درانتظارمنجی

درانتظارباران نیست آنکه بذری نکاشته

درانتظارمنجی

درانتظارباران نیست آنکه بذری نکاشته

مرحوم حاج ملا آقا جان زنجانی

به نقل از کتاب عاشق دلباخته امام زمان (عج) حاج ملا آقا جان زنجانی نوشته محمد یوسفی و همچنین سایتها و وبلاگهایی که این تشرف را در آن درج نموده اند :

 

عارف بزرگ،شیفته ی محب اهل بیت مرحوم آیت الله حاج ملا آقا جان زنجانی یکی از کسانی است که مکرر به محضر امام عصر مشرف شده و بارها جمال نورانی آن حضرت را با معرفت به نظاره نشسته است یکی از تشرفات ایشان به زبان ترکی و درقالب شعر از ایشان نقل شده است من ( نویسنده کتاب موصوف ) متن فارسی را تقدیم دوستان ارجمندم می نمایم:

حضرت امام عصر که همچون طاووس زیبا بر من سایه انداخته بود به من فرمودند:

«برخیز که میخواهیم به منزل شما بیاییم»

عرض کردم آقا جان!خوش آمدی به روی چشم،جانم به قربان قدم هایت.

حضرت تشریف فرما شدند و لحظاتی در کنار هم بودیم و آن ساعات بهترین لحظه های زندگی من است. آنگاه حضرت کاسه ی آبی به من دادند و فرمودند:«میل کن»من آن باده را گرفتم و خوردم و سرمست از عشق و محبت به امام زمانم شدم گفتم:مولا جان عجب آبی بود،خوردیم و سرمست و با نشاطیم(و بازهم مایلیم که بنوشیم)فرمود:«بس است ای عاشق یا نه؟عرض کردم:باز هم می نوشم که این آب حیات است» نگار من فرمود:یک باده بس است یک مرتبه می افتی!عرض کردم:نگران من نباش به این نوشیدنی ها عادت کرده ام.

فرمود: این دست که اکنون به تو می نوشاند با دست های دیگر فرق می کند تو از این دست نخوردی ما در این آب جوهر هستی،ریخته ایم این میِ عشق است عشق،اگر بدحال باشی ما شما را از کنار خود دور می کنیم،جوان ها در راه این آبِ حیات،سر دادند ما همه را امتحان می کنیم هر کس بد مست و غافل باشد از این غرفه ی وصال بیرونش می کنیم!

عرض کردم:ما هم از جان خود می گذریم برای اینکه به این آب حیات برسیم آن هم به دست شما و با کاسه ی شما،لطف  کنید باز هم برایم بریزید که از جان گذشتیم و طعنه ها در عشق تو شنیدیم خیلی ها گمان کردند با این حرف ها می توانند ما را از عشق تو فراری دهند ولی ما هرگز از محبت  شما بر نمی گردیم بریز آب هستی مولای من!می خوریم و جان می دهیم.

فرمود:حال عاشق را ندیدی!وقتی افتاد ما قبرش را حفر می کنیم!

عرض کردم:«باده را بده،سعادت خوبی ست که از عشق تو بمیریم و اگر اینگونه بمیرم روی سنگ قبرم

مینویسند(گدای راه عشق)،حتی در قبر هم به یاد تو دلم آتش می گیرد،(تو تنها محبوب منی)که از یادم نمی روی! فرمود:حالا که از عشق ما دست بر نمی داری باز برایت آب می ریزم بنوش ولی خود دانی هر چه شد و ما هر چه برایت مقدر کردیم صبر کن.

عرض کردم:هر چه باداباد به حول و قوه ی الهی در عشق تو پایبندیم،توفیق خدا همراه ماست،ومن نگران نیستم چون سوار کشتی شما هستم وشما ناخدای منی.آنگاه اما عصر باده را کاملا پر کرده وبه من داد و فرمود:به خاطر عشق ومحبت است بنوش و ما اسم تو را به زبان جاری می کنیم.

عرض کردم:قربان دستتان شوم،این بزرگترین افتخار من است که اگر زهر هم دهی برای من شیرین است!آری اگر هم زهر باشد با کمال میل می نوشم فقط و فقط در عشق تو ای یار مهربان،من هم به محبت تو میخورم و تنها نام تو را می خوانم.یا صاحب الزمان!

اکنون که آب حیاتم دادی از سر و جان می گذرم شما سلامت باشی ای یار مهربانم!سپس آن کاسه ی آب را هم نوشیدم.

آنگاه حضرت فرمودند:فقط تدارک ببین و مراقب باش ز هوش نیفتی که عید آمد!

عرض کردم :سی تا چهل باده هم مرا از پای نمی اندازد!

هنوز به حال خود هستم,بفرمایید امر شما چیست ای طاووس زیبا که ما در راه تو از  سر و جان می گذریم ؟

فرمود:«این آبی که نوشیدی برایت حج است،بدان که پس از عید باهم به مکه می رویم.» عرض کردم:ای یار محبوب من،من سلامتی شما را می خواهم ،ما دنبال صاحب مکه می گردیم !

«مقصود تویی کعبه و بتخانه بهانه!»

فرمود:«و هنگامیکه عازم مکه شدی بدان که در راه،جام ها برایت مهیّا کرده ام،خم ها پر است ،هر چه

بخواهی،می ریزم.»

عرض کردم:آقاجان ،یا صاحب الزمان !تنها یار من تو هستی وقتی تو را دارم چه غم دارم ؟

این دست هر چقدر بریزد،می خوریم فرمود«آفرین (معلوم است که)عاشقی،عاشق.»و سپس فرمود :«به

عاشقی مثل تو،ما هم از روی عشق نگاه می کنیم این طوری که شما به میدان آمدی ما هم مس جانت را طلا می کنیم ,ضمناً بدان که حاج ملاّ آقاجان،نام تو را در دفتر عشّاق نوشتم،خوشحال باش ،ترس ما تو را همیشه یاری می کنیم،تو در نزد من پاداش و خلعت بسیار داری ،زود بیا که در راه،یکی یکی آنها را به تو عطا خواهم کرد.»

عرض کردم:مولای من!توچه نیکویی، تو چه زیبایی!ما همه را به دست تو می سپاریم،تو کریمی (از اولاد

کرامی)،خود دانی و کرم خود!هر چه تو خواهی، ما نیز همان را می پسندیم،غلام که نزد اربابش فضول نمی شود،هر امری داشته باشید،ما آماده هستیم ،اگر چه به ما ظاهراً لطفی هم نکنی،تو نگار منی،من تو را دارم هر دو دنیا مال من است ،ما از تو به بهشت راه پیدا می کنیم،از طریق تو به همه ی خوبی ها می رسیم،در این دنیا هم دلخوشی ما تویی و چون تو را داریم هم در این دنیا خوشیم و هم در آن دنیا خوش،ما از عشق تو سر به عرش برده ایم و در پروازیم .

فرمود: گوارا باد تو را این آب هستی         که مستی،از شراب حق پرستی

این آب حیاط گوارایت باد خیلی گوارا!چون تو از روز اول نجابت داشتی ،به خاطر همین است که ما حساب تو را از دیگران جداکردیم.چون تو ماراشناختی و بیگانه را با ما یکی نکردی ما هم تو رابادیگران یکی نمی کنیم.حاج ملا آقاجان!وقتی تو هستی،غم ندارم ای عاشق!من هم در دو دنیا عیش دارم وخوشحالم،اکنون میدانی دلم چه میخواهد؟!گفتم:امر بفرمایید مولاجان!

فرمود:«روضه هایت دلنشین است دوست دارم حالا کمی برایم روضه بخوانی تا من گریه کنم»

«السلام علیک یا ابا عبدالله…»

در اینحا مرحوم حاج ملا آقاجان شروع به روضه سیدّ الشهدا میکنند وامام عصر«ارواحنافدا»به روضه جدّ

مظلومشان گوش داده وگریه میکنند.

خوشا آنان که رویت رابدیدند                    ز تو خلق نکویت را خریدند
خوشا آنان که تا سرمنزل عشق                 برهنه پای تا کویت دویدند
خوشا آنان که محبوب تو گشتند                 زجام پاک مرغوبت چشیدند
طلوع می کند آن آفتاب پنهانی                زسمت مشرق جغرافیای عرفانی
دوباره پلک دلم می پرد نشانه چیست        شنیده ام که می آید کسی به مهمانی
کسی که سبز تر از هزار بار بهار          کسی شگفت کسی آن چنان که می دانی

چطور اینقدر زود دیر شد؟

عواملی که در ذیل به آن اشاره شده، عواملی هستند که قبل از اینکه خیلی دیر شود باید یاد بگیرید:

این لحظه، زندگی شماست! : زندگی شما بین لحظاتی که به دنیا می‌آیید و می‌میرید نیست. زندگی شما بین الان و نفس بعدی است. زمان حال – همین حالا و همین جا – تنها چیزی است که زندگی به شما داده است. پس از هر لحظه استفاده کامل ببرید و با مهربانی و در آرامش زندگی کنید، بدون ترس و پشیمانی. و با هر چه که دارید، بهترینی که می‌توانید را انجام دهید؛ چون این تنها چیزی است که می‌توانید از کسی انتظار داشته باشید، ازجمله خودتان. این زندگی شماست و باید برای آن بجنگید. برای آنچه درست است بجنگید. برای اعتقاداتتان بجنگید. برای چیزهایی که برایتان اهمیت دارد، برای کسانی که دوستشان دارید بجنگید و هیچ وقت فراموش نکنید که به آنها بگویید که چقدر برایتان مهم هستند. بفهمید که انسان خوش‌شانسی هستید چون هنوز فرصت دارید. پس یک لحظه مکث کرده و فکر کنید. هر کاری که لازم است انجام دهید را از همین امروز شروع کنید. فردا دیر است.


فداکاری‌هایی که امروز می‌کنید، در آینده برایتان سودآور خواهد بود:
وقتی نوبت به تلاش سخت برای رسیدن به یک هدف می‌رسد،چه گرفتن یک مدرک تحصیلی باشد، چه شروع یک کار جدید یا هر دستاورد شخصی دیگر، که نیاز به زمان و تعهد دارد. باید این سوال را از خودتان بپرسید: «آیا حاضرم چند سال از زندگی‌ام را خلاف بقیه آدم ها زندگی کنم تا بتوانم بقیه عمرم را هم طوری زندگی کنم که بقیه نمی توانند؟»


هنگامی که وقت تلف می‌کنید، بنده دیروز می‌شوید: اما وقتی فعال هستید، مثل این می‌ماند که دیروز دوست مهربانی برای شماست که  کمکتان می‌کند باری از روی دوشتان بردارد. پس همین الان کاری انجام دهید که بابت آن در آینده از خودتان تشکر کنید. مطمئن باشید فردا از اینکه امروز شروع کردید خوشحال خواهید بود.


شکست‌ فقط درسی برای عبرت گرفتن است:
اتفاقات خوب برای کسانی می‌افتد که هنوز امیدوارند حتی اگر ناامید شده باشند، برای کسانی که هنوز باور دارند حتی اگر طعم شکست را چشیده باشند، برای کسانی که هنوز عشق می‌ورزند بااینکه ضربه خورده‌اند. پس هیچوقت افسوس اتفاقاتی که در زندگیتان افتاده است را نخورید؛ این اتفاقات قابل تغییر نیستند و نمی‌توانید فراموششان کنید. آنها را مثل درس‌هایی ببینید که  می‌توانید از آنها عبرت بگیرید و برای آینده‌تان از آنها استفاده کنید.


خودتان مهمترین ارتباطتان هستید:
خوشبختی زمانی اتفاق می‌افتد که بدون نیاز به تایید کسی دیگر، احساس خوبی به خودتان داشته باشید. قبل از اینکه  بتوانید ارتباطی سالم با فردی دیگر داشته باشید، اول باید ارتباطی سالم با خودتان برقرار کنید. باید احساس ارزش کنید و  در چشم خودتان، خودتان را قبول داشته باشید تا بتوانید با اعتماد‌به‌نفس به چشمان اطرافیانتان نگاه کنید و با آنها ارتباط برقرار کنید.


عمل افراد، حقیقت را می‌گوید:
در زندگی با کسانی روبه‌رو خواهید شد که در زمان‌های درست، حرف‌های درست خواهند زد. اما در آخر از اعمال و رفتار آنهاست که باید درموردشان قضاوت کنید. پس به کارهای دیگران دقت کنید. رفتار و اعمال آنها همه چیز را درمورد آنها به شما خواهد گفت.
گاهی اوقات در سفر زندگی دچار ناراحتی‌ می‌شوید اما هنوز زیبایی‌های زیادی باقی است. حتی اگر آسیب دیدیم، باید بتوانیم روی پایمان بایستیم، چون هیچوقت نخواهیم دانست چه چیز در زندگی انتظارمان را می‌کشد


مهربانی‌های کوچک دنیا را زیباتر خواهد کرد: به کسانی که به نظر می‌رسد روز سختی داشته‌اند سلام کنید. با آنها مهربانی کنید. مهربانی تنها سرمایه‌ای است که هیچوقت تمام نمی‌شود. و هر جا که انسانی باشد، فرصتی برای مهربانی کردن وجود دارد. بخشش را یاد بگیرید، حتی اگر بخشیدن یک لبخند باشد. نه به این دلیل که زیاد از آن دارید، به این دلیل که می‌دانید افراد زیادی هستند که می‌دانند چیزی ندارند.


پشت هر زندگی زیبا، شکلی از درد بوده است:
می‌افتید، بلند می‌شوید، اشتباه می‌کنید، زندگی می‌کنید، یاد می‌گیرید. شما انسانید، کامل نیستید. ضربه خورده‌اید اما هنوز زنده‌اید. به این فکر کنید که زنده بودن، نفس کشیدن، فکر کردن، لذت بردن و دنبال کردن چیزهایی که دوست دارید، چقدر عالی است. گاهی اوقات در سفر زندگی دچار ناراحتی‌ می‌شوید اما هنوز زیبایی‌های زیادی باقی است. حتی اگر آسیب دیدیم، باید بتوانیم روی پایمان بایستیم، چون هیچوقت نخواهیم دانست چه چیز در زندگی انتظارمان را می‌کشد.



منبع: نشریه پیام مشاور.سایت مردمان.

خطبه فدکیه در یک نگاه

سخنرانی و خطبه حضرت زهرا(س)، تجلی بخش امام شناسی و ولایت محوری آن بانوی بزرگ و نیز حاوی مطالب عمیق فکری بسیاری است که نشان از معرفت سرشار آن حضرت به موضوعات علمی دارد. در واقع می توان گفت، یک دوره درس اعتقادات استدلالی و تبیین اصول دینداری و اخلاق عملی است؛ معرفت آموزترین سخن بشری که در آن دوران بر انسان ها خوانده شده است.

خطبه فدکیه حضرت زهرا(س) آن چنان متین، منظم و فصیح است که برخی گمان کرده اند، به نوشته ای از پیش طراحی شده، بیشتر شبیه است تا یک سخنرانی ناگهانی. ابن ابی الحدید معتزلی در شرح نهج البلاغه با ذکر سندی می نویسد: عبدالله بن احمد از پدرش نقل می کند که در نزد زید شهید، پسر امام سجاد(ع) خطبه فدکیه حضرت زهرا(س) را نقل کردم و به وی گفتم: برخی گمان می کنند، این خطبه ساختگی بوده و آن را حضرت فاطمه زهرا(س) ایراد نکرده؛ بلکه از آن ابی العیناء است؛ زیرا این کلام، منظم، معیّن و یک نواخت می باشد.

زید گفت: من دیدم که بزرگان آل ابی طالب از پدرانشان آن را روایت می کنند و به فرزندان خویش یاد می دهند. بزرگان شیعه نیز آن را درس می دادند، پیش از آنکه حتی جدّ ابوالعیناﺀ، پا به عرصه وجود بگذارد.[۱]

خطبه حضرت زهرا(س) در مسجد مدینه، از چنان عظمتی برخوردار بود که بیش از ۲۴ نفر از شخصیت های قرن اول هجری همچون امیرالمؤمنین(ع)، حضرت زینب(س)، امام سجاد(ع)، ابن عباس، جابربن عبدالله انصاری و انس بن مالک از یاران پیامبر۹ آن را نقل کرده اند. در قرن دوم نیز بزرگانی همچون امام باقر(ع)، امام صادق(ع)، زید پسر امام سجاد(ع)، مفضل، ابی نصر بزنطی و دیگر یاران امامان آن را روایت کرده اند.[۲]

این خطبه شریف در بیش از شصت کتاب مهم شیعه و اهل سنت آمده است و عالمانی همچون شیخ صدوق; در علل الشرایع، سیدبن طاووس در طرائف، طبرسی در احتجاج و ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه آن را نقل کرده اند. تاکنون افزون بر ۱۱۲ جلد کتاب درباره این خطبه و محتوای آن نوشته شده است. محدث بزرگ علامه مجلسی; می نویسد: این خطبه، از خطبه های مشهوری است که شیعه و سنی آن را با سندهای گوناگون نقل کرده اند.[۳]

نگاهی دقیق و موشکافانه به سیره فاطمی(س) و نحوه حرکت و ورود آن حضرت به مسجد، درس های بزرگی را به ما می آموزد. ابن ابی الحدید معتزلی، پس از ذکر اسناد خطبه، نحوه ورود حضرت را این گونه نقل می کند: زمانی که ابوبکر تصمیم به منع فدک گرفت و حضرت زهرا(س) از این مقصد آگهی یافت، مقنعه بر سر انداخت و با جماعتی از زنان قریش به سوی مجلس ابوبکر حرکت نمود. آن حضرت لباس بلندی پوشیده بود و در راه رفتن، نظیر پدر بزرگوارش رسول اکرم(ص) گام بر می داشت. چون داخل مجلس شد، ابوبکر با جمعی از مهاجران و انصار نشسته بودند. سپس بین مردان و ایشان، پرده سفیدی زده شد.[۴]

در آن شرایط، حضرت زهرا(س) در حالی که عده ای از زنان قریش اطراف آن حضرت را گرفته بودند، وارد مسجد شد. منظره عجیبی بود. همه مردم بی اراده برای دختر پیامبر(ص) راه باز کردند و منتظر بودند تا ببینند که ایشان چه می کند. وقتی به دستور آن حضرت میان زنان و مردان پرده ای زده شد، بانوی بزرگ اسلام همراه دیگر بانوان در آن سوی پرده قرار گرفتند؛ ناگهان صدای فاطمه(س) بلند شد. آه جانسوز حضرت، تمام اهل مسجد را متأثر کرد و مردم شروع به گریه نمودند. مجلس پریشان و مضطرب گردید. حضرت اندکی صبر کردند تا جوش و خروش مردم تمام شد. آن گاه خطبه را آغاز کردند… .

الحَمدُلله مَا أنعَم وَلَهُ الشُّکرُ عَلَی مَا ألْهَم….

پی نوشت:

[۱]. قزوینی، سید کاظم، فاطمه زهرا(س)، از ولادت تا شهادت، ترجمه: حسین فریدونی، ص ۳۲۷ و ۳۲۸٫
[۲]. مجلسی، محمدباقر، زندگانی حضرت زهرا(س)، ترجمه: محمد روحانی علی آبادی، ص ۸۰۴٫
[۳]. همان، ص ۶۹۱٫
[۴]. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج ۱۶، ص ۳۴۵٫

حضرت آدم (ع) چند سال عمر کرد؟

س از تولد شیث، چون زمان فوت آدم (ع) فرارسید خداوند به او امر نمود که آنچه را به تو تعلیم دادم به بهترین فرزندانت وصیت کن. و حضرت آدم (ع) نیز جمیع فرزندان خود را جمع نمود و فرمود که هبه الله (شیث) جانشین من بعد از شما می باشد و همه این دستور پدر را اطاعت نمودند.

به گزارش موعود پس از تولد شیث، چون زمان فوت آدم (ع) فرارسید خداوند به او امر نمود که آنچه را به تو تعلیم دادم به بهترین فرزندانت وصیت کن. و حضرت آدم (ع) نیز جمیع فرزندان خود را جمع نمود و فرمود که هبه الله (شیث) جانشین من بعد از شما می باشد و همه این دستور پدر را اطاعت نمودند.

وصیت های آدم قبل از فوت!


به سند معتبر از امام محمدباقر (ع) نقل شده است که: آدم (ع) دستور داد تا تابوتی ساختند و علم خود و اسماء و وصیتش را در آن نهاد و به حضرت شیث سپرد و گفت: هرگاه من مردم، مرا غسل بده و کفن کن و بر من نماز بخوان و مرا در قبر قرار بده و چون نزدیک وفات تو شد و آن حالت را در خود یافتی یکی از بهترین پسران خود را انتخاب کن پس آنچه را من به تو وصیت کردم به او وصیت کن تا در حق تو انجام دهد و زمین را هیچ گاه بی خلیفه و جانشین قرار مدهید.

چرا جبرئیل بر آدم (ع) نماز نخواند؟

از حضرت صادق (ع) نقل شده است که: چون حضرت آدم (ع) فوت شد و وقت نماز بر آن حضرت شد، هبه الله (شیث) به جبرئیل گفت: پیش رو ای فرستاده ی خدا و نماز بخوان بر پیغمبر خدا. سپس جبرئیل گفت: خدا ما را امر کرد که پدر تو را سجده کنیم، پس ما پیشی و سبقت نمی گیریم بر نیکان و فرزندان او، و تو از نیکوکارترین های آنان هستی.

پس شیث در جلو ایستاد و پنج تکبیر گفت بر آدم (ع)، به تعداد نمازهایی که خداوند بر امت اسلامی واجب گردانیده است، و این سنتی ماندگار شد در میان فرزندان آدم (ع) تا روز قیامت.

علت گذاشتن 2 ترکه در کفن میت!


از حضرت محمد (ص) نقل شده است که وفات حضرت آدم (ع) در روز جمعه بوده است و همچنین اکابر علمای اسلام روایت کرده اند که: چون خداوند آدم (ع) را از جنت المأوی بر زمین فرستاد، از جدایی بهشت وحشت زده گردید، پس از خداوند درخواست نمود تا او را انس دهد به درختی از درختان بهشت، پس خداوند به سوی او درخت خرمایی فرستاد که مونس او بود. چون وقت وفات حضرت آدم (ع) فرارسید به فرزندان خود گفت: من به آن درخت در حیات خود انس گرفته ام و امید دارم که بعد از وفات نیز مونس من باشد. پس چون بمردم ترکه ای از آن جدا کنید و دو نیم کنید و هر دو را در کفن من بگذارید. پس فرزندان آدم (ع) چنین کردند و پیغمبران بعد نیز از این کار متابعت نمودند و این کار در عهد جاهلیت به فراموشی سپرده شد ولی با ظهور حضرت محمد (ص) ایشان آن را احیا کردند و سنتی در بین مردم گردید.

مکان دفن حضرت آدم (ع)


درباره ی مکان دفن حضرت آدم (ع) سید بن طاووس نقل کرده است که: در صحف ادریس خوانده ام که آدم (ع) ده روز بیماری تب را تحمل کردند و سرانجام وفات نمودند و روز وفات ایشان جمعه یازدهم محرم بود و در غاری که در کوه ابوقیس رو به مکه بود مدفون شدند. همچنین عامه و خاصه از وهب بن منبه روایت کرده اند که: شیث، آدم (ع) را در غاری که در کوه ابوقیس است که آن را «غار اکنز» می گویند، دفن نموده است...

فوت حوا یک سال بعد از آدم (ع)


با توجه به روایات موجود درباره ی طول عمر حضرت آدم (ع) سال هایی تا حدودی نزدیک به هم ذکر شده است به نحوی که به سند معتبر از حضرت صادق (ع) آمده است که: حضرت رسول (ص) فرموده اند؛ عمر شریف آدم (ع) نهصد و سی سال بوده است و سیدبن طاووس گفته است که: در سفر سوم تورات یافتم که عمر حضرت آدم (ع) نهصد و سی سال بوده است، و محمدبن خالد برقی در کتاب بدا از حضرت صادق (ع) روایت کرده است که: عمر آدم نهصد و سی سال بوده است.

همچنین سید بن طاووس در نقلی دیگر می گوید: در صحف ادریس خوانده ام که عمر حضرت آدم (ع) از روزی که روح در او دمیدند تا وفات هزار و سی سال بوده و حوا بعد از او یک سال و پانزده روز بیمار بود و پس از آن فوت نمود و در کنار قبر حضرت آدم (ع) مدفون شد.

منابع:
1- مجلسی، محمدباقر. تاریخ پیامبران، قم: سرور.
2- مجلسی، محمدباقر. بحارالانوار، بیروت: دار احیاء التراث العربی، جلد 11.
3- محمدبن طاووس. سعد السعود، قم: منشورات الرضی.
4- راوندی، قطب الدین. قصص الانبیاء، مشهد: مجمع البحوث الاسلامیه.
5- شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، تهران: دارالکتب الاسلامیه، جلد 1.
6- محمدبن مسعود بن عیاش. تفسیر عیاشی، تهران: انتشارات علمیه اسلامیه، جلد 1.
منبع: جام

خنثی سازی خودروی بمب گذاری شده در شهر "کاظمین"

منابع امنیتی عراق از خنثی شدن یک خودروی بمب گذاری شده در شهر مقدس کاظمین خبر دادند.


به گزارش موعود منابع امنیتی عراق با اعلام این خبر افزودند ساعتی پیش در عملیاتی نیروهای امنیتی توانستند یک خودروی بمب گذاری شده در شهر مقدس کاظمین در شمال بغداد را کشف وخنثی سازی کنند.در همین حال سخنگوی کمیسیون امنیت ودفاع عراق از کشف اطلاعاتی در مورد اقدامات تروریستی گروه القاعده در چند روز آینده در بغداد خبر داد.

منبع:باشگاه خبرنگاران به نقل از شبکه العزاقیه