درانتظارمنجی

درانتظارباران نیست آنکه بذری نکاشته

درانتظارمنجی

درانتظارباران نیست آنکه بذری نکاشته

نامه نهم

از شیخ ابوعمر عامری(ره) که مورد وثوق و اعتماد بود نقل شده که، ابن ابی غانم قزوینی4 و جماعتی از شیعیان در مورد جانشین حضرت امام عسکری(ع) به بحث و گفت‌وگو پرداختند تا آنکه به مشاجره و تندی رسیدند. ابن ابی غانم می‌گفت: امام حسن عسکری(ع)، بدون اینکه جانشینی داشته باشد از دنیا رفت. سپس نامه‌ای نگاشته، به ناحیة مقدّسه5 ارسال داشتند و در آن اشاره به بحث و گفت‌وگوی خود نمودند. در پی آن، پاسخ نامة آنان به خطّ خود امام زمان(ع) به دست آنان رسید».



یکی از موضوعات با اهمیت در موضوع مهدویت، نامه‌های صادره از سوی امام مهدی(ع) به افراد مختلف در زمینه‌های گوناگون فقهی، اخلاقی، معنوی، عقیدتی، تاریخی و غیره است که به صورت ابتدا یا در پاسخ نامة آن افراد مرقوم داشته و ارشاد فرموده‌اند.1 این خود یکی از برکات وجودی حضرت بقیةالله(ع) است که تاکنون در لابه‌لای کتب مذهبی و حدیثی ما موجود و مورد استفاده‌های فراوان قرار گرفته است. مرحوم علامه مجلسی(ره) در جلد سوم «بحارالانوار» تعداد 23 نامه از امام عصر(ع) را تحت عنوان «باب ما خرج من توقیعاته(ع)» از منابع مختلف و معتبر نقل نموده است.

این نامه که شرح بخشی از آن جهت خوانندگان قلمی گردیده است، تحت عنوان «نامه‌ای در مورد کسانی که در وجود امام زمان(عج) دچار شک و تردید شدند»،2 در «بحارالانوار»، نهمین نامه از نامه‌های امام(عج) آمده است که اینک به خوانندگان محترم ارائه می‌گردد.3

از شیخ ابوعمر عامری(ره) که مورد وثوق و اعتماد بود نقل شده که، ابن ابی غانم قزوینی4 و جماعتی از شیعیان در مورد جانشین حضرت امام عسکری(ع) به بحث و گفت‌وگو پرداختند تا آنکه به مشاجره و تندی رسیدند. ابن ابی غانم می‌گفت: امام حسن عسکری(ع)، بدون اینکه جانشینی داشته باشد از دنیا رفت. سپس نامه‌ای نگاشته، به ناحیة مقدّسه5 ارسال داشتند و در آن اشاره به بحث و گفت‌وگوی خود نمودند. در پی آن، پاسخ نامة آنان به خطّ خود امام زمان(ع) به دست آنان رسید».

ابن ابی غانم یا شیعه نبوده یا آنکه شیعه‌ای پایدار و محرم اسرار امامت نبوده و لذا از وجود امام زمان(ع) بی‌اطلاع مانده است، یا تقیّه می‌کرده و لذا نقش مخالف شیعه را به خود می‌گرفته است. چنان‌که محتمل است که آن جماعت دیگر می‌گفته‌اند: امام عسکری نسلی داشته و باید داشته باشد که امامت شیعه را پس از رحلت پدر بزرگوارش به عهده گیرد؛ زیرا از مذکورات، بلکه بدیهیات تاریخ، آن است که خلفای جور، به خصوص بنی‌عبّاس، به تدریج دریافته بودند که عقیدة قطعی شیعه بر وجود امامی غایب است که ظهور خواهد نمود و بساط ظلم و ستم دستگاه جور را برخواهد چید و قلیل افرادی نیز از خاندان سادات با استفاده از همین وعده‌ها و مسائل علیه بنی‌عبّاس قیام مسلحانه نموده بودند. لذا این خاندان جبّار، سخت بر خود می‌ترسیدند و از همة طُرُق در مقام تفحص و تجسس بودند که این امام غایب را پیدا نموده، نابود کنند.

امامان معصوم شیعه، به خصوص حضرت عسکری(ع) که خود پدر امام زمان(ع) بودند، کمال استتار و اختفا را بر حضرت مهدی(ع) اعمال می‌نمودند و پس از ولادت مهدی موعود هم جز چند نفر محدود و معدود که اخصّ خواص مقام امامت بودند، دیگران، حتی برادر خود حضرت عسکری(ع) هم از وجود چنین مولود مسعود و فرزند برومندی اطلاع و آگاهی نداشتند. بسیاری از افراد، حتی از خود شیعه نیز یا منکر وجود چنین فرزندی یا دست کم دچار تردید، ابهام و شک و شبهه بودند. محتمل است که در زمان ابن ابی غانم یا امر غیبت و استتار حضرت حجت موعود(ع) استقرار کامل یافته یا به هر دلیل دیگری، زمینه جهت صدور این نامه از طرف آن حضرت و وصول آن به دست افراد تا حدودی فراهم شده است.

مقدمات این نامه مقداری مربوط به امامت و وجود حضرت صاحب(ع) و مقداری نیز مربوط به نکات و نقاط دیگر است. امّا بخشی از آن نامه که از جنبة اختصاصی خارج و برای همگان، به خصوص پیروان مکتب تشیع به کار می‌آید، در این مجال مورد توجه قرار گرفته است، که ذیلاً مطرح می‌شود.

حضرت بقیّةالله(ع) مرقومة شریف خود را چنین آغاز فرموده است: «بسم الله الرّحمن الرّحیم، خداوند ما و شما را از فتنه‌ها [که بیماری اصلی همان‌ها است] شفا عنایت فرماید، به ما و شما، روح یقین و عقیدة محکم مرحمت نماید، و ما و شما را از سوء عاقبت در پناه خود نگه دارد. به درستی که خبر تردید جمعی از شما در دینتان به من رسید؛ [توجه شود امر امام و امامت به عنوان دین در سخن امام(ع) مطرح گردیده است] شک و حیرتی که نسبت به ولاة امر خود ـ امامان معصوم(ع) ـ به آنان دست داده است. این مسئله ما را غمزده نمود. البته به خاطر شما، نه به خاطر خود ما و ناراحت شدیم ـ در مورد شما نه در مورد خودمان ـ زیرا خدا با ما است و ما با داشتن خدا نیاز و حاجتی به دیگری نداریم. و  حق با ما می‌باشد پس نمی‌ترسیم و هراسی نداریم از کسانی که دست از یاری ما بردارند و از اعتقاد به امامت ما باز نشینند. آری ما مخلوق و آفریدة خداوندیم و خلایق، ساخته و پرداختة دست ما هستند».
آنگاه به آنان خطاب می‌کند که:

«هان ای گروه شکاک؛ چرا در ریب و شک به سر می‌برید؟ چرا در حیرت و تردید غوطه‌ور شده‌اید؟ آیا نشنیده‌اید سخن خداوند را در قرآن که فرماید:
«ای کسانی که ایمان آورده‌اید، خدا را اطاعت کنید و پیامبر و اولیای امر خود را [نیز] اطاعت کنید».5

آیا از آثار و روایات در مورد حوادثی که بر امامان معصوم شما ـ چه در گذشتگان و یا موجودین آنها ـ رخ داده و می‌دهد آگاه نشده‌اید؟ آیا ندیدید که چگونه خداوند برای شما پناهگاه‌هایی قرار داده که ملجأ و مأمن شمایند؟ آیا ندیدید که از حضرت آدم  ابوالبشر تا عصر پدرم امام حسن عسکری(ع) چگونه خداوند پرچم‌های هدایت را برای شما برافراشت و هر پرچمی از میان رفت پرچم دیگر بر سر شما سایه‌افکن گردید؟ و هر گاه ستاره‌ای ناپدید شد، ستارة دیگر طلوع نمود؟ ـ هر امام و رهبری که از جهان رخت بربست امام دیگر به جای او قیام نمود؟ ـ با این حال هنگامی که پدرم حضرت عسکری(ع) از جهان دیده بربست گمان کردید که خداوند دین خود را عاطل و باطل می‌گذارد؟ و رابطة میان خود و بندگانش را قطع می‌کند؟ [امام دیگری به جای او نمی‌فرستد و منصوب نمی‌کند؟] هرگز که چنین باشد. هرگز چنین نخواهد بود تا قیامت برپا شود و به تحقیق که امر خدا و ارادة پروردگار آشکار خواهد شد، هر چند دشمنان از آن کراهت داشته باشند».
آنگاه امام(ع) اصل مطلب را چنین ادامه می‌دهد:

«به درستی که شخص درگذشته از ما ـ یعنی امام حسن عسکری(ع) ـ با سعادت از میان ما رخت بربست و مو به مو به منهاج پدران بزرگوار خود و بر راه و روش نیاکان خود بود و اینک وصیت او و علم و دانش او در میان ما و در اختیار ما می‌باشد. کسی که جانشین او است و جای او را می‌گیرد ما هستیم و کسی بر سر این موضع ـ امامت و ولایت ـ با ما به نزاع برنمی‌خیزد مگر ظالم و ستمکار و هیچ‌کس مدّعی آن نمی‌شود مگر منکر و کافری که به نزاع با ما و اشغال حقّ ما برخاسته است».
آنگاه امام مهدی(عج) در نامة خود چنین می‌فرماید:

«اگر نه این است که کسی بر خداوند غلبه نمی‌کند و اگر نه این است که راز خداوندی فاش نمی‌گردد و او اجازة افشای اسرار خود را نمی‌دهد، هر آینه از حقوق امامت ما و راز و رمز ولایت ما مطلب و مسائلی فاش می‌گردید که عقول شما به بهت و حیرت فرو می‌رفت و تفکرات شما حیران و سرگردان می‌شد و شاید این خود مشکلات جدیدی برای شما پدید می‌آورد، لکن کسی نمی‌تواند در قضا و قدر الهی دخالت کند و چون و چرا نماید. برای هر چیزی زمان تعیین شده‌ای است که تا فرا نرسد اسرار آشکار نگردیده و حقایق فاش نمی‌شوند و مقدّرات خداوندی مکشوف نمی‌گردد».

بدیهی است مقصود از اسرار خداوندی در این مقام و مقال همان اسرار مربوط به امامت و رازهای پیرامون ولایت و رهبری حضرت مهدی موعود(ع) و مصلح آخرالزّمان است.
آنگاه اضافه می‌کند که:

«ای بندگان خدا، پس تقوا پیشه کنید و تسلیم ما باشید و امر ما را به خود ما واگذار کنید [یعنی شما دخالت ننمایید، زیرا که مقتضای امامت و لازمة رهبری این است که مأموم به دنبال امام و رهرو، پشت سر رهبر حرکت کند و از او پیروی و متابعت کند و متعبّد به فرمان او باشد] زیرا در این صورت است که رهایی از مشکلات و خلاصی از گرفتاری‌های امامت ما نیز به دست ما و زیر نظر و به اختیار ما بوده است. آری از واگذاری امور خود به ما زیان نمی‌بینید بلکه به سود شما بوده و نفع دنیا و آخرت شما در همین است.
برای کشف و افشای اموری که از شما مستور نگه داشته شده ستیزه و پیکار نکنید. [یعنی غیبت امام(ع)] جلوتر از قضایا و حوادث گام برندارید، عجله نکنید، بگذارید هر چیزی به وقت مقرّر و زمان مقدّر خود برسد تا به صورت طبیعی بر شما آشکار گردد و همه بهره ببرید.
از راه راست منحرف نگردید، اصحاب یمین باشید». یعنی آنچه را خداوند و کتاب او و رسول گرامی او و اوصیا و جانشینان پیامبر اکرم(ص) برای شما ترسیم نموده‌اند محکم بگیرید  و از کف رها نکنید و خطّ مشی اسلامی و اعتقادی خود را بر اساس آن استوار کنید.
«به طرف چپ و راه غیر مستقیم گام برندارید».

جدّ بزرگوار حضرت مهدی(عج) یعنی امام علی(ع) نیز در «نهج البلاغه» می‌فرماید: « الیمین و الشمال مضلّةٌ و الطّریق الوسطیٰ هی الجادّة؛7 به این طرف و آن طرف افتادن موجب ظلالت و گمراهی است و خطّ مستقیم همان جادة اصلی و راه نجات و رستگاری است».
«توجه خود را به سوی ما قرار دهید. سنت واضحة الهی و راه راست اسلام را با مهر و محبت و مودت بپیمایید».

بنگرید تاریخ را، تاریخ و حوادث پس از رحلت پیامبر اسلام(ص) را؛ پیدایش گروه‌ها، مذهب‌ها و مسلک‌ها را چگونه از در خانة اهل بیت پیامبر(ص) که مورد محبت او، مورد توصیه‌های او، مورد سفارش‌ها و تأکیدات او، معدن علم و معنویت او بودند فاصله گرفته شد. با چه ترفندها و انگیزه‌ها از خطّ امامت و ولایت فاصله گرفته شد. چه تفرقه‌ها و پراکندگی‌ها، چه اختلاف‌ها و تمایلات ایجاد گردید و در نتیجه با پیدایش فرقه‌های گوناگون مسلمانان به چه لغزش‌ها و پرتگاه‌ها سرنگون شدند و چه نزاع‌های داخلی بر اسلام و مسلمین وارد گردید که هنوز هم ادامه  دارد و دشمنان اسلام کمال سوء استفاده را از این اختلافات به نفع خود می‌برند.

«من خالصانه شما را نصحیت کردم و خیرخواهی نمودم. خداوند متعال هم بر من و هم بر شما شاهد و گواه است. شاهد است بر من که نصیحت کردم و دلسوزی نمودم و شاهد است بر شما که نصحیت شدید و حجت بر شما اتمام گردید».

امام عصر(ع) می‌فرماید، ما وظیفة خود را انجام دادیم، گفتنی‌ها را ابلاغ و اعلام نمودیم. اکنون نوبت شما رسیده که در مقابل اعلام‌ها، انذارها و تأکیدات ما چه خواهید کرد.

«اگر نه این است که ما دوست داریم شما افراد و جامعه‌ای صالح و شایسته باشید، وقت و فرصت نداشتیم تا با شما به مکاتبه و مخاطبه و نامه‌نویسی بپردازیم. زیرا وقت و فکر ما مشغول به مسائل و مطالب دیگری است».
سپس می‌فرماید:

«ما گرفتاریم با دشمنان خدا؛ غاصبان حق ما، آنان‌که بر ضدّ خداوند قد علم کرده و پرچم افراخته‌اند، آنان‌که مردم را از راه خدا بیرون می‌برند، تابع و مروج گمراهی و ضلالت مردم هستند، به ناحق ادعای رهبری و امامت می‌کنند، حقوق آنان را که خداوند طاعتشان را واجب فرموده است انکار می‌نمایند. ما با این افراد ستمگر و غاصب و ضدّ خدا مبتلا و درگیر هستیم که باید ما خنثی‌کنندة نقشه‌های شوم آنان باشیم و در اندیشة نجات و خلاصی مظلومان و مستضعفان از بند این جباران و طاغوتیان باشیم تا مظلوم را از آسیب ظالم رها سازیم و حق‌دار را به حقّ خود برسانیم و اینها گرفتاری‌های کمی نیست بلکه طاقت‌فرسا و جانکاه می‌باشد، در سراسر جهان این‌گونه کسان و ناکسان هستند که استعمار و استثمار فکری، عقیدتی، سیاسی اخلاقی و اجتماعی خود را گسترانده‌اند تا بندگان خداوند را بندة خود سازند و با تمام فعالیت در این راه کوشا هستند. ما باید به دفع و قلع و قمع این راهزنان راه حق بپرداریم».8
آنگاه امام مهدی(عج) به ذکر مطالب و نکات دیگر می‌پردازد. از آن جمله می‌فرماید:

«من باید بهترین تأسی و پیروی را از خط مشی و عملکرد جدّه‌ام فاطمه زهرا(س) دخت گرامی پیامبر اسلام(ص) داشته باشم و دارم. نادانان زود است که از پستی عمل خود آگاه شوند و کافران به زودی خواهند دانست که حسن عاقبت در آخرت از آن کیست».

شاید در این رهگذر حضرت صاحب‌الامر(عج) اشاره‌ای نیز، به مظلومیت خود نموده باشد. چه حضرت صدیقه کبری(س) در عصر خود و از سوی جباران و طاغوتیان زمان خود بسی مظلوم واقع گردید و مورد انواع و اقسام ستمدیدگی‌ها، مظلومیت‌ها، غصب حق‌ها قرار گرفت امّا به خاطر حفظ اسلام و بقای دین همة آن ظلم و ستم‌ها را به جسم و جان خرید و تحمل کرد و دم بر نیاورد.

در آخر این نامه، مهدی موعود(ع) به دعا پرداخته، چنین می‌فرماید: «خداوند ما و شما را از مهلکه‌ها، بدی‌ها و از همه گونه آفت‌ها و بیماری‌ها به رحمت و مرحمت خود حفظ فرماید. چه او بر این کار ولایت و قدرت دارد و بر هر کار که بخواهد توانا می‌باشد. خداوند ولی و نگهدارندة ما و شما باد و سلام و درود، همراه با رحمت و برکات او بر تمام جانشینان الهی و اولیای پروردگار و مؤمنان باد، و صلوات پروردگار و سلام و تحیت او بر صاحب مقام نبوّت و رسالت، حضرت محمّد(ص) باد».
پی‌نوشت‌ها در دفتر مجله موجود می‌باشد.

آیت‌الله سیّد علی شفیعی

توقیعات امام غایب(ع)

محمد مهدی رکنی

اشاره:
«توقیع» در لغت به معنای نشانه گذاشتن، امضاء کردن حاکم بر نامه و فرمان، جواب مختصر که کاتب در نوشته به پرسش‌ها می‌دهد، دستخط فرمانروا و نوشتن عبارتی در ذیل مراسله آمده است1و در اصطلاح علم حدیث به معنای پاسخ پرسش‌ها، یا اطلاعیه‌هایی است که به صورت کتبی از طرف امام برای آگاهی شیعیان فرستاده شده است. چنانکه توقیعاتی از حضرت امام علی‌النقی و امام حسن عسکری(ع) نقل شده است2. امّا معمولاً توقیع به نامه‌های حضرت حجة‌بن‌الحسن امام زمان(ع) گفته می‌شود که توسط چهار تن نایبان خاصّ ایشان در زمان غیبت صغرا به دست شیعیان می‌رسیده است3.در این مقاله پس از اشاره‌ای کوتاه به تعداد توقیعات نقل شده از امام زمان(ع) مهم‌ترین موضوعاتی که در توقیعات مطرح شده است، بررسی می‌شود.
 

  • شمارة توقیعات

 شمارة توقیعات در دو کتاب کمال الدّین و تمام النعمة، شیخ صدوق و کتاب الغیبة، شیخ طوسی جمعاً 92 عدد است . که پس از حذف موارد مشترک 80 توقیع می‏شود. به این شرح: در کتاب کمال‏الدین در بابی که به «ذکر توقیعات رسیده از امام قائم(ع)» اختصاص دارد، 49 توقیع و یک دعا نقل شده که برخی کوتاه و بعضی طولانی است. امّا شیخ طوسی در کتاب الغیبة  در باب مخصوص توقیعات و مواضع دیگر 43 توقیع و خبر نقل می‏کند، که بعضی از آنها را از جمله معجزات امام غایب شمرده، و برخی دیگر توقیعاتی است که با شرح موارد صدور آنها ذکر کرده و متضمن سرگذشتی است جالب توجه، و شماری دیگر دستخط امام زمان(ع) است که به صورت منشور ـ فرمان سرگشادة عمومی ـ صادر شده، و شامل مباحث اصولی مذهب است. از این 43 توقیع 12 عدد منقول از صدوق است که بعضی عیناً در کمال‏الدین دیده می‏شود.
 بنابراین مجموع توقیعات غیرتکراری در دو کتاب مأخذ ما 80 عدد است.


  •   تقسیم بندی توقیعات

 اینک توقیعات برگزیده را برحسب موضوع دسته‏بندی کرده نقل می‏کنیم :

 1. رازدانی و خبردادن از امور پنهانی

 بر طبق چندین خبر که در دو کتاب مأخذ ما آمده، حجت خدا بر زبان نایبان یا به وسیلة توقیعات از رازهای نهانی و امور پنهانی و آنچه پرسندگان در دل داشته‏اند خبر داده و موجبات اعتماد به نوّاب و یقین به ارتباطشان با امام را فراهم کرده است. این اخبار اضافه بر روایاتی است که در تأیید و توثیق نایبان رسیده، و در واقع نشانی‏های عینی و دلیل‏های مشهود بر صحت ادعایشان در نیابت و وساطت از امام غایب بوده و سبب اطمینان قلب بیشتر شیعیان می‏شده‏ است. هر چند این رویدادها شخصی و خصوصی بوده، امّا مجموع آنها که به وسیلة راویان مطمئن و در کتب معتبر و مؤلّفان محقّق نقل شده، امروزه برای ما نیز اطمینان‏آور است به ویژه که مضمون این اخبار خود نشان دهندة صحت و راست بودنشان است و اینک چند نمونه:

 1ـ حسن بن فضل یمانی ـ ضمن حدیثی طولانی ـ گوید: «از سه مطلبی که به خاطر داشتم دو تای آنها را نوشتم و سومی را به احتمال آنکه ناخوشایند باشد ذکر نکردم. امّا جوابی که به من رسید هم دربارة دو مطلبی بود که نوشته بودم و هم راجع به سومین مطلب که در دل نگهداشته و ننوشته بودم».4
 2ـ نصربن صالح نقل کرد که: «مردی از اهل بلخ پنج دینار با نامه‏ای که اسمش را در آن عوضی نوشته بود فرستاد. پاسخ وصول پول به او رسید با نام اصلی‏اش و نسبش و دعا برای او».5
 نمونه‏های دیگر از اشراف بر ضمایر و آگاهی از وقایع و نهان‏دانی ولیّ حق‏تعالی را در توقیعات دیگری نیز که تحت موضوعات مختلف ـ مخصوصاً توقیعات دربارة اموال رسیده به امام ـ نقل شده است می‏بینیم. به بیان دیگر حضرت به گونه‏های مختلف با بیان حقایق پنهانی اثبات صحت امامت و ولایت خود و سفارت نایبان را می‏فرموده است تا برای طالبان حقیقت تردیدی بر جا نماند.

 2. مسائل مربوط به غیبت امام

دشمنی بسیار شدید با مصلح موعود و تفحص برای پیدا کردن و قتلش، امکان آشکار شدنش را از بین برده بود و شبهاتی که جعفر، برادر امام حسن عسکری(ع)، ایجاد کرده بود و مردم را به خود دعوت می‏کرد نیز مزید بر علت بود. این همه، اشکالاتی را به اذهان القا می‏کرد، که بر حسب وظیفة ارشادی و هدایتی که امام دارد باید پاسخ‌گوی آنها و بر طرف کنندة شبهات باشد.
تعدادی از توقیعات مستقیماً در اطراف مسایل طرح شده راجع به «غیبت» است، مانند نهی از بردن نام امام غایب و مشخص نکردن وقت ظهور و سبب غیبت و اموری از این گونه.
به عنوان مثال: محمّد بن همّام از محمّد بن عثمان ـ دومین نایب خاصّ امام غایب(ع) ـ نقل می‌کند که توقیعی به خطی که می‌شناختم برایم رسید، بدین مضمون: «هر کس در جمعی از مردم نام مرا ببرد [که موجب معرفی و گرفتاری‌ام شود] لعنت خدا بر او باد».
همین راوی گوید: از زمان فرج پرسیدم، جواب رسید:
«کسانی که وقت [برای ظهور من] تعیین می‌کنند، دروغ می‌گویند [که آن را جز خدا کسی نمی‌داند]».6

 3. جواب مسائل اعتقادی

 توقیعاتی که از ناحیة مقدس امام غایب(ع) صادر شده، شماری از آنها در پاسخ پرسش‏هایی است که راجع به مسائل عقیدتی و ایمانی است .
 این سؤالات غالباً در موضوع امامت و غیبت امام است که در آن زمان مسئلة روز و مایة اختلاف فرقه‏های مسلمانان بوده است و برخی تا امروز هم مورد بحث و گفت‌وگوست. اینک ترجمة چند توقیع نقل می‏شود:
 گروهی از شیعه در این موضوع اختلاف کردند که خدای ـ عزوجل ـ آفریدن و روزی دادن را به ائمه(ع) تفویض کرده. عده‏ای گفتند: این محال است و چنین نسبتی به خدای تعالی جایز نیست؛ زیرا جز خدا بر خلق اجسام قادر نیست. دسته‏ای دیگر گفتند: [چنین نیست] بلکه خدای تعالی ائمه را بر این کار توانا کرده است و [آفرینش را] به آنان واگذار کرده، از این رو می‏آفرینند و روزی می‏دهند. در این مسئله به شدت با یکدیگر نزاع می‏کردند.
 یکی از آنان گفت: شما را چه شده؟ چرا به
ابوجعفر محمدبن عثمان عمری مراجعه نمی‏کنید که از او بپرسید، تا در ابن باب حقّ مطلب را برایتان روشن کند، به راستی [اکنون] او راه به سوی صاحب الامر است. آن گروه به [حلّ مسئله توسط] ابو جعفر راضی شدند و به پیشنهادش جواب قبول دادند، پس مسئله را نوشتند و به سویش فرستادند. از طرف حضرت برایشان توقیعی آمد که رونوشت آن این است:
«به درستی خدای تعالی است که اجسام را آفرید و روزی‏ها را تقسیم کرد، که او جسم نیست و در جسم هم حلول نکرده « لَیسَ کَمِثلِه شی‏ءٌ و هُوَ السَّمیعُ العَلیم» هیچ چیز مانند او نیست و اوست شنوا و دانا. امّا ائمه(ع) از خدای تعالی سؤال می‏کنند، پس او می‏آفریند، و می‏خواهند، پس او روزی می‏دهد، برای اجابت کردن درخواستشان و بزرگداشت حقّشان».7
 چنانکه ملاحظه می‏شود پاسخ امام به نزاع کنندگان بسیار سنجیده و عمیق است؛ زیرا در حالی که تضادی با اصل توحید اسلامی ندارد و شریکی برای آفریدگار پیش نمی‏آورد، مقام رفیع و حقّ والای ائمه را در بارگاه الهی و استجابت دعایشان می‏رساند.

4. اموال رسیده به امام

شماری از توقیعات دربارة اموالی است که شیعیان به عنوان خمس و دیگر وجوه شرعی توسط وکلا یا نایبان خاص به حضور امام زمان(ع) می‌فرستادند، نمونه‌ای دراین‌باره نقل می‌شود:
محمدبن شاذان نیشابوری گوید:
نزد من پانصد درهم که ـ بیست درهم کسر داشت ـ جمع شده بود، دوست نداشتم [پولی که می‌فرستم] این مقدارش کم باشد. بدین جهت از مال خود بیست درهم وزن کرده به آن افزودم و به اسدی [وکیل امام] دادم، امّا از اینکه کمبودی داشته و من آن را کامل کرده‌ام چیزی ننوشتم. جواب نامه رسید: «پانصد درهم که بیست درهم از تو بود به ما رسید...».8

5. تکذیب مدّعیان

پنهان زیستی امام عصر(ع) بهانه و وسیله‌ای فریبنده برای مدّعیان دروغگو بود، که عقاید دینی ناآگاهان را وسیلة سودجویی و ریاست خود قرار دهند.
در چنین موقعیتی برای اینکه حقیقت پوشیده نماند و مردم دچار اشتباه نشوند، از سوی امام(ع)، توسط سفیران چهارگانه ـ به خصوص نوبختی ـ توقیعاتی در مذمّت، تکذیب و لعن آن دروغگویان صادر شده که به یک نمونه بسنده می‌کنیم:
شیخ طوسی در معرفی کسانی که از سوی حضرت مهدی(ع) مذمت شده‌اند می‌نویسد: «کسانی که ادعای بابیّت (واسطة بین امام و مردم بودن) کرده‌اند، نخستین آنها «شریعی» است. او از مصاحبان امام هادی و امام عسکری(ع) بود، امّا بر خدا و حجت‌های الهی دروغ بست و نسبت‌هایی به آنان داد که از آن بیزار بودند. شیعیان او را لعنت کردند و از وی دوری جستند و توقیع امام در لعن و دوری کردن از وی نیز صادر شد. سپس قول به کفر و الحاد نیز از او آشکار شد».9

 پی‏نوشت‏ها

٭ برگرفته از کتاب: نشانی از امام غایب(ع)، بازنگری و تحلیل توقیعات.
1. ر.ک  به: منتهی‌الارب فی لغة العرب، لغت‌نامة دهخدا، لسان العرب.
2. مانند این توقیع که شیخ صدوق از امام عسکری(ع) نقل کرده: «پنداری است باطل که مخالفان می‌خواهند با کشتن ما این نسل پاک را منقطع گردانند که خدای عزّ و جلّ گفتارشان را تکذیب کرده است، و سپاس خدای را بر این نعمت» (کمال‌الدین، ص 407؛ نیز نگاه کنید به: سفینة البحار، ج 2، ص 676.
3. ر.ک: الذریعه، ج 8، ص 237.
4. صدوق، محمدبن علی بن حسین، کمال الدّین و تمام النّعمة، ص 490، ح 13.
5. همان، ص 488، ح 10.
6. همان، ص 483، ح 3.
7. طوسی، محمد بن حسن، کتاب الغیبة، ص 178.
8. همان، ص 258؛ کلینی، محمدبن یعقوب، اصول کافی، ج 1، صص 323 ـ 324.
9. همان، ص 244.

پاسخ صاحب الزمان (عج) به شکاکین


 نامه حضرت ولی عصر"عج" خطاب به کسانی است که در وجود حضرت شک کرده بودند و شیخ ابی عمر عامری جواب حضرت را برای اینان آوردند :


بسم الله الرحمن الرحیم
خدا ما و شما را از فتنه ها عافیت دهد،و به ما و شما روح یقین را هدیه دهد.خدا ما را در پناه خودش قراردهد،شما را هم ازعاقبت بد درپناه خودش قراردهد،به من خبررسیده که شک کردید جماعتی از شما در دین، پس غمناک شدیم از شما که این (شک شما) بین ما وشما پرده انداخت (غصّه ما ) برای شماست نه برای خودمان،به درستی که خدا با ماست پس هیچ نیازی ما به غیر خدا نداریم،حق همیشه با ماست پس به وحشت  نمی اندازد ما راهر کس که بنشیند. و ما صنعت دست خداییم؛ومخلوقات،صنعت دست ما.

ای گروه چه شده است شما را تردد شما در شک است و در حیرت برگردانده شدید ،آیا این آیه قرآن را نشنیدید که خداوند عزّوجل می فرماید:

"ای کسانی که ایمان آوردید اطاعت کنید از خدا و اطاعت کنید رسول و اولی الامر از ایشان را "

آیاندانستید آن آثاری که به شما رسیده،آن چه که بوده و ایجاد شده از ائمه گذشته و باقی مانده شماست؟

آیا ندیدید که خدای سبحان چگونه برای شما پناهگاه هایی قرار داده است که شما در آن پناهگاه ها به آرامش برسید؟

آیا ندیدید که خداوند برایتان چه عَلَم هایی را قرار داده است که شما به واسطه  آن هدایت شوید؟

از حضرت آدم این پرچم بوده تا امامی که گذشت (امام حسن عسگری(ع)) هر زمان علمی ناپدید می شود علم دیگری پدید می آید وقتی خدا ستاره قبلی را گرفت شما گمان بی جا کردید که خدا دینش را باطل کرد،وسیله بین خود و مخلوق را برید این چنین نیست که شما گمان می کنید نه هیچ وقت بوده  و خواهد بود،تا زمان قیامت،و امر خدا ظاهر می شود در حالی که مردم کراهت دارند.

و پدرم با سعادت کامل بر روش پدرانش گذشت گام به گام جای آن ها قدم گذاشت،وصیت او و علم او در بین ما هست،و کسی که جانشین او باشد،وکسی که بنشیند جای او  هم در بین ما هست.هیچ کس با ما دعوا نمی کند  (در مورد موضوع جانشینی ) مگر کسی که ظالم و گناه کار باشد .

اگر فرمان خدا که هیچ گاه مغلوب نمی شود نبود،حتماً از موقعیت ما چیزی بر شما ظاهر می شد که عقل هایتان سرگردان شود،و شکهایتان از بین برود،ولی هر چه خدا بخواهد می شود .

پس تقوا داشته باشید، وتسلیم ما شوید،امر شما بر ما وارد می شود ،پس بر ماست صادر کردن (پاسخگویی به شما)،و اراده نکنید بر پرده برداری از چیزی که پرده افتاده بر شما (منظور خود حضرت هستند که در پس پرده غیبت به سر می برند) میل نکنید از طرف راست و برنگردید به چپ.

من خیرخواهی شما را کردم و خدا شاهد بر من و شماست. اگر نبود نزد ما که دوست داشتیم صلاح شما و رحمت بر شما و دوست داشتیم دلسوزی بر شما را،ما از مورد خطاب قراردادن شما مشغول به کار دیگری می شدیم.

 خدا ما و شما را حفظ کند از قرار گرفتن در مهلکه ها و مرض ها و آفت ها به رحمت خودش، به درستی که خدا قادر بر هر چیزی است،وخدا هم برای ما و هم برای شما سرپرست و حافظ است و سلام بر همه اوصیاء و اولیاء و مؤمنین " و رحمة الله وبرکاته و صلی الله علی محمد النبی وسلم تسلیما"
مکیال المکارم

حق با ماست

 توقیع مبارک حضرت صاحب‌الامر، ارواحنا له الفداء، به افتخار عثمان بن سعید عمری و فرزندش محمد بن عثمان
خداوند شما دو نفر [پدر و پسر] را به اطاعت و بندگی خویش موفق و بر دین خود ثابت قدم بدارد و در سایة رضای ذات پاکش به شما سعادت دو جهان عنایت فرماید.
آنچه «میثمی» به شما خبر داده بود در مورد «مختار» و مناظرة او با کسی که اظهار می‌داشته از حضرت امام حسن عسکری(ع) جانشینی جز جعفر بن علی [کذاب] باقی نمانده، و او هم تصدیق کرده است، به ما رسید.

همچنین آنچه که شما به میثمی در پاسخ مطالبی که به یاران شما گفته بود، نوشتید نزد ما روشن است و من از اینکه پس از بینایی و بصیرت دچار نابینایی شوم و پس از هدایت، گمراه گردم و نیز از فتنه‌ها و عدم قبولی اعمال، به خدا پناه می‌برم، چه آنکه حق تعالی در قرآن کریم فرموده است:

آیا مردم خیال می‌کنند که اگر بگویند ایمان آورده‌اند از آنها می‌گذرند و آنان را آزمایش نمی‌کنند. چگونه در فتنه سقوط می‌کنند و در حیرت و سرگردانی به سر می‌برند و پیوسته به چپ و راست در حرکتند؟! آیا از دین خود جدا افتاده‌اند؟ آیا از روایات معتبر در این مورد بی‌اطلاع هستند یا آگاهند ولی آن را از یاد برده‌اند؟ آیا نمی‌دانند که خداوند زمین را از حجت خالی نمی‌گذارد، اعم از اینکه آن حجت ظاهر و آشکار در میان مردم باشد یا غایب از انظار؟

آیا این دسته‌ای که در وجود امام [پس از حضرت عسکری(ع)] شک و تردید دارند، از برنامة منظم ائمة معصومین(ع) پس از پیامبرشان(ص) بی‌اطلاع هستند که چگونه یکی پس از دیگری طبق برنامه‌های تعیین شده به وظیفة خویش عمل کردند و نوبت به امام عسکری(ع) رسید که جانشین پدرانش بود و به امر خداوند مردم را به سوی حق و راه مستقیم ولایت دعوت فرمود؟

او خورشیدی فروزان و ماهی درخشان بود که در آسمان ولایت و امامت می‌درخشید و آنگاه که ساعت مقرّر فرا رسید و مانند اجداد گرامی‌اش به سبب شهادت، به جوار رحمت حق شتافت، مانند پدرانش بدون کم و زیاد به عهد خویش وفا نمود و وصیت خود را به وصی و جانشین خودش ـ که به امر خداوند باید تا روز موعود از نظرها پنهان باشد ـ سپرد. البته که در مورد جانشین او مقدر الهی این چنین است که محلّ زندگی او باید مخفی باشد و این برای ما فضیلتی است.

و آن روزی که خداوند به ما اجازه دهد و منع خود را از ظهور ما بردارد، حق در زیباترین لباس‌ها و روشن‌ترین نشانه‌ها به مردم نشان داده شده، بر همگان آشکار خواهد شد و اساساً حقّ و حقیقت، خود معرّف خویش خواهد بود. لکن چه باید کرد؟ اکنون باید در برابر قضا و قدر الهی و ارادة توانایش تسلیم و به انتظار توفیق از جانب ذات پاکش بود.

پس منکران و کسانی را که در شک و تردید هستند بخوانید تا دست از متابعت هوی و هوس بردارند و همان اصولی را که پیروی می‌کردند، رعایت کنند و همان راه را دنبال نمایند.

از آنچه از آنها پوشیده است درگذرند و از بحث و فحص در آن خودداری کنند، که به گناه آلوده خواهند شد؛ اسرار الهی را فاش نکنند، که موجب پشیمانی آنان خواهد شد.

و بدانند که حق با ما و در راه دوستی ما است. هیچ کس جز ما این ادعا [یعنی دعوی امامت و جانشینی رسول اکرم(ص)] را ندارد؛ مگر دروغ‌گویان و آنان که بر خداوند افترا بسته و گمراه خیانت پیشه هستند. بدین مختصر که از ماشنیدید قناعت کنید و از تفصیل و شرح آن درگذرید.


پی‌نوشت:

٭ مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج53، ص 190.

توقیع مبارک حضرت صاحب الامر(عج) به افتخارعثمان‌بن سعید عمری

توقیع مبارک حضرت صاحب الامر، ارواحنا له الفداء به افتخارعثمان‌بن سعید عمری و فرزندش محمدبن عثمان،

خداوند شما دو نفر [پدر و پسر] را به اطاعت و بندگی خویش موفق و بر دین خود ثابت قدم بدارد و در سایة رضای ذات پاکش به شما سعادت دو جهان عنایت فرماید. آنچه «میثمی» به شما خبر داده بود در مورد «مختار» و مناظرة او با کسی که اظهار می‌داشته از حضرت امام حسن عسکری(ع) جانشینی جز جعفربن علی [کذاب] باقی نمانده، و او هم تصدیق کرده است، به ما رسید.

همچنین آنچه که شما به میثمی در پاسخ مطالبی که به یاران شما گفته بود، نوشتید نزد ما روشن است و من از اینکه پس از بینایی و بصیرت دچار نابینایی شوم و پس از هدایت، گمراه گردم و نیز از فتنه‌ها و عدم قبولی اعمال، به خدا پناه می‌برم، چه آنکه حق تعالی در قرآن کریم فرموده است:

آیا مردم خیال می‌کنند که اگر بگویند ایمان آورده‌اند از آنها می‌گذرند و آنان را آزمایش نمی‌کنند.

چگونه در فتنه سقوط می‌کنند و در حیرت و سرگردانی به سر می‌برند و پیوسته به چپ و راست در حرکتند؟! آیا از دین خود جدا افتاده‌اند؟ آیا از روایات معتبر در این مورد بی‌اطلاع هستند یا آگاهند ولی آن‌را از یاد برده‌اند؟ آیا نمی‌دانند که خداوند  زمین را از حجت خالی نمی‌گذارد، اعم از این که آن حجت ظاهر و آشکار در میان مردم باشد یا غایب از انظار؟
آیا این دسته‌ای که در وجود امام [پس از حضرت عسکری(ع)] شک و تردید دارند، از برنامة منظم ائمة معصومین(ع) پس از پیامبرشان(ص) بی‌اطلاع هستند که چگونه یکی پس از دیگری طبق برنامه‌های تعیین شده به وظیفة خویش عمل کردند و نوبت به امام عسکری(ع) رسید که جانشین پدرانش بود و به امر خداوند مردم را به سوی حق و راه مستقیم ولایت دعوت فرمود؟

او خورشیدی فروزان و ماهی درخشان بود که در آسمان ولایت و امامت می‌درخشید و آنگاه که ساعت مقرر فرا رسید و مانند اجداد گرامیش به سبب شهادت، به جوار رحمت حق شتافت، مانند پدرانش بدون کم و زیاد به عهد خویش وفا نمود و وصیت خود را به وصی و جانشین خودش ـ که به امر خداوند باید تا روز موعود از نظرها پنهان باشد ـ سپرد. البته که در مورد جانشین او مقدر الهی این چنین است که محل زندگی او باید مخفی باشد و این برای ما فضیلتی است.

و آن روزی که خداوند به ما اجازه دهد و منع خود را از ظهور ما بردارد، حق در زیباترین لباس‌ها و روشن‌ترین نشانه‌ها به مردم نشان داده شده، بر همگان آشکار خواهد شد و اساساً حق و حقیقت، خود معرف خویش خواهد بود. لکن چه باید کرد؟ اکنون باید در برابر قضا و قدر الهی و ارادة توانایش تسلیم و به انظار توفیق از جانب ذات پاکش بود.

پس منکران و کسانی را که در شک و تردید هستند بخوانید تا دست از متابعت هوی و هوس بردارند و همان اصولی را که پیروی می‌کردند، رعایت کنند و همان راه را دنبال نمایند.

از آنچه از آنها پوشیده است در گذرند و از بحث و فحص در آن خودداری کنند، که به گناه آلوده خواهند شد. اسرار الهی را فاش نکنند، که موجب پشیمانی آنان خواهد شد.

 و بدانند که حق با ما و در راه دوستی ما است. هیچ کس جز ما این ادعا [یعنی دعوی امامت و جانشینی رسول اکرم(ص)] را ندارد؛ مگر دروغگویان و آنان که بر خداوند افترا بسته و گمراه خیانت پیشه می‌باشند. بدین مختصر که از ما شنیدید قناعت کنید و از تفصیل و شرح آن در گذرید.