درانتظارمنجی

درانتظارباران نیست آنکه بذری نکاشته

درانتظارمنجی

درانتظارباران نیست آنکه بذری نکاشته

اللهم تقبل هذا القربان...

امن ترین لحظه ی زندگی ام
- آن لحظه ای که حس می کنم حتماً صدای مرا می شنوی و پاسخ می گویی-
لحظه ای است که بعد از یک شب بیداری
گوشه ی مسجد
بین تمام بنده های خوبت
شرمنده از تمام کارهایی که کرده ام
زیر سایه ی قرآن،
پناه می گیرم
و تو را
به آنچه گفته ای

قسم می دهم...

بحق اخیک ... و رضا پرکشید...

http://www.navideshahed.com/attachment/1389/10/292414.jpg


بقول حاج آقا محمود خداروشکر درب شهادت هنوز بازه و خیل یاران در امتداد راه حضرت سید الشهداء (ع)در حرکتند...




امروز  پیکر سرگرد شهیدمهندس رضا کارگر برزی  یکی از مدافعان حرم حضرت زینب(س)بر روی دست همرزمانش تشییع می شود.



وعده دیدار: ساعت 9:30 صبح

کیلومتر85 تهران - قزوین ، نظرآباد، میدان سپاه

دلت بسوزد روزه خوار

این روزهای آخر رمضان که دیگر کم کم داریم خودمان را برای عید فطر آماده می کنیم، شاید دلمان برای خیلی چیزها تنگ شود.
درست در همین روزهایی که روزه خوارها در خیابان های شهر بدون ذره ای حیا و مراعات، هرطور دلشان خواست رفتار کردند و گاهی تعجبت را بر انگیختند و گاهی اوقات به زعم خودشان تحقیرت کردند، چیزهایی می دیدی که امیدوارت می کرد.

نمونه اش را خواهرم  تعریف می کرد. می گفت: «با عمه همسرم که در یکی از روستاهای سمنان زندگی می کند تماس گرفته بودیم تا هم حال و احوالی کنیم و هم التماس دعا داشته باشیم. پیرزنی حدودا هفتاد ساله که روی زمین کشاورزی شان کار می کند تا خرج زندگی اش را درآورد. بین حرفها گفت امسال روزه سخت شده. با تعجب پرسیدم عمه جان مگر شما روزه می گیرید؟ با لحنی که معلوم بود تعجب کرده و کمی هم دلخور است گفت: هنوز آنقدر علیل نشدم که روزه ام را بذارم کنار.»

و من فکر می کنم به گرمای هوای منطقه ی کویری شهر سمنان و پیرزنی که روی زمین کشاورزی اش خم شده و دارد کار می کند و بعد یاد دخترکان و پسرکان شهرم می افتم که چهار ستون بدنشان برای هر تفریح و ورزش و سرگرمی ای محکم و پا برجاست و هر جا حرف از روزه می شود، ناتوانی بدنی می شود دستاویزی برای سر کشیدن جرعه های آب در خیابان.

پدرام، دایی اش را می گوید که راننده است. هر روز پشت وانت قدیمی اش که حتی کولر هم ندارد می نشیند تا بتواند بارهای مردم را اینطرف و آن طرف ببرد و بعضی روزها از شدت گرمای هوا و خشکی دهان نمی تواند حرف بزند. وقتی به او می گویید گاهی وقتها که فشار کار زیاد است بیرون شهر برود و برگردد و روزه اش را بخورد، می گوید سختی روزه اجرش را بیشتر می کند.

و یاد مسافران این روزهای جاده شمال و حتی مشهد می افتم که زیارت را بهانه ای می کنند برای کمتر شدن روزهای طولانی و گرم رمضان.

مرضیه دخترک 9 ساله فامیل است که وقتی او را در مهمانی خانوادگی می بینم و به شوخی می گویم «کله گنجشکی می گیری دیگر؟» دستان ظریفش را به سمتم دراز می کند و مثل آدم بزرگها دست می دهد و می گوید: «اگر خدا قبول کند کامل می گیرم.» و وقتی دستانش را می فشارم حس می کنم چقدر دخترک شیطان و پر شر و شور دیروز بزرگ شده است و از صمیم قلبم التماس دعا دارم از او.

و یاد مردهای با بازوهای باد کرده ای می افتم که سیگار گوشه لبشان، این روزها به سخره می گیرند دستان ظریف مرضیه ها را و دود سیگارشان در فضا، باعث می شود روزه داران دستمالی جلوی دهانشان نگه دارند که مبادا روزه شان باطل شود.

روزهای آخر رمضان است و می دانیم تمام که بشود دلمان بد جور تنگ می شود. حتی اگر بین خودمان به شوخی و جدی غر بزنیم که تابستانها روزه گرفتن سخت است، اما اگر خوش انصاف باشیم این رمضان عمرمان هم زود گذشت و عید فطر که پای سفره صبحانه می نشینیم حسرت های زیادی داریم.

کاش خدا این رمضان را آخرین رمضان عمرمان قرار ندهد، اما این روزهای آخر به این فکر کنیم که اگر آخرین بود چه می کردیم؟ همان کارها را بکنیم تا تمام روزه خواران شهر غبطه بخورند به این حال خوبمان.



 شرمنده که نبودم ...

بی مرگی: شناخت (2)

در مقاله ی قبل درباره ی شناخت و لزوم آن بحث کردیم. در این مقاله می خواهیم به مراتب شناخت بپردازیم و بفهمیم مردن  در کدام مرحله ی شناخت، مرگ جاهلی نیست.
شناخت، 4 مرتبه یا مرحله دارد.

مرتبه ی اول: مرتبه ی اول شناخت، شناخت شناسنامه ای است. به این معنا که درباره ی اسم، نسب، تولد، تاریخ و دیگر مسائل ظاهری امام بدانیم. آیا دانستن تاریخ تولد باعث نجات انسان می شود؟ معاویه از تاریخ و نسب امامان بیش از هر شخص دیگری مطلع بود، آیا این شناخت موجب نجات او شد؟

این مرتبه از شناخت هر چند در مرحله ی اول لازم است اما کافی نیست.

مرتبه ی دوم: مرحله ی دوم، آگاهی کلامی است. کلام علمی است که از اعتقادات دین دفاع می کند.

 در این مرتبه از شناخت، آگاهی درباره ی امامت، ضرورت آن، رابطه ی امامت با نبوت، رابطه ی امامت با توحید و به طور کلی درباره ی امامت و مسائل اعتقادی کلی پیرامون آن بحث می شود. برای مثال از مهمترین مسائل درباره ی امامت این است که امامت یک منصب الهی است و خداوند این منصب را برای هر که مناسب بداند او را انتخاب می کند. انتخاب امام به عهده ی مردم نیست.

هر چند این مرتبه از شناخت بهتر از مرتبه ی اول است اما این مرحله نیز دانایی ما را درباره ی امام زمانمان کامل نمی کند.

مرتبه ی سوم: آگاهی به صفات، کمالات و خلقیات امام زمان (ع) مرحله ی سوم است. صفاتی که ائمه در وجود خود به صورت تامّ و کمال یافته، داشتند و مردم را به آن دعوت می کردند. صفاتی که باعث می شد نزدیک به مکروه نروند و حرام انجام ندهند. در واقع شناخت اخلاق از امام در مرتبه ی سوم قرار می گیرد.

شناخت این صفات آسان نیست. صفات مراتبی دارند. ائمه (ع) بالاترین مرتبه از صفات را دارا بودند و این مرتبه مرحله ی تامّ است.

 برای مثال اگر یک انسان معمولی «بینا» است، عقاب مرتبه ی بینایی بالاتری در  بین موجودات دارد که در آسمان موشی را که روی زمین می خزد می بیند، و امام در مرحله ی اتمّ بینایی است. یعنی بینا به ظاهر و باطن جهان خلقت است یا به تعبیری «شاهد» است.

یا اگر حاتم طائی در میان بخشش گران جایگاه ویژه ای دارد، ائمه ی اطهار (ع) در بخشندگی تامّ و تمام هستند.

مرتبه ی چهارم: معرفت درباره ی خلقت نورانی امامان (ع) بالاترین مرحله ی شناخت و شرط نمردن در مرگ جاهلی است. در این مرحله می فهمیم برتری ائمه، نه به خاطر صفات علیا، و نه به خاطر نسب شریف است، بلکه به خاطر تقدم خلقت نورانی آنهاست.

همه ی موجودات، یک خلقت نورانی دارند و یک خلقت بر سیر تاریخ. در زمان زمینی حضرت آدم (ع) نخستین انسان است. اما این زمان زمینی حتی در کهکشان هم جایگاهی ندارد و ارواح نورانی این زمان خطی را ندارند. در زمان زمینی، خلقت، خطی است، یعنی اول حضرت آدم (ع) خلق شده، بعد نوح (ع) بعد موسی (ع) و دیگران.

 اما در خلقت نورانی مرتبه از بالا به پائین است. در این مرتبه، اول وجود نورانی پیامبر اکرم (ص) و ائمه (ع) خلق شده است و از نور آنها باقی مردم. این نورانیت نیز مراتبی دارد.

از آنجایی که دوست نداریم هیچ کس به مرگ جاهلی بمیرد چند کتاب به شما معرفی می کنیم تا با بهره­ گیری از آنان به مراتبی از شناخت دست بیابید.

1.معرفت امام زمان و وظایف منتظران، ابراهیم شفیعی سروستانی
2.وجود حضرت مهدی (ع) در پرتو عقل و نقل، علی اصغر رضوانی
3.وابستگی جهان به امام زمان (ع)، آیة الله صافی گلپایگانی
4.ولایت کلیّه، سید حسن میرجهانی

خواندن برخی از این کتابها بسیار مشکل است، پیشنهاد می کنیم این کتب را به همین ترتیب مطالعه کنید. در ضمن خواندن کمی فلسفه و منطق را نیز توصیه می کنیم.

بی مرگی: شناخت

مقالاتی که از این به بعد با عنوان «بی مرگی» تقدیم می شود، سلسله مقالات کوتاهی است درباره ی وظایف منتظران در  دوران غیبت.

علت نامگذاری این مقالات به «بی مرگی» این بوده است که از منظر احادیث و روایات هرکسی در هر دوران باید امام خود را بشناسد والّا مانند مردم زمان جاهلیت می میرد. این نوع مرگ، یعنی مرگ در غفلت و بی خبری از امام عصر (علیه السلام) فقط مخصوص دوره و زمان ما نیست بلکه در هر دورانی مردمان آن زمان وظیفه داشته اند امام زمان خود را بشناسند.

هدف از این مقالات این است که برنامه ای پیش روی زندگیمان بگذاریم که جاهل و غافل نمیریم! این برنامه ها را ائمه ی دین (علیهم السلام) پیش روی ما قرار داده اند، پس بهترین برنامه ها و کامل ترین آنهاست. امید است با رعایت این تکالیف، حقی را که از امام بر گردن داریم بهتر ببینیم. ان شاء الله.

نخستین وظیفه و تکلیفی که در عصر غیبت بر دوش منتظران گذاشته شده است، شناخت امام زمان (ع) است. مهمترین و معروفترین حدیث در اینباره حدیثی است از پیامبر اکرم (ص) که می فرمایند:

"من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتةً جاهلیةً" (1)

(هرکس بمیرد و امام زمان خویش را نشناسد به مرگ زمان جاهلیت مرده است)

این در حالی است که امام باقر (ع) می فرمایند:

"هر کس بمیرد و امام خود را بشناسد مانند کسى است که با مهدى منتظر (عج) در خیمه‎اش بوده است" (2)

اهمیت شناخت از این حدیث به خوبی معلوم می شود. اما باید بدانیم ضرورت شناخت امام چیست؟ یعنی اگر امام زمان را نشناسیم چه می شود؟

1.تحقق آموزه های دین:

 امام رضا (ع) در حدیثی طولانی می فرمایند:

" ... تمامیت نماز و روزه و حج و جهاد و گردآوری مالیات و صدقات و اجرای حدود الهی و حراست از احکام دین و مرزهای اسلامی، همه به دست امام است. امام حلال خدا را حلال و حرام خدا را حرام می کند و حدود خدا را به پا می دارد و از دین خدا دفاع می کند. او با حکمت و اندرز و حجت آشکار مردم را به راه پروردگارش فرا می خواند." (3)

این حدیث نشان می دهد، هر حکمی که در اسلام آمده و هر دستوری که از طرف خداوند متعال صادر شده، محقق نمی شود مگر به دست امام. چرا که امام است که از حدود الهی به طور کامل باخبر است و اوست که با استقرار عدالت شرایطی را فراهم می کند که احکام الهی به صورت عملی و عینی تمام و کمال اجرا شوند. حدود الهی را امام می شناسد چرا که هیچ انسانی عدل را به طور کامل در اختیار ندارد مگر امام. هیچ کس مانند امام معصوم از آموزه های دین باخبر نیست، پس تحقق عینی و عملی آموزه های دین فقط به دست امام است.

 با شناخت امام، دقت در سخنان و اعمال اوست که حدود الهی شناخته می شوند.

2.اطاعت از خدا در گرو شناخت امام:

امام باقر (ع) می فرمایند:

"همانا اگر مردی شبها به عبادت به پا خیزد و روزها روزه دارد و تمام اموالش را صدقه دهد و در تمام دوران عمرش به حج رود و امر ولایت ولی خدا را نشناسد تا از او پیروی کند و تمام اعمالش با راهنمایی او باشد، برای او از ثواب خدای جل و عزّ حقی نیست و او از اهل ایمان نمی باشد." (4)

این حدیث بسیار روشن است. شناخت ولایت امام و قبول ولایت او، شرط پذیرفته شدن طاعت الهی است، چرا که فردی که در مسیر الهی بدون راهنما قدم برمی دارد مانند کسی است که در تاریکی به دنبال مقصد می گردد و امکان انحراف او زیاد است. به قول حافظ :

طی این مرحله بی همرهی خضر مکن
ظلمات است بترس از خطر گمراهی

توجه: مقاله ی بعدی در ادامه ی بحث «شناخت» است. در مقاله ی بعدی به سطوح شناخت خواهیم پرداخت. سعی می کنیم از این به بعد هر مقاله درباره ی یک موضوع و کوتاه باشد اما به دلیل اهمیت و گستردگی موضوع شناخت این یک بار عذر ما را بپذیرید!

 

پی نوشت:

1.بحارالانوار، ج 8، ص 368، ج 32؛ به نقل از معرفت امام زمان و تکلیف منتظران، ابراهیم شفیعی سروستانی، ج1، ص 146
2.تفسیر اطیب البیان، ج 1، ص 150.
3.الکافی، ج 1، ص 200، ح 1؛ به نقل از معرفت امام زمان و تکلیف منتظران، ابراهیم شفیعی سروستانی، ج1، صص 146 - 149
4.الکافی، ج 2، ص 19، ح 5؛ به نقل از معرفت امام زمان و تکلیف منتظران، ابراهیم شفیعی سروستانی، ج1، ص 149

حرف حساب: توجیه ممنوع


آیت الله بهجت ، در مورد اینکه ما آدمها، گاهی به جای توبه، گناهانمان را توجیه می کنیم و برایشان بهانه می آوریم، می گوید:
«ما باید باب توجیه خطا و اشتباه را به روی خود ببندیم و برای هر خطا، زبان به استغفار بگشاییم و اگر قابل جبران باشد، جبران کنیم.»(1)
بنابر تعبیر قرآن کریم، ورشکسته ترین افراد کسانی هستند که کار بد می کنند و خیال می کنند که خوب است؛ یعنی کارهای خود را توجیه می کنند: «الَّذینَ ضَلَّ سَعْیُهُمْ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ هُمْ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعاً: همان کسان که سعی آنان در زندگی دنیا به هدر رفته است، در حالی که می پندارند که خوب عمل می کنند.» (2)

پی نوشت:
1. در محضر بهجت، ج 1، ص 300.
2. سوره ی کهف، آیه 104.