درانتظارمنجی

درانتظارباران نیست آنکه بذری نکاشته

درانتظارمنجی

درانتظارباران نیست آنکه بذری نکاشته

النهضه در اعزام نیرو به سوریه نقشی ندارد!

رییس جنبش النهضه تونس، دخالت این جنبش در اعزام افراد مسلح برای "جهاد" در سوریه را رد کرد.

به گزارش العالم، این اقدام در حالی صورت می گیرد که در ماه های اخیر، بحث و جدل های بسیاری در محافل سیاسی تونس بر سر این موضوع در گرفته و اتهاماتی به برخی گروه ها از جمله جنبش النهضه در مورد اعزام جنگجویان مسلح به سوریه مطرح شده است.اما راشد الغنوشی رییس جنبش النهضه دیروز یکشنبه در سخنانی در جمع هواداران این جنبش، تصریح کرد: النهضه، از "انقلاب" سوریه حمایت می کند، اما رفتن به سوریه را به جوانان تونسی توصیه نمی کنیم.

وی در پاسخ به اتهامات گسترده به النهضه در مورد اعزام تروریست به سوریه، گفت: ما به حمایت سیاسی و تبلیغاتی از مخالفان سوری اکتفا کرده ایم.این در حالی است که بنا بر گزارش های منتشر شده در تونس، اکنون بیش از 3000 تبعه تونس در سوریه مشغول نبرد هستند و 100 نفر از آنان هم در ماه های اخیر کشته شده اند.در پی انتشار این گزارش ها، علی العریض نخست وزیر تونس، در خصوص موضوع حضور تونسی ها در سوریه گفته بود: دولت، اهمیت موضوع "تونسی های مشغول نبرد در سوریه" را به خوبی درک  می کند، اما مقامات تونس نمی توانند شهروندان خود را از رفتن به سوریه باز دارند.

هشدارمقتدی صدر به دولت آمریکا

رهبر جریان صدر در بیانیه ای از دولت آمریکا خواست که در امور داخلی عراق دخالت نکند.

مقتدی صدر رهبر جریان صدر در واکنش به سفر جان کری وزیر امور خارجه آمریکا به عراق و اظهارات مداخله جویانه وی، در بیانیه ای از وزارت امور خارجه آمریکا خواست که در امور داخلی عراق دخالت نکند.وی در این بیانیه اعلام کرد: از تمام گروه های سیاسی عراق می خواهیم به دور از هر گونه دخالت خارجی و در راستای احیای وحدت ملی و حل و فصل اختلافات داخلی بر سر میز گفتگوها بنشینند.

در ادامه بیانیه گفته شده است: مرجعیت شیعه و شرکای سیاسی [جریان صدر]، گروه های مردمی و سازمان ملل متحد با به تعویق انداختن انتخابات شوراهای استانی در موصل و الانبار مخالف هستند و نیازی به دخالت وزارت امور خارجه آمریکا در امور داخلی عراق نیست.خاطرنشان می شود "جان کری" وزیر امور خارجه عراق روز گذشته به طور غیر منتظره وارد بغداد شد و با نوری المالکی نخست وزیر عراق دیدار و گفتگو کرد.

کشف 50 کیلو ماده انفجاری در میسان عراق

پلیس استان میسان عراق از بازداشت 13 متهم فراری و کشف 50 کیلوگرم ماده شدید الانفجار "آر دی ایکس" در جنوب غربی این استان خبر داد.

به گزارش موعود علی الهاشمی رئیس پلیس میسان اعلام کرد: نیروهای پلیس 13 متهم فراری را در مناطقی از استان میسان دستگیر و مقادیری ماده انفجاری در روستای العالیه در منطقه البتیره واقع در 15 کیلومتری جنوب غربی العماره کشف کردند.

منبع :العالم به نقل از خبرگزاری اصوات العراق

گریستن، حق توست...

حتی اگر تجربه هم نکرده باشیم، خیلی خوب می دانیم که از دست دادن یک عزیز، چقدر سخت و دردناک است. حالا فرض کنید که این شخص، عزیز تمام عالم و محبوب خدا و فرشتگان باشد و آرام بخش ترین کلام و پرمحبت ترین نگاهها را هم به ما ببخشد. از دست دادن چنین شخصیتی، مسلما کمرشکن است. اما سخت تر از همه ی اینها، وقتی است که در اوج داغداری، دیگران بیایند و نمک به زخمت بپاشند، آنهایی که منفعتشان حکم می کرد در زمان حیات آن عزیز، دوستش باشند، بعد از وفاتش مثل کفتارهای گرسنه، بریزند و بر سر تکه نانی بیشتر از این دنیا، با هم بجنگند. همانهایی که شمشیر را از رو بسته اند...

از دست دادن خاتم پیامبران (صل الله علیه و آله)، بی شک سخت ترین ضربه را به دختر دردانه شان وارد کرد. کسی که بعد از وفات پدر، بیشتر از سه ماه نتوانست این دنیا و مردمان بی وفایش را تحمل کند. اما شکوه و شکایت و بی تابی کردن، از دست پرورده ی رسول خدا (ص)، که اسوه ی صبر بوده و هست، بعید به نظر می رسد. اما حقیقتا به چه دلیل بود که مدینه، بعد از وفات رسول خدا (ص)، هر روز صدای گریه ی زهرا (سلام الله علیها) را می شنید؟ چه ستمی پشت این گریه ها بود و چه داغی این همه عزیز رسول خدا (ص) را می آزرد؟ پاسخ این سوال را می توان از لابه لای سخنان این بانوی بزرگ جستجو کرد.

وقتی پیامبر (ص) در بستر بودند و آخرین روزهای حیات را سپری می کردند، فاطمه ی زهرا (س)، با ایشان اینطور گفت و گو کردند:
«ای رسول خدا! همانا قلب مرا از جا کندی و جگرم را سوزاندی، آنگاه که گریه ی تو را مشاهده کردم. ای بزرگ پیامبران از حضرا آدم تا آخرین آنان! پس از تو چه بر سر فرزندانم خواهد آمد؟ پس از تو چه مصیبتها و ذلت و خواریها که بر من باریدن خواهد گرفت؟ پس از تو چه بر سر علی (ع) خواهد آمد؟ او که برادر تو و تنها یاور دین اسلام خواهد بود... پس از تو چه بر سر وحی الهی خواهد آمد؟... آه ای پدری که فردوس برین جایگاه توست! باید پس از تو با جبرئیل درد دل نماییم.»

و پس از مراسم تدفین، اینطور فرمودند:
«پر جان! چه بسیار بزرگ است تاریکی و ظلمتی که در مجالس پس از تو مشاهده می گردد و من دور مانده از جناب تو، دریغ و افسوس می خورم که هر چه زودتر نزد تو آیم. در عزای تو، پدر دو فرزندت، حسن و حسین، سوگوار است. همو که در کودکی او را بزرگ و تربیت کردی و سپس برادرت خواندی، او که بزرگترین دوست و محبوب ترین اصحاب در پیشگاه تو بود، او که در پذیرش اسلام از همه پیشی گرفت و یاور دین گشت و هجرت کرد. اکنون بیا و بنگر که او را اسیرگونه [به طرف بیعت تحمیلی] می کشند و می برند...»

«قوتم رفته و خویشتن داریم را از دست داده ام و دشمنم سرزنش کننده ام شده و حزن و اندوه درونی مرا می کشد. پدر جان! یکه و تنها باقی مانده ام و در کار خویش حیران و سرگردانم، صدایم خفته و پشتم شکسته و زندگی ام در هم ریخته و روزگارم تیره شده است. پس از تو روابط انسانها دگرگون شد و درها به روی من بسته گردید. من بعد از تو از دنیا نفرت دارم و تا زمانی که نفسم برآید بر تو گریه خواهم کرد.»

فاطمه (س) بعد از رحلت پدر گرامیش 75 روز یا 95 روز بیشتر زنده نماند. در این مدت کوتاه چه مصیبتها و آزار و اذیتها که از امت پیامبر ندید و چه بی احترامیها که در حق او و شوهر مکرمش علی (ع) روا نداشتند. توصیف این ایام را از زبان خود حضرت بخوانیم:
«[بعد از رحلت پدرم] چنان مصیبتهایی بر من فرو ریخت که اگر بر روزهای روشن فرود می آمد، به شبهای ظلمانی و تاریک تبدیل می شد.»

و در ادامه فرمود:
«ما در برابر [این همه آزار و اذیتهای] شما صبر پیشه می داریم، به مانند صبوری آن کس که خنجری بر گلویش خلیده و تیغ سنان بر دلش نشسته است.»
فقط خدا می داند که چقدر فاطمه (س) آن یگانه یادگار پیامبر رافت و مهربانی از زندگانی در میان چنان مردمی خسته و آزرده شده بود که در عنفوان جوانی مرگ را بر حیات ترجیح می دهد و از خدای متعال تمنای خلاصی می نماید: «خدایا مرگ مرا زودتر مقرر فرما; زیرا زندگی دنیا بر من تیره و تار شده است.»

در این مدت بسیار کوتاهی که بعد از وفات پیامبر اکرم (ص) دختر ایشان در میان امت بودند، چنان عرصه زندگی را بر او و شوهر و فرزندانش تلخ و سخت کردند که علی (ع) بعد از دفن او با پیامبر اکرم (ص) چنین اندوهش را درمیان می گذارد:

«به زودی دخترت با تو باز خواهد گفت که پس از تو امتت با وی چه روا داشتند. از او سؤال نما و شرح حال بخواه تا پرده از راز دل فرو اندازد و شرح حال را با خون دل بر تو بازگو سازد.»

منبع:کتاب بدانید من فاطمه هستم، واحد پژوهش موسسه فرهنگی موعود عصر (ع)، ص 69 الی 74.

سیمای حضرت زهرا (سلام الله علیها) در قیامت

وقتی صفحه های کتاب "بدانید من فاطمه هستم" را ورق می زنیم با حقایقی از بانویی آشنا می شویم که از حیرت نمی توانیم وصفش کنیم و فقط  اشکهایی که از شکوه و عظمت ایشان جاری می شود، گویای همان عزت و عظمت بانویی است که "روز رستاخیز فرشته ای به نام زوقائیل مرکبی از نور برای ایشان می آورد که مهارش از مروارید درخشان و جهازش از طلاست. ایشان بر آن مرکب سوار می شوند و زوقائیل آن را هدایت می کند.

وقتی صفحه های کتاب "بدانید من فاطمه هستم" را ورق می زنیم با حقایقی از بانویی آشنا می شویم که از حیرت نمی توانیم وصفش کنیم و فقط  اشکهایی که از شکوه و عظمت ایشان جاری می شود، گویای همان عزت و عظمت بانویی است که "روز رستاخیز فرشته ای به نام زوقائیل مرکبی از نور برای ایشان می آورد که مهارش از مروارید درخشان و جهازش از طلاست. ایشان بر آن مرکب سوار می شوند و زوقائیل آن را هدایت می کند. در همان حال، هفتاد هزار فرشته با پرچم های تسبیح، پیشاپیش ایشان راه می روند."(1) او همان بانویی است؛ که "هنگامی که به وسط جمعیت حاضر در قیامت می رسند، کسی از زیر عرش پروردگار، به گونه ای که تمام مردم صدایش را بشنود، فریاد می زند: چشم ها را فرو پوشانید و نظرها را پایین افکنید تا صدیقه فاطمه دخت پیامبر(صلی الله علیه و آله وسلم) و همراهانش عبور کنند."(2)

او همان کسی است که "مریم، دختر عمران، همراه با هفتاد هزار حورالعین به استقبالشان می آید و بر ایشان سلام می گوید.  مادرش خدیجه، همراه با هفتاد هزار فرشته که پرچم های تکبیر در دست دارند، سلام گوی اوست و حواء و آسیه رهسپار قدم قدم های ایشان می شوند."(3)

اولین درخواست بر منبری از نور
روز رستاخیز است و فاطمه(س)  وارد عرصه قیامت می شوند. برای دختر رسول خدا(ص) چه جایگاهی را می توان تصور کرد؟
"منبری از نور برای ایشان فراهم می کنند؛ که هفت پله دارد و بین هر پله تا پله دیگر، صف هایی از فرشتگان است که در دستشان پرچم هایی از نور است. فاطمه(س) بر بالای منبر خود می نشیند. فرشته وحی، جبرئیل امین می آید و می گوید:
ای فاطمه! آنچه مایلی از خدا بخواه."(4)

آیا  اولین در خواست ایشان، چیزی جز شکایت از ستمگران است؟ جابر بن عبدالله انصاری از پیامبر اکرم(ص) چنین نقل می کند:
"دخترم فاطمه، در حالی که پیراهن های خونین در دست دارد، وارد محشر می شود. پایه ای از پایه های عرش را در دست می گیرد و می گوید:" ای خدای عادل و غالب! بین من و قاتل فرزندم داوری کن."  به خدای کعبه سوگند، به شکایت دخترم رسیدگی می شود و حکم الهی صادر می گردد."(5)

پیامبر خدا(ص) می فرمایند:
" هنگامی که به فاطمه گفته می شود وارد بهشت شو، می گوید:" هرگز وارد بهشت نمی شوم تا بدانم پس از من، با فرزندانم چه کردند؟" به ایشان گفته می شود؛ به وسط قیامت نگاه کن. پس ایشان به آن سمت می نگرد و فرزندش، حسین را می بیند که ایستاده و سر در بدن ندارد. دختر پیامبر(ص) ناله و فریاد سر می دهند..."(6) " حسین بن علی(ع) در حالی که سر مقدسش را دست دارد، می آید. فاطمه(س) با دیدن این منظره ناله ای جانسوز سر می دهد. در این لحظه، هیچ فرشته مقرب، پیامبر مرسل و بنده ای مؤمنی نیست، مگر آنکه به حال او می گرید.(7)

خداوند به خشم می آید. هبهب( نام آتشی) سیاه را که هزار سال در آن دمیده است، فرمان می دهد:
" قاتلان حسین بن علی را برگیر و جمع کن ... آتش به فرمان خداوند عمل کرده، همه آن ها بر می چیند..."(8)

شفاعت دوستان
امام محمد باقر(ع) می فرمایند:
"هنگامی که فاطمه به در بهشت می رسد، به پشت سرش می نگرد.ندا می رسد:
ای دختر حبیب! اینک  دستور داده ام به بهشت بروی؛ نگران چه هستی؟

فاطمه(س) جواب می دهد:" ای پروردگار من! دوست دارم در چنین روزی با پذیرش شفاعتم، مقام و منزلتم معلوم شود." ندا می رسد:" ای دختر حبیبم! برگرد و به مردم بنگر و هر که در قلبش دوستی تو با یکی از فرزندانت نهفته است، داخل بهشت گردان." (9)

اولین خطبه حضرت فاطمه(س) در بهشت

سلمان فارسی از پیامبر(ص) چنین روایت کرده است:
" هنگامی که فاطمه داخل بهشت می شود و آنچه خداوند برایش مهیا کرده می بیند، آیاتی از سوره فاطر را تلاوت می فرمایند:
"ستایش و سپاس ویژه خدایی است که اندوهمان را زدود. همانا پروردگار ما آمرزنده و پاداش دهنده است. پروردگاری که در سایه بخشش خود، ما را به بهشت  و اقامتگاه همیشگی مان فرود آورد. ما در آنجا با رنج و ملالی رو به رو نمی شویم." (10)

تشنه دیدار فاطمه(س)
آنگاه که همه انبیاء و اولیای خدا وارد بهشت شدند، همگی به قصد دیدار دختر پیامبر خدا(ص)، نزد حضرت فتطمه زهرا(س) می روند. رسول خدا(ص) به حضرت فاطمه(س) در این باره فرمودند:
"هرگاه اولیای خدا در بهشت مستقر گردیدند، از آدم گرفته تا سایر انبیا، همه به دیدارت می شتابند." (11)

عنایات خداوند به حضرت زهرا(س) در بهشت

1 . خانه های بهشتی
رسول گرامی اسلام می فرمایند:
"هنگامی که مرا به معراج بردند و داخل بهشت شدم، به قصر فاطمه رسیدم. درون آن هفتاد قصر بود که تمام در دو دیوار و طاق هایش از دانه های مروارید سرخ ساخته و همه آن ها به یک شکل زینت داده شده بود."(12)

2 . همنشینی با پیامبر خدا(ص)
پیامبر اسلام(ص) خطاب به امیر المؤمنین(ع) می فرمایند:
" یا علی! تو و دخترم، فاطمه در بهشت در قصر من، همنشین من هستید."(13)و سپس این آیه را تلاوت کردند:
برادران بر تخت های بهشتی رو به روی هم می نشینند."(14)

3. درجة الوسیلة
رسوا خدا(ص) می فرمایند:
"در بهشت درجه ای به نام (وسیله) است. هرگاه خواستید، هنگام دعا چیزی برایم بخواهید، مقام وسیله را از خدا خواستار شوید." گفتند: یا رسول الله! چه کسانی در این درجه(مخصوص) با شما همنشین خواهند بود؛ فرمودند:"علی، فاطمه،حسن و حسین."(15)

سکونت در حظیرة القدس

والاترین جایگاه در بهشت حظیرة القدس است.(16) سیوطی درباره این مقام این چنین می نویسد:
"فاطمه، علی، حسن و حسین در جایگاهی بهشتی به نام"حظیرة القدس" در زیر گنبدی سفید به سر می برندکه سقف آن عرش پروردگار است."(17)

5. بخشیدن چشمه تسنیم به حضرت زهرا (س)
رحیق مختوم یا همان تسنیم نام چشمه ای است که هیچ کس جز شیعیان علی بن ابی طالب(ع) از نمی نوشد. تسنیم چشمه ای است که خداوند آن را به فاطمه(س) دختر پیامبرش(ص) و همسرش علی بن ابی طالب(ع) جانشین، وصی و برادر رسولش(ص) بخشید. در وصف چشمه چنین آمده است:
آب آن چشمه چنان گوارا است که به سردی کافور و طعم زنجبیل و عطر مشک شباهت دارد.(18)

تا سر به خاک مقدم زهرا نهاده ام
برفرق نه فلک ز شرف پا نهاده ام
دانم که روز حشر، شفاعت به دست اوست
مهرش به دل، ذخیره فردا نهاده ام(19)

پی نوشت
1. بحارالانوار،ج 43، صص 225
2. همان
3. همان
4. همان
5. مناقب علی بن ابی طالب(علیه السلام)، ص 63
6. بحارالانوار،ج43، ص 221
7. همان
8. همان، ص 222
9. تفسیر فرات کوفی، ص 114
10. القطره، ص 192؛ سوره فاطر آیات 34-35
11. بحار الانوار، ج 43، ص 227
12. همان. ص 76
13. فاطمة الزهراء،ص 99
14. سوره انسان، آیه 13
15. فاطمة الزهراء، ص 99
16. خصایص فاطمة، ص341
17. مسند فاطمة، ص 45؛ کفایة الطالب، ص 311
18. بشارة المصطفی، ص50
19. سید مهدی شجاعی


منبع: بدانید من فاطمه هستم، تالیف و تدوین واحد پژوهش مؤسسه فرهنگی موعود عصر(ع)، نشر موعود عصر(ع)،صص 131- 142