تحقق انقلاب عظیم حضرت مهدی(عج) به عنوان بزرگ ترین
تحولی است که بشر در حیات خود خواهد دید. این واقعه بزرگ بر پایه هایی
استوار است که از مهم ترین آنها فراهم آمدن یاران، همراهان وهمرزمانی است
که تا پای جان برای اجرای اهداف آن حضرت از پای ننشینند.
بازشناسی این
عوامل ما را به شناخت آن حکومت سترگ نزدیک تر خواهد کرد. آنگاه خویشتن را
با آن شرایط و ویژگیها محک خواهیم زد و از خود خواهیم پرسید: آیا ما خود را
برای آن روزگار آماده ساخته ایم؟ شاید آن روز، همین فردا باشد. با فهم این
ویژگیها درخواهیم یافت که پای رفتن این راه را داریم یا خیر؟ و در آن روز
موعود و در هنگامه نبرد حق با باطل در کدامین جبهه قرار خواهیم گرفت؟
با
گذری در بوستان کلام معصومان(ع) این ویژگیها به خوبی فراروی ما قرار خواهد
گرفت. برخی از ویژگیهای یاران آن موعود امتها از این قرار است:
1- شناخت پروردگار
خداوند
متعال فلسفه اساسی آفرینش انسانها را عبادت و بندگی معرفی فرموده است. در
آنجا که می فرماید: (و ما خلقت الجن والانس الالیعبدون)1 «جن و انس را جز
برای اینکه عبادت کنند خلق نکردم.»
این مهم، زمانی حاصل می گردد که
شناخت نسبت به آن ذات مقدس فراهم آید. پس ازشناخت خداوند است که راه رشد،
هموار و موانع برطرف می شود.
یاران امام مهدی(عج) از جمله کسانی هستند
که خداوند را آن گونه که شایسته است می شناسند. حضرت علی(ع) این شناخت
والای خداوند را در ایشان این گونه وصف فرموده است:
«رجال مومنون عرفوا
الله حق معرفته و هم انصارالمهدی فی آخر الزمان، 2 مردانی مومن که خدا را
چنان که شایسته است شناخته اند و آنان، یاران مهدی (ع) در آخرالزمانند.»
امام صادق (ع) ششمین ستاره فروزان سپهر ولایت، قلبهای آنان را بسان پولاد دانسته می فرماید:
«...
رجال کان قلوبهم زبر الحدید لایشوبها شک فی ذات الله اشد من الحجر...، 3
آنان مردانی اند که دلهایشان گویا پاره های آهن است. هیچ تردیدی نسبت به
خداوند قلبهایشان را نیالاید و ]قلبهایشان[ از سنگ استوارتر است.»
2- شناخت امام زمان (ع)
اگرچه
شناخت امام در هر زمان بر پیروان لازم و ضروری است، ولی آنچه که شناخت
رهبر آخرین را از اهمیتی دو چندان برخوردار می سازد، شرایط ویژه او است.
ولادت پنهان، زیست پنهان، امتحانات سخت و دشوار، برخی از این ویژگی هاست.
یاران
امام مهدی (ع) امام خویش را به بهترین وجه می شناسند و این شناخت آگاهانه
در تمامی وجودشان رسوخ کرده است؛ بنابراین یار او شدن بدون شناخت آن
بزرگوار امکان پذیر نخواهد بود.
در روایات فراوانی بیان شده است:
«...من مات و لم یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه ؛ 4 هر که بمیرد و امام زمان خویش را نشناسد به مرگ جاهلی خواهد مرد.»
همچنین امام صادق (ع) فرمود:
«...
اعرف امامک فاذا عرفته لم یضرک؛ تقدم هذا الامر ام تاخر... فمن عرف امامه
کان کمن هو فی فسطاط القائم (ع)؛ 5 امام خویش را بشناس، پس وقتی او را
شناختی پیش افتادن و یا تاخیر این امر ]ظهور[ آسیبی به تو نخواهد رساند...
پس هر آن کس که امام خویش را شناخت، مانندکسی است که در خیمه قائم (ع)
باشد.»
اگرچه حضرتش در پس پرده غیبت است، ولی هرگز جمال وجودش برای انسانهای مهدی صفت پنهان نبوده است.
اگر
معرفت به آن حضرت نباشد دیدن ظاهری ایشان نیز سودی در بر نخواهد داشت. کم
نبودند کسانی که همواره جمال دلنشین پیامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار (ع) را
زیارت می کردند، ولی بهره معرفتی چندانی از آن اسوه های آفرینش نبردند.
امام صادق (ع) فرمود:
«و
من عرف امامه ثم مات قبل ان یقوم صاحب هذا الامر کان بمنزله من کان قاعدا
فی عسکره لابل بمنزله من قعد تحت لوائه؛ 6 هر آن کس که امامش را شناخت و
قبل از قیام صاحب این امر (امام زمان ع) از دنیا رفت، بسان کسی است که در
سپاه آن حضرت، خدمتگزاری خواهد کرد؛ نه، بلکه مانند کسی است که زیر پرچم آن
حضرت است.»
بنابراین اگرچه شوق دیدار آن حضرت و سعادت دیدنش از اهمیت
بسیاری برخوردار است ولی از آن مهم تر شناخت و معرفت ایشان است که حاصل آن،
ارتباط روحی و سنخیت با آن امام همام است. به یقین اگر کسی به وظیفه و
تکلیفی که خداوند متعال برایش تعیین فرموده عمل کند، خود آن بزرگوار به
دیدنش خواهد رفت؛ چنان که در طول همه سالهای غیبت چنین بوده است.
امام
صادق(ع) در کمال تاکید، شیعیان را به شناخت خداوند، پیامبر و حجتهای الهی
فراخوانده، از جمله دعاهای دوران غیبت را اینگونه توصیف فرموده است:
«اللهم
عرفنی نفسک فانک ان لم تعرفنی نفسک لم اعرف نبیک اللهم عرفنی رسولک فانک
ان لم تعرفنی رسولک لم اعرف حجتک، اللهم عرفنی حجتک فانک ان لم تعرفنی حجتک
ضللت عن دینی؛ 7
بارالها! خود را به من بشناسان که اگر خودت را به من
معرفی نکنی پیامبرت را نشناسم. بارالها! پیامبرت را به من معرفی کن که اگر
پیامبرت را به من معرفی نکنی حجتت را نشناسم، بارالها حجتت را به من معرفی
کن که اگر حجتت را به من معرفی نکنی از دین خود گمراه شوم.»
این دعا علاوه بر امام صادق(ع) از نواب اربعه نیز نقل شده که احتمال دارد ایشان از خود حضرت مهدی(ع) نقل کرده باشند. 8
3-اطاعت محض از خداوند و اولیای او
پس
از شناخت خداوند و امام زمان(ع) و اعتقاد به آنان باید این شناخت و اعتقاد
را عملی کرد و تبلور حقیقی آن در اطاعت محض از آن انوار پاک است.
همسوکردن
رفتارها، نیتها و جهت گیریها طبق خواست رهبر الهی از مهم ترین ویژگیهای
رهروی راستین است و این صفت به خوبی در یاران امام مهدی(ع) وجود دارد.
شایان
توجه اینکه اگر کسی در مرحله شناخت، در حد ممکن معرفت کسب نمود، در مرحله
اطاعت دچار تردید نخواهد شد؛ حال آنکه اگر کسی در آن مرحله دچار تردید و یا
نقصان معرفتی شد، در مرحله اطاعت هرگز پیرو خوبی نخواهد بود.
در قرآن کریم اطاعت از امام، همسنگ اطاعت از خداوند و پیامبر او شمرده شده است؛ آنجا که خداوند می فرماید:
(اطیعواا...واطیعوا الرسول و اولی الامر منکم)؛ 9 «از خداوند و رسول و صاحب امرتان اطاعت کنید.»
اگرچه
امروزه حضرت مهدی(ع) در پس پرده غیبت است، اما اراده و فرمانش را باید
گردن نهاد؛ چرا که اگر کسی اکنون از دستورات آن حضرت اطاعت کرد در زمان
ظهور نیز چنین خواهد بود.
رسول گرامی اسلام(ص) در این باره فرمود:
«طوبی
لمن ادرک قائم اهل بیتی و هو مقتد به قبل قیامه یتولی ولیه و یتبرا من
عدوه و یتولی الائمه الهادیه من قبله اولئک رفقائی و ذوو ودی و مودتی و
اکرم امتی علی؛ 10 خوشا به حال کسی که، قائم اهل بیت را درک کند؛ حال آنکه
پیش از قیام او نیز پیرو او باشد. با دوست او دوست و با دشمن او دشمن [و
مخالف] و با رهبران و پیشوایان هدایتگر پیش از او نیز دوست باشد. اینان
همنشین و دوستان من و گرامی ترین امت من در نزد من هستند.»
4-احترام خالصانه
از
آنجایی که امام حقی بزرگ برگردن پیروان دارد، خداوند متعال احترام او را
بر مردمان لازم فرموده است. از اینرو هر آنچه مایه بزرگداشت او می شود از
سوی یاران آن حضرت انجام می گیرد. ایشان این روحیه را در زمان غیبت در خود
ایجاد نموده اند تا در زمان ظهور نیز همواره در تمامی امور، احترام آن حضرت
را پاس دارند.
ائمه معصومین(ع) که معلم انسانهایند، هرگز از این مهم
غفلت نکرده و عظمت شأن آخرین معصوم (ع)، آنها را به تکریم و احترامی مثال
زدنی وا داشته است.
وقتی «دعبل خزاعی» قصیده ای غراء برای امام علی بن
موسی الرضا(ع) خواند- که در ابیاتی از آن به حضرت مهدی (ع) اشاره شده بود.
حضرتش به احترام ذکر نام مقدس ایشان، متواضعانه برخاسته، دست بر سر نهاد و
برای فرج قائم آل محمد(ع) دعا فرمود. راوی این عمل ارزشمند امام رضا(ع) را
این گونه وصف کرده است.
«فوضع الرضا(ع) یده علی راسه و تواضع قائماً و
دعی له بالفرج؛ 11 حضرت رضا(ع) دست خود را بر سرش قرار داد و در حالی که
ایستاده بود تواضع کرد و برای فرج او [امام زمان(ع)] دعا کرد.»
به راستی
کسی که از احترام اندکی به صورت برخاستن هنگام شنیدن نام آن حضرت کوتاهی
می کند، چگونه می تواند در عصر ظهور به تکریم آن حضرت بپردازد و از جان خود
بگذرد؟!
مناسب است درباره احترام به آن حضرت بیشتر بخوانیم.
از امام
صادق(ع) سؤال شد: «چرا به هنگام شنیدن نام «قائم» لازم است برخیزیم!» آن
حضرت فرمود: «آن حضرت، غیبت طولانی دارد و این لقب یادآور دولت حقه آن حضرت
و ابراز تأسف بر غربت اوست و لذا آن حضرت از شدت محبت و مرحمتی که به
دوستانش دارد به هر کس که حضرتش را به این لقب یاد کند نگاه محبت آمیز می
کند. از تجلیل و تعظیم آن حضرت است که هر بنده خاضعی در مقابل صاحب عصر خود
هنگامی که مولای بزرگوارش به سوی او بنگرد از جای برخیزد، پس باید برخیزد و
تعجیل در فرج امر مولایش را از خداوند مسئلت نماید.»12
علاوه بر حکمت
یاد شده، آمادگی افراد در هر آن، برای قیام، و مبارزه و جهاد در راه تحکیم
عدالت اجتماعی، و حفظ حقوق انسانها واجد اهمیتی بسزاست.
انسان منتظر که
زمینه ساز ظهور درعصر غیبت است، باید همواره دارای چنین هدفی باشد و در راه
تحقق آن به گونه های مختلف بکوشد و تا آنجا این آمادگی را داشته باشد و
ابراز دارد، که هرگاه نام پیشوای قیام (قائم) ذکر می شود به پا خیزد و
آمادگی همه جانبه خویش را نشان دهد و این آمادگی را همیشه به خود و دیگران
تلقین و تحکیم کند13.
5 -انتظار راستین
انتظار راستین که اساس شخصیت یاران امام مهدی را شکل می دهد، پیشینه ای بس دراز و طولانی در تاریخ شیعه دارد.
آخرین
فرستاده الهی بانگ برآورده و انسانها را به روزگاری سراسر نور نوید داده و
فرموده است: «لا تذهب الدنیا حتی یلی امتی رجل من اهل بیتی یقال له
المهدی؛ 14 دنیا به پایان نرسد مگر اینکه امت مرا مردی از اهل بیت من رهبری
کند که به او مهدی گفته می شود.»
و اکنون قرنها از آن بانگ ملکوتی می
گذرد، ولی همچنان طنین دلنشین و امیدبخش آن در گوش انسانهاست. و این بشارت
بزرگ زندگی مردمان را در عصر بلند انتظار با تاریخی روشن از نمودها و جلوه
های فکری و عملی روز به روز به آن دروازه روشنایی نزدیک تر می سازد.
و
آنچه در این رهیافت از ارزشی بس بلند برخوردار است زمینه سازی برای ایجاد
آن حکومت موعود است؛ اگر چه زمان برپایی آن از اسرار الهی و تنها در حیطه
اراده خداوند است. انتظار به معنای چشم به راه بودن و درنگ کردن به امید
پیشامدی خاص و به بیان دیگر کیفیتی است روحی که موجب به وجود آمدن حالت
آمادگی برای آنچه انتظار دارند می شود؛ و ضد آن یأس و نا امیدی است.
این
اندیشه در فرهنگ مهدویت بیش از هر چیز، مشتمل بر عنصر خوشبینی نسبت به
جریان کلی نظام طبیعت و سیرتکاملی تاریخ و اطمینان به آینده و طرد عنصر
بدبینی نسبت به پایان کار بشر است که طبق بسیاری از نظریه ها و فرضیه ها
فوق العاده تاریک و ظلمانی است.
امید و آرزوی تحقق این نوید کلی جهانی
انسانی، در زبان روایات اسلامی، «انتظار فرج» خوانده شده و از جمله عبادات،
بلکه برترین آنها شمرده شده است.
پیامبر اکرم و ائمه معصومین (ع) بر
انتظار آن روز موعود، و لحظه شماری در فرا رسیدن آن حکومت حق- که تنها به
دست آن حضرت تشکیل می گردد- تأکید فراوانی نموده و آن را از اصول اساسی
دینداری شمرده اند و پاداشهای بزرگی برای منتظران بیان فرموده اند.
از
همین رو، علمای بزرگ، انتظار ظهور منجی را یکی از وظایف مهم مردم در عصر
غیبت و عنصری اساسی در زمینه سازی و حفظ روحیه مناسب برای درک زمان ظهور
ذکر کرده اند. و همواره مؤمنان را به رعایت این وظیفه خطیر با گفتار و
کردار وا می داشتند.
در باب انتظار فرج و ارج و اهمیت آن احادیث فراوانی از پیشوایان معصوم (ع) روایت شده است.
رسول گرامی اسلام (ص) در این باره فرموده است:
«افضل اعمال امتی انتظار الفرج من الله عز وجل؛ 15 برترین کارهای امت من انتظار فرج از خدای عزیز و جلیل است.»
بدون
هیچ توضیحی توجه خوانندگان محترم را به کلمه «اعمال» یعنی «کارها» در
روایت جلب می نماییم که آن حضرت، انتظار را عمل و کار دانسته است و نه سکون
و بی کاری. این فرمایش پیامبر اکرم (ص) را تا حدودی امام صادق (ع) تبیین
فرموده است:
«من سره ان یکون من اصحاب القائم فلینتظر ولیعمل بالورع و
محاسن الاخلاق و هو منتظر فان مات وقام القائم بعد کان له من الاجر مثل اجر
من ادرکه فجدوا و انتظروا هنیئا لکم ایتها العصابه المرحومه 16 هر کس که
خوشحال می شود که از یاران قائم(عج) باشد باید منتظر باشد و با پرهیزگاری و
اخلاق نیکو عمل نماید و با چنین حالی منتظر باشد که هرگاه بمیرد و پس از
مردنش قائم(عج) به پا خیزد، پاداش او همچون کسی خواهد بود که دوران حکومت
آن حضرت را درک کرده باشد، پس بکوشید و منتظر باشید. گوارایتان باد ای گروه
رحمت شده!»
6- آمادگی برای خدمت به حضرت مهدی(عج)
آنان
که وجودشان سرشار از عشق خداوند و اولیای اوست، اگر عصر ظهور را درک کنند
بزرگ ترین افتخارشان خدمت به ساحت بلند مهدی آل محمد(ص) خواهد بود.
شاید
باورکردن این سخن بسی مشکل نماید که رئیس مذهب شیعه، همو که هزاران
دانشمند، زانوی ادب و دانشجویی در محضر کلامش بر زمین می نهادند و همو که
شاگردان مکتبش عقابان تیزپرواز آسمان اندیشه و علم بودند، آنگاه که نام
آخرین ذخیره الهی نزدش برده می شد با حسرتی برآمده از عمق جان و آرزویی بی
مانند آهی از نهاد بر می آورد و می فرمود:
«لو ادرکته لخمدته ایام حیاتی17 اگر او را درک کنم تمام روزهای زندگانی ام خدمتگزار او خواهم بود.»
هر
کس بخواهد در آن روزگار به خدمت حضرتش نصیب گردد باید هم اکنون در دوران
غیبت، خدمت به آن حضرت و یاران او را سرلوحه کارهای خود قرار دهد.
بی تردید خادمان دوران ظهور، همان خادمان دوران غیبتند.
پس منتظر راستین و علاقه مند به حضرت مهدی(عج) باید تمامی لحظه های زندگی خود را سرشار از خدمت به او و راه و هدفش سپری نماید.
7- خودسازی و دیگر سازی
یکی
از ویژگیهای یاران امام مهدی(عج) در عصر غیبت خودسازی و مواظبت بر رفتار
خویش است که در پی آن، جامعه و دیگران نیز به این جهت متمایل خواهند شد.
شکی نیست که دینداری در عصر غیبت حضرت مهدی(عج) از هر زمانی دیگر بسی مشکل تر و طاقت فرساتر است.
حضرت امام صادق(ع) سختی این دوران را این گونه تصویر نموده اند:
«ان
لصاحب هذا الامر غیبه المتمسک فیها بدینه کالخارط للقتاد ثم قال هکذا بیده
و فایکم یمسک شوک القتاد بیده ثم اطرق ملیا ثم قال: ان لصاحب هذا الامر
غیبه فلیتق الله عبده و لیتمسک بدینه18 صاحب این امر، غیبتی دارد که در آن
هر کس از دین خود دست بر ندارد همانند کسی است که با کشیدن دست خود به ساقه
قتاد ]که بوته ای تیغدار است[ خارهای آن را بسترد، پس کدام یک از شما با
دست خود تیغهای قتاد را نگه می دارد؟»
سپس آن حضرت مدتی سر به زیر
افکنده فرمود: صاحب این امر دارای غیبتی است؛ پس بنده خدا باید پرهیزگاری و
تقوا پیشه کند و به دین خود تمسک جوید.»
اگرچه آزمایشهای دینی برای همه
ایمان آورندگان در همه زمانها، قانون الهی است؛ اما در عصر غیبت تمامی
عوامل دست به دست هم داده این آزمایش را به کمال خود رسانده است. در این
دوران است که نگهداشت دین، بسیار دشوار است و بیشترین مردم به انگیزه های
گوناگون ایمان خویش را در زندگی از دست می دهند.
گسترش زمینه های
ناباوری، افزایش انگیزه های انحراف و گریز از دین، ستیزه جوییهای دشمنان با
دینداران و دینداری، از مهم ترین عوامل این آزمایش است. آنان که در این
گردابهای ترسناک، دین خود را حفظ کنند از شأن و رتبه ای بس رفیع برخوردار
خواهند بود. پیامبراکرم(ص) فرمود:
«یا علی واعلم ان اعجب الناس ایماناً و
اعظمهم یقیناً قوم یکون فی آخر الزمان لم یلحقوا النبی و حجب عنهم الحجه
فامنوا بسواد علی بیاض؛ 19 ای علی! بدان که شگفت انگیزترین مردم از جهت
ایمان و عظیم ترین آنها از روی یقین، مردمی اند که در آخرالزمان خواهند
بود، پیامبر را ندیده اند و حجت (امام«ع» ) نیز از آنان محجوب است، اما به
سیاهی که بر سفیدی رقم خورده است ایمان آورده اند.»
انسان در این دوران
برخلاف دوران معاصر پیامبر(ص)، از تمامی دریافتهای حسی نسبت به پیامبر و
امام(ع) دور است و تنها براساس درک عقلی و تاریخی، پیامبر(ص) و پیشوایان
معصوم را می شناسد و به رسالت و امامت ایشان ایمان می آورد.
امام سجاد(ع) در این باره می فرماید:
«یا
ابا خالد ان اهل زمان غیبته القائلین بامامته و المنتظرین لظهوره افضل من
اهل کل زمان لان الله تبارک و تعالی اعطاهم من العقول و الافهام و المعرفه
ما صارت به الغیبه عندهم بمنزله المشاهده ، و جعلهم فی ذلک الزمان بمنزله
المجاهدین بین یدی رسول ا...(ص) بالسیف، اولئک المخلصون و شیعتنا صدقاً،
والدعاه الی دین الله عزوجل سراً وجهراً، 20 ای اباخالد، مردم زمان غیبت آن
امام که به امامت او معتقدند و منتظر ظهور اویند، از مردم هر زمانی
برترند؛ زیرا خدای متعال عقل و فهم و معرفتی به آنها عطا فرموده که غیبت
نزد آنان به منزله مشاهده است و آنان را در آن زمان به مانند مجاهدان پیش
روی رسول خدا(ص) که با شمشیر به جهاد برخاستند قرار داده است. آنان مخلصان
]حقیقی[ و شیعیان راستین ما و داعیان به دین خدای متعال در نهان و
آشکارند.»
موفقیت در این آزمایش، نیازمند بینشی است که انسان دیندار در
پرتو آن بتواند در برابر تحریفها و شبهه ها و تردیدها رویکرد دینی خود را
حفظ نماید و با هیچ یک از عوامل انحراف، خلوص دینی و دینداری را در فکر و
عمل از دست ندهد.
اگر چنین شد، مصداق این فرمایش رسول گرامی اسلام(ص)
خواهد بود که فرمود: «به زودی پس از شما، کسانی می آیند که یک نفر از آنان
پاداش پنجاه نفر از شما را دارد.» گفتند: «ای رسول خدا، ما در جنگ بدر و
احد و حنین در رکاب شما جهاد کردیم و درباره ما آیه قرآن نازل شده است.»
پیامبر اکرم (ص) فرمود: «اگر آنچه از آزارها و رنجها که بر آنان می رسد، بر شما آید،بسان آنان شکیبایی نخواهید داشت.» 21
پایداری
بر دین در روزگار غیبت به تحمل سختیها، محرومیتها و تنگناهای مادی خلاصه
نمی شود؛ بلکه تحمل فشارهای سخت روحی و معنوی نیز، بر آنها افزوده می گردد.
و چنانچه دینداری با صبر و شکیبایی درست و آگاهانه توأم نباشد به تدریج
ناامیدیها روی می آورد و باور را از روح و فکر برمی دارد.
بنابراین منتظر راستین باید که زمینه ساز صادق ظهور باشد و اگر چنین بود، داشتن ویژگیهای فوق پاره ای از خصوصیات او خواهد بود.
خدامراد سلیمیان
پی نوشت:
1- ذاریات/ .56
.2 بحارالانوار، محمدباقر مجلسی، ج 57، ص .229
.3 پیشین، ج 52، ص .307
.4 کمال الدین و تمام النعمه، شیخ صدوق، ج 2، ص .409
.5 غیبت نعمانی، ص .331
.6 اصول کافی، کلینی، ج 1، ص .371
.7 کافی، کلینی، ج1، ص337؛ کمال الدین و تمام النعمه، ج2، ص342؛ غیبت نعمانی، ص.166
.8ر.ک: کمال الدین، ج2، ص.512
.9 نساء/.59
10-کتاب الغیبه ، شیخ طوسی، ص456؛ کمال الدین و تمام النعمه ، ج1، ص.286
.11 منتخب الاثر، صافی گلپایگانی، ص 640، ح .3
.12 پیشین، ح .4
.13 خورشید مغرب، محمدرضا حکیمی، ص .264
14-کمال الدین و تمام النعمه، ص 644، ح .3
15-همان.
16- غیبت نعمانی، ص 200، ح.16
17- پیشین، ص .245
18- کافی، ج1، ص .335
19- غیبت نعمانی، ج 1، ص 288، ح .8
20- پیشین، ج 1، ص 319
21- کتاب الغیبه، ص 456 .
مرحوم حاج میرزا محمدتقی موسوی اصفهانی»، در کتاب شریف «مکیال المکارم» که در آن براساس احادیث گوناگون وظایف منتظران را برشمرده است، موردی دارد که واقعاً تکان دهنده است. ایشان می نویسد ازجمله وظایف منتظران، توبه واقعی و بازگرداندن حقوق مردم به آنان است. یعنی حتی آن توبه ای که بدون پس دادن حقوق ضایع شده مردم به آنها باشد، مورد پذیرش نیست و نمی تواند ما را در زمره منتظران قرار دهد. درهای رحمت الهی، هیچگاه به روی کسانی که از روی غفلت، به راه ناصواب رفته اند بسته نیست. کسانی که می خواهند برگردند، می توانند با اداکردن حقوق مردم و باتوبه واقعی، خود را در صف منتظران حقیقی آقا امام زمان(عج) قرار دهند. من خود را مکلف می دانم که صدای حضرتش را به همگان برسانم که ای مردم بیایید و در صف منتظران من قرار گیرید، بیایید و با احقاق حقوق ضایع شده دیگران، با تأسی به پرهیزگاری و ورع، با دوری از گناهان، با صرف مال در راه هایی که سود آن به مسلمانان برسد، باکوشش در ادای حقوق برادران دینی، با قرائت قرآن و نماز، با شاد کردن دل شیعیان، با خدمت به مردم مرا یاری کنید تا من از شما راضی شوم.
« اینما تکونوا یات بکم الله جمیعا »1 جعفر شیخ الاسلامی
|
صفحات تاریخ بشریت با همه نشیبها
و فرازها، طلوعها و افولها، سراسر مشحون است از حوادث ریز و درشت که
آفرینندگان آنها با دستهاى هم اندیشه و هم سو با خود، این صحنه ها را رقم
زده اند. این دستان همفکر و هم جهت »یاران« نامیده مى شوند که با تمام
وجود در تحقق اهداف و گرایشهاى خود تلاش مى کنند و موفقیت آنان مرهون
جان فشانى، اخلاص و ایثار چنین یارانى است. مطابق معیارهاى تعقّل تاریخى،
رمز موفقیت یا شکست این گونه افراد غالباً در توان و صلاحیت یا عدم توان
یاران خود نهفته است. پیامبران و ائمه معصومین(ع) هم از این مسئله مستثنى
نیستند و به وسیله یاران خفلّص، مرام و منظور خود را پیاده کرده و رسالت
الهى شان را انجام داده اند. همان طورى که پیامبر(ص) با مساعدت مهاجرین و
انصار هدف الهى خود را تحقق بخشید و حضرت على(ع) و فرزندان اطهارش هم با
همدلى و همیارى یاران اندک خود در صدد اجراى منویات الهى خود بودند و در
این میان رشادتها و ایثارها و جانفشانیهاى یاران حضرت سیدالشهداء(ع)
جایگاه ویژه اى در تاریخ بشریت دارد. همچنین حضرت بقیةاللَّه الاعظم(ع) را
در تحقق دولت کریمه، یارانى مساعدت خواهند کرد و با قلت عفدّه و عفدّه،
جهان را زیر لواى آن حضرت خواهند آورد و بستر تحقق حکومت واحد جهانى را
مهیا خواهند ساخت. در این نوشته قصد آن داریم که نگاهى هر چند گذرا بر
سیماى یاران آن حضرت داشته باشیم.
در روایات متعددى که از ائمه
معصومین(ع) وارد شده سیماى یاران حضرتش ترسیم شده است، که از میان آنها به
مرفوعه فضیل بن یسار از امام صادق(ع) مى پردازیم:
خداوند را در طالقان
گنجى است نه از جنس سیم و زر و پرچمى است که از هنگامى که فرو پیچیده شده
برافراشته نشده است و مردانى که انگار دلهایشان پاره هاى آهن است. شک و
دودلى در ذات خدا، آن را نیالوده و از سنگ با صلابت تر است. اگر برکوهها
یورش برند آنها را از جاى برمى کنند و هیچ شهرى مقصد پرچمهاى آنان واقع
نمى شود مگر آنکه ویرانش مى سازند. گو اینکه بر اسبانشان بازها پر
گشوده اند، از راه تبرّک، دست بر زین امام برده و دور امام گرد مى آیند.
در جنگها با جان خود از امام(ع) محافظت نموده و از پس هر آنچه امام(ع) از
آنان مى خواهد، برمى آیند. مردانى که شب نمى آرمند و در نمازشان زنبورسان
زمزمه دارند، شب را در قیام و قعود به سر مى آورند و صبح را بر پشت
اسبانشان آغاز مى نمایند، در شب رهبانند و در روز شیران. از فرمانبرى
کنیز، نسبت به آقایش، براى امام فرمانبردارترند.
بسان چراغهایى هستند.
مثل اینکه دلهاشان چراغدان است. آنان از خشیت خدا ترسانند. شهادت را
مى خواهند و آرزو مى کنند که در راه خدا کشته شوند، شعارشان »یا لثارات
الحسین« است. وقتى به حرکت درمى آیند رعب و ترس [حاصل از هیبت و شکوه و
انسجامشان] به مسافت راه یک ماه پیششان مى تازد. رهسپار کوى مولایند.
خداوند با آنان امام حقّ را یارى مى نماید.1
در این روایت مرفوعه،
خطوط برجسته سیماى یاران حضرت ولىّ عصر(ع) بیان شده است. خطوطى کاملاً
همگرا با خطوط ترسیمى مولى الموحدین(ع) از سیماى فرهیختگان خود نگهدار و
پرهیزکار. این خطوط نمایانگر بخش اعظمى از فضایل عالیه الهى انسان ملکوتى
است که با دارا بودن آنها برازنده خلعت خلّت و نصرت آن حضرت مى گردد.
خلعتى که از مجموعه خلقت، فقط تعداد اندکى به تشریف آن نایل مى شوند.
دم از تقرّب جانان زنند ناکس و کس
هماى را چه رسد همنشین شدن با خس
آرى باید آراسته به اوصاف پسندیده بود تا در سلک یاران او لیاقت اندک پیدا
کرد و فیض دیدار او هم تنها از تحلّى و آراستگى به این نشانه ها و خصایص
حاصل مى شود. باید غبار ناهمگونى و نامتجانسى را از راه فرو نشاند تا به
طراوت دیدار، دیدگان نورانى ساخت.
جمال یار ندارد نقاب و پرده ولى
غبار ره بنشان تا نظر توانى کرد
به اختصار از منظر این روایت مرفوعه به بعضى از خطوط چهره نورانى یاوران
آن امام همام(ع) نظر مى کنیم. باشد که در سرچشمه هاى جوشان این فضایل به
طهارت دل بنشینیم و عنقاى لقاى او را فراچنگ آریم هر چند که:
عنقا شکار کس نشود دام باز چین
اینجا همیشه باد به دست است دام را
1. خلوص اعتقاد و شدّت توحیدگرایى:
»کأنّ قلوبهم زبرالحدید لایشوبها شکّ فى ذات اللَّه أشدّ من الحجر«
یاران حضرت حجت در اعتقاد خود چنان از درجه بالاى خلوص برخوردارند که
لحظه اى شکّ و تردید در دل آنها سایه نمى گسترد و کنج قلبشان را به تسخیر
نمى آورد، بلکه با سراسر وجود او را ادراک کرده و در همه حال خود را در
حضور او مى یابند؛ چرا که اینان از نردبان »علم الیقین« به بام بلند
»عین الیقین« رسیده و از آنجا به بال ریاضت و توفیق و تقرّب در فضاى
بیکران »حق الیقین« به پرواز درآمده اند. پروانه صفت در حرارت کانون شمع
وجود حقّ، جلّ و علا، پر و بال سوخته اند و ققنوس وار از خاکستر خود تولدى
تازه یافته اند و خود روشن است که با این وصف قلمرو وجودشان از تنش
تارهاى عنکبوتان شرک منزّه بوده و لمحه اى در هیچ یک از ابعاد، شرک
نمى ورزند. از اشعه آفتاب توحیدشان هیچ زاویه مبهم و تاریکى بى بهره
نمانده است، تا نامرئى ترین تارتنان شرک در آن توان تنش داشته باشند. آرى
حصار قلب توحیدى اینان چنان پاره هاى آهن است که یغماگران شرک و کفر و
بى مبالاتى در آن هیچ راهى ندارند.
یاران حضرت حجت در اعتقاد خود چنان
از درجه بالاى خلوص برخوردارند که لحظه اى شکّ و تردید در دل آنها سایه
نمى گسترد و کنج قلبشان را به تسخیر درنمى آورد، بلکه با سراسر وجود او را
ادراک کرده و در همه حال خود را در حضور او مى یابند.
2. توانمندى و قدرت اراده:
»لو حملوا على الجبال لأزالوها«
یاوران حضرتش چنان قوى و با اراده و ذوفنون اند که اگر بر کوهها یورش برند
از بن بر مى کنند. در راه پیشبرد اهداف و اغراض خود چنان صلب و سخت
عزم اند که اگر کوهها از جا کنده شود، اینان خم به ابرو نمى آورند و چرا
اینگونه نباشند که اهل تقوایند و »إنّ التقوى أعزّ عزّ؛ فیه نجاة کل هارب و
درک کل طالب و ظفر کل غالب«2 و این اکسیر تقواست که زندگى قدرتمندانه را
به ارمغان مى آورد که: »من اتّقى اللَّه عاش قویاً«3، البته بدیهى است که
هیچ قدرتى بى فیض علم صورت تحقّق نمى بندد، پس یاران آن حضرت از لحاظ دانش
همه در مرتبه والایند.
3. عشق والا به امام(ع) و متعلقات ایشان:
»یتمسّحون بسرج الإمام، علیه السلام، یطلبون بذلک البرکة«.
بسیارند تنگ نظرانى که بر اعتقاد تشیع نسبت به بزرگداشت لوازم وجودى ائمه
معصومین(ع) و تقبیل مشاهد متبرکه خرده هاى شناعت مآب گرفته اند، حتى در
اثر اینگونه القائات و جوّهاى مسموم، بر شیعیان ساده لوح هم صورت این خیال
حاصل گشته که این کارها سلوک متوحّشان و کوران و ابلهان و به دور از آئین
خرد است، تا آنجایى که گاه این کارها را به وادى شرک و کفر کشانده و
بسیار مهملات بافته اند.
اما درک فلسفه این کارها و ژرفاى این عوالم نه تنها چنین تخیلاتى را واهى مى داند، بلکه حقانیت آنرا مسلم مى دارد:
گفت بوسم معجر لیلى از آن
بوى زلف خوب لیلى دارد آن
عشق مى ورزم به پاى افزار او
بهر آنکه هست پاى ابزار او
شانه اش بوسم گذارم بر دو چشم
تا زبویش نور گیرد هر دو چشم
آرى ژرفانگرى خاص مى طلبد تا فراتر از فضاى اندیشه منطق تراش بشر، علقه
بین محبوب و متعلقات او را ادراک نموده و ساحت او را برتر از عرض حاجت خود
شمرده و بر زینش بوسه زنند و دست ارادت بسایند، این شدت محبت و نهایت
عمق اندیشى یاران حضرتش را مى رساند.
من خاکى که از این در نتوانم برخاست
از کجا بوسه زنم بر لب آن قصر بلند
هیچ روئى نشود آینه حجله بخت
مگر آنروى که مالند بر آن سم سمند
4. از خودگذشتگى و ایثار:
»یقونه بأنفسهم فى الحروب«7
یاران حضرت حجت(ع) با دل و جان از حضرتش پاسدارى مى کنند و پیشمرگ او
مى شوند و جان را فداى آن جانان مى کنند، که جان تحفه ناقابلى است.
چو جان فداى لبت شد خیال مى بستم
که قطره اى ز زلالت به کام ما مى افتد
خیال زلف تو گفتا که جان وسیله مساز
کزین شکار فراوان به دام ما افتد
5. داشتن کفایت کافى و وافى:
»یکفونه ما یرید فیهم«
یاران حضرت مهدى کفایت فوق العاده جهت انجام وظایف محوله دارند؛ چرا که
کفایت، مشروب از زلال علم است و یاران آن حضرت چون از مشرب تقواى بى بدیل و
خالص سیراب شده اند، به اقتضاى »واتقوا اللَّه و یعلّمکم اللَّه«،4 دانش
وسیع هر کارى را دارند و هر آنچه حضرت از آنها بطلبد به تمام وجود خواسته،
اشراف کامل دارند و آن را به نحو احسن و اتم، انجام مى دهند و مراد حضرتش
را کما هفوَ المَطلوب حاصل مى نمایند.
6. شب زنده دارى:
»رجال لاینامون اللّیل رهبان باللّیل«.
یاران حضرت مهدى(ع) شب را به قیام و قعود و عبادت و تهجد به سر مى آورند.
رهبانان شب اند. در خلوت شبان به دور از انظار ریاطلبان، سجاده نیاز و
نماز را مى گسترانند و اشک خونى را بدرقه امید وصال مى گردانند. به فرمایش
على(ع): »أمّا اللّیل فصافون أقدامهم تالین لأجزاء القرآن یرتّلونه
ترتیلاً و یحزنون به أنفسهم«.5 ناى غرّش شیران روز در خلوت شبانگاهان باز
مى شود؛ چرا که اراذل بهایم در خواب غفلتند. مثل مار زخم خورده از شدت
فراق بر خود مى پیچند و ناله هاى نیازمندانه شان میناى حیرت ملکوت را صد
پاره مى کند. در شب، شیاطین شرک انگیز کمتر میدان دار معرکه اند و در
حظیره قدس عبادت بین عابد و معبود، حجابهاى روزانه نیست.
7. شجاعت و دلاورى:
»لیوث بالنّهار«
یاران حضرتش که شب تا سحر را نغنوده اند، بر عکس شب زنده داران دنیوى روز
را در خواب و غفلت نمى سپارند، بلکه شیران نهارند و پگاه را بر فراز
سمندهاى تیز پاى خود پیشواز مى کنند و از هرگونه بطالت و اهمال و لهو و
لعب بدورند. البته از فراز »و یصبحون على خیولهم« جهت و سوى کارها و
تلاششان مشخص مى شود که اینان یاریگران اند و یاریگر باید هماره در فکر
یارى و کارهایش در جهت آن باشد. در فرهنگ قویم اینها، تلاش پربار واژه اى
است که ژرفناک ترین معانى را حمل مى کند. آرى مصداق بارز فرمایش مولاى
متقیان اند که »و أمّا النهار فحلماء علماء أبرار و أتقیا«.6
8. عبادت خالصانه:
»لهم دوى فى صلاتهم کدوىّ النحل«
یاران آن حضرت شیفته عبادت اند و قرةالعین شان نماز است. زمزمه عاشقانه
آنها در نماز ذوق شهد مصفّا را دارد. به خاطر خدا رو به قبله عشق مى آورند
و از عبادت تجارت پیشگان و برده صفتان سخت احتراز مى جویند. بلکه او را
به خاطر او، جلّ و علا، مى پرستند، (فتلک عبادة الأحرار) اینان محصول کمال
را از سرزمین زرافشان سجاده درو مى کنند و از خمخانه آن، هر فضیلت دیگر
را صبغه الهى مى زنند و صفاى اندرون را که لیاقت هم صحبتى و انس و یادگیرى
حضرتش را ارزانى مى دارد، از میخانه سجاده حاصل مى کنند.
سر رشته جان به جام بگذار
کاین رشته از او نظام دارد
9. فرمانبرى و اطاعت محض:
»هم أطوع له من الأمة لسیّدها«
یاران امام زمان(ع) بر اطاعت بى چون و چراى مولاى خود کمر بسته اند و دل
در رضاى او سپرده اند و هر آنچه او بخواهد آن را حق محض و محض حق شمرند.
اینان ولایتمداران سر سپرده و بى همتایند که به هیچ رو از خط فرمان ولىّ
خود سربر نمى تابند و سالک نستوه صراط قویم »أطیعوا اللَّه و أطیعوا
الرسول و أولى الأمر منکم«7 هستند. تا آنجا که اگر دستور باشد در دل آتش
مى روند و خطاب: »یا نار کونى بردأ و سلاماً«8 را به جان تجربه مى کنند.
10. روشنگرى و هدایت بخشى:
»کالمصابیح کأنّ قلوبهم القنادیل«
یاران مهدى(ع) چراغهاى روشن هدایت اند؛ چرا که سرچشمه هاى حکمت در اثر
تقواى محض از سرزمین قلبشان بر زبانشان جارى است و سراسر وجودشان بارقه
لطف ازل را نمایان ساخته و در ظلمت اندیشه هإ؛ از قندیل قلبشان پرتو
افشانیها رخ داده و مهار خرد خردورزان را بر دست با کفایت خود گرفته و به
سوى کعبه مقصود هدایت مى کنند.
11. خداترسى:
»و هم من خشیة اللَّه مشفقون«
یاوران آن حضرت از خشیّت حضرت حق چون بید بر خود مى لرزند؛ چرا که
بصیرتشان کامل است و اعتقادشان خالص و شهودشان حق الیقین و در این مرتبه
است که نیران صاعقه جلال و هیبت و قهّاریّت خرمن هستى را مى سوزاند و ترس
بر وجود، سیطره مطلق مى یابد تا جایى که: »قد براهم الخوف برى القداح ینظر
إلیهم الناظر فیحسبهم مرضى و ما بالقوم من مرض و یقول لقد خولطوا و لقد
خالطهم أمر عظیم«9؛ به سوهان ترس چونان تیرهاى نازک تراشیده شده اند. تا
جایى که نظاره گر، بیمارشان مى پندارد، در حالى که بیمارى ندارند و
مى گوید: اینان دیوانه اند. در حالى که امرى عظیم از خود بى خودشان ساخته
است.
12. آرزوى شهادت:
»یدعون بالشهادة و یتمنّون أن یقتلوا فى سبیل اللَّه«
یاران حضرت حجت(ع) مدام دست بر دعا از حضرت حق وصال شاهد شهادت را
مى خواهند. شهادت به عنوان اعلى ترین و راقى ترین وسیله تقرب به مبدأ هستى
هماره آرزوى قلبى انسانهاى موحد خالص است و یاران حضرتش هم با عنایت به
فیض بى منتهاى »بل أحیاء عند ربّهم یرزقون«10 پر و بال در هواى شهادت
مى گسترانند و دولت این غم را به دعا از خدا مى خواهند.
13. خونخواهى از حسین:
»شعارهم: یا لثارات الحسین«
از نشانه هاى دیگر یاران آن حضرت(ع) آن است که اهل شعار »یا لثارات
الحسین« هستند. یعنى داعیان خونخواهان حسین(ع) و داعیه داران اخذ حق آن
مظلوم تاریخ اند. قرار گرفتن راستین - نه ادّعایى - در جناح سیدالشهدا و
اهتزاز لواى ولاى آن امام(ع) و اهتمام در اخذ خون آن بزرگوار حکایت از
فرهنگى بس ناب دارد که ریشه در همه خصایص و فضایل عالى دارد، اینان
کارگزاران حق اند و حسین(ع) کشته راه حق. نداى »ألا ترون أنّ الحقّ لایعمل
به و أنّ الباطل لایتناهى عنه«11 آن مظلوم پژواک همت عالى یاران آن
حضرت(ع) است تا طنین حکومت حق را در تمامت جهان آشناى گوشهاى همگان نمایند.
14. یارى امام حق:
»بهم ینصراللَّه إمام الحق«
رسیدن به منزلت واسطه گرى و نصرت قائم آل محمد(ع) برترین کمالها را
مى طلبد و بایستى در بى بدیل ترین فراز کمال و عشق بود تا به این خلعت
عالى مخلع گردید. بدین تشریف هر کسى را مشرف نمى گردانند، باید گوهرى پاک
داشت و اهل حال بود و ریاضت کش کوى عشق که:
گوهر پاک بباید که شود قابل فیض
ورنه هر سنگ و گلى لؤلؤ و مرجان نشود
آرى همین خصیصه به تنهایى در ژرفاى لیاقت یاران آن حضرت کفایت مى کند که ورود در سلک ناصران مقتضى سنخیّت و تناسب است چرا که:
ز روى دوست دل دشمنان چه در یابد
چراغ مرده کجا شمع آفتاب کجا؟
چه نسبت است به رندى صلاح و تقوى را
ببین تفاوت ره از کجاست تا به کجا
پى نوشتها:
1 . محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج52، ص307 و 308: »له کنز بالطالقان
ماهو بذهب، ولا فضة، و رایة لم تنشر منذ طویت، و رجال کأنَّ قلوبهم زبر
الحدید لایشوبها شکّف فى ذات اللَّه أشدّ من الحجر، لو حملوا على الجبال
لأزالوها، لا یقصدون برایاتهم بلدة إلاّ خرَّبوها، کأنَّ على خیولهم
العقبان یتمسّحون بسرج الإمام،علیه السلام، یطلبون بذلک البرکة، و یحفّون
به یقونه بأنفسهم فى الحروب، و یکفونه ما یرید فیهم.
رجال لاینامون
اللّیل، لهم دوىّف فى صلاتهم کدوىّف النحل، یبیتون قیاماً على أطرافهم، و
یصبحون على خیولهم، رهبان باللّیل لیوث بالنّهار، هم أطوع له من الأمة
لسیّدها، کالمصابیح کأنَّ قلوبهم القنادیل، و هم من خشیةاللَّه مشفقون،
یدعون بالشهادة، و یتمنّون أن یقتلوا فى سبیل اللَّه، شعارهم: یا لثارات
الحسین، إذا ساروا یسیر الرّفعب أمامهم مسیرة شهر، یمشون إلى المولى
إرسالا، بهم ینصراللَّه إمام الحقّف«.
2 . همان، ج77، ص374، از حضرت على(ع).
3 . همان، ج70، ص213، از حضرت على(ع).
4 . سوره بقره(2) آیه 282.
5 . سید علینقى فیض الاسلام، ترجمه و شرح نهج البلاغه، خطبه 184، ص612.
6 . همان، ص613.
7 . سوره نساء(4) آیه 59.
8 . سوره انبیاء(21) آیه 69.
9 . ترجمه و شرح نهج البلاغه، خطبه 184، ص613.
10. سوره ال عمران(3) آیه 169.
11. محمدباقر مجلسى، بحارالأنوار، ج44، ص381.