درانتظارمنجی

درانتظارباران نیست آنکه بذری نکاشته

درانتظارمنجی

درانتظارباران نیست آنکه بذری نکاشته

نشانه های بی سابقه

احتمالاً می دانید که زمانی که رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) متولد شد، طاق کسری شکست. امّا شاید این را ندانید که کل زمین به نور آن حضرت روشن شد و ناله ی عجز شیاطین کل آسمان را فرا گرفت. در آسمان از طبقه ی اول تا هفتم به روی شیاطین جاسوس بسته شد. رودخانه ای که سالها خشک بود، پر آب شد و رودی که سالها پر آب بود خشک گردید. بتها در کعبه و پادشاهان در سراسر زمین از جایگاهشان، پایین افتادند. (1)

همه ی این علائم، اخطاری بود برای جهانیان تا بدانند فرد بی نظیری متولد شده است. هر چند این علائم زیاد بود، امّا به پای نشانه هایی نمی رسد که در هنگام ظهور حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه) ظهور می کند.

چندین و چند هزار روایت درباره ی ظهور حضرت مهدی (عج) در کتب مختلف روایی موجود است که از این تعداد حدود 400 نشانه، مختص ظهور آن حضرت بیان شده است.

خداوند در قرآن کریم، علت وجود این همه نشانه را، روشن کردن حق بودن امام زمان (عج) برای مردم دانسته و فرموده است: «زود  است که آیات خود را در آفاق، اطراف و در تنهایی شان به آنها بنماییم تا برای شان روشن شود که او حق است.» (2)

چند نمونه از این نشانه ها را در ادامه می خوانیم:

1. امام باقر (علیه السلام) در تفسیر این آیه: «اگر بخواهیم آیه ای را از آسمان بر آنها نازل می کنیم که گردنهای خود را خاضعانه در مقابل آن فرود آورند.» (3) چنین فرمودند: «خداوند با آنها چنین خواهد کرد.» راوی پرسید: آنهایی که می گویید چه کسانی هستند؟ حضرت فرمودند: «بنی امیه و پیروان آنها، منظور سفیانی و یارانش است.» (4) راوی پرسید: این نشانه چیست؟ حضرت پاسخ دادند:

«ثابت ماندن خورشید از ظهر تا وقت عصر و خارج شدن (نمایان شدن) سینه و صورت مردی در قرص خورشید که با حسب و نسبش [برای مردم] شناخته شده است. اینها در زمان سفیانی است و پس از او پیروانش هلاک می شوند.» (5)

2. رسول گرامی اسلام (ص)، می فرمایند: «سپاهی از شامیان به سوی مکه گسیل داشته می شود. وقتی که به بیداء (نام یک سرزمین) می رسند، توسط زمین بلعیده می شوند.» (6) و امام باقر (غ) در راستای همین واقعه می فرمایند: «همگی به جز دو نفر، که از قبیله ی بنی کلب هستند به زمین فرو می روند. نام آن دو وبر و وبیر است و چهره هایشان به پشت گردانده می شود.» (7)

شاید بد نباشد بدانید که کسی که چهره ی آنها را به پشت بر می گرداند، جبرئیل امین (ع) است که به آنها سیلی می زند. (8) این دو نفر که از سپاه سفیانی هستند، یکی شان برای انذار سفیانی روانه می شود و سفیانی به خاطر حالت خاص او حرفش را باور می کند و سپس او را می کشد و دیگری، برای بشارت به سوی سپاه امام می رود. امام پس از شنیدن حرفهای او، او را به حالت اول در می آورد و او نیز به سپاه امام ملحق می شود. (9)

3. حضرت محمد (ص) فرمودند: «دو نشانه پیش از ظهور قائم (ع) خواهد بود: خورشید گرفتگی در نیمه ی ماه رمضان و ماه گرفتگی در آخر آن.» راوی با تعجب می پرسد که چگونه این واقعه در زمانی غیر ممکن رخ می دهد و حضرت پاسخ می دهد: «خودم می دانم چه می گویم. این دو نشانه ای است که از زمان فرود آمدن آدم سابقه نداشته است.» (10)

4. از امیرالمؤمنین علی (ع) درباره ی سرخی آسمان در زمان غیبت پرسیدند و ایشان فرمودند: «آن، اشک همه ی عرش بر اهل زمین است.» (11)

وجود همین نشانه های خاص، نشان می دهد چقدر آقای ما خاص است؛ شاید هم چون آقای ما خاص است، نشانه هایش هم ممتاز است!

 

پی نوشت:
1. ابن شهرآشوب، المناقب، ج 1، ص 30
2. سوره ی فصلت، آیه ی 53؛ به نقل از نهاوندی، علی اکبر، العبقری الحسان، ج 7، ص 332
3. شعرا، آیه ی 4
4. الارشاد، ج 2، ص 373؛ به نقل از الساده، مجتبی، شش ماه پایانی، ص 95
5. الغیبة نعمانی، ص 169؛ به نقل از همان، ص 96
6. منتخب الاثر، ج 3، ص 91؛ به نقل از آخرین نشانه های ظهور، از سری کتابهای چهل حدیث، نشر موعود، ص 17
7. همان.
8. نسخه ی خطی ابن حماد، ص 90
9. همان، ص 91؛ به نقل از شش ماه پایانی، ص 190
10. الارشاد، ج2، ص 374؛ به نقل از همان، ص 109
11. الغیبة نعمانی، ص 147؛ به نقل از نهاوندی، علی اکبر، العبقری الحسان، ج 7، ص 333

شباهت حضرت مهدی علیه السلام و حضرت داوود (ع)

حضرت داوود (ع) جالوت را کشت و از بین برد، حضرت مهدی (ع) هم دجال،  که از جالوت بدتر است را می کشد.
حضرت داوود (ع) در میان مردم به وسیله الهام  حکم می کرد. حضرت مهدی (ع) نیز به حکم داوود (ع) قضاوت خواهد کرد و نیازی به بینه و شاهد ندارد.
نوشته ای از آسمان بر حضرت داوود (ع) نازل شد که مهری از طلا بر آن بود. در آن نوشته سیزده مسأله بود که خداوند به داوود وحی کرد اینها را از پسرت سلیمان بپرس، اگر آنها را پاسخ داد او خلیفه بعد از تو است. پس حضرت داوود (ع) هفتاد کشیش و هفتاد حبر را دعوت کرد و سلیمان را در حضور آنان نشاند و گفت: ای پسرم! به من بگو نزدیکترین اشیاء کدام است؟ دورترین اشیاء کدام است؟ مأنوس ترین اشیاء کدام است؟ موحش ترین اشیاء کدام است؟ زیباترین اشیاء چیست؟ زشت ترین اشیاء کدام است؟ کمترین اشیاء چیست؟ بیشترین اشیاء کدام است؟ دو بر پای مانده و قائم چیست؟ دو مختلف چیست؟ دو متباغض و کینه توز کدام است؟ و آن چیست که هرگاه مرد بر آن نشیند آخرش پسندیده است؟ آن چیست که هرگاه مرد بر آن نشیند آخرش مذموم است؟

سلیمان (ع) گفت: «نزدیکترین اشیاء، آخرت؛ دورترین اشیاء، هرچه از امور دنیا از دست برود؛ مأنوس ترین اشیاء بدنی است که در آن  روحی ناطق باشد؛ موحش ترین اشیاء، جسد بدون روح است؛ بهترین اشیاء، ایمان بعد از کفر است؛ زشت ترین اشیاء، کفر بعد از ایمان است؛ کمترین اشیاء، یقین و بیشترین اشیاء، شک است؛ آن دو برپای مانده، آسمان و زمین است؛ دو مختلف، شب و روز است؛ دو متباغض، مرگ و زندگی است؛ آنچه هرگاه مرد بر آن سوار شود عاقبتش نیک و پسندیده است، حلم و بردباری بر غضب است؛ آنچه هرگاه انسان بر آن نشیند عاقبتش مذموم است، تندی و غضب است. {راوی گوید: } چون مهر از نوشته برداشته شد تمام پاسخ ها مطابق نوشته درآمد. پس کشیش ها از او پرسیدند: آن چیست که اگر صالح شود همه چیز انسان صالح می شود و اگر فاسد شود همه چیز انسان فاسد می گردد؟ فرمود: دل. پس همگی به خلافتش رضایت دادند. حضرت مهدی (ع) نیز نوشته ای با مهر طلایی به همراه دارد. امام صادق (ع) فرموده اند: «گویی قائم را بر منبر کوفه می نگرم که یارانش سیصد و سیزده تن –به تعداد اصحاب بدر- پیرامونش هستند و آنهایند صاحبان پرچم ها و آنهایند حکمروایان الهی در زمینش بر خلایقش، تا اینکه از قبای خود نوشته ای بیرون آورد که با مهری زرین ممهور باشد، پیمانی از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم؛ پس مانند گوسفندان بی زبان از دور و برش پراکنده می شوند و کسی از آنها باقی نماند مگر وزیر و یازده نقیب –چنانکه با موسی بن عمران (ع) باقی ماندند- پس در زمین می گردند ولی راهی جز او نمی یابند، پس به خدمتش باز می گردند.1»

پی نوشت:
1-کمال الدین، ج 2، ص 672  
منبع: مکیال المکارم، جلد دوم

مردگان برمی خیزند!

احتمالاً تصورتان از برخاستن مردگان، چیزی شبیه فیلمهای ترسناک است که در آن مردگان با چشمهای کرم خورده و دهان پر خاک، دستهای خاکستری خاک آلودشان را مانند کورهای گرسنه جلویشان گرفته اند و هر چیزی که دستشان به آن برسد، با دندانهای یکی در میان، گاز می گیرند! البته این همان تصور فیلمهای ترسناک و مختص کسانی است که خدایشان قدرت زنده کردن مردگان را ندارد!

در لشکر امام عصر (عجل الله تعالی فرجه) پر از کسانی است که تاریخ، روز مرگ و دفنشان را پیش از آن، صادر کرده بود. کسانی مثل مالک اشتر یا سلمان که از رحلتشان سالها گذشته است. البته این را هم اضافه کنیم که قرار نیست لشکر امام، لشکر ترسناکی باشد! مردگان برخاسته از گور در سپاه امام، با همان صورتی ظاهر می شوند که در هنگام زندگی داشته اند.

امام صادق (علیه السلام) درباره ی نحوه ی زنده شدن مردگان می فرمایند: «زمانی که خروج آن حضرت نزدیک شود، در جمادی الاخر و ده روز از رجب، بر مردم بارانی می بارد که خلایق مانند آن را ندیده اند. پس خداوند به وسیله ی آن، گوشت مؤمنین و بدنهایشان را در قبورشان می رویاند.» (1)

همچنان اضافه می کنند که آنها موقع بیرون آمدن از قبرهایشان، موهایشان را می تکانند تا خاک آن به زمین بریزد. (2)

حالا چرا این مردگان زنده می شوند؟

مهمترین نکته این است که انصاف نیست که حکومت عدل امام عصر (عج)، مختص انسانهای آخرالزمانی باشد. مگر مردم عصر غیبت چه کار شاقی کرده اند که لیاقت این همه سعادت را داشته باشند؟ از زمان حضرت آدم (ع)، مشتاقان، برای ظهور امام عصر (عج)، انتظار کشیده اند و خداوند پاداش این انتظار را می دهد.

کسانی که در طول زندگی خود منتظر امام بوده اند اما اجل مهلتشان نمی دهد که ظهور امام را ببینند، شایسته ی دیدن امام اند حتی اگر سالها از پوسیدنشان در دل خاک گذشته باشد.

آمده است که بیست و هفت نفر از قوم حضرت موسی (ع)، هفت نفر اصحاب کهف (به همراه سگشان)، یوشع بن نون، سلمان، ابودجانه ی انصاری، مقداد و مالک اشتر از یاران امام خواهند بود و در رکاب ایشان خواهند جنگید و در نهایت در شهرها، فرماندار می شوند. (3)

امام رضا (ع) فرمودند زمانی که ظهور حضرت نزدیک می شود «به مؤمن در قبرش خواهند گفت: صاحبت ظهور کرد. اگر می خواهی به او ملحق شوی ملحق شو و اگر می خواهی بمانی، در جای خود در آرامش بمان.» (4)

چه شد؟ دلتان می خواهد اگر مردید، در هنگام ظهور برخیزید؟ دعای عهد بخوانید! امام صادق (ع)، فرمودند: «هر کس چهل صبح خدای تعالی را به این عهد بخواند، از یاران قائم (ع) خواهد بود؛ اگر پیش از آن حضرت مرد، خداوند آن را از قبرش بیرون می آورد.» (5)

در فرازی از این دعا می خوانیم: «ان حال بینی و بینه الموت...»

(اگر بین من و او، مرگ – که بر هر بنده ای مقدر شده است- فاصله انداخت؛ مرا از قبر بیرون بیاور در حالیکه کفت پوشیده ام، شمشیر کشان، با شمشیر آخته، لبیک گویان برای دعوتش در حضر و سفر.) (6)

 
پی نوشت:
1. ارشاد، ج 2، ص 386؛ به نقل از نهاوندی، علی اکبر، العبقری الحسان، نشر مسجد مقدس جمکران، ج 7، ص 342
2. همان.
3. همان.
4. کفایة المهتدی (گزیده)، ذیل حدیث سی و نهم، ص 288؛ به نقل از همان منبع، ص 343
5. بحارالانوار، ج 53، ص 95؛ به نقل از همان.
6. قمی، عباس، مفاتیح الجنان، ذیل دعای عهد.

شباهت حضرت مهدی علیه السلام و حضرت یونس (ع)

شیخ صدوق به سند خود از محمد بن مسلم روایت کرده که گفت: بر حضرت ابوجعفر محمد بن علی باقر (ع) وارد شدم، می خواستم از قائم آل محمد از آن حضرت سؤال کنم که خود، آغاز سخن کرد و فرمود: «ای محمد بن مسلم! به درستی که در قائم آل محمد از پنج پیغمبر شباهت هست: یونس بن متی، یوسف بن یعقوب، موسی، عیسی و محمد (ص). اما شباهت از یونس بن متی این که پس از غیبت، در قیافه جوانی در سن پیری به سوی قومش بازگشت.1»


پی نوشت:
1-کمال الدین، ج 1، ص 327

مُهر مِهر: از امام زمان(ع) به جناب عمری و فرزندش

این توقیع از طرف حضرت ولی عصر(عج) به افتخار جناب عمری و فرزندش جناب محمد بن عثمان صادر شده است.
خداوند شما [پدر و پسر] را به طاعت و بندگی خویش موفّق و بر دین خود ثابت قدم بدارد و در سایه ی رضای ذات پاکش به شما سعادت دو جهان را عنایت فرماید. آنچه که «میثمی» به شما خبر داده بود در مورد «مختار» و مناظره ی او با کسی که اظهار می ‌داشته پس از حضرت امام حسن عسکری (علیه السّلام) جانشینی جز جعفر بن علی باقی نمانده و او هم تصدیق کرده است، به ما رسید.

همچنین آنچه که شما به «میثمی» در پاسخ مطالبی که به یاران شما گفته بود، نوشتید، نزد ما روشن است و من از اینکه پس از بینائی و بصیرت [در دین]، دچار نابینائی شوم [و حقّ را نبینم] و پس از هدایت، گمراه گردم و نیز از فتنه‌ها و عدم قبولی اعمال، به خدا پناه می‌برم؛ چه آنکه حقّ تعالی می‌فرماید: آیا مردم پنداشتند که تا گفتند ایمان آوردیم رها مى‏شوند و مورد آزمایش قرار نمى‏گیرند؟(1)

چگونه در فتنه سقوط می‌کنند و در حیرت و سرگردانی بسر می‌برند و پیوسته به چپ و راست در حرکت هستند؟ آیا از دین خود جدا افتاده‌اند (ارتباط انان با دینشان قطع شده است)؟ یا دچار شکّ وتردید شده اند؟ و یا با حقّ به ستیزه پرداخته‌اند؟ آیا از روایات معتبر در این مورد بی اطلاع هستند یا آگاه هستند ، ولی آن را از یاد برده‌اند؟ آیا نمی‌دانند که خداوند کرهء زمین را از حجّت خالی نمی‌گذارد ، اعمّ از اینکه آن حجّت ظاهر و در میان مردم باشد یا غایب از انظار؟

آیا این دسته‌ای که در وجود امام [پس از حضرت عسکری (علیه السّلام)] شکّ و تردید دارند ، از برنامهء منظّم ائمهء معصومین (علیهم السّلام) پس از پیامبرشان (صلّی الله علیه و آله و سلّم) بی‌اطلاع هستند که چگونه یکی پس از دیگری طبق برنامه‌های تعیین شده به وظیفهء خویش عمل کردند و نوبت به حضرت امام حسن عسکری (علیه السّلام) رسید که جانشین پدرانش بود و به امر خداوند مردم را بسوی حقّ و راه مستقیم ولایت دعوت فرمود؟

او خورشیدی فروزان و ماهی درخشان بود که در آسمان ولایت می‌درخشید و آنگاه که ساعت مقرّر رسید و مانند اجداد گرامی خود راه شهادت را در پیش گرفت و به جوار رحمت حقّ شتافت ، مانند پدرانش بدون کم و زیاد به عهد خویش وفا نمود و وصیّت خود را به وصیّ و جانشین خودش – که به امر خداوند باد تا روز موعود از نظرها پنهان باشد – سپرد. البته که در مورد جانشین او مقدّر الهی چنین است که محل زندگی او مخفی باشد و این برای ما فضیلتی است.

و آن روزی که خداوند به ما اجازه دهد و منع خود را از ظهور ما بردارد ، حقّ در زیباترین لباسها و روشن‌ترین نشانه‌ها به مردم نشان داده شده ، بر همگان آشکار خواهد شد و اساساً حقّ و حقیقت ، خود معرّف خویش خواهد بود. لکن چه باید کرد؟ اکنون باید در برابر قضا و قَدَر الهی و ارادهء توانایش تسلیم و به انتظار توفیق از جانب ذات پاکش بود.

پس منکران و کسانی را که در شکّ و تردید هستند ، بخوانید تا دست از متابعت هوی و هوس بردارند و همان اصول [یعنی برنامهء منظّم ائمهء معصومین(علیهم السّلام)] را که پیروی می‌کردند ، رعایت کنند و همان راه را دنبال نمایند. از آنچه پوشیده است درگذرند و از بحث و فحص در آن خودداری کنند ، که به گناه آلوده خواهند شد. اسرار الهی را فاش نکنند ، که موجب پشیمانی آنان خواهد شد و بدانند که حقّ با ما و در راه دوستی ما است. هیچکس جز ما این ادّعا [یعنی دعوی امامت و جانشینی رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم)] را ندارد ، مگر دروغگویان و آنان که بر خداوند افتراء بسته‌اند. بدین مختصر که از ما شنیدید قناعت کنید و از تفضیل و شرح آن درگذرید.(2)


پی نوشت:
1.    سوره عنکبوت، آیه ی2
2.    بحارالانوار ، جلد 53 ، صفحهء 190
منبع: تحفه امام مهدی(علیه السلام)، گردآوری: محمد خادمی شیرازی، ص68