درانتظارمنجی

درانتظارباران نیست آنکه بذری نکاشته

درانتظارمنجی

درانتظارباران نیست آنکه بذری نکاشته

28 جمادی‌الثانی، حلیمه دایه شد

برابر رسم خانواده‌های بزرگ مکه «آمنه» دختر وهب‌بن عبد مناف، پسر عزیزش، محمد را به دایه‌ای به نام حلیمه سپرد تا در بیابان گسترده و پاک و دور از آلودگی‌های شهر پرورش یابد.

به گزارش ایسنا،  28جمادی الثانی مصادف است با سپردن پیامبر(صلی الله علیه واله)به حلیمه سعدیه؛ به مناسبت این روز با استناد به برخی منابع تاریخی و پژوهشی علت دایه گرفتن برای پیامبر‌(صلی الله علیه واله)‌را مرور می‌کنیم.

در منابع و پژوهش‌های صورت گرفته چنین آورده‌اند: علت اصلی دایه گرفتن بر پیامبر و فرستادن او به بادیه به خاطر مسائل امنیتی و حفظ جان ایشان بود؛ با توجه به آیات قرآن، اهل کتاب شناخت دقیقی از او داشتند و از طرف آنان تحت تعقیب بود، اهل کتاب در پی قتل کودکی بودند که در آینده نزدیک دینش جهانی خواهد شد و موجودیت آن‌ها را به خطر خواهد انداخت، از این روی عبدالمطلب و وهب بن عبدمناف - پدر آمنه -‌ با این‌که هر دو از ثروتمندان مکه بودند؛ فرزند خود را به دایه‌ای به نام حلیمه سعدیه سپردند تا او را دور از چشم اغیار در سرزمینی دور محافظت کند.

مکه شهر توریستی و تجاری و ورود و خروج افراد مشکوک و شرور و غریبه به آن آسان بود و حساسیت ایجاد نمی‌کرد. مردم شهر به حضور غریبه‌ها عادت کرده بودند؛ بنابراین ربودن و ترور کردن فردی به آسانی امکان‌پذیر بود، ولی در یک قبیله کوچک چادرنشین که رفت و آمد افراد غریبه به راحتی قابل کنترل و شناسایی است، اگر کسی تردد داشته باشد، فوراً معلوم می‌شود کیست و چه هدفی را دنبال می‌کند؛ بنابراین چاره را در آن دیدند تا به این بهانه دردانه‌شان را از شهر خارج کنند و به محل امنی که بر اهل کتاب ناشناخته بود بفرستند چون آن‌ها در مکه دنبال پیامبر بودند و می‌دانستند که او در مکه مبعوث خواهد شد و تا هجرت به مدینه در آن‌جا خواهد بود.

جریان سپردن محمد(صلی الله علیه واله) به حلیمه

روایت شده است که رسول خدا هفت روز از مادر خود (آمنه) شیرخورد و عبداللمطلب در روز هفتم تولد، ایشان را «محمد» نام گذارد؛ چراکه می‌خواست در آسمان و زمین پسندیده و محمود باشد، کنیز «ابولهب» به نام «ثویبه» چند روزی رسول خدا(صلی الله علیه واله) را شیر داد، بعد از او سعادت شیر دادن رسول خدا نصیب زنی از قبیله «بنی‌سعد» به نام «حلیمه» دختر «أبو ذویب» گردید که دو سال تمام ایشان را شیر داد و در دو سالگی او را از شیر گرفت و در سال پنجم ولادت حضرت(صلی الله علیه واله)، حلیمه او را به مادرش بازگرداند.

«حلیمه» زن پاک سرشت مهربان به این کودک نازنین که قدمش در آن قبیله مایه خیر و برکت و افزونی شده بود، دلبستگی زیادی پیدا کرد و لحظه‌ای از پرستاری او غفلت نمی‌کرد، کسی نمی‌دانست این کودک یتیم که دایه‌های دیگر از گرفتنش پرهیز داشتند، روزی و روزگاری پیامبر رحمت خواهد شد و نام بلندش تا پایان روزگار با عظمت و بزرگی بر زبان میلیون‌ها نفر مسلمان جهان و بر مأذنه‌ها با صدای بلند برده خواهد شد، و مایه افتخار جهان و جهانیان خواهد بود.

تامین امنیت قرضاوی در سفر به غزه توسط رژیم صهیونیستی


برخی منابع رژیم صهیونیستی گزارش دادند که سرویس‌های امنیتی این رژیم امنیت «یوسف القرضاوی» رئیس اتحادیه جهانی علمای مسلمان در سفر به غزه را تامین می‌کنند.

به گزارش موعود به نقل از فارس، سایت اسرائیلی «واللا» گزارش داد که قرضاوی به همراه 60 نفر از شخصیت‌های دینی از کشورهای مختلف عربی دیروز  چهارشنبه وارد غزه شدند .بر اساس این گزارش سرویس‌های امنیتی اسرائیل تامین امنیت قرضاوی را در سفر به غزه که تا روز جمعه ادامه خواهد داشت، بر عهده دارند و خود را برای وقوع هر گونه حوادث احتمالی و اعتراضات در این سفر آماده کرده‌اند.

بر پایه این گزارش علاوه بر سرویس‌های امنیتی اسرائیل، تعدادی از نیروهای امنیتی حماس نیز تامین امنیت قرضاوی را بر عهده دارند و در همین راستا تدابیر امنیتی در جبهه جنوبی برای ممانعت از وقوع هر گونه درگیری در غزه اتخاذ شده است.این در حالی است که بسیاری از گروه‌های فلسطینی استقبال از قرضاوی در غزه را تحریم کرده و او را صاحب «فتواهای فتنه‌انگیز» توصیف کرده‌اند.

اقتدای سلفیان به مشرکان صدر اسلام برای جلوگیری از نشر تشیع

برخی روزنامه های مصری نوشتند احزاب سلفی از جمله "حزب النور" فعالیتهای ضد شیعی خود وتوصیه به دوری از گردشگران ایرانی را شدت بخشیده اند؛ این احزاب به چاپ دهها پوستر در منطقه ی "کورنیش نیل" شهر اسوان مصر اقدام کرده اند و مضمون تمام این پوسترها به دوری از شیعیان و سخن نگفتن و یا گوش دادن به آنهاست

مشرکان در صدر اسلام مردم و خانواده هایشان را از گوش دادن به سخنان پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله و سلم) باز می داشتند مبادا اینکه آنها تحت تاثیر سخنان رسول خدا (صلی الله علیه و اله و سلم) قرار بگیرند و به اسلام گرایش پیدا کنند تا اینکه خداوند آیه " وقال الذین کفروا لا تسمعوا لهذا القرآن والغوا فیه لعلکم تغلبون " را نازل کرد و حقیقت حال آنها را بازگفت.

امروز سلفیان مصر بعد از گذشت قرنها همان شیوه را در پیش گرفته اند و مردم را از سخن گفتن با گردشگران شیعه باز می دارند و پلاکارتهایی با عنوان "با شیعیان سخن نگویید" را به شکل گسترده در میان مردم پخش کرده اند.

برخی روزنامه های مصری نوشتند احزاب سلفی از جمله "حزب النور" فعالیتهای ضد شیعی خود وتوصیه به دوری از گردشگران ایرانی را شدت بخشیده اند؛ این احزاب به چاپ دهها پوستر در منطقه ی "کورنیش نیل" شهر اسوان مصر اقدام کرده اند و مضمون تمام این پوسترها به دوری از شیعیان و سخن نگفتن و یا گوش دادن به آنهاست.

این احزاب در ادامه ی اظهارات خود، ورود گردشگران ایرانی به مصر را تهدیدی خطرناک بر دین و عقیده و امنیت قومی مصر دانستند!

110 سرمشق:( سرمشق دوم: آثار متفاوت عفو و بخشش)

اگر آدم هاى کریمِ خطاکار مورد عفو قرار گیرند موجب إصلاح آنان مى گردد

قال على (علیه السلام):
«اَلْعَفْوُ یُفْسِدُ مِنَ اللَّئیمِ بِقَدْرِ اِصْلاحِه مِنَ الْکَریمِ»;
«عفو و بخشش به همان مقدار که اگر از سوى کریم باشد باعث اصلاح مى شود، اگر از ناحیه لئیم باشد باعث إفساد است»(1).
شرح و تفسیر

این حدیث شریف را به دو شکل مى توان تفسیر نمود.
تفسیر اوّل: انسان کریم هنگامى که شخص خطاکارى را مورد عفو و بخشش خویش قرار دهد محبّت او را جلب مى کند; چرا که عفو او آمیخته با بزرگوارى و تواضع است، ولى عفو و گذشت انسان هاى لئیم و پست، چون آمیخته با منّت و آزار است، سبب إفساد مى شود. و این در واقع مصداقى از مصادیق (قَوْلٌ مَعْرُوفٌ وَ مَغْفِرَةٌ خَیْرٌ مِنْ صَدَقَة یَتْبَعُها اَذىً وَ اللهُ غَنِىٌّ حَلیمٌ) «گفتار پسندیده (در برابر نیازمندان)، و عفو (و گذشت از خشونت هاى آن ها)، از بخششى که آزارى به دنبال آن باشد، بهتر است; خداوند بى نیاز و بردبار است»(2) مى باشد.
تفسیر دوم: در تفسیر اوّل عفو و بخشش گاه از سوى «کریم» و گاه از سوى «لئیم» بود، که در خطاکارى که مورد عفو قرار گرفته دو عکس العمل متفاوت داشت، ولى طبق تفسیر دوم عفو و بخشش گاه در مورد شخص «کریم» و گاه نسبت به شخص «لئیم» که مرتکب خطا شده اند و مورد عفو قرار گرفته اند، مى باشد. طبق این تفسیر معناى روایت چنین مى شود: اگر آدم هاى کریمِ خطاکار مورد عفو قرار گیرند موجب إصلاح آنان مى گردد، ولى عفو انسان هاى پست و لئیم نه تنها موجب اصلاح آنان نمى شود، بلکه از آن سوء استفاده مى کنند و جسور و جرى شده و به فساد بیش تر مى پردازند، پس نتیجه عفو آنان إفساد است.
پیام اخلاقى این روایت این است که عفو و گذشت هم حساب و کتابى دارد، هنگامى که پیغمبر اکرم (صلى الله علیه وآله) مکّه را فتح کرد، فرمان عفو عمومى صادر فرمود(3). این عفو و گذشت اثر بسیار مطلوبى در غالب مردم مکّه گذارد، ولى چند نفر را که اصلاح پذیر نبودند استثناء کرد و فرمان قتل آن ها را صادر نمود. قرآن مجید در مورد ثمره این عفو عمومى مى فرماید: (یَدْخُلُونَ فى دینِ اللهِ اَفْواجاً); آن ها (مردم مکّه) به صورت گروه گروه به دین اسلام مى گرویدند»(4). این اقبال عمومى به اسلام، که بدون هرگونه اجبار و اکراهى بود، ثمره عفو و بخشش پیامبر اسلام (صلى الله علیه وآله)بود. این مسأله براى همه، مخصوصاً براى رهبران جامعه، درس بزرگى است. عفو و بخشش در آیات قرآن مجید و روایات، به صورت گسترده مطرح شده است که این مختصر جاى طرح همه آن آیات نیست(5).


1. بحارالانوار، جلد 74، صفحه 419.
2. سوره بقره، آیه 263.
3. فروغ ابدیّت، جلد دوم، صفحه 338.
4. سوره نصر، آیه 2.
5. به میزان الحکمة، جلد 6، صفحه 358 به بعد، مراجعه کنید.

روایاتى از امام صادق و امام رضا در مورد سفیانی

از ابو الحسن الرضا(علیه السلام) آورده است : پیش از این امر (ظهور) سفیانى ، یمانى و مروانى و شعیب بن صالح مى آیند . پس چگونه مى گویند این و آن خواهد شد ؟! ( اثبات الهداة 3/735 ; بحار 52/233 ) .



کافى  از معلى بن خنیس آورده است : پیش از ظهور عباسیان ، نامه عبدالسلام بن نعیم ، سدیر و چند نفر دیگر را خدمت ابوعبدالله(علیه السلام) بُردم . نوشته بودند : مى توانیم امر (حکومت) را به شما بسپاریم ، نظرتان چیست؟ (راوى مى گوید :) امام نامه ها را بر زمین زد و فرمود : من امام اینها نیستم. آیانمى دانند امامشان کسى است که سفیانى را مى کشد ؟!

مى بایست به فشارهایى که شیعیان و طمعورزان حکومت به امامان وارد مى کردند ، توجه داشت . اینها مى خواستند از ائمه ، اجازه فعالیت سیاسى گرفته و به بهانه آن که پیامبر به مهدى و دولتش بشارت داده است به نام آنها انقلاب کنند ، اما ائمه نمى پذیرفتند و براى امت توضیح مى دادند که از شروط ظهور مهدى(علیه السلام) خروج سفیانى پیش از ایشان است .