درانتظارمنجی

درانتظارباران نیست آنکه بذری نکاشته

درانتظارمنجی

درانتظارباران نیست آنکه بذری نکاشته

فوت و فن دعا کردن

رمضان که می آید، با خودش عطر افطار و سحرهای تکراری نشدنی اش را می آورد و حال و هوای دعا و ربنای غروب و ابوحمزه ی سحرگاه. ماهی که تمام سختی گرسنگی و تشنگی اش، می ارزد به اینکه بدانی آمرزیده می شوی و دعاهایت  مستجات خواهد شد، اگر فقط کمی حواست را جمع کنی. حالا که ماه دعا نزدیک می شود، بد نیست ما هم کمی با فوت و فن های دعا کردن آشنا شویم تا این ماه را با دستان پر بدرقه کنیم، ان شاءالله.

اول و آخر، صلوات!
صلوات بر محمد و آل محمد (صل الله علیه و آله)، یک دعای مستجاب است. یعنی هرگاه کسی صلوات می فرستد، دعایی خوانده که قطعا برآورده است. به همین دلیل، امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: «هرکس حاجتی دارد، باید ابتدا صلوات بر محمد و آلش فرستد و سپس حاجت خود را بطلبد، آنگاه با صلوات بر محمد و آلش دعا را خاتمه دهد، زیرا خدای عزوجل بخشنده تر از آن است که دو طرف دعا را پذیرا شود و وسط را واگذارد. در نتیجه صلوات بر محمد و آلش حجاب‏ها و موانع استجابت را بر می دارد.» (1)

همچنین امام صادق (ع) در جای دیگر می فرمایند: «هر که دعایی کند و نام پیغمبر (ص) را نبرد، آن دعا بالای سرش (چون پرنده‏ای) بچرخد و چون نام پیغمبر (ص) را برد، دعا بالا می رود.» (2) پس زیرک کسی است که همیشه دعاهایش را با صلوات آغاز و آن را با صلوات پایان دهد.

سر و صورتمان را پر از رحمت کنیمآیا تا به حال فکر کرده اید که چرا قدیمی ها می گویند بعد دعا دستانت را بر صورت بکش؟! دلیلش در کلامی از امام صادق (ع) آمده است: « هیچ بنده ای دست به درگاه خدای عزیز جبار نگشاید، جز آنکه خدای عزوجل شرم کند که آن را خالی بازگرداند، تا اینکه از فضل و رحمت خود در آن بنهد. پس، هرگاه یکی از شماها دعا کرد، دستش را بر نگرداند تا آن را بر سر و روی خود بکشد.» (3)

ضمانت نامه ی دعا
امام صادق (ع) فرمودند: «هرگاه فرد دعا کرد و پس از دعا گفت: «ماشاءالله لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم» خدای بزرگ فرماید: بنده ام قطع امید کرد و خود را تسلیم امرم نمود، پس حاجتش را بر آورده سازید.» (4) ذکری کوتاه که بیشترمان آن را حفظ هستیم.

همچنین امام حسن (علیه السلام) درباره ی ضمانت برآورده شدن دعا می فرمایند: « کسى که در دلش هوایى جز خشنودى خدا خطور نکند، من ضمانت مى کنم که خداوند دعایش را مستجاب کند.» (5) چقدر خوب است که از همین امروز، رضای خدا را هدف اصلی خودمان کنیم، تا برکاتش نصیبمان شود.

فقط خداگاهی ما آدمها به زبانمان دعا می کنیم، ولی در عمل امیدمان به خلق خداست و برای رفع گرفتاریمان، به هر کس و ناکسی رو می اندازیم و امید واقعی مان، به دستان خلق خداست. این کارمان، جدای از اینکه ناسپاسی بزرگی است، دعایمان را هم بی اثر می کند. امام سجاد (علیه السلام) می فرمایند: « هر کس در هیچ کارى به مردم امید نبندد و همه کارهاى خود را به خداى عزوجل واگذارد، خداوند هر خواسته اى که او داشته باشد اجابت کند.» (6)

در آخر هم خواندن این روایت خیلی می چسبد و امید را در دل زنده می کند:
«روایت شده است که فرعون، هنگام غرق شدن، به حضرت موسی (علی نبینا و آله و علیه السلام) پناه برد و استغاثه نمود... پس خداوند به موسی (ع) وحی نمود: یا موسی! به درستی که تو نمی توانی به داد او برسی، چرا که تو خلقش نکرده ای و اگر او از من یاری می خواست، پناهش می دادم.» (7)

برخی اعمالی هم که برای اجابت دعا توصیه شده اند به طور خلاصه اینها هستند.
-          صدقه دادن قبل از دعا.
-          شریک ساختن دیگران در دعا، یعنی برای حوایج دیگران هم دعا کردن.
-          با دیگران دعا کردن (دعا در جمع)، بهترین جمعیت براى دعا، چهل نفر است.
-          انتخاب اوقات مخصوصى براى دعا، مثل شب و روز جمعه، شبهای قدر، هنگام سحر، هنگام افطار، وقت بارش باران و ... .
-          مکانهاى خاص نیز به اجابت دعا کمک مى کنند. مثلا زیر قبه ی امام حسین (ع)، بالای قبر والدین، بر بالین بیمار، اماکن زیارتی و ... .
-          طهارت ، نماز و روزه و حالات عالی داشتن مثل خشوع قلب، گریه از خوف خداوند و ... .
 
پی نوشت:
1.      عدة الداعی، ص ۲۱۱.
2.      اصول کافی ج ۴ ص ۲۴۸.
3.      اصول کافی ج ۴ ص ۲۴۷.
4.      ثواب الاعمال ، ص  23
5.      کافى، ج2، ص62، ح11.
6.      کافى، ج2، ص148، ح3.
7.      ترجمه ی المراقبات، میرزا جواد آقا ملکی تبریزی، چاپ دوم، 1388، انتشارات قائم آل محمد(ص)، ص 294.


میان بر رحمت

و هرگاه دیدی قطع پیوند خویشاوندی شود
فکرکنید آدم، چقدر می تواند بخیل باشد که از یک سلام کردن ساده به اطرافیانش هم چشم پوشی کند! یا چقدر باید گرفتار باشد که به او خبر بدهند فلان فامیل و دوست و آشنایش در بستر بیماری ست و نیازمند یک احوال پرسی مختصر، و او دریغ  کند.
یا اصلا بی تفاوتی اش چقدر زیاد باشد که خبردار شود همسایه ی نزدیکش امروز- فردا از سفر زیارتی می آید و برای استقبال و زیارت قبول به او پیش دستی نکند؟

دنیای آدم ها چقدر باید کوچک شده باشد که خویشاوندان و فامیل دیگر جایی برای ورود به آن نداشته باشند؟
یا همه ی این ها پیشکش! خیرشان که به هم نمی رسد هیچ، مایه ی دردسر همدیگر هم شده باشند!

کارشان شده باشد سرک کشیدن به زندگی همدیگر، دخالت کردن و عیب جویی از این و آن؛ وقتی کنار هم هستند برای همدیگر خط و نشان بکشند و حفظ ظاهر کنند و حرف هایشان را با کنایه بار دیگری کنند و وقتی از هم جدا شدند شروع کنند به بدگویی و صفحه گذاشتن پشت سر دیگری.

چه خوش خیال بودیم ما – آدم های عصر مدرنیته- که فکر می کردیم اگر تلفن و موبایل و اینترنت را بسازیم، محال است حتی یک روز از حال هم غافل باشیم. یادمان نبود قبل از این که ورودشان را به دنیایمان جشن بگیریم، کمی نمک دوستی و مهربانی، چاشنی زندگی مردم بکنیم.

ما، در نعمت را محکم به روی خودمان بسته ایم و از بی وفایی های روزگار پیش هم گله می کنیم؛ که چرا اخلاقمان این قدر تیز و تند است؟ چرا رزقمان در علم و ثروت و زیبایی هرروز کمتر می شود؟

که چرا هرچه اطلاعیه ی فوت روی در و دیوار این شهر است مهر "جوان ناکام " خورده؟ بی خبر از آنکه روزی زینت عابدان گفت: «هر کس دوست دارد، خدا عمرش را طولانی و روزی اش را افزایش دهد، باید صله رحم کند»

و خبر نداریم پیامبر رحمتمان قبل ترها، گوشه ای از تاریخ ،زیر گوشمان خوانده است:
«اگر می خواهی خدا ترکت کند، پیوندت را با خویشاوندانت را قطع کن.»


احادیث مرتبط:
- با بستگان خود صله رحم کنید، گرچه با سلام کردن (به آنان) باشد   امام علی (ع)      اصول کافی، ج 2، ص 155
- بهترین چیزی که به آن صله رحم می شود، خودداری کردن از اذیت و آزار خویشان است      امام صادق (ع)     همان، ص 151.
 - رسیدگی به خویشان، اعمال را پاک می کند و بلا را دور می سازد.    امام صادق (ع)      همان،ص 152.
 - هر کس دوست دارد، خدا عمرش را طولانی و روزی اش را افزایش دهد، باید صله رحم کند.    امام زین العابدین (ع)همان ،ص 156.

 - شخصی به رسول خدا عرض کرد:«من اقوامی دارم که به آنها احسان می‌کنم ولی آنها مرا اذیّت می‌کنند. می خواهم دیگر کاری به آنها نداشته باشم.»
امام فرمود:«در این صورت خداوند همه شما را رها می کند.»
عرض کرد:«پس چه کنم؟»
امام فرمود:«به آن کس که تو را محروم ساخته بخشش کن و با آن کس که از تو قطع کرده بپیوند و آن را که به تو ظلم کرده، ببخش. و اگر چنین کنی خداوند پشتیبان تو خواهد بود.»

آخرین صبا

آخرین نشانه های ظهور: امام صادق (ع) فرمود:
خمسُ قَبلَ قیامِ مِنَ العلاماتِ:  الصَّیحَِة ُ و السُفیانی، و الخَسفُ بالبَیداءَ و خُروجُ الیمانی ُ و قَتلُ نفس ِ الزَّکیَّةِ.
پنج نشانه پیش از قیام قائم (ع) خواهد بود: صیحه وسفیانی و فرورفتن در بیابان و قیام یمانی و شهادت نفس زکیه.


 2- قیام یمانی
امام صادق (ع) فرمودند:
خروجُ الثلاثة ِ : السفیانیّ و الخراسانیُّ و الیمانیُّ فی سنةٍ واحدةٍ فی شهرٍ واحدٍ، فی یومٍ واحدٍ...
قیام سه نفر: سفیانی و سید خراسانی و یمانی در یک سال و یک ماه و یک روز است، و هیچ کدام به مانند پرچم یمانی بر حق نیست ، چرا که به حقیقت دعوت می کند.

3- صیحه ی آسمانی در بیست و سوم ماه رمضان
امام باقر (ع) فرمودند:
یُنادی مُنادٍ مِنَ السَّماء اَوَّلَ النَّهار ِ اَلا اِنَّ الحَقَّ مَََعَ آلِ علیٍّ و شیعتهِ...
یک منادی از آسمان در ابتدای روز ندا در می دهد که حق با آل علی و شیعیانش است وسپس شیطان در انتهای روز بانگ می زند که حق با عثمان و پیروانش است و اهل باطل در آن زمان دچار تردید می شوند.
 
چه کسانی ندای واقعی را اجابت می کنند؟
 
امام ششم (ع) فرمودند:
یُنادی و مُنادٍ مِن السَّماء: اِنَّ فُلاناً هو اَمیرُ و یُنادی مُنادٍ: اِنَّ علیّاً وشیعَتَهُ هم الفائزونَ. قُلتُ: فَمن یُقاتِلُ المَهدیَ بعدَ هذا؟ فقال رَجُلٌ من ...
یک منادی از آسمان ندا می دهد که فلانی امیر است و یک منادی ندا می دهد که علی و شیعیانش رستگارند. راوی می گوید پرسیدم: پس از آن چه کسی با حضرت مهدی می جنگد؟ فرمودند: مردی از بنی امیه (سفیانی)؛ و شیطانهم ندا می دهد که فلانی و شیعیانش رستگارانند. راوی می پرسد: چه کسانی راستگویان و دروغگویان را از هم تمیز می دهد؟ فرمودند: کسانی که احادیث ما را روایت می کنند  از هم تمیز می دهند آن هم پیش از آنکه اتفاقی بیفتد و می دانند که ایشان بر حق و راستگویند.
 
4- شهادت نفس زکیه
 
امام صادق (ع) می فرمایند:
یُقتَلُ المَظلومُ بیثربٍ و یُقـتَلُ اِبنُ غَمِّه فی حَرَمٍ.
مظلوم در یثرب و پسر عمویش در حرم (مکه) به شهادت می رسد.

فاصله میان شهادت نفس زکیه و ظهور
امام پنجم (ع) می فرمایند:
لَیسَ بَینَ القیامِ قائم ِ و قَتلِ نفس...
میان قیام قائم و شهادت نفس زکیه بیش از 15 شب فاصله نخواهد افتاد.
 
پایان حکومت دیگران
حضرت علی (ع) فرمودند:
اَلا اخبِرُکُم بآخر ِ مُلکِ بَنی فلان ٍ؟...
آیا شما را به نهایت حکومت بنی فلان خبر بدهم؟ کشتن نفس حرام در روز حرام و در دیار حرام. قسم به آنکه دانه را شکافت و انسان را آفرید بیش از پانزده شب حکومت نخواهند کرد.
 
5- فرو رفتن سپاه در بیابان
پیامبر اکرم (ص) فرمودند:
یُبعَثُ الی مَکَّةَ جَیشٌ من الشام ِ...
سپاهی از شامیان به سوی مکه گسیل داشته می شود وقتی به بیداء (بیابانی میان مکه و مدینه) می رسند توسط زمین بلعیده می شوند.
 
دو باقیمانده از سپاه شوم سفیانی
 امام باقر (ع) فرمودند:
یُخسَفُ بِهِم فلا یَنجو منهم الّا رجلان ِ...
همگی به جز دو نفر که از قبیله ی بنی کلب هستند به زمین فرو می روند نام آن دو وبر و وبیر است و چهره هایشان به پشت برگردانیده می شود.

با دعای فرج، خوشبخت می شویم!


وقتی دعا نکرده، منتظر بمانیم، مَثَلمان می شود مثل کسی که یک لنگه پا در کنار خیابان منتظر دوستش ایستاده است، بی آنکه قبل از آنهمه سرپا ایستادن و در جا زدن، قرار قبلی گذاشته باشد! آن وقت اگر گذر آن دوست روزی به آن خیابان بیفتد – به فرض اینکه آن فرد از انتظار بی جا فرار نکرده باشد- لابد به او می گوید: «خب پدر آمرزیده! قرار نگذاشته بیخود خودت را معطل کردی!»

انتظار، اصلاً بدون دعا معنا پیدا نمی کند. حالا نمی گوییم انتظار، بدون دویدن به سمت موعود معنا پیدا نمی کند؛ آن پیشکش. وقتی دعا نباشد، انگار نه امام را خواسته ایم نه راحتی خودمان را. آن وقت، انتظارمان دقیقا می شود دست روی دست گذاشتن! این هم که انتظار نیست...

خود امام رسماً و کتباً از همه خواستند که دعا کنند. دلیلش را هم یادآوری کردند. ایشان در نامه شان به «اسحاق بن یعقول»، فرمودند: «و امّا نحوه ی بهره وری از من در دوران غیبتم همانند بهره وری از خودرشید است هنگامی که ابر آن را از دیدگان پوشانده باشد و من البته مایه ی ایمنی اهل زمین هستم. همچنان که ستارگان مایه ی ایمنی اهل آسمانند. پس از آنچه برای شما فایده ای ندارد، مپرسید و برای آگاه شدن از آنچه تکلیف ندارید خود را به زحمت میندازید؛ و بسیار برای فرج دعا کنید، برای تعجیل فرج که فرج شما در آن است.» (1)


معادله اش به همین سادگی است:
ما برای فرج دعا می کنیم => امام (تنها عادل حقیقی و موجود در جهان!) می آیند => خودمان خوشبخت می شویم! تمام دردها و رنج ها و بحرانها و گرانی ها و بدبختی هایمان تمام می شود.

همه ی این گره گشایی ها، فقط با یک چیز به دست می آید: با دعا؛ «بسیار دعا کردن».

پس؛ دعا می کنیم چون به امام خود ایمان داریم و می دانیم کسی که به ما وعده ی خوشبختی داده است ما را هرگز سر قرار انتظار جا نمی گذارد.
 
پی نوشت:
1. شیخ صدوق، کمال الدین و اتمام النعمه، ج 2، ص 485؛ اصفهانی، محمد تقی، مکیال المکارم، ج 1، ص 419
 

قولی برای خشم خدا

مدتها بود که به واسطه کارم با آدم های مختلفی سرو کار داشتم که مهمترین لازمه ی کارمان خوش قولی و اعتماد متقابل بود. یکبار برای یک پروژه به یکی از پژوهشگران کاری را برون سپاری کردم و قرارمان شد دو هفته بعد، در این مدت هر دو سه روز یکبار پیگیر کارهایش می شدم و اطمینان پیدا می کردم که کارها در حال انجام است.

روز موعود رسید اما هرچه صبر کردم نه خبری از کار شد و نه تلفن ها پاسخ داده می شدند. من مانده بودم و احساس استیصال و سردرگمی و سوالهای مدیر برای کاری که هیچ خبری از آن نبود.

نتیجه ی آن ماجرا این شد که پژوهشگر محترم شب پیامک زدند که کار را انجام نداده اند و نمی توانند انجام دهند و به یک عذرخواهی بسنده کردند. حال بگذریم از سلب اعتمادی که تا مدتی برای خودم در سازمان اتفاق افتاد و چند پروژه مرتبط با این کار که عقب افتادند.

از یک تجربه شخصی شروع کردم تا به این موضوع که این روزها یکی از مهمترین ناهنجاری های جامعه است بپردازم. نمی دانم شما هم تا به حال گیر آدم بدقول افتاده اید؟ آنها که با هزار آب و تاب قول انجام کارها را می دهند و مسئولیت قبول می کنند و درست زمانی که موعد مقرر می رسد خبری ازشان نیست.

شاید خیلی از ماها به دلایل مختلفی قول می دهیم: خوشحال کردن دیگران، در رودربایستی ماندن، اعتماد به نفس کاذب مبنی بر توان انجام کار، یا هر دلیل دیگر؛ اما در هر یک از موقعیت ها در نظر گرفتن توان و اعتبار شخصی خود و اعتماد متقابل مهمترین موضوع مورد توجه می تواند باشد.

در فرهنگ بسیاری از ما «نه» گفتن یکی از سخت ترین کارهاست و با این تصور که اگر نه بگوییم خودمان را پایین آورده ایم تن به بسیاری از اقدامات داده می شود. این در حالی است که به فرض انجام به موقع، انجام ضعیف یا بی کیفیت کار نه تنها اعتبار فرد را زیر سوال می برد بلکه اعتمادها را نیز می خشکاند.

قاعدتا این انتظار وجود دارد که در جامعه مسلمان ما بیش از هر چیزی سخن قرآن و خداوند جایگاه داشته باشد. و چه سخنی صریح تر از آیات دوم و سوم سوره مبارکه صف: «ای کسانی که ایمان آورده اید چرا سخنانی می گویید که به کارشان نمی بندید. خداوند سخت به خشم می آید که چیزی بگویید و به جای نیاورید.»

حال خودمان کلاهمان را قاضی کنیم. تا به حال چند بار خدا را به خشم آورده ایم و باعث مرگ اعتماد چند نفر شده ایم؟

پیش از اینها فکر می کردم خدا


شرمنده ی سنگ صبورم هستم...کسی که تو زندگیم یه دنیا مدیونشم ولی شاید خودش ندونه...دعام کنید.

یاعلی