وقتی بزرگی، کسی را چشم و گوش خود می کند، معلوم است
که به سخنان او، اطمینان کامل دارد و هوش و ذکاوتش را تایید می کند. اگر
اینگونه به مسلم بن عقیل (علیه السلام) نگاه کنیم، درمی یابیم که امانت
داری و ایمانش در چه مرتبه و درجه ای بوده است. حضرت مسلم (ع) کسی است که
رسول خدا (صلی الله علیه و آله) درباره ی او می فرمایند: «[ای علی!] من
عقیل را دوست می دارم... چرا که فرزند او، کشته راه محبت فرزند تو خواهد
شد. چشم مؤمنان بر او اشک می ریزد و فرشتگان مقرّب پروردگار بر او درود می
فرستند.» (1)
در این مطلب، به گوشه ای از زندگی و مقام حضرت مسلم بن عقیل (ع) اشاره می کنیم.
خانواده ی مسلم (ع)مسلم
(ع)، فرزند عقیل، برادر حضرت امیرالمؤمنین (ع) بود. او با امام حسن و امام
حسین (علیهما السلام) پیوند نَسَبی داشت، اما پس از آن که افتخار یافت
داماد امیرمؤمنان (ع) شود و یکی از دختران آن حضرت را به نام «رقیه» به
همسری بگیرد، این پیوند مستحکم تر گشت و بر موقعیت او افزوده شد.
مسلم (ع) در دوران امامت سه امام (ع)مسلم
(ع)، در دوران امام علی (ع) جوانی رشید و پاک بود و به نقل برخی تواریخ،
در دوران خلافت امیرالمؤمنین (ع)، عهده دار برخی منصب های نظامی در سپاه آن
حضرت بود و در جنگ صفین حضور داشت و در کنار امام حسن و امام حسین و
عبدالله بن جعفر، مأموریتی در جناح راست لشکر اسلام بر دوش داشت.
مسلم
بن عقیل، پس از شهادت امیرمؤمنان علی (ع)، سربازی فرمان بردار در خدمت امام
حسن مجتبی (ع) بود و در دوران ده ساله امامت آن حضرت، در جهت اهداف متعالی
اهل بیت (علیهم السلام)، ایفای نقش می کرد.
پس از شهادت امام مجتبی
(ع)، این فرمان برداری را در خدمت حضرت امام حسین (ع) ادامه داد، تا آن که
قضایای کربلا پیش آمد و اوج فضایل و ایمان و شجاعت این شخصیت بزرگوار
نمایان گشت.
مسلم (ع) پیش گام نهضت عاشوراپس از مرگ معاویه در سال شصت هجری و روی کار آمدن یزید، امام حسین (ع) در
موقعیتی
گرفتار آمدند که چاره ای جز مهاجرت به مکه نداشتند. آن حضرت بیش از چهار
ماه در مکه ماند و در این مدت، به بیان اهداف خود و افشای ستم ها و
انحرافات بنی امیه پرداخت.
در این هنگام مردم کوفه نامه ها و
طومارهای متعددی به آن حضرت نوشتند و از امام دعوت کردند به کوفه بیاید و
رهبری آنان را بر عهده بگیرد. (2)
حضرت حسین بن علی (ع) تصمیم گرفت به
دعوت ها و اصرارهای شیعیان کوفه پاسخ مثبت دهد، اما برای این که ارزیابی
دقیق تری از اوضاع کوفه و آمادگی مردم داشته باشد، ابتدا نماینده ویژه ای
فرستاد تا وضع مردم را به آن حضرت گزارش دهد؛ این نماینده، کسی جز «مسلم بن
عقیل» نبود.
چرا مسلم (ع) قاصد امام شد؟دلیل
انتخاب مسلم به نمایندگی از سوی امام حسین (ع) و اعزام به کوفه، علاوه بر
خویشاوندی نزدیک وی با آن حضرت، شجاعت، دلاوری، کاردانی، ایمان قوی و ثبات
قدم او بود. حضرت در نامه ای که به کوفیان نوشت و همراه مسلم فرستاد، وی را
«برادر و فرد مورد اعتماد» خود یاد کرد و این نشان دهنده صلاحیت بالای
اوست. در بخشی از این نامه چنین آمده است:
«... اینک من برادرم،
عموزاده ام و شخص مورد اعتمادم از خانواده خویش؛ یعنی مسلم بن عقیل را به
سوی شما فرستادم و او را مأمور کردم که از حال شما و از کار و نظرتان به من
گزارش دهد. اگر به من چنین خبر دهد که رأی بزرگان و صاحبان فضل و خرد شما،
همانند چیزی است که قاصدانتان گفتند و در نامه هایتان نوشته شده است، به
خواست خدا به زودی به سویتان خواهم آمد... .» (3)
مسلم بن عقیل، دو
راهنما از مکه انتخاب نمود و به سوی کوفه عزیمت کرد و پس از بیست روز با
همه دشواری های راه و شرایط نامناسب اجتماعی، خود را به کوفه رساند.(4)
قیام پیش از موعدبالاخره
تلاش های مسلم بن عقیل به ثمر نشست و هزاران شیعه با او بیعت کردند. تشکّل
نیروها و تهیه سلاح و آمادگی مردم، زمینه را برای آمدن امام حسین (ع) به
کوفه فراهم ساخت. مسلم، طیّ نامه ای اوضاع مساعد و شرایط مناسب را به امام
گزارش داد و از آن حضرت درخواست کرد هر چه زودتر خود را به کوفه برساند.
از
سوی دیگر، وضع کوفه در این مدت دگرگون گشت. با اوج گیری نهضت نیمه مخفی
مسلم در کوفه، یزید، «ابن زیاد» را به امارت کوفه منصوب نمود. «عبید الله
بن زیاد» که با مأموریت سرکوب و قلع و قمع نهضت وارد کوفه شده بود، عده ای
را با تطمیع، از دور و بر مسلم پراکنده ساخت.
بعد از اندک زمانی،
ابن زیاد با به کار بستن شیوه های ارعاب، تهدید، فریب و بهره گیری از رؤسای
قبایل و چهره های سرشناس و نیز ایجاد وحشت در دل مردم - که شرح آنها در
این مختصر نمی گنجد - توانست بر اوضاع مسلط شود و مردم را از گرد مسلم بن
عقیل پراکنده سازد و کار به جایی رسید که در واپسین شبِ حضور مسلم در کوفه،
پس از اقامه نماز جماعت، وقتی او خواست از مسجد بیرون برود، مشاهده نمود
تنها مانده و هر کس برای حفظ جان خویش به خانه خود رفته است. حتی یک نفر هم
همراهش نبود که او را به جایی راهنمایی کند. (7)
حماسه در غربتداستان غریبی مسلم بن عقیل و تنها ماندنش در کوفه، ماجرای تلخ و غم انگیزی است.
پناه بردن او به خانه زنی شیعه به نام «طوعه» که وقتی او را شناخت، به خانه اش راه داد و از وی پذیرایی کرد، مشهور است.
وقتی
پسر طوعه که از هواداران ابن زیاد بود، به خانه آمد و ماجرا را فهمید، صبح
زود به دارالاماره رفت و گزارش داد. وقتی خبر به گوش والی رسید، دستور داد
نیروهایی برای دست گیری مسلم به خانه طوعه بروند. خانه محاصره شد. مسلم
شمشیر بر گرفت و از خانه بیرون آمد و تصمیم گرفت نبرد کند. یک تنه با انبوه
سپاه دشمن که محاصره اش کرده بودند، به نبرد پرداخت و شجاعانه جنگید.
سرانجام با نیرنگ مأموران، مسلم را داخل یک گودال انداختند و از هر طرف بر سر او شمشیر زدند و دست گیرش کردند.
فرجام سرخمسلم
بن عقیل (ع)، در واپسین ساعات عمر خویش، در اندیشه مولای خویش و خاندان او
بود که در پی نامه اش از مکه به سمت کوفه حرکت کرده اند؛ کوفه ای که
دگرگون شده و هواداران و بیعت کنندگان، پیمان شکسته و به خانه ها خزیده اند
و اکنون مسلم، پیش آهنگ این نهضت، مجروح و دست بسته در اختیار والی خون
آشامی همچون ابن زیاد گرفتار است.
زمانی خبر شهادت مسلم بن عقیل به سید
الشهدا (ع) رسید که وی از مکه بیرون آمده و در راه کوفه بود. آن حضرت طی
سخنانی و از جمله درباره مسلم بن عقیل، این شهید سرافراز، چنین فرمود: «خدا
مسلم را رحمت کند، او به رحمت و رضوان خدا شتافت و تکلیفش را ادا کرد و آن
چه بر دوش ماست، باقی مانده است.» (12)
پی نوشت:
1. عبدالله مامقانی، تنقیح المقال، ج 3، ص 214.
2. شیخ عباس قمی، نفس المهموم، ص 36.
3. شیخ مفید، ارشاد، ص 204.
4. مقرّم، مقتل الحسین، ص 166.
7. بحارالانوار، ج 44، ص 350.
12. شبّر، جلاء العیون، ج 2، ص 52.
منبع: محدّثی، جواد، «مسلم بن عقیل (سفیر انقلاب کربلا)»، مجله ی معارف اسلامی، 1385، ش 63، ص 68؛ با تلخیص