غافل از اینکه تک تک ما، از اولین
روزی که بد و خوب را فهمیده ایم، مأمور حفظ و آبادانی زمین و هر آنچه در
آن هست، بوده ایم. اما حقی که محیط زیستمان به گردن ما دارد، به این مصداق
ختم نمی شود؛ آب، هوا، خاک، درختها و خلاصه تمام آنچه در طبیعت هست،
حقوقی دارند که شاید خیلی از ما، به این دید، به قضیه نگاه نکرده باشیم.
«انسانها مورد سؤال قرار می گیرند، حتی در مورد زمینها و چهارپایان.» (1)
حق زمین، حق مادر!«خداوند
شما را از زمین خلق کرد و مأمور آبادانی آن ساخت...» (2) این را حضرت
صالح (ع) به قومشان گفته اند. پیامبر اکرم (ص) هم می فرمایند: «زمین را
خوب نگه دارید که گویی مادر شماست...» (3) دنیایی که ما در آن زندگی می
کنیم، جایی است برای زندگی دیگران و آدمهای آینده. پس حقی که محیط زیست به
گردن ما دارد، با حقوق میلیونها انسان دیگر پیوند خورده است؛ بیهوده نیست
که آباد کردن زمین، تا هر وقت که آن آبادی باقی باشد، برایمان صدقه است و
ویران کردن آن، سبب گرفتاری شدید. «هر کس [بی جهت] درخت سدری [نیازمند به
آب] را قطع کند، خداوند سرش را در آتش فرو می برد» (4) و «ثواب هفت چیز
بر بنده جاری است حتی وقتی در قبر باشد: ... جاری کردن نهر و حفر چاه و
کاشتن نخل [درخت]... که بعد از مرگ برای بنده استغفار می کنند.» (5)
کف خیابان یا سطل آشغال؟!هیچ
آدم عاقلی، با مته و ارّه، به جان در و دیوار خانه اش نمی افتد، بوی بد
در اتاقها پخش نمی کند، ظرفهای آب و غذا را کثیف نمی کند، پوست میوه ها را
روی فرش نمی اندازد و خلاصه از هیچ تلاشی برای تمیز بودن خانه اش دریغ
نمی کند. دنیای اطراف ما هم همین است. ولی متأسفانه خیلی ها تفاوت سطل
زباله و کوچه و خیابان را درست نفهمیده اند! انگار هرجایی که خانه نباشد،
می شود زباله ها را رها کرد به امان رفتگرها! این حرفها را زیاد گفته اند و
شنیده ایم، اما مثل اینکه اینطور جا افتاده است که اگر رعایتشان نکنیم،
اتفاق خاصی نمی افتد، دلمان خواست رعایت می کنیم و می شویم یک شهروند
نمونه، و دلمان نخواست رعایت نمی کنیم و کسی هست برای جمع کردن زباله ای
که ما تولید کرده ایم. اما خوب است بدانیم که پیامبر اکرم (صل الله علیه و
آله) فرموده اند: «سه گروه، به خاطر سه کار
ناروا از رحمت خدا به
دورند: کسانی که مکان عمومی را آلوده می کنند؛ کسانی که از آب سهمیه بندی
شده جلوگیری می کنند، یعنی نوبت را رعایت نمی کنند؛ کسانی که سد معبر می
کنند.» (6)
هر زباله ای که به زمین می افتد، قامتی برای آن خم می شود...
وضوی نامسلمانانظرف
شستن، مسواک زدن، وضو گرفتن، حمام کردن، شست و شوی خانه و لباس و اثاث و
خلاصه خیلی کارهای دیگری که هر روز انجامشان می دهیم ولی اصلا فکرش را هم
نکرده ایم که با همین کارهای ساده، ممکن است خیلی راحت تبدیل شویم به
برادران شیطان! «همانا اسراف کاران برادران شیاطین اند» (7).
خیلی
وقتها، شیر آب باز است و حرف می زنیم، موهایمان را می شوییم، مسواک می
زنیم، ماشینمان را می سابیم، مسح سر و پا می کشیم، شیر آب باز است و به قول
خودمان ظرفها را خیس می کنیم و خلاصه شیر آب باز است و اصلا فکرش را هم
نمی کنیم که ما، پای قطره قطره های آب مسئولیم. آبی که اسراف نکردنش انقدر
مهم است که پیامبر (ص)، حتی برای وضو و غسل هم مقدار آب معین کرده اند و
رعایت نکردن آن را مخالفت با سنت می دانند.
«مقدار آب مصرفی در وضو،
یک مد (کمتر از یک کیلو) و در غسل یک صاع (حدود سه کیلو) است، ولی اقوامی
پس از من می آیند که آن را اندک می شمارند. آنان با سنت من مخالف اند و
کسی که بر روش من پایدار باشد، در بهشت با من خواهد بود.» (8)
چه کنیم؟شاید راه حلهای زیادی برای دوستی و حتی آشتی با طبیعت وجود داشته باشد، اما ما در این مطلب به برخی از آنها اشاره می کنیم:
·
آب را گل نکنیم! آلوده نکردن آب به قدری اهمیت دارد که پیامبر اکرم (ص)
حتی از آلوده کردن آب دشمنان هم نهی فرموده اند. (9) در روایات، حتی
انداختن آب دهان هم مصداق آلوده کردن است، چه برسد به کارهای دیگر! «از
آلوده کردن آبی که در جایی جمع شده است بپرهیزید تا مورد لعن واقع نشوید.»
(10)
· با درختها دوست باشیم. درختها، سرمایه هایی هستند
که زندگی ما به آنها بسته است؛ هوایی که تنفس می کنیم، چوبی که استفاده می
کنیم، کاغذ و خیلی از وسایل دیگرمان وابسته به درخت است. پس از درخت و
هرچیزی که وابسته به آن است، درست استفاده کنیم.
· کاغذ را
سرمایه بدانیم. شاید این روزها، به خاطر قیمت بالای کاغذ هم که شده،
خیلیها دیگر قدر کاغذ را بدانند. اما کار ما وقتی ارزش دارد، که نه به
خاطر قیمت، بلکه به خاطر اهمیت آن، قدرش را بدانیم و از کمترین کار هم
دریغ نکنیم؛ مثلا کاغذ را از سایر زباله ها جدا بگذاریم!
·
کود تولید نکنیم! این روزها خیلیها به بهانه ی کود شدن، ته مانده ی مواد
غذایی و میوه و سبزیجات را در طبیعت رها می کنند و فقط مواد پلاستیکی را
زباله می دانند. اما خوب است بدانیم که همین مکانی که ما امروز برای
تفریح انتخاب کرده ایم، فردا جای تفریح افراد دیگری است و این ته مانده
های غذای ما، تا فردا تبدیل به کود نخواهد شد!
· کمتر
زباله بسازیم. کار سختی نیست. اگر همیشه از چهار عدد نانی که می خریدیم،
یک عدد اضافه می آمده، از این به بعد، نان کمتری تهیه کنیم، اگر همیشه
مقداری از غذایمان را دور می ریزیم، مقدار کمتری غذا بپزیم و یا اگر
معمولا تعدادی میوه در یخچالمان کپک می زند، کمتر میوه بخریم!
·
یک بار مصرف نباشیم. متأسفانه این روزها استفاده از وسایل یک بار مصرف که
آلودگیهای خطرناکی را به بار می آورند، خیلی رواج پیدا کرده است. سفره
ها، لیوانها، بشقابها و حتی گاهی برخی لباسهایمان یک بار مصرف شده اند و
این مواد، بیش از 300 سال زمان لازم دارند تا جذب طبیعت شوند.
·
احساس مسئولیت کنیم. همانطور که گفتیم، طبیعت مثل مادر ماست. برخورد امام
سجاد (ع) با طبیعت، الگوی بسیار خوبی برای همه ی ماست: «حضرت سجاد (ع)
هرگاه کلوخی را در راه می دیدند، از مرکب پیاده می شدند و آن را با دست از
سر راه دور می کردند.» (11)
«هر کس چیز آزار دهنده ای را از سر راه
مسلمانان بر دارد، خدا پاداش قرائت 400 آیه را که برای هر حرفش 10 حسنه
است، به او می دهد.» (12)
پی نوشت:1. امام علی (ع)؛ «فانکم مسئولون حتی عن البقاع و البهائم»؛ (اصول کافی ، ج2 ، ص331 ، ح 6).
2. هود، 61.
3. http://www.resalat-news.com/Fa/?code=4487
4.
پیامبر اکرم (ص)؛ بحارالانوار، ج 63، ص 113؛ به نقل از مفاتیح الحیاة،
آیت الله جوادی آملی، مرکز نشر اسراء، بهار 1391، چاپ 12، ص 709.
5. پیامبر اکرم (ص)؛ کنزالعمال، ج15، ص 953-954؛به نقل از همان.
6. الکافی، ج 2، ص 292؛ به نقل از همان، ص 694-695.
7. اسراء، 27.
8. الفقیه، ج 1، ص 34-35؛ به نقل از همان، ص 701.
9. فروع کافی ، ج3 ، ص65 ، ح 9؛ به نقل از http://www.mohit-zist.com/viewtopic.php?f=7&t=1420.
10. پیامبر اکرم (ص)؛ الجامع الصغیر، ج 1، ص 27؛ به نقل از همان، ص 705.
11. امام صادق (ع)؛ الامالی، طوسی، ص 673؛
بحارالانوار، ج 72، ص 50؛ به نقل از همان، ص 729.
12. پیامبر اکرم (ص)؛ الامالی، طوسی، ص 183؛ به نقل از همان، ص 730.
چگونه ممکن است مردم دنیا تسلیم یک جمعیت اندک شوند و از عادات و اخلاق و برنامهها و سنن خود دست بردارند؟
طبق
روایات وقتی حضرت صاحب الامر علیهالسلام ظاهر میشوند، نخست سیصد و سیزده
نفر از خواص اصحاب آن حضرت در مکه حاضر میگردند و وقتی عده اصحاب و
اجتماع کنندگان به ده هزار نفر رسید از مکه خارج میشوند.
غلبه آن حضرت و حکومت جهانی اسلام، ممکن
است بطور معجزه انجام یابد و ممکن است با فراهم شدن اسباب ظاهری باشد و
ممکن است به هر دو نوع واقع شود، چنانکه پیشرفت و غلبه پیغمبر اکرم
صلیاللهعلیهوآله به هر دو نوع بود.
* اما بصورت معجزه،
محتاج به توضیح نیست که حصول چنین پیروزی برای آن حضرت، به خواست خداوند،
امری است ممکن و با بشارتهای حتمی که در قرآن مجید داده شده حاصل خواهد شد و
خداوند به مصداق آیه:
«کم من فئة قلیلة غلبت فئة کثیرة باذن الله ؛ چه بسیارند گروه اندکی که به اذن خداوند، بر گروه بسیاری چیرگی مییابند» (بقره/259)
آن حضرت، اصحابش و عموم بندگان شایسته خدا را بر همه غالب و حاکم و وارث و مالک ارض قرار میدهد.
* و از لحاظ اسباب ظاهری هم حصول چنین پیروزی و تشکیل آن حکومت الهی عملی
خواهد بود; زیرا آن حضرت در موقعی ظهور میکند که اوضاع و احوال اجتماعی و
اخلاقی و سیاسی کاملاً مساعد باشد.
در آن موقع همه ملتها از زندگی
معنوی و اخلاقی محروم، و دشمنی و کینه و ظلم و تجاوز، همه را نسبت به
یکدیگر بدبین و از هم جدا ساخته و از اینکه کسی بتواند بدون مدد غیبی جامعه
را رهبری کند، همه مأیوس میگردند و همه از وضع خود ناراضی، و از مکتبهای
مختلف که عرضه میشود ناامید بوده و منتظر تغییر و عوض شدن اوضاع میباشند.
در
یک چنین موقعیتی، حضرت مهدی علیهالسلام و اصحابش، با نیروی ایمان و اخلاق
حسنه و با نجات بخشترین برنامههای عمرانی و اقتصادی و عدالت اجتماعی،
قدم به میدان میگذارند و آن نهضت الهی و دعوت روحانی را شروع میکنند و
مردم را بسوی خدا و زندگی برابری و برادری، عدل و امنیت، صفا و وفا، راستی و
درستی و نظم صحیح، میخوانند و خود و اصحابش، نمونه همه فضایل بشری
میباشند و با نیروی ایمان و استقامت و پشتکار و همتی که مخصوص مؤمنان ثابت
قدم است، هدف و مقصد خود را تعقیب مینمایند. معلوم است این جمعیت با آن
برنامهها و وضع کار، در آن دنیای پرآشوب و غرق در طوفان گرفتاریها و
فشارها، دلها را به خود متوجه نموده و فاتح و پیروز و موفق میشوند و هیچ
نیروئی نمیتواند در برابر آنها مقاومت کند.
و شاهد این حقیقت، همان
ظهور رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله و پیشرفت سریع دین اسلام است، که یکی
از علل ظاهری آن پیروزیهای پی در پی و درهم شکسته شدن ارتشهای انبوه دولت
شاهنشاهی ایران و امپراطوری روم، فساد اوضاع اجتماعی و اداری ایران و روم
بود که مردم این کشورهای پهناور را برای قبول یک دعوت صحیح و حکومتی متکی
به مبانی عدالت و مساوات آماده کرده بود. چرا راه دور برویم؛ مگر امام
خمینی چه کرد؟! او نیز احیاگر دین خدا در عصر دین ستیزی و دین گریزی بود.
پایگاه اطلاع رسانی دفتر آیةاللهالعظمی صافی گلپایگانی، بااندکی تصرف