سیّد
فرمود: « این موضع، متعلق به جدّ ما امیرالمؤمنان(ع) و ذریّه و فرزندان
ماست به همین جهت تصرّف در آن برای ما و دوستداران ما حلال است» در این
زمان به جویِ آبی که از رودخانة دجله برای مزارع و باغهای اطراف کشیده
بودند رسیدیم، این آب از جادّه میگذشت و آن را به دو راه به طرف شهر تقسیم
میکرد، یکی از راهها معروف به «راه سلطانی» بود و دیگری معروف به «راه
سادات».
رو
به من کرد و پرسید: نماز امام زمان(ع) را چطور میخوانند؟ با تعجب پرسیدم:
حالا چی شده که میخواهی نماز امام زمان(ع) را بخوانی؟ گفت: نذر کردهام و
بعد لبخندی زد.علی عبدالحسنی
اشاره:
کتاب
«سیدالشهدا(ع)» دربردارندة مباحث بیست سخنرانی از شهید محراب و معلّم
اخلاق، حضرت آیتالله شهید سید عبدالحسین دستغیب(ره) پیرامون قیام حسینی و
پاسخ به بعضی از شبهات در این موضوع است.
با اینکه بیش از نیمقرن
از نقل و نشر این بیانات میگذرد هنور مطالب سودمند و بدیعی در آن یافت
میشود و این غیر از جامعیّت علمی آن شهید بزرگوار، به صفای باطن و خلوص
نیّت و پاکیزگی جان آن روح مجّرد و نفس مطمئنّه برمیگردد.
در کنار
هم قرار گرفتن بخشهایی از آن گفتارهای الهی که ارتباط معنایی و معنوی با
یکدیگر داشتند، محور این نوشتار گردیده است. آن شهید محراب در این گفتار به
مهر و محبّت، آثار و مراتب آن، باب رحمت الهی بودن امام حسین(ع)، اسرار و
آثار گریة با معرفت برآن امام معصوم، امید همراه با عمل به وسایل حسین(ع)
و... پرداخته است؛ که به مناسبت ایّام ماه صفر، آن را به خوانندگان گرامی
موعود تقدیم میکنیم.
مهر حسین(ع)
از روایات
مسلّم است که حضرت علی(ع) میفرمایند: «لو أنّ رجلاً أحبّ حجراً لحشره الله
معه؛ اگر کسی سنگی را دوست داشته باشد خداوند او را با آن سنگ در قیامت
محشور میسازد».
عالَمِ محبّت خیلی عجیب است. باید از چیزهایی که
موجب از بین رفتن یا کم شدن محبّت میشود، پرهیز کرد؛ باید در درجة اوّل
ازگناهان و سپس از مکروهات دوری کرد. به علاوه باید به چیزهایی که موجب
افزایش محبّت میشود، روی آورد. مثلاً هر چه بیشتر به سادات اظهار محبّت و
موّدت کنید برای خودتان بهتر است، هر چه بیشتر به مجلس عزای حسین(ع) بروید و
اشک بریزید، علاقهتان به حسین(ع) بیشتر میشود. چنانکه در ماه رمضان نفس
کشیدن روزهدارر ثواب تسبیح دارد، در مجلس عزای حسین(ع) یا هر وقت که غم
حسین(ع) داشته باشی، انفاستان ثواب تسبیح دارد. محبّت کاری میکند که قلب
صیقلی شود. بر اثر محبّت اشعهای از انوار طیّبه و ایمان کاملة این دودمان
در قلب آدمی جایگزین میشود و به دنبال آن آثار محبوب در حبیب جلوهگر
میشود. کسی که به دوستی اهل بیت(ع) بمیرد تائب (توبه کرده) مرده است. همین
محبّت برای دوستان توبه است. خدا کند که این محبّت را با خود ببریم.
از
جمله عجایب عالَمِ محبّت یگانگی میان «محبّ» و «محبوب» است. از نظر معنا
چون کمال ربط در دوستی پیدا میشود، هر صفت کمالیّهای که محبوب داشته باشد
محبّ نیز از آن برخوردار میگردد؛ چون با محبوب ربط پیدا کرده و یگانه شده
است. البّته [این] بستگی به استعداد و ظرفیّت محبّ دارد که چه مقدار از
کمالات محبوب در او ظاهر گردد.
حسین عزیز، آنچه را که از کمالات داراست
در دوستدارانش نیز به اندازة ظرفیت وجودیشان آشکار میگردد و این بستگی
دارد که دوستدار امام حسین(ع) چه مقدار از موانع را برطرف کرده و استعدادش
چگونه و مقدار محبّتش چه اندازه بوده باشد، امّا اصل مطلب مسلّم است.
در
عشقهای مجازی دقت کنید؛ عاشق چقدر برای معشوق ذلیل است، آرزو دارد به
خاطر نگاه و نظر محبوبش حتّی جان خود را نیز بدهد. آی حسینیها! [مگر] شما
آرزو ندارید که حسین(ع) نظر لطفی به شما بکند؟
آنان که خاک را به نظـر کیمیا کنند
آیا شود که گوشة چشمی به ما کنند
بیایید کاری بکنید که حبّ دنیا و شهوات کم شود، بلکه از دلها بیرون رود و چیزی جز حبّ حسین باقی نماند.
رسول
خدا(ص) فرمودند: «هر کس بر دوستی آل محمّد(ص) بمیرد شهید است و با ایمان
کامل مرده است». این روایت را علاوه بر شیعه، عدّهای از علمای سنّی هم ذکر
کردهاند. آنچه در نظرم [باقی] مانده این است که امام فخررازی در تفسیر
آیة مودّت، زمخشری و ثعلبی در تفاسیر خود و دیگران نیز نوشتهاند.
پیامبر(ص) در ادامه فرمودند: «بدانید که هر کس با دوستی اهل بیت(ع) بمیرد
گناهش آمرزیده است». ساعت مرگ که اینقدر آدمی اضطراب و دلهره دارد، چقدر
لذّتبخش است که ملکالموت او را به بهشت بشارت دهد. کسی که با دوستی اهل
بیت(ع) بمیرد، نکیر و منکر در قبر او را بشارت میدهند. خداوند قبرش را
توسعه میدهد و دو در از بهشت بر روی او میگشاید و قبرش را زیارتگاه
فرشتگان رحمت قرار میدهد.
مرحوم علّامه سیّد شریفالدّین(ره) در
کتاب «فصولالمهمّه» دربارة اهلبیت(ع) مینویسد: «اینک که هشتاد سال از
عمرم رفته، میدانم که چیزی [ارزشمند و قابل توجه] برای این درگاه ندارم
لذا به فرزندانم وصیّت کردهام که این حدیث «من مات علی حبّ آل محمّدٍ مات
شهیداً و...» را بر روی کفنم بنویسند که تنها همین حدیث مایة دلخوشی و
موجب رجا و امید من است».
حسین(ع) باب رحمت الهی
شیخ
شوشتری(ره) کلمات شرینی در باب خطبة آخر ماه شعبان پیامبراکرم(ص) دربارة
ماه رمضان و تطبیق آن با عزای امام حسین(ع) دارد. از آن جمله [به نقل از
پیامبر(ص)] میفرماید:
«ای مردم؛ درهای بهشت در این ماه گشوده
است...» آنگاه بابهای بهشت را ذکر میکند و میفرماید: «اگر از این درها
راهت ندادند یعنی نتوانستی به واسطة بدبختی خودت داخل بهشت شوی، یک در هست
که هیچکس از آن محروم نخواهد شد و راهش هم خیلی آسان است. هر کس، در هر جا
و هر حال که باشد «رحمـ[ الله الواسعه» شامل حالش میشود. اگر میخواهی آن
در را بشناسی و وارد آن شوی، بدان که آن «باب الحسین» است و راهش هم شکستن
دل و عزاداری ابیعبدالله(ع) میباشد». شیخ میفرماید: «اگر از بابالتوبه
راهت ندادند، یک فضل عظیم و بار عامی هست که دیگر دست رد به سینة کسی
نمیزنند هرچند که تائب نباشد و آن دوستی حسین(ع) است.
عزاداری در
ایّام عاشورا انجام وظیفه و نشان محبّت میباشد. جان و حقیقت ایمان همان
ولایت و دوستی محمّد و آل محمّد(ص) است. بنابراین مجلس گرفتن، دور هم
نشستن، یاد حسین کردن، اقامة عزا نمودن، انجام وظیفه است. لازمة دوستی،
اندوه در این ایّام است و با سوگواری، اندوه قلبی آشکار میگردد. امید است
که دوستداران اهل بیت(ع) به این وظیفه اهمیّت بیشتری بدهند.
ضمناً
باید خلی مواظب بود که نفس و هوا در کار نیاید که در این صورت حقّ عزاداری و
حق ولایت ادا نشده است و معاملة با خود است. [نه معاملة با خدا] مجلس
تعزیهداری به عنوان تقرّب به آل محمّد(ص) است. امّا اگر خدای نکرده به غرض
هوا و هوس آلوده شود، مثل اینکه کسی بخواهد مجلس به اسم خودش برپا کند تا
مشهور شود، این جلوة خود و [نفس] است. اگر دوستی امام حسین(ع) محرّک
برقراری مجالس باشد، دیگر مجلس من و تو معنا ندارد [امّا اگر خدای ناکرده]
غیر از انگیزة الهی باشد [این مجلس] ارزش نداشته، بلکه از گناهان کبیره است
و در صفحة سیّئات ثبت میشود.
راه حسین(ع) راه دل
هرچیزی
را بهاری است و بهار عزای حسین(ع) عُشر عاشورا [دهة اوّل محرم] است. اسم
حسین و قبر حسین(ع)، موجب شکستن دل است. همینطور ایّام محرّم که به آن
حضرت منسوب است سبب حزن دل میشود. راه حسین، راه قلب، بلکه راه خداست. اگر
کسی با دل متوجه حسین شود مصائب او را به یاد بیاورد حتماً دلش میشکند و
میدانید که هر چیز شکسته، بیارزش و کمقیمت میشود مگر قلب، که قیمت و
ارزش آن افزوده میگردد؛ آن قلب میشود قبر حسین(ع). یعنی جایگاه و تابشگاه
نور حسین(ع) میشود. و دیگر معلوم است که این قلب چه اثری پیدا میکند.
[بدانید]
که گناه مانع تابش نور حسینی است، همچنین قساوت. اگر کسی از موجبات قساوت
قلب خودداری نکرد تا به حدّی که دلش قسی و سفت و سخت شد این قلب دیگر جای
نور حسین(ع) نیست. نور حسین با نرمی قلب همراه است، بزرگترین مورث قساوت،
گناه است که نمیگذارد انسان از ایمان و محبّت خود بهره ببرد. آنگاه دیگر
موعظه در آن اثر نمیکند، مصیبتهای حسین(ع) او را تغییر نمیدهد. پس
بیایید خودمان را برای عاشورا آماده کنیم. اگر هنگامی که هلال محرّم نمایان
شد در شما هم حزن و اندوه پیدا شد، شما را بشارت باد که این روایت دربارة
شما است: «اللّهم انّ شیعتنا منّا خلقوا من فاضل طینتا و عجنوا بماء
ولایتنا؛ پروردگارا، شیعیان ما از باقیماندة ما آفریده شدهاند و به آب
ولایت و محبّت آل محمّد(ص) خمیرة آنها سرشته شده است». شاهد آن هم همین حزن
شما در محرّم است. امامان ما از طلوع هلال محرّم دیگر خندان نمیشدند و تا
روز عاشورا روز به روز بر حزنشان افزوده میشد. هر کس محبّت این خانواده
را دارد، طینتش هم مثل طینت اهل بیت(ع) است و به آن خانواده مربوط است. ربط
به این خانواده خیلی کارهای عجیب میکند.
دولت کریمه، مجموعة دیگری از بوستان چهل حدیث مهدوی است که نشر موعود، آن
را پس از کتاب «ظهور و قیام» تقدیم خانوادة بزرگ موعودیان کرده است. در این
اثر نفیس و ارزشمند که به زیبایی به طبع رسیده، شش بخش به شرح زیر آمده
است:
1. دولت حق، 2. ویژگیهای صاحب دولت حق،
3. برکات وجود
مقدس حضرت مهدی(ع)، 4. دین در عصر حضور حضرت مهدی(ع)، 5. حکومت جهانی
مهدوی(ع)، (پایتخت حکومت، کارگزاران و وزرا، خدمات حضرت، قضاوت عادلانه،
قسط و بخشش)،
6. زندگانی حضرت مهدی(ع).
در طلیعة این اثر چنین میخوانیم:
«...
این دولت هر وقت که مسجّل شود، متعلق به همة مظلومان و ستمدیدگان عالم، از
هبوط آدم(ع) تا ظهور مهدی(ع) است؛ آنان که در همة طول تاریخ چشم به بخت
بلند این دولت کریمه دوختهاند. گویی که ظهور این دولت انگیزة تاب و طاقت
آنان در همة دورانها بوده است. بشارت همة انبیا و توصیف آنها از دولت حق،
به بشر انگیزة زایش و حرکت داده تا شاید روزی خود نیز شاهد جلوة کامل زیبای
عدل خدا بر زمین باشد. مجموعة حاضر از بین روایات خاندان نبوّت، به انگیزة
وصف زیبایی، عظمت، عدل و قسط بینظیر این دولت کریمه برای شما خوانندة
محترم است».
کتاب «فوز اکبر» با نام کامل: «فوز اکبر بولایة حجة الله المنتظر(ع)» حاصل
یک عمر پژوهش و تحقیق، تجربیات سلوکی و مهمتر از همه، عنایات امام عصر(ع)
به مرحوم آیت الله میرزا محمد باقر فقیه ایمانی(ره) است. این کتاب دربارة
شیوههای توسل به قطب عالم امکان است. همة کسانی که از مرحوم فقیه ایمانی
یاد کردهاند، بر این نکته تأکید ورزیدهاند که همة اوقات، افکار و شئون
زندگانی ایشان را عشق و علاقة فراوان به امام زمان(ع) پر کرده و تمام فکر و
ذکر، قیام و قعود، سخن و سکوت، گفتار و نوشتار ایشان دربارة معرفت به
آخرین حجّت حق بود. ایشان گرفتاران را جهت چارهگشایی به آن حلّال واقعی
مشکلات ارجاع میداد و دلهای آنان را به نحوی متوجه آن کانون رحمت الهی
میکرد. از آنجایی که این حرفها و توصیهها، از دلی پاک و متصل به ولیّ
خدا برمیخاست، مؤثّر واقع میشد و سختیها و مشکلات گرفتاران با سرانگشت
ولی الله الاعظم(ع) حلّ و فصل میشد. مرحوم فقیه ایمانی در این کتاب، علاوه
بر مسائل نظری و علمی پیرامون معرفت و محبّت امام زمان(ع)، شیوههای عملی
برخورد با مشکلات با توسل به امام عصر(ع) را بیان کرده و بارها تأکید
میکند: من از این روشها نتیجه گرفتهام و خاطرات فراوانی دارم و که جای
پرداختن به آنها نیست.
در ادامه، به اقتضای مجال، با این اثر ارزشمند از میراث مکتوب مهدوی(ع) آشنا میشویم.
گزارشی از کتاب
مرحوم فقیه ایمانی این کتاب را در سه باب نگاشته است که ابواب آن، بنا به آنچه در مقدمه به قلم ایشان آمده، عبارتند از:
باب اوّل: بیان انواع و اقسام توسلات مخصوص به حضرت صاحب الامر(ع) و بیان اوقات و مکانهای متعلق به آن حضرت.
باب
دوم: بیان انواع و اقسام توسلات به هر کدام از امامان بزرگوار(ع)؛ زیرا
توسل به هر یک از امامان(ع)، شرط تمامیت و تکمیل توسل به آن حضرت است و
افراد به سبب توسل به هر یک از آنان، مستحق دعا و شفاعت امام زمان(ع)
میشوند.1
باب سوم: تمسّک جستن به قرآن؛ زیرا بنا به روایت قطعی
ثقلین، تمسک به قرآن، جزء ارکان تمامیت توسل به صاحب الزمان(ع) است. پس
باید تمسک به قرآن، همراه توسل به امام(ع) باشد. مؤلف در این باب، هجده فصل
را نگاشته است.
شایان ذکر است که کتاب «فوز اکبر» تنها در
بردارندة باب اوّل یعنی، انواع و اقسام توسلات مخصوص به امام عصر(ع)، است و
دو باب دیگر را در بر ندارد. بنابراین ما هم در این نوشتار، تنها گزارشی
از باب اوّل را تقدیم خوانندگان گرامی موعود(ع) میکنیم.
انگیزة تألیف
مرحوم آیت الله محمد باقر فقیه ایمانی در مقدمة «فوز اکبر»، نیّت خود را از نگارش این کتاب شریف چنین بیان نموده است:
«هر
چند کتابها و تألیفات علما ـ به عربی و فارسی، مفصّل و مختصر ـ در مقام
توسل به امام عصر(ع) زیاد است، امّا مدت زمانی بود که این احقر جانی (بندة
کوچک گنهکار) تصمیم داشتم مجموعهای را در این باب، تألیف نمایم تا اینکه
در این اوقات، حسَبِ خواهش مؤکد بعضی از دوستان صالح، عزم خود را جزم کرده،
طلب توفیق از خداوند سبحان و تأیید از آستان آن ولیّ رحمان(ع) نمودم و
شروع به نگارش کردم و آن را «فوز اکبر بولایة حجة الله المنتظر» نامیدم».2
مرحوم فقیه ایمانی این باب را در بیست فصل و یک تکمله (مطلب پایانی) به این شرح آورده است:
فصل اوّل: تحصیل و تکمیل معرفت به امام؛
فصل
دوم: محبت و مودت به امام عصر(ع)؛ نویسنده در این فصل بیان میکند که محبت
و مودت امام(ع)، فرض مؤکد الهی و شرط صحّت ایمان و وسیلة قبولی اعمال و
عبادات است.3 همچنین با آوردن آیات و روایات و تفسیر و تأویل آنها، فواید و
فضایل این محبت را برشمرده شده است.
فصل سوم: توسل جستن به نماز
امام عصر(ع)؛ مؤلف در این فصل به کیفیت نماز معروف امام عصر(ع) (دو رکعت که
در آن «إیّاک نعبد و إیّاک نستعین» یکصد مرتبه تکرار میشود) پرداخته، به
انواع آن نیز اشاره کرده و مینویسد: «این نماز تأثیر کامل در سرعت اثر،
برای اصلاح حوایج بزرگ دارد و در توسل به این نماز، کرامات و آیات بسیاری
از امام عصر(ع) به ظهور رسیده که این حقیر اطلاع بر آنها دارم و در این
مختصر، مقتضای ذکر آنها نیست».4 همچنین در ادامه به کیفیت نماز فرج (دو
رکعت که بعد از آن دعای «یا من أظهر الجمیل و... » با اعمال و آداب آن
خوانده میشود) پرداخته و مینویسد: «از سیدبن طاووس ذکر شده که این نماز
را حضرت صاحبالامر(ع) به «ابی الحسین بن ابی البغل» در شب جمعهای در حرم
امام کاظم(ع) تعلیم دادهاند و از آن بزرگوار نقل شده است».5
فصل
چهارم: استغاثه به امام عصر(ع)؛ مرحوم فقیه ایمانی در این باب میان
«استغاثه» و «استشفاع» تفاوت قائل شده و مینویسد: «استغاثه به معنی تضرّع،
زاری و لابه نمودن به امام(ع) در درماندگیهای سخت است؛ به گونهای که
کارد به گلو برسد. امّا استشفاع، طلب اجابت در حوایج و کارهای مهمی است که
به مرتبة سختی و درماندگی نرسیده باشد، مثل طلب سعادت اخروی یا طلب فرزند،
خانه و امثال آن. استغاثه و استشفاع برای همه کس و در هر زمان، خود از
توسلات مهم و عظیم است؛ زیرا در آنها اعتراف به مقام جلیل حضرت ولی الله
الاعظم(ع) ـ که واسطة فیض خداوندی است ـ حاصل میشود و خود این مطلب نزد
خداوند محبوب بوده، سبب تقرّب بنده به او شده، به این وسیله گرفتاری او را
زود اصلاح میفرماید».6 وی در ادامه میآورد: «هر چند توسل و استغاثه
بندگان به وجود مبارک امام زمان(ع) در مورد همة امامان وجود داشته و دارد،
امّا نسبت خاصّی به حضرت صاحب الامر(ع) دارد چرا که در اخبار بسیار وارد
شده که از جمله القاب خاصّ مبارک ایشان «غوث» و «غوث الفقرا» است و از
مناصب خاصّ ایشان «اغاثه و فریادرسی» و در شداید سخت باید به ایشان پناه
برد و به ایشان استغاثه کرد.7
مؤلف در همین فصل در آداب و شرایط
استغاثه مینویسد: «آداب و شرایطی که موجب کمال تأثیر میباشد، این است که
در مقام استغاثه، بنده باید متذکر مقام احاطة علم امام به تمام عالم باشد،
چنانکه خود را نزد ایشان حاضر بداند. گویی به چشم، او را میبیند و سخن او
را میشنود. همچنین او باید متذکر و ملتفت بزرگواری و کمال مهربانی آن
جناب باشد».8
مرحوم مؤلف در ادامة همین فصل به بیان کیفیت استغاثه
پرداخته و به چند استغاثة معروف اشاره میکند که بنا به اهمیت و کوتاهی آن،
در اینجا آورده میشود:
1. ذکر «یا صاحب الزمان اغثنی، یا صاحب الزمان ادرکنی».
2. ذکر «یا محمد یا علی یا فاطمه یا صاحب الزمان ادرکنی و لا تهلکنی» که در «دارالسلام» آمده است.
3.
شخص به صحرا یا مکان وسیع خلوتی برود و بگوید: «یا أبا صالح أغثنی، یا أبا
صالح المهدی أدرکنی ادرکنی و لا تدعنی، فإنی ذلیلٌ عاجزٌ».
4. ذکر «یا موعود المنتظَر انظر الی المحتضر».
5. ذکر «المستغاث بک یا صاحب الزّمان(ع)»
و
از همه مهمتر دعایی که مخصوص امام عصر(ع) است، دعای «اللهمّ عظم
البلاء... » که آن را خود حضرت در خواب به محمّد بن احمد بن ابی الّلیث که
از ترس کشته شدن به مقابر قریش گریخته بود، تعلیم نمودند».9
فصل
پنجم: فوز اکبر، به توسل جستن به زیارت امام عصر(ع) اختصاص دارد. مرحوم
مؤلف پس از آوردن روایاتی در این باب مینویسد: «کیفیت زیارت آن حضرت بر دو
قسم است. اوّل زیارتی که مشترک میان آن جناب و سایر معصومان است؛ دوم
زیاراتی که مختص و مخصوص به خود آن بزرگوار است که کاملترین و با
فضیلتترین آنها زیارت «آل یاسین» است که در همة اوقات میشود با آن، حضرت
را زیارت کرد. در «احتجاج» شیخ طبرسی نقل شده که حضرت صاحب الامر(ع) در
توقیعی که برای محمد بن عبدالله حمیری صادر شد، امر فرمودند که: «هر گاه
بخواهید مرا زیارت و به سوی من توجه کنید، چنین زیارت کنید».
همچنین
زیارت «سلام الله الکامل...» که در رویدادهای سخت میتوان با آن توسل پیدا
کرد. زیارت روز جمعه و دیگر، زیارت مختصری که در یک رؤیای صادقه به آن
تأکید شده است و امام(ع) در مورد آن فرمود: من آن را دوست دارم.
البته
مرحوم فقیه ایمانی ذکر نمیکند که این رؤیای صادقه از کیست و امام به چه
کسی این گونه فرمودهاند. امّا از آنجایی که این زیارت کوتاه در آثار جامعی
همچون «صحیفة مهدیه» نیامده و حضرت آیتالله فقیه ایمانی مدرک و مأخذی
برای آن ذکر نمیکند، میتوان پی برد که این رؤیای صادقه برای خود ایشان
روی داده است.
فصل ششم: این فصل دربارة توسل جستن به وسیلة صلوات
بر آن حضرت است. مرحوم مؤلف در این باره آورده است: «اصلِ عنوانِ صلوات بر
اهل بیت از عبادات بزرگی است که وسیلة سعادت همگان ـ حتی پیامبران و ملائکه
ـ در تمام کارهای مهم و حوایج ایشان بوده و موجب تقرب به مقامات عالیه نزد
خداوند متعال میگردد».10
فصل هفتم: دربارة هدیه نمودن اعمال صالح
به امام عصر(ع) است که مؤلف روایاتی را در تأکید و فضیلت این امر میآورد.
وی در پایان مینویسد: «نمازهای توسل به امام عصر(ع) به عنوان هدیه، چنین
است که شخص، نماز را برای رضای خداوند به جا میآورد، به قصد آنکه ثواب
نماز، هدیهای برای امام(ع) باشد».11
فصل هشتم: نیابت در اعمال صالح
برای امام(ع)؛ مؤلف در این فصل، ابتدا تفاوت میان «هدیه نمودن» و «نیابت
در عمل» را بازگو مینماید و در پایان فصل، دربارة نذر برای امام معصوم(ع)
مینویسد:
«در موقع پیش آمدن حاجات مهم و عظیم یا محنتهای سخت که
انسان را بیطاقت میکند، شخص میتواند برای اصلاح آن کار مهم یا بر طرف
شدن محنتها، عمل صالح یا انفاق مالی را به قصد سلامتی امام عصر(ع) نذر
کند. امّا مهم آن است که مقدار مال، جهتِ انفاق، موفق با عدد مقدس و مبارک
14 باشد. مثلاً 14 اشرفی، 140 اشرفی یا ... ».12
فصل نهم: دعا برای
تعجیل در فرج امام زمان(ع) و آثار، برکات، فضایل و فواید آن؛ ایشان در این
باره آوردهاند: «ثواب و فایدة دعا در فرج آن جناب، از نظر دنیوی و اخروی
بسیار، بلکه زیاده بر صد فضیلت است که از جملة آنها که خود آن بزرگوار در
توقیع مبارک فرمودهاند، این است که دعا در تعجیل فرج، سبب فرج شما
میشود».
مؤلف در ادامه مینویسد: «اینکه دعا موجب فرج انسانها
شود، دو گونه است: یکی آنکه به وسیلة این دعا ـ که محبوب خداوند است ـ فرج و
گشایش از هر سختی برای دعا کننده حاصل میشود؛ دوم آنکه دعا در وقوع فرج
مثل دعا برای طلب باران است، زیرا این دعا در واقع در حق خود بندگان است؛
هنگامی که باران بیاید، [مردم] در امر معاش و معاد خود از آن استفاده
میکنند، همچنین وقتی فرج وقوع یابد، وسیلة گشایش و آسایش برای مردم در
تمام جهات معاش و معاد [حاصل] میشود».13
فصل دهم: این فصل دربارة
تجدید عهد با امام عصر(ع) است. نویسنده در فلسفة این عمل مینویسد: «معنای
تجدید عهد آن است که بنده در قلب و زبان خود به امامت آن جناب اقرار کند و
اطاعت، محبت و نصرت ایشان را بر عهدة خود ـ هر روز ـ تازه کند و این عمل در
هر روز، سه ثواب عظیم بدین شرح برای فرد دارد:
1. چنین شخصی در ثواب و اجر مانند کسی است که در خدمت ایشان حاضر شده، فرمایش ایشان را اطاعت و ایشان را نصرت کرده باشد.
2. تجدید عهد موجب ثبات و کمال محبت، اخلاص و ایمان میشود.
3. این عمل موجب توجه خاص و نظر رحمت کامل آن جناب نسبت به شخص میشود».14
فصل یازدهم: این فصل دربارة نشر نام و یاد امام و احیای امر ایشان است. نویسنده مینویسد:
«در
احادیث داریم که امام صادق(ع) فرمودند: «خدا کسی را که امر ما را زنده
نگاه دارد، رحمت کند» و در روایت دیگر فرمودند: «بهترین مردم بعد از ما ـ
اهل بیت(ع) ـ کسی است که امر ما را احیا کند و مردم را به سوی ما
بخواند».16
امّا کیفیت احیای امر ایشان به چند وجه حاصل میشود که به صورت کوتاه بدانها اشاره میشود:
1. بیان فضایل مخصوص ایشان، به ویژه آنچه را که در مورد معرفت امر امامت و ولایت ایشان است.
2. تألیف کتاب در فضایل و معارف آن حضرت
3. انتشار کتب علما در این باب
4. برپا کردن مجلس برای ذکر فضایل آن جناب، دعوت مؤمنان، انفاق مال در این راه و همچنین مدح و ستایش آن حضرت در قصاید و اشعار.17
فصل
دوازدهم: تحصیل و تکمیل تقوا؛ مؤلف مینویسد: «محبت، بدون تقوا حاصل
نمیشود و شیعة خالص و خُلّص، کسی است که مرتبة کمال محبت را داشته باشد.
نتیجة مرتبة کامل محبت، آن است که شخص در دنیا پیوسته در امر دین و دنیا،
مشمول عنایات کامل امام شده، بعد از مرگ هم همه جا با آنان و ملحق به ایشان
بوده، از همة خطرات در همة مواقف از دنیا، برزخ و قیامت در امان و به
سلامت خواهد بود.18مراد از تقوا و حقیقت آن، پرهیزکاری و نگهداری باطن قلب و
روح و همچنین ظاهر حال از چیزهایی که مورد نهی و مذمت خداوند میباشد،
است».19
مؤلف در ادامه به بیماریهای چندی در این راستا اشاره
میکند که بر سالک و عاشق امام لازم است که از آنها اجتناب کرده، تقوا را
تحصیل و تکمیل نماید.
فصل سیزدهم: این فصل دربارة زیارت و تعزیه حضرت سیدالشهداء(ع) نوشته شده و در آن آمده است:
«در
اخبار بسیاری آمده که توسل به هر یک از ائمة اطهار(ع)، توسل به حضرت صاحب
الامر(ع) است. از جمله در حدیثی از پیامبر اکرم(ص) آمده: «فرزندم حسین(ع)
در کربلا در حال تشنگی و تنهایی کشته میشود، پس هر کس او را یاری کند،
بدون شک مرا و همچنین فرزند او قائم(ع) را یاری کرده است». پس در اقامة
تعزیت، زیارت و یاری امام حسین(ع)، توسل به حضرت صاحب الامر(ع) نیز حاصل
میشود».20
فصل چهاردهم: این فصل به حزن و ندبه در فراق امام عصر(ع)
اختصاص یافته است. مرحوم آیت الله فقیه ایمانی در این باب، حزن و گریة
مؤمنان برای حضرت صاحب الامر(ع) را به سه گونه تقسیم نموده، مینویسد: نوع
اوّل، آن است که حزن و گریة او حقیقتاً بر اثر محبتی است که شخص مؤمن در
باطن قلب خود نسبت به آن حضرت دارد؛ پس بر حسب این شدت محبت، شخص برای
فراق، مظلومیت و مصیبتهای ایشان گریان میشود.
نوع دوم، برای
محرومیت وی از بعضی فیوضات قدسیة ایشان و سخت بودن تحصیل معرفت در عصر
غیبت، یا به دلیل مشاهدة بسیاری خرابیها در دین و فراوانی فتنهها و هتک
حرمتهایی که نسبت به اهل حق و اولیای الهی وارد میشود.
نوع سوم، برای شداید و محنتهای دنیوی است که در غیبت ایشان، حاصل شده است.
آنچه
از این سه قسم محبوبتر است و نشانة ایمان میباشد، همان قسم اوّل است و
بعد از آن، قسم دوم قرار دارد. امّا قسم سوم در حقیقت حزن و گریة انسان بر
محنت حال خود است.
شخص مؤمن باید بسیار متذکر باشد و با مشاهدة
فتنهها و محنتهای شدید، فراق ایشان را یاد نموده، مظلومیت و غم او را به
نظر آورده، ندبه و ناله کند. دعای شریف ندبه را در چهار عید غدیر، قربان،
فطر و روز مبارک جمعه بخواند و به خاطر سه مطلب، بسیار تضرّع و دعا کند:
نخست برای آنکه خداوند چشم او را به جمال مبارک ایشان به عافیت روشن کند.
دوم، برای بر طرف شدن حزن و غم از قلب مبارک امام زمان(ع).
سوم، برای تعجیل در فرج آن حضرت(ع).
چنانچه
کسی مشاهده کرد که از یادآوری غمهای امام زمان(ع) اصلاً ناراحت و محزون
نمیشود، باید بداند این رویداد از کثرت گناهانی است که سبب سیاهی قلب او
شده و گناهان مانع شده است که اثر نور محبت ایشان در قلب او ظاهر شود. در
این حال، لازم است فراوان توبه و استغفار نماید و به قلب خود یادآوری کرده و
در مجالس ذکر ایشان، مثل دعای ندبه حاضر شود.21
فصل پانزدهم: این
فصل دربارة لعن و اظهار برائت از دشمنان امام عصر(ع) است. مؤلف در این باب
آورده است: «به سبب تبرّی و بیزاری قلبی و لعن زبانی، طهارت در قلب و روح
انسان حاصل میشود و به دنبال آن، آیینة روح او قابلیت زیادی برای تجلی
انوار محبت اولیای الهی پیدا میکند».22
آیت الله فقیه ایمانی، سپس اوقات و آداب تبرّی را در چهارده مورد برمیشمارد.
فصل
شانزدهم: این فصل مربوط به نصرت و یاری امام عصر(ع) است. نویسنده در این
فصل، انواع یاری رساندن به امام(ع) را ذکر کرده است. از آنجایی که مؤلف،
کتاب ارزشمندی در همین موضوع با عنوان «شیوههای یاری امام زمان(ع)» دارد و
گزارشی از آن کتاب در مقالهای دیگر خواهد آمد ـ انشاء الله ـ لذا در این
فصل تنها به عنوان آن بسنده میکنیم و متعرض مباحث آن ـ که در نوع خود
روشنگر و راهگشا است ـ نمیشویم.
فصل هفدهم: این فصل به تقدیم
عریضه خدمت امام عصر(ع) میپردازد. نویسنده ابتدا در اهمیت و اعتبار این
عمل مینویسد: «[عریضه نویسی] توسلی عظیم است که در اعصار گذشته میان عموم
علما، صلحا و مؤمنان دایر بوده و در سرعت اثر و اصلاح کارهای مهم و شدید،
به نحو آسان، آثار غریبی از آن مشاهده شده است و آنچه از همة اقسام آن
مهمتر و در تأثیر، کاملتر و توسل بدان، متداول میان عموم مؤمنان از علما و
دیگران گردیده، آن [نسخه] است که علّامة مجلسی در «بحارالانوار»23 و محدث
نوری در «نجم الثاقب»24، به نقل از «مفاتیح النجاة» سبزواری ذکر کردهاند».
آن مرحوم پس از ذکر آداب این عمل و آوردن نسخة صحیح عریضه
مینویسد: «باید دانست که از مفاد و مضمون این عریضه، کشف میشود که توسل
به آن، مختص به زمانی است که انسان در شداید بسیار عظیم و مخاطرات پر هول و
وحشت، گرفتار شده و به اصطلاح کارد به گلو رسیده باشد».
نکتة دیگر
آنکه، برای نوشتن عریضه، در روایات، عدد مخصوصی (مثلاً چند بار) ذکر نشده
است؛ ولی به ملاحظة آداب آن ـ که در وقت انداختن عریضه، فرد باید توجه و
اعتماد به یکی از چهار نایب امام داشته باشد میتوان فهمید که اگر در مرتبة
اوّل، اثری از این عمل ظاهر نشد، شخص آن را تا چهار مرتبه به عدد چهار
نایب بزرگوار ایشان انجام دهد و غالباً چنین شده که در مرتبة چهارم، مقصود
انجام شده است.
ضمناً بهتر آن است که تقدیم عریضه در روزهای دوشنبه،
پنجشنبه و جمعه که تعلق خاصّی به آن حضرت دارد و اعمال بندگان در این
روزها خدمت ایشان عرضه میشود، باشد».25
فصل هجدهم: این فصل ویژة
تعظیم و تکریم نام مبارک امام عصر(ع) است. نویسنده با ذکر دو روایت از
امامان صادق و رضا(ع) که به احترام نام آن بزرگوار از جای برمیخاستند،
مینویسد:
«هر چند برخاستن به وقت ذکر نام مبارک حضرت صاحب
الامر(ع) موافق با تعظیم و احترام به ایشان است، امّا حکمت مهمتری در آن
هست و آن اینکه باید همیشه عزم قلبی و نیّت صادق مؤمن این باشد که به وقت
ظهور آن حضرت، وی برای نصرت و اطاعت امر ایشان حاضر گردد. بدین ترتیب که
شخص مؤمن، در موقع ذکر نام ایشان، اظهار عزم قلبی کرده و میگوید: خداوندا
شاهد باش که اگر آن حضرت اکنون ظاهر شوند، حاضرم برای نصرت و اطاعت ایشان،
قیام نمایم. بنابراین مهم است که فردِ منتظر به وقت قیام، متذکر چنین
معنایی در قلب خود باشد و در همان حال، تعجیل در فرج را از خداوند مسئلت
نماید.
مسئلة دیگر آنکه اسم یا لقب آن جناب را با صلوات یا سلام
ببرد و همچنین اسم اصلی آن حضرت «یعنی محمد و احمد» را در مجامع عمومی نبرد
و همیشه با القاب شریف، نام ایشان را ذکر کند و آنچه از اسما و القاب
مبارک آن حضرت که این احقر مؤلف بر آن آگاهی یافته و گردآوری کردهام،
متجاوز بر پانصد اسم و لقب است».24
فصل نوزدهم: این فصل، در واقع ادای حقوق مالی امام عصر(ع) را تشکیل میدهد. ایشان در این بخش آوردهاند:
«به
طور کلی اموالی را که به قصد امام انفاق میشود، میتوان به دو دستة واجب و
مستحب تقسیم کرد. دستة اوّل، مواردی است که از سهم خمس و تحت نظر فقیه
مجتهد عادل میبایست صرف شود. امّا دستة دوم، مواردی را دربرمیگیرد که
باید در احیای امر آن حضرت، مثل برپایی مجالس، تألیف کتاب، نیابت اعمال
صالح مثل حج و عمره هزینه شود. امّا افضل از همة این اعمال، زیارت و برپایی
مجلس عزای امام حسین(ع) است. از موارد دیگر انفاق مال برای آن حضرت،
میتوان از صدقه دادن به نیت سلامتی امام عصر(ع)، ذبح گوسفند و اطعام طعام
نام برد. لذا مهم است که بندة مؤمن در مقام طلب حفظ و سلامتی آن حضرت، گاهی
صدقه بدهد، گاهی قربانی کند و گاهی اطعام نماید.
[ضمناً فراموش
نشود] که امام عصر(ع) خود واسطة کلیة فیوضات و سلامتی برای دیگران هستند و
در حفظ و سلامتی وجود مبارکشان، از دعا و صدقة بندگان مستغنی هستند،
همچنانکه خداوند بزرگ از عبادتِ بندگان غنی است. پس همان طور که عبادات
بندگان تنها اظهار عبودیت و مقام محبت با حضرت حق است، دعا و صدقه برای
سلامتی آن حضرت(ع) نیز اظهار محبت و ارادت نسبت به آن جناب(ع) است تا افراد
لایق الطاف و عنایات رحمانی ایشان شوند».25
فصل بیستم: آخرین فصل
کتاب دربارة شفیع کردن امام عصر(ع) در مواقع دعا است. نویسنده در این فصل
در باب توسل به این حجت خدا مینویسد: «در بعضی از دعاها، مثل دعای افتتاح
آمده است: «و استجب به دعوتنا؛ یعنی خداوندا به حق آن حضرت، دعای ما را
مستجاب گردان» و این معنای شفیع گردانیدن آن حضرت در مواقع دعا و قسم دادن
خداوند به نام مبارک ایشان است».26
ایشان در تأثیر این عمل
آوردهاند: «هر چه طهارت و پاکی [واسطه] فزونتر باشد، قسم دادن خداوند به
حقّ او برای آسان شدنِ مشکلات و اصلاح مقاصد مهم، تأثیر زیادتری دارد».27
امیدواریم
که این گفتار، انگیزة مطالعة آثاری از این دست را در وجود خوانندگان
ارجمند برانگیخته باشد. این مقال را نمیتوان بدون اشاره به این مطلب به
پایان برد که نثر این اثر از آنجایی که متعلق به 60، 70 سال پیش میباشد،
نیازمند ویرایشی تازه است تا به زبان امروزی نزدیکتر و در نتیجه برای
استفاده علاقهمندان مهیاتر گردد. به هر حال، کوشش مسجد مقدس جمکران در
احیا و نشر آبرومند اینگونه آثار قابل ستایش است.
سخن را با آرزوی
بلندای مقامات معنوی برای نویسندة این اثر، فقیه فرزانه و دلدادة شیفتة
امام عصر(ع) و همنشینی او با امامان معصوم(ع) به پایان میبریم.
عبدالحسن ترکی