلب اشاره دارد:
 ... و کأنّى بقائلکم یقول: »إذا کان هذا قوت ابن أبى طالب فقد قعد به الضّعف عن قتال الأقران و منازلة الشّجعان« ألا و إنّ الشّجرة البرّیّة أصلب عوداً و الرّواتع الخضرة أرقّ جلوداً و النّابتات العذیة أقوى وقوداً و أبطأ خموداً...20

 ... گویا مى‏شنوم که شخصى از شما مى‏گوید: »اگر غذاى فرزند ابوطالب همین است، پس سستى او را فرا گرفته و از نبرد با هماوردان و شجاعان بازمانده است«. آگاه باشید! درختان بیابانى، چوبشان سخت‏تر، و درختان کناره جویبار پوستشان نازک‏تر است. درختان بیابانى که با باران سیراب مى‏شوند آتش چوبشان شعله‏ورتر و پردوام‏تر است...21

   در یک جمع‏بندى، آثار تربیتى انتظار پویا و معطوف به هدف، عبارتند از:
    الف) به جریان افتادن نیروهاى نهفته و سرمایه‏هاى راکد انسان در پرتو دوران سخت انتظار؛
    ب) پالایش درون و به مرحله خلوص رسیدن به جهت طولانى شدن دوران غیبت؛
    ج) معنا یافتن زندگى در پرتو پویایى معطوف به هدف، با نگاه تطبیقى به زندگى بدون هدف و فرجام آن که تهى شدن از درون و روزمرگى است؛
    د) رشد قدرت تحمل در برابر ناملایمات و تنگناها به جهت قداست و عظمت هدف که در انتظار حضرت معنا مى‏یابد؛
    ه’ ) فراتر رفتن از مرز انسان متعادل و رسیدن به مرحله انسان متعالى؛
    و) رها شدن از سطح و مرحله رنجهاى حقیر مادى و گام نهادن در وادى رنجهاى تحمل عظیم معنوى و دغدغه‏هاى بزرگ انسانى، همچون رنج انتظارى راستین و طولانى و چشم دوختن به دروازه‏هاى روشن ظهور.
 

 3. استقرار وحدت و همبستگى

    چنانچه، انتظار را به عنوان یک آرمان بنگریم، در جنبه‏هاى فردى و اجتماعى نیز داراى آثارى خواهد بود. نخست از لحاظ فردى، موجب تمرکز افکار و نیروهاى آدمى مى‏شود؛ زیرا همه آنها، ناظر به یک هدف؛ یعنى انتظار ظهور هستند و این امر به نوبه خود، موجب وحدت شخصیت او مى‏گردد. در مقابل، مى‏توان به پراکنده بودن و متفرق بودن تلاشهاى انسان اشاره نمود که هیچ نتیجه‏اى در پى نخواهد داشت. این معنا در قرآن کریم چنین آمده است:
 هر آینه سعى و کوشش شما پراکنده است.21

    آلپورت در بیان چنین رابطه‏اى مى‏نویسد:
 تلاش براى آینده، به کل شخصیت آدمى، یگانگى و یکپارچگى مى‏بخشد... به عبارت دیگر، مى‏توان با کوشش براى دست یافتن به مقاصد و رسیدن به هدفها، جنبه‏هاى شخصیت را یکپارچه ساخت و جامعیت بخشید.22

    وحدت شخصیت، از هرز رفتن تواناییها و قابلیتها، جلوگیرى مى‏کند و زمینه رشد و ظهور قدرتى شگرف و فوق‏العاده را فراهم مى‏کند؛ زیرا چنین وحدتى در درون آدمى، تضادهاى درونى را از میان برمى‏دارد؛ همان تضادهایى که برخى انسانها را پیوسته رنج داده، توانشان را به شدت مى‏کاهد. در اینجا به نقل مطلبى از »کارن هورناى«23 مى‏پردازیم. او یکى از روانکاوان هم‏عصر ما است. وى با تألیف معروف‏ترین اثرش به نام تضادهاى درونى ما معتقد است که بیشترین عامل اثرگذار بر سلامت روانى اشخاص را باید در پدیده تضادهاى درونى آنان جست‏وجو نمود و چنانچه آنان بتوانند به گونه‏اى بر این تضادها فائق آیند، دیگر موجبى براى اختلال در سلامت روانى آنان وجود نخواهد داشت.24 وى همچنین به بیان حکایتى از فلسفه و حکمت خاور دور مى‏پردازد:

 مریدى از پیرو مرشد خود پرسید: اى حکیم، به من بگو این چه نیرویى است؟ و این چه قدرتى است که در پنجه شیر نهفته است؟

 پیر جواب داد: نیروى وحدت با خود. اخلاص و صمیمیت چنین نیرویى ایجاد مى‏کند. در حقیقت، استفاده از تمام نیروهاى معنوى یک‏دل و یک‏جهت.25

    از بعد اجتماعى نیز، وحدت قابل تأمل است. وجود هدف مشترک در یک ملت یا جامعه، موجب نوعى پیوند، دلبستگى و وحدت میان معتقدان به آن هدف مى‏شود. در میان جامعه‏اى که بزرگ‏ترین آرمانش، ظهور امام عصر(ع) است، نوعى همدلى، همنوایى و هم‏اندیشى پدید مى‏آید. چنین هدفى از چند جهت از هدفهاى دیگر متمایز است:

    1. این هدف چون در واژه »انتظار«، معنا مى‏یابد، داراى قداست ویژه‏اى است و هیچ هدف دیگرى در معنویت و قداست به پایه آن نمى‏رسد؛ چرا که این یک انتظار معمولى نیست، بلکه طولانى‏ترین انتظار براى ظهور کامل‏ترین انسان عصر است.

    2. چنین هدفى که با مسئله امامت و رهبرى حضرت ولى عصر(ع) در عصر ظهور ایشان، ارتباط مى‏یابد، از لحاظ مراتب ارزشى، در اوج اهداف و آرمانهاى یک جامعه قرار مى‏گیرد؛ زیرا هیچ موضوع دیگرى به سان این امر، به حیات و بقاى جامعه، بستگى پیدا نمى‏کند؛ چه، آن که:

 به یمن وجود اوست که به خلق، روزى مى‏رسد و زمین و آسمان به وجودش برقرار است و به واسطه او خدا زمین را پر از عدل و داد مى‏کند پس از آن‏که پر از بیداد و ستم شده باشد.26

    وقتى از جایگاه امام (ع) در برپایى جامعه‏اى مبتنى بر عدالت، سخن به میان آید، بى‏مناسبت نخواهد بود که تا اندازه‏اى چنین جایگاهى، روشن شود.


 4. مراقبت دایمى
    یکى از پیامدهاى طبیعى و منطقى انتظار، احساس حضور است. منتظر واقعى، با اعتقاد به این که اعمالش، پیوسته در منظر آن عزیز واقع مى‏شود، نسبت میان خود و آن حضرت را در احساس حضور، متجلى مى‏بیند و هر جا که باشد، گویى خود را در خیمه آن حضرت و گوش به فرمان ایشان، احساس مى‏کند و لازمه انتظار حقیقى را، تلاش براى جلب رضایت ایشان مى‏داند؛ بنابراین براى تحقق این مهم، نه تنها، عمل به واجبات و ترک محرمات را وجهه همت خویش قرار مى‏دهد، بلکه از هر غفلتى نیز پرهیز مى‏کند؛ همانگونه که استغفار خواص، استغفار از گناه نبوده و نیست بلکه آنان هر غفلتى از یاد خدا و انس با محبوب را براى خود گناهى بزرگ مى‏شمردند و از آن استغفار مى‏کردند.

    منتظر، به یارى معرفت خویش، امام(ع) را در غیبت، همچون خورشید پشت ابر دانسته، و او را ناظر بر حالات و نیّات خود مى‏داند و چیزى را از دیدگان آن حضرت مخفى نمى‏پندارد و در چنین موقعیتى است که احساس حضور معنا پیدا مى‏کند.

    براى استناد به کلام معصومین(ع) به ذکر دو نمونه بسنده مى‏کنیم:
    امام على (ع) در پاسخ به پرسش یکى از مؤمنان درباره حدود آگاهى و میزان اشراف امام، فرمودند:
 هیچ مؤمنى در شرق و غرب زمین از ما غایب نیست.27

    و امام عصر(ع) در بخشى از توقیع مبارکشان به شیخ مفید(ره) فرمودند:
 ما بر آنچه بر شما مى‏گذرد، احاطه علمى داریم و هیچ‏یک از خبرهاى شما از ما پوشیده نیست... ما نسبت به رعایت حال شما اهمال نمى‏کنیم و یاد کردن شما را فراموش نمى‏کنیم.28

    او همان بزرگوارى است که در زیارت روز جمعه‏اش مى‏خوانیم:
 السلام علیک یا عین اللَّه فى خلقه.29
 سلام بر تو اى چشم خدا در میان آفریدگانش.

    بنابراین با تکیه بر این مبانى، مى‏توان نتیجه گرفت که آن حضرت بر اوضاع و احوال بندگان خدا آگاه است.
    حال باید دید که احساس حضور از جهات تربیتى چه اثراتى دارد؟

    یقین داشتن به این مطلب که هیچ‏یک از اعمال ظاهرى و نیّات باطنى ما از چشمان با نفوذ آن حضرت مخفى نمى‏ماند، در مرحله اول، منجر به مراقبت دایمى اخلاقى خواهد شد؛ زیرا میان »انتظار« و »عمل مورد پذیرش منتظر«، تلازم منطقى وجود دارد و در غیر این صورت »انتظار« امرى بى‏معنا خواهد بود.

    منتظر، پیوسته مراقب مجموعه گفتارها و رفتارهایش خواهد بود تا موردى بر خلاف رضاى محبوبش، از او صادر نشود. و این مسئله در حقیقت، به پالایش درونى و صفاى باطنى خواهد انجامید؛ به گونه‏اى که در پرتو چنین مراقبه‏اى، قابلیت ارتقا مى‏یابد و این امر، خود به خود به تحقق یک هدف اخلاقى منجر مى‏شود. این هدف، ناظر به این است که عامل نظارت و کنترل فرد، باید قبل از هر چیز، جنبه درونى داشته باشد، نه جنبه بیرونى. و این وضعیت درونى که همیشه پایدار و مستمر است، رفتار فرد را درجهت اهداف معینى، جهت مى‏بخشد. در حقیقت باید بگوییم، انضباط اخلاقى و خویشتن‏دارى، چنانچه متکى بر عوامل و پایه‏هاى درونى باشد، از استمرار، دوام، عمق و اخلاص ویژه‏اى برخوردار خواهد بود و در صورتى که بر پایه‏ها و عوامل بیرونى، استوار باشد، از برخى آفات عمل همچون تظاهر، ریا و گسیختگى و انقطاع عمل، مصون نخواهد ماند. از این روى در صورتى که بتوانیم وابستگى فرد را به عوامل خارجى کاهش داده، یا آن را قطع کنیم و آن را فقط وابسته به ارزش عمل، رضاى حق و تأیید امام عصر(ع) بدانیم، یک هدف مهم در تربیت اخلاقى، تحقق یافته است. و ثمره آن، منتظرانى هستند که در نیّت و عمل، خالص بوده، هرگز لحظه‏اى از وارسى اعمال خویش غفلت نمى‏کنند.

    در خبر آمده است:
 از بزرگى پرسیدند: نفیس‏ترین چیزى که به آسمان بالا رود چیست؟ گفت: اخلاص، پرسیدند: نفیس‏ترین چیزى که از آسمان به زمین فرود مى‏آید چیست؟ گفت: توفیق.

    انسانهاى تربیت شده و الهى، مى‏دانند که شرط جوانمردى آن است که بدانند وقتى بر سر سفره روزى و نعمت الهى مى‏نشینند، روزى‏خوار نعمتهایى هستند که خداوند براى آنان به یمن وجود مبارک امام عصر(ع) مقدر فرموده است؛ زیرا معتقدند:
 و بیمنه رزق الورى و بوجوده ثبتت الأرض و السّماء.
 و به برکت (وجود) او به خلق روزى مى‏رسد و به ذات وجودش زمین و آسمان بر جاى خود مى‏باشند.30

    بنابراین چنین افرادى، هرگز به فکرشان خطور نمى‏کند که عملى بر خلاف رضاى آن حضرت که رضاى خدا است، انجام دهند آنها دایم در حال مراقبه، مشارطه و محاسبه نفس خویش‏اند و داراى همان شخصیتى هستند که مورد قبول آن بزرگوار است. و اگر مقام و مرتبه منتظر از این مراتب نیز فراتر رفت و به منزلت اولیاى خدا رسید، در آن مرحله، حتى از اندیشه و فکر گناه نیز پرهیز مى‏کند که نیک مى‏داند: استم


 پى‏نوشت‏ها :
 ×   این مقاله برگرفته از مجموعه سخنرانیهاى گفتمان سوم مهدویت است که به همت »مؤسسه فرهنگى انتظار نور« تهیه و عرضه شده است.
     .Abraham Harold ,Maslow. 8091(1 - 0791(
 2 .   دوآنشولتس، روانشناسى کمال، ترجمه گیتى خوشدل، ص115.
     Bertrand Arthur William Russel. 2781(3 - 9691(
 4 .   برتراند راسل، آیا بشر آینده‏اى هم دارد؟، ترجمه م منصور، ص238.
 5 .   ر.ک: على‏اکبر مهدى‏پور، چهل حدیث غیبت، ص 50؛ بحارالانوار، ج52 ، ص122، ح4.
 6 .   بحارالانوار، ج52 ، ص 280.
 7 .   همان، ج 52، ص 328.
    Doan Shults. 8
 9و10. روانشناسى کمال، ترجمه گیتى خوشدل، ص43.
 10.   محمدعلى فروغى، سیر حکمت در اروپا، ج 2، ص 253.
     8981(11.Gordon Willard Allport - 7691(
 12.   روانشناسى کمال، ص 25.
    13.Victor Frankle
 14.   همان، ص 210.
 15.   همان، ص 210 و 211.
 16.   همان، ص 44.
 17.   بحارالانوار، ج52، ص 140، ح 50؛ نعمانى، الغیبة، ص200، ح 16.
 18.   ویکتور فرانکل، انسان در جست‏وجوى معنا، ترجمه دکترمیلانى.
 19.   نهج‏البلاغه، صبحى صالح، ص 418.
 20.   نهج‏البلاغه، ترجمه محمد دشتى، نامه 45، ص 554.
 21.   سوره لیل (92) آیه 4.
 22.   روانشناسى کمال، ص 19 و 20.
     5881(23.Karen Horney - 2591(
 24.   ترجمه محمد جعفر مصفّا، ص 29.
 25.   همان، ص 139.
 26.   مفاتیح‏الجنان، (نشر فیض)، ص128.
 27.   سید محمد بنى‏هاشمى، معرفت امام عصر(ع)، ص300.
 28.   طبرسى، احتجاج، ج2، ص495.
 29.   مفاتیح الجنان، بخشى از زیارت حضرت امام زمان(ع) در روز جمعه.
 30.   مفاتیح‏الجنان، بخشى از دعاى عدیله
 31.   سید محمد بنى‏هاشمى، معرفت امام عصر(ع)، ص 310.
 32.   شیخ حرّ عاملى وسائل الشیعه، ج 15، ص 247، ح 20410.
 33.   همان، ص 248، ح20411.
 34.   همان، ج 27، ص131، ح 33401.
 35.   همان، ج 16، ص134، ح21173