درانتظارمنجی

درانتظارباران نیست آنکه بذری نکاشته

درانتظارمنجی

درانتظارباران نیست آنکه بذری نکاشته

فتوای جنجالی مفتی وهابی در خصوص فوتبالیست ها

روزنامه‌ی "الوطن" چاپ عربستان سعودی امروز یک خبر از فتوای مهم یکی از اعضای شورای پژوهشگران ارشد این کشور منتشر کرد که بسیار تامل برانگیز است و البته تعجب‌برانگیز.

 

به گزارش  ابنا  روزنامه‌ی "الوطن" چاپ عربستان سعودی روز جمعه نوشت: «علی الحکمی» عضو شورای پژوهشگران ارشد عربستان صعودی در فتوائی اعلام کرد که حضور ورزشکاران حرفه‌ای در کشورهای اروپا قبل از سن ۱۸ سالگی غیر شرعی است!

نکته‌ی جالب‌تر آن است که علی الحکمی، حضور این بازیکنان زیر ۱۸ سال به همراه پدر و یا برادر بزرگ‌تر در کشورهای اروپائی برای تطبیق با شرایط حرفه‌ای و رشد و پروش در آن شرایط را غیر شرعی اعلام کرده است؛ چراکه لزومی برای این امر ندیده است.

به بهونه توسنگ صبور...عید بی مادری...

از هر کجا شروع به نوشتن می کنم
دست از رفتن باز می ماند...
ذهن پر هیاهوی تحلیل گر،
هر لحظه از خود می پرسد،
کی چشم استدلال زندگی زهرا را فهمید؟؟
شدنی نیست،
دریا مردی چون علی،
دندان سکوت بر جگر صبر بنشاند،
زنی چون فاطمه،
هر روز،
درب خانه ها را برای نجات صاحب خانه بکوبد،
که « این علی است که تنها مانده... یک مرد در خانه نیست؟»
به تصور نمی نشیند:

سینه، به خون آغشته،
فرزند، از رحم افتاده،
و زهرا ...

هنوز توان دویدن دارد...
و آویختن به کمربند علی
و ضجه زدن از دست ستم

کی عقل، باور می آورد؛
آن ریحانه ی رسول،
درد خرد شدن استخوان را زیر شمشیر ظلم تاب بیاورد،
زخم سیلی را
به خاطر ولایت به جان بخرد،
و شلیک چکمه های ستم را به پهلو و سینه پذیرا شود،
که « علی را به زور طناب می برند برای بیعتی نامشروع....»

دل ...
کوچک و ناپخته،
در برابر این گنجایش به عجز می رسد...

دعای نیمه شب زهرا را...
لبخند او را در پاسخ نگاه ناباور حسن:
پسرم اول همسایه، بعد خانه...


....

عید بی مادری برای من عید نیست

شخصیت شناسی رجعت‌کنندگان

خداوند، در زمان ظهور حضرت مهدی (عجل الله فرجه) عده‌ای از بندگان صالح خود را که در ایمان، عمل و تقوا، اسوه مؤمنان بوده‌اند و همچنین عده‌ای از کفار که در کفر و نفاق، سرسلسله کفار و منافقان بوده‌اند را با همان ویژگی‌ روحی و جسمی خود به دنیا برمی‌گرداند، تا هر دو گروه نتیجه دنیایی اعمال‌شان را دریافت کنند.

مسئله رجعت، حکایت اعتقاد شیعه به بازگشت حجت‌های الهی و ائمه اطهار(علیهم السلام) به دنیاست، پس از ظهور امام عصر(عجل الله فرجه). (طبسی، ص: ۱۵) رجعت در لغت به معنای بازگشت پس از رفتن است. (جمیل، ص: ۳۱۸) در مجمع البحرین آمده است: یعنی یک بازگشت پس از مرگ و بعد از ظهور مهدی (عجل الله فرجه).(طریحی، ص: ۳۹)

این مسئله تا کنون از منظر امکان وقوع توسط علمای بزرگ شیعه بسیار بررسی شده و مطالب زیادی در اثبات آن منتشر شده است. از جمله کتاب گرانسنگ بحارالانوار علامه مجلسی است که در جلد ۵۳ از آن کتاب تحت عنوان «باب الرجعه» به ۱۶۲ روایت در این خصوص پرداخته است. در این کتاب به نام بسیاری از علمای شیعه که بحث از رجعت را به میان آورده و آن را اثبات نموده‌اند اشاره کرده است؛ علمایی چون: کلینی، صدوق، شیخ طوسی، سید مرتضى، نجاشی، عیاشی، علی بن ابراهیم قمی، سلیم بن قیس هلالی و...

فهم و برداشت علما از روایات رجعت در دو دسته کلی تقسیم شده و رجعت به دو مفهوم کلی گرفته شده است:

۱- بازگشت حکومت و حاکمیت الهی ائمه اطهار (علیهم السلام) با ظهور حضرت حجت (عجل الله فرجه)

۲- بازگشت افراد پس از ظهور و در حکومت حضرت حجت (عجل الله فرجه)

نگاهی که چندی است ذهن‌هارا به خود جلب کرده، نه امکان وقوع و اثبات رجعت و شاهدآوردن بر آن در امت‌های پیشین است و نه برداشت اول از روایات رجعت؛ بلکه بحث بر رجوع افراد است، آن هم با نگاهی خاص به افراد و نه امکان زنده‌شدن خفتگان در خاک، که گویی همه آن بحث‌ها قطعی فرض شده و تنها مصداق افراد بازگشت‌کننده باقی مانده. در این مقال، نگارنده قصد دارد این نگاه به مسئله رجعت را داشته باشد. در واقع این مختصر به دنبال پاسخ به این سؤال است که چه کسانی و با چه عقیده‌ای پس از ظهور امام عصر(عجل الله فرجه)، سر از گور برداشته و به دنیا بازمی‌گردند؟ چه کسانى مشمول رجعت مى‏شوند؟ آیا رجعت همگانى است یا اختصاصى؟

پاسخ ابتدایی که ارایه می‌شود با معرفی اجمالی کتابی است که در اثبات رجعت و عقاید شیعه پیرامون آن نگاشته و بعدها ترجمه شده است. این کتاب، تحت عنوان «شیعه و رجعت» تألیف آیت‌الله محمدرضا طبسی نجفی است. نویسنده کتابش را «علمی، تاریخی، ‌ادبی، اخلاقی» معرفی کرده که بحثی تحلیلی پیرامون امام زمان(عجل الله فرجه) ارائه می‌کند. وی در این کتاب دو جلدی، به بیان ۷۶ آیه از قرآن کریم، ۶۷ دعای مأثور از ائمه معصوم(علیهم السلام) و ۵۸ زیارت از زیارات معصومین (علیهم السلام) پرداخته که از آنها امکان وقوع رجعت برداشت می‌شده است. در کنار این مطالب به بیان اجماعات علما و سخنان صحابه و تابعین پرداخته و به عنوان شاهد بر ادعای خویش از آنها استفاده نموده است.

با این توضیح باید گفت: با پذیرش عقیده شیعی رجعت، قرائت ادعیه و زیاراتی که حاوی طلب رجوع در زمان ظهور صاحب الزمان(عجل الله فرجه) است، ممکن می‌شود. یعنی کسانی می‌توانند از خداوند رجعت در زمان ظهور را بخواهند که شیعه و به تعبیر روایات، مؤمن باشند، طبیعتاً استجابت دعا نیز در مورد ایشان خواهد بود. پس کسانی غیر از این گروه، طلب رجعت نمی‌نمایند تا دعایشان پذیرفته شود و با درخواست بازگشت ایشان موافقت شود.

پاسخی دیگر به سؤال مد نظر، با استمداد از کتاب شریف بحارالانوار ارایه می‌شود. علامه مجلسی در تبیین افرادی که رجعت می‌نمایند چنین آورده: رجعت به دو دسته از انسان‌ها اختصاص دارد: دسته اول، افرادی هستند که دارای ایمان محض باشند و دسته دوم، افرادی هستند که دارای کفر محض باشند. دسته دوم از نظر علامه مجلسی به این دلیل رجعت می‌کنند که خداوند انتقام خویش را از ایشان به وسیله گروه مؤمن بگیرد و همه آنها را گرفتار عذاب و بیچارگی کند و از این مسیر، زمین را از لوث وجود طغیان‌گران پاکیزه گرداند. (مجلسی، ص: ۱۳۷) بدیهی است کسانی که برای انتقام و تنبیه به دنیا برمی‌گردند، هرگز به میل و اراده خود برنمی‌گردند؛ بلکه ناگزیر تن به رجعت می‌دهند که رجعت برای آنها بسیار ذلّت بار و سخت است؛ ولی دربارة مؤمن به نظر می‌رسد رجعت اختیاری خواهد بود.

نتیجه آن‌که رجعت، عمومی نیست؛ بلکه مخصوص عده‌ای از مؤمنان خالص و کفار معاند است. پس خداوند، در زمان ظهور حضرت مهدی (عجل الله فرجه) عده‌ای از بندگان صالح خود را که در ایمان، عمل و تقوا، اسوه مؤمنان بوده‌اند و همچنین عده‌ای از کفار که در کفر و نفاق، سرسلسلة کفار و منافقان بوده‌اند را با همان ویژگی‌ روحی و جسمی خود به دنیا برمی‌گرداند، تا هر دو گروه نتیجه دنیایی اعمال‌شان را دریافت کنند. در رأس آن مؤمنان خالص، ائمه اطهار و برخی انبیاء (علیهم السلام) قرار دارند که به دنیا بازمی‌گردند. فلسفه رجعت، در واقع، نمایش جلال و شکوه واقعى اسلام، سرافکندگى کفر، عطای پاداش به انسان‌هاى باایمان و نیکوکار و کیفر کافران و ستمگران است.

از سوی دیگر، برخی روایات به ذکر برخی اسامی و تعیین مصداق رجعت‌کنندگان غیر معصوم، پرداخته که در این خصوص باید گفت: اولاً اینگونه روایات باید توسط علمای رجال بررسی شود که آیا به لحاظ سند یا دلالت خدشه‌پذیر هستند یا خیر؟ در صورتی که سند یا دلالت آن احادیث دارای اشکال باشد که قابل پذیرش نیستند و در نتیجه اسامی مذکور در روایات غیرقابل اعتمادند؛ در غیر این صورت، می‌توان به آن روایات و اسامی اشاره شده در آن اعتماد نمود. اما در هر صورت و بر فرض پذیرش آن روایات، از افرادی نام برده شده که یا دین اسلام را پذیرفته و از دوستان اهل بیت (علیهم السلام) بودند یا عناد با اسلام و اهل بیت (علیهم السلام) داشتند. با این بیان، باز هم دسته‌بندی پیشین در خصوص افراد رجعت‌کننده تکرار می‌شود و قطعاً فرد یا افراد خارج از این دو دسته ـ هر چند نیک‌نام و نیک‌اثر و مؤمن در عقیده و آیین خویش ـ رجعت نخواهند کرد.

سخن پایانی اینکه، رجعت افراد، مسئله‌ای قطعی است، اما تعیین مصداق آن جز با خدا یا کسی که دارای علم الهی است، ممکن نمی‌باشد؛ چه اینکه بر اساس مطالب فوق، استجابت دعا در خصوص طلب رجعت در اختیار خداوند است؛ همچنین با پذیرش روایاتی که تعیین مصداق نموده‌اند، به این مطلب رهنمون می‌شویم که معصوم (علیه السلام) با علم لدنی خویش توانسته مصداق رجعت را مشخص نماید.

منابع و مآخذ:
الشیعه و الرجعه،محمد رضا طبسی نجفی،نجف اشرف،۱۳۸۵ قمری.
بحارالانوار،محمد باقر مجلسی،جلد ۵۳،بیروت.
محمد جمیل ، الفوائد البهیه، ج۲ ، ص۳۱۸.
فخر الدین طریحی، مجمع البحرین ، ج۱ ، ص۳۹.
رسائل الشریف المرتضی،سید مرتضی علم الهدی،ج۱.

حمید مروجی/

منبع: اینده روشن

آثار سینمایی شیطانی در مقابل منجی حقیقی

جریان غالب آثار سینمایی که از پشتیبانی و بازار یابی جهانی برخوردار هستند، به سمت تولید آثار شیطان پرستان و وارونه نمایاندن جریان عصر ظهور و انتظار، گرایش دارند.

در سلسله مقالات متعدد، توضیح داده شد که سینمای غرب و سردمدار ظاهری آن، سینمای هالیوود آمریکا، با گسترش بحث ظهور و انتظار منجی در عصر حاضر، با تمام قوا وارد میدان شد و تلاش کرد که ابتدا جریان انتظار و منتظران را عاملان نابودی و تخریب تمدن جهانی (که دقیقاً معادل تمدن غربی ـ آن هم از نوع و پوستة ظاهری و امروزین آن ـ تعریف شده و می‌شود) معرفی کند و سمبل‌هایی مثل مهاجمان مریخی، حمله کنندگان قضایی ناشناس، و… را معادل و ما به ازای آنان جلوه دهد.

سپس تلاش کرد با قلب واقعیت، کاراکترها و اشخاص مورد نظر خود را به عنوان منجی موعود معرفی کند و در این مسیر، تا بدانجا پیش رفت که در برخی آثار، حتی رییس جمهور آمریکا را به عنوان ناجی جهانی معرفی کرد!!.

آنگاه در برخی آثار ـ که از جمله متأخرین این تولیدات جهانی هستند ـ اساساً ذات و معنای ظهور و انتظار را تحریف کرد و تعریف کاملاً معکوسی از این حقیقت تاریخی و فطری ارائه کرد. درست مانند کاری که مستکبران و مزدوران فکری و رسانه‌ای آنان، با حقایقی مثل آزادی، مردم سالاری، عزت انسانی، اخلاق و … انجام دادند (و البته در بسیاری موارد، موفق نشدند).

این‌گونه آثار که در مورد برخی از آنها در این نوشتار سخن خواهد رفت ـ چنین طراحی شده‌اند که آخرالزمان را برهه‌ای معرفی نکنند که در آن، شیطان در میان انسان‌های جهان، ظاهر خواهد شد؛ با کمک عوامل و شاگردان و یارانش به سیطرة کامل در جهان دست خواهد یافت؛ نظم نوین جهانی (!) را با ملاک‌ها و معیارهای خاص شیطانی خود برقرار خواهد کرد؛ ریشة دین و معنویت را برخواهد انداخت و خدا را ـ نعوذبالله ـ تا ابد حذف خواهد کرد!

شگفتا که چگونه این کوته فکران و شیطان صفتان و نمادهای واقعی خباثت و آلودگی و پلیدی، دقیقاً تمامی مفاهیم اصلی و ارگانی ظهور و انتظار را کاملاً معکوس، تحلیل وتفسیر و تعبیر می‌کنند!

در سالیان اخیر با کنار گذاشتن ایده‌ها و جهت‌گیری‌های اول و دوم تحریف چهره منتظران به تخریب کنندگان تمدن غربی، و نیز معرفی منجیان قلابی و فتنه آور رو به ایده و جهت‌گیری سوم آورده‌اند و آثار متعددی در این باره ساخته شده است.

در حال حاضر، برخی از این آثار به نحوی غیر مستقیم و پیچیده و سمبلیک به طرح این موضوع می‌پردازند و کاراکتر‌هایی را ـ که گاه حتی کودک یا نوجوانی بیش نیستند ـ با نام‌هایی که نوعاً برگرفته از برخی اسامی و القاب شیطانی در فرهنگ غرب هستند، در پوشش قصه‌ها و داستان‌هایی به ظاهر جذاب و سرگرم کننده و پر حادثه، به عنوان متحول کنندگان جوامع و تغییر دهندگان روال زندگی و آیندة مردم مطرح می‌کنند.

البته به نحوی استثنایی و خاص، نمونه‌ای از این آثار در اواخر دهة هفتاد میلادی در دو فیلم «طالع نحس۱» و «طالع نحس۲» ساخته شد؛ که به صورتی صریح و روشن، این مفهوم را مطرح کرده و به نقد کشید در این دو فیلم به صورتی خاص و کم‌نظیر، فارغ از پوسته‌ها و پرسش‌های سمبلیک و نمادین و غیر مستقیم، صراحتاً این نگاه را مطرح کرد که در عصر معاصر، شیطان با ورود مستقیم به جهان، و با همکاری و همراهی مستقیم عناصر نظامی و اقتصادی و سیاسی که ” فرهنگ انتظار منجی بشریت و اشتیاق به ظهور کسی که بیاید و امور را سامان ببخشد، آن‌چنان در دنیای امروز، از شرق تا غرب و از عمق تکنولوژی و اوج آسمانخراش‌ها تا بومیان کپر نشین و فقیران خانه به دوش و محروم، گسترش یافته که آثار و شواهد آن برای تمامی زورداران و زرسالاران جهان، قابل درک است. “ سه رکن اصلی
هر قدرت ظاهری و مادی هستند، می‌کوشد به تمامی ارکان و ابعاد جهان مسلط شود و در این بین، فقط برخی از مؤمنین و متدینین (البته با معیارهای مسیحیت) و نیز برخی از عناصر فرهنگی و رسانه‌ای تلاش می‌کنند که جلوی این اقدام را بگیرند و جهان را از افتادن به دام شیطان و شیطان پرستان نجات دهند.

لیکن در این سری فیلم‌ها، تمامی سعی و کوشش خدا پرستان و دین داران برای مقابله با حضور مجدد شیطان در جهان، ناکام می‌ماند. در واقع، این فیلم‌ها با نگاهی ناامیدانه و بدبینانه، این عقیده را مطرح می‌کنند که علی‌رغم ذات منحوس و خبیث شیطان، جهان امروز و حقیقت انسانیت، سرنوشتی جز پذیرفتن اسارت محض او را ندارد! این مسئله مهم‌ترین نقطة انحراف این فیلم‌هاست که پوچی و بدبینی را رواج می‌دهند؛ وگرنه کلیت تحلیل درونی این فیلم‌ها از قوت و جسارت در مضمون برخوردار است و در این آشفته بازار سینمایی و هنری جهان، در شمار معدود آثاری قرار می‌گیرند که در عین دارا بودن کیفیت و جذابیت هنری و فنی، تحلیل نسبتاً متفاوتی از شرایط حاکم بر جهان استکباری ارائه می‌کنند و ارکان قدرت جهان‌خواران را به نوعی در تقابل با معنویت، خداپرستی، ایمان و آرامش انسان می‌نمایانند.

البته همان‌طور که گفتیم این قبیل آثار، شاذ و نادر هستند؛ اما جریان غالب آثار سینمایی که از پشتیبانی و بازار یابی جهانی برخوردار هستند، به سمت تولید آثار شیطان پرستان و وارونه نمایاندن جریان عصر ظهور و انتظار، گرایش دارند.

برخی از این آثار، توسط مراکز فرهنگی، خریداری شده و پس از دوبله شدن، نمایش داده می‌شوند. شاید سؤال شود که چگونه آثاری با محتوای شیطانی برای نمایش انتخاب می‌شوند؟! بخشی از پاسخ مربوط به به عدم شناخت و کم سوادی مسئولان مربوطه ار دورنمایه و محتوای این آثار است؛ لیکن پاسخ کامل‌تر آن است که اولاً، آثار مزبور به صورت نمادین و سمبلیک و غیر مستقیم به طرح مضامین مورد نظر خود می‌پردازند و ثانیاً، نمادها و سمبل‌های استفاده شده در این آثار ـ مثلاً نام‌هایی چون «لوسی» و «لوسین» و ... که غیر مستقیم برگرفته از القاب شیطان هستند ـ به هیچ وجه برای مخاطب شرقی و ایرانی، مفهوم نیست و تأثیر خاصی از آن نمادها در لایه‌های ذهنی و قلب مخاطب اینجایی، نمی‌گذارد.

حال آن که این امر برای مخاطب غربی با زیر ساخت‌های خاص فرهنگ اروپایی و آمریکایی و فرهنگ کلیسایی به گونة دیگری است و نمادها برای او ـ ولو در ضمیر ناخودآگاهش ـ تأثیر مشخص‌تری دارد.

در آینده بحث را از دیگر جنبه‌ها نیز پی خواهیم گرفت؛ امام در این‌جا تذکر این نکته ضروری است که فرهنگ انتظار منجی بشریت و اشتیاق به ظهور کسی که بیاید و امور را سامان ببخشد، آن‌چنان در دنیای امروز، از شرق تا غرب و از عمق تکنولوژی و اوج آسمانخراش‌ها تا بومیان کپر نشین و فقیران خانه به دوش و محروم، گسترش یافته که آثار و شواهد آن برای تمامی زورداران و زرسالاران جهان، قابل درک است.

تمامی این تلاش‌های ضد دین و ضد فرهنگی و نیز فعالیت‌های پر خرج و سنگین با بالاترین پشتیبانی‌های مالی و سیاسی و تبلیغی، جملگی حاکی از احساس خطری جدی است که گسترش فرهنگ مقدس انتظار منجی، برای سامریان عصر مدرن و دجالان پسا مدرن ایجاد کرده و آرامش آنان را گرفته و خواب راحتشان را آشفته ساخته است... .

اگر چنین تمایلی در قلوب مخاطبین میلیاردی جهان نبود، این همه تلاش برای قلب حقیقت و وارونه کردن فرهنگ انتظار چه ضرورتی داشت؟! آنان چنان دچار خشم و ترس شده‌اند که از سر لجاجت شیطان را همان منجی و نظم دهندة نوین جهان معرفی کنند!

و این نهایت سقوط است؛ نوعی پایان راه برای شاگردان و پیروان شیطان، و آغازی روشن و امید بخش برای منتظران نجات و رستگاری ..

سید علیرضا سجادپور

منبع: آینده روشن

مشکلات ستون فقرات راه رفتن پادشاه عربستان را سخت کرده است

پزشکان غربی پس از معاینه ملک عبدالله بن عبدالعزیز از بیماری وی در ناحیه ستون فقراتش خبر دادند.

 

روزنامه الدیار در گزارشی نوشت پزشکان غربی در تازه ترین معاینات خود از ملک عبدالله بن عبدالعزیز پادشاه عربستان به این نتیجه رسیدند که وی از ناحیه ستون فقرات مشکل داشته و همین امر راه رفتن را روز به روز برای وی مشکل تر می سازد