درانتظارمنجی

درانتظارباران نیست آنکه بذری نکاشته

درانتظارمنجی

درانتظارباران نیست آنکه بذری نکاشته

بایسته‌هاى تبلیغ فرهنگ مهدوى-2

ابراهیم شفیعى‏سروستانى

 اشاره :
در نخستین قسمت از این سلسله مقالات که با هدف: تبیین مهم‏ترین بایسته‏هاى تبلیغ و ترویج فرهنگ مهدوى، ارائه راهکارهایى براى تعمیق و گسترش هر چه بیشتر این‏گونه فعالیتها و بررسى برخى از آسیبها و آفتهایى که فعالیتهاى تبلیغى و ترویجى در حوزه مباحث مهدوى را تهدید مى‏کند؛ تدوین شده است، مجموع آنچه را که یک مبلّغ فرهنگ مهدوى باید مورد توجه قرار دهد به دو دسته بایسته‏هاى عملى و بایسته‏هاى نظرى تقسیم کردیم و در بررسى بایسته‏هاى عملى گفتیم کسى که مى‏خواهد جامعه پیرامون خود را به سوى امام زمان(ع) فرا خواند و آنها را دعوت به توجه، انس و التفات بیشتر نسبت به آن حضرت کند، باید بیش و پیش از دیگران با امام زمان(ع) رابطه معنوى برقرار کند و در زندگى فردى و اجتماعى یاد و نام آن حضرت را همواره در نظر داشته باشد. در ادامه این بحث به بررسى بایسته‏هاى نظرى پرداختیم و گفتیم که یکى از مهم‏ترین این بایسته‏ها شناخت همه جانبه از فرهنگ مهدویت و انتظار است. در همین زمینه اشاره کردیم که دو دیدگاه مهم در زمینه شناخت امام زمان(ع) وجود دارد که از یکى تعبیر به »دیدگاه کلامى - تاریخى« و از دیگرى تعبیر به »دیدگاه فرهنگى - اجتماعى« مى‏کنیم.
در مورد ویژگیها و شاخصه‏هاى دیدگاه اول در قسمت قبلى به تفصیل سخن گفتیم و اینک به بررسى ویژگیها و شاخصه‏هاى دیدگاه دوم مى‏پردازیم.

 
 ب) دیدگاه فرهنگى - اجتماعى
این دیدگاه ضمن پذیرش همه مبانى و اصولى که در دیدگاه کلامى - تاریخى در زمینه تولد، غیبت و ظهور آخرین حجت الهى، حضرت مهدى(ع) پذیرفته شده و براساس براهین و شواهد قطعى و تردیدناپذیر عقلى و نقلى به اثبات رسیده، در پى این است که موضوع مهدویت و انتظار را به عنوان مبنایى براى پى‏ریزى کلیه مناسبات فرهنگى، سیاسى و اقتصادى مسلمانان در عصر غیبت، طرحى براى رهایى جوامع اسلامى از تارهاى درهم تنبیده فرهنگ و مدنیت مغرب زمین و راهکارى براى گذر همه اهل ایمان از فتنه‏ها و آشوبهاى آخرالزمان مطرح سازد.
پیش از پرداختن به مهم‏ترین شاخصه‏هاى دیدگاه فرهنگى - اجتماعى لازم است به عنوان مقدمه نکاتى را یادآور شویم:
در معارف شیعى، برخلاف دیگر ادیان و مذاهب، منجى موعود تنها به عنوان شخصیتى مربوط به آینده که در آخرالزمان زمین را از هرگونه بى‏عدالتى و نابرابرى پیراسته مى‏سازد، مطرح نیست؛ بلکه او شخصیتى است فرازمانى که سه زمان گذشته، حال و آینده را به هم پیوند مى‏دهد.
امام مهدى(ع) از یک سو شخصیتى تاریخى و مربوط به گذشته است؛ چرا که او براساس قرائن و شواهد تاریخى انکارناپذیر در زمان و مکان مشخص و از نسل و تبار شناخته شده به دنیا آمده و حوادث و رویدادهاى مختلف تاریخى را رقم زده است. این امام از دیگر سو، شخصیتى است مربوط به زمان حال؛ زیرا او به موجب نصوص فراوان، حجت خداوند بر بندگان در عصر حاضر و امام زمان شیعیان است و مردم در همین زمان حال نیز وظایف و تکالیف مشخصى در برابر او دارند. و بالاخره این امام؛ همچون موعود دیگر ادیان، شخصیتى مربوط به زمان آینده است؛ چرا که بنا بر روایات بى‏شمارى که از پیامبراکرم(ص) و اهل بیت عصمت و طهارت(ع) نقل شده، او جهان را پس از آنکه از ظلم و ستم پر شده از عدل و داد آکنده مى‏سازد و آینده بشر را رنگ و بویى خدایى مى‏دهد.
براین اساس مى‏توان گفت: همچنان‏که محدود کردن شخصیت امام مهدى(ع) به زمان گذشته و تنها سخن  از موضوعاتى مانند تاریخ غیبت صغرى و غیبت کبرى و نواب اربعه گفتن جفایى آشکار به این شخصیت است، محدود کردن آن به زمان آینده و معرفى کردن امام مهدى(ع) تنها به‏عنوان منجى موعود و کسى که فقط در آینده نامعلوم منشأ تحولاتى در جوامع انسانى خواهد بود، نیز ستمى بزرگ به حجت خدا و امام حىّ و شاهد و ناظر است. بنابراین تنها زمانى مى‏توان به شناختى جامع از شخصیت امام مهدى(ع) و اندیشه مهدویت و انتظار شیعى دست یافت که جایگاه و نقش این شخصیت و اندیشه را در سه زمان گذشته، حال و آینده بررسى کنیم و ضمن توجه به ریشه‏هاى تاریخى اندیشه مهدویت، رسالتى را که در عصر حاضر در برابر آن امام بزرگوار(ع) برعهده داریم به فراموشى نسپاریم و در عصر غیبت تمام تلاش خود را براى کسب رضایت آن حضرت و دورى از ناخشنودى ایشان، به کار بندیم.
شاید بتوان گفت معناى »معرفت امام زمان(ع)«، که پیامبر اکرم(ص) و امامان معصوم(ع) این همه در روایات بر آن تأکید کرده و دست نیافتن به آن را برابر با مرگ جاهلى دانسته‏اند، نیز چیزى غیر از این نیست؛ زیرا معرفت امام زمان(ع) آنگاه مى‏تواند ما را از مرگ جاهلى برهاند که بتوانیم با شناسایى امام عصر خود از هدایتهاى او بهره‏مند شویم و اوامر و نواهى او را پاس داریم وگرنه صرف این‏که بدانیم چه کسى در عصر حاضر امام ماست بى‏آنکه این امام تأثیرى در زندگى و فعل و ترک ما داشته باشد، نمى‏تواند مایه نجات و رستگارى ما باشد.
در اینجا براى روشن‏تر شدن بحث، به چند روایت که در آنها حالات، ویژگیها و وظایف منتظران واقعى امام مهدى(ع) در زمان غیبت، بیان شده، اشاره مى‏کنیم:
در نخستین روایت که از امام سجاد(ع) نقل شده، آن حضرت ضمن پیش‏بینى دوران غیبت دوازدهمین امام از سلسله جانشینان پیامبر اکرم(ص) کسانى را که در زمان غیبت، امامت این امام را پذیرا مى‏شوند و در انتظار او به سر مى‏برند، برترین مردم همه زمانها معرفى مى‏کنند و دلیل این برترى را این مى‏دانند که براى آنها غیبت و حضور هیچ تفاوتى نداشته و همان وظایفى را که در زمان حضور باید انجام دهند در زمان غیبت انجام مى‏دهند:
غیبت دوازدهمین ولى خداوند - صاحب عزت و جلال - از سلسله جانشینان رسول خدا - که درود خدا بر او و خاندانش باد - و امامان بعد از او، به درازا مى‏کشد. اى اباخالد! آن گروه از مردم که در زمان غیبت او امامتش را پذیرفته و منتظر ظهور اویند برترین مردم همه زمانها هستند؛ زیرا خداوند - که گرامى و بلندمرتبه است - چنان خفرَد، درک و شناختى به آنها ارزانى داشته که غیبت [و عدم حضور امام] براى آنها همانند مشاهده [و حضور امام] است.
خداوند مردم این زمان را به مانند کسانى قرار داده که با شمشیر در پیشگاه رسول خدا - که درود خدا و او بر خاندانش باد - جهاد مى‏کنند. آنها مخلصان واقعى، شیعیان راستین ما و دعوت کنندگان به سوى دین خدا در پنهان و آشکار هستند.1
در روایت دوم، امام صادق(ع) همه کسانى را که علاقه‏مند به داخل شدن در زمره یاران حضرت قائم(ع) هستند دعوت به انتظار کرده و به آنها سفارش مى‏کنند که در زمان انتظار، پرهیزکارى و اخلاق نیکو را پیشه خود سازند و در پایان نیز آن حضرت به منتظران نوید مى‏دهند که اگر این‏گونه عمل کنند، پاداش کسانى را مى‏یابند که در زمان ظهور در پیشگاه قائم(ع) هستند:
هرکس دوست مى‏دارد از یاران [حضرت] قائم [که بر او درود باد] باشد، باید که منتظر باشد و در این حال پرهیزکارى و اخلاق نیکو را پیشه خود سازد، در حالى که منتظر است. پس چنانچه بمیرد و پس از مردنش قائم - که بر او درود باد - به‏پا خیزد، پاداش او همچون پاداش کسى خواهد بود که آن حضرت را درک کرده است. پس کوشش کنید و در انتظار بمانید، گوارا باد بر شما [این اجر] اى گروه مشمول رحمت [خداوند].2
بالاخره در سومین روایت، که پیش از این نیز بدان اشاره شد، امام مهدى(ع) با یادآورى ناگهانى بودن امر ظهور، از همه شیعیان و منتظران خود مى‏خواهند که در زمان غیبت هرآنچه را که موجب خشنودى آن حضرت مى‏شود پیشه خود سازند و از هر آنچه که موجب ناخشنودى ایشان مى‏شود پرهیز کنند؛ زیرا در غیر این‏صورت در زمان ظهور هیچ عذرى از آنها پذیرفته نمى‏شود3.
با این نگاه به انتظار است که دیدگاه فرهنگى - اجتماعى، شکل گرفته و نگاهى متفاوت نسبت به آنچه تا کنون در زمینه فرهنگ مهدویت وجود داشته، مطرح کرده است.
در این قسمت از مقاله اگر بخواهیم به شاخص‏ترین اندیشمندانى که براساس دیدگاه فرهنگى - اجتماعى به تحلیل و بررسى اندیشه مهدویت و انتظار پرداخته و تلاش کرده‏اند با طرح این اندیشه راهى براى خروج شیعیان از بن‏بستهاى عصر غیبت بیایند، اشاره کنیم، به جرأت مى‏توانیم بگوییم در طول یازده قرنى که از آغاز غیبت کبراى امام عصر(ع) مى‏گذرد، هیچ فقیه، متکلم، فیلسوف و مصلح اجتماعى به اندازه امام خمینى (ره) به این دیدگاه اهتمام نداشته و در این زمینه تأثیرگذار نبوده است.
امام راحل با طرح اندیشه تشکیل حکومت اسلامى در عصر غیبت و تلاش خستگى‏ناپذیر در راه تحقق این اندیشه، به »انتظار« معنا و مفهوم تازه‏اى بخشید و تعریفى نو از رسالت و تکلیف شیعیان در برابر حجت خدا ارائه داد.
براى روشن‏تر شدن دیدگاه حضرت امام در این زمینه، به برخى از مهم‏ترین شاخصه‏هاى این دیدگاه اشاره مى ‏کنیم:


1. ارائه برداشتى متفاوت از مفهوم حجت : ایشان با ارائه مفهومى عمیق و بدیع از »حجت بودن امام معصوم« اعلام مى‏دارند که چون خداوند در روز قیامت به سبب وجود امام زمان و پدران بزرگوارش(ع) بر بندگان احتجاج و نسبت به عمل براساس سیره، رفتار و گفتار این بزرگواران از مردم بازخواست مى‏کند، بر آنان لازم است که همه تلاش خود را براى تحقق سیرت امامان معصوم(ع) در جامعه به کار بندند و در این زمینه هیچ عذر و بهانه‏اى از آنها پذیرفته نمى‏شود.
حضرت امام در کتاب البیع خود به هنگام بررسى ادله ولایت فقیه، ضمن برشمردن توقیع شریف حضرت صاحب‏الامر(ع) که در آن آمده است:
 ... و أمّا الحوادث الواقعة فارجعوا فیها إلى رواة حدیثنا فأنهم حجتى علیکم وأنا حجةاللَّه.
 ... و اما در رویدادهایى که براى شما پیش مى‏آید به راویان حدیث ما مراجعه کنید؛ چرا که آنها حجت من بر شماهستند و من حجت خدایم.
مى‏فرماید:
مقصود از حجت خدا بودنف امام معصوم این نیست که فقط بیان کننده احکام است؛ زیرا گفته بزرگانى چون زراره و محمد بن مسلم نیز حجت است و هیچ‏کس حق مردود دانستن و عمل نکردن به روایات ایشان را ندارد و این امر بر همگان آشکار است. بلکه منظور از حجت بودن امام زمان و پدران بزرگوارش، صلوات‏اللَّه علیهم اجمعین، این است که خداوند تعالى به سبب وجود ایشان و سیره و رفتار و گفتار آنان در تمام شؤون زندگى‏شان، بر بندگان احتجاج مى‏کند. از جمله شؤون امامان، عدالت آنان در همه زمینه‏هاى حکومت است. به عنوان مثال، وجود امیرالمؤمنین، علیه‏السلام، براى تمام فرمانداران و حاکمان ستم‏پیشه حجت است؛ زیرا خداوند به واسطه سیرت آن بزرگوار، باب عذر و بهانه را بر همه آنان در تعدى از حدود الهى و تجاوز به اموال مسلمانان و سرپیچى از قوانین اسلامى بسته است. همین گونه‏اند سایر حجتهاى خداوند، به ویژه حضرت ولى عصر، علیه‏السلام، که عدل را در میان مردم مى‏گستراند و زمین را از قسط پر مى‏کند و بر اساس نظامى عادلانه بر مردم حکم مى‏راند.4
 
2. دگرگون ساختن مفهوم انتظار: امام خمینى مفهومى را که در طول قرون و اعصار از »انتظار« در اذهان بسیارى از شیعیان نقش بسته بود دگرگون ساخت و با تفکرى که انتظار را برابر با سکون، رکود و تن دادن به وضع موجود معرفى مى‏کرد به مقابله جدى پرداخت:
 همه ما انتظار فرج داریم و باید در این انتظار خدمت کنیم. انتظار فرج، انتظار قدرت اسلام است و ما باید کوشش کنیم تا قدرت اسلام در عالم تحقق پیدا کند و مقدمات ظهور ان‏شاءاللَّه تهیه شود.5
 همه انتظار داریم وجود مبارک ایشان را، لکن با انتظار تنها نمى‏شود، بلکه با وضعى که بسیارى دارند، انتظار نیست. ما باید ملاحظه وظیفه فعلى شرعى - الهى خودمان را بکنیم و باکى از هیچ امرى از امور نداشته باشیم.6
   
3. تلاش براى تحقق عدالت در عصر غیبت: حضرت امام، تلاش براى تحقق عدالت و جلوگیرى از ظلم در عصر غیبت را یک تکلیف الهى دانسته و همه مسلمانان را دعوت مى‏کردند که تا سر حد توان خود این تکلیف الهى را به انجام رسانند:
 ما اگر دستمان مى‏رسید، قدرت داشتیم باید برویم تمام ظلمها و جورها را از عالم برداریم. تکلیف شرعى ماست منتها ما نمى‏توانیم، این که هست این است که حضرت عالم را پر مى‏کنند از عدالت، نه شما دست بردارید از این تکلیفتان، نه این که شما دیگر تکلیف ندارید.7
 البته این پر کردن دنیا را از عدالت، این را ما نمى‏توانیم بکنیم. اگر مى‏توانستیم مى‏کردیم اما چون نمى‏توانیم بکنیم ایشان باید بیابند.8
   
4. زمینه‏سازى ظهور منجى موعود: رهبر فقید انقلاب اسلامى معتقد بود که باید با گسترش اسلام راستین در جهان و مبارزه با سلطه جهانخواران، راه را براى ظهور منجى موعود هموار ساخت:
 ما با خواست خدا دست تجاوز و ستم همه ستمگران را در کشورهاى اسلامى مى‏شکنیم و با صدور انقلابمان، که در حقیقت صدور اسلام راستین و بیان احکام محمدى است، به سیطره و سلطه و ظلم جهانخواران خاتمه مى‏دهیم و به یارى خدا راه را براى ظهور منجى و مصلح کل و امامت مطلقه حق امام زمان، ارواحنا فداه، هموار مى‏کنیم.9
   
5. حرکت در جهت تحقق حکومت جهانى اسلام: امام راحل به جدّ بر این باور بود که انقلاب اسلامى ایران، نقطه شروع انقلاب جهانى حضرت مهدى(ع) است و از این رو پیوسته به مسئولان نظام توصیه مى‏کردند که هرگز از آرمان عظیم انقلاب اسلامى که تشکیل حکومت جهانى اسلام است غافل نشوند:
 مسئولان ما باید بدانند که انقلاب ما محدود به ایران نیست، انقلاب مردم ایران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمدارى حضرت حجت، ارواحنا فداه، است - که خداوند بر همه مسلمانان و جهانیان منت نهد و ظهور و فرجش را در عصر حاضر قرار دهد - مسائل اقتصادى و مادى اگر لحظه‏اى مسئولین را از وظیفه‏اى که برعهده دارند منصرف کند، خطرى بزرگ و خیانتى سهمگین را به دنبال دارد. باید دولت جمهورى اسلامى تمام سعى و توان خود را در اداره هر چه بهتر مردم بنماید، و این بدان معنا نیست که آنها را از اهداف عظیم انقلاب که ایجاد حکومت جهانى اسلام است منصرف کند.10

در سالهاى اخیر گروهى از فرزندان انقلاب اسلامى و وفاداران به آرمانهاى امام خمینى تلاش کردند که با الهام از اندیشه‏هاى این پیر فرزانه ابعاد و زوایاى دیگرى از دیدگاه فرهنگى - اجتماعى را تبیین کنند. این گروه با درک عمیق از موقعیت کنونى انقلاب اسلامى در جهان، نیازهاى فرهنگى جامعه اسلامى ایران و شرایط سیاسى، فرهنگى و اقتصادى حاکم بر جهان معاصر، تبلیغ و ترویج فرهنگ مهدویت و انتظار را سر لوحه فعالیتهاى خود قرار داده و پرداختن به امور زیر را در عصر حاضر ضرورى مى‏دانند:
   
1. شناسایى و نقد بنیادین وجوه مختلف فرهنگ و تمدن مغرب زمین، به عنوان فرهنگ و مدنیتى که در تقابل جدى با آرمان »حقیقت مدار«، »معنویت‏گرا« و »عدالت محور« مهدوى قرار دارد؛ زیرا انسانهاى عصر غیبت تنها زمانى مى‏توانند به ریسمان ولایت مهدوى چنگ زنند و به تمام معنا در سلک منتظران موعود قرار گیرند که باطل زمان خویش را به درستى بشناسند و با تمام وجود از آن بیزارى جویند؛
   
2. شناخت و نقد جدى مناسبات فرهنگى، سیاسى و اقتصادى حاکم بر جوامع اسلامى؛ مناسباتى که عمدتاً به تقلید از الگوهاى توسعه غربى و تحت تأثیر اندیشه‏هاى عصر مدرنیته در این جوامع شکل گرفته است؛ چرا که این جوامع بدون شناخت جدى وضع موجود خود نمى‏توانند به راهکارهاى مبتنى بر آموزه‏هاى دینى براى خروج از فتنه‏هاى فراگیر عصر غیبت دست یابند؛


   
3. تلاش در جهت تدوین استراتژى سیاسى، فرهنگى، اقتصادى و نظامى جوامع اسلامى در عصر غیبت و تا رسیدن به عصر طلایى ظهور، براساس اندیشه مهدویت و انتظار؛
   
4. بازشناسى وجوه مختلف اعتقادى، تاریخى، فرهنگى و اجتماعى اندیشه مهدویت و انتظار با بهره‏گیرى از منابع متقن و مستدل و استفاده از همه توان مراکز علمى حوزوى و دانشگاهى در زمینه مباحث، کلامى، فلسفى، عرفانى، اخلاقى، علوم اجتماعى و سیاسى و...؛
   
5. تلاش در جهت پالایش اندیشه ناب مهدوى از هرگونه شائبه جعل و تحریف و زدودن این اندیشه از زنگارهاى جهل و خرافه، سخنان سست و بى‏اساس و هرگونه دیدگاه انحرافى مبتنى بر افراط یا تفریط؛
   
6. پاسخگویى عالمانه و متناسب با نیازهاى روز به شبهات، پرسشها و ابهامهاى موجود در زمینه اندیشه مهدویت؛
   
7. احیا و گسترش فرهنگ انتظار و تلاش براى شناساندن نقش سازنده این فرهنگ در پایدارى و پویایى جوامع اسلامى؛
   
8. تبیین وظایف و تکالیف مردم در برابر حجت خدا و امام عصر(ع)، نهادینه ساختن این وظایف و تکالیف در فرد واجتماع و آماده ساختن جامعه اسلامى براى استقبال از واقعه مبارک ظهور؛
   
9. مقابله جدى با کلیه جریانهاى سیاسى - فرهنگى که در قالب کتاب، نشریه، فیلم، نرم‏افزارهاى رایانه‏اى، پایگاه‏هاى اطلاع‏رسانى جهانى (اینترنت) و... به تقابل با اندیشه مهدویت شیعى مى‏پردازند؛
   
10. بررسى و نقد کلیه دیدگاه‏هایى که از سوى متفکران مغرب زمین در زمینه جهان آینده و آینده جهان مطرح است.
یکى از مهم‏ترین کتابهایى که مى‏توان با استفاده از آن به شناختى نسبتاً جامع از دیدگاه فرهنگى - اجتماعى رسید، کتاب زیر است:
استراتژى انتظار (2جلد در یک مجلد)، اسماعیل شفیعى‏سروستانى، چاپ اول: تهران، موعودعصر، 1381.
ادامه‏ دارد
 


 پى ‏نوشتها :
 1 .   شیخ صدوق، کمال‏الدین و تمام‏النعمة، ج1، ص320؛ محمدباقر مجلسى، همان، ج52، ص122، ح4.
 2 .   محمدبن ابراهیم نعمانى، کتاب الغیبة، ص200، ح16.
 3 .   محمدباقر مجلسى، همان، ج53، ص176.
 4 .   امام خمینى، کتاب البیع، ج2، ص475-474؛ همو، شؤون و اختیارات ولى فقیه (ترجمه مبحث ولایت فقیه از »کتاب البیع«)، ص46.
 5 .   صحیفه نور (جموعه رهنمودهاى امام خمینى) ج7، ص255.
 6 .   همان، ج19، ص154.
 7 .   همان، ص198.
 8 .   همان، ج20، ص197.
 9 .   همان.
 10.   همان، ج21، ص108.
 

بایسته‌هاى تبلیغ فرهنگ مهدوى-1

ابراهیم شفیعى‏سروستانى
اشاره :
در چند سال گذشته شور و شوق ظهور منجى موعود در سراسر جهان و در میان همه اقوام، ملل و مذاهب رشدى شتابان داشته و مباحث مربوط به آخرالزمان‏شناسى و منجى‏گرایى با سرعتى باورنکردنى گسترش یافته است. پیروان اهل‏بیت(ع) در سرزمین اسلامى ایران نیز به مدد انفاس قدسى حضرت بقیةاللَّه الأعظم - أرواحنا له الفداء - توجه روزافزونى نسبت به موضوع مهدویت و انتظار پیدا کرده و عاشقان مهدى(ع) گوشه، گوشه این سرزمین را تبدیل به مجالس ذکر یاد و نام آن عزیز سفر کرده نموده‏اند.
امروزه در کشور ما کمتر مرکز علمى، آموزشى و فرهنگى دیده مى‏شود که  در آن محفل، انجمن، کانون، گروه یا نشریه‏اى با هدف تبلیغ و ترویج فرهنگ مهدویت و انتظار یا تحقیق و پژوهش در این زمینه شکل نگرفته باشد. اما حساسیتها و ظرافتهاى فرهنگ مهدوى، از یک‏سو، و آسیبهایى که ممکن است در این میان از سوى دشمنان دانا یا دوستان نادان متوجه این فرهنگ شود، از سوى دیگر، ضرورت توجه به رسالتها و وظایف مبلغان و مروّجان فرهنگ مهدوى را دو چندان ساخته است.
با توجه به آنچه گفته شد در این سلسله مقالات تلاش شده که ضمن تبیین مهم‏ترین بایسته‏هاى تبلیغ و ترویج فرهنگ مهدوى و ارائه راهکارهایى براى تعمیق و گسترش هر چه بیشتر این‏گونه فعالیتها، برخى از آسیبها و آفتهایى که فعالیتهاى تبلیغى و ترویجى در حوزه مباحث مهدوى را تهدید مى‏کنند، نیز بررسى شود.
با امید به این‏که مورد توجه شما عزیزان واقع شود.

 
 1. بایسته‏هاى عملىدر فرهنگ اسلامى کسى که نقش دعوت کننده (داعى) مردم را به عهده مى‏گیرد، رسالت و مسئولیت سنگینى دارد و لازم است خود بیش از هر کس دیگر به آنچه مردم را به آن فرا مى‏خواند پاى‏بند باشد؛ زیرا سخن آنگاه بر دل مى‏نشیند که از دل برآمده باشد و تنها سخنى از دل برمى‏آید که از مرحله اداى زبانى فراتر رفته و به عمق جان راه یافته باشد. روشن است که انسان تا چیزى را با همه وجود نپذیرد و در عمل بدان پاى‏بند نباشد به عمق جانش راه نمى‏یابد.
با توجه به آنچه گفته شد کسى که مى‏خواهد جامعه پیرامون خود را به سوى امام زمان(ع) فراخواند و آنها را دعوت به توجه و انس و التفات بیشتر نسبت به آن حضرت کند، قطعاً باید خود بیش و پیش از دیگران با امام زمان(ع) رابطه معنوى برقرار کند و در زندگى فردى و اجتماعى خود یاد و نام آن حضرت را همواره درنظر داشته باشد.
 افزون بر این، انس و ارتباط معنوى با امام عصر(ع) از جهت دیگرى نیز براى مروجان و مبلغان فرهنگ مهدوى ضرورى است و آن به دست آوردن پشتوانه لازم در فعالیت تبلیغى و ترویجى است. توضیح آنکه: به دلیل شرایط فرهنگى خاص حاکم بر برخى از محیطها فعالیت تبلیغى و ترویجى چندان ساده نیست و قطعاً مسائل و مشکلاتى را به همراه خواهد داشت؛ از این رو اگر مروج و مبلغ این فرهنگ از ظرفیت و تحمل بالایى برخوردار نباشد چه بسا که پس از مدتى دچار یأس و دلسردى شود. در این شرایط تنها چیزى که مى‏تواند ظرفیت و تحمل لازم را به فعالان در این حوزه ببخشد و پشتوانه لازم را براى آنها فراهم کند ارتباط معنوى با امام عصر(ع) است. در صورت وجود این ارتباط معنوى، ظرفیت و تحمل محدود ما در پیوند با ظرفیت و تحمل نامحدود آن امام وسعت و گسترش مى‏یابد و به ما توان تحمل سختیها و مشکلات این راه را پیدا مى‏کنیم.
 در اینجا ممکن است پرسیده شود: چگونه مى‏توان با امام مهدى(ع) رابطه معنوى برقرار کرد؟ در پاسخ باید گفت: این کار بسیار ساده است. البته به شرط آن‏که از همان ابتدا به دنبال دست یافتن به جایگاههاى بسیار بالایى چون تشرف خدمت آن حضرت نباشید، بلکه قدم به قدم و به تدریج این رابطه معنوى را گسترش داده و تعمیق بخشید.
 نخستین قدمها براى ایجاد ارتباط معنوى با امام عصر(ع) مى‏تواند با انجام یک یا چند مورد از کارهاى زیر آغاز شود: خواندن دعاى عهد در هر صبحگاه؛ عرض سلام خدمت آن حضرت در آغاز و پایان هر روز؛ خواندن زیارت آل‏یاسین یا دعاى ندبه در هر روز جمعه؛ دعا براى سلامتى آن حضرت در مواقعى چون قنوت نماز و تعقیب نمازهاى روزانه؛ خواندن نماز امام زمان؛ توسل به آن حضرت در مواقع سختى و مشکلات و...
همانطور که گفته شد لازم نیست همه این کارها را به یکباره و همزمان آغاز کنید، یکى دو مورد از کارهاى یاد شده را انتخاب و سعى کنید به طور مرتب و مستمر آن را انجام دهید و به تدریج کارهاى دیگر را نیز به برنامه خود اضافه کنید.
گفتنى است که کتابها و آثار مختلفى در زمینه وظایف و تکالیف منتظران و راههاى افزایش انس و پیوند معنوى با امام عصر(ع) تألیف شده که در اینجا به دو مورد از آنها اشاره مى‏کنیم:
1. مکیال المکارم فى‏فوائد الدعاء للقائم(ع)،1 سیدمحمد تقى موسوى اصفهانى (1301-1348ق.)، 2ج، ترجمه سیدمهدى حائرى قزوینى، چاپ دوم: تهران، دفتر تحقیقات و انتشارات بدر، 1412ق.
گفتنى است که این کتاب در سال 1380 با اصلاحاتى از سوى انتشارات برگ شقایق به چاپ رسیده است.
مرحوم سید محمدتقى اصفهانى در مقدمه کتاب مکیال‏المکارم یادآور مى‏شود که این کتاب را براساس سفارشى که امام مهدى(ع) در خواب به او نموده بود تألیف کرده است.
 کتاب یاد شده که یکى از منابع ارزشمند در زمینه شناخت ادعیه و زیارتهاى مرتبط با امام عصر(ع) و وظایف شیعیان در برابر آن حضرت است در پنج بخش، به شرح زیر سامان یافته است:
    1. شناخت امام زمان(ع) واجب است؛
    2. اثبات امامت حضرت حجت‏بن‏الحسن العسکرى(ع)؛
    3. در بیان قسمتى از حقوق و مراحم آن حضرت نسبت به ما؛
    4. درجات و خصوصیات امام زمان(ع) که موجب دعا براى آن جناب مى‏باشد؛
    5. بیان نتایج خوب از دعا براى فرج؛
    6. اوقات و حالات تأکید شده براى دعا؛
    7. چگونگى دعا براى تعجیل فرج و ظهور امام؛
    8. تکالیف عصر غیبت.
    2. پیوند معنوى، با ساحت قدس مهدوى (تکالیف الأنام فى غیبة الإمام علیه الصلوة والسلام)، دبیرالدین صدرالاسلام على‏اکبر همدانى (در گذشته به سال 1326ق.) چاپ اول: تهران، بدر، 1361.
در این کتاب پس از مقدمه مؤلف، تکالیف منتظران در زمان غیبت، در شصت عنوان مستقل مورد بررسى قرار گرفته است.
همچنین شما مى‏توانید با بهره‏بردارى از کتاب راز و نیاز منتظران، که از سوى انتشارات موعود منتشر شده، بیش از پیش با دعاها، زیارتها، نمازها و صلوات و توسلات مرتبط با امام عصر(ع) آشنا شوید.
این نخستین قدم در راه ایجاد ارتباط معنوى با امام عصر(ع) است و قطعاً با مواظبت بر انجام کارهایى که از آنها یاد شد، رفته رفته روح انتظار در شما زنده‏تر شده، پیوند معنوى شما با امام مهدى(ع) مستحکم‏تر مى‏شود و با آن حضرت انس و الفتى بیشتر پیدا مى‏کنید. اما پس از این مرحله باید تلاش نمایید که حضور امام عصر(ع) را بیش از پیش در زندگى فردى و اجتماعى خود احساس کنید. احساس حضور امام به این است که شما آن حضرت را شاهد و ناظر بر رفتار، گفتار و پندار خود بدانید و هر آنچه را که خشنودى امام زمان(ع) در آن است انجام دهید و از هر آنچه که موجب ناخشنودى آن امام مى‏شود دورى گزینید. این حداقل وظیفه‏اى است که ما در برابر حجت خدا داریم و آن حضرت نیز به صراحت انجام این وظیفه را به عهده همه ما گذاشته‏اند:
هر یک از شما باید آنچه را که موجب دوستى ما مى‏شود، پیشه خود سازد و از هر آنچه که موجب خشم و ناخشنودى ما مى‏گردد، دورى گزیند؛ زیرا فرمان ما به یکباره و ناگهانى فرا مى‏رسد و در آن زمان توبه و بازگشت براى کسى سودى ندارد و پشیمانى از گناه کسى را از کیفر ما نجات نمى‏بخشد.2


 2. بایسته‏هاى نظرى
 2-1. شناخت همه‏جانبه از فرهنگ مهدویت و انتظار
براساس روایات قطعى و تردیدناپذیرى که از طریق شیعه و اهل سنت نقل شده، بر هر مسلمانى واجب است که امام زمان خود را بشناسد. این موضوع از چنان اهمیتى برخوردار است که پیامبر گرامى اسلام(ص) و ائمه معصومین(ع) فرموده‏اند:
 کسى که بمیرد و امام زمان خود را نشناسد مانند کسى است که در عصر جاهلیت [عصر گمراهى]، از دنیا رفته است.3
امام باقر(ع) نیز در همین زمینه مى‏فرماید:
 هر کس در حالى بمیرد که امامى نداشته باشد، مردن او مردن جاهلیت است و هرآنکه در حال شناختن امامش بمیرد، پیش افتادن و یا تأخیر این امر [دولت آل محمد(ع)] او را زیان نرساند و هرکس بمیرد در حالى که امامش را شناخته همچون کسى است که در خیمه قائم با آن حضرت باشد.4
با توجه به این موضوع هر یک از ما وظیفه داریم که در حد توان، امام و حجت عصر خود؛ یعنى امام مهدى(ع) - که دوازدهمین امام از سلسله امامان شیعه و فرزند امام حسن عسکرى(ع) است - بشناسیم. قطعاً به همان میزان که ما امام زمان(ع) را بشناسیم به همان میزان هم از تیرگى، تباهى و گمراهى عصر جاهلى دور و به روشنایى، سعادت و رستگارى نزدیک مى‏شویم.
 
 دو دیدگاه در شناخت امام زمان (ع)
شخصیت و ابعاد وجودى امام مهدى (ع) را از دیدگاههاى مختلف مى‏توان مورد مطالعه و بررسى قرار داد که مهم‏ترین آنها»دیدگاه کلامى(اعتقادى) - تاریخى« و »دیدگاه فرهنگى - اجتماعى« است. پیش از آن‏که به بررسى هر یک از دیدگاهها بپردازیم، لازم است یادآورى کنیم که این دو دیدگاه، مکمل یکدیگرند و بدون شک نمى‏توان بدون شناخت درست کلامى - تاریخى از امام مهدى (ع) به شناخت فرهنگى - اجتماعى از آن حضرت دست یافت.
 
 الف) دیدگاه کلامى - تاریخى
در این دیدگاه به طور عمده دو بعد از ابعاد شخصیت و زندگانى امام مهدى (ع) مورد توجه قرار مى‏گیرد: نخست این که آن حضرت، حجت خدا، تداوم بخش سلسله حجتهاى الهى و دوازدهمین امام معصوم از تبار امامان معصوم شیعه (ع) است که در حال حاضر در غیبت به سر مى‏برند ؛ دوم این‏که ایشان شخصیتى است تاریخى که در مقطع زمانى معینى از پدر و مادر مشخصى به دنیا آمده، حوادث متعددى را پشت سر گذاشته، با انسانهاى مختلفى درارتباط بوده و منشأ رویدادها و تحولات مختلفى در عصر غیبت صغرى بوده‏اند.
    براین اساس در بیشتر کتابهایى که با دیدگاه کلامى - تاریخى به بررسى شخصیت و ابعاد وجودى امام مهدى (ع) پرداخته‏اند با سرفصلهاى مشابهى روبرو مى‏شویم که برخى از مهم‏ترین آنها به قرار زیر است:
    1. لزوم وجود حجت الهى در هر عصر؛
    2. اثبات ولادت؛
    3. دلایل  امامت؛
    4. ویژگیهاى شخصى؛
    5. فلسفه غیبت؛
    6. نواب خاص؛
    7. راز طول عمر؛
    8. معجزات؛
    9. توقیعات (پیامها)؛
 10. نشانه‏هاى ظهور آن حضرت و... .
قطعاً پرداختن به همه کتابهایى که از قرنها پیش تاکنون با دیدگاه یادشده به رشته تحریر پدرآمده‏اند، در گنجایش این مقاله نیست، پس به ناچار تنها به ذکر عناوین و نویسندگان برخى از مهم‏ترین این کتابها - که در واقع مصادر اصلى فرهنگ مهدوى شیعى به شمار مى‏آیند - به ترتیب تاریخ بسنده مى‏کنیم.
    شایان ذکر است که برخى از این کتابها در زمره مجموعه کتابهاى حدیثى یا تاریخى شیعه‏اند که بخشى را به بررسى ابعاد اعتقادى و تاریخى فرهنگ مهدوى اختصاص داده‏اند:
1. الکافى، ابى‏جعفر محمد بن یعقوب کلینى (درگذشته به سال 328 یا 329 ق)، 8ج، چاپ چهارم: تهران، دارالکتب الإسلامیه، 1365.
همانطور که مى‏دانید کتاب الکافى جزء کتابهاى چهارگانه (کتب اربعه) روایى شیعه است. این مجموعه 8 جلدى شامل سه بخش کلى اصول (جلد 1 و 2)، فروع (جلد 3 - 7) و روضه (جلد 8) است. »اصول کافى« در بردارنده روایات اعتقادى، »فروع کافى« در بردارنده روایات فقهى و عبادى و »روضه کافى« شامل روایات اخلاقى است.
شایان ذکر است که جلد اول و دوم کتاب الکافى که مباحث اعتقادى را دربردارد، با عنوان اصول کافى در چهارجلد ترجمه شده و در دسترس همه علاقه‏مندان به معارف شیعى قرار گرفته است.5
بخش عمده‏اى از جلد اول (متن عربى) این کتاب (صص 168-554) با عنوان »کتاب الحجّه« به بیان دلایل وجود حجت خدا در عالم هستى، ویژگیهاى امامان معصوم(ع)، دلایل امامت هر یک از امامان شیعه و تاریخ زندگانى آنها اختصاص یافته است.
عزیزانى که علاقه‏مندند مباحث یادشده را از متن ترجمه شده جست‏وجو کنند مى‏توانند به جلد اوّل این کتاب (صص 236-395) و جلد دوم آن مراجعه کنند.
2. کمال الدین و تمام النعمة، ابى جعفرمحمد بن على بن الحسین معروف به ابن بابویه و شیخ صدوق (در گذشته به سال 381 ق)، 2ج، تحقیق و تصحیح على‏اکبر غفارى، مترجم منصور پهلوان، چاپ اول: قم، سازمان چاپ و نشر دارالحدیث، 1380.
چنانکه مرحوم شیخ صدوق در مقدمه این کتاب آورده است، امام مهدى (ع) در رؤیایى صادقه دستور تألیف کتاب یادشده را به ایشان داده‏اند.
کتاب کمال الدین و تمام النعمة که یکى از مصادر منحصر به فرد موضوع مهدویت به شمار مى‏آید، مشتمل بر یک مقدمه و 58 باب است. در مقدمه به پاسخ برخى شبهات در مورد امام مهدى (ع) پرداخته شده و در ابواب کتاب موضوعات متنوعى مورد بررسى قرار گرفته است. برخى از موضوعاتى که در این ابواب بررسى شده به شرح زیر است:
    1. احوال کسانى که عمرهاى طولانى داشته‏اند؛
    2. دلایل نیاز مردم به امام؛
    3. روایاتى که از پیامبر (ص) و امام معصوم (ع) در مورد غیبت امام دوازدهم وارد شده است؛
    4. میلاد امام مهدى (ع)؛
    5. کسانى که آن حضرت را دیده‏اند؛
    6. توقیعاتى که از امام مهدى(ع) رسیده است و ...

شایان ذکر است که مرحوم شیخ صدوق کتاب دیگرى نیز با عنوان الإمامة والتبصرة من الحیرة در زمینه موضوع امامت امام مهدى(ع) به رشته تحریر درآورده‏اند.


3. کتاب الغیبة، ابن ابى زینب، محمّد بن ابراهیم بن جعفر، معروف به نعمانى (از علماى قرن چهارم هجرى قمرى)، تحقیق و تصحیح على‏اکبر غفارى، مترجم محمد جواد غفارى، چاپ دوم: تهران، صدوق، 1376.
کتاب یاد شده مشتمل بر یک مقدمه و 26 باب است. نویسنده در مقدمه نسبتاً طولانى این کتاب، به بیان دلایل و انگیزه تألیف کتاب پرداخته و در ابواب مختلف آن موضوعات گوناگونى را مورد بررسى قرار داده که مهم‏ترین آنها به‏شرح زیر است:
   
    1. ضرورت شناخت امام(ع)؛
    2. غیبت امام زمان(ع)؛
    3. ویژگیها و خصائل حضرت صاحب(ع)؛
    4. علائم پیش از ظهور؛
    5. وضع شیعه هنگام قیام قائم(ع) و... را بررسى کرده است.
    4. الإرشاد فى معرفة حجج اللَّه على العباد، محمدبن محمدبن نعمان معروف به شیخ مفید (درگذشته به سال 413ق)، 2ج،

ترجمه و شرح سید هاشم رسولى محلاتى، تهران، علمیه اسلامیه، بى‏تا.
این کتاب مجموعه کاملى از تاریخ زندگانى و شرح احوال و اوصاف امامان شیعه است که در یک مقدمه و 40 باب سامان یافته است. باب 35 تا 40 این کتاب به امام مهدى(ع) اختصاص دارد و در آنها موضوعاتى چون تاریخ ولادت؛ ادله امامت؛ معجزات و نشانه‏هاى ظهور آن امام بررسى شده است.
    شایان ذکر است که شیخ مفید(ره) رساله‏هاى مستقلى نیز در باب غیبت امام عصر و پاسخ به سؤالات و شبهات مطرح در این زمینه دارند که از آن جمله مى‏توان به الرسالة فى‏الغیبة6 (چهار رساله مستقل) و الفصول العشرة فى‏الغیبة7 اشاره کرد.
   
5. کتاب الغیبة، ابى‏جعفر محمدبن الحسن الطوسى، معروف به شیخ طوسى (درگذشته به سال 460 ق.)، تحقیق عباداللَّه الطهرانى و على احمد ناصح، چاپ دوم: قم، مؤسسةالمعارف الاسلامیه، 1417ق.
این کتاب که در مجموعه معارف مهدوى شیعه جایگاه خاص و قابل توجهى دارد، از دیرباز مورد توجه علما و اندیشمندان بوده و بسیارى از کسانى که در سده‏هاى اخیر به تألیف کتاب در این زمینه پرداخته‏اند، از آن بهره‏بردارى کرده‏اند.
چنانکه شیخ طوسى (ره) در مقدمه کتاب آورده است، ایشان این کتاب را براى بررسى مباحث مختلف مرتبط با غیبت حضرت صاحب‏الزمان (ع)، دلیل آغاز غیبت و علت استمرار آن و همچنین پاسخ به شبهات و سؤالاتى که در این زمینه‏ها از سوى مخالفان مطرح مى‏شده، به رشته تحریر درآورده‏اند.
این کتاب نیز چون برخى دیگر از کتابهایى که از آنها یاد شد، ابتدا به مسئله امامت امام عصر(ع) در زمان غیبت و دلایل موجود در این زمینه و همچنین اثبات تولد آن حضرت پرداخته و با ذکر برخى از توقیعاتى که از سوى آن حضرت صادر شده، معرفى برخى از کسانى که در دوران غیبت صغرى توفیق وکالت و نمایندگى از سوى امام مهدى(ع) را داشته‏اند و همچنین بیان برخى نشانه‏هاى ظهور مباحث خود را به پایان برده است.
کتاب یاد شده توسط »شیخ محمد رازى« ترجمه و با نام تحفه قدسى در علائم ظهور مهدى موعود(ع) در سال 1350 از سوى انتشارات کتابفروشى اسلامیه منتشر شده است.

6. إعلام الورى بأعلام الهدى8، ابى على‏الفضل‏بن الحسن الطبرسى معروف به امین‏الاسلام طبرسى (468-548 ق.)، 2ج، تحقیق مؤسسة آل‏البیت(ع) لإحیاء التراث، چاپ اول: قم، مؤسسة آل‏البیت(ع) لإحیاء الثرات، 1417ق.
این کتاب دربردارنده تاریخ زندگانى، دلایل و معجزات و فضائل و مناقب پیامبر گرامى اسلام(ص) و اهل‏بیت عصمت و طهارت (ع) است. در بخش پایانى کتاب یادشده مباحث مختلف مرتبط با امام دوازدهم شیعیان در ضمن پنج باب به شرح زیر بررسى شده است:
    1. نام، کنیه، لقب، محل تولد، نام مادر امام دوازدهم و کسانى که آن حضرت را دیده‏اند؛
    2. روایاتى که در زمینه امامت امام دوازدهم از پدران آن حضرت رسیده است؛
    3. چگونگى استدلال به روایات براى اثبات امامت آن حضرت، دلایل و نشانه‏هایى که در دوران غیبت صغرى از آن حضرت آشکار شده و دلالت بر امامت ایشان مى‏کنند، برخى از توقیعات (نامه‏ها و پیامهایى) که از آن حضرت رسیده است، کسانى که آن حضرت را دیده‏اند و یا وکیل ایشان بوده‏اند؛
    4. نشانه‏هاى سال و روز قیام قائم (ع)، سیره آن حضرت در زمان ظهور و خصال ظاهرى آن حضرت؛
    5. پاسخ به شبهات و پرسشهایى که مخالفان مطرح مى‏کنند.
   
7. کشف الغمّة فى معرفة الأئمه، ابى‏الحسن على بن عیسى بن ابى الفتح الإربلى (در گذشته به سال 693ق.)، 3ج، چاپ دوم: بیروت، دارالأضوا، 1405ق.
 کتاب یادشده که دوره کامل تاریخ زندگى و فضائل و مناقب پیامبر اکرم(ص) و اهل بیت گرامى ایشان(ع) است از دیرباز مورد توجه اهل تحقیق بوده و به دلیل نیکویى روش، روشنى عبارات، امانت در نقل و استناد به مصادر مورد قبول شیعه و اهل سنت ستایش شده است.9
بخش عمده‏اى از جلد سوم این کتاب (از ص233 تا 263) به ذکر امام دوازدهم اختصاص یافته و در آن تاریخ زندگى، دلایل امامت، نشانه‏هاى ظهور، ویژگیهاى ظاهرى، معجزات، توقیعات و دیگر موضوعات مرتبط با آن حضرت بررسى شده است.

8. إثبات الهداة بالنصوص والمعجزات، محمد بن الحسن الحفرّالعاملى (در گذشته به سال 1104ق.)، 7ج، تصحیح سید هاشم رسولى محلاتى، مترجم احمد جنتى، چاپ اول: دارالکتب الإسلامیه، 1366.
 این کتاب براساس گفته مؤلف آن دربردارنده بیش از 20000 حدیث و دلیل نقلى در زمینه اثبات نبوت خاصه حضرت خاتم‏الانبیاء(ص) و امامت ائمه اطهار(ع) است.
 از مهم‏ترین ویژگیهاى کتاب یادشده این است که در بررسى زندگى پیامبر اکرم(ص) و هر یک از ائمه اهل‏بیت(ع) روایاتى که در کتابهاى معروف و معتبر شیعه و اهل سنت درباره این بزرگواران وارد شده به تفکیک نقل و بررسى شده است.
 بخش پایانى کتاب إثبات‏الهداة که دربردارنده بخشى از جلد ششم (ص 259-229) و تمامى جلد هفتم این کتاب است، به امام دوازدهم حضرت صاحب‏الزمان(ع) اختصاص یافته و در آن موضوعات زیر مطرح شده است:
    1. نصوصى که از طریق شیعه و اهل سنت بر امامت صاحب‏الزمان(ع) وارد شده است؛
    2. معجزات صاحب‏الزمان(ع)؛
    3. صفات امام مهدى(ع) و نشانه‏هاى خروج آن حضرت؛
    4. رد اندیشه‏هاى غلات و....
   
9. بحارالأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، محمد باقر مجلسى معروف به علامه مجلسى (1027-1111ق). 110 ج، چاپ سوم: بیروت، دار إحیاء التراث العربى، 1403ق.
کتاب یاد شده یکى از بزرگ‏ترین مجموعه‏هاى روایى شیعه به شمار مى‏آید و دربردارنده روایات بسیارى در زمینه‏هاى مختلف اعتقادى، اخلاقى، فقهى، تاریخى و... است. سه جلد از این کتاب؛ یعنى جلدهاى 51 تا 53 با عنوان »تاریخ الحجة« به بررسى ابعاد مختلف زندگى امام عصر(ع)، از تولد تا غیبت و از غیبت تا ظهور اختصاص یافته و در آن بخش عمده‏اى از روایاتى که در هر یک از این زمینه‏ها از پیامبر اکرم(ص) و ائمه معصومین(ع) نقل شده، جمع‏آورى گردیده است.
 مجلدات یاد شده که دربردارنده مطالب جلد 13 از چاپهاى قدیمى بحارالأنوار است به دفعات ترجمه شده و براى همه علاقه‏مندان قابل استفاده است. معروف‏ترین این ترجمه‏ها، ترجمه آقاى على دوانى است که با نام مهدى موعود(ع) از سوى انتشارات دارالکتب الاسلامیة منتشر شده است. اخیراً هم این کتاب با ترجمه حسن بن محمد ولى ارومیه‏اى از سوى انتشارات مسجد مقدس جمکران منتشر شده است.
در سالهاى اخیر نیز کتابهاى زیادى براساس دیدگاه کلامى - تاریخى و با بهره‏گیرى از مصادر اولیه مهدویت به رشته تحریر درآمده‏اند که برخى از آنها به شرح زیر است:
   
1. إلزام الناصب فى إثبات الحجّة الغائب(ع)، شیخ على یزدى حائرى (در گذشته به سال 1333ق.)، 2ج، چاپ دوم: قم، مکتبةالرضى، 1404ق.
    جلد اول این کتاب که در هفت فصل سامان یافته شامل مباحثى به شرح زیر است:
    1. لزوم وجود حجت الهى در زمین؛
    2. معرفت امام(ع)؛
    3. بشارتهاى الهى به ظهور امام مهدى(ع) در قرآن و دیگر کتابهاى آسمانى؛
    4. اخبار پیامبر و ائمه معصومین(ع) به ظهور حجت(ع)؛
    5. آیاتى که به امام مهدى(ع) تفسیر شده‏اند؛
    6. امکان غیبت و کسانى از انبیاء و اولیا که غیبت داشته‏اند، فلسفه غیبت و...
    در جلد دوم این کتاب نیز این عناوین به چشم مى‏خورد:
    1. حکایت کسانى که در زمان غیبت کبرى ادعاى رؤیت کرده‏اند؛
    2. اخبار اهل سنت به وجود حجت(ع)؛
    3. نشانه‏هاى ظهور، حوادث عصر ظهور و رجعت و...
    شایان ذکر است که این کتاب توسط »سیدمحمد جواد مرعشى نجفى« ترجمه و با نام چهره درخشان امام زمان(ع)، در سه جلد منتشر شده است.

2. امام مهدى(ع) از ولادت تا ظهور (ترجمه الإمام المهدى(ع) من المهد إلى الظهور)، سیدمحمد کاظم قزوینى (1308-1373ش)، ترجمه حسین فریدونى، چاپ اول: تهران، آفاق، 1376.
    کتاب یاد شده که در زمره محدود کتابهاى ارزشمند تألیف شده در سالهاى اخیر است، مشتمل بر 24 فصل است که عناوین آنها به این شرح است:
    1. امام زمان(ع) کیست؟؛
    2. نام و نسب حضرت؛
    3. بشارات قرآن؛
    4. بشارات احادیث نبوى؛
    5. بشارات ا

 پى‏ نوشتها :
 1 .   ترجمه نام کتاب چنین است: »پیمانه‏هاى خوبیها، درباره فواید دعا براى قائم(ع)«.
 2 .   محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج 53، ص 176، ح 7.
 3 .   همان، ج 8، ص 368.
 4 .   محمدبن یعقوب کلینى، الکافى، ج1، ص371، ح5.
 5 .   مترجم این کتاب سید جواد مصطفوى و ناشر آن دفتر نشر فرهنگ اهل‏بیت(ع) است.
 6 .   ر.ک: مصنفات الشیخ المفید، ج 7.
 7 .   ر.ک: همان، ج 3.
 8 .   ترجمه نام این کتاب این است: »شناساندن پیشوایان (نشانه‏هاى) هدایت به مردمان«.
 9 .   ر.ک: کشف الغمة فى معرفة الأئمة، ج 1، مقدمه.
 

بایدها و نبایدهای گفتگو از فرهنگ مهدوی-2

قسمت دوم
ابراهیم شفیعى سروستانى


 
اشاره:
در قسمت اول گفتیم که تبلیغ و ترویج فرهنگ مهدوى نیازمند کسب تواناییها و آمادگیهاى مختلفى است که در مجموع مى توان آنها را به دو دسته »بایسته هاى عملى« و »بایسته هاى نظرى« تقسیم کرد. در مورد بایسته هاى عملى به طور اجمال گفتیم کسى که مى خواهد دیگران را به سوى امام زمان (ع) فرا خواند باید خود بیش و پیش از دیگران با آن حضرت رابطه معنوى داشته باشد. در مورد کم وکیف این رابطه معنوى هم کمى صحبت کردیم. اما در مورد بایسته هاى نظرى تنها به این نکته اشاره کردیم که مبلّغ فرهنگ مهدوى باید امام زمان خود را به خوبى بشناسد و بداند آن امام چه راه و هدفى را دنبال مى کند و چه حرف و سخنى براى امروز و فرداى شیعیان خود دارد، تا از این طریق هم خود از نادانى، تیرگى وگمراهى رهایى یابد و هم بتواند دیگران را به دانایى، روشنایى و رستگارى رهنمون سازد. حال سخن بر سر این است که امام مهدى (ع) را به چه روش و از طریق چه منابعى مى توان شناخت؟
 
 دو دیدگاه در شناخت امام زمان (ع)
شخصیت و ابعاد وجودى امام مهدى (ع) را از دیدگاههاى مختلف مى توان مورد مطالعه و بررسى قرار داد که مهم ترین آنها»دیدگاه اعتقادى (کلامى) - تاریخى« و »دیدگاه فرهنگى - اجتماعى« است. پیش از آن که به بررسى هر یک از دیدگاهها بپردازیم، لازم است یادآورى کنیم که این دو دیدگاه، مکمل یکدیگرند و بدون شک نمى توان بدون شناخت درست اعتقادى - تاریخى از امام مهدى (ع) به شناخت فرهنگى - اجتماعى از آن حضرت دست یافت.
 
 1. دیدگاه اعتقادى - تاریخى 
در این دیدگاه به طور عمده دو بعد از ابعاد شخصیت و زندگانى امام مهدى (ع) مورد توجه قرار مى گیرد: نخست این که آن حضرت، حجت خدا، تداوم بخش سلسله حجتهاى الهى و دوازدهمین امام معصوم از تبار امامان معصوم شیعه (ع) است که در حال حاضر در غیبت به سر مى برند ؛ دوم این که ایشان شخصیتى است تاریخى که در مقطع زمانى معینى از پدر و مادر مشخصى به دنیا آمده، حوادث متعددى را پشت سر گذاشته، با انسانهاى مختلفى درارتباط بوده و منشأ رویدادها و تحولات مختلفى در عصر غیبت صغرى بوده اند.
براین اساس در بیشتر کتابهایى که با دیدگاه اعتقادى - تاریخى به بررسى شخصیت و ابعاد وجودى امام مهدى (ع) پرداخته اند با  سرفصلهاى مشابهى روبرو مى شویم که برخى از مهم ترین آنها به قرار زیر است:
1. لزوم وجود حجت الهى در هر عصر؛ 2. اثبات ولادت؛ 3. دلایل  امامت؛ 4. ویژگیهاى شخصى؛ 5. فلسفه غیبت؛ 6. نواب خاص؛ 7. راز طول عمر؛ 8. معجزات؛ 9. توقیعات (پیامها)؛ 10. نشانه هاى ظهور آن حضرت و...
قطعاً پرداختن به همه کتابهایى که از قرنها پیش تاکنون با دیدگاه یادشده به رشته تحریر درآمده اند، در گنجایش این مقاله نیست، پس به ناچار به ذکر عناوین و نویسندگان برخى از مهم ترین این کتابها - که در واقع مصادر اصلى فرهنگ مهدوى شیعى به شمار مى آیند - به ترتیب تاریخ اشاره مى کنیم.
شایان ذکر است که برخى از این کتابها در زمره مجموعه کتابهاى حدیثى یا تاریخى شیعه اند که بخشى را به بررسى ابعاد اعتقادى و تاریخى فرهنگ مهدوى اختصاص داده اند:
1. الکافى، ابى جعفر محمد بن یعقوب کلینى (درگذشته به سال 328 یا 329 ق)؛
همانطور که مى دانید کتاب الکافى جزء کتابهاى چهارگانه (کتب اربعه) روایى شیعه است که در 8 جلد(عربى) به چاپ رسیده است.
این مجموعه 8 جلدى شامل سه بخش کلى اصول (جلد 1 و 2)، فروع (جلد 3 - 7) و روضه (جلد 8) مى باشد که »اصول کافى« دربردارنده روایات اعتقادى، »فروع کافى« در بردارنده روایات فقهى و عبادى و »روضه کافى« شامل، روایات اخلاقى است.
شایان ذکر است که جلد اول و دوم کتاب الکافى که مباحث اعتقادى را دربردارد، با عنوان اصول کافى در چهارجلد ترجمه شده و در دسترس همه علاقه مندان به معارف شیعى قرار گرفته است.1
بخش عمده اى از جلد اول (متن عربى) این کتاب (صص 168-554) با عنوان »کتاب الحجّه« به بیان دلایل وجود حجت خدا در عالم هستى، ویژگیهاى امامان معصوم(ع)، دلایل امامت هر یک از امامان شیعه و تاریخ زندگانى آنها اختصاص یافته است.
عزیزانى که علاقه مندند مباحث یادشده را از متن ترجمه شده جست وجو کنند مى توانند به جلد اوّل این کتاب (صص 236-395) و جلد دوم آن مراجعه کنند.
2. کمال الدین و تمام النعمة، ابى جعفرمحمد بن على بن الحسین معروف به »ابن بابویه« و »شیخ صدوق« (در گذشته به سال 381 ق):
چنانکه مرحوم شیخ صدوق در مقدمه این کتاب آورده است، امام مهدى (ع) در رؤیایى صادقه دستور تألیف کتاب یادشده را به ایشان داده اند.
کتاب کمال الدین و تمام النعمة که یکى از مصادر منحصر به فرد موضوع مهدویت به شمار مى آید، مشتمل بر یک مقدمه و 58 باب است. در مقدمه به پاسخ برخى شبهات در مورد امام مهدى (ع) پرداخته شده و در ابواب کتاب موضوعات متنوعى مورد بررسى قرار گرفته است. برخى از موضوعاتى که در این ابواب بررسى شده به شرح زیر است: احوال کسانى که عمرهاى طولانى داشته اند؛ دلایل نیاز مردم به امام؛ روایاتى که از پیامبر (ص) و امام معصوم (ع) در مورد غیبت امام دوازدهم وارد شده است؛ میلاد امام مهدى (ع)؛ کسانى که آن حضرت را دیده اند؛ توقیعاتى که از امام مهدى(ع) رسیده است و...
این کتاب نیز ترجمه شده و براى همگان قابل استفاده است.2
 3. کتاب الغیبة، ابن ابى زینب، محمّد بن ابراهیم بن جعفر، معروف به نعمانى (از علماى قرن چهارم هجرى قمرى)؛
 این کتاب یاد شده مشتمل بر یک مقدمه و 26 باب است. نویسنده در مقدمه نسبتاً طولانى این کتاب، به بیان دلایل و انگیزه تألیف کتاب پرداخته ودر ابواب مختلف آن موضوعاتى چون ضرورت شناخت امام(ع)؛ غیبت امام زمان(ع)؛ ویژگیها و خصائل حضرت صاحب(ع)؛ علائم پیش از ظهور؛ وضع شیعه هنگام قیام قائم(ع) و... را بررسى کرده است.
کتاب الغیبة نیز ترجمه شده و به همراه متن عربى در اختیار اهل پژوهش قرار گرفته است.3
 4. الإرشاد فى معرفة حجج اللَّه على العباد، محمدبن محمدبن نعمان معروف به »شیخ مفید« (درگذشته به سال 413 ق).
این کتاب مجموعه کاملى از تاریخ زندگانى و شرح احوال و اوصاف امامان شیعه است که در یک مقدمه و 40 باب سامان یافته است. باب 35 تا 40 این کتاب به امام مهدى(ع) اختصاص یافته و در آنهإ؛  موضوعاتى چون تاریخ ولادت؛ ادله امامت؛ معجزات و نشانه هاى ظهور آن امام بررسى شده است.
متن اصلى این کتاب نیز چون چند کتابى که پیش از این از آنها یاد شد، به همراه ترجمه فارسى به چاپ رسیده است.4
شایان ذکر است که شیخ مفید(ره) رساله هاى مستقلى نیز در باب غیبت امام عصر(ع) و پاسخ به سؤالات و شبهات مطرح در این زمینه دارند که از آن جمله است:
الرسالة فى الغیبة5 (چهار رساله مستقل) و الفصول العشرة فى الغیبة6.
5. کتاب الغیبة، ابى جعفر محمدبن الحسن الطوسى، معروف به »شیخ طوسى« (درگذشته به سال 460 ق.)
این کتاب که در مجموعه معارف مهدوى شیعه جایگاه خاص و قابل توجهى دارد، از دیرباز مورد توجه علما و اندیشمندان بوده و بسیارى از کسانى که در سده هاى اخیر به تألیف کتاب در این زمینه پرداخته اند، از آن بهره بردارى کرده اند.
چنانکه شیخ طوسى (ره) در مقدمه کتاب آورده است، ایشان این کتاب را براى بررسى مباحث مختلف مرتبط با غیبت حضرت صاحب الزمان (ع)، دلیل آغاز غیبت و علت استمرار آن و همچنین پاسخ به شبهات و سؤالاتى که در این زمینه ها از سوى مخالفان مطرح مى شده، به رشته تحریر درآورده اند.
این کتاب نیز چون برخى دیگر از کتابهایى که از آنها یاد شد، ابتدا به مسئله امامت امام عصر(ع) در زمان غیبت و دلایل موجود در این زمینه و همچنین اثبات تولد آن حضرت پرداخته و با ذکر برخى از توقیعاتى که از سوى آن حضرت صادر شده، معرفى برخى از کسانى که در دوران غیبت صغرى توفیق وکالت و نمایندگى از سوى امام مهدى (ع) را داشته اند و همچنین بیان برخى نشانه هاى ظهور مباحث خود را به پایان برده است.
کتاب یاد شده نیز ترجمه شده و براى کسانى که توانایى استفاده از متن عربى را ندارند قابل استفاده است.7
6. إعلام الورى بأعلام الهدى8، ابى على الفضل بن الحسن الطبرسى معروف به »امین الاسلام طبرسى« (468-548 ق.). این کتاب که در دو جلد به چاپ رسیده دربردارنده تاریخ زندگانى، دلایل و معجزات و فضائل و مناقب پیامبر گرامى اسلام(ص) و اهل بیت عصمت و طهارت (ع) است. در بخش پایانى کتاب یادشده مباحث مختلف مرتبط با امام دوازدهم شیعیان در ضمن پنج باب به شرح زیر بررسى شده است:
 باب اول: نام، کنیه، لقب، محل تولد، نام مادر امام دوازدهم و کسانى که آن حضرت را دیده اند؛ باب دوم: روایاتى که در زمینه امامت امام دوازدهم از پدران آن حضرت رسیده است؛ باب سوم: چگونگى استدلال به روایات براى اثبات امامت آن حضرت، دلایل و نشانه هایى که در دوران غیبت صغرى از آن حضرت آشکار شده و دلالت بر امامت ایشان مى کنند، برخى از توقیعات (نامه ها و پیامهایى) که از آن حضرت رسیده است، کسانى که آن حضرت را دیده اند و یا وکیل ایشان بوده اند؛ باب چهارم: نشانه هاى سال و روز قیام قائم (ع)، سیره آن حضرت در زمان ظهور و خصال ظاهرى آن حضرت؛ باب پنجم: پاسخ به شبهات و پرسشهایى که مخالفان مطرح مى کنند.
7. بحارالأنوار الجامعةلدرر اخبارالائمة الاطهار، محمدباقر مجلسى معروف به »علامه مجلسى« (1037-1111 ق.).
این مجموعه: 110 جلدى، یکى از بزرگ ترین مجموعه هاى روایى شیعه به شمار مى آید و دربردارنده روایات بسیارى در زمینه هاى مختلف اعتقادى، اخلاقى، فقهى، تاریخى و ... است. سه جلد از این کتاب؛ یعنى جلدهاى 51 تا 53 با عنوان »تاریخ الحجة« به بررسى ابعاد مختلف زندگى امام عصر(ع)، از تولد تا غیبت و از غیبت تا ظهور اختصاص یافته و در آن بخش عمده اى از روایاتى که در هر یک از این زمینه ها از پیامبر اکرم (ص) و ائمه معصومین (ع) نقل شده، جمع آورى گردیده است.
مجلدات یاد شده که دربردارنده مطالب جلد 13 از چاپهاى قدیمى بحارالانوار است به دفعات ترجمه شده و براى همه علاقه مندان قابل استفاده است.9


 پى نوشتها:
 1. مترجم این کتاب سیدجواد مصطفوى و ناشر آن دفتر نشر فرهنگ اهل بیت (ع) است.
 2. متن کامل کتاب کمال الدین و تمام النعمة توسط منصور پهلوان ترجمه و در سال 1380 از سوى سازمان چاپ و نشر دارالحدیث و در سال 1382 از سوى انتشارات مسجد مقدس جمکران در دو جلد به همراه متن عربى منتشر شده است.
 3. این کتاب توسط محمدجواد غفارى ترجمه و در سال 1376 از سوى نشر صدوق به همراه متن عربى منتشر شده است.
 4. این کتاب توسط سیدهاشم رسولى محلاتى و ترجمه از سوى انتشارات علمیه اسلامیه منتشر شده است.
 5. ر.ک: مصنفات الشیخ المفید، ج 7.
 6. ر.ک: همان، ج 3.
 7. این کتاب توسط شیخ محمد رازى ترجمه و با نام تحفه قدسى در علائم ظهور مهدى موعود (عج) در سال 1350 از سوى انتشارات کتابفروشى اسلامیه منتشر شده است.
 8. ترجمه نام این کتاب این است: »شناساندن پیشوایان هدایت به مردمان«
 9. جلد 13 بحارالانوار به دفعات ترجمه و منتشر شده است، که معروف ترین آنها ترجمه آقاى على دوانى است که با نام مهدى موعود از سوى انتشارات دارالکتب الاسلامیه منتشر شده است.
 اخیراً هم این کتاب با ترجمه حسن بن محمد ولى ارومیه اى از سوى انتشارات مسجد مقدس جمکران منتشر شده است


جهانى‌سازى، پایان تاریخ و مهدویت

حسن رحیم‏پور ازغدى 
 تعابیر بسیار بلندى از همه انبیا، از ازل تا خاتم(ص) راجع به حضرت حجت(ع) رسیده و تقریباً جزء اجتماعى‏ترین موضوعات، بین همه ادیان الهى و ابراهیمى، بشارت موعود و وعده منجى است و همه گفته‏اند که کار نیمه تمام و ناتمام انبیا(ع) و ادیان، به دست این مرد بزرگ، کامل خواهد شد. گفته‏اند که بزرگ‏ترین تکلیف تاریخ، کار بزرگ‏ترین مرد تاریخ است. حتى مکاتبى که الوهیت‏زدایى و الهیت‏زدایى شده‏اند باز به نوعى و به نحوى به این مسئله اندیشیده‏اند، و گرچه نام ایشان را نبرده‏اند، اما همه ظهور ایشان را بشارت داده‏اند و حتى مکاتب الحادى چون مارکسیسم نتوانسته‏اند به مسئله آخرالزمان، بى‏تفاوت بمانند.


    بودیزم، مسیحیت و یهودیت نیز که غالب بشریت را زیر پوشش گرفته‏اند، در این خصوص، اعلام‏نظر کرده‏اند. یهود، هنوز منتظر مسیح(ع) است و مسیحیت، منتظر ظهور مجدد مسیح(ع) است. همه انبیا، همه مذاهب و ادیان و فرق، منتظر گشایشى بزرگ در آینده یا در پایان تاریخ هستند و اشاره خواهم کرد که حتى امروز مکتبى که چند دهه براى نفى پایان تاریخ و نفى »غایت« از تاریخ، دست و پا زد و مدعى شد که تاریخ بشر، منتهاى روشن ندارد و جهت اصولى خاصى بر آن حاکم نیست، یعنى »لیبرالیزم« که در واقع پنجاه، شصت سال تئورى بافت که تاریخ غایت نداشته و ندارد؛ آخرین نظریه‏پردازانشان چون فوکویاما از »پایان تاریخ« سخن مى‏گویند، منتها »پایان تاریخ« به روایت خودشان که تثبیت و تبلیغ نظام لیبرال سرمایه‏دارى است.

    در روایات از حضرت مهدى(عج)، به »بهار روزگاران« تعبیر شده‏است و در سلامهایى که به محضر حضرت عرض مى‏شود آورده‏اند: »السلام على ربیع‏الانام و نضرة الایام« درود بر بهار بشریت، بهاران تاریخ و طراوت روزگاران.

    کسانى که ایشان را دیده‏اند؛ توصیفاتى از شمایل ظاهرى ایشان کرده‏اند پیامبر اکرم(ص) و ائمه(ع) نیز این بزرگوار را توصیف کرده‏اند و در آثار محققان، چنین منعکس شده است: چهره‏اش گندمگون، ابروانش هلالى و کشیده، چشمانش سیاه، درشت، جذاب و نافذ، شانه‏اش پهن، دندانهایش براق، بینى کشیده و زیبا، پیشانى بلند و تابنده، استخوان‏بندى او صخره‏سان، گونه‏هایش کم گوشت و از فرط بیدارى شبها، اندکى متمایل به زردى، بر گونه راستش خالى سیاه، عضلاتش پیچیده و محکم، موى سرش بر لاله گوشها ریخته و نزدیک به شانه‏ها، اندامش متناسب و زیبا، قیافه‏اش خوش منظر و رخسارش در هاله‏اى از شرم بزرگوارانه و شکوهمند پنهان، هیأتش سرشار از حشمت و شکوه رهبرى، نگاهش دگرگون کننده و فریادش همه‏گیر و دریاسان است.

    من در بخش نخست عرایضم، دو نظریه در زمینه تاریخ انسان و دو تفسیر درباره فلسفه حیات و مدنیت را به مقایسه مى‏گذارم تا ببینیم کدامیک از آنها با »مهدویت« سازگار است و کدام نیست و چرا؟ و در بخش دوم، بعضى روایاتى راجع به ایشان یا منقول از خود ایشان در این خصوص که ایشان چه جامعه‏اى را بنا خواهند کرد و چه حکومتى را خواهند ساخت و مناسبات انسانى و البته حقوق بشر در حکومت ایشان چگونه تعریف خواهد شد؛ عرض مى‏نمایم و البته هر یک از این روایات، خود مى‏تواند موضوع یک کنفرانس علمى یا پایان‏نامه باشد.

    گفته‏اند که »انتظار« سنتز تضاد بین »واقعیت« و »حقیقت« است. »واقعیت« یعنى آنچه هست و »حقیقت« یعنى آنچه نیست ولى باید باشد. گفته‏اند که انتظار، سنتزى ناشى از تضاد بین واقعیت و حقیقت است، کوبیدن جاده »آنچه هست« تا »آنچه باید باشد«. پس نکته نخست این است که دو زاویه دید براى تفسیر تاریخ بشر امروز وجود دارد: نخست، آنچه از آن، تعبیر به اصل »مسیانیزم«1؛ یعنى مسیحى‏گرایى و موعودگرایى کرده‏اند و در اینجا، »مسیح« به معنى موعود است و مسیانیزم، دعوت به انتظار است. انتظار براى ظهور موعود و اعتراض به وضع موجود در سطح بشرى که توأم است با وعده پیروزى قاطع حق و عدل در پایان تاریخ و از آن نیز به اصل »فتوریزم« تعبیر کرده‏اند. »فتوریزم«2، »آینده‏نگرى« و نگاه به آینده است؛ ایدئولوژى‏اى معطوف به فردا که مى‏گوید همه خبرها در آینده است؛ جهان هنوز تمام نشده؛ محرومان مأیوس نباشند؛ مبارزان و مجاهدان راه آزادى و عدالت و آگاهى، از مبارزاتشان پشیمان نشوند. آنها که بارها در نهضت جهانى »اجراى عدالت« شکست خورده‏اند نگویند که همه چیز تمام شد. به آینده نگاه کنید. سرتان را بالا بگیرید. شهید دادید؛ صدمات خوردید؛ ضایعاتى دادید؛ در بعضى از جبهه‏ها عقب نشستید؛ اما سرتان را بالا بگیرید. »فتوریزم« یعنى چشمهایتان را قاطعانه و امیدوارانه به آینده بدوزید و از پس غروب امروز، طلوع فردا را تصور کنید و با تصور آن، مبتهج بشوید. این ایده‏اى براى اغواى افکار عمومى نیست.

    همچنین بر خلاف آنچه بعضى جناحهاى پراگماتیست گفته‏اند که امام زمان(ع) اگر هم وجود نداشته باشد اعتقاد به او مفید است، باید گفت: نه، امام زمان(ع) هم حقیقت است و هم اعتقاد به او مفید است. هم حقیقت دارد و هم فایده.

    آنها که مى‏توانند حقیقت مهدویت را بفهمند و باور کنند و درگیر دگماتیزم تجربه‏گرایى و جزمیات عالم حس هستند و حاضر نشده‏اند از پنجره‏اى که به دست انبیا(ع) به فراسوى عالم ماده و ماوراى طبیعت، باز شده به بیرون نگاه کنند، ممکن است پدیده امام زمان(ع) را فاقد حقیقت و حداکثر، مفید فایده بدانند. در حالیکه واقعیت امر، این است که قصه امام زمان(ع) اسطوره نیست و نباید متهم به نگاه اساطیرى مذهبى شود. در قصه امام زمان(ع) »حقیقت« و »فایده« هر دو توأم با یکدیگرند.

    پس یک خط در نگاه به آینده انسان و نگاه به تاریخ است که در غرب، از آن تعبیر به »مسیانیزم و فتوریزم« کردند و آن را با همین کوبیدند، چون تاریخ، زنده است، فعال است و از طرف یک موجود ذى‏شعور، هدایت مى‏شود و عاقبت بشر به منجلاب، ختم نخواهد شد و به تاریخ بشر، خوش‏بین و معتقد است که از پس همه ستمها و بى‏عدالتیها و دروغهایى که به بشر گفته‏اند و مى‏گویند، خورشید »حقیقت و عدالت«، طلوع خواهد کرد و خدا، انسان را به ستمگران تاریخ، وا نخواهد گذارد؛ اما متقابلاً خط دومى وجود دارد که از طرف تفکر لیبرال و سرمایه‏دارى و هژمونى غرب، امروز در دنیا به آکادمیها و دانشگاهها پمپاژ مى‏شود و در سطح افکار عمومى دنیا، به زور تبلیغات، القا مى‏شود و آن نفى ایده »غایت تاریخ« است.

    وقتى مى‏گوییم »غرب«، مردم مغرب زمین، مراد نیستند. مردم مغرب زمین، آنها که مذهبى و مسیحى‏اند به »موعود«، معتقدند و على‏رغم همه بمبارانهایى که علیه فطرت آنان اعمال شده - ولو یک قشر اقلیت در غرب، در آمریکا و اروپا هستند - ولى هنوز لطافت باطنى خود را حفظ کرده‏اند. من به یاد مى‏آورم که با بعضى دوستان در واشنگتن، براى دیدار از کلیسایى رفتیم که بسیار معظم و قدیمى بود و تقریباً حالت موزه داشت و شامل هفت کلیساى تودر تو بود. در سالن کلیسا یک دختر دانشجوى آمریکایى را دیدم که ایستاده بود و نى مى‏نواخت. صبح یکشنبه بود. جلو رفتم و از او پرسیدم که تو را چه مى‏شود؟ گفت: نذر کرده‏ام که در انتظار موعود و به عشق او هر صبح یکشنبه، تا زنده‏ام، بر در کلیسا، نى بزنم. این جامعه‏اى است که معنویت، انسانیت و عدالت را در آن، شبانه روز بمباران مى‏کنند با این وجود، از پس فطرت آن دختر جوان مذهبى دانشجو، در قلب واشنگتن برنمى‏آیند. پس وقتى از غرب، سخن مى‏گویم، منظور من، مردم عادى، ناآگاه و ساده مغرب زمین، به خصوص محرومان که حتى فاسدانشان نیز به نحوى مظلوم و قربانى هستند، نیست. مراد »هژمونى سرمایه‏دارى لیبرال« و حاکمیت هسته‏هاى سرمایه‏دارى یهود است که امروزه بر آمریکا و از طریق آمریکا بر دنیا حکومت مى‏کنند، همانها که در انتخابات اخیر که مملو از تقلب بود براى انتخاب یکى از این دو نفر، که هر دو هم حافظ منافع آن هسته سرمایه‏دارى هستند، خرج مغزشویى افکار عمومى کردند و همه این میلیاردها دلار از پول همین شرکتها در واقع، سرمایه‏گذارى ارباب واقعى غرب و دنیاى امروز است و سیستم برده‏دارى مدرن را همچنان رهبرى مى‏کنند و محافظه‏کارترین هسته قدرت در طول تاریخ بشر، همین هسته تفکر لیبرال است که آمریکا و غرب را رهبرى مى‏کند. حال چرا محافظه‏کار هستند؟ زیرا وضع موجود در دنیا باید به نفع آنان حفظ بشود. این وضع چگونه حفظ شود؟ ابتدا باید بباورانند که وضع موجود در جهان و اتفاقى که در دهه‏هاى اخیر در دنیا افتاده و ایدئولوژى لیبرالیزم در ذیل منافع سرمایه‏دارى جهانى و صهیونیزم، معادله قدرت و ثروت را تعریف مى‏کند، عین عقلانیت است و همه هم باید باور کنند و به ما بباورانند که اتفاقى که اسم آن را مدرنیته مى‏گذارند، آخر خط تاریخ است.

    مى‏خواهند بگویند که هیچ مدینه فاضله‏اى برتر و پیشروتر از وضع کنونى در جامعه جهانى که ما آن را رهبرى مى‏کنیم، نه فقط وجود خارجى ندارد، بلکه حتى وجود ذهنى هم نمى‏تواند داشته باشد. پوپر در مصاحبه‏اش با اشپیگل، چند سال پیش از مرگش گفت »امروز مدینه فاضله در کل تاریخ بشر، جامعه ایالات متحده است«. مصاحبه‏گر از او پرسید در جامعه‏اى که هر 8 ثانیه، یک قتل و هر 9 ثانیه، یک تجاوز جنسى صورت مى‏گیرد و جامعه‏اى که بزرگ‏ترین منبع درآمدش مواد مخدر و سلاحهاى کشتار جمعى هسته‏اى، شیمیایى و میکروبى است؛ چگونه مدینه فاضله و پایان تاریخ است؟ او پاسخ مى‏دهد که اصل ضرورت فکر کردن به »مدینه فاضله« دروغ بزرگى بوده که به ما گفته‏اند. هیچ مدینه فاضله‏اى در انتهاى تاریخ وجود ندارد و نباید به آن فکر کرد و این فکرى انحرافى در ذهن بشر و باورى اساطیرى است، یا فوکویاما، نظریه‏پرداز سرمایه‏دارى آمریکا، گفت: اگر تاریخ پایانى هم دارد پایان آن، همین جامعه فعلى ایالات متحده آمریکاست. این تفکر »محافظه‏کارى« است.

    »کنسرواتیزم«3 (محافظه‏کارى) دفاع از وضع موجود جهانى و دفاع از هرم قدرتى است که هم‏اکنون بر دنیا حکومت مى‏کند و در رأس آن سرمایه‏دارها هستند و همه ملل دیگر، ملتهاى شرق، جنوب و همه، قاعده این هرم و بردگانى هستند که رأس هرم قدرت را بر دوش خود باید بکشند. امروزه ثروت در دنیا چگونه تقسیم شده است؟ چند درصد بشریت، چند درصد ثروت و زمین را در دست دارند و این آمار مبین چیست؟ و اگر کسى بگوید این وضع، باز ادامه پیداکند، به چه معنى است؟

    در روایت آمده است که امام زمان(ع) فاصله‏هاى طبقاتى را در سطح جوامع بشرى بر هم خواهند زد. در روایت داریم که در زمان مهدى ما، هیچ انسان گرسنه‏اى در سراسر زمین پیدا نخواهد شد. این آن مهدویتى است که ما به آن معتقدیم و همه ادیان به آن معتقدند، ولى هیچ‏کس به اندازه شیعه، راجع به آن جامعه آخرالزمان و انقلاب بزرگ، شفاف سخن نگفته است. و شاید دیگران، آگاهى شفاهى از وضعیت نداشته‏اند. شیعه حتى نام مقدس آن رهبر انقلاب جهانى را نیز مى‏داند، روش حکومت او را توصیف کرده است و شاید در هیچ مکتب دیگرى چنین نباشد. شما در اپانیشادها، در وداها، در انجیل، در تورات و در همه منابع شرق و غرب، بشارت آخرالزمان را مى‏بینید، ولى هیچ جا به اندازه منابع شیعه، شفاف و دقیق راجع به ایشان، حتى قیافه، حرفها، شعارها و نحوه انقلاب و حاکمیتش بحث نشده است. هدف عمده نظام لیبرال سرمایه‏دارى که مى‏گوید ما با »مدینه فاضله« سازى و مسیانیزم، با بنیادگرایى دینى، با رادیکالیزم انقلابى، با فوندامنتالیزم4 (بنیادگرایى) و با ایدئولوژى، مخالفیم. و با هر نوع اصول‏گرایى، حتى غیر دینى آن مبارزه مى‏کند، این است که در افکار عمومى بشر، به خصوص در دانشگاههاى شرقى و اسلامى، در ذهن دانشجو و سپس در ذهن مردم، حالت تردید در وضع موجود و حالت متوقع و منتظره، پیش نیاید که عجب!! پس مدرنیته سرمایه‏دارى، آخر خط نیست؟ و باید منتظر بود؟ این پرسش نباید در افکار عمومى و خصوصى بشریت، جوانه بزند!! آنها مى‏خواهند بگویند که هیچ چیزى دیگر فراتر از این وضع موجود جهان نیست و آنچه هست، عین علم و عقلانیت و آخر خط و پایان تاریخ است. مى‏گویند اینجا ایستگاه آخر است و بشریت باید از قطار پایین بیاید. توجه داشته باشید نمى‏گویند که همه بشریت در سطح ما زندگى کنند و امکانات مردم آمریکا را در اختیار داشته باشند. که اگر بگویند، باید دست از ستم جهانى و نابرابریها بردارند. چون اگر معنى »جهانى شدن« این باشد که توزیع ثروت، قدرت، آگاهى و حرمت و احترام در تمام جهان، یکسان باشد، مورد قبول است، اما »جهانى شدن« که آنان مى‏طلبند به معنى »آمریکایى شدن« است؛ جهانى شدن از نوعى که در رأسش، سرمایه‏داران حاکم بر آمریکا باشند و بقیه بشریت، قاعده آن هرم باشند.

    جهانى شدن »گلوبالیزیشن«5 غربى، توجیه ستم غربى بر جهان است. اینان با »جهانى شدن مهدوى« مخالف‏اند و به جهانى شدن سرمایه‏دارى آمریکا فراخوان مى‏کنند. اگر جهانى شدن، عبارت باشد از جهانى کردن آمریت آمریکا و منافع سرمایه‏دارى حاکم بر آمریکا، صهیونیزم و انگلیس، این جهانى شدن فقط به نفع آنهاست و همان را ترویج مى‏کنند، این »جهانى شدن« همه فرهنگها و ایدئولوژیهاى مقاومت را مى‏بلعد و هضم مى‏کند، اما اگر بگوییم که ما جهانى شدن را قبول داریم، اما نه با معیارهاى سرمایه‏دارى یهود، بلکه با معیارهاى امام مهدى(ع) که مى‏گوید در تمام دنیا هیچ انسان گرسنه‏اى نباید باشد و نباید در گوشه افریقا بچه‏هاى یازده ساله وزنشان به اندازه بچه‏هاى ششماهه واشنگتن و نیویورک باشد و نباید استخوان دنده‏ها و پهلوهایشان پوست آنها را بشکافد و از زیر پوستشان بیرون بزند، آنها این جهانى شدن مهدوى یعنى عدالت جهانى را پس مى‏زنند و آن را توهم و یوتوپیا مى‏دانند، چون امام مهدى(ع) امنیت را براى همه - نه فقط براى سرمایه‏دارهاى غرب - مى‏خواهد. روایت داریم که در زمان حکومت جهانى امام مهدى(ع) امنیت بدان حد بر جهان، حاکم مى‏شود که یک دختر نوجوان بدون کمترین توهین و تهدیدى به تنهایى از این سوى عالم به آن سوى خواهد رفت. این در روایات ماست. جهانى شدن مهدوى یعنى امنیت براى همه، امنیت براى دخترهاى آفریقا، مکزیک، غنا و افغانستان، نه فقط براى دختران سرمایه‏داران نیویورک. اما تفکر جهانى شدن از آن نوع که لیبرال سرمایه‏دارى مى‏گوید و مى‏خواهد، در واقع عین »محافظه‏کارى« است، لذا این در مقیاس جهانى، با اصول‏گرایى، با مدینه فاضله‏سازى، با ایدئولوژى و حاکمیت ارزشها مخالف‏اند و مى‏گویند که ارزشها اصولاً مفاهیم غیر علمى و مقولات غیرعقلانى‏اند و لذا مسائلى شخصى بلکه جزو وسایل شخصى!!اند و ارزشها، شخصى و نسبى است پس ربطى به حکومت و امر عمومى6 ندارد و سکولاریزم همین است.

    خط تبلیغاتى آنان، این است که سخن گفتن از مهدویت و جهانى شدن و وعده عدالت جهانى، خیالبافى است و ممکن نیست. در بحثهاى دانشگاهى‏شان همین را عنوان مى‏کنند تا تز کنسرواتیستى را جهانى کنند و نیز مى‏گویند این ایده، اساساً ایدئولوژیک، توتالیتر و تمامیت‏طلب است و یعنى چه که یک نفر به نام مهدى(ع) مى‏خواهد بر کل دنیا حکومت واحد برقرار کند؟!

    چون در روایت داریم مهدى(ع)، با برهان و شمشیر، از راه انقلاب جهانى به حاکمیت و عدالت جهانى دست خواهد یافت. ایشان با مسیحیان به وسیله انجیل حقیقى و با یهودیان به تورات حقیقى احتجاج و استدلال مى‏کند و براى هیچ‏کس، عذر و بهانه‏اى نمى‏گذارد و اغلب مردم با منطق و برهان و موعظه و رحمت، متقاعد مى‏شوند و آنها که لجاجت مى‏کنند با شمشیر، اصلاح خواهند شد و بشریت دیگر جز مسلمان نخواهند بود.
 
 
 پى ‏نوشتها :    .Messianism. 1
    .Futurism. 2
    .Conservatism. 3
    .Fundamen. 4
    .Globalization. 5
   .Public. 6

اعزام مخفیانه 6 هزار جنگجوی عرب به یمن

یک گزارش اطلاعاتی فاش ساخت هزاران نیروی مسلح از کشورهای خلیج فارس برای نبرد با حوثی ها به یمن اعزام شده اند.

به گزارش العالم، این نیروها ظرف سه هفته گذشته به صورت پنهانی و از طریق مرزهای زمینی وارد یمن شده اند. روزنامه الوطن یمن نوشته است بیشتر این جنگجویان که تعداد آنها بالغ بر شش هزار نفر است اتباع عربستان سعودی هستند و با عنوان گردشگر وارد یمن شده اند.
محمود خلیلی گزارشگر العالم در گزارشی در این زمینه گفت: کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس در عملیاتی که بیش از سه هفته طول نکشیده است، هزاران فرد مسلح را که بیشتر آنان از اتباع عربستان سعودی هستند به صورت غیرقانونی به یمن اعزام کرده اند، این اقدام درچارچوب طرح عربستان سعودی برای ایجاد بی ثباتی در یمن و به بهانه نفوذ دادن آنها میان نیروهای مسلح گروه القاعده با هدف مقابله با حوثی ها در استان صعده یمن در نزدیکی مرز عربستان سعودی است.
گزارش ها از وجود حلقه هایی سازمان یافته در کشورهای خلیج فارس خبر می دهد که تحت نظارت دولت های این کشورها برای تشویق و جذب جوانان فریب خورده و سایر اقدامات مربوط به اعزام آنها به یمن به عنوان جنگجویان حرفه ای فعالیت می کنند. هدف از این اقدام، اجرای عملیات هایی در داخل و خارج از یمن است. در این حال طرف های دیگر در یمن متولی استقبال از این نیروها و ملحق کردن آنها به پایگاه های گروه القاعده هستند.
اعزام پنهانی این جنگجویان بعضا از طریق مرزهای زمینی صورت می گیرد و بیشتر آنها از راههای قانونی و با گذرنامه رسمی و با عناوین گردشگری وارد این کشور می شوند. این در حالی است که اوضاع امنیتی یمن نامناسب و بسیار خطرناک است.
این گزارش ها در اشاره به فرزندان شیخ عبد الله الاحمر و علی محسن الاحمر، سرلشکر بریده از نظام و فرمانده منطقه شمال غرب یمن، فاش ساختند که عملیات جذب نیرو با هماهنگی نهادهای سیاسی، نظامی و قبیله ای بانفوذ در یمن، که با رژیم عربستان سعودی روابطی مستحکم دارند، صورت می گیرد.
این گزارشها حاکی از آن است که دستگاه امنیتی یمن تنها در طول سه هفته آخر ماه گذشته اعزام حدود شش هزار نفر از اتباع کشورهای مختلف خلیج فارس به یمن از طریق دو گذرگاه مرزی در استانهای حجا و مهره را پایش کرده است، که بیشتر آنها اتباع عربستان سعودی بوده اند. این مسئله مقامات یمن را ناگزیر به اجرای بررسیهایی کرده است که از وجود حلقه هایی سازمان یافته از بسیج نیرو در یمن پرده برداشت. این مسئله به منزله بمبی ساعتی است که نه تنها یمن و امنیت ملی آن، بلکه کل منطقه را در کوتاه مدت تهدید می کند.