درانتظارمنجی

درانتظارباران نیست آنکه بذری نکاشته

درانتظارمنجی

درانتظارباران نیست آنکه بذری نکاشته

تنبیه زنان در قرآن

منظور قرآن از زدن زن در آیه 34 سوره مبارکه نسا آیه 34 پس از اندرز و ... چیست چه شرایطی دارد چون از طرف بعضی آقایان به عنوان جواز ضرب و زدن خانمها می دانند؟

در پاسخ به توضیحات ذیل توجه کنید :
الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلى‏ بَعْضٍ وَ بِما أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوالِهِمْ فَالصَّالِحاتُ قانِتاتٌ حافِظاتٌ لِلْغَیْبِ بِما حَفِظَ اللَّهُ وَ اللاَّتِی تَخافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَ اهْجُرُوهُنَّ فِی الْمَضاجِعِ وَ اضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَکُمْ فَلا تَبْغُوا عَلَیْهِنَّ سَبِیلاً إِنَّ اللَّهَ کانَ عَلِیًّا کَبِیراً (نساء -34)
34- مردان سرپرست و خدمتگزار زنانند به خاطر برتری هایى که (از نظر نظام اجتماع) خداوند براى بعضى نسبت به بعضى دیگر قرار داده است و به خاطر انفاقهایى که از اموالشان (در مورد زنان) مى‏کنند، و زنان صالح آنها هستند که متواضعند و در غیاب (همسر خود) حفظ اسرار و حقوق او را در مقابل حقوقى که خدا براى آنان قرار داده، مى‏کنند و (اما) آن دسته از زنان را که از طغیان و مخالفتشان بیم دارید پند و اندرز دهید و (اگر مؤثر واقع نشد) در بستر از آنها دورى نمائید و (اگر آنهم مؤثر نشد و هیچ راهى براى وادار کردن آنها به انجام وظائفشان جز شدت عمل نبود) آنها را تنبیه کنید، و اگر از شما پیروى کردند به آنها تعدى نکنید و (بدانید) خداوند بلند مرتبه و بزرگ است (و قدرت او بالاترین قدرتهاست).
از جمله زنانی که در این آیه شریفه از انها نام برده شده ، زنانى هستند که از وظائف خود سرپیچى مى‏کنند و نشانه‏هاى ناسازگارى در آنها دیده مى‏شود، مردان در برابر این گونه زنان وظائف و مسئولیتهایى دارند که باید مرحله به مرحله انجام گردد، و در هر صورت مراقب باشند که از حریم عدالت تجاوز نکنند، این وظائف به ترتیب زیر در آیه بیان شده است:
وَ اللَّاتِی تَخافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ مرحله اول در مورد زنانى است که نشانه‏هاى سرکشى و عداوت و دشمنى در آنها آشکار مى‏گردد که قرآن در جمله فوق از آنها چنین تعبیر مى‏کند: زنانى را که از طغیان و سرکشى آنها مى‏ترسید موعظه کنید و پند و اندرز دهید و به این ترتیب آنها که پا از حریم نظام خانوادگى فراتر مى‏گذارند قبل از هر چیز باید بوسیله اندرزهاى دوستانه و بیان نتائج سوء اینگونه کارها آنان را براه آورد و متوجه مسئولیت خود نمود.
وَ اهْجُرُوهُنَّ فِی الْمَضاجِعِ: در صورتى که اندرزهاى شما سودى نداد، در بستر از آنها دورى کنید و با این عکس العمل و بى اعتنایى و به اصطلاح قهر کردن، عدم رضایت خود را از رفتار آنها آشکار سازید شاید همین واکنش خفیف در روح آنان مؤثر گردد.
وَ اضْرِبُوهُنَّ در صورتى که سرکشى و پشت‏پازدن به وظائف و مسئولیتها از حد بگذرد و هم چنان در راه قانون شکنى با لجاجت و سرسختى گام بردارند، نه اندرزها تاثیر کند، و نه جدا شدن در بستر و کم اعتنایى نفعى ببخشد و راهى جز شدت عمل باقى نماند، براى وادار کردن آنها به انجام تعهدها و مسئولیت هاى خود چاره منحصر به- خشونت و شدت عمل گردد، در اینجا اجازه داده شده که از طریق تنبیه بدنى آنها را به انجام وظائف خویش وادار کنند.
اشکال: [چگونه اسلام اجازه تنبیه زن را داده؟]
ممکن است ایراد کنند که چگونه اسلام به مردان اجازه داده که در مورد زنان متوسل به تنبیه بدنى شوند؟!
پاسخ:
جواب این ایراد با توجه به معنى آیه و روایاتى که در بیان آن وارد شده و توضیح آن در کتب فقهى آمده است و همچنین با توضیحاتى که روانشناسان امروز مى‏دهند چندان پیچیده نیست زیرا:
اولا آیه، مسئله تنبیه بدنى را در مورد افراد وظیفه‏نشناسى مجاز شمرده که هیچ وسیله دیگرى در باره آنان مفید واقع نشود، و اتفاقا این موضوع تازه‏اى نیست که منحصر به اسلام باشد، در تمام قوانین دنیا هنگامى که طرق مسالمت‏آمیز براى وادار کردن افراد به انجام وظیفه، مؤثر واقع نشود، متوسل به خشونت مى‏شوند، نه تنها از طریق ضرب بلکه گاهى در موارد خاصى مجازات‏هایى شدیدتر از آن نیز قائل مى‏شوند که تا سرحد اعدام پیش مى‏رود.
ثانیا تنبیه بدنى در اینجا- همانطور که در کتب فقهى نیز آمده است- باید ملایم و خفیف باشد بطورى که نه موجب شکستگى و نه مجروح شدن گردد و نه باعث کمبودى بدن.
ثالثا روانکاوان امروز معتقدند که جمعى از زنان داراى حالتى بنام تفسیر نمونه، ج‏3، ص: 374
مازوشیسم (آزارطلبى) هستند و گاه که این حالت در آنها تشدید مى‏شود تنها راه آرامش آنان تنبیه مختصر بدنى است، بنا بر این ممکن است ناظر به چنین افرادى باشد که تنبیه خفیف بدنى در موارد آنان جنبه آرام بخشى دارد و یک نوع درمان روانى است.
مسلم است که اگر یکى از این مراحل مؤثر واقع شود و زن به انجام وظیفه خود اقدام کند مرد حق ندارد بهانه‏گیرى کرده، در صدد آزار زن برآید، لذا به دنبال این جمله مى‏فرماید:
فَإِنْ أَطَعْنَکُمْ فَلا تَبْغُوا عَلَیْهِنَّ سَبِیلًا:
اگر آنها اطاعت کنند به آنها تعدى نکنید و اگر گفته شود که نظیر این طغیان و سرکشى و تجاوز در مردان نیز ممکن است آیا مردان نیز مشمول چنین مجازات هایى خواهند شد؟
در پاسخ مى‏گوئیم آرى مردان هم درست همانند زنان در صورت تخلف از وظائف مجازات مى‏گردند حتى مجازات بدنى، منتها چون این کار غالبا از عهده زنان خارج است حاکم شرع موظف است که مردان متخلف را از طرق مختلف و حتى از طریق تعزیر (مجازات بدنى) به وظائف خود آشنا سازد.
داستان مردى که به همسر خود اجحاف کرده بود و به هیچ قیمت حاضر به تسلیم در برابر حق نبود و على ع او را با شدت عمل و حتى با تهدید به شمشیر وادار به- تسلیم کرد معروف است.
إِنَّ اللَّهَ کانَ عَلِیًّا کَبِیراً و در پایان مجددا به مردان هشدار مى‏دهد که از موقعیت سرپرستى خود در خانواده سوء استفاده نکنند و به قدرت خدا که بالاتر از همه قدرتها است بیندیشند زیرا خداوند بلند مرتبه و بزرگ است.
تفسیر نمونه، ج‏3، ص: 375

شیطان تا چه روزی مهلت دارد؟

در روایات آمده است که پس از ظهور امام زمان عج شیطان کشته میشود.اما درقرآن آمده است که شیطان تا قیامت مهلت دارد وزنده می ماند. این دو تناقض چگونه  است ؟

در قرآن مجید از شیطان نقل میکند که پس از اینکه به دلیل سجده نکردن بر انسان و تمرد از دستور الهی، رانده شد، به خداوند عرض کرد: " قالَ رَبِّ فَأَنْظِرْنِی إِلى یَوْمِ یُبْعَثُونَ"؛"پروردگارا! مرا تا روزی که بر انگیخته خواهند شد مهلت ده"(حجر، 36). شیطان در این درخواست دو مطلب را از خداوند متعال خواسته است: 1. به او مهلت داده شود، 2. این مهلت تا قیامت و روز مبعوث شدن بندگان ادامه داشته باشد.
پاسخ حضرت حق تعالی به او چنین است: " قالَ فَإِنَّکَ مِنَ الْمُنْظَرِینَ * إِلى یَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ ؛تو از مهلت یافتگانی، تا روز و وقت معلوم"(حجر، 37و38) خداوند متعال به او مهلت داده است و درخواست اولی او را اجابت کرده است. اما درخواست دوم او او را که خواسته بود تا روز قیامت مهلت داشته باشد اجابت نشده است، بلکه تا روز و وقت معلوم به او مهلت داده شده است. پسرش این است که " وقت معلوم" چه زمانی است؟ در بحار الانوار، ج60 ص221، از امام صادق(ع) روایتی وارد شده است ابن وهب از امام درباره سرنوشت ابلیس در آیه پرسش میکند که این روز، چه روز و زمانی ااست؟ امام میفرمایند: "ای وهب! آیا تصور میکنی که آن روز زمانی است که خدا در آن روز مردم را مبعوث میکند؟(چنین نیست) بلکه خداوند ابلیس را تا روز قیام قائم ما مهلت میدهد. در آن زمان حضرت، ابلیس را محم میگیرند و گردن او را میزند و آن روز، زمان معلوم است."
هدف اصلی انسان سعادت است و سعادت در جامعه بشری با حکومت حضرت مهری(ع) حاصل میشود که در آن زمان زمین پر از عدل و داد میشود و خبری از کفر و ظلم نیست. در آن زمان، قلبها از وسوسههای شیطانی پاک میشود و فساد نابود میگردد. در این روز، ابلیس که کاری جز وسوسه و به انحراف کشاندن جامعه بشری ندارد، به عنوان اصل فساد، گردن زده میشود پس منظور از کشته شدن ابلیس و شیطان به دست حضرت، به قتل رساندن شیطان و پایان مهلتی است که به شیطان داده بود.
البته قتل شیطان و ابلیس، به معنای از بین رفتن همه شیاطین به ویژه انسانهای شیطان صفت نیست، زیار تکلیف برقرار است و تکلیف دائر مدار اختیار خیر و شر است و برخی انسانها هتسند که نقش شیطان را بر عهده دارند. ضمن اینکه نفس اماره نیز اتس. امام رئیس شیطانها را که نقشی اساسی برای انحراف و گناه دارد از بین میبرد.
برای آگاهی بیشتر به تفسیر المیزان، ج14، ص167ـ 169 ذیل آیه 38 از سوره مبارکه حجر و ص 184 ذیل بحث روایی آیه مذکور مراجعه شود.

نبرد آخرالزمان: قرقیسیا

روایت‌های‌ اسلامی‌ خبر از وقوع‌ جنگ‌ها، فتنه‌ها و آشوب‌های‌ گسترده‌ و فراوان‌ در آخرالزمان‌ و در آستانه‌ ظهور امام‌ مهدی‌ (ع‌) می‌دهند؛ فتنه‌هایی‌ که‌ پی‌ در پی‌ می‌رسند و سرزمین‌های‌ بسیاری‌ را در برمی‌ گیرند.
رسول‌ گرامی‌ اسلام‌ (ص‌) از این‌ فتنه‌ها و آشوب‌ها چنین‌ یاد می‌کنند:
تکون‌ فتنة‌ بعدها فتنة‌: الاولی‌ فی‌ الاخرة‌ کثمرة‌ السوط‌ یتبعها ذباب‌ السیف‌... ثمّ یکون‌ بعد ذلک‌ فتنة‌ تستحلّ فیها المحارم‌ کلّها. ثمّ تأتی‌ الخلافة‌ خیر أهل‌ الارض‌ و هو قاعد فی‌ بیته‌.
فتنه‌ای‌ به‌ پا می‌شود و به‌ دنبال‌ آن‌ فتنه‌ای‌ دیگر برمی‌خیزد. فتنه‌ اولی‌ در مقایسه‌ با دومی‌ همانند تازیانه‌ خوردن‌ است‌ در مقایسه‌ با ضربات‌ لبه‌ تیز شمشیر! سپس‌ فتنه‌ای‌ پدید می‌آید که‌ همه‌ محرمات‌ در آن‌ حلال‌ شمرده‌ شود! آنگاه‌ خلافت‌ به‌ بهترین‌ مردم‌ روی‌ زمین‌ می‌رسد در حالی‌ که‌ او در خانه‌اش‌ نشسته‌ باشد.
آن‌ حضرت‌ در روایت‌ دیگری‌ به‌ گستردگی‌ و تنوع‌ این‌ فتنه‌ها اشاره‌ کرده‌، می‌فرمایند:
لتاتینّکم‌ بعدی‌ أربع‌ فتن‌: الاولی‌ تستحلّ فیها الدماء و الثانیة‌ تستحل‌ فیها الدماء و الاموال‌ و الثالثة‌ تستحلّ فیها الدماء و الاموال‌ و الفروج‌ و الرابعة‌ صماء عمیاء مطبقة‌ تمور مور السفینة‌ فی‌ البحر، حتی‌ لا یجد أحد من‌ الناس‌ ملجأ، تطیر بالشام‌ و تعشی‌ العراق‌ و تخبط‌ الجزیرة‌ یدها و رجلها، یعرک‌الانام‌ البلاء فیها عرک‌الادیم‌، لا یستطیع‌ أحد أن‌ یقول‌ فیها: مه‌، مه‌!!! لا ترفعونها من‌ ناحیة‌ إلاّ انفتقت‌ من‌ ناحیة‌ أخری‌.
بعد از من‌ چهار فتنه‌ بر شما فرود آید که‌ در اولی‌ خون‌ها مباح‌ می‌شود، در دومی‌ خون‌ها و ثروت‌ها مباح‌ می‌گردد، در سومی‌ خون‌ها و ثروت‌ها و ناموس‌ها مباح‌ می‌شود و در چهارمی‌ آشوبی‌ کور و کر جهان‌ را مضطرب‌ می‌سازد آنچنانکه‌ کشتی‌ غول‌ پیکر آب‌های‌ مجاور را مضطرب‌ کند، این‌ فتنه‌ شما را زیر پر می‌گیرد و عراق‌ را می‌پوشاند و در جزیره‌ دست‌ و پا می‌زند، مردم‌ تلخی‌ حوادث‌ و فشار آشوب‌ را لمس‌ می‌کنند، آنچنانکه‌ پوست‌ به‌ هنگام‌ دباغی‌ شدن‌ فشار وارده‌ را لمس‌ می‌کند. کسی‌ قدرت‌ یک‌ کلمه‌ سخن‌ گفتن‌ نخواهد داشت‌! این‌ فتنه‌ در نقطه‌ای‌ آرام‌ نمی‌یابد جز پس‌ از آنکه‌ در نقطه‌ای‌ دیگر بیداد کند.
آنچنان‌ که‌ از روایات‌ برمی‌آید، یکی‌ از بزرگترین‌ این‌ فتنه‌ها، درگیری‌ و نبردی‌ است‌ که‌ در منطقه‌ «قرقیسیا» رخ‌ می‌دهد. هم‌ در منابع‌ شیعی‌ و هم‌ در منابع‌ اهل‌ سنت‌ به‌ این‌ نبرد اشاره‌ و از جزئیات‌ آن‌ خبر داده‌ شده‌ است‌. مقاله‌ حاضر تنها در پی‌ آن‌ است‌ که‌ گزارشی‌ اجمالی‌ از آنچه‌ در این‌ منابع‌ آمده‌، ارائه‌ نماید. و ان‌ شاء الله‌ تحلیل‌ جامع‌تر این‌ رویداد را در فرصتی‌ دیگر پی‌ می‌گیریم‌ .
در این‌ مقاله‌ ابتدا پاره‌ای‌ از روایات‌ شیعه‌ و اهل‌ سنت‌ را که‌ در آنها به‌ گستردگی‌ و بزرگی‌ نبرد «قرقیسیا»اشاره‌ شده‌ نقل‌ می‌کنیم‌ و در ادامه‌ نیز به‌ بررسی‌ موقعیت‌ جغرافیایی‌ این‌ منطقه‌، دلایل‌ و زمینه‌های‌ بروز این‌ نبرد، طرفین‌ نبرد و زمان‌ وقوع‌ آن‌ می‌پردازیم‌:

1. نبرد قرقیسیا در روایت‌های‌ اسلامی‌

روایت‌های‌ شیعه‌ و اهل‌ سنت‌ به‌ نبرد قرقیسیا اشاره‌ کرده‌ و از بزرگی‌ و بی‌نظیر بودن‌ این‌ رویداد سخن‌ گفته‌اند. امام‌ باقر(ع‌) در روایتی‌ خطاب‌ به‌ «میسّر» ضمن‌ پرسش‌ از فاصله‌ محل‌ اقامت‌ او تا قرقیسیا به‌ بزرگی‌ و بی‌سابقه‌ بودن‌ نبردی‌ که‌ در این‌ منطقه‌ رخ‌ خواهد داد اشاره‌ کرده‌، می‌فرمایند:
یا میسرّ! کم‌ بینک‌ و بین‌ قرقیسا ] قرقیسیا [ ؟ قلت‌: هی‌ قریب‌ علی‌ شاطی‌ء الفرات‌. فقال‌: أما أنّه‌ سیکون‌ بها وقعة‌ لم‌ یکن‌ مثلها منذ خلق‌ الله‌ تبارک‌ و تعالی‌ السماوات‌ و الارض‌، ولایکون‌ مثلها مادامت‌ السماوات‌ والارض‌ مأدبة‌ للطیر، تشبع‌ منها سباع‌ الارض‌ و طیور السماء !
ای‌ میسر! از اینجا تا قرقیسا ] قرقیسیا [ چقدر راه‌ است‌؟ عرض‌ کردم‌: همین‌ نزدیکی‌ها است‌، در ساحل‌ فرات‌ قرار دارد. پس‌ فرمودند: امّا در این‌ ناحیه‌ واقعه‌ای‌ رخ‌ خواهد داد که‌ مانند آن‌ از زمانی‌ که‌ خداوند تبارک‌ و تعالی‌، آسمان‌ها و زمین‌ را آفریده‌ اتفاق‌ نیفتاده‌ و تا زمانی‌ هم‌ که‌ آسمان‌ها و زمین‌ برپا هستند مانند آن‌ اتفاق‌ نخواهد افتاد. سفره‌ای‌ است‌ که‌ درندگان‌ زمین‌ و پرندگان‌ آسمان‌ از آن‌ سیر می‌شوند.
و نیز از ایشان‌ نقل‌ شده‌ است‌ که‌:
إنّ لولد العباس‌ والمروانی‌ لوقعة‌ بقرقیسیا یشیب‌ فیها الغلام‌ الحرور و یرفع‌ اللّه‌ عنهم‌ النصر و یوحی‌ إلی‌ طیر السماء و سباع‌ الارض‌، اشبعی‌ من‌ لحوم‌ الجبارین. ثم‌ یخرج‌ السفیانی‌.
همانا واقعه‌ای‌ برای‌ فرزندان‌ عباس‌ و مروانی‌ در قرقیسیا روی‌ خواهد داد که‌ پسر نوجوان‌ در آن‌ پیشامد پیر گردد و خداوند هر گونه‌ یاری‌ را از ایشان‌ برگیرد و به‌ پرندگان‌ آسمان‌ و درندگان‌ زمین‌ الهام‌ کند که‌ از گوشت‌ تن‌ ستمگران‌ خود را سیر کنید. سپس‌ سفیانی‌ خروج‌ خواهد کرد.
امام‌ باقر(ع‌) در روایت‌ دیگری‌ به‌ ارتباط‌ نبرد قرقیسیا و خروج‌ سفیانی‌ اشاره‌ کرده‌، می‌فرمایند:
... یمر جیشه‌ (السفیانی‌) بقرقیسیا، فیقتتلون‌ بها فیقتل‌ من‌ الجبارین‌ مائة‌ الف‌ . و یبعث‌ السفیانی‌ جیشاء الی‌ الکوفه‌ وعدتهم‌ سبعون‌ الفا...
سپاهیان‌ سفیانی‌ از قرقیسیا عبور خواهند کرد و در آنجا به‌ نبرد خواهند پرداخت‌، پس‌ صد هزار نفر از ستمگران‌  ] در آنجا [ به‌ قتل‌ خواهند رسید. آنگاه‌ سفیانی‌ سپاهی‌ را به‌ سوی‌ کوفه‌ روانه‌ می‌سازد که‌ تعداد آنها به‌ هفتاد هزار نفر می‌رسد .
آن‌ حضرت‌ همچنین‌ به‌ شمار کشته‌ شدگان‌ در این‌ نبرد اشاره‌ کرده‌، می‌فرمایند:
تبنی‌ مدینة‌ ممّا یلی‌ المشرق‌ یکون‌ فیها وقعة‌ لم‌ یسمع‌ أهل‌ ذلک‌ الزمان‌ بمثلها، ثم‌ تنجلی‌ هی‌ و الوقعة‌ التی‌ فی‌ الشام‌ عن‌ أربع‌ مائة‌ ألف‌ قتیل‌ ثم‌ یخرج‌ المهدی‌ فی‌ أثر ذلک‌ لاترد له‌ رایة‌.
شهری‌ در طرف‌ شرق‌ ساخته‌ می‌شود که‌ در آن‌ حوادثی‌ روی‌ می‌دهد که‌ هرگز مردم‌ آن‌ زمان‌ نظیر آن‌ را نشنیده‌اند. آنگاه‌ آن‌ حادثه‌ و یک‌ حادثه‌ دیگر که‌ در شام‌ روی‌ می‌دهد مجموعاً چهار صد هزار کشته‌ برجای‌ می‌گذارد و به‌ دنبال‌ آن‌ حضرت‌ مهدی‌ ظاهر می‌شود و هرگز سپاهش‌ شکست‌ نمی‌خورد.

امام‌ صادق‌(ع‌) نیز در روایتی‌، در مورد نبرد قرقیسیا چنین‌ می‌فرمایند:
إن‌ للّه‌ مائدة‌ (وفی‌ غیر هذه‌ الروایة‌ مادبة‌) بقرقیسیاء یطلع‌ مطلع‌ من‌ السماء فینادی‌ یا طیر السماء و یا سباع‌ الارض‌ هلمّوا إلی‌ الشبع‌ من‌ لحوم‌ الجبارین‌.
همانا برای‌ خداوند در قرقیسیا سفره‌ای‌ است‌ که‌ سروش‌ آسمانی‌ از آن‌ خبر می‌دهد؛ پس‌ ندا می‌کند ای‌ پرندگان‌ آسمان‌ و ای‌ درندگان‌ زمین‌ برای‌ سیر گشتن‌ از گوشت‌ ستمکاران‌ شتاب‌ کنید.
یکی‌ از محققان‌ معاصر نیز در کتاب‌ خود به‌ این‌ حدیث‌ اشاره‌ کرده‌ و ذیل‌ آن‌ می‌نویسد:
چنانکه‌ روایت‌ اشاره‌ می‌کند، عرصه‌ نبرد، بیابان‌ خشک‌ و بی‌ آب‌ و گیاه‌ است‌ و آنها اجساد کشتگان‌ خود را دفن‌ نمی‌کنند و یا قادر به‌ دفن‌ آنها نیستند، از این‌ رو پرندگان‌ آسمان‌ و درندگان‌ زمینی‌ از گوشت‌ لاشه‌های‌ آنها شکم‌ خود را سیر می‌کنند و اینکه‌ سربازان‌ کشته‌ شده‌ نیز ستمگرند؛ زیرا که‌ آنها سربازان‌ جباران‌ و ستم‌ پیشگان‌ می‌باشند. یا اینکه‌ در میان‌ آنها شمار زیادی‌ از افسران‌ و فرماندهان‌ ستمکار از دوطرف‌ وجود دارد.
منابع‌ اهل‌ سنت‌ نیز به‌ نقل‌ روایاتی‌ پرداخته‌اند که‌ بیانگر شدت‌ درگیری‌ در قرقیسیا است‌؛ از جمله‌ روایت‌ زیر که‌ ابن‌ حماد آن‌ را نقل‌ می‌کند:
... ظهر السفیانی‌ بجیشه‌ علیهم‌، فیقتل‌ الترک‌ و الروم‌ بقرقیسیا حتی‌ تشبع‌ سباع‌ الارض‌ من‌ لحومها.
سفیانی‌ با سپاهیانش‌ بر آنها غالب‌ می‌شود و ترک‌ و روم‌ را در قرقیسیا به‌ قتل‌ می‌رساند تا اینکه‌ درندگان‌ زمین‌ از گوشت‌ آنها سیر می‌شوند.
او در روایت‌ دیگری‌ از امام‌ علی‌ (ع‌) نقل‌ می‌کند که‌: یظهر السفیانی‌ علی‌ الشام‌، ثم‌ یکون‌ بینهم‌ وقعة‌ بقرقیسیا، حتّی‌ یشبع‌ طیر السماء و سباع‌ الارض‌ من‌ جیفهم‌...
سفیانی‌ بر شام‌ غالب‌ می‌شود، آنگاه‌ در قرقیسیا نبردی‌ بین‌ آنها رخ‌ می‌دهد، تا اینکه‌ پرندگان‌ آسمان‌ و درندگان‌ زمین‌ از کشته‌های‌ آنها سیر می‌شوند.

2. موقعیت‌ جغرافیایی‌ قرقیسیا

«قرقیسیا» شهری‌ در شمال‌ سوریه‌ است‌ که‌ در محل‌ التقای‌ رود «خابور» با «فرات‌» قرار گرفته‌ است‌. این‌ شهر پیش‌ از اسلام‌ «کیرکسیون‌» نام‌ داشت‌ و در سال‌ نوزدهم‌ هجری‌ به‌ دست‌ مسلمانان‌ فتح‌ شد و قرقیسیا نام‌ گرفت‌.
در کتاب‌  جغرافیای‌ تاریخی‌ سرزمین‌های‌ خلافت‌ شرقی‌ درباره‌ قرقیسیا چنین‌ توضیح‌ داده‌ شده‌ است‌:
در حدود دویست‌ میلی‌ پایین‌ رقه‌، قرقیسیا که‌ همان‌ کرکیسیوم‌ قدیم‌ است‌، در ساحل‌ چپ‌ دجله‌، جایی‌ که‌ رودخانه‌ خابور آب‌های‌ زیادی‌ خود را در آن‌ می‌ریزد واقع‌ است‌. ابن‌ حوقل‌ درباره‌ قرقیسیا گوید شهری‌ قشنگ‌ است‌ که‌ در آغوش‌ باغستانی‌ قرار داد. یاقوت‌ و حمدالله‌   مستوفی‌ هر دو آن‌ را محلی‌ دانسته‌اند که‌ کوچکتر از رحبه‌ که‌ شش‌ فرسخی‌ قرقیسیا و در جانب‌ غربی‌ فرات‌ است‌.
« ابن‌ رسته‌ »  قرقیسیا( Qarqisiya ) را از شهرهای‌ اقلیم‌ چهارم‌ و از حوزه‌های‌ ناحیه‌ جزیره‌ معرفی‌ می‌کند.
«ابن‌ خردادبه‌» در  المسالک‌ و الممالک‌  پس‌ از آنکه‌ موقعیت‌ قرقیسیا بر ساحل‌ فرات‌ را توصیف‌ می‌کند به‌ بیان‌ فاصله‌ آن‌ تا بغداد می‌پردازد و تمامی‌ منازل‌ میان‌ این‌ دو را نام‌ برده‌ و به‌ فاصله‌ هر یک‌ از دیگری‌ نیز اشاره‌ می‌کند. بر اساس‌ محاسبه‌ وی‌ فاصله‌ این‌ دو شهر از یکدیگر در حدود نود و چند فرسخ‌ است‌.
در  معجم‌ البلدان‌  طول‌ و عرض‌ جغرافیایی‌ این‌ شهر به‌ نقل‌ از بطلمیوس‌ ذکر شده‌ است‌:
بطلمیوس‌ می‌گوید: طول‌  ] جغرافیایی‌ [  شهر قرقیسیا 64 درجه‌ و 45 دقیقه‌ و عرض‌ آن‌ 35 درجه‌ است‌. این‌ شهر جزء اقلیم‌ چهارم‌ است‌.
یکی‌ از محققان‌ معاصر در مورد موقعیت‌ جغرافیایی‌ قرقیسیا می‌نویسد:
امروزه‌ خرابه‌های‌ آن‌ نزدیک‌ شهر «دیر زور» سوریه‌ قرار دارد. قرقیسیا نزدیک‌ مرزهای‌ سوریه‌ ـ عراق‌ است‌ و به‌ مرزهای‌ ترکیه‌ ـ سوریه‌ نسبتاً نزدیک‌ می‌باشد.

3. دلایل‌ و زمینه‌های‌ نبرد قرقیسیا

آنچنان‌ که‌ از روایات‌ و بر می‌آید نبرد قرقیسیا بر سر گنجی‌ است‌ که‌ در ناحیة‌ فرات‌ پیدا می‌شود. ابن‌ حماد به‌ نقل‌ از پیامبر اکرم‌ (ص‌) از این‌ گنج‌ چنین‌ گزارش‌ می‌دهد:
تحسر الفرات‌ عن‌ جبل‌ من‌ ذهب‌ و فضّة‌ فیقتل‌ علیه‌ من‌ کلّ سبعة‌ تسعة‌ ، فإذا أدرکتموه‌ فلا تقربوه‌ .
فرات‌ از کوهی‌ از طلا و نقره‌ پرده‌ بر می‌دارد سپس‌ بر سر آن‌ جنگ‌ می‌شود به‌ طوری‌ که‌ از هر نه‌ نفر، هفت‌ نفر کشته‌ می‌شود، پس‌ هرگاه‌ آن‌ را درک‌ کردید به‌ آن‌ نزدیک‌ نشوید.
همین‌ مضمون‌ با الفاظی‌ مشابه‌ در روایات‌ دیگری‌ که‌ از پیامبر گرامی‌ اسلام‌(ص‌) نقل‌ شده‌، آمده‌ است‌؛ که‌ از جمله‌ می‌توان‌ به‌ روایت‌ زیر اشاره‌ کرد:
تحسر الفرات‌ علی‌ جبل‌ من‌ ذهب‌، فیقتتل‌ الناس‌ علیه‌ فیقتل‌ علیه‌ من‌ کل‌ مائة‌ تسعین‌ أو قال‌ تسعة‌ کلّهم‌ یری‌ أنّه‌ ینجو.
فرات‌ از کوهی‌ از طلا پرده‌ بر می‌دارد، سپس‌ مردم‌ بر سر آن‌ به‌ نبرد بر می‌خیزند و از هر صد نفر، نود نفر (و یا فرمود:نه‌ نفر ) در این‌ نبرد کشته‌ می‌شوند، هر یک‌ از آن‌ مردمان‌ گمان‌ می‌کنند که‌ نجات‌ می‌یابند.
در  الفتن‌ و الملاحم‌  ابن‌ کثیر نیز به‌ نقل‌ از رسول‌ خدا(ص‌) به‌ پیدا شدن‌ گنج‌ اشاره‌ شده‌ است‌:
یوشک‌ الفرات‌ أن‌ یحسر عن‌ کنز من‌ ذهب‌، فمن‌ حفره‌ فلا یأخذ منه‌ شیئاً.
به‌ زودی‌ فرات‌ از گنجی‌ از طلا پرده‌ بر می‌دارد، پس‌ هر کس‌ آن‌ را یافت‌، نباید چیزی‌ از آن‌ بر گیرد.
ابن‌ کثیر در جایی‌ دیگر نیز از آن‌ حضرت‌ روایت‌ می‌کند که‌:
لا تقوم‌ الساعة‌ حتی‌ یحسر الفرات‌ عن‌ جبل‌ من‌ ذهب‌ یقتتل‌ الناس‌، فیقتل‌ من‌ کلّ مائة‌ تسعة‌ و تسعون‌، یقول‌ کلّ رجل‌ منهم‌: لعلّی‌ أکون‌ أنا الّذی‌ أنجو.
قیامت‌ بر پا نمی‌شود، تا اینکه‌ فرات‌ از کوهی‌ از طلا پرده‌ بر می‌گیرد ] در آن‌ زمان‌  [ مردم‌ با یکدیگر به‌ نبرد برمی‌خیزند. پس‌، از هر صد نفر، نود و نه‌ نفر کشته‌ می‌شود، هر یک‌ از آن‌ مردمان‌ می‌گوید: شاید من‌ کسی‌ باشم‌ که‌ نجات‌ می‌یابم‌ .
ابن‌ حسام‌ جونپوری‌ نیز در  البرهان‌ فی‌ علامات‌ مهدی‌ آخر الزمان‌  به‌ ماجرای‌ کوه‌ طلا در فرات‌ اشاره‌ دارد:
لا تقوم‌ الساعة‌ حتی‌ یحسر الفرات‌ عن‌ جبل‌ من‌ ذهب‌ یقتتل‌ علیه‌ الناس‌ و یقتل‌ تسعة‌ أعشارهم‌.
قیامت‌ برپا نمی‌شود، مگر اینکه‌ فرات‌ کوهی‌ از طلا را آشکار می‌سازد، مردم‌ بر سر آن‌ گنج‌ به‌ نبرد برمی‌خیزند و نفه‌ دهم‌ آنها کشته‌ می‌شوند.
نویسنده‌ کتاب‌  عصر ظهور  در بحث‌ از جنبش‌ سفیانی‌ چنین‌ آورده‌ است‌:
... هدف‌ اصلی‌ سفیانی‌ از جنگ‌ عراق‌ سلطه‌ یافتن‌ بر آن‌ کشور و ایجاد مقاومت‌ در برابر نیروهای‌ ایرانی‌ و زمینه‌ سازان‌ ظهور حضرت‌، که‌ از مسیر عراق‌ به‌ سوی‌ سوریه‌ و قدس‌ پیش‌ می‌روند خواهد بود. ولی‌ در راه‌ عراق‌ در اثر حادثة‌ عجیبی‌ جنگ‌ قرقیسیا رخ‌ می‌دهد و آن‌ حادثه‌ پیدا شدن‌ گنجی‌ در مجرای‌ فرات‌ و یا نزدیک‌ مجرای‌ رود فرات‌ است‌. به‌ طوری‌ که‌ عده‌ای‌ از مردم‌ برای‌ دست‌ یافتن‌ به‌ آن‌، دست‌ به‌ تلاش‌ می‌زنند و آتش‌ جنگ‌ بین‌ آنها شعله‌ ور می‌شود و بیش‌ از صدهزار تن‌ از آنها کشته‌ می‌شوند و هیچ‌ یک‌ به‌ پیروزی‌ قطعی‌ نمی‌رسند و به‌ آن‌ گنج‌ دست‌ نمی‌یابن. بلکه‌ همگی‌ از آن‌ منصرف‌ شده‌ و به‌ مسایل‌ دیگر مشغول‌ می‌شوند.
ناگفته‌ نماند که‌ ایشان‌ نیز روایاتی‌ در مورد پیدا شدن‌ گنج‌ نقل‌ می‌کنند، از جمله‌ روایت‌ زیر که‌ در نسخه‌ خطی‌ ابن‌ حماد به‌ نقل‌ از پیامبراکرم‌ (ص‌) وارد شده‌ است‌:
فتنه‌ چهارم‌ هجده‌ سال‌ به‌ طول‌ می‌انجامد، سپس‌ در آن‌ هنگام‌ که‌ باید پایان‌ می‌پذیرد و تحقیقاً نهر فرات‌ از کوهی‌ از طلا پرده‌ بر می‌دارد و مردم‌ برای‌ رسیدن‌ به‌ آن‌ به‌ جان‌ یکدیگر می‌افتند و از هر نفه‌ تن‌ هفت‌ تن‌ کشته‌ می‌شوند.
قابل‌ ذکر است‌ که‌ بیشتر این‌ روایات‌ از نظر سند ضعیف‌ هستند.

4. نیروهای‌ درگیر در نبرد قرقیسیا

بنابه‌ آنچه‌ از روایات‌ اهل‌ سنت‌ به‌ دست‌ می‌آید طرفین‌ درگیر در نبرد قرقیسیا، ترکان‌، رومیان‌ و لشکر سفیانی‌ هستند. در اینجا به‌ برخی‌ از روایاتی‌ که‌ در این‌ زمینه‌ وارد شده‌اند اشاره‌ می‌کنیم‌:
... ظهر السفیانی‌ بجیشه‌ علیهم‌، فیقتل‌ الترک‌ والروم‌ بقرقیسیا...  .
سفیانی‌ با سپاهش‌ بر آنها پیروز می‌شود و ترک‌ و روم‌ را در قرقیسیا می‌کشد.
و در جایی‌ دیگر آمده‌ است‌:
... فعند ذلک‌ تجتمع‌ الترک‌ والروم‌ یقاتلون‌ جمیعاً و ترفع‌ ثلاث‌ رایات‌ بالشام‌، ثم‌ یقاتلهم‌ السفیانی‌ حتی‌ یبلغ‌ بهم‌ قرقیسیاء.
... پس‌ در آن‌ هنگام‌ ترکان‌ و رومیان‌ اجتماع‌ کرده‌ و با یکدیگر به‌ نبرد برمی‌خیزند و سه‌ پرچم‌ در شام‌ برافراشته‌ می‌شود، آنگاه‌ سفیانی‌ باآنها جنگ‌ می‌کند تا در منطقه‌ قرقیسیا به‌ آنها می‌رسد.
در روایت‌ دیگری‌ چنین‌ آمده‌ است‌:
دخوله‌ (السفیانی‌) الکوفة‌ بعد ما یقاتل‌ الترک‌ والروم‌ بقرقیسیاء...
زمان‌ وارد شدن‌ سفیانی‌ به‌ کوفه‌ بعد از نبرد او با ترکان‌ و رومیان‌ در قرقیسیا است‌ .
در روایتی‌ که‌ عبدالله‌ بن‌ زبیر از امام‌ علی‌(ع‌) نقل‌ می‌کند نیز از حضور دو عبدالله‌ و سپاه‌ آنان‌ در قرقیسیا سخن‌ گفته‌ شده‌ است‌:
یتبع‌ عبداللّه‌ عبداللّه‌ حتی‌ یلتقی‌ جنودهما بقرقیسیا علی‌ النهر.
عبدالله‌ به‌ دنبال‌ عبدالله‌ برمی‌ خیزد تا اینکه‌ سپاهیان‌ آنها در قرقیسیا در کنار نهر با یکدیگر رودرو می‌شوند.
منابع‌ شیعی‌ نیز از درگیری‌ لشکر سفیانی‌ با ترکان‌ خبر می‌دهند، مؤلف‌  عصر ظهور  در این‌ زمینه‌ چنین‌ می‌نویسد:
اما طرف‌ مقابل‌ سفیانی‌ در این‌ نبرد از نظر اکثر روایات‌ ترکان‌ هستند ولی‌ منظور از ترکان‌ در اینجا چیست‌؟ آنچه‌ به‌ نظر می‌رسد و به‌ طبیعت‌ امر نزدیک‌تر است‌ اینکه‌ آنها سپاهیان‌ ترک‌ زبان‌ هستند؛ چراکه‌ درگیری‌ و نزاع‌ بر سر دارائی‌ است‌ که‌ نزدیک‌ مرزهای‌ سوریه‌ و ترکیه‌ وجود دار...
در کتاب‌  روزگار رهایی‌  نیز احادیث‌ متعددی‌ دربارة‌ ترکان‌ ذکر شده‌ و تأکید می‌شود که‌ فتنة‌ ترک‌ در قرقیسیا انجام‌ می‌پذیرد  .
در اینجا به‌ برخی‌ از احادیثی‌ که‌ در کتاب‌ یاد شده‌ آمده‌ و ظاهراً در ارتباط‌ با نبرد قرقیسیا است‌ اشاره‌ می‌کنیم‌؛  درنخستین‌ روایت‌ به‌ نقل‌ از پیامبر اکرم‌(ص‌) چنین‌ آمده‌ است‌:
للترک‌ خرجتان‌، خرجة‌ فیها خراب‌ آذربیجان‌ و خرجة‌ یخرجون‌ فی‌ الجزیرة‌ یخیفون‌ ذوات‌ الحجال‌ فینصر الله‌ المسلمین‌ فیهم‌ ذبح‌ اللّه‌ الاعظم‌.
برای‌ ترک‌ها دو خیزش‌ است‌ که‌ در یکی‌ از آنها آذربایجان‌ ویران‌ می‌شود و در دیگری‌  وارد جزیره‌  می‌شوند و پرده‌ نشینان‌ را به‌ وحشت‌ می‌اندازند. خداوند مسلمانان‌ را پیروز می‌گرداند که‌ کشتار بزرگ‌ الهی‌ در آن‌ روز است‌.
در روایت‌ دیگری‌ نیز چنین‌ می‌خوانیم‌:
لیردنّ الترک‌ الجزیرة‌، حتی‌ تسقی‌ خیلهم‌ من‌ الفرات‌. فیبعث‌ الله‌ علیهم‌ الطاعون‌ فیقتلهم‌ فلا ینجو منهم‌ إلا رجل‌ واحد. و یبعث‌ الله‌علیهم‌ ثلجاً فیها صرٌّ وریح‌ وحبید فءاذا هم‌ خامدون‌... فیرجع‌ المسلمون‌ إلی‌ أصحابهم‌ فیقولون‌ ءانّ الله‌ قد أهلکهم‌ و کفاکم‌ شرّهم‌.
بدون‌ تردید سپاه‌ ترک‌ وارد جزیره‌ خواهند شد تا اسب‌هایشان‌ از فرات‌ سیراب‌ شوند، آنگاه‌ خداوند بر آنها طاعون‌ را مسلط‌ می‌کند و همگی‌ به‌ وسیله‌ طاعون‌ از بین‌ می‌روند و به‌ جز یک‌ نفر از آنها باقی‌ نمی‌ماند. خداوند بر آنها برف‌ و تگرگ‌ همراه‌ با سرمای‌ سوزان‌ و طوفان‌ خانمان‌ برانداز فرو می‌فرستد و همگی‌ نقش‌ بر زمین‌ می‌شوند. مسلمانان‌ به‌ یکدیگر نوید می‌دهند که‌ خداوند آنها را هلاک‌ کرد و شر آنها را از شما کوتاه‌ نمود.

5. زمان‌ نبرد قرقیسیا

نبرد قرقیسیا میان‌ دو واقعه‌ مهم‌ صورت‌ می‌گیرد؛ نخست‌ خروج‌ سفیانی‌ و دوم‌ ظهور امام‌ مهدی‌ (ع‌). دراینجا به‌ اختصار به‌ هر یک‌ از آنها اشاره‌ می‌کنیم‌:
1ـ5. خروج‌ سفیانی‌
امام‌ باقر(ع‌) در مورد واقعه‌ نخست‌ چنین‌ فرموده‌است‌ :
یخرج‌ السفیانی‌ یوم‌ جمعة‌، فیصعد منبر دمشق‌ و یبایع‌ الناس‌ علی‌ أن‌ لا یخالفوا أمره‌ رضوه‌ أم‌ کرهوه‌ ثمّ یخرج‌ إلی‌ الغوطة‌. فیجتمع‌ ءالیه‌ خمسون‌ ألف‌ مقاتل‌. ثمّ تختلف‌ الرایات‌ الثلاث‌. فرایة‌ الترک‌ و العجم‌ و هی‌ سواد. ورایة‌ لبنی‌ العباس‌ صفراء و رایة‌ السفیانی‌ حمراء. فیغلبهم‌ السفیانی‌ بعد أن‌ یقتل‌ منهم‌ ستین‌ ألفاً و یسیر إلی‌ حمص‌ فإلی‌ الفرات‌ مروراً بالرّقة‌ و سبا.
سفیانی‌ در روز جمعه‌ خروج‌ می‌کند و بر فراز منبر دمشق‌ قرار می‌گیرد و از مردم‌ بیعت‌ می‌گیرد که‌ هرگز با امر او مخالفت‌ نکنند، چه‌ آن‌ را بپسندند و چه‌ آن‌ را ناخوش‌ دارند. آنگاه‌ به‌ سوی‌ «غوطه‌» حرکت‌ می‌کند و 50 هزار جنگجو در اطراف‌ او گردآیند، آنگاه‌ سه‌ پرچم‌ به‌ اهتزاز در آید: پرچم‌ ترک‌ها و عجم‌ها که‌ سیاه‌رنگ‌ است‌. پرچم‌ بنی‌ عباس‌ که‌ زردرنگ‌ است‌. پرچم‌ سفیانی‌، که‌ سرخ‌رنگ‌ است‌. سفیانی‌ بر آنها چیره‌ می‌شود، پس‌ از آنکه‌ 60 هزار نفر از آنها را از دم‌ شمشیر می‌گذارند، آنگاه‌ به‌ سوی‌ «حمص‌» می‌رود و از فرات‌ عبور می‌کند و عازم‌ «رقّه‌»   و «سبا» می‌شود.
امیر المؤمنین‌ علی‌(ع‌) نیز از جنگ‌ سفیانی‌ با سپاه‌ «ابقع‌» و «اصهب‌» خبر می‌دهند :
یلتقی‌ السفیانی‌ بالابقع‌ فیقتله‌ السفیانی‌ و من‌ معه‌. ثم‌ یقتل‌ الاصهب‌ و أتباعه‌. ثم‌ لا یکون‌ له‌ هَمّ إلّا آل‌ محمد و شیعتهم‌ و المثول‌ الی‌ العراق‌. و یمرّ جیشه‌ بقرقیسیا...
سفیانی‌ با «ابقع‌» درگیر می‌شود سپس‌ او و سپاهیانش‌ را می‌کشد. سپس‌ «اصهب‌» و یاران‌ او را

زنان نیکو : الیزابت

. وَ أَصْلَحْنا لَهُ زَوْجَهُ إِنَّهُمْ کانُوا یُسارِعُونَ فِی الْخَیْراتِ وَ یَدْعُونَنا رَغَباً وَ رَهَباً وَ کانُوا لَنا خاشِعِینَ [انبیاء/90.] .

.. و ما همسر زکریا را برایش صالح و شایسته گرداندیم، زیرا آنها در کارهاى خیر پیشقدم بودند و ما را با حالت بیم و امید مى خواندند و همواره در برابر ما خاضع و خاشع بودند.

الیزابت خاله ى حضرت مریم و همسر حضرت زکریا با اینکه عقیم و نازا بود اما خداوند به خاطر کمالاتى که داشت فرزندى به وى عنایت فرمود به نام یحیى که آنها را از تنهایى نجات داد. و همان طور که  بیان شده الیزابت نمونه ای از صبر و بردباری بود و هرگز  به  خداوند ناشکر نشد تا اینکه خداوند همه حاجات را برآورد

مرتدی که در حمام هم با محافظ است

سلمان رشدی می گوید: «من یک مرد مرده هستم،دچار بیماری «کلوستروفوبیا» (ترس از فضای تنگ و محصور) شده‌ام که برایم بسیار دردآور است.
به گزارش  تسنیم، مرداد ماه سال 1367 جنگ تحمیلی 8 ساله عراق علیه ایران با پذیرفتن قطعنامه 598 از سوی امام خمینی (ره) پایان یافت و جهان غرب با این امید که دیگر توانی برای صدور انقلاب و ترویج نهضت اسلامی ایران باقی نمانده، سرخوش از پایانی خوشایند بود.
چند ماه بعد اما به ناگاه فتوایی همه آنچه را که غرب رشته بود، پنبه کرد و بار دیگر دشمنان انقلاب اسلامی را در بهت و حیرت فرو برد. ماجرا از این قرار بود که فردی هندی‌الاصل به نام سلمان رشدی که در خانواده‏‌ای مسلمان در بمبئی متولد شده بود و برای ادامه تحصیل از 13 سالگی به انگلستان رفته بود،  کتابی را با نام «آیات شیطانی» نوشت که در آن به اسلام و پیامبر اسلام(ص) توهین شده بود.
این کتاب را انتشارات «وایکینگ پنگوئن» در 26 سپتامبر 1996 منتشر کرد و دو روز بعد نامزد جایزه سی هزار دلاری بوکر شد.کمتر از دو هفته بعد در پنجم اکتبر اعتراض‌ها علیه این کتاب و کفرآمیز بودن آن آغاز شد و دولت هند اولین دولتی بود که ورود و توزیع این کتاب را ممنوع اعلام کرد. کمتر از دو ماه بعد از انتشار کتاب، مفتی اعظم دانشگاه الازهر مصر ضمن منع فروش این رمان در کشورش از سازمان‌های اسلامی انگلیس خواست مانع توزیع این کتاب شوند.
پس از این تحرکات انتشار و توزیع این کتاب در سودان و آفریقای جنوبی ممنوع شد و دو ماه بعد نیز صدها مسلمان انگلیسی در شهر بولتون این کتاب را علناً به آتش کشیدند و مدتی بعد پاکستان و بنگلادش نیز از انتشار و توزیع این کتاب را ممنوع اعلام کردند.
***فتوای ارتداد سلمان رشدی***
اگرچه تحرکات مسلمانان نسبت به این کتاب ادامه داشت و حتی در دوازدهم فوریه 1997 در حمله مسلمانان پاکستان به مرکز فرهنگی آمریکا در اسلام‌آباد، 6 نفر شهید و صدها نفر زخمی شدند ولیکن این اقدامات همچنان مسلمانان جسته و گریخته بود تا اینکه 2 روز بعد، معادله طراحی شده غرب در هم شکست و حضرت امام خمینی (ره) با صدور فتوایی خطاب به مسلمانان عالم خواستار اجرای یکی از سنگین‌ترین احکام اسلام علیه سلمان رشدی شد. در فتوای امام آمده بود:" انا للَّه و إنا إلیه راجعون‏
به اطلاع مسلمانان غیور سراسر جهان مى‏‌رسانم مؤلف کتاب «آیات شیطانى» که علیه اسلام و پیامبر و قرآن، تنظیم و چاپ و منتشر شده است، همچنین ناشرین مطلع از محتواى آن، محکوم به اعدام مى‏‌باشند. از مسلمانان غیور مى‏‌خواهم تا در هر نقطه که آنان را یافتند، سریعاً آنها را اعدام نمایند تا دیگر کسى جرأت نکند به مقدسات مسلمین توهین نماید و هر کس در این راه کشته شود، شهید است ان شاء اللَّه. ضمناً اگر کسى دسترسى به مؤلف کتاب دارد ولى خود قدرت اعدام او را ندارد، او را به مردم معرفى نماید تا به جزاى اعمالش برسد."
با اعلام این فتوا تظاهرات گسترده‌ای در ایران و برخی از کشورهای دیگر جهان همچون افغانستان، پاکستان، بنگلادش و هند در حمایت از این حکم آغاز شد. این اولین بار بود که چنین برخوردی در این حجم علیه جریان‌سازی غرب صورت گرفت.
***سلمان‌رشدی زاهد زمانه هم شود، اعدامش کنید***
پس از اعلام این حکم سلمان رشدی مرتد که مدعی بود در کتابش  به اسلام توهین نشده است، زندگی مخفی خود را آغاز کرد. یکسال بعد سلمان رشدی برای رهایی از زندگی مخفی تلویحا ابراز پشیمانی کرد و اعلام کرد که از کشته شدن عده ای از معترضان متاسف است. ولی امام خمینی در پاسخ به این نقشه پیامی‌ دادند که «سلمان رشدی اگر توبه کند و زاهد زمان هم گردد، بر هر مسلمان واجب است جان و مال خود را به کار گیرد تا او را به درک واصل گرداند.»
پی صدور فتوای اعدام توسط امام  خمینی و اعلام آمادگی برخی مسلمان در نقاط مختلف جهان، وزارت کشور انگلستان مسئولیت حمایت از سلمان رشدی را برعهده گرفت و با گماردن محافظان دولتی از وی حمایت کرد. با وجود حمایت‌های گسترده جهانی سلمان رشدی، سه سال زندگی مخفیانه را آغاز کرد. روزنامه تایمز در سالگرد صدور فتوای امام نوشت: موسسه انتشاراتی پنگوئن میلیون‌ها دلار صرف اقدامات امنیتی خود کرده است. آنها در سراسر اروپا و امریکا نشریه‌های وابسته زیادی دارند که در خطر خشم مسلمانان هستند.
انگلیس یک سال بعد در 1990 دانشجویان ایرانی را به دلیل هراس از به هلاکت رساندن سلمان رشدی اخراج کرد. محافظت از رشدی بعد از حکم امام برعهده اسکاتلندیارد قرار گرفت و هزینه محافظتش در سال تا ده میلیون پوند رسید و فشار بر دولت انگلیس تا آنجا سنگین شد که ولیعهد این کشور اعتراف کرد «سلمان رشدی سربازی پرخرج برای مالیات دهندگان انگلیس است».
اولین تلاش‌ برای اجرای حکم اعدام سلمان رشدی را ابراهیم عطایی انجام داد که در سال 68 در جریان بازدید رشدی از یک کتایخانه در لندن توسط تیم حفاظتی او شهید شد و بعد از او نیز مسلمانان دیگر سرباز اجرای فتوای امام گشتند. مصطفی مازح جوان لبنانی و از اعضای حزب‌الله لبنان، از جمله کسانی بود که برای کشتن رشدی اقدام کرد و در هنگام بمب‌گذاری در یک هتل در پدینگتون مرکز لندن، به خاطر نابه‌هنگام عمل کردن بمب، شهید شد. سال 1991 هم حکم اعدام درباره مترجم ژاپنی کتاب رشدی اجرا شد. در سال 1993 مترجم ایتالیایی هدف مسلمانان قرار گرفت اما زنده ماند. در سال 1994 ترور ناشر نروژی نافرجام ماند.
***ممانعت شرکت‌های هواپیمایی از جابجایی سلمان رشدی***
دامنه اثرگذاری فتوای حضرت امام به حدی بود که حتی شرکت هواپیمایی "بریتیش ایرویز" حضور رشدی را در هواپیماهای خود تا سال 1998 ممنوع اعلام کرد و شرکت هواپیمایی "ایرکانادا" چند سال پیش سفر رشدی را با پروازهای خود غیر ممکن اعلام کرد.
***تغییر 20 مکان استراحت در 13 روز***
اعلام خبر واکنش مسلمانان، رشدی مرتد را به نحوی سراسیمه کرده بود که در طی 20 روز 13 بار مکان خواب خود را تغییر داد چرا که یک جوان لبنانی با بمب در هتل محل استقرار رشدی مستقر شده بود که پیش از اجرای عملیات، بمب منفجر شده بود.
****جایزه مردمی برای اعدام رشدی/ سلمان رشدی: من مرد مرده‌ام***
نگرانی سلمان رشدی از زمان پایان عمرش با جوایزی که برای عامل قتلش تعیین می‌شد، بیشتر گردید. پس از جایزه یک میلیون دلاری‌ای که بنیاد پانزده خرداد برای اجراکنند‌گان فتوای امام در نظر گرفت و بعدها آن را به 2 میلیون دلار افزایش داد، در سال 1998 یک گروه از دانشجویان جایزه 330 هزار دلاری برای اجراکنندگان فتوا درنظر گرفت. به دنبال آن بنیاد پانزده خرداد جایزه خود را به دومیلیون و هشتصد هزار دلار افزایش داد و مردم یکی از روستاهای شمال ایران نیز 4هزار و 500 متر زمین، هزار و 500 متر باغ، یک خانه و 10 تخته فرش به این رقم افزودند تا رشدی مرتد پس از شنیدن افزایش جایزه‌ها برای اعدامش اعتراف کند که «من یک مرد مرده هستم، احساس خوبی ندارم، دچار بیماری «کلوستروفوبیا» (ترس از فضای تنگ و محصور) شده‌ام که برایم بسیار دردآور است. امروز دیگر قدم زدن در باغ، رفتن به فروشگاه، ملاقات خانواده و پرواز با هواپیما به صورت عادی برایم غیرممکن است.»
پس از چند سال هزینه‌بری سلمان رشدی برای انگلستان، رشدی به آمریکا نقل مکان کرد تا دولت آمریکا مسئولیت حفاظت از وی را برعهده بگیرد.
24 سال از صدور فتوای امام خمینی (ره) گذشت و همچنان فتوای جهانی آن سال‌ها بلای جان نویسنده هندی مرتد است. تابستان امسال شبکه خبری سلطنتی انگلستان (BBC) با سلمان رشدی مرتد به مصاحبه نشست. رشدی ضمن اذعان به شرایط سخت زندگی‌اش پس از فتوای تاریخی حضرت امام خمینی(ره)، آن دوران را وحشت بار خواند.
***حمام سلمان رشدی با حضور ماموران امنیتی***
شهریورماه سال جاری نیز پایگاه خبری میدل ایست آنلاین خبر داد که رشدی کتابی را پیرامون شرح حال بیست سال زندگی زیر زمینی خود کتاب منتشر می کند.
رشدی در این کتاب جدید، از 20 سال زندگی مخفیانه خود و روش‌های انتقال بین بیست خانه تحت کنترل نیروهای پلیس انگلستان و چگونگی ملاقات با دوستان خود پس از صدور فتوای تاریخی مهدور الدم شدنش، توضیح می‌دهد.
وی در این کتب  نوشته است که نیروهای پلیس انگلستان با وی دائماً همراه هستند و حتی برای جلوگیری از احتمال ترور شدن، در داخل حمام با او هستند تا بلکه این نویسنده مرتد از کابوس 24 ساله خود، جان سالم به در برد.