درانتظارمنجی

درانتظارباران نیست آنکه بذری نکاشته

درانتظارمنجی

درانتظارباران نیست آنکه بذری نکاشته

خدا کند حضرت زهرا (س) راضی باشد

در میان ما شیعیان، این اعتقاد وجود دارد که اطاعت نکردن از اوامر حضرت زهرا (سلام الله علیها) و انجام دادن کاری که ایشان را خشمگین می کند، انسانها را دچار همان عواقب (یعنی خشم و غضب خداوند) می گرداند. علتش هم روایتی است که شیعه و سنی آن را خوانده اند و قبول دارند: حضرت رسول اکرم (ص) فرمودند: «هرکس فاطمه را بیازارد، مرا آزرده است؛ چنان که خدای تعالی می فرمایند: همانا کسانی که خدا و رسول او را بیازارند، خدا آنان را در دنیا و آخرت لعنت کرده و از رحمت خود دور فرموده است.

 

ولایت حضرت زهرا (س)
حتماً می دانید که اگر کاری برخلاف رضایت حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) و حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) انجام دهید، در آخرت، یقه تان را می چسبند و بازخواست تان می کنند. چرا که رضایت خداوند در گرو رضایت این دو نفر و دیگر امامان معصوم (علیهم السلام) است.

در میان ما شیعیان، این اعتقاد وجود دارد که اطاعت نکردن از اوامر حضرت زهرا (سلام الله علیها) و انجام دادن کاری که ایشان را خشمگین می کند، انسانها را دچار همان عواقب (یعنی خشم و غضب خداوند) می گرداند. علتش هم روایتی است که شیعه و سنی آن را خوانده اند و قبول دارند: حضرت رسول اکرم (ص) فرمودند: «هرکس فاطمه را بیازارد، مرا آزرده است؛ چنان که خدای تعالی می فرمایند: همانا کسانی که خدا و رسول او را بیازارند، خدا آنان را در دنیا و آخرت لعنت کرده و از رحمت خود دور فرموده است. (1)» (2)

خداوند با رضایت دخت نبی (س)، راضی می شود

حضرت فاطمه زهرا (س) را نمی توان تنها با عبارت «دختر نبی گرامی اسلام (ص)» معرفی کرد. هر چند، این ویژگی، جایگاه بسیاری مهمی است، امّا این جایگاه، مقام واقعی حضرت زهرا (س) را نشان نمی دهد. دکتر علی شریعتی، در سخنی زیبا در کتاب «فاطمه، فاطمه است» این مطلب را بیان کردند:

«خواستم بگویم فاطمه (س) دختر خدیجه ی بزرگ (س) است؛ دیدم که فاطمه (س) نیست. خواستم بگویم فاطمه (س) دختر محمد (ص) است؛ دیدم که فاطمه (س) نیست. خواستم بگویم فاطمه (س) همسر علی (ع) است؛ دیدم فاطمه (س) نیست. خواستم بگویم که فاطمه (س) مادر حسنین (علیهما السلام) است؛ دیدم فاطمه (س) نیست. خواستم بگویم فاطمه (س) مادر زینب (س) است و دیدم فاطمه (س) نیست.  نه؛ اینها همه هست و این همه فاطمه (س) نیست: فاطمه (س)، فاطمه (س) است.» (3)

اینها را گفتیم که وقتی روایت رسول اکرم (ص) را می خوانیم، بیشتر درباره ی مفهوم آن فکر کنیم. ایشان می فرمایند: «همانا خداوند تبارک و تعالی، غضب می کند، هنگامی که فاطمه به خشم آید و راضی می شود هنگامی که فاطمه راضی است.» (4)

همچنین از ایشان نقل شده است: «یا فاطمه! خدا با غضب تو غضب می کند و با رضای تو راضی می گردد.» (5)
این دو روایت در بسیاری از کتب اهل سنت نیز نقل شده است. (6)

حالا بیایید این گونه فکر کنیم: حالات غم و شادی، حالاتی است که در میان انسانها، بسیار و گاهی ناخودآگاه اتفاق می افتد. امّا حضرت زهرا (س)، انسانی است با مقام عالی که پیوندی عمیق و ناگسستنی بین حالاتش و رضایت و غضب خداوند برقرار است.

اطاعت حضرت زهرا (س) واجب است
تمام مسائلی که تا اینجا خواندیم، نشانگر یک حقیقت است: حضرت زهرا (س)، بر تمامی بندگان خداوند، ولایت دارد و اطاعت از ایشان بر همه واجب است.
امام باقر (ع) فرمودند: «اطاعت از فاطمه (علیها السلام) بر تمامی آفریدگان خدا از جن و آدمیان و پرندگان و وحوش و پیامبران و فرشتگان واجب است.» (7)

در روایت دیگری، از رسول گرامی اسلام (س) خطاب به امام علی (ع)، آمده است: «ای علی! آنچه را فاطمه (س) بدان امر می کند، انجام ده؛ زیرا من چیزهایی را به او امر کرده ام که جبرئیل (ع) به آنها امر کرده است.» (8)

مقام حضرت فاطمه (س)، تا جایی است که پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «ای فاطمه! اگر تمام پیامبرانی که خدا برانگیخته و تمام فرشتگانی که مقرب درگاه خود گردانده است، برای کینه توزی که حق تو را غصب نموده است، شفاعت کنند، هرگز خدا او را از آتش [دوزخ] خارج نمی سازد.» (9)

الگوی مولای جهانیان
در پایان این مطلب، به حدیثی زیبا از مولای غریبمان، حضرت صاحب الامر (ارواحنا له الفدا) تقدیم می کنیم: «دختر پیامبر خدا (ص) برای من الگوی نیکویی است.» (10)


پی نوشت:
1. احزاب: 55
2. تفسیر القمی، صص 170- 171؛ به نقل از بدانید من فاطمه هستم، نشر موعود، 1391، ص 121
3. نقل از شریعتی، علی، فاطمه فاطمه است
4. بدانید من فاطمه هستم، همان، ص 124
5.  همان.
6. سهیلی، ابوالقاسم، الروص الانف، ج 2، ص 196؛ به نقل از بدانید من فاطمه هستم، همان.
7. دلائل الامامة، ص 28؛ به نقل از شمیم، رحیم، «چهل حدیث درباره ی حضرت زهرا (س)»، مجله ی مبلغان، شماره ی 55؛ به نقل از سایت پایگاه حوزه.
8. بحارالانوار، ج 22، ص 484 ؛ به نقل از همان.
9. همان، ج 76، ص 354؛ به نقل از همان.
10. همان، ج 43، ص 117؛ به نقل از همان.

ریحانه ی رسول (س)

حضرت زهرا (سلام الله علیها)، شباهت بسیاری به پدر خود داشتند. تا جایی که از راه رفتنشان، می فهمیدند که دختر رسول گرامی اسلام اند. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) که در رحمت و مهربانی، نظیر و نمونه نداشتند، همیشه دختر خویش را در آغوش می گرفتند و نه تنها خود به ایشان محبت می کردند بلکه به دیگران نیز سفارش می کردند که هوای جگر گوشه شان را داشته باشند.

حضرت زهرا (سلام الله علیها)، شباهت بسیاری به پدر خود داشتند. تا جایی که از راه رفتنشان، می فهمیدند که دختر رسول گرامی اسلام اند. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) که در رحمت و مهربانی، نظیر و نمونه نداشتند، همیشه دختر خویش را در آغوش می گرفتند و نه تنها خود به ایشان محبت می کردند بلکه به دیگران نیز سفارش می کردند که هوای جگر گوشه شان را داشته باشند.

در مقاله ی زیر، به بیان مختصری از روابط حضرت زهرا (س) با پدرشان می پردازیم.

محبت و احترام متقابل
از عایشه نیز نقل شده که: زمانی که فاطمه (س) بر پیامبر (ص) وارد می شد او بسیار خوشحال می شد و دست فاطمه (س) را می بوسید و او را در جای خویش می نشاند. (1)

همچنین از او نقل شده است که هر وقت رسول خدا (ص) بر حضرت زهرا (س)، وارد می شدند، آن بانوی بزرگوار در مقابل پدر خود برخاسته، خیرمقدم می گفتند و دو دست رسول خدا (ص) را می بوسیدند. (2)

بعد از نزول آیه ی «خطاب کردن پیامبر را در میان خود مانند خطاب کردن بعضى از خودتان به بعضى [دیگر] قرار مدهید» (3)، حضرت زهرا (س)، به حکم ادب، پدرشان را «رسول الله» خطاب می کردند تا روزی که پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «زهرا (س) جان پدر به قربانت! این آیه در رابطه با تو نیست. تو همواره مرا پدر خطاب کن. پدر گفتن تو قلب مرا زنده و شاداب می کند و به رضایت خدا نزدیک تر است.» (4)

از ابن عباس نقل شده است که رسول‏ اکرم  (ص) همیشه و بسیار حضرت فاطمه (س) را مى‏ بوسید، تا آنجا که عایشه از پیامبر پرسید: اى پیامبر! چرا تو فاطمه را این قدر مى‏ بوسى؟

و پیامبر (ص) در پاسخ فرمودند: «در آن شبى که جبرئیل مرا به آسمان برد و به بهشت وارد نمود، از میوه ‏هاى بهشتى غذایم داد. اثر آن میوه ‏ها این شد که نطفه ی وجود فاطمه منعقد گردید و با همبستر شدن با خدیجه، وى به وجود فاطمه باردار گردید! از آن پس هر زمان به آن میوه‏ ها اشتیاق پیدا مى ‏کنم، فاطمه را مى‏ بوسم و گویى بوى معطّر آن میوه ‏ها را از عطر وجود فاطمه استشمام مى‏ کنم.» (5)

رابطه علمی حضرت زهرا (س) با پیامبر (ص)
حضرت زهرا (س) یکی از راویان مهم احادیث نقل شده از رسول خدا (ص) هستند. این روایات که در زمینه مسائل مختلف است نمایانگر مبادلات علمی میان ایشان (س) و پدرشان است.

در این مورد روایتی نیز از جابر بن عبد الله انصاری نقل شده، که بیانگر آن است که حضرت زهرا (س) نیز مانند دیگر ائمه (علیهم السلام) دروازه دانش و حجت خداوند هستند. جابر از رسول خدا (ص) نقل می کند: «خداوند علی (ع) و همسرش زهرا (س) و فرزندان او را حجت های خود بر بندگانش قرار داد. آنان دروازه های دانش در میان امت هستند هر کس راه نیک بختی و نجات را از آنان بجوید، به راه راست هدایت می گردد.» (6)

گاهی، پیامبر (ص) در پاسخ پرسش های صحابه آن ها را به حضرت زهرا (س) ارجاع می دادند و یا سوالاتی مطرح می کردند که جوابش را تنها حضرت فاطمه (س) می دانستند. مانند روزی که پیامبر (ص) پرسیدند: نزدیک ترین حالات زن به خداوند چه زمانی است؟ و حضرت زهرا (س) فرمودند: «لحظاتی که آن زن مشغول تدبیر امور متزل خود باشد و به تربیت و آموزش فرزندانش بپردازد، از هر زمان دیگر به خدا نزدیک تر است.» پیامبر (ص) بعد از شنیدن پاسخ فرزندش فرمودند: فاطمه پاره ی جگر من است. (7)

یاور سالهای غم
یکی از جلوه های مهر و محبت میان این پدر و دختر، دل داری و غم خواری های حضرت فاطمه (س) برای پدرشان است. آن بانوی گرامی، حتی زمانی که خردسال بودند نیز، دردهای حضرت رسول (ص) را تسکین می دادند.

روزی حضرت فاطمه (س) دشمنان را دید که در حجرِ اسماعیل نشسته و با هم پیمان می بندند و نقشه قتل پیامبر (ص) را طرح می کنند. حضرت در حالی که به شدت می گریست، فورا خود را به پدر رساند و موضوع را به اطلاع او رساند تا پیامبر (ص) خود را به نحوی از توطئه آنان نجات دهد.(8)

و یا در زمانهایی که پیامبر اکرم (ص) خسته، خون آلود و خاکی به خانه باز می  حضرت فاطمه(س) با محبت تمام به استقبال پدر می آمدند و در حالی که متاثر شده و گریه می کردند، آب می آورد و گرد و غبار چهره ی پیامبر را می شستند. در یکی از این دفعات، پیامبر (ص) فرمودند: «دختر نگران مباش! زیرا خدا مدافع من است و مرا بر دشمنان پیروز می گرداند.» (9)

محبوبه ذات پاک سرمد، زهراست
جان دو جهان و جان احمد زهراست
ما را شده از «بضعة منی» معلوم
زهراست محمد و محمد زهراست...

پی نوشت:
1. حاکم نیشابوری، مستدرک، ج3،ص155 و مجلسی،بحارالانوار،ج43،ص25 و لطف الله صافی، مجموعة الرسائل، ج2، 432؛ به نقل از باقری، رویا، «پیوستگی های پیامبر و زهرا»، نامه جامعه، شماره 57 به نقل از پایگاه حوزه
2. انساب الاشراف، ص 342؛ به نقل از لا یوم کیومک یا اباعبدالله، نشر آرام دل، 1382، ص 53
3. نور: 63
4. ابن شهر آشوب، مناقب، ج 3، ص 102و بحار الانوار، ج 43، ص33و32؛ به نقل از همان مقاله.
5. آینه یقین (ترجمه کشف الیقین) ؛ ص347؛ با استفاده از نرم افزار جامع الاحادیث 3/5، تولید موسسه نور
6. الحاکم الحسکانی، شواهد التنزیل، ج1، ص76؛ به نقل از همان.
7. بحار الانوار، ج43،ص92؛ به نقل از همان.
8. مناقب ابن شهر آشوب، ج1، ص71؛ بحار، ج18، ص60؛ به نقل انصار، عذرا، «جلوه های رفتاری حضرت فاطمه(س)»، پیام زن، شماره 8؛ به نقل از پایگاه حوزه
9. تاریخ طبری، دارالمعارف، ج2، ص344؛ به نقل از همان.

مخفی کردن رکن یمانی در دیوار کعبه توسط وهابیت

این رکن که نشانه ای از محل و چگونگی تولد حضرت علی (علیه السلام) است، به درخواست برخی مفتی های وهابی به وسیله یک دیواره ی فلزی کاملا پوشیده شد. عوامل وهابیت پیشتر نیز همواره سعی کرده بودند با وسایل مختلف از جمله میخ و پیچ و سیمان این اعجاز بزرگ را مخفی و آنرا کمرنگ جلوه دهند، اما این بار تلاش کردند آن را کاملا بپوشانند.

وهابیت کوردل در جدیدترین اقدامات خود روز شنبه 11 جمادی الاول، در اقدامی کینه توزانه تلاش کردند محل رکن یمانی را کار مخفی کنند.
این رکن که نشانه ای از محل و چگونگی تولد حضرت علی (علیه السلام) است، به درخواست برخی مفتی های وهابی به وسیله یک دیواره ی فلزی کاملا پوشیده شد.
وهابیت تصور می کند می تواند با این اقدام از توقف زائران و تبرک جستن بر محل ورود فاطمه بنت اسد(سلام الله علیها) از دیوار کعبه در زمان ولادت مولای متقیان، جلوگیری کنند!.
عوامل وهابیت پیشتر نیز همواره سعی کرده بودند با وسایل مختلف از جمله میخ و پیچ و سیمان این اعجاز بزرگ را مخفی و آنرا کمرنگ جلوه دهند، اما این بار تلاش کردند آن را کاملا بپوشانند.

شش ماه به ظهور 18

2 - آشوبهاى مفنا

احادیث شریف ما از آشوبى که در میان حاجیان طى مراسم حج رخ خواهد داد خبر مى‏دهند که در واقع دنباله اختلافات اهالى حجاز بر سر پادشاهى آن دیار است.
امام صادق(ع) فرمودند:
مردم با هم حج مى‏کنند و وقوف در عرفاتشان را هم با همدیگر و بدون امام انجام مى‏دهند. هنگامى که در منا هستند فتنه سختى برمى‏خیزد و همه قبایل برهم مى‌‏شورند. »جمره عقبه« از خون رنگین مى‌‏شود. مردم وحشت‏زده گشته و به کعبه پناهنده مى‌‏شوند11.
از این حدیث مى‌‏توان فهمید که مردم در آن زمان چندان روابط صمیمانه‏‌اى با هم ندارند که بلافاصله پس از انجام مناسک حج و یا حتى پیش از اتمام آنها طى انجام »رمى جمرات در منا« که بخشى از مناسک حج است، دسته دسته شده و شورشها شکل مى‌‏گیرد. حاجیان غارت مى‌‏شوند و اموالشان به تاراج مى‏‌رود و خودشان هم کشته مى‌‏شوند و پرده‏هاى نوامیس مردم دریده مى‌‏شود.
سهل بن حوشب از رسول مکرم اسلام(ص) نقل کرده است که:
در ماه رمضان صدایى خواهد بود و در ماه شوال درگیرى و در ذى‌‏قعده قبایل با هم به جنگ مى‏پردازند و نشانه آن تاراج (در) حج است. جنگى در منا به پا مى‌‏شود و کشتار زیادى طى آن رخ مى‏دهد و چنان خون به جریان مى‏افتد که به جزیره (جمره) مى‏رسد12.
عبدالله بن سنان هم از امام صادق(ع) روایت کرده است:
مردم چنان دچار مرگ و کشتار مى‌‏شوند که به حرم پناه مى‌‏برند پس (از آن) منادى راستگویى ندا در مى‌‏دهد که براى چه جنگ و کشتار به پا کرده‏ا‌ید؟ سرور شما فلانى است13.

پی نوشت:

11.الممهدون للمهدى(ع)، ص60؛ یوم‏الخلاص، ص570.
12. منتخب‏الاثر، ص451؛ بشارةالاسلام، ص34؛ یوم‏الخلاص، ص532؛ بیان‏الائمه(ع)، ج1، ص433 و ج2، ص355.
13. الغیبة نعمانى، ص178.

نمونه ای از سنگدلی در زمان جاهلیت

نوعى نکاح در میان اعراب رواج داشت که آن را نکاح «شغار» مى‏نامیدند. شغار، معاوضه دختران بود، یعنى اگر دو فرد، دو دختر بالغ داشتند، با یکدیگر معاوضه مى‏کردند و هر یک از این دختران مهر و صداق براى دیگرى به شمار مى‏رفت و پدر هر یک از آن دو، دیگرى را تزویج مى‏کرد.
اعراب جاهلى، روزگار خویش را با قتل و غارت مى‏گذراندند و منتظر کوچکترین بهانه‏اى بودند تا بتوانند، آتش جنگ بیفروزند. مثلا اگر یک شاعر در اشعار خود از افتخارات قبیله‏اى سخن به میان مى‏آورد و در ضمن آن اشعار کنایه‏اى به قبیله دیگر مى‏زد، میان دو قبیله بر سر همین شعر، جنگ و خونریزى واقع مى‏شد و گاه نیز به خاطر تنگدستى و فقر به قبایل اطراف خود حمله مى‏کردند و آنان را غارت مى‏کردند. (1)

پی نوشت:

1 ـ از سقیفه تا نینوا، ص 82.