درانتظارمنجی

درانتظارباران نیست آنکه بذری نکاشته

درانتظارمنجی

درانتظارباران نیست آنکه بذری نکاشته

پیروان نجات یافته سفیانى در سرزمین هاى شام

نعمانى از محمد بن مسلم آورده است که شنیدم ابو جعفر باقر(علیه السلام) فرمود: تقواى الهى پیشه کنید و با ورع (= پرهیز از حرام) و اجتهاد (= کوشش در انجام واجبات) در راه اطاعت خدا بر عقیده تان ، یارى بجویید .



وقتى یکى از شما به سراى آخرت شتافت و درهاى دنیا به رویش بسته شد ، بالاترین توشه اى که مورد غبطه و رشک دیگران واقع مى شود ، دیندارى و پرهیزکاریش است . وقتى انسان به سراى دیگر گام نهاد ، مى داند که به پیشواز نعمت ها و بخشش هاى الهى و مژده رفتن به بهشت مى رود و از چیزى (شیطان )که مى ترسیده ، ایمن است . همچنین یقین خواهد کرد که باور و دینى که در دنیا بر آن ثابت قدم بوده ، حق و درست است و کسانى که با دین مخالفت مىورزیدند ، باطلند و هلاک خواهند شد ! پس شما را (بر این عقیده) مژده مى دهم ، باز بشارت مى دهم ! چه مى خواهید ؟ آیا نمى بینید که دشمنانتان در راه ارتکاب گناهان الهى کشته مى شوند و براى رسیدن به دنیا یکدیگر را به قتل مى رسانند ، ولى شما چنین نیستید و به دور از آنها ، در خانه هایتان ، آسوده و در امانید . بلاى سفیانى که از دشمنان ماست ، برایتان کافى است .

وى از نشانه هایى است که برایتان (براى فهم نزدیکى ظهور) قرار داده شده است . وقتى این فاسق خروج کند ، در جاى خود بمانید ، چون تا یک یا دو ماه پس از خروجش ، خطرى متوجه شما نیست اما تعداد زیادى بجز شما (شیعیان) را خواهد کشت .

برخى اصحاب پرسیدند : در آن اوضاع ، با عیال ( زن و فرزند ) خود چه کنیم ؟ فرمود : مردان خود را از سفیانى دور کنید، چون کینه و حرص شیعیان را به دل دارد ، ولى به زنان ان شاء الله گزندى نخواهد رسید .

پرسیدند : مردان از دست او به کجا فرار کنند ؟ فرمود : بعضى به مدینه یا مکه یا جاهاى دیگر مى گریزند اما وقتى لشکر آن فاسق (= سفیانى) به آنجا رو آورد ، چه مى کنید ؟! به مکه بروید که محل گردهمایى شماست ، فتنه او به اندازه زمان حاملگى یک زن یعنى نُه ماه طول مى کشد . ان شاء الله بیش از این نخواهد بود ! بحار 52/140 .

نعمانى  از حارث همدانى آورده است که امیر مؤمنان فرمود : مهدى هنگام راه رفتن ، تمام بدنش حرکت مى کند ، موهایش مجعد و خالى بر گونه دارد ، آغاز کارش از سوى شرق (= پرچم هاى خراسان) است . وقتى زمانش برسد ، سفیانى خروج مى کند و به مدت آبستن بودن یک زن ( نه ماه ) حکومت مى کند . خروجش در شام است و اهالى آنجا از وى پیروى مى کنند مگر کسانى که در راه حق ثابت قدم اند و خدا آنان را از همراهى با سفیانى حفظ مى کند . با سپاهى انبوه به مدینه مى آید ، وقتى به بیداء مدینه مى رسد ، خدا او را در زمین فرو مى بَرَد . این همان فرمایش خداست که مى فرماید : « کاش مى دیدى هنگامى را که کافران وحشت زده اند ، آنجا که راه گریزى نمانده است و از جایى گرفتار آمده اند » ( سبأ/51 )

سفیانى از نشانه هاى حتمى ظهور

معانى الاخبار  از حکم بن سالم از فردى که بدو به نقل از ابو عبد الله گفته ، آورده است : ما و آل ابو سفیان ، دو خاندان هستیم که در راه خدا با هم دشمنیم ! ما گفتیم خدا راست گفته اما آنان گفتند خدا دروغ گفته است ! ابو سفیان با رسول الله جنگید ، معاویه با على بن ابى طالب و یزید بن معاویه با حسین بن على(علیه السلام) و سفیانى با قائم نبرد مى کند .



کافى  از عمر بن حنظله آورده است که شنیدم ابوعبدالله فرمود : پیش از قیام قائم ، پنج نشانه هست : صیحه و فریاد آسمانى ، سفیانى ، فرو رفتن زمین ، کشتن نفس زکیه و یمانى . عرض کردم : قربانت شوم ! اگر کسى از اهل بیت شما پیش از این نشانه ها خروج کرد ، همراهش قیام کنیم ؟ فرمود : نه ،

راوى مى گوید: فردا این آیه را تلاوت کردم:

« اگر بخواهیم ، معجزه اى از آسمان بر آنان فرود مى آوریم ، تا در برابر آن ، گردن هایشان خاضع گردد»   و پرسیدم : آیا معجزه ، صیحه است ؟

فرمود : اگر باشد ، گردن هاى دشمنان خدا خاضع مى گردد .

مانند روایت در نعمانى  از عمر بن حنظله از ابوعبدالله(علیه السلام) آمده است : قائم پنج نشانه دارد: سفیانى ، یمانى ، صیحه آسمانى ، قتل نفس زکیه و فرو رفتن در بیدا .


الغیبه نعمانى  از عبد الله بن سنان از ابو عبدالله(علیه السلام) آورده است : نداى آسمانى ، سفیانى ، یمانى ، قتل نفس زکیه و کف دستى که از آسمان نمودار مى شود ، از نشانه هاى حتمى اند . همچنین صداى فریادى در ماه رمضان که خوابیده را بیدار و بیدار را وحشت زده مى کند و دخترکان را از پشت پرده بیرون مى کشاند .

کافى از محمد بن على حلبى آورده است که شنیدم ابو عبدالله فرمود : اختلاف بنى عباس ، نداى آسمانى و خروج قائم حتمى اند .

عرض کردم : ندا چگونه است ؟ فرمود : در آغاز روز ، منادى (= جبرئیل) از آسمان ندا مى دهد : بدانید على و شیعیانش رستگارند اما در پایان روز ، منادى (= شیطان) ندا مى دهد : بدانید عثمان و پیروانش رستگارند !

کمال الدین از ابو حمزه ثمالى آورده است که به ابوعبدالله (امام صادق) عرض کردم که ابو جعفر (امام باقر) مى فرمود : آمدن سفیانى حتمى است . فرمود: آرى . همچنین اختلاف فرزندان عباس ، کشته شدن مردى پاکدل و قیام قائم هم حتمى است . عرض کردم : صداى آسمانى چگونه است ؟ فرمود : در اول روز منادى صدا مى زند : آگاه باشید حق با على(علیه السلام) و شیعیان اوست اما شیطان در آخر روز صدا مى زند : بدانید حق با سفیانى و پیروان اوست ، در این وقت آنهایى که ایمان ثابتى ندارند ، به شک مى افتند .

قرب الاسناد از زید قمى از على بن حسین(علیه السلام) آورده است : « قائم ما براى دیدار مردم در یک سال اقدام مى کند » . پرسید : بدون سفیانى ، قائم قیام مى کند ؟ فرمود : امر قائم از جانب خدا حتمى است و سفیانى نیز به خواست خدا حتمى است . قائم خروج نمى کند مگر پس از سفیانى . عرض کردم : فدایتان شوم ! سفیانى در همان سال خواهد بود ؟ فرمود : هرچه خدا بخواهد ! عرض کردم : در سال بعد ؟ فرمود : هر چه خدا بخواهد ، همان مى شود !

شاید معناى « قائم در یک سال با مردم دیدار مى کند » آن است که در سال ظهور و در حج ، با مردم دیدار مى کند . راوى پرسید : بدون سفیانى ؟ امام پاسخ داد : نه !

در ارتباط با این روایت ، حدیثى هم از امیر مؤمنان آمده است : « در هنگام شبهه و شک ظهور مى کند ، تا امرش را روشن کند » .

نعمانى  از ابو هاشم آورده است که خدمت ابوجعفر محمد بن على رضا(علیه السلام)بودیم که صحبت سفیانى به میان آمد ، و اینکه روایات مى گویند که آمدنش حتمى است، به ابوجعفر گفتم: آیا در وعده حتمى ، «بدا» (= تغییر رأى الهى) صورت مى گیرد؟ فرمود : بلى ، عرض کردیم : مى ترسیم براى خدا درباره قائم(علیه السلام) بدا حاصل شود ! فرمود : خداوند قائم را وعده داده و در وعده اش تخلّف نمى کند !

نعمانى از حمران بن اعین آورده است که ابوجعفر محمد بن على(علیه السلام) در تفسیر « ثم قضى رجلا وأجل مسمىً عنده » فرمود که اجل بر دو گونه است : اجل محتوم و اجل موقوف ، حمران عرض کرد : محتوم چیست ؟ فرمود : اجلى که خواست و مشیت خداست . حمران گفت : امیدوارم اجل سفیانى موقوف باشد ! ابو جعفر(علیه السلام) فرمود : نه ، به خدا ! اجل محتوم است .

نعمانى از عبد الملک بن اعین آورده است که خدمت ابوجعفر(علیه السلام) بودم که صحبت از قائم شد ، گفتم : امیدوارم به زودى بیاید و سفیانى نیاید ! فرمود : نه ، به خدا ! وعده اى حتمى است که مى باید محقق شود .

در آن روایت به نقل از فضیل بن یسار آمده است که ابو جعفر (امام باقر )فرمود : برخى امور موقوف و برخى محتوم است . آمدن سفیانى از امور محتوم است که حتماً مى آید .

کمال الدین  آورده است که ابو محمد حسن بن احمد مکتب برایمان نقل کرد: در همان سالى که شیخ على بن محمد سمرى ( قدس الله روحه ) فوت کرد ، من در مدینة السلام بودم . چند روز پیش از وفات ، خدمتش بودم و توقیعى به مردم نشان داد که از رویش نوشتم (امام زمان به وى فرموده بود) : « بسم الله الرحمن الرحیم ، اى على بن محمد سمرى ! خدا در سوگ فقدان تو پاداشى بزرگ به برادرانت عطا کند ! تو تا شش روز دیگر از دنیا خواهى رفت . کارهایت را مرتب کن و هیچ کس را به جانشینى خود نگمار ، دوران غیبت کامل فرا رسیده و من جز با اجازه خدا ظهور نخواهم کرد . ظهور پس از گذشت مدتى طولانى و قساوت دلها و پُر شدن زمین از ستم خواهد بود . افرادى نزد شیعیان من مدّعى مشاهده من خواهند شد . آگاه باشید که هر کسى پیش از خروج سفیانى و صیحه آسمانى چنین ادعایى کند ، دروغگو است . ولا حول ولا قوة إلا بالله العلی العظیم.

این توقیع را نوشتم و از نزد « سَمَرى » بیرون آمدم . روز ششم بازگشتم و دیدم که او در حال احتضار است ، از وى پرسیدند : چه کسى پس از تو جانشینت است ؟ گفت : امر به دست خداست و او فرمانش را به سرانجام مى رساند ! سپس درگذشت ( رضى الله عنه ) این آخرین سخنى بود که از وى شنیده شد .

هنگامى خروج سفیانى ، دعوت ما را لبیک بگویید !

کافى  از فضل کاتب آورده است که خدمت ابوعبدالله(علیه السلام) بودیم که نامه ابو مسلم (خراسانى) به ایشان رسید و (به پیک) فرمود : پاسخى براى نامه ات نیست . از پیش ما بُرو ! شروع به پچ پچ کردن با همدیگر کردیم ، فرمود : به هم چه مى گویید ؟! اى فضل ! خدا به سبب شتاب بندگان ، شتاب نمى کند . جابجا کردن کوه از جایش ، آسان تر از نابود کردن حکومتى است که هنوز مهلتش به سر نیامده است . سپس افزود : آمدن فلانى پسر فلانى ، تا هفتمین فرزند فلانى (از نشانه هاست ) . عرض کردم : قربانت شوم ! نشانه میان ما و شما چیست ؟ فرمود : اى فضل ! دست به کارى نزن تا سفیانى خروج کند. هنگامى که سفیانى خروج کرد ، دعوت ما را لبیک گویید ! ( سه بار فرمود : ) آمدن سفیانى حتمى است . به نقل از کافى ، وسائل الشیعة 11/37 و بحار 47/297 .


از ابو بصیر آورده شده است که شنیدم ابو جعفر(علیه السلام) فرمود : آنچه بدان امید دارید ، رخ نمى دهد ، مگر پس از سخنرانى سفیانى روى چوب هاى منبر . وقتى چنین شد ، قائم آل محمد(علیه السلام) از طرف حجاز ، به سویتان روانه مى شود . به نقل از اثبات الوصیة ، اثبات الهداة 3/580 .

کافى از عیص بن قاسم آورده است که شنیدم ابوعبدالله(علیه السلام) فرمود : از خداى یگانه بى شریک ، پروا کنید و در حال خویش بنگرید . به خدا سوگند ! اگر انسانى گَلّه اش را به چوپانى بسپرد و کسى را داناتر از چوپان کنونى ، بیابد ، وى را به جاى او بر سر کار مى گمارد . به خدا سوگند ! اگر کسى دو جان (و فرصت دوباره زندگى کردن) داشته باشد و با یکى بجنگد و تجربه بیاندوزد ; در جان دیگرش که باقى مانده ، طبق آنچه که (در جان اول) تجربه کرده ، عمل مى کند اما آدمى فقط یک جان دارد (و یک بار عمر مى کند )که وقتى از دست برود ، به خدا که فرصت توبه را هم از دست داده است ! پس خودتان سزاوارترید که راهى براى خود برگزینید . اگر کسى از طرف ما به سویتان آمد ، بنگرید براى چه هدفى خروج مى کنید ! نگویید زید (بن حسن) خروج کرد (پس ما هم باید قیام کنیم) ! زید عالِم و درستکار بود و شما را به سوى خود نخواند ، بلکه براى رضایت آل محمد(صلى الله علیه وآله) فرا خواند . اگر پیروز مى شد ، شما را به آنچه که فرا خوانده بود ، عمل و وفا مى کرد . او بر ضد سلطان جامعه خروج کرد ، تا وى را شکست دهد ، اما امروز کسى که به نام ما خروج کند ، به چه هدفى شما را مى خواند ؟ به رضایت آل محمد ؟! شما را شاهد مى گیرم که ما به این عمل راضى نیستیم و قیام کننده ، امروز نافرمانى ما کرده ، احدى همراهى اش نخواهد کرد ! اگر پرچم هایى را اطرافش ببیند و فرماندهى را به عهده بگیرد ، حتماً از ما نافرمانى خواهد کرد ، مگر قیام کننده اى که بنى فاطمه(علیها السلام) پیرامونش گرد آیند . به خدا سوگند ! رهبر شما کسى جز او نیست که اطرافش جمع شده اند . اگر ماه رجب بود، با یاد و نام خدا قیام کنید واگر خواستید قیام را تا ماه شعبان به تأخیر بیاندازید، مشکلى نیست ، یا اگر دوست داشتید ، میان اهل و عیالتان روزه بگیرید ، شاید این کار برایتان بهتر باشد و نشانه سفیانى ، برایتان کافى است .

علل الشرائع از عیص بن قاسم آورده است که شنیدم ابوعبدالله فرمود : از خدا پروا کنید و مراقب خویش باشید . سزاوارترین افراد براى مراقبت از خویش ، خودتان هستید. اگر کسى دو جان داشت و با یکى تجربه مى کرد و با جان دیگر توبه مى نمود ، خوب بود اما انسان فقط یک جان دارد ، وقتى از دست برود ، به خدا که فرصت توبه هم از دست رفته است .

اگر کسى به نام ما قیام کرد و شما را به رضایت ما (آل محمد) فرا خواند ، شما را سوگند مى دهیم که ما راضى نیستیم ! امروز که تنهاست ، از ما اطاعت و پیروى نمى کند ، چه رسد به وقتى که پرچم ها در اطرافش برافراشته شود ! ( به نقل از منبع ، بحار 46/178 و 52/301 از کافى ) .

کافى از سدیر آورده است که ابوعبدالله فرمود : اى سدیر ! در خانه ات باش ، مانند اثاث خانه ، بى حرکت بمان و تا زمانى که شب و روز مى چرخد ، یک جا بنشین ، اما وقتى به تو خبر رسید که سفیانى خروج کرده ، به سوى ما کوچ کن، گرچه مجبور شدى که پیاده بیایى ! . در روایت دیگرى چنین آمده است: (راوى :) گفتم که فدایت شوم ! آیا پیش از آن رخدادى هست ؟ فرمود : آرى ، سه انگشت دستش را بالا آورد و فرمود : در شام سه پرچم خواهد بود : پرچم حسنى ، پرچم امویان و پرچم قیسى . سفیانى خروج مى کند و مانند محصول درو شده ، همه را از بین مى بَرَد که هرگز چنین کشتارى ندیده اى !

نحوه‌ی حکومت ائمه بعد از رجعت چگونه است؟

رجعت ائمه معصومین ـ علیهم السلام ـ از امور قطعی و یقینی است اما در مورد کیفیت رجعت و نحوه حکومت آنها اطلاعات آنچنانه ای در دست نیست فقط در مورد حضرت امام حسین ـ علیه السلام ـ وارد شده که به اندازه ای پادشاهی خواهند کرد که از پیری موی ابروهایش بر روی چشمانش آویخته شود.


با عرض سلام و احترام خدمت سؤال کننده محترم و با آرزوی سلامتی و توفیق برای شما درباره کیفیت رجعت ائمه و حکومت ایشان اطاعت تفصیلی در اخبار و روایات وارد نگردیده است. فقط آنچه قطعی است رجعت آنان می باشد و نیز وارد گردید که نوزده سال بعد از قیام صاحب الامر رجعت ائمه با رجعت امام حسین ـ علیه السلام ـ شروع می شود و سپس حضرت علی ـ علیه السلام ـ می آیند آنگاه پیامبر اکرم ـ صلی اله علیه و آله و سلم ـ . اما آیا همه معصومین در عصر امام زمان می آیند یا به ترتیب یکی یکی می آیند و از دنیا می روند قطعی نیست، و درباره کیفیت حکومت ایشان نیز تفصیلاً بیان نشده است فقط از روایات می شود استفاده نمود که ادامه همان حکومت امام عصر است فقط در یک روایات به کلیاتی از حکومت حضرت علی آمده است، در اینجا ابتداء نمونه هایی از این روایات را ذکر می کنیم آنگاه به جمع بندی آنها و نیز به نظر علامه مجلسی در این زمینه می پردازیم.
1- از امام محمد باقر ـ علیه السلام ـ روایت شده است که: بعد از گذشت نوزده سال از قیام امام عصر ـ عج الله تعالی فرجه الشریف ـ امام حسین ـ علیه السلام ـ بیرون خواهد آمد و به خونخواهی و انتقام خون خود و اصحابش می پردازد و دشمنانش را می کشد و اسیر می کند تا اینکه حضرت امیر مؤمنان ـ علیه السلام ـ بیرون خواهد آمد.[1]
2- اولین کسی که رجعت می نماید امام حسین است.[2]
3- در حدیثی که معروف به حدیث مفضل می باشد بعد از بیان اموری که امام عصر در تثبیت حکومتش انجام می دهند می فرماید: پس حضرت امام حسین با یارانش و دوازده هزار صدیق ظاهر می شوند و رجعتی از این خوشتر نباشد، آنگاه صدیق اکبر امیر المؤمنین بیرون می آید سپس بیرون می آید سید اکبر محمد رسول اللَّه ـ صلی اله علیه و آله و سلم ـ با هر که به ادیان آورده از مهاجرو انصار و هر که در جنگهای ایشان به شهادت رسیده اند و....[3]
4- درباره حکومت حضرت علی ـ علیه السلام ـ در روایتی چنین آمده است که همه انبیاء و مؤمنین در حکومت او رجعت می کنند و پیامبر اکرم ـ صلی اله علیه و آله و سلم ـ پرچم حکومت را به دست حضرت علی ـ علیه السلام ـ می دهد و همه انبیاء و مؤمنین و خلایق تحت امر او در می آیند و او امیر همه می شود.[4]
ملاحظه می فرمایید که در این روایات فقط اشاره شده که در عصر حکومت امام زمان ـ عج الله تعالی فرجه الشریف ـ رجعت ائمه شروع می شود بنابراین می شود استفاده کرد که حکومت آنها ادامه حکومت جهانی امام زمان ـ عج الله تعالی فرجه الشریف ـ است. فقط در حکومت حضرت علی ـ علیه السلام ـ همه انبیاء و مؤمنان رجعت می کنند و تحت امر او قرار می گیرند شایسته می دانم در اینجا نظر مرحوم علامه مجلسی را در این زمینه ذکر نمایم:
"خصوصیت این رجعت ها معلوم نیست که آیا با ظهور امام زمان ـ عج الله تعالی فرجه الشریف ـ رجعت آنان در یک زمان خواهد بود یا بعد خواهد بود و از بعضی احادیث ظاهر می شود که به ترتیب زمان امامت رجعت خواهند کرد و شیخ حسن بن سلیمان قائل شده است به آنکه هر امامی زمان امامتی دارد و هر امامی زمان مهدی بودن دارد و حضرت صاحب الامر اول که ظاهر می شود زمان امامت اوست و بعد از آباء و اجداد کرام خود باز آن حضرت رجعت خواهد کرد و به این وجه تأویل کرده است آن حدیثی را که گفته: از ما دوازده امام دوازده مهدی است، و این قول اگرچه بعید از صواب نیست اما مجمل اقرار کردن و تفاصیلش را به علم ایشان رد کردن احوط است"[5] بنابراین همانگونه که مرحوم مجلسی فرموده اند احتیاط این است که تفصیل رجعت و حکومت ائمه را به علم خودشان واگذار نمائیم و فقط اجمالاً معتقد باشیم که آن بزرگواران رجعت خواهند کرد.
سؤال: ائمه چه مدت زمانی بعد از رجعت در دنیا باقی می مانند؟ و چگونه به جهان آخرت انتقال پیدا می کند؟
درباره اینکه هر کدام از ائمه چه مقدار حکومت می کند و چه مقدار در دنیا باقی می مانند در روایات به اطلاعاتی دست نیافتم فقط در یک روایت وارد گردیده که حضرت ابن عبداللَّه الحسین ـ علیه السلام ـ آنقدر حکومت خواهد کرد که از پیری موهای ابروی های مبارکش بر روی دیده اش آویخته شود.[6]
و درباره کسیفیت انتقال ایشان به جهان آخرت مطلبی که صراحت داشته باشد یافت نشد ولی روایاتی وجود دارد که می شود از آنها استفاده کرد که ائمه عمر طبیعی خود را خواهند نمود و به مرگز طبیعی از دنیا خواهند رفت.
سؤال: آیا ستمگران وقت به دنیا بر می گردند و دوباره قبض روح می شوند و از دنیا می روند؟
در روایات متعددی وارد گردیده است که ستمگران و بدکاران زمان هر معصومی با آن معصوم رجعت می نمایند، بگونه ای که مرحوم علامه مجلسی می فرماید: رجعت بعضی از مؤمنان و بعضی از کافران و نواصب و مخالفان متواتر است و انکارش موجب خروج از دین تشیع است[7]" و نیز در این روایات آمده است که مؤمنان انتقام خود را از این ستمگران می گیند و آنها را به هلاکت می رسانند. در ذیل به نمونه هایی از این روایات اشاره می نمائیم.
1) در روایتی که سعد بن عبداللَّه از حضرت امام صادق ـ علیه السلام ـ روایت کرده است آمده: هر امامی که در قرنی بوده است نیکوکاران و بد کاران زمان او بر می گردند تا حق تعالی مؤمنان را بر کافران غالب گرداند و مؤمنان از ایشان انتقام کشند".[8]
2) حضرت امام محمد باقر ـ علیه السلام ـ در ذیل آیه "فطلت اعناقهم لها خاضعین[9]" یعنی اگر بخواهیم می فرستیم بر ایشان از آسمان آیتی پس گرونهای ایشان از برای این آیت ذیل و خاضع می گردد، فرمودند: این آیت علی بن ابیطالب ـ علیه السلام ـ است که گردنهای بنی امیه برای او ذلیل و خاضع می گردد که حضرت علی ـ علیه السلام ـ در هنگام زوال خورشید ظاهر می گردد تا مردم او را به حسب و نسبش بشناسند پس بنی امیه را بکشد حتی آنکه از بنی امیه مردی خود را در پهلوی درختی پنهان کند درخت بسخن آید و فریاد کند که این مردی است از بنی امیه اینجا پنها ن شده است او را بکشید".[10]
3) در روایات مفصل و طولانی که مشور به حدیث مفضل است و شیخ حسن بن سلیمان در کتاب بصائر آن را روایت کرده آمده است - بعد از اینکه امام صادق ـ علیه السلام ـ ظهور امام عصر ـ عج الله تعالی فرجه الشریف ـ را در مکه و سپس توجه او به کوفه را بیان فرمودند 0 مفضل از امام صادق ـ علیه السلام ـ پرسید: ای سید من حضرت صاحب الامر بعد به کجا متوجه خواهند شد؟ حضرت فرمودند، بسوی مدینه جدم و چون وارد در دنباله روایت دارد که ظالمین به اهل بیت را به امر خداوند زنده خواهند نمود و انتقام اهل بیت را از آنها می گیرد.
آنگاه فرمود: سپس حضرت امام حسین ـ علیه السلام ـ با یارانش و داوزده هزار صدیق ظاهر می شوند و رجعتی از این خوشتر نباشد، آنگاه صدیق اکبر امیر المؤمنین ـ علیه السلام ـ بیرون می آید، و پس از آن بیرون می آید سید اکبر محمد رسول اللَّه ـ صلی اله علیه و آله و سلم ـ با هر که ایمان به آن حضرت آورده از مهاجر و انصار و غیر ایشان و هر که در جنگهای ایشان به شهادت رسیده است و زنده می کند جمعی را که تکذیب آن حضرت کرده بودند و شک می کردند در حقیقت او و یا رد گفته او می نمودند و هر که ابا او جنگ کرده باشد همه را به جزای خود می رساند و همچنین بر می گرداند یک یک ائمه تا صاحب الامر و همه که یاری ایشان کرده تا خوشحال شوند و هر کس که از ایشان دوری کرد تا آنکه پیش از آخرت به عذاب و خواری دنیا مبتلا گردند".[11]
حاصل آنکه از روایات فوق و دیگر رویاتی که در این باره آمده است سه مطلب استفاده می شود:
اولاً: کافران، واصب، مخالفان و ستمگران وقت به دنیا بر می گردند.
ثانیاً: این ستمگران با مشاهده قدرت آن دولتی که نمی خواستند به اهل بیت برسد معذب و ناراحت می شوند و به خواری و عذاب دنیوی مبتلا می گردند.
ثالثاً: این ستمگران و ظالمان به دست انتقامگر ائمه اطهار ـ علیهم السلام ـ و مؤمنان به سزای اعمال ظالمانه خود می رسند و هلاک می گردند بنابراین قبض روح می شوند و از دنیا می روند اما نه با مرگ طبیعی بلکه به هلاکت می رسند و کشته می شوند.
منابع جهت مطالعه بیشتر:
1. مهدی موعود، ترجمه ج 13 بحار قدیم (و ج 51 و 52 جدید)، علی دوانی، بحث رجعت (فصول پایانی).
2. عصر ظهور، علی کورانی (تمام کتاب).
[1] . مجلسی، بحار (ط بیروت، چاپ سوم، 1403 ه ق) ج3، ص104-103.
[2] . مجلسی، بحار (ط بیروت، چاپ سوم، 1403 ه ق) ج53، ص64.
[3] . مجلسی، حق الیقین (انتشارات رشیدی، چاپ دوم، 1363) ص668.
[4] . مجلسی، بحار (ط بیروت، چاپ سوم، 1403 ه ق) ج53، ص70.
[5] . مجلسی، حق الیقین (انتشارات رشیدی، چاپ دوم، 1363) ص262-261.
[6] . مجلسی، حق الیقین (انتشارات رشیدی، چاپ دوم، 1363) ص252.
[7] . مجلسی، بحار (ط بیروت، چاپ سوم، 1403 ه ق) ج3، ص261.
[8] . همان مصدر، ص261 و بحارالانوار (ط بیروت، چاپ سوم، 1403 ه ق) ج53، ص42.
[9] .
[10] . همان مصدر، ص261-260 و بحار الانوار، ج53، ص110-109.
[11] . همان مصدر، ص268-266.

خدا با فرشتگان جنگ بدر ، مهدى را یارى مى دهد

الغیبة نعمانى از على بن ابو حمزه که ابو عبدالله(علیه السلام) فرمود : هنگام قیام قائم(علیه السلام) ، فرشتگان بدْر که پنج هزار نفرند ، فرو مى آیند . 31 سوار بر اسبانى سفید مایل به خاکسترى ، 31 سوار بر اسبانى ابلق و 31 سوار بر اسبانى سرخرنگ.

عیاشى  از ضریس از ابو جعفر(علیه السلام) آورده است : فرشتگانى که در جنگ بدر محمد(صلى الله علیه وآله) را روى زمین یارى کردند ، به آسمان نمى روند تا صاحب الامر را یارى دهند . آنها پنج هزار نفرند . اثبات الهداة 3/549 و بحار 19/284 .

الغیبه نعمانى آورده است که امیر مؤمنان روى منبر فرمود : خطیب (که بناحق اقدام مى کرد یا خواهان خلافت بود) تباه شد و صاحب العصر ناپیدا گشت و دلهایى مانده که دگرگون مى شود ; گاه شاد و آباد و گاه ناشاد و خراب ! تمنا کنندگان هلاک شدند و آنان که مى باید از بین مى رفتند ، هلاک گشتند و مؤمنان باقى مانده اند اما چه اندکند ! سیصد نفر یا بیشتر . گروهى با آنان در جهاد همرزم است که همراه رسول خدا در جنگ بدر بود . کشته نشده و نمرده اند .

نعمانى مى گوید : معناى فرمایش حضرت ( زاغ صاحب العصر ) صاحب الزمان است ، که به تدبیر خددوند ، غائب و از چشم مردم ناپیداست . . . سپس حضرت فرمود : گروهى همرزم آنان است که همراه رسول خدا در جنگ بدر بود . . . یعنى خدا یاران خالص قائم را که سیصد و اندى اند، با فرشتگان بدر که به همین اندازه اند، یارى مى دهد.

مختصر البصائر از ابو حمزه ثمالى آورده است : شنیدم ابو جعفر محمد بن على فرمود : اگر قائم آل محمد خروج کند ، خدا وى را با فرشتگانى یارى مى دهد که سواره یورش آورده ، پیاپى از آسمان فرود مى آیند و کروبى هستند .

جبرئیل پیش رو ، میکائیل سمت راست و اسرائیل ، سمت چپ قائم است . در دل مردمى که به فاصله یک ماه از قائم دورند، ترس وجود دارد ، چه سمت جلو یا پشت و چه سمت راست و چپ وى باشند . فرشتگان مقرّب ، رو به روى قائم اند . محمد رسول الله ، نخستین کسى است که با وى بیعت مى کند ، سپس على(علیه السلام) . قائم ، شمشیر بلندى همراه دارد. خدا روم و چین و ترک و دیلم و سِنْد و هند و کابلشاه و خزر را برایش فتح مى کند .

اى ابو حمزه ! وقتى قائم قیام نمى کند مگر آنکه مردم گرفتار ترس و زمین زلزله ها و فتنه و بلا شوند . پیش از آن طاعون بوده و شمشیر بُرنده بین عرب حاکم بوده است . اختلاف شدیدى میان مردم وجود دارد و در دین پراکنده اند . چنان حالشان دگرگون است که صبح و شب آرزوى مرگ مى کنند ، چون مى بینند چقدر مردم حریص و آزمند شده و یکدیگر را از بین مى بَرند !

در هنگام نومیدى و درماندگى خروج مى کند . خوشا به حال کسى که وى را دریابد و از یارانش باشد . واى بر کسى که با او مخالفت کند و دستور را اطاعت نکند و از دشمنانش باشد .

سپس امام افزود : به کتاب و سنت جدیدى برمى خیزد و به گونه نوى قضاوت مى کند که براى عرب سخت و دشوار است . کارى جز کشتن ندارد و پوزش و توبه احدى را نمى پذیرد و در راه خدا از سرزنش هیچ ملامتگرى نمى هراسد .

مسیب بن خیثمه از على(علیه السلام)آورده است که در حدیثى فرمود :

به خدا سوگند ! آنها به سبب اتحادشان در باطل و پراکندگى شما در راه حق ، چنان بر شما چیره مى شوند که شما را به بردگى مى کشانند ، مانند مولا که عبدش را به بردگى و بندگى وا مى دارد . اگر غلام حاضر باشد ، او را امر و نهى مى کند اما اگر غایب باشد ، ناسزا مى گوید . دو دسته به گریه مى افتند که یکى براى دینش مى گرید و دیگرى براى دنیایش ! به خدا سوگند ! اگر شما را زیر سنگ ها متفرق و جدا کنند، خدا شما را براى روزى که براى آنها بدترین روز است ، گرد مى آورد . قسم به خدایى که دانه آفرید و آفریدگان را خلق کرد ! اگر از دنیا جز یک روز باقى نمانده باشد، خدا آن روز را طولانى مى کند تا مردى از نسل من ، مالک زمین شود و آن را پُر از عدل و داد کند ، چنان که از ستم و بیداد آکنده شده بود . اگر چنین شد ، تیر و نیزه اى پرتاب نکنید ، شمشیرى نزنید و سنگى پرت نکنید و شکرگذار خدا باشید . اگر چنین شد و مردى از بنى امیه را دیدید که در حال غرق شدن است و آب تا بالاى سرش آمده ، سوگند به خدایى که دانه را آفرید و آفریدگان را خلق کرد ، اگر از آنان فقط یک نفر باقى مانده باشد ، براى دین خدا شرى به پا مى کند !