درانتظارمنجی

درانتظارباران نیست آنکه بذری نکاشته

درانتظارمنجی

درانتظارباران نیست آنکه بذری نکاشته

امنیت فیزیکی و امنیت در محیط کار

هرگاه در یک مبحث مربوط به کامپیوتر صحبت از امنیت به میان می‌آید، بسیاری به فکر جلوگیری از نفوذ ویروس‌ها و تروجان‌ها، مقابله با حملات فیشینگ و محافظت‌های نرم افزاری می‌افتند. اما هر مقدار که برای داشتن آنتی ویروس قوی و به روز، فایروال قدرتمند، رمزهای عبور قرص و محکم و برنامه‌های نرم‌افزاری هزینه کنید،

هرگاه در یک مبحث مربوط به کامپیوتر صحبت از امنیت به میان می‌آید، بسیاری به فکر جلوگیری از نفوذ ویروس‌ها و تروجان‌ها، مقابله با حملات فیشینگ و محافظت‌های نرم افزاری می‌افتند. اما هر مقدار که برای داشتن آنتی ویروس قوی و به روز، فایروال قدرتمند، رمزهای عبور قرص و محکم و برنامه‌های نرم‌افزاری هزینه کنید، باز هم یک سارق می‌تواند در اتاق کامپیوتر و یا شرکت‌تان را باز کرده و از اطلاعات شما کپی برداری کرده و یا سیستم‌های شما را بدزدد! بنابراین آخرین درس این دوره به امنیت فیزیکی اختصاص یافته است تا هیچ وقت این بخش کار را فراموش نکنید. شاید به جرات بتوان گفت که پایه‌ی هر برنامه و طرح حفاظتی، امنیت فیزیکی است. اگر در شرکت قفل و بند درستی نداشته باشد و یا کلید آن در اختیار همه باشد، خرید برنامه‌های امنیتی چند صد هزار تومانی هم دردی را دوا نخواهد کرد.
در این مطلب به برخی نکات ضروری در خصوص امنیت فیزیکی می پردازیم:
از قفل‌های مطمئن داخلی برای درهای ورودی اصلی استفاده کنید
اول از همه باید به فکر زمانی باشیم که در خانه یا شرکت نیستیم. مطمئن هستید که درهای ورودی به اندازه‌ی کافی ایمن هستند و به خوبی بسته می‌
شوند؟ بهتر است که در ورودی شرکت یا خانه فلزی باشد. علاوه بر قفل‌های آویز معمولی، آن را به قفل داخلی هم مجهز کنید. این قفل‌ها که به قفل‌های
گاوصندوقی هم مشهور هستند، درون در نصب می‌شوند و معمولا دو یا چهار زبانه بلند دارند که داخل لنگه مقابل در چفت می‌شود. حتی اگر بخش آی‌تی و محل قرارگیری کامپیوترهای شما در قسمت مجزایی از محل کارتان است، در ورودی آن را هم به چنین قفلی مجهز کنید تا امکان نفوذ هنگام عدم حضور شما بسیار کاهش یابد.
در اتاق کامپیوتر همیشه قفل باشد
هنگام انتخاب اتاقی برای نگهداری کامپیوتر و تجهیزات شبکه، قبل از توجه به زیبایی و شیک بودن اتاق، ابتدا به در آن توجه کنید. آیا محکم و قابل اطمینان است؟ آیا دارای قفل و بند درست و حسابی است و به خوبی قفل می‌شود؟ حال به عنوان یک قانون برای همه‌ی افرادی که از این اتاق استفاده می‌کنند، همیشه در باید قفل باشد. عادت کنید که حتی هنگام ترک اتاق برای چند دقیقه، در را قفل کنید. شاید سختگیرانه و مشکل به نظر برسد، اما برای یک
دزد اطلاعات حرفه‌ای تنها چند دقیقه زمان برای سرقت یک هارد یا کپی‌برداری از اطلاعات بر روی کول دیسک کافی است. برای اضافه کردن ابزاری به روتر، برای استفاده بعدی و یا نصب کی‌لاگرهای سخت افزاری هم که حتی یک دقیقه زمان زیادی به نظر می رسد.
اتاق کامپیوتر قلب فیزیکی شبکه ی کامپیوتری شرکت شما است. یک بدخواه با دست یابی به این اتاق، به راحتی با دستکاری سوییچ ها، روترها، کابل ها و دیگر ابزارها می تواند صدمات سختی را وارد آورد.یک سیستم نظارت و مراقبت دائمی داشته باشید.
درست است که قفل کردن در، راه کار بسیار مناسبی است اما اگر فردی که اجازه ی ورود و امکان دسترسی داشته باشد و بخواهد دست به خرابکاری بزند،
یا فردی با شکستن در و تخریب قفل آن وارد شود، چگونه وی را شناسایی می‌کنید. بهترین راه داشتن یک سیستم کنترل تردد به اتاق است. این سیستم می تواند یک قفل با کارت مغناطیسی یا رمز و شاید یک دستگاه شناسایی هویت بیومتریک باشد. در هر صورت تمامی ورود و خروج ها با درج زمان دقیق ثبت و نگه داری می شوند. اگر امکان چنین هزینه هایی ندارید، یک دوربین ویدیویی نیز می تواند نیاز شما را برطرف کند. یک دوربین کوچک ویدیویی را در محلی
که به راحتی قابل دیدن و از کار انداختن نباشد، به گونه ای نصب کنید که تصویر کاملی از ورودی اتاق یا ساختمان ضبط کند. حال شما در موقع لزوم می
توانید ورود و خروج های صورت گرفته را کنترل کنید. حتی با کمی هزینه ی بیشتر می توانید از دوربین هایی استفاده کنید که علاوه بر ضبط تصاویر، از
طریق ایمیل یا پیام کوتاه شما را خبر کنند.
تمامی ابزارهای در معرض خطر، در محل امنی قرار داشته باشند
ممکن است کامپیوتر مرکزی شرکت خود را در اتاق امنی گذاشته و با رمز عبور قوی و نرم افزارهای لازم از آن مراقبت کنید. اما روتر، هاب، یا سوییچ های شبکه تان در کجا قرار دارند؟ یک هکر به راحتی با یک لپ تاپ و دسترسی به هاب قادر است خسارات شدیدی را به شما وارد کند. تا حد ممکن تمامی ابزارهای شبکه تان را در اتاق های مطمئن و قفل شده قرار دهید. اگر هم امکان چنین کاری را ندارید، حداقل آنها را درون جعبه های محکم و قفل داری قرار دهید که هر کسی نتواند به آنها دسترسی داشته باشد. محیط کاری را فراموش نکنید هکر می تواند از هر ابزار و دستگاه ناامن موجود در محیط کارتان برای نفوذ به شبکه و تخریب و سرقت اطلاعات استفاده کند. اتاق و میز کارمندی که به مرخصی رفته یا  اخراج شده و کسی به آنجا سر نمی زند، بهترین طعمه برای یک هکر خبره است. دسترسی کامپیوتر و ابزارهای بلا استفاده به شبکه را قطع کنید و یا آنها را به انباری منتقل کنید. در اتاق های خالی را قفل کنید.
از کارکنان بخواهید حتی وقتی برای نهار بیرون می روند، درها را قفل کنند. اگر در خانه جشن یا برنامه ای دارید که همه ی شرکت کنندگان آن را نمی‌شناسید، حتما در اتاق کامپیوتر قفل شده باشد. استفاده از قفل های سخت افزاری از قبیل قفل پورت USB و شبکه هم فکر خوبی است.
کیس کامپیوترتان را قفل کنید.
وضعیتی را در نظر  بگیرید که جناب دزد به هر شکلی که شده به کامپیوتر شما دست پیدا می کند. حال باید به راحتی پیچ های پشت کیس را باز کند و هارد
دیسک را بردارد و برود؟ یا اینکه هر بار از اتاق بیرون می روید هارد دیسک را درون جیب تان می گذارید و با خودتان می برید؟ امروزه در پشت همه کیس‌ها جایی برای استفاده از قفل تعبیه شده است. پس با کمی هزینه حتما کیس‌‌های تان را قفل کنید، تا برای سرقت هارد دیسک به چیزی بیش از یک پیچ گوشتی نیاز باشد.
مراقب ابزارهای پرتابل باشید.
لپ تاپ ها و تبلت ها می تواند خطری بالقوه برای اطلاعات شما باشند. تا حدامکان هیچگونه اطلاعات مهم و حیاتی را بر روی ابزارهای اینچنینی نگهداری نکنید، زیرا حداقل رمز عبور شبکه بی سیم تان بر روی همه ی این ابزارها ذخیره شده است. پس برای لپ تاپ ها حتما کابل های قفل تهیه کنید یا اینکه آنها را درکشو یا کمدی امن نگه دارید یا حتی به عنوان یک روال کاری همه موظف باشند که همیشه ابزارهای شان را به همراه داشته باشند.
نگهداری امن نسخه های پشتیبان
یکی از مهمترین کارهای هر فرد یا شرکتی تهیه ی نسخه های پشتیبان از اطلاعات است. اما محل نگهداری نسخه های پشتیبان هم از اهمیت بالایی برخوردار است. اگر آنها را در همان اتاق کامپیوتر بگذارید که ممکن است به راحتی دزدیده شوند و یا در اتفاقاتی مانند آتش سوزی از بین بروند، کل برنامه ی پشتیبان گیری شما بی مصرف خواهد بود. بهتر است که نسخه ای از بک آپ ها را به صورت رمزگذاری شده و در جای مطمئنی خارج از محل کارتان نگهداری کنید. اگر کارمندان تان هم به بک آپ گیری اطلاعات روی سی دی، کول دیسک یا هارد های اکسترنال عادت دارند، حتما آنها را به گونه ای آموزش دهید که اطلاعات را همیشه به صورت رمزگذاری شده و امن نگه داری کنند.
مراقب دستگاه های کپی و پرینتر باشید.
در نگاه اول یک دستگاه کپی یا پرینتر نمی تواند خطری برای امنیت اطلاعات محسوب شود، اما متاسفانه دستگاه های کپی و پرینت امروزی، نسخه ای از
اطلاعات چاپ شده را درون هارد و یا حافظه داخلی خود نگه می دارند. کافی است که فردی این دستگاه را بدزدد و با کمی تلاش به اطلاعات موجود در آن
دست یابد تا نسخه ای از مطالب چاپی شما را در دست داشته باشد. بهتر است که این دستگاه ها را تا حد ممکن در اتاق های امن نگه داری کنید و یا آنها
را به شکلی نصب کنید که به راحتی قابل حمل و سرقت نباشند. علاوه بر این برگه های چاپ شده توسط این دستگاه ها هم خطر بالقوه دیگری هستند، همیشه نسخه های چاپی هستند که به درد نمی خورند و راهی سطل زباله می شوند. این کپی ها به راحتی قابل سرقت و سوء استفاده هستند. به عنوان یک سیاست کاری حتی کاغذهای معمولی و بی اهمیت را هم به جای سطل زباله، راهی دستگاه کاغذ خرد کن کنید. این باعث می شود که همه به این کار عادت کنند و هیچ کپیِ مهم بی مصرفی به دست افراد سوءاستفاده گر نیافتد. از سیستم های هشداردهنده استفاده کنید.
قفل های مطمئن و در و پنجره های محکم جلوی ورود سارقان را می گیرند. اما استفاده از یک سیستم هشدار دهنده برای امنیت بیشتر امری ضروری است. اولین کاربرد یک سیستم هشدار دهنده ترساندن و فراری دادن دزدها است. علاوه بر این شما را با خبر می کند که اتفاقی افتاده است. یک سیستم دزدگیر معمولا از تعدادی سنسور حساس به حرکت، سنسور شکست شیشه و یک سیستم کنترل مرکزی تشکیل شده است. پس از اینکه حرکت غیر مجازی تشخیص داده شود، علاوه بر به صدا در آمدن آژیر، دستگاه با شما و پلیس تماس تلفنی برقرار خواهد کرد.
مراقب کلیدهایتان باشید
امروزه ابزارهای امنیتی و حفاظتی بسیار پیشرفته ای در اختیار کاربران قرار دارد، ولی با این وجود هنوز همین کلیدهای فلزی کوچک، حفره ی امنیتی بزرگی محسوب می شوند. خانه یا محل کار شما تعداد زیادی در و قفل دارد و همه ی آنها برای باز شدن به کلید نیاز دارند. آیا همه ی افرادی را که این کلیدها را در اختیار دارند می شناسید؟ آیا می دانید که آنها چند کپی از کلیدهای شان دارند؟ کپی کردن یک کلید، کار چندان سختی نیست و تنها کافی است دارنده ی کلید به یک قفل ساز مراجعه کند. حتی یک سارق متبحر می تواند با یک تکه موم یا خمیر بازی طرح کلید را دزدیده و نمونه ای از آن بسازد. استفاده از کلیدهای چهار پهلو و کلیدهای موسوم به کامپیوتری (که به جای دندانه سوراخ هایی بر روی خود دارند) هم ایده ی خوبی به نظر می رسد. به هر حال
کلیدسازانِ کمی قادر به کپی کردن آنها هستند و دزدیدن طرح آنها با خمیر بازی اگر نگوییم غیر ممکن، حداقل خیلی سخت است. پس همیشه مراقب باشید که کلیدها دست چه کسانی هستند و هیچ گاه موضوع یک کلید گم شده را ساده نگیرید. با کم شدن هر کلید هم بهتر است به فکر استفاده از قفل جدید برای آن محل بود.ارسال: سید محسن سجادیان
منبع: درسنامه

حجاب عیب خود باشیم

تا به حال دقت کرده اید که هر وقت می خواهیم از خانه بیرون برویم یا با کسی روبه رو شویم، در آینه نگاه می کنیم؟ یک حرکت که اکثر آدمهای دنیا آن را انجام می دهند! علتش هم واضح است: می خواهیم اگر عیب و نقصی در ظاهرمان هست، درست کنیم و در مقابل دیگران، تا حد توان بدون ایراد باشیم. ذات همه ی ما این را می طلبد که دیگران، عیبهای ما را نبینند و از ایرادهایمان باخبر نشوند، چه عیبهای ظاهری و چه باطنی!


یکی از اسمهای خداوند «ستار العیوب» است؛ یعنی پوشاننده ی عیبها. خداوند آبروی ما را در برابر دیگران حفظ می کند و این کار، پاسخ به نیاز درونی همه ی ماست، نیاز به عیب پوشی. لازم به توضیح نیست که چه احساسی پیدا می کنیم وقتی آبرویمان حتی جلوی یک نفر برود. به همین خاطر همیشه سعی می کنیم کارهایمان طوری باشد که ایرادهایمان را به دیگران نشان ندهد. اما بعضی آدمها انگار هیچ بویی از این صفت «ستارالعیوبی» نبرده اند؛ جار می زنند و پرده می درند! انگار نه انگار که خودشان هم نیازمند آبرو هستند!

تعریف آبرو
شاید تعریف چنین لغتی ساده باشد، اما گاهی در پیدا کردن مصداقهای آن دچار مشکل می شویم. به همین خاطر، دانستن تعریف آن خالی از لطف نیست. لغت آبرو تشکیل شده از دو واژه ی «آب» و «روی» است که به معنی آب رخ و عرق روی (1) است و در اصطلاح معنی اعتبار، قدر، جاه، شرف، عرض و ناموس می دهد. (2) گاهی وقتها، منظور از آبرو، آبروی انسانها از نظر الهی و عقلانی است، مثلا آبروی بنده ی کافر و مشرک و گناهکار نزد خداوند، هرگز با آبروی یک فرد مومن یکی نیست. گاهی هم آبرو، به حرمت اجتماعی انسانها اشاره می کند. اما برای ما فرقی ندارد؛ آبرو از هر نوعی که باشد، برایمان محترم است و ما هرگز دوست نداریم که آن را از دست بدهیم.

ارتباط درونی انسانها با خدای خود، به خودشان مربوط است. بحث ما به مواقعی برمی گردد که پای حرمت اجتماعی آدمها در میان است. حالا گاهی این حرمت اجتماعی، به خاطر گناه کردن از بین می رود، گاهی هم به خاطر موضوعاتی که به سبب عرف مهم هستند. مثلا ما گاهی گناهی می کنیم و به خاطر برملا شدن آن آبرویمان می رود؛ گاهی هم کاری خلاف عرف می کنیم که اگر برملا شود آبرویمان می رود. مثلا اگر روزه خوری کنیم و کسی بفهمد، فرق می کند با مواقعی که مثلا سیگار کشیدن پنهانی مان را کسی ببیند.

گل بی عیب خداست!
همه ی آدمها، عیبها و نواقصی دارند. ما هم از این قاعده مستثنی نیستیم. اما نکته ای که وجود دارد این است که خداوند که به همه ی این ایرادها و نواقص آگاه است، آنها را پنهان می کند و دستور می دهد که ما هم آنها را پنهان کنیم. چه خودمان عیبی داشته باشیم و چه دیگران، وظیفه مان پوشاندن آنهاست. پیامبر اکرم (صل الله علیه و آله) می فرمایند: «آبروهاى شما بر شما حرمت دارد؛ همان گونه که عید قربان در ماه ذى الحجه و در سرزمین مکّه حرمت دارد.» (3) امام علی (ع) هم می فرمایند: «آبروى خود را هدف تیرهاى سخنان مردم قرار مده.» (4)

وقتی که ما وظیفه داریم آبروی خودمان را حفظ کنیم، قطعا در مقابل آبروی دیگران هم مسئول هستیم و به هیچ وجه نباید با آبروی کسی بازی کنیم. آبروی انسانها، انقدر ارزش و اهمیت دارد که اگر سه نفر مرد عادل ، به زنای و کسی شهادت دهند، چون شرایط لازم را ندارند (5)، همه ی آنها حد قذف می خورند، زیرا آبروی فردی را برده اند. «و کسانى که به زنان شوهردار نسبت زنا مى دهند، سپس چهار گواه نمى آورند، هشتاد تازیانه به آنان بزنید و هیچ گاه شهادتى از آنان نپذیرید و اینان خود فاسقند» (6)

اما چگونه آبروی خودمان را حفظ کنیم؟
تا می توانیم درخواست نکنیم. هرچقدر بیشتر دستمان را جلوی دیگران دراز کنیم، همانقدر آبرویمان را کوتاه کرده ایم. درست است که بستگی به شخص مقابل هم دارد، اما عزت نفس انسانها، چیزی است که به محض درخواست، کم یا زیاد، فرو می ریزد. امام علی (ع) تعبیر بسیار زیبایی دارند: «آبروی تو یخی جامد است که درخواست، آن را قطره قطره آب می کند، پس بنگر که آن را نزد چه کسی فرو می ریزی.» (7)

شوخی و خنده  ی بیش از حد، آبرو بر است. درست است که «مومن شوخ و شنگ است و منافق اخمو و عصبانی» (8)، اما یادمان باشد که هرکاری از حد اعتدال خارج شود زیانبار است. آدمایی که شوخی زیاد می کنند، آبروی خودشان را بازیچه قرار می دهند. «خنده ی بسیار آبرو را می برد» (9) و «مزاح ناروا و مسخرگی؛ زبان را از اینگونه سخنان نگهدار که آبرو را می برد.» (10)

جدال و نزاع، دشمن آبرو است. آدمهایی که مدام با دیگران بگو مگو دارند، گذشته از اینکه حرص اطرافیان را در می آورند! خودشان را هم کوچک می کنند. بحث مداوم با دیگران، باعث می شود چیزهایی بگوییم که شاید خیلی به نفعمان نباشد. پس کمتر حرف بزنیم تا بیشتر ارزش داشته باشیم. «هر که آبروى خود را دوست دارد [و از آبرویش بیمناک است]، باید از بگو مگو بپرهیزد.» (11)

همه چیز را به خدا بسپاریم. وقتی تمام تلاشمان را می کنیم و هر توصیه ای را به کار می بندیم، و به قولی تلاشمان را می کنیم، در نهایت باید همه چیز را به خدا بسپاریم و توکل را پیشه ی خود سازیم. دعا کردن برای آبرومندی، راهی است که نشانه ی ایمان ماست. «خدایا آبرویم را با بی نیازی نگهدار و با تنگدستی شخصیت مرا لکه دار مفرما ، که از روزی خواران تو روزی خواهم ، و از بدکاران عفو و بخشش طلبم.» (12)

ای خدای من تو را ستایش می کنم که چه بسیار عیبها و زشتیهای مرا پنهان ساختی، و مرا مفتضح و رسوا نساختی ، و چه بسیار گناهانم را در پرده پوشانیدی ، و مرا میان خلق مشهور نگردانیدی ، و چه بسیار عیب و عارها که من مرتکب شدم و تو پرده دری نکردی ، و ننگ و عار آن را بر گردنم چون طوق نیفکندی ، و زشتی اش را بر دیده های همسایگانم و حسودان نعمت هایی که مرا دادی آشکار نگردانیدی. (13)

پی نوشت:
1.      معین، محمد، فرهنگ فارسی معین، ج 1 ، ص 94، انتشارات نامن، چاپ دوم، قم.
2.      همان.
3.      ابن کثیر، ج‌4، ص ‌229.
4.      نهج البلاغه، ص 638‌، نامه 69‌.
5.      تعداد شاهدان زنا باید 4 نفر مرد، یا 3 مرد و 2 زن باشد. حتی 1 نفر کمتر هم، قذف (تهمت زنا) تلقی و باعث حد می شود.
6.      نور/24، 4.
7.      نهج البلاغه ، حکمت 346.
8.      تحف العقول، ص 49.
9.      جنتی احمد ، نصایح ، ج 1 ، ص 664.
10.  همان، ص 287.
11.  نهج البلاغه، حکمت 362.
12.  نهج البلاغه، خطبه 225.
13.  صحیفه سجادیه، دعای شانزدهم، ص 87.

نشان فراماسونری محمدرضا پهلوی

دوستی ارنست پرون با ولیعهد وی را به دربار ایران راه داد. وی از بنیانگذاران لژ پهلوی بود که به گفته فردوست با اجازه محمدرضا پهلوی تاسیس شده بود.
محمد ابوحنیف در وبلاگ “یادداشت های یک عجم” در مطلبی با عنوان نشان فراماسونری در دوران حکومت پدر رضا پهلوی دوم نوشت:
از چهره‌های شاخص فراماسونری در این دوران می‌توان “ارنست پرون” را نام برد.
پرون خدمتکاری بود که در مدرسه له روزه در زمان تحصیل محمدرضا به کار مشغول شد وی که دارای معلومات بسیار بالایی در ادبیات و فلسفه بود به سرعت مورد توجه ولیعهد ایران قرار گرفت و با وی به ایران آمد. دوستی ارنست پرون با ولیعهد وی را به دربار ایران راه داد. وی از بنیانگذاران لژ پهلوی بود که به گفته فردوست با اجازه محمدرضا پهلوی تاسیس شده بود.
حتی خود محمدرضا پهلوی عضو فراماسونری بود!
به نشان ماسونی که از تاج شاه و پرگار و گونیا تشکیل شده است توجه کنید:

رادیو فردا راه‌حل صلح ایران و اسرائیل را کشف کرد؛ یک رقاصه!

رادیو فردا یک رقاصه را راه‌حل برقراری صلح میان ایران و رژیم صهیونیستی دانست.

به گزارش موعود، سایت رادیو دیروز نوشت: رادیو فردا در اقدامی مضحک از بیان چند جمله یک زن رقاص، به این نتیجه رسید که تمام مشکلات بین ایران و اسرائیل قابل حل شدن است.
این رقاصه که در سازمان ملل ملل! به اجرای رقص پرداخته در حین رقصیدن ابراز امیدواری کرده که مشکلات ایران و اسرائیل قابل حل است و رادیو فردایی ها هم ظاهراً چمدان های خود را بسته و به برگشتن به ایران امیدوار شدند! به گوشه ای از گزارش رادیو فردا توجه فرمایید:
«ریتا» خواننده مشهور جهانی زاده ایران که در اسرائیل زندگی می کند، از طریق خواندن ترانه های فارسی در سازمان ملل متحد، خواهان تجدید دوستی های دیرینه میان ملت های ایران و اسرائیل شد. ریتا با اجرای کنسرتی پرشور در سازمان ملل، و ضمن خواندن ترانه های فارسی، تاکید کرد که ملت های اسرائیل و ایران خصومتی با یکدیگر ندارند و نزاع سیاسی بر سر برنامه هسته ای ایران، نباید مناسبات چند هزار ساله میان یهودیان و ملت ایران را که همیشه روابطی دوستانه بوده است، خدشه دار کند.
همین چند جمله بی محتوا و بدون سند که این رقاصه اعلام نموده کافی بوده تا رادیو فردا نتیجه هایی از سر شور و احساس بگیرد:
رون پروس اور، به «جروزالم پست» گفت: هدف از کنسرت ریتا این بود که از طریق موسیقی به ایرانیان بگوییم ما دشمن شما نیستیم و هنگامی که شما از نابودی اسرائیل سخن می گویید، ما ندای دوستی و صلح سر می دهیم. این پیام ماست و اطمینان دارم آن دسته از ایرانیانی که صدای ریتا را شنیده اند، دیدگاه خود را نسبت به اسرائیل تغییر خواهند داد.
وی ابراز امیدواری کرد که ترانه های ریتا در قلب سران و شهروندان ایرانی اثر نماید. پیش از سفیر اسرائیل، دبیرکل سازمان ملل ریتا را «سفیر فرهنگی» نامید و ابراز امیدواری کرد که کنسرت او موجب نزدیک کردن ملت ها شود.
به نوشته هاآرتص، سفیر اسرائیل در سازمان ملل که مبتکر این رویداد تاریخی بود، توانسته بود بسیار زود نظر موافق دبیرکل سازمان ملل و نیز رئیس نوبتی مجمع عمومی را برای برگزاری این رویداد جلب کند.
رادیو فردا در این باره استدلال کرد: ریتا با رقص، ضمن بازی هنرمندانه و ظریفی با لحن صدا و ضمن انگلیسی که لهجه اسرائیلی و فارسی از آن به خوبی شنیده می شد، از دوران کودکی خود در ایران و بزرگ شدن در یک خانواده یهودی ایرانی در اسرائیل سخن گفت و خاطراتی از خانواده را بیان کرد و ابراز امیدواری کرد که ترانه هایش پلی باشند که اسرائیل و ایران را به هم نزدیک نمایند.
روزنامه هاآرتص اسرائیل هم نوشت: شبی فراموش نشدنی و همانند یک رویا، بویژه برای اسرائیل بود و قدیمی ترین سفیران سازمان ملل نیز می گفتند که چنین رویدادی را در عمر فعالیت های خود در این نهاد به یاد ندارند. او توانست این برنامه را به لذتی شیرین برای حضار مبدل کند و بسیاری از حاضران به هنگام ترک تالار شدیداً به وجد آمده بودند.
روزنامه چپگرای اسرائیلی هاآرتص نیز درباره کنسرت ریتا نوشت: آنهایی که در تالار اجتماعات مجمع عمومی سازمان ملل متحد گرد آمدند تا هنرنمایی این دیوای اسرائیلی زاده ایران را نگاه کنند، شاید احساس می کردند که یا آمدن مسیح موعود نزدیک شده و یا آنکه جهان همانند فیلمهای عملیات سوپرمن وضعی شگرف و بسیار عجیب پیدا کرده است زیرا ریتا در این مجمع، با اجرای ترانه های فارسی و عبری، صدها دیپلمات خارجی و میهمانان بسیاری را به رقص و پایکوبی و لذتی مشترک کشاند و نمایندگان سیاسی دهها کشور جهان، با کف زدن های پرشور و ممتد، فریاد زنده باد سر دادند.
چشمان کور و مغرض رادیو فردا که غیر از رقص و حرکات غیر انسانی چیز دیگری را نمی بیند، بهتر است ابتدا این نسخه را برای رفع تحریم و حصر چندین ساله غزه و نجات جان کودکان بی‌گناهی که در آتش غضب این سبع های اسرائیلی می سوزند امتحان کند و اگر پاسخ امیدوارکننده بود، آنگاه برای ایران نسخه ای مشابه بپیچد.

میرزا حسینعلی نوری، فردی که بهاییان شهرت خود را از وی گرفته‌اند

وی پس از ادعای بابیت سید علیمحمد شیرازی، به واسطه ملاحسین بشرویهای و میرزا محمد، معلم خود، در شمار نخستین گروندگان به باب درآمد و از فعال‌ترین افراد بابی شد که بابیگری را به ویژه در نور و مازندران ترویج میکرد. برخی از برادرانش، از جمله برادر کوچکترش، میرزا یحیی معروف به «صبح ازل» نیز بر اثر تبلیغ او به این مکتب پیوستند.

 

الف) تولد

میرزا حسین‌علی نوری، ملقب به بـهاءالله که بهاییان شهرت خود را وی گرفته‌اند و او را پیامبر آیین خود می‌شمارند، در دوم محرم سال 1233هـ .ق/ ۱۸۱۷م. در خانه میرزا عباس نوری، از منشیان دربار قاجار در تهران به دنیا آمد.

ب) تحصیلات

وی آموزشهای مقدماتی ادب فارسی و عربی را زیر نظر پدر و مربیان خود گذراند، گرچه خود مدعی است هرگز تحصیلاتی نداشته است و در نامهای به ناصرالدین شاه مینویسد:
من تحصیل علم نکرده‌ام و در مدارس وارد نشدهام. میتوانید از [مردم] شهری که در آن ساکن بوده‌ام، سؤال کنید.1

ج) فعالیت‌های مذهبی و اجتماعی

وی پس از ادعای بابیت سید علیمحمد شیرازی، به واسطه ملاحسین بشرویهای و میرزا محمد، معلم خود، در شمار نخستین گروندگان به باب درآمد2 و از فعال‌ترین افراد بابی شد که بابیگری را به ویژه در نور و مازندران ترویج میکرد. برخی از برادرانش، از جمله برادر کوچکترش، میرزا یحیی معروف به «صبح ازل» نیز بر اثر تبلیغ او به این مکتب پیوستند.3

...

ادامه مطلب ...