درانتظارمنجی

درانتظارباران نیست آنکه بذری نکاشته

درانتظارمنجی

درانتظارباران نیست آنکه بذری نکاشته

خواندن علوم دین برای غیر دین

حتماً شما هم در اطرافتان آدم های زیادی را دیده اید که از منصبشان سوء استفاده می کنند و دست به کارهایی غیر از آنچه که وظیفه ی اصلیشان است، می زنند. فیلم «مارمولک» را به یاد دارید؟ حتماً به خاطر دارید که مرد جرم برای چه، دست به دزدیدن لباس روحانی زد و از آن لباس برای پیشبرد کارهایش چه استفاده هایی کرد؟



رسول خدا(ص) در توصیف علمای آخرالزمان می فرمایند:
«اقوامی برای غیر خدا درس فقه می خوانند، صرفاً برای مقام و ریاست به فقاهت می گرایند، قرآن را طبق خواسته های خود توجیه می کنند، و آئین خدا را با آراء خود تفسیر و تحلیل می کنند.»(1)

امام علی (ع) نیز در این مورد می فرمایند:
«مردم فقه می آموزند ولی نه برای دین، دانش می اندوزند ولی نه برای عمل، با اعمال دینی حطام(مال اندک) دنیا را طلب می کنند.» (2)

علم میانبر ثروت
چند وقت پیش با جوانی آشنا شدم که پشت لبش تازه سبز شده بود و برای به اصطلاح ادامه تحصیل وارد حوزه شده بود. هدفش را که از رفتن به حوزه پرسیدم، پوزخندی زد و گفت: این طوری بدون اینکه کار زیادی کنم حقوق می گیرم، تازه بعد از سه چهار سال، هم منبر می روم و هم راحت تر در ادارات دولتی استخدام می شوم، بروم دانشگاه که چه؟

«هنگامی که علم برای ریا و تظاهر و ثروت اندوزی کسب شود، خداوند برکاتش را از آن سلب می کند و زندگی چنین اشخاص را تنگ قرار می دهد و به خودش وا می گذارد. و کسی که خداوند او را به خودش وا گذارد، هلاک می شود.»(3)

آنچه باید باشد
همان طور که در احادیث بالا دیدیم، در روزهای آخرالزمان مردم از علوم دینی، برای رسیدن به مال و منال و قدرت استفاده می کنند و این اصلاً مورد نظر دین اسلام نیست.
در مورد چنین اشخاصی، رسول خدا(ص) صراحتاً غضب خداوند را اعلام می دارند و جایگاه آنان را در آتش می دانند:

«کسی که علم را فرا گیرد و به آن عمل نکند، خداوند او را در روز رستاخیز به صورت نابینا محشور نماید. کسی که علم را برای دنیا به دست آورد و محبت دنیا را بر آن مقدم بدارد، مستوجب غضب الهی گردد و جایگاهش در پائین ترین درجه آتش است.»(4)

هم چنین می فرمایند:
«هرگزعلم را برای افتخار و مباهات به علما، و مجادله با کوته فکران و جلبتوجه مردم نخوانید، کسی که این کار را انجام دهد در دوزخ است.»(5)

پی نوشت:
1.    منتخب الاثر صفحه 430، بحارالانوار جلد 52 صفحه 257، بشاره الاسلام صفحه 22 و 44 و الزام الناصب صفحه 182
2.    بشاره الاسلام صفحه 44، الزام الناصب صفحه 180، الامام المهدی صفحه
219 و بحارالانوار جلد 52 صفحه 258
3.    الزام الناصب صفحه 186
4.    الزام الناصب صفحه 186 و بشاره الاسلام صفحه 134
5.    المحجه البیضاء جلد 1 صفحه 125 و اختصاص مفید صفحه 251

زمامداران ظالم

«من در مورد امت خود از کشتارهای جنگی بیمناک نیستم و از دشمنی که آنها را ریشه کن سازد اندیشه نمی کنم، ولی ترس من در مورد آنها از رهبران گمراهی است که اگر از آنها پیروی کنند آنها را فریب می دهند و اگر نافرمانی کنند آنها را به قتل می رسانند.»(1)

«پست ترین مردمان، رهبر آنان می گردد».(2)
رسول خدا(ص) اوضاع زمامداران و حاکمان ظالم آخرالزمان را توصیف می کنند و در آخر زندگی در آن روزها را در زیر زمین، بهتر از روی زمین می دانند.(3)

روزی مردم در دستان ظالمان
چند روزی است که خبر حمله ی آمریکا به سوریه و حمایت برخی از کشورهای عربی از آن، تیتر اول همه ی روزنامه ها و خبرگزاری ها شده است. تلویزیون، خبرنگاری را نشان می دهد که به میان مردم عربستان رفته و نظرشان را در مورد شروع جنگ می پرسد و مردم اعتراض می کنند که رئیس جمهور پول ما مردم را در دست دارد و بدون اعتنا به نظر مردم آن را صرف جنگ و کشتار مردم بی گناه جهان می کنه و ما حتی نمی توانیم از حق خودمان دفاع کنیم...

رسول خدا(ص) می فرمایند:
«رهبرانی بر شما مسلط می شوند، که روزیهای شما را به دست می گیرند، چون با شما سخن بگویند دروغ می گویند، از شما راضی نمی شوند مگر هنگامی که کارهای ناشایست آنها را تحسین کنید و دروغهای آنانرا تصدیق نمائید.» (4)

حاکمان بلا
اگر این روزها به اوضاع مردمانی مانند اهالی میانمار و شیعیان عربستانی و ... نگاهی بیندازیم، با مصادیق حدیث زیر آشنا خواهید شد:

«در آخرالزمان بلای سختی از ناحیه زمامداران به امت من وارد می شود، این بلا به قدری سخت می شود که نظیر آن هرگز شنیده نشده، و زمین را با این وسعت و گستردگی در نظر آنها تنگ می نماید، کسی از آنها پناهگاهی پیدا نمی کند که از ستم زمامداران به آنجا پناه ببرد، در چنین زمانی خداوند مردی را از عترت من بر می انگیزد...» (5)

غضب خداوند، حکومت بدترین مردم
اما در حدیث دیگری پیامبر اسلام(ص) علت سر کار آمدن حاکم ظالم را غضب خداوند از مردم معرفی می کنند:

«هنگامی که خداوند بر قومی غضب کند آنها را به عذاب هائی چون خسف و مسخ دچار نمی کند بلکه قیمت ها بالا می رود، باران حبس می شود و بدترین مردم بر آنها حکومت می کند.»(6)

در کل به قول حضرت محمد(ص)، «هنگامی که کارها به غیر اهل سپرده شود منتظر فرج باشید.» (7)

آنچه باید باشد
در تعالیم دین اسلام و سخنان بزرگان دین، منش و رفتار حاکم بسیار اهمیت داشته است تا جایی که رسول خدا(ص) این موضوع را عامل نگرانی خود معرفی می کنند:

«برای امتم بعد از خود در مورد سه چیز بیمناکم: 1- لغزش عالم، 2- ستم زمامدار، 3- پیروی هوای نفس».(8)

و ایشان اصلاح مردم را در گرو اصلاح افراد و طبقاتی خاص از جامعه می دانند:
«دو صنف از امت من هستند که اگر آنها اصلاح شوند مردمان اصلاح می شوند، و اگر آنها فاسد باشند مردمان فاسد می شوند: آنها دانشمندان و زمامداران می باشند.»(9)

امام على(ع) برترین بندگان خدا را پیشواى دادگرى می دانند که رهیافته باشد و رهنما و سنّتى شناخته شده را بر پا دارد و بدعتى ناشناخته را بمیراند(10).

اما در نهایت بهتر است حاکم کامل را در بخشی از نامه ی امام علی (ع) به مالک اشتر بشناسیم:
« و مقدارى از وقت خود را به نیازمندان خود اختصاص ده و با آنان در یک مجلس عمومى بنشین و شخصا به مشکلاتشان رسیدگى کن و در آن مجلس براى خداوندى که تو را آفریده است فروتنى نما و سربازان و یارانت را که جزو محافظان و نگهبانان تو هستند از آنان دور بدار ، تا هر که مى‏خواهد سخن بگوید بدون لکنت زبان و بى‏ترس و واهمه مطالبش را اظهار کند . چرا که من از رسول خدا صلى‏ الله ‏علیه و ‏آله و سلّم بارها شنیدم که مى‏فرمود : امّتى که در آن حقّ ناتوان ، بدون ترس و واهمه از قدرتمندان گرفته نشود ، هرگز روى رستگارى را نمى‏ بیند. همچنین درشتى و درماندگى و ناتوانى آنان در سخن گفتن را تحمّل کن و کم حوصلگى و تکبّر را از خود دور گردان ...» (11)

1.       نهج الفصاحه جلد 2 صفحه 472 و الزام الناصب صفحه 196
2.       الامام المهدی صفحه 219، الزام الناصب صفحه 180 و بشاره الاسلام صفحه 22
3.       نهج الفصاحه جلد 1 صفحه 45
4.       صحیح مسلم جلد 8 صفحه 58، بشاره الاسلام صفحه 23، الامام المهدی صفحه 217 و بحارالانوار جلد 52 صفحه 212
5.       بشاره الاسلام صفحه 28 و 31، الامام المهدی صفحه 66 و 108، الحاوی للفتاوی جلد 2 صفحه 135 و المهدی صفحه 206
6.       صحیح مسلم جلد 8 صفحه 58، بشاره الاسلام صفحه 23، الامام المهدی صفحه 217 و بحارالانوار جلد 52 صفحه 212
7.       الزام الناصب صفحه 178
8.       نهج الفصاحه جلد 1 صفحه 194
9.       نهج الفصاحه جلد 2 صفحه 393، المحجه البیضاء جلد 1 صفحه 15 و تحف العقول صفحه 42
10.   نهج البلاغة : الخطبة 164 منتخب میزان الحکمة : 448
11.   نهج البلاغة : الکتاب 53 منتخب میزان الحکمة : 618

اوضاع زنان در آخرالزمان

«تمام همت یک مرد شکم او خواهد بود، و قبله اش همسر او، و دینش درهم و دینار او.»

فتنه ی زنانه
رسول خدا(ص) در توصیف مردان و زنان اهل آخرالزمان می فرمایند:
«بعد از عصر من هیچ فتنه ای برای مردان پیش نمی آید که زیانبارتر از فتنه ای باشد که از ناحیه زنان می رسد.»(1)

هم چنین می فرمایند:
«در مورد امت خود، از هیچ فتنه ای چون زن ها و مشروبات الکلی اندیشناک نیستم.»(2)

شاید اگر سالها پیش، کسی این احادیث را می خواند، درک معانی عمیق این سخنان برایش کمی مشکل بود اما شاید مردمان زمانه ما که اوضاع برخی از زنان امروز را در کوی و برزن می بینند، حتماً راحتتر به عمق این احادیث می رسند.

آیا رفتار و عملکرد برخی از زنان آخرالزمان، مانند حضور غیرضروری خانم ها در اجتماع با انواع آرایش و مدل مو و لباس  و عشوه گری های نا به جای زنانه در خیابان و...، اثری جز از هم پاشیدن زندگی های آرام خانوادگی را به همراه داشته است؟ آیا این نوع رفتارهای زنان را نمی توان فتنه نامید؟

زن قبله ی شوهر

پیرزن با یک ساک کوچک گوشه ی امامزاده نشسته و از پسرش می گوید که او را از خانه بیرون کرده است. او می گوید عروسم با من بدرفتاری می کرد و تا امروز هم برای شستن کهنه های بچه اش و نگهداری از او مرا نگه داشته بودند و حالا که بچه بزرگتر شده، دیشب پسرم گفت که تو داری زندگی ما را به هم میزنی و برای خودت جایی را دست و پا کن.

رسول خدا(ص)، مردانی آخرالزمانی که بی چون و چرا از زنانشان تبعیت می کنند را این طور تو صیف می کنند:
«مرد از همسرش اطاعت می کند ولی پدر و مادرش را نافرمانی می کند و برای به هلاکت رسانیدن برادرش تلاش می کند، به همسایه اش ستم روا می دارد و پیوند خویشاوندی را قطع می کند و صدای فاجران بلند می شوند.»(3)

«تمام همت یک مرد شکم او خواهد بود، و قبله اش همسر او، و دینش درهم و دینار او.»(4)

«هنگامی که نابخردان بر سر کار باشند و زنها مورد مشورت قرار گیرند.»(5)

آنچه باید باشد
با مرور احادیثی که به وصف زنان آخرالزمانی می پردازد می توان دریافت که اطاعت بی چون و چرای مردان از زنان

به معنی ترجیح دادن نظرات آنان بر دستورات خداوند و معصومین(ع) است که باعث دور شدن مردان از مجموع اوامر دینی می شود.

شرایط جوامع در آخرالزمان، زنان را به این سمت سوق می دهد که از جایگاه زن بودن و مادر بودن دور شوند و شان مردانه و مناصب مردان را بر عهده بگیرند و جای زن و مرد عوض شود.

همان طور که امروزه نیز شاهد هستیم، بعد شهوانی و نفسانی زنان بیشتر از سایر ابعاد وجودی آنها خودنمایی می کند و این امر باعث ایجاد فساد در جامعه و انحراف مردان می شود و در روزهای آخر الزمان، زنان از طرق غیر معمول از چنان جایگاهی برخوردار می شوند که حتی در تصمیم گیری های کلان نیز دخیل می شوند.

همه ی مواردی که در بالا بیان شد، برای زن مورد پذیرش اسلام نیست و زنان در دین اسلام از جایگاهی خاص و ویژه برخوردارند و این شان ویژه را می توان در حقوق و احکام اسلامی مربوط به بانوان مشاهده کرد.

پی نوشت:
1.       نهج الفصاحه جلد 2 صفحه 533
2.       همان، صفحه 540
3.       الزام الناصب صفحه 181، بشاره الاسلام صفحه 22 و 76 و بحارالانوار جلد 52 صفحه 263
4.       بشاره الاسلام صفحه 132
5.       بشاره الاسلام صفحه 44

روایاتى از امام صادق و امام رضا در مورد سفیانی

نعمانى از ابو الحسن الرضا(علیه السلام) آورده است : پیش از این امر (ظهور) سفیانى ، یمانى و مروانى و شعیب بن صالح مى آیند . پس چگونه مى گویند این و آن خواهد شد ؟! ( اثبات الهداة 3/735 ; بحار 52/233 ) .

کافى  از معلى بن خنیس آورده است : پیش از ظهور عباسیان ، نامه عبدالسلام بن نعیم ، سدیر و چند نفر دیگر را خدمت ابوعبدالله(علیه السلام) بُردم . نوشته بودند : مى توانیم امر (حکومت) را به شما بسپاریم ، نظرتان چیست؟ (راوى مى گوید :) امام نامه ها را بر زمین زد و فرمود : من امام اینها نیستم. آیانمى دانند امامشان کسى است که سفیانى را مى کشد ؟!
مى بایست به فشارهایى که شیعیان و طمعورزان حکومت به امامان وارد مى کردند ، توجه داشت . اینها مى خواستند از ائمه ، اجازه فعالیت سیاسى گرفته و به بهانه آن که پیامبر به مهدى و دولتش بشارت داده است به نام آنها انقلاب کنند ، اما ائمه نمى پذیرفتند و براى امت توضیح مى دادند که از شروط ظهور مهدى(علیه السلام) خروج سفیانى پیش از ایشان است .

حکومت سفیانى بر سوریه و اردن به مدت یک سال

نعمانى  از عیسى بن اعین از ابو عبدالله(علیه السلام) آورده است : خروج سفیانى حتمى و در ماه رجب است . از آغاز تا پایان خروجش ، پانزده ماه طول مى کشد . شش ماه مى جنگد و وقتى بر پنج گنج ]= منطقه[ دست یافت ، نُه ماه حکمرانى مى کند و حتى یک روز هم بر این مدت افزوده نمى شود .



نعمانى از هشام بن سالم از ابو عبدالله(علیه السلام) آورده است : وقتى سفیانى بر مناطق پنجگانه چیره شد ، حکومتش را نه ماه بشمارید .

هشام مى پندارد که مناطق پنجگانه عبارتند از : دمشق ، فلسطین ، اردن ، حمص و حلب .

نعمانى  از معلى بن خنیس مى گوید : خروج سفیانى در رجب حتمى است .

نعمانى از خلاد صائغ از ابو عبد الله(علیه السلام) مى گوید : « سفیانى باید بیاید و جز در رجب خروج نمى کند » . مردى مى گوید : اى ابوعبدالله ! حال و روز ما در هنگام خروج چگونه است ؟ فرمود : اگر چنین رخدادى شد ، سوى ما ]به مدینه [بیایید .

کمال الدین  از عبد الله بن ابو منصور بجلى آورده است : نام سفیانى را از ابوعبدالله(علیه السلام) پرسیدم ، فرمود : به اسم او چه کار دارى ؟ وقتى گنج هاى پنجگانه شام : دمشق ، حمص ، فلسطین ، اردن و قنسرین را به چنگ آورد ، منتظر فَرَج ]ظهور قائم [باشید . پرسیدم : نُه ماه حکومت مى کند ؟ فرمود : نه ، هشت ماه ، بدون یک روز بیشتر !

کمال الدین  از ابوعبدالله(علیه السلام) آورده است : «آمدن سفیانى حتمى و خروجش در رجب است » .

الغیبه طوسى از عمار دهنى آورده است ابو جعفر(علیه السلام) ]امام باقر[ فرمود : فکر مى کنید مدت ]حکومت[ سفیانى چقدر است ؟ عرض کردم : نُه ماه ، به اندازه حاملگى زن ! فرمود : اى مردم کوفه ! چقدر شما دانائید ! مانند روایت در خرائج 3/1159 وبه نقل از آن اثبات الهداة 3/730 و بحار 52/216 .

الغیبه طوسى از محمد بن مسلم آورده است که شنیدم ابوعبدالله(علیه السلام)فرمود : وقتى سفیانى خروج کند ، به مدت حاملگى یک زن ، بر پنج منطقه چیره مى شود ( سپس فرمود : ) استغفر الله ! به اندازه حاملگى یک شتر ! آمدنش حتمى است و باید رخ دهد .
نویسنده اثبات الهداة بر تردید نصّ ]اصلاح سخن امام با استغفار [ایراد به حقّى گرفته است ; چرا که تردید و تحیّر به روشنى در روایت دیده مى شود و نباید چنین تردیدى از معصوم دیده شود ]مگر در حال تقیه یا «بدا» [چنان که « جمل » ]که در حدیث آمد[ بنابر گفته لغوى ها ، فقط اسم مذکر شتر است که سن بالا و دندان نیش داشته باشد .