درانتظارمنجی

درانتظارباران نیست آنکه بذری نکاشته

درانتظارمنجی

درانتظارباران نیست آنکه بذری نکاشته

تحلیل آیت الله بهجت از وصیت حضرت زهرا(س) به این که شبانه دفن شود

اگر دستگاه حکومت و خلافت به فکرشان مى رسید که حضرت زهرا ـ علیهاالسّلام ـ چنین کارى را مى خواهد بکند، به منزل آن حضرت وارد مى شدند و از انجام آن جلوگیرى مى کردند. 

آیت الله العظمی بهجت در سخنانی با اشاره به وصیت حضرت فاطمه زهرا(س) اظهار داشتند: این که حضرت زهرا ـ علیهاالسّلام ـ بعد از آن همه مظلومیت، در حال احتضار وصیت نمود که شبانه دفن گردد،(1) کار عجیبى بود که نظیر کار پیغمبران ـ علیهم السّلام ـ است؛ زیرا کار کسى که نزاع کند و مغلوب شود و کشته و شهیده گردد و علیه او قضاوت بشود و آن همه بلاها را ببیند، و با این حال راهى را پیدا کند که خود را مثل غالب جلوه دهد و غالب بودن خود را به دیگران نشان دهد، به کار پیغمبران و اعجاز شباهت دارد، راهى که فکر بشر از فهم آن عاجز بود و آن این که وصیت نمود بدون تشییع شبانه دفن گردد.

اگر دستگاه حکومت و خلافت به فکرشان مى رسید که حضرت زهرا ـ علیهاالسّلام ـ چنین کارى را مى خواهد بکند، به منزل آن حضرت وارد مى شدند و از انجام آن جلوگیرى مى کردند.

بعد از دفن نیز راهى جز نبش قبر آن حضرت نبود که حضرت امیر ـ علیه السّلام ـ از آن جلوگیرى نمود و نتوانستند کارى بکنند.

پی نوشت:
1.بحار الانوار، ج 49، ص 192؛ اقبال الاعمال، ص 623؛ عیون اخبار الرضا، ج2، ص187؛ نهج الحق، ص270؛ رسالة حول حدیث « سخن معاشر الانبیاء لانورّث »، ص 28.

آرماگدون و آمادگی برای جنگی بزرگ

یکی از توطئه های بزرگ صهیونیسم برای مبارزه با اسلام، جذب خیل عظیم مسیحیان جهان بسوی خود می باشد .برای این منظور نظریه پردازان فریب کار صهیونیست با طرح نظریه ی آرماگدون جهان مسیحیت و یهودیت را برای مبارزه نهایی با مسلمانان جهان آماده می کنند.

گریس هال سل نویسنده ی کتاب تدارک جنگ بزرگ بر اساس پیشگویی هاى انبیاى بنى اسراییل  ترویج تئورى نبرد آخرالزمان هارمجدون (Armageddon) را بر این اساس که صهیونیستها نیروهاى حق مدار این جبهه هستند، اتحاد پنهانى میان اسراییل و مسیحیان دست راستى ایالات متحده مى داند که آنها به منظور حمله به مسلمانان این توطئه را زمینه چینى کرده اند

 

او با شرکت در دو سفر مذهبی به رهبری جری فال ول کشیش جنگ طلب در سا های 1983 و 1985 به اسرائیل و به موازات ان گفت و گو با مقامات بلند پایه و موثر، شنیده ها و مشاهدات خود را به صورتی مستند در کتابش مطرح می کند.

او پرده از اسرار پنهانی و چگونگی شکل گیری شبکه ی وسیع و گسترده ای از سازمان های مسیحی افراطی طرفدار اسرائیل بر می دارد.

بالغ بر 250 سازمان و تشکل مسیحی که بیشتر انها در دهه ی 1980 به وجود امده اند در سرتاسر امریکا مشغول به فعالیت هستند. این سازمان های جنگ طلب خود را مشیت الهی گرایان می نامند و با تحریف و قرائت خاص آیات انجیل و گفته های پیامبران ، آشکارا گسترش جنگ و خونریزی را تبلیغ می کنند.

فروش دختران پیش از تولد

اعراب، حتى دختر را پیش از تولد، شوهر مى‌‏دادند. پیامبر صلى اللَّه علیه و آله و سلم در حجةالوداع مشغول انجام مناسک حج بود. روزى مردى در حالى که سوار بود و تازیانه‏اى در دست داشت، سر راه پیامبر صلى اللَّه علیه و آله و سلم را گرفت و عرض کرد:
یا رسول‏اللَّه!از مردى به نام «طارق» شکایتى دارم. سالها پیش، در دوران جاهلیت، من و «طارق بن مرقع» در جنگى شرکت داشتیم. طارق احتیاج به نیزه‏اى پیدا کرد و فریاد زد:
هر که نیزه‏اى به من بدهد، پاداشش را خواهم داد.
من گفتم: اگر به تو نیزه بدهم چه پاداشى مى‌‏دهى؟
گفت: قول مى‌‏دهم، اولین فرزند دخترم که به دنیا آمد، براى تو بزرگ کنم. من پذیرفتم و نیزه را دادم.
سالها گذشت تا اینکه اخیراً اطلاع یافتم، او داراى دخترى شده است. به نزدش رفتم و قصه را به یادش آوردم و مطالبه دَیْن خود کردم، ولى او زیر بار نمى‌‏رود و مجددا درخواست مَهْریه مى‌‏کند. اکنون آمده‏‌ام تا حقّم را بگیرم.
پیامبر صلى اللَّه علیه و آله و سلم فرمود: دختر در چه سنى است؟
عرض کرد: بزرگ شده و حتى تارهاى مویش سپید است.
پیامبر صلى اللَّه علیه و آله و سلم فرمود: بگذار دختر، سرنوشتش را خود تعیین کند و در انتخاب همسر آزاد باشد. (1)

1 ـ نظام حقوق زن در اسلام، ص 56.

دفاع قاطع شیخ قرضاوی از بنی امیه!

شیخ یوسف قرضاوی در اثر جدید خود فصلی را به دفاع از بنی امیه اختصاص داده و این دولت را یک دولت دینی و بانی تمدن اسلامی شمرده است.

دولت را یک دولت دینی و بانی تمدن اسلامی شمرده است.
در یک مقطع تاریخی که فضای فکر دینی مصر و پاکستان به سمت تعادل حرکت می کرد، نویسندگانی مانند سید قطب، مودودی، محمد غزالی و حتی ابوالحسن ندوی، نگاه مثتب‌تری نسبت به تاریخ اسلام به ویژه بنی امیه داشتند. در آن دوره انتقادات ابوالاعلی مودودی و سید قطب از دوره خلیفه سوم، و طرح همان انتقاداتی که صحابه به وی داشتند، و به خصوص محکوم کردن امویان به عنوان یک دولت قوم گرای مستبد، از دیدگاه های رایجی بود که آثار بزرگان اهل سنت و مصلحان آن دیده می شود.
اما و ... اکنون جناب شیخ یوسف القرضاوی، که گرایش های حدیثی و وهابی را در خود دارد، بار دیگر آنان را مورد حمله قرار داده و به دفاع از بنی امیه پرداخته است.
کتاب تاریخنا المفتری علیه وی که در سال 2005 چاپ شده، گویی رسالتش دفاع از امویان و در رأس آنها معاویه و انتقاد از سید قطب و مودودی است ضمن اشاره به این که البته آنها خدماتی دارند، آنان را زیر بار انتقاد گرفته و نه با دلایل تاریخی بلکه حدیثی و طرح کلیات به دفاع از امویان می پردازد.
نگاه حدیثی وی برای ارزیابی دولت اموی آن است که چون حدیث داریم که حضرت رسول (ص) فرمود: خیرکم قرنی، ثم الذین یلونهم، ثم الذین یلونهم، بهترین شما هم نسل ها من هستند، پس از آن نسل بعد، و سپس نسل بعد» بنابرین شامل امویان هم می شود!
به گفته وی حدیث صحیح دیگری که منزلت بنی امیه را نشان می دهد این است که حضرت فرمود: اولین سپاه امت من که در دریا می جنگند اهل بهشت هستند». اولین سپاه هم، سپاه اموی است که عازم فتح مصر شدند!
پس از آن قرضاوی می‌گوید: دولت اموی، دولتی است که اسلام را در جهان منتشر کرد، حلقات علم در همه جا پدید آورد، علوم در این دوره آغاز شد حتی ترجمه هم این زمان آغاز شد....
سپس به انتقاد از ابوالاعلی مودودی پاکستانی به خاطر مطالبی که در کتاب الخلافة و الملک گفته و انتقاد از عثمان و امویان کرده و از آنها اظهار تأسف می‌کند.
همین طور از سید قطب به خاطر اظهاراتی که در کتاب العدالة الاجتماعیه فی الاسلام دارد و حمله سختی به امویان کرده سیاست آنان را خالی از اخلاق دانسته است، مورد نقد قرار می‌دهد.
شخصیت دیگری که قرضاوی به انتقاد از او پرداخته، شیخ محمد غزالی است که در کتاب «الاسلام و الاستبداد السیاسی» اظهار کرده است که یزید: حتی یک مدرسه ابتدایی را هم نمی توانست اداره کند و دنبال آن نیزه قلمش را به سمت امویان نشانه گرفته است!
به این مجموعه افراد، باید ابوالحسن ندوی را هم افزود که به قول قرضاوی گرچه در مواردی انصاف را رعایت کرده، اما حملاتی هم به امویان دارد در حالی که منبع او اغانی ابوالفرج اصفهانی است!
قرضاوی می گوید افراد منتقد زیاد هستند اما من اینها را انتخاب کردم، چرا که اینان داعیان بزرگی در جهان اسلام هستند.
وی سپس از مقالات محمود محمد شاکر یاد می‌کند که چهار مقاله در مجله المسلمون متعلق به اخوان المسلمین دردفاع از امویان و شخص معاویه نوشت و از نویسندگان نامبرده بالا، انتقاد کرد. همان زمان استاد علی طنطاوی به دفاع از آرای سید قطب پرداخت.
قرضاوی می افزاید: من از کسانی هستم که از امویان دفاع می‌کنم.
سپس می گوید: از علمای بزرگ گذشته ابوبکر بن عربی در کتاب العواصم من القواصم از یزید دفاع کرد و نوشت که حسین با شریعت جدش رسول الله کشته شد. مستند او حدیث «ان ستکون هنات و هنات، فمن اراد ان یفرق هذه الامة، و هی جمیع، فاضربوه بالسیف کائنا من کان» است. ابن خلدون بعدا نظر ابن العربی را نادرست خواند به استناد این که عدالت شرط امامت است و در آن زمان عادل تر از حسین نبوده است.
جالب است که در این جا قرضاوی هیچ قضاوتی در باره اظهارات ابن العربی و پاسخ ابن خلدون نمی کند!
اندکی بعد قرضاوی می گوید که می خواهد نظری متعادل در باره امویان بدهد. سپس شروع به نقل احادیث فضائل معاویه که در بخاری و آثار دیگر آمده پرداخته است. به علاوه به کلیات مقبول نزد اهل سنت می پردازد که نباید به صحابه توهین کرد.
وی روایات فضائل معاویه را از مصادر حدیثی آورده و به گمان خود اشاره دارد که در برخی از اینها حرفهایی وجود دارد. اما به صراحت آنها را تکذیب نکرده و تنها سعی می کند بگوید که معاویه مثل علی و خلفای اول نیست!
سپس در باره معاویه به عنوان یک حاکم می گوید که وی تمام توجهش اقامه شعائر دینی و پیروی از سنت نبوی بوده است. یکی از آنها هم همین روزه گرفتن روز عاشوراست!! سپس می گوید: معاویه در ترویج نصیحت و امر به معروف و نهی از منکر تلاش می کرد.
قرضاوی با اشاره به دو نقل که یکی هم از مسعودی است از حمایت معاویه از امر به معروف و نهی از منکر سخن می گوید و این که تعریف از کسی کرده بود که در وقت اقامه نماز جمعه از وی انتقاد کرده بود.
قرضاوی می گوید: سیره معاویه نشان می دهد که او از بزرگترین حکام عالم، فردی عادل و حکیم است که فقط به خاطر این که بعد از عمر و علی قرار گرفته، به آن منزلت شایسته خود دست نیافته است!
قرضاوی می گوید: این که او علیه علی (ع) بغی کرد درست است و دلایلی دارد، اما آن زمان گذشت و او حاکم اسلامی شد و تازه به قول ابوزعه، خدا بزرگ است و خواهد بخشید. به نظر وی یکی دو انتقاد دیگر هم به او وارد است که یکی قتل حجر بن عدی است و دیگری گرفتن بیعت برای یزید یا ملحق کردن زیاد به خاندانش که امری جزئی است «فهو امر جزئی».
قرضاوی منشأ ظلم به معاویه را اخباریها یعنی مورخان می داند که اخباری در این باره نقل کرده اند. به نظر وی اینها تاریخ را با هوای نفس خود درآمیخته اند. به خصوص که تاریخ امویان در دوره عباسیان که دشمنان آنان بودند نوشته شده است.
به نظر قرضاوی، به جز مورخان قدیم، مورخان جدید هم چنین هستند و آثاری نوشته دولت اموی را نه دولت اسلامی بلکه دولتی عربی خوانده‌اند. نمونه اینها عبدالرزاق الانباری، عباس محمود العقاد، طه حسین هست که آنچه در آثار اخباری های قدیم ـ یعنی مورخان ـ بوده مسلم گرفته و نقل کرده اند.
در مقابل، ابن خلدون، دولت معاویه را جزو دولت خلفای راشدین دانسته است. چنان که ابوبکر بن العربی در قواصم و محب الدین خطیب هم همان نظر را تأیید کرده است. دعوا بر سر حدیث الخلافه بعدی ثلاثون سنه است که ابن خلدون قبول ندارد چون اگر آن را قبول کند دولت معاویه ربطی به دولت خلفای راشدین نخواهد داشت. قرضاوی به دیدگاه هایی اشاره می کند و نقد البانی را در باره ابن خلدون نپذیرفته و چنین تصویر می کند که حدیث ثلاثون سنه نادرست و می توان معاویه را جزو خلفای راشدین دانست. (ص 79 _ 102). این بدعت عجیبی در عقاید سیاسی اهل سنت است که دولت معاویه جزو خلفای راشدین باشد.
وی در جای دیگری از همین کتاب از تسامح در دوره اموی هم سخن گفته است تا نشان دهد تسامح در تمدن اسلامی وجود داشته است! (ص 190)
شگفت آن که وی هیچ صحبتی در باره یزید بن معاویه و عاشورا و آن جنایت هولناک در حق آل بیت رسول الله (ص) نمی کند گویی اصلا این اتفاق در عهد امویان رخ نداده است.
همین رفتارهای نفرت بار در دفاع از یک دولت مستبد‘ خائن به اسلام‘ ویرانگر اخلاق نبوی و دین محمدی و بی لیاقت است که سبب می شود کسانی را نسبت به امثال قرضاوی که خود را شیخ الاسلام جهان اسلام می دانند بدبین سازد و آتش تفرقه را در جهان اسلام بیشتر کند. دفاع از این دولت کثیف که در هیچ مقطعی از تاریخ اسلام منهای اظهارات قوم گرایانه ابن خلدون یا گفته های نفرت انگیز ابوبکر بن العربی در دفاع از یزید و محکوم ساختن امام حسین (ع) در میان اهل سنت مرسوم نبود‘ سبب می شود که کسانی اظهار کنند که فرقه های از اهل سنت دوره معاصر دوباره به دیدگاه های افراطی عثمانیه در قرن اول و دوم هجری برگشته و خواهان بازگرداندن اسلام اموی هستند.

گسترش فعالیت وهابیت در اندونزی

اندونزی با جمعیت 238 میلیون نفر، چهارمین کشور پرجمعیت دنیا است. 86٫1 درصد از مردم اندونزی مسلمان هستند و اسلام توسط بازرگانان دریانورد مسلمان به این منطقه رسید.  فعالیت های وهابیت در این کشور از سو ی عربستان عمدتا از سال 1970 شروع و کار خود را با ایجاد ارتباط با چندین سازمان سلفی و حتی برخی جریان های معتدل، در عرصه های آموزشی آغاز کرد و تلاش کرد تا فقه حنبلی را در کنار فقه شافعی – که مسلمانان اهل سنت اندونزی عمدتاً پیرو این فقه هستند - در برخی از مدارس علمیه که «پسانترن» خوانده می­شوند قرار دهد. ترجمه ، چاپ و نشر کتابهای منطبق بر دیدگاه وهابی با قیمتی ارزان در دو دهه 1980 و 1990 از دیگر فعالیت های این جریان می باشد  .در این میان از نقش تاثیرگذار رژیم سوهارتو  در اواخر عمر حکومت در گسترش وهابیتی که خطری برای رژیم نداشته باشد  و نیز دانش آموختگان اندونزیایی را که از کشور سعودی فارغ التحصیل شده بودند نباید نادیده گرفت. سازمان رابطه العالم الاسلامی نیز در سال 1969 دفتر خود را در جاکارتا تأسیس کرد و مسئولیت این دفتر برعهده محمد نصیر از رهبران اسلامی اندونزی که ارتباطات نزدیک و خوبی با سعودی ها داشت گذاشته شد. محمد نصیر پیشتر رئیس حزب سیاسی – اسلامی ماشومی بود . فعالیت های این حزب در سال 1960 توسط سوکارنو ممنوع گردید  او در شورشهای گروه دولت انقلابی  جمهوری اندونزی فعال بود و همین سبب شد به مدت 5 سال  تا سال 1966 در زندان باشد . پس از آزادی، فعالیتهای سیاسی را رها کرد و به کار تبلیغ و شورای تبلیغ اسلامی مشغول گردید و موسسه اندونزی  را تأسیس کرد. نصیر در سال 1993 از دنیا رفت و تا این زمان همچنان رئیس این مجموعه بود. وی توانست مبالغ هنگفتی را از سعودی ها جهت فعالیت سازمان پیش گفته و نیز ساختن و بازسازی مساجد و سایر فعالیتها در اندونزی دریافت کند. این مرکز تدر یجاً تبدیل به موسسه آموزشی و به نوعی مرکز فرهنگی بزرگی گردید که افزون بر تبلیغ و دعوت ، به چاپ کتاب و برگزاری سمینارها نیز اهتمام دارد. یکی از آثار منتشره توسط این موسسه، نشریه  مدیا دعوه  است. در ادامه تلاش‏های جریان وهابیت در تشدید فشارها علیه پیروان مذهب اهل بیت(ع) و صدور فتاوای ضد شیعی، همایشی در شهر "باندونگ" اندونزی برگزار شد و ترتیب‏دهندگان آن تلاش کردند تا با جلب حمایت مسؤولان دولتی، علماء و رهبران سازمان‏های اسلامی، افکار خواص جامعه اندونزی را علیه شیعیان سازمان دهند. در این همایش ـ که با شعار "تدوین اقدامات استراتژیک برای برخورد با جریان انحرافی و توهین آمیز شیعه" تشکیل شد ـ «کیایی حاجی حمید بیضاوی» از علمای کهنسال و تندروی نهضت العلماء به جذابیت آموزه‏های مکتب اهل بیت(ع) در بین مردم اندونزی اعتراف کرد و با ابراز نگرانی از گسترش مذهب تشیع در اندونزی گفت: "از همه بدتر این است که نهضت العلماء نیز در حال حاضر تحت تأثیر عقاید شیعه قرار گرفته است". از این رو شرکت‏کنندگان که از اعضای تندرو و وهابی سازمان‏های اسلامی اندونزی ـ از قبیل "سازمان پرسیس (وحدت اسلامی)"، "سازمان الإرشاد"، ا"سازمان محمدیه" و "سازمان نهضت العلماء" ـ بودند تلاش کردند تا علاوه بر جلب نظر مقامات محلی، فتوای ارتداد شیعیان را از هیئت رئیسه مجلس مرکزی علما بگیرند (-  خبرگزاری ابنا - 03/02/ 1391)

به نقل از روزنامه عکاظ در همین راستا سفیر عربستان، مصطفى بن إبراهیم المبارک در تاریخ 29 /09/2012 در جاکارتا مسجدی را به نام ملک عبدالله بن عبدالعزیز آل سعود در دانشگاه احمد دهلان اندونزی به مبلغ 500 هزار دلار بنا نهاد و تصریح کرد که این مسجد پایگاهی در جهت فعالیتهای دینی و تبلیغی وهابیت است. بنگرید:

در حالی که مردم اندونزی عموما روحیهای آرام و منضبط دارند اما به تازگی حرکات خشونت آمیزی از سوی طیف سلفی آنها شکل گرفته است.  به گزارش خبرگزاری ایکنا گروهی از اهالی شهرسامپانگ که تحت تأثیر فعالیت وهابیون در این منطقه هستند، روز شنبه، چهارم شهریورماه 1391، به تعدادی از علمای دینی و شیعیان این شهر حمله کردند. در این درگیری دو نفر از علمای دینی شیعیان توسط پیروان وهابیون کشته و عده‌ای نیز مجروح شدند و منازل بسیاری از شیعیان توسط آنان به آتش کشیده شد. لازم به ذکر است، پیروان وهابیت شهر سامپانگ، سال گذشته نیز به سوزاندن منازل و مساجد شیعیان این شهر اقدام کردند.  شیعیان اندونزی در محرم گذشته در مناطق «نانکونانک»، «کریم کایم»، «اومبن» و «سامبانگ» مورد حمله وهابیون قرار گرفتند و در پی آن در اقدامی عجیب دولت اندونزی شیخ تاج الملوک رهبر شیعیان این منطقه را دستگیر و پس از محاکمه به 5 سال زندان محکوم کرد.

برای مطالعه بیشتر بنگرید:

وهابیت در اندونزی، سید محسن میری (حسینی)،