زیارت مخصوصه در هر زمانی می توان به زیارت اهل بیت نائل شد اما برخی ایام و اوقات مخصوص زیارت هستند. برای زیارت حضرت علی بن موسی الرضا (ع) نیز سه زمان مخصوص زیارت ایشان در روایات ذکر شده که آن زمانها را ایام زیارت مخصوصه حضرت می نامند. این سه زمان: ایام ماه رجب، روزهای بیست و سوم تا بیست و پنجم ذیقعده و نیز روز ششم ماه مبارک رمضان است. بنابراین زیارت حضرت رضا (ع) در همه ایام عمومیت دارد اما در این ایام زیارت مخصوص است. خاص بودن زیارت ایشان در این ایام دو وجه دارد:
1- زمان خاص
وجه اول، روایات و احادیث هستند که این ایام را اختصاص به شخص حضرت امام رضا (ع) داده اند. اختصاصی بودن ایام سال، نمونه و سابقه دارد. وجه تسمیه زیارت مخصوصه حضرت رضا (ع) نیز از این نمونه است.
مثلا آیات قرآن و روایات ماه مبارک رمضان را شهر الله نامیده اند، بهمین جهت این ماه اختصاص به حضرت حق دارد. اگرچه همه چیز متعلق به خداست اما او زمان مشخص و مقطع معینی را به خود اختصاص می دهد. در مورد ماه شعبان نیز از رسول اکرم نقل شده که فرمودند: « شَهْرٌ شَرِیفٌ وَ هُوَ شَهْرِی » شعبان ماه شریفی است و این ماه از برای من است. زیارت حضرت رضا (ع) نیز از این نمونه است.
2- پاداش مخصوص
وجه دوم زیارت امام رضا (ع) در این ایام، ثواب مخصوص آن است. اینگونه پاداش نیز سابقه و نمونه دارد.
مثلا عمره در همه ماهها دارای استحباب است و ثواب فراوان دارد اما در ماه رجب ثواب خاصی دارد. یا مثلا برای عمره رمضانیه آنقدر ثواب ذکر شده که به آن حج اکبر می گویند.
برای زیارت امام رضا (ع) ثواب و پاداش بسیاری بیان کرده اند. از آن جمله حدیثی است که ابونصر بزنطی- از اصحاب حضرت رضا (ع) و حضرت جواد (ع) که از بزرگان و ثقات حدیث است- نقل می کند که نوشته ای از علی بن موسی الرضا (ع) را خواندم که حضرت در آن نوشته بودند:
« أَبْلِغْ شِیعَتِی أَنَّ زِیَارَتِی تَعْدِلُ عِنْدَ اللَّهِ أَلْفَ حَجَّةٍ وَ أَلْفَ عُمْرَةٍ مُتَقَبَّلَةٍ کُلُّهَا » به شیعیان من برسانید که ثواب زیارت من معادل هزار حج و هزار عمره ی مقبول است. ابونصر می گوید: تعجب کردم. به خدمت امام جواد (ع) رسیدم و عرض کردم آیا واقعا زیارت ایشان معادل هزار حج است؟! امام (ع) فرمودند: « إِی وَ اللَّهِ وَ أَلْفَ أَلْفِ حَجَّةٍ لِمَنْ یَزُورُهُ عَارِفاً بِحَقِّهِ » بخدا قسم کسیکه با معرفت به مقام امام رضا (ع)، ایشان را زیارت کند ثواب هزار هزار حج مقبول دارد.
حکمت زیارت از دیدگاه اهل بیت (ع) امام رضا (ع) در حدیث شریفی فرمودند: « إِنَّ لِکُلِّ إِمَامٍ عَهْداً فِی عُنُقِ أَوْلِیَائِهِ وَ شِیعَتِهِ وَ إِنَّ مِنْ تَمَامِ الْوَفَاءِ بِالْعَهْدِ وَ حُسْنِ الْأَدَاءِ زِیَارَةَ قُبُورِهِمْ فَمَنْ زَارَهُمْ رَغْبَةً فِی زِیَارَتِهِمْ وَ تَصْدِیقاً بِمَا رَغِبُوا فِیهِ کَانَ أَئِمَّتُهُمْ شُفَعَاءَهُمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ » برای هر امامی در هر زمانی، نسبت به مأمومین و شیعیانش، عهد و پیمانی است و اگر کسی بخواهد به عهدش خوب و تمام وفا کند باید به زیارت قبورشان مشرف شود. اگر کسی با اشتیاق به زیارت رفت و در این رغبت صادق بود، امامان معصوم در روز قیامت شفیع آنان خواهند بود.
از دیدگاه اهل بیت، زیارت نوعی وفای بعهد است. در منطق قرآن در خصوص وفای بعهد چنین آمده است: « أَوْفُواْ بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ کَانَ مَسْؤُولاً » و به عهد خود وفا کنید، که از عهد سؤال مىشود! یا در آیه دیگری آمده: « وَالَّذِینَ هُمْ لِأَمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ » و آنها که امانتها و عهد خود را رعایت مىکنند. زیارت از منظر وفای بعهد، نوعی ضرورت و الزام است. خصوصاً که رسول اکرم فرمودند: « مَنْ حَجَّ بَیْتَ رَبِّی وَ لَمْ یَزُرْنِی فَقَدْ جَفَانِی» هر کس به حج مشرف شود اما من را زیارت نکند - در مدینه به زیارت من نیاید- در حق من جفا کرده است.
مفهوم زیارت
از آنجا که در آستانه ایامی زیارتی مخصوص حضرت رضا (ع) قرار داریم، پیرامون آن مطالبی را بیان می کنیم.
در مذهب حقه تشیع، مفهوم زیارت اهل بیت از جایگاه ویژه ای برخوردار است که ریشه در اعماق وجودی ارادتمندان به ایشان دارد. در حقیقت زیارت، تمایل قلبی و جوشش درونی است. مقوله زیارت از دو منظر قابل بررسی است. از نگاه علم فقه، از مصادیق تولی و تبری بحساب می آید و از نگاه علم کلام، پیوندی ناگسستنی است با آن ذوات مقدسه. به زبان ساده زیارت، ملاقات با شخصیتی با عظمت است که فقط به قصد تعظیم و بزرگداشت اوست. پس برای انجام آن، باید از مواردی اجتناب کرد.
دو حقیقت در مفهوم زیارت نهفته است:
1- زیارت حقیقی زمانی است که زائر برای انجام آن از امور طبیعی و مادی منصرف شده و فقط قصد مزور- ائمه معصومین- را داشته باشد. در حدیثی شریف آمده است: « زُرنا فَانصَرِف، ما را زیارت کنید و سپس بازگردید » اشاره روایت به این نکته است که در کنار زیارت انگیزه ی دیگری نداشته باشد. بنابراین بعد از زیارت بازگردد.
2- زائر، مزور - ائمه معصومین- را حی و زنده بداند. اگرچه بحسب ظاهر 13 تن از معصومین حیات مادی ندارند اما به این معنا نیست که زنده نیستند. آنان حیات برزخی دارند که در مقایسه با زندگانی دنیا حیات کاملی است. زنده بودن در عالم برزخ بحسب تجرد روح است که در فلسفه نیز به اثبات رسیده است.
در قرآن کریم آیات متعددی در خصوص حیات برزخی آمده: « وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاء عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ» و هرگز گمان مبر آنان که در راه خدا کشته شدند، مرده اند. بلکه زنده اند و نزد پروردگارشان روزى داده می شوند. زیارت، زمانی معنا پیدا می کند که ملاقات شونده در قید حیات باشد. پس لازم است که مزور را زنده بدانیم.
آقاجونم...
نمیدونم چطور شروع کنم...
حتماً دیدین و شنیدین که میگن فلانی دنبال یه بهونه بوده تا...کاری رو انجام بده
بقول حاج حسین آقا اصلا کارشما خونواده بهونه نمیخواد...
با یه همسفر
نیابت نبودو بلکه اجابت شما...
گرم صحبت ودلواپسی ...
باقیش به پای دل...
ناگهان یک اتوبوس...
یاپسر ام البنین...
همسفر...
یادت باشه بهت بگم...
حدود ساعت5 عصربود که از هتل زدیم بیرون...
من، داداش سلمان و حاج احمدآقا...
أ آدخل یا الله...
و...
واردصحن شدیم...
تویکی از حجره های روبه ایون طلاش جامون دادند...
آخ که دلم لک زده براش...

نگفتنش بهتره شاید...
بعدروضه راهی حرم شدیم...
توحرم با صحنه ای مواجه شدم...
یه بچه ...
قبلا دیده بودمش ...
معلوم نبودمشکلش چیه...
بدنش سوخته بود... نمی دونم
شاید مردم یه همچین فکری میکردند
امانه من بلکه متوجه برخی نجواهای مردم با علمدارشدم...
یابن ام البنین...
یابن ام البنین...
یابن ام البنین...
بعضیا میگفتندآقا اگه حاجت مارو نمیدی موردی نداره اما بده دست خالی برگرده...
شفاشو بده
یابن ام البنین...
بعد اون شب دیگه تو حرم ندیدمش....
نمی دونم خودتون بگید...
سوغات تو از علقمه آیا بخورد تیر ؟
یک مشک پر از حسرت لبها بخورد تیر ؟
با دست رشیدت که در آغوش کشیدیش
این آرزوی توست مبادا بخورد تیر
تا چند قدم مانده به بی تابی طفلی
تو آمدی و آمدی .... اما بخورد تیر
***
حالا که به این خیمه تشنه نرسیدی
تو خواسته ای آن قد و بالا بخورد تیر
تو خواسته ای دست ترت را که بیفتد ...
چشمی که رسیده است به دریا بخورد تیر
تو خواسته ای حال که آبی نرساندی
سرتا سر شرمندگی ات را بخورد تیر
***
تو خواسته ای تا همه دار و ندارت
پیش قدم حضرت زهرا بخورد تیر
عزیزدلم...
تا حالا شده...
سرم پائین می افته و سکوت قالب وجودمو میگیره...
دانه های شرمی که سرازیرمیشن...
بدون درنگ
آقا.. آقا شرمنده ... نتونستم نگم
یه مدتیه بهونه گیر شدم...
بهتره بگم باور دارم که شما دلسوزترازپدرو مادرید...
راستش ...

یه خانوم...
مشخصه که میانساله...
قصدش عیادت از یه بیماره
آروم از ماشین پیاده شد...
با صلواتشماری دردست و زمزمه ای برلب...
عرض خیابونو طی میکنه...
این کار هر روزشه...
توفکرچونگی برخوردعصرامروزش با بیمارشه...
ناگهان توگوشش میشنوه
صدای بلند یه ترمز...
به سختی بلندشد که ...
ماشین دوم هم...
خیلیافقط نگاه کردند...
یا زهرا...
خانوم جان کمک کن پسرتون منتظرمه
بیهوش به بیمارستان بردند...
سنگ صبورمن...
یامن اسمه دواء و ذکره شفاء
بخاطرچشم انتظاریه مردی که هر روزچشمش به در اتاقی بوده تا همسرش بیاد...
براش دعا کنید..