درانتظارمنجی

درانتظارباران نیست آنکه بذری نکاشته

درانتظارمنجی

درانتظارباران نیست آنکه بذری نکاشته

صهیونیست‎ها به "فلافل" هم رحم نکردند!

صهیونیست‎ها در دامه سناریوی هویت‎سازی برای خود، در نظر دارند فلافل و حُمّص (نوعی خوراک نخود) را که از عرب‎ها به سرقت برده‎اند، به اسم غذای ملی "اسرائیلی" پیشکش اوباما کنند!

به گزارش موعود به نقل از  ابنا  فعالان میراث فرهنگی و تاریخی جهان عرب، برنامه‎ریزی صهیونیست ها برای عرضه فلافل و لباس فلسطینی حاشیه دار در دیدار آینده «باراک اوباما» رییس جمهوری آمریکا، را بخشی از سرقت هویت عربی دانسته اند که صهیونیست ها بیش از 60 سال است برای آن تلاش می‌کنند.
یک انجمن صنعتی لبنانی پیش از این فاش کرده بود که رژیم صهیونیستی می کوشد میراث عربی از جمله بعضی خوراکی‌ها را به سرقت ببرد. یک روزنامه عربی نیز از قول «سعدالدین العوینی» مدیر کل انجمن صنعتگران لبنانی، نوشته بود: اسرائیل ادعا می کند که فلافل را برای نخستین بار ابداع کرده و تلاش می کند با سرقت غذاهای عربی و لبنانی، آنها را به خود نسبت دهد، در حالی که در دائره المعارف آشپزی و اغذیه دنیا، چیزی به عنوان "آشپزی اسرائیلی" وجود ندارد.
دیدار رئیس جمهور آمریکا از سرزمین های اشغالی در حالی صورت می گیرد که طبق اعلام رژیم‏صهیونیستی هیچ نشانه ای ازطرح اوباما برای تشویق فلسطینیان و صهیونیست‎ها برای نشستن دوباره بر سر میز مذاکرات دیده نمی شود، اما در عوض "اسرائیل" برای او یک برنامه کاملا یهودی ترتیب داده است.
فلسطینی ها دیدار اوباما را که اثری از هرگونه اقدام برای برقراری صلح در آن وجود ندارد، با توجه به موافقت وی برای خوردن غذاهای عربی به عنوان غذای صهیونیستی، در واقع دمیدن اوباما به خاکستر جنگ سرد بین فلسطینیان و اعراب با رژیم‎صهیونیستی برمی‌شمارند.

کنفرانس جدایی شیعه و سنی در دانشگاه تل‌آویو

چاپیک، دانشگاه اسرائیلی کنفرانسی با موضوع جدایی شیعه و سنی در جهان اسلام برگزار کرده است.


به گزارش موعود به نقل از شبکه ایران چاپیک، دانشگاه اسرائیلی کنفرانسی با موضوع جدایی شیعه و سنی در جهان اسلام برگزار کرده است.

این کنفرانس که «جدایی شیعه و سنی» نام دارد روز یک‌شنبه (20 اسفند) در «ساختمان دن دیوید» در دانشگاه تل‌آویو برگزار شد.
دانشگاه تل‌آویو از جمله دانشگاه‌های رژیم اسرائیل است که پیش از این نیز از چنین کنفرانس‌هایی حمایت مالی کرده‌اند.
این کنفرانس‌ها برای وادار سازی سلفی‌ها در کشورهایی نظیر عربستان سعودی، مصر و اردن به جنگ بر ضد مسلمانان شیعه در کشورهای دیگر منطقه خاورمیانه و سایر بخش‌های جهان برگزار می‌شود.
جیمز جنینیگز، رئیس موسسه «کانشس اینترنشنال» در مصاحبه با پرس تی‌وی در این زمینه گفت :«وقتی شما به راهبردی که اسرائیل به مرور زمان مورد استفاده قرار داده است می‌اندیشید درمی‌یابید که هدف آن‌ها تفرقه‌انداختن و حکومت کردن است.»
جنینگز افزود :«تا زمانی که کسی با صداقت در این زمینه مطالعه می‌کند و افراد دیگر را نیز برای بیان نظرات‌شان در این زمینه دعوت می‌کند این موضوع ذاتا اشکالی نخواهد داشت اما متاسفانه موضوع و هدف آن‌ها چیز دیگری است.»

گزیده بیانات امقام معظم رهبری پیرامون احسان و نیکوکاری

یکى از ویژگیها که بسیار مهم است تا براى خودسازى به آن توجه کنیم و شاید جنبه تقدمى هم داشته باشد، «اخلاص» است. اخلاص عبارت است از کار را خالص انجام دادن و اینکه کارى را مغشوش انجام ندهیم. گاهى هست که کسى عبادت نمى کند و گاهى عبادت کند؛ اما مغشوش و ناخالص. این هم مثل آن است. خالص بودن عبادت و خالص بودن عمل، این است که براى خدا باشد. در بین مردم، متأسفانه خیلى رایج است که کارهاى خوب خودشان را بر زبان بیاورند و بگویند.

هرکس خودش را موظف بداند که انفاق کند
ما همیشه از اسلام اینطور فهمیده ایم که کسب درآمد البته از طرق مشروع آزاد است و مانعى ندارد؛ منتها این اجازه همراه با ایجاب و الزام انفاق است؛ یعنى اگر کسى درآمدى کسب کرد، ولى حتى انفاق مستحب نکرد، او پیش خداى متعال مؤاخذ است. ما نمى توانیم بگوییم که انفاق واجبمان را کردیم، مالیاتمان را دادیم، خمس و زکاتمان را هم دادیم، از این پول نمى خواهیم خرج کنیم؛ در حالى که مى دانیم در جامعه فقر و کمبود هست؛ نخیر، این آدم پیش خداى متعال سعادتمند نیست؛ مرضى عند الله نیست؛ براى خاطر اینکه آن حسابهاى الزامى جداست؛ باب دیگر و جریان دیگرى است. انفاقات استحبابى را هم براى ما قرار داده اند. مستحب است، یعنى آن حکم واجب را ندارد که من در هر موردى لزوما این کار را بکنم؛ اما اگر کسى بالمره باب این مستحب را بر روى خودش ببندد، بلاشک خلاف اراده و خلاف اقتضاى احکام الهى کار کرده است؛ … هرکس خودش را موظف بداند که انفاق کند. آن کسانى که بیشتر درآمد دارند، نسبت انفاق را بیشتر کنند. آن کسانى که کمتر درآمد دارند، باب را نبندند؛ به همان نسبت انفاق کنند. اگر این کار راه بیفتد، البته خوب خواهد شد…اگر … هرکس همان چهل همسایه ای را که در شرع مقدس اسلام هست، رسیدگى کند، بازهم به نتیجه خوبى خواهیم رسید. البته حالا واقعا لازم هم نیست که هر چهل خانه را برویم و رسیدگى کنیم؛ چون دایره وسیعى مى‏شود؛ اما بالاخره یک همسایه، دو همسایه، سه همسایه را در نظر بگیریم و آنها را یا تأمین کنیم، یا کمک کنیم، یا راه بیندازیم و از دیگران مستغنى شان بکنیم. اگر این روح نیکوکارى و انفاق در مردم به وجود بیاید، خوب است. آن چیزى که ما در جوامع غیر مسلمان می بینیم، این کمبود است؛ و الا در اینگونه جوامع گاهى یک نفر پیدا مى شود و همه ثروت عظیم خودش را، حتى از وراث خودش بازمى دارد و به فلان مؤسسه خیریه مى‏بخشد. اینطور نیست که در جوامع جامد و آهنین و ماشینى غربى هیچ کس نباشد که انفاق کند؛ چرا، بنیادهاى خیریه خیلى پرپول و خیلى عالى وجود دارد که به افراد کمک مى کنند؛ به مؤسسات کمک می کنند؛ به حیوانات کمک مى کنند! آن چیزى که در آنجا نیست، همگانى و همه گیر بودن این روحیه است. یک روز در کشور ما و سایر کشورهاى اسلامى این روحیه همه گیر بوده است؛ یعنى هرکسى موظف بوده که پولى براى انفاق کنار بگذارد؛ یا رایج بوده که در ماه رمضان به نیازمندان افطارى بدهند؛ نباید بگذاریم این کارها کم بشود.(۱)

مبادا انسان به‏ خاطر اینکه دیگران ببینند، کارى را انجام دهد
یکى از ویژگیها که بسیار مهم است تا براى خودسازى به آن توجه کنیم و شاید جنبه تقدمى هم داشته باشد، «اخلاص» است. اخلاص عبارت است از کار را خالص انجام دادن و اینکه کارى را مغشوش انجام ندهیم. گاهى هست که کسى عبادت نمى کند و گاهى عبادت کند؛ اما مغشوش و ناخالص. این هم مثل آن است. خالص بودن عبادت و خالص بودن عمل، این است که براى خدا باشد. در بین مردم، متأسفانه خیلى رایج است که کارهاى خوب خودشان را بر زبان بیاورند و بگویند. کأنه توجه ندارند که نباید کار نیک را به زبان آورد و گفت که ما مى خواهیم این کار را بکنیم یا ما این کارها را مى‏کنیم. البته برخى جاها استثناست. در جاهایى، بعضى از کارها باید در علن انجام گیرد. در روایات در باب صدقه، آمده است که «صدقه سر» این ثواب را دارد و «صدقه علانیه» این ثواب را. یا مثلا عبادات گروهى، جلوى چشم مردم انجام مى گیرد و باید انجام گیرد؛ و این از شعائر الهى است. اما بسیارى از عبادات یا اغلب عبادات، آن روابطى که بین خود انسان و خداست ذکر، توجه، دعا، نافله، شب زنده‏دارى، سحرخیزى، احسان‏ و کارهاى نیک باید بین خود انسان و خدا بماند. مبادا انسان به خاطر اینکه دیگران ببینند، کارى را انجام دهد! کارى که انسان به خاطر توجه دیگران به خودش انجام دهد، از نکردن آن کار بدتر است؛ زیرا نکردن کار، یعنى انسان کارى را انجام نمى دهد. کارى که انسان براى جلب توجه دیگران نسبت به خودش انجام داده، کأنه انجام نداده است. البته بدتر بودنش هم از این جهت است که عمل شرک آلودى انجام داده و این عمل شرک آلود، فعل حرام است و دورکننده است. بنابراین همه مان در هرجا و در هر موقعیتى که هستیم، باید خیلى تلاش کنیم که کار را خالص انجام دهیم. اگر کار براى خدا انجام گیرد و نیت براى خدا خالص باشد، اشکالاتى که معمولا در کارها مشاهده مى شود، پیش نخواهد آمد. ما وقتى مصالح واقعى را فداى حرف این و آن مى کنیم که بخواهیم کار را براى این و آن انجام دهیم. انسان وقتى کار را براى خدا مى خواهد انجام دهد، فقط نگاه مى کند ببیند تکلیفش چیست؟ نگاه نمى کند که یکى خوشش مى آید، یکى بدش مى آید؛ پیش چه کسى آبرو پیدا مى کند و پیش دیگرى از آبرو مى افتد.(۲)

به هم رحم کنید تا خداى متعال به شما رحم کند
به مردم عرض می کنم: به هم رحم کنید تا خداى متعال به شما رحم کند. کسانى که دستشان باز است، دست تعدى به سمت منافع و مصالح دیگران دراز نکنند. کسانى که زرنگى و هوش و امکانات و قدرت و مسئولیت و تواناییهاى گوناگون فردى و اجتماعى دارند، از این تواناییها در راه تعدى به دیگران استفاده نکنند. خود را بنده خدا بدانیم؛ در مقابل بقیه بندگان خدا، خود را موظف به همراهى، احسان‏، نیکى و رعایت انصاف بدانیم؛ آن‏گاه باران رحمت و فضل خدا بر سر ما خواهد بارید؛ ما را شستشو خواهد داد و برکات خود را بر ما نازل خواهد کرد. البته این وظیفه همه است؛ ولى کسانى که در جامعه تمکن و قدرت و مقام و ثروت و نفوذ کلمه اى در میان مردم دارند، بیش از دیگران در مقابل این بار سنگین- بار خودسازى و محدود کردن قواى خود از تجاوز به دیگران- مسئولند.(۳)

باید روز به روز فضائل اخلاقى در بین ما رشد کند

در زمینه فرهنگ، اخلاق عمومى و عدم رواج فضائل اخلاقى، مشکلاتى داریم. باید روز به روز فضائل اخلاقى در بین ما رشد کند. صبر ما، شکر ما، ذکر ما، احسان‏ ما، مروت ما نسبت به دیگران، اجتناب ما از ایذاء دیگران، میل ما به خدمت به دیگران، روز به روز باید در بین جامعه رشد پیدا کند. اینها به خودى خود پیش نمى آید؛ اینها کار لازم دارد، تلاش لازم دارد. در این زمینه ها کوتاهى داریم.(۴)

باید انفاقها بیشتر باشد

امروز درآمدها با گذشته قابل مقایسه نیست؛ درآمدها از سابق خیلى بیشتر است. سابق کجا این همه درآمد بود؟ آیا این همه امکان درآمد بود؟ این کارخانه ها و این وسایل مکانیزه نبود؛ طبعا درآمدها خیلى محدود بود؛ درآمد یک فرد بود. امروز هر فردى ممکن است درآمد یک مجموعه یا شبیه یک مجموعه را داشته باشد؛ بنابراین درآمدها بیشتر است؛ به همین نسبت باید انفاقها بیشتر باشد. جامعه بزرگتر شده و سطح زندگی ها هم بالا رفته است؛ هرکس که چیزى از این سطح عالى را نداشته باشد، قهرا فقیر است. بنابراین، روح انفاق و نیکوکارى‏ بایستى در جامعه توسعه پیدا کند و جزو ایمان مردم بشود و هرکس بنا را بر این بگذارد که در اموالش «و فی اموالهم حق للسائل و المحروم»(ذاریات/۱۹) واقعا براى محرومان حق قائل باشد؛ یعنى این را حق آنها بر خودش بداند؛ تفضل خودش بر دیگران نداند؛ قرآن اینطورى مى گوید؛ نمى گوید که شما به دیگرى تفضل مى کنید؛ مى گوید او در مال شما حق دارد؛ «حق للسائل و المحروم».(ذاریات/۱۹) در جاى دیگر مى فرماید: «حق معلوم. للسائل و المحروم». (معارج/۲۴و۲۵) به هرحال، ما در جامعه اسلامى باید این را به عنوان یک فرهنگ در بیاوریم.(۵)

راه تحویل «حال» به «احسن حال»

انسان، غالبا بدیهاى کار خودش را نمى شناسد. به عبارت دیگر، حب نفس نمى گذارد که ما به نواقص و عیوب خودمان آشنا شویم. پس، باید اول این نواقص و عیوب را جستجو کنیم و بشناسیم و با برطرف کردن آنها، خودمان را به خدا نزدیک سازیم. به تعبیر من، «با خدا، آشتى کنیم.» سپس، آشتى با مردم، صفا با مردم، وفا با مردم، نیک رفتارى با مردم و نیکوکارى‏ با مردم را- یعنى با همه قشرها؛ مخصوصا با کسانى که ضعیفند؛ چه ضعیف از لحاظ جسمى، چه ضعیف از لحاظ مالى، چه ضعیف از لحاظ موقعیت اجتماعى و چه ضعیف از لحاظ ندانستن راه و چاه زندگى- سرلوحه رفتار خود قرار دهیم. در برابر هرکس که قرار مى گیریم، مخصوصا اگر ضعیف باشد، به تصحیح رفتارمان با او بپردازیم و سعى مان این باشد که با مردم خوب و بندگان خدا، حالت آشتى پیدا کنیم. اگر در این جهت پیش برویم و خودمان را لحظه به لحظه پیراسته تر کنیم، آن وقت، تحویل «حال» به «احسن حال» انجام گرفته است. نمى گویم که «بهترین» خواهیم شد. اما إن شاء الله به سمت «بهترین» حرکت خواهیم کرد.(۶)

خوشا به حال نیکوکاران
لحظه لحظه عمر را قدر بدانید. از ساعات عمرتان براى نیکوکارى‏ استفاده کنید. خود را به خدا نزدیک کنید. اوقات خود را به تلاش در راه خدا و مجاهدت براى او مستغرق کنید. ساعات زندگى، سالهاى زندگى، به سرعت برق مى گذرد؛ در عرصه قیامت این لحظات را به یاد خواهید آورد. خوشا به حال نیکوکاران و بدا به حال زیان‏کاران.(۷)

احسان، بی منت؛ وعده، بدون خلاف

اینکه انسان دوست داشته باشد او را ستایش کنند، از بهترین فرصتهاى شیطان است که از آن بهره مى برد؛ مى آید احسان‏ محسنین را از بین مى برد؛ یعنى آن نیکوکارى ها و زیبایى ها و آرایش هاى معنوى و روحى را از شما سلب مى کند … سر مردم منت نگذارید و بگویید ما این کارها را براى شماها کرده ایم. وظیفه بوده، انجام داده اید. اگر انجام داده باشید، وظیفه تان را انجام داده اید؛ منتى سر مردم نگذارید. … کارهایى را که انجام داده اید، بزرگ نمایى نکنید. گاهى انسان کارى را انجام مى دهد، بعد در ستایش آن کار خیلى مبالغه مى کند؛ چندین برابر آنچه حقیقت کار است. … خلف وعده هم با مردم نکنید. آنچه به مردم وعده مى دهید، اصرار داشته باشید که آن را انجام دهید؛ یعنى خودتان را گردن گیر آن وعده بدانید. اینطور نباشد که بگوییم نشد که نشد؛ چه کار کنیم؛ نه، اصرار کنید. البته یک وقت انسان به اضطرار برخورد مى کند، آن بحث دیگرى است؛ اما تا آنجایى که توان و قدرت در شما هست، تلاش کنید وعده اى را که به مردم دادید، عمل کنید و منت هم نگذارید. … منت، احسان را باطل مى کند و بزرگ نمایى نور حق را از بین مى برد.(۸)

منابع و مآخذ:
(۱) بیانات در دیدار با اعضاى شوراى مرکزى و مسئولان کمیته امداد امام خمینى(ره) ۱۲/ ۱۲/ ۱۳۷۰
(۲) بیانات در روز اول ماه مبارک رمضان‏ ۰۴/ ۱۲/ ۱۳۷۱
(۳) بیانات در خطبه هاى نماز عید سعید فطر ۲۵/ ۰۹/ ۱۳۸۰
(۴) بیانات در دیدار مسئولان نظام جمهورى اسلامى ایران ۱۶/ ۰۵/ ۱۳۹۰
(۵) بیانات در دیدار با اعضاى شوراى مرکزى و مسئولان کمیته امداد امام خمینى(ره) ۱۲/ ۱۲/ ۱۳۷۰
(۶) بیانات به مناسبت حلول سال ۱۳۷۳ شمسى ۰۱/ ۰۱/ ۱۳۷۳
(۷) بیانات در خطبه هاى نماز عید سعید فطر ۰۹/ ۱۱/ ۱۳۷۶
(۸) بیانات در دیدار اعضاى هیئت دولت‏ ۱۷/ ۰۷/ ۱۳۸۴


منبع : پایگاه هم اندیشی

منتظران ظهور حضرت مهدی از سخن پیامبر

امام صادق علیه السّلام از وجود مبارک رسول اکرم صلى الله علیه و آله درباره مقام منتظران ظهور و علاقه مندان به ساحت قدس حضرت بقیة الله روحى له الفداء و آباء گرامى اش ‍ چنین نقل فرموده اند:
طوبى لمن ادرک قائم اهلبیتى و هو مقتد به قبل قیامه یتولى ولیه و یتبراء من عدوه و یتولى الائمة من قبله اولئک رفقائى و ذووا ودى و مودتى و اکرم امتى على و اکرم خلق الله على . 
خوشا به حال کسانى که قائم از اهل بیت مرا درک کنند و اقتداى به آن حضرت مى کنند (فرمانبردارى ) پیش از قیامش ، دوستان او را دوست مى دارند و با دشمنانش دشمن اند و از آنها تبرا مى جویند و ائمه معصومین قبل از آن حضرت را دوست مى دارند. اینان رفقاى من و دوستان من و بهترین افراد امت من در نزد من بلکه بهترین مخلوقات خداوند براى من هستند (گوارا باد بر صاحبان این نعمت (ولایت ) ).

ادامه مطلب ...

ولایت در زمان غیبت‏ حضرت ولى عصر(عج)

در عصر غیبت صغرا، امام زمان(عج)، چهار نفر را به عنوان نایبان خاص خود معین فرمود. این افراد، مسئول ارتباط بین امام و مردم بودند و بعد از سپری شدن آن زمان، هیچ فرد دیگری به طور ویژه برای این کار برگزیده نشده است. در عصر غیبت کبرا، تاکنون نیابت از امام معصوم علیه السلام ، برعهده فقیه واجد شرایط بوده است. در این مورد، نشانه هایی از سوی معصوم داده شده که با توجه به آنها، می توان کسانی را که واجد شرایط هستند، شناخت و در بین آنها بهترین را برگزید. بنابراین، فقیه جامع الشرایط نماینده امام عصر(عج) در میان مسلمانان است.

 

نائبان عمومی در غیبت کبری

در عصر غیبت صغرا، امام زمان(عج)، چهار نفر را به عنوان نایبان خاص خود معین فرمود. این افراد، مسئول ارتباط بین امام و مردم بودند و بعد از سپری شدن آن زمان، هیچ فرد دیگری به طور ویژه برای این کار برگزیده نشده است. در عصر غیبت کبرا، تاکنون نیابت از امام معصوم علیه السلام ، برعهده فقیه واجد شرایط بوده است. در این مورد، نشانه هایی از سوی معصوم داده شده که با توجه به آنها، می توان کسانی را که واجد شرایط هستند، شناخت و در بین آنها بهترین را برگزید. بنابراین، فقیه جامع الشرایط نماینده امام عصر(عج) در میان مسلمانان است.

حکومت ولی فقیه، ضرورتی عقلی
محکم ترین دلیل بر ولایت فقیه این است که قانون الهی و شریعت اسلام، بدون گرداننده و ولی امر، بی اثر و بیهوده است. در یک نظام دینی ـ اسلامی، هرگز نمی توان حکومت را به دست کسی داد که در فقه و فقاهت، این راهکار حیات فردی و جمعی جامعه اسلامی، متخصص نباشد یا به آن بی اعتنا باشد. در نظام های سیاسی دنیا هم همین گونه است. نمی شود حکومت را به دست کسی داد که به تمام یا بیشتر احکام مربوط به ساختار آن حکومت، آگاه یا معتقد نباشد. نیاز جامعه بشری به دین الهی، مطلبی ضروری است و به عصر حضور معصوم اختصاص ندارد. احکام سیاسی ـ اجتماعی اسلام همانند احکام عبادی آن، برای همیشه از گزند و زوال مصون است و از این رو، برای همیشه لازم الاجراست. لزوم زنده نگهداشتن و اجرای احکام سیاسی ـ اجتماعی اسلام، ایجاب می کند تا فردی اسلام شناس و متخصص، و در عین حال عادل و وارسته عهده دار آن شود

شناخت وجود مقدس آقا امام زمان (عج)
یکی از ویژگی‌های منتظر، شناخت و معرفت به امام زمان است نه فقط یادگیری نام‌ها و القاب و تاریخ ولادت و غیبت؛ بلکه معرفت داشتن به ویژگی‌ها و ابعاد وجودی حضرت و اندیشیدن در کلمات و اوامر حضرت و تأمل در حکمت نام‌ها و نشانه‌ها و علائم ظهور و شگفتی ولادت و حیات او، همچنین دانستن سبب و حکمت غیبت پر رمز و راز حضرت که به یقین وقتی انسان معرفت به این موارد پیدا کرد و اهداف و آرمان‌های او را فهمید خود را برای عملی کردن اهداف امام زمان آماده می‌سازد و خشنودی او را به خشنودی خودش ترجیح می‌دهد و سعی می‌کند سرباز خوبی برای آن حضرت باشد.

از رسول اکرم(صلی الله علیه وآله وسلم) حکایت شده:
«من مات و هو لایعرف امامَهُ ماتَ میتةً جاهلیةً»«کسی که بمیرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است.»

از امام صادق(ع) نقل شده که می‌فرمایند: «اگر دوران او را درک می‌کردم همه‌ی روزهای زندگیم را در خدمت به او می‌گذراندم.»7
وقتی پیامبران و امامان در خدمت به امام زمان پیشتاز هستند وقتی امام صادق(ع) آرزوی خدمت به ایشان را دارد و حضرت عیسی(علی نبینا وعلیه السلام) از آسمان فرود می‌آید تا او را یاری کند وظیفه‌ی شیعیان منتظر در خدمت به ساحت مقدس او چقدر است؟
بی‌تردید خادمین دوران ظهور، همان خادمین دوران غیبت‌اند.
آنها که پس از ظهور شایستگی خدمت می‌یابند، همان‌هایی هستند که در دوران غیبت، بر خدمت به امام و امت امام همت گماشته‌اند، و اهداف امام را سرلوحه‌ی زندگی خود قرار داده‌اند

ارتباط با وجود مقدس ولی عصر (عج) فقط از زوایة‌ مسائل شخصی مطرح نیست. در عالم تکوینی، او واسطة فیض الاهی و باب خدا است. دعا و عنایت خاصّ حضرت به شیعیان، چه در رفع مشکلات،‌ چه در دفع بلایا و چه در قضای حوایج، گره گشا است و ...؛ اما همة این ها در قلمرو ولایت تکوینیِ حضرت قرار دارد. برای حضرت افزون بر مقام ولایت تکوینی، ولایت تشریعی نیز ثابت است. او در مقام ولی امر جامعه اسلامی است. هر چند در این زمینه نیز مثل بسیاری از زمینه های دیگر کم کار کرده و حقش را ادا نکرده ایم، در هر حال، اعتقاد اجمالیِ خامی داریم که بر اساس نظر اسلام، به ویژه در دستگاه فکری شیعه، خداوند متعالی همان گونه که «رب تکوینی» است، «رب تشریعی» نیز هست و قانون و مجری قانون را نیز باید همو تعیین کند.
خداوند متعالی، امرِ قانونگذاری و تعیین مجریان قانون را در جامعه برعهده گرفته است. قوانین اجتماعی اسلام را وضع کرده و مجریان آن را نیز پیامبر اکرم و امامان (هم) قرار داده و کسی که هم اکنون از سوی خداوند، متصدی اصلی برای ادارة جامعة اسلامی است، وجود مقدس ولی عصر (عج) است. همة‌ ما به ولایت تشریعیِ امام زمان (عج) به طور کلی تا این اندازه اعتقاد داریم؛ اما پرسش این است که آیا در طولِ زمانِ غیبت ظاهری حضرت، مقامِ سرپرستی جامعة اسلامی و ولایت تشریعی او لغو شده است. آیا خداوند چنین خواسته است که جامعة‌ اسلامی در آن دوران 255 ساله 1 که جمعیت تمام مسلمانان به یک میلیون هم نمی رسید، ولی امر و سرپرست داشته باشد، ولی در این زمان که جمعیت مسلمانان از یک میلیارد هم گذشته است، سرپرستی نداشته باشد؟! آیا خداوند در زمانة غیبت، مجریِ دستورهای خود را تعیین نکرده است؟! آیا در این دوران، مسلمانان و به ویژه شیعیان که شمارشان بیش از صد میلیون نفر شده، به سرپرست و ولی امر نیازی ندارند؟! آیا در زمان غیبت کبرا، هیچ راه ارتباطی بین شیعیان و امام غایبشان نیست؟!
این مطالب، به طور اجمالی و ارتکازی در باور تمام شیعیان وجود دارد که زمان غیبت امام زمان (عج)،‌ اطاعت از دستور های مجتهد جامعِ شرایط واجب است. امام زمان (عج) وظیفة شیعیان را در زمانة غیبت، رجوع به عالمان و راویان حدیث جامع شرایط تعیین فرموده است:
و اما در حوادثی که برایتان واقع می شود،‌ به راویان حدیث ما مراجعه کنید؛ همانا که ایشان حجت من بر شمایند و من، حجت خدا بر ایشانم. بنابراین حدیث شریف، در دوران غیبت، فقیهای جامع شرایط و در صدر آن ها ولی فقیه که شبیه ترین مردم به امام معصوم (ع) هستند، حجت های امام زمان (عج) بر شمرده می شوند

حکومت ولی فقیه از نگاه آیات و روایات

اندیشمندان اسلامی برای اثبات ولایت فقیه و مشروعیت حکومت ولایی، به دلایل نقلی، اعم از آیات و روایات متعددی تمسک جسته اند. یکی از این دلایل نقلی، روایتی از امام صادق علیه السلام است که در طول تاریخ، فقیهان شیعه به آن استناد کرده اند. امام صادق علیه السلام در این حدیث، از سویی مراجعه به سلطان ستمگر و قاضیان دولت نامشروع را حرام می شمرد و احکام صادره از سوی آنها را ـ اگرچه صحیح باشد ـ فاقد ارزش و باطل می داند، و از سوی دیگر، برای برطرف ساختن نیازهای اجتماعی و قضایی، شیعیان را به پیروی از فقیهان جامع الشرایط مکلف می سازد.

توقیع و نامه امام زمان(عج) به اسحاق بن یعقوب که در آن صریحا دستور می دهد به فقها مراجعه کنیم، از دیگر دلایل نقلی است که فقها به آن استناد می کنند.
نقش مردم در حکومت ولی فقیه

اتحاد آنان بر محور حق را می طلبد. مردم با پذیرش دین و نیز پذیرفتن ولایت حاکم اسلامی، دین خدارا حاکمیت دین حق و نظام اسلامی، همانند هر نظام دیگری با آرزوها تحقق نمی پذیرد، بلکه حضور مردم نظام ولایی اسلام، مشارکتی فعال و کارآمد است. نیست، بلکه بر اساس عشق و علاقه مردم به دین و حاکم اسلامی صورت می پذیردمشارکت مردم در حکومت های ستمگر، در همین است که حکومت اسلامی، حکومتی مردمی است و بر پایه جبر و زور حکومت اسلامی هیچ گاه بدون خواست و اراده مردم پدید نمی آید و تفاوت اساسی حکومت اسلامی با در جامعه متحقق می سازند و چنین مردمی، اگرچه اندک باشند، خداوند یاری خود را به آنان می رساند