درانتظارمنجی

درانتظارباران نیست آنکه بذری نکاشته

درانتظارمنجی

درانتظارباران نیست آنکه بذری نکاشته

آیا ما خود را برای آن روزگار آماده ساخته ایم؟

تحقق انقلاب عظیم حضرت مهدی(عج) به عنوان بزرگ ترین تحولی است که بشر در حیات خود خواهد دید. این واقعه بزرگ بر پایه هایی استوار است که از مهم ترین آنها فراهم آمدن یاران، همراهان وهمرزمانی است که تا پای جان برای اجرای اهداف آن حضرت از پای ننشینند.‍
بازشناسی این عوامل ما را به شناخت آن حکومت سترگ نزدیک تر خواهد کرد. آنگاه خویشتن را با آن شرایط و ویژگیها محک خواهیم زد و از خود خواهیم پرسید: آیا ما خود را برای آن روزگار آماده ساخته ایم؟ شاید آن روز، همین فردا باشد. با فهم این ویژگیها درخواهیم یافت که پای رفتن این راه را داریم یا خیر؟ و در آن روز موعود و در هنگامه نبرد حق با باطل در کدامین جبهه قرار خواهیم گرفت؟
با گذری در بوستان کلام معصومان(ع) این ویژگیها به خوبی فراروی ما قرار خواهد گرفت. برخی از ویژگیهای یاران آن موعود امتها از این قرار است:

1- شناخت پروردگار
خداوند متعال فلسفه اساسی آفرینش انسانها را عبادت و بندگی معرفی فرموده است. در آنجا که می فرماید: (و ما خلقت الجن والانس الالیعبدون)1 «جن و انس را جز برای اینکه عبادت کنند خلق نکردم.»
این مهم، زمانی حاصل می گردد که شناخت نسبت به آن ذات مقدس فراهم آید. پس ازشناخت خداوند است که راه رشد، هموار و موانع برطرف می شود.
یاران امام مهدی(عج) از جمله کسانی هستند که خداوند را آن گونه که شایسته است می شناسند. حضرت علی(ع) این شناخت والای خداوند را در ایشان این گونه وصف فرموده است:
«رجال مومنون عرفوا الله حق معرفته و هم انصارالمهدی فی آخر الزمان، 2 مردانی مومن که خدا را چنان که شایسته است شناخته اند و آنان، یاران مهدی (ع) در آخرالزمانند.»
امام صادق (ع) ششمین ستاره فروزان سپهر ولایت، قلبهای آنان را بسان پولاد دانسته می فرماید:
«... رجال کان قلوبهم زبر الحدید لایشوبها شک فی ذات الله اشد من الحجر...، 3 آنان مردانی اند که دلهایشان گویا پاره های آهن است. هیچ تردیدی نسبت به خداوند قلبهایشان را نیالاید و ]قلبهایشان[ از سنگ استوارتر است.»

2- شناخت امام زمان (ع)

اگرچه شناخت امام در هر زمان بر پیروان لازم و ضروری است، ولی آنچه که شناخت رهبر آخرین را از اهمیتی دو چندان برخوردار می سازد، شرایط ویژه او است. ولادت پنهان، زیست پنهان، امتحانات سخت و دشوار، برخی از این ویژگی هاست.
یاران امام مهدی (ع) امام خویش را به بهترین وجه می شناسند و این شناخت آگاهانه در تمامی وجودشان رسوخ کرده است؛ بنابراین یار او شدن بدون شناخت آن بزرگوار امکان پذیر نخواهد بود.
در روایات فراوانی بیان شده است:
«...من مات و لم یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه ؛ 4 هر که بمیرد و امام زمان خویش را نشناسد به مرگ جاهلی خواهد مرد.»
همچنین امام صادق (ع) فرمود:
«... اعرف امامک فاذا عرفته لم یضرک؛ تقدم هذا الامر ام تاخر... فمن عرف امامه کان کمن هو فی فسطاط القائم (ع)؛ 5 امام خویش را بشناس، پس وقتی او را شناختی پیش افتادن و یا تاخیر این امر ]ظهور[ آسیبی به تو نخواهد رساند... پس هر آن کس که امام خویش را شناخت، مانندکسی است که در خیمه قائم (ع) باشد.»
اگرچه حضرتش در پس پرده غیبت است، ولی هرگز جمال وجودش برای انسانهای مهدی صفت پنهان نبوده است.
اگر معرفت به آن حضرت نباشد دیدن ظاهری ایشان نیز سودی در بر نخواهد داشت. کم نبودند کسانی که همواره جمال دلنشین پیامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار (ع) را زیارت می کردند، ولی بهره معرفتی چندانی از آن اسوه های آفرینش نبردند.
امام صادق (ع) فرمود:
«و من عرف امامه ثم مات قبل ان یقوم صاحب هذا الامر کان بمنزله من کان قاعدا فی عسکره لابل بمنزله من قعد تحت لوائه؛ 6 هر آن کس که امامش را شناخت و قبل از قیام صاحب این امر (امام زمان ع) از دنیا رفت، بسان کسی است که در سپاه آن حضرت، خدمتگزاری خواهد کرد؛ نه، بلکه مانند کسی است که زیر پرچم آن حضرت است.»
بنابراین اگرچه شوق دیدار آن حضرت و سعادت دیدنش از اهمیت بسیاری برخوردار است ولی از آن مهم تر شناخت و معرفت ایشان است که حاصل آن، ارتباط روحی و سنخیت با آن امام همام است. به یقین اگر کسی به وظیفه و تکلیفی که خداوند متعال برایش تعیین فرموده عمل کند، خود آن بزرگوار به دیدنش خواهد رفت؛ چنان که در طول همه سالهای غیبت چنین بوده است.
امام صادق(ع) در کمال تاکید، شیعیان را به شناخت خداوند، پیامبر و حجتهای الهی فراخوانده، از جمله دعاهای دوران غیبت را اینگونه توصیف فرموده است:
«اللهم عرفنی نفسک فانک ان لم تعرفنی نفسک لم اعرف نبیک اللهم عرفنی رسولک فانک ان لم تعرفنی رسولک لم اعرف حجتک، اللهم عرفنی حجتک فانک ان لم تعرفنی حجتک ضللت عن دینی؛ 7
بارالها! خود را به من بشناسان که اگر خودت را به من معرفی نکنی پیامبرت را نشناسم. بارالها! پیامبرت را به من معرفی کن که اگر پیامبرت را به من معرفی نکنی حجتت را نشناسم، بارالها حجتت را به من معرفی کن که اگر حجتت را به من معرفی نکنی از دین خود گمراه شوم.»
این دعا علاوه بر امام صادق(ع) از نواب اربعه نیز نقل شده که احتمال دارد ایشان از خود حضرت مهدی(ع) نقل کرده باشند. 8
3-اطاعت محض از خداوند و اولیای او
پس از شناخت خداوند و امام زمان(ع) و اعتقاد به آنان باید این شناخت و اعتقاد را عملی کرد و تبلور حقیقی آن در اطاعت محض از آن انوار پاک است.
همسوکردن رفتارها، نیتها و جهت گیریها طبق خواست رهبر الهی از مهم ترین ویژگیهای رهروی راستین است و این صفت به خوبی در یاران امام مهدی(ع) وجود دارد.
شایان توجه اینکه اگر کسی در مرحله شناخت، در حد ممکن معرفت کسب نمود، در مرحله اطاعت دچار تردید نخواهد شد؛ حال آنکه اگر کسی در آن مرحله دچار تردید و یا نقصان معرفتی شد، در مرحله اطاعت هرگز پیرو خوبی نخواهد بود.
در قرآن کریم اطاعت از امام، همسنگ اطاعت از خداوند و پیامبر او شمرده شده است؛ آنجا که خداوند می فرماید:
(اطیعواا...واطیعوا الرسول و اولی الامر منکم)؛ 9 «از خداوند و رسول و صاحب امرتان اطاعت کنید.»
اگرچه امروزه حضرت مهدی(ع) در پس پرده غیبت است، اما اراده و فرمانش را باید گردن نهاد؛ چرا که اگر کسی اکنون از دستورات آن حضرت اطاعت کرد در زمان ظهور نیز چنین خواهد بود.
رسول گرامی اسلام(ص) در این باره فرمود:
«طوبی لمن ادرک قائم اهل بیتی و هو مقتد به قبل قیامه یتولی ولیه و یتبرا من عدوه و یتولی الائمه الهادیه من قبله اولئک رفقائی و ذوو ودی و مودتی و اکرم امتی علی؛ 10 خوشا به حال کسی که، قائم اهل بیت را درک کند؛ حال آنکه پیش از قیام او نیز پیرو او باشد. با دوست او دوست و با دشمن او دشمن [و مخالف] و با رهبران و پیشوایان هدایتگر پیش از او نیز دوست باشد. اینان همنشین و دوستان من و گرامی ترین امت من در نزد من هستند.»
4-احترام خالصانه
از آنجایی که امام حقی بزرگ برگردن پیروان دارد، خداوند متعال احترام او را بر مردمان لازم فرموده است. از اینرو هر آنچه مایه بزرگداشت او می شود از سوی یاران آن حضرت انجام می گیرد. ایشان این روحیه را در زمان غیبت در خود ایجاد نموده اند تا در زمان ظهور نیز همواره در تمامی امور، احترام آن حضرت را پاس دارند.
ائمه معصومین(ع) که معلم انسانهایند، هرگز از این مهم غفلت نکرده و عظمت شأن آخرین معصوم (ع)، آنها را به تکریم و احترامی مثال زدنی وا داشته است.
وقتی «دعبل خزاعی» قصیده ای غراء برای امام علی بن موسی الرضا(ع) خواند- که در ابیاتی از آن به حضرت مهدی (ع) اشاره شده بود. حضرتش به احترام ذکر نام مقدس ایشان، متواضعانه برخاسته، دست بر سر نهاد و برای فرج قائم آل محمد(ع) دعا فرمود. راوی این عمل ارزشمند امام رضا(ع) را این گونه وصف کرده است.
«فوضع الرضا(ع) یده علی راسه و تواضع قائماً و دعی له بالفرج؛ 11 حضرت رضا(ع) دست خود را بر سرش قرار داد و در حالی که ایستاده بود تواضع کرد و برای فرج او [امام زمان(ع)] دعا کرد.»
به راستی کسی که از احترام اندکی به صورت برخاستن هنگام شنیدن نام آن حضرت کوتاهی می کند، چگونه می تواند در عصر ظهور به تکریم آن حضرت بپردازد و از جان خود بگذرد؟!
مناسب است درباره احترام به آن حضرت بیشتر بخوانیم.
از امام صادق(ع) سؤال شد: «چرا به هنگام شنیدن نام «قائم» لازم است برخیزیم!» آن حضرت فرمود: «آن حضرت، غیبت طولانی دارد و این لقب یادآور دولت حقه آن حضرت و ابراز تأسف بر غربت اوست و لذا آن حضرت از شدت محبت و مرحمتی که به دوستانش دارد به هر کس که حضرتش را به این لقب یاد کند نگاه محبت آمیز می کند. از تجلیل و تعظیم آن حضرت است که هر بنده خاضعی در مقابل صاحب عصر خود هنگامی که مولای بزرگوارش به سوی او بنگرد از جای برخیزد، پس باید برخیزد و تعجیل در فرج امر مولایش را از خداوند مسئلت نماید.»12
علاوه بر حکمت یاد شده، آمادگی افراد در هر آن، برای قیام، و مبارزه و جهاد در راه تحکیم عدالت اجتماعی، و حفظ حقوق انسانها واجد اهمیتی بسزاست.
انسان منتظر که زمینه ساز ظهور درعصر غیبت است، باید همواره دارای چنین هدفی باشد و در راه تحقق آن به گونه های مختلف بکوشد و تا آنجا این آمادگی را داشته باشد و ابراز دارد، که هرگاه نام پیشوای قیام (قائم) ذکر می شود به پا خیزد و آمادگی همه جانبه خویش را نشان دهد و این آمادگی را همیشه به خود و دیگران تلقین و تحکیم کند13.
5 -انتظار راستین
انتظار راستین که اساس شخصیت یاران امام مهدی را شکل می دهد، پیشینه ای بس دراز و طولانی در تاریخ شیعه دارد.
آخرین فرستاده الهی بانگ برآورده و انسانها را به روزگاری سراسر نور نوید داده و فرموده است: «لا تذهب الدنیا حتی یلی امتی رجل من اهل بیتی یقال له المهدی؛ 14 دنیا به پایان نرسد مگر اینکه امت مرا مردی از اهل بیت من رهبری کند که به او مهدی گفته می شود.»
و اکنون قرنها از آن بانگ ملکوتی می گذرد، ولی همچنان طنین دلنشین و امیدبخش آن در گوش انسانهاست. و این بشارت بزرگ زندگی مردمان را در عصر بلند انتظار با تاریخی روشن از نمودها و جلوه های فکری و عملی روز به روز به آن دروازه روشنایی نزدیک تر می سازد.
و آنچه در این رهیافت از ارزشی بس بلند برخوردار است زمینه سازی برای ایجاد آن حکومت موعود است؛ اگر چه زمان برپایی آن از اسرار الهی و تنها در حیطه اراده خداوند است. انتظار به معنای چشم به راه بودن و درنگ کردن به امید پیشامدی خاص و به بیان دیگر کیفیتی است روحی که موجب به وجود آمدن حالت آمادگی برای آنچه انتظار دارند می شود؛ و ضد آن یأس و نا امیدی است.
این اندیشه در فرهنگ مهدویت بیش از هر چیز، مشتمل بر عنصر خوشبینی نسبت به جریان کلی نظام طبیعت و سیرتکاملی تاریخ و اطمینان به آینده و طرد عنصر بدبینی نسبت به پایان کار بشر است که طبق بسیاری از نظریه ها و فرضیه ها فوق العاده تاریک و ظلمانی است.
امید و آرزوی تحقق این نوید کلی جهانی انسانی، در زبان روایات اسلامی، «انتظار فرج» خوانده شده و از جمله عبادات، بلکه برترین آنها شمرده شده است.
پیامبر اکرم و ائمه معصومین (ع) بر انتظار آن روز موعود، و لحظه شماری در فرا رسیدن آن حکومت حق- که تنها به دست آن حضرت تشکیل می گردد- تأکید فراوانی نموده و آن را از اصول اساسی دینداری شمرده اند و پاداشهای بزرگی برای منتظران بیان فرموده اند.
از همین رو، علمای بزرگ، انتظار ظهور منجی را یکی از وظایف مهم مردم در عصر غیبت و عنصری اساسی در زمینه سازی و حفظ روحیه مناسب برای درک زمان ظهور ذکر کرده اند. و همواره مؤمنان را به رعایت این وظیفه خطیر با گفتار و کردار وا می داشتند.
در باب انتظار فرج و ارج و اهمیت آن احادیث فراوانی از پیشوایان معصوم (ع) روایت شده است.
رسول گرامی اسلام (ص) در این باره فرموده است:
«افضل اعمال امتی انتظار الفرج من الله عز وجل؛ 15 برترین کارهای امت من انتظار فرج از خدای عزیز و جلیل است.»
بدون هیچ توضیحی توجه خوانندگان محترم را به کلمه «اعمال» یعنی «کارها» در روایت جلب می نماییم که آن حضرت، انتظار را عمل و کار دانسته است و نه سکون و بی کاری. این فرمایش پیامبر اکرم (ص) را تا حدودی امام صادق (ع) تبیین فرموده است:
«من سره ان یکون من اصحاب القائم فلینتظر ولیعمل بالورع و محاسن الاخلاق و هو منتظر فان مات وقام القائم بعد کان له من الاجر مثل اجر من ادرکه فجدوا و انتظروا هنیئا لکم ایتها العصابه المرحومه 16 هر کس که خوشحال می شود که از یاران قائم(عج) باشد باید منتظر باشد و با پرهیزگاری و اخلاق نیکو عمل نماید و با چنین حالی منتظر باشد که هرگاه بمیرد و پس از مردنش قائم(عج) به پا خیزد، پاداش او همچون کسی خواهد بود که دوران حکومت آن حضرت را درک کرده باشد، پس بکوشید و منتظر باشید. گوارایتان باد ای گروه رحمت شده!»
6- آمادگی برای خدمت به حضرت مهدی(عج)
آنان که وجودشان سرشار از عشق خداوند و اولیای اوست، اگر عصر ظهور را درک کنند بزرگ ترین افتخارشان خدمت به ساحت بلند مهدی آل محمد(ص) خواهد بود.
شاید باورکردن این سخن بسی مشکل نماید که رئیس مذهب شیعه، همو که هزاران دانشمند، زانوی ادب و دانشجویی در محضر کلامش بر زمین می نهادند و همو که شاگردان مکتبش عقابان تیزپرواز آسمان اندیشه و علم بودند، آنگاه که نام آخرین ذخیره الهی نزدش برده می شد با حسرتی برآمده از عمق جان و آرزویی بی مانند آهی از نهاد بر می آورد و می فرمود:
«لو ادرکته لخمدته ایام حیاتی17 اگر او را درک کنم تمام روزهای زندگانی ام خدمتگزار او خواهم بود.»
هر کس بخواهد در آن روزگار به خدمت حضرتش نصیب گردد باید هم اکنون در دوران غیبت، خدمت به آن حضرت و یاران او را سرلوحه کارهای خود قرار دهد.
بی تردید خادمان دوران ظهور، همان خادمان دوران غیبتند.
پس منتظر راستین و علاقه مند به حضرت مهدی(عج) باید تمامی لحظه های زندگی خود را سرشار از خدمت به او و راه و هدفش سپری نماید.
7- خودسازی و دیگر سازی
یکی از ویژگیهای یاران امام مهدی(عج) در عصر غیبت خودسازی و مواظبت بر رفتار خویش است که در پی آن، جامعه و دیگران نیز به این جهت متمایل خواهند شد.
شکی نیست که دینداری در عصر غیبت حضرت مهدی(عج) از هر زمانی دیگر بسی مشکل تر و طاقت فرساتر است.
حضرت امام صادق(ع) سختی این دوران را این گونه تصویر نموده اند:
«ان لصاحب هذا الامر غیبه المتمسک فیها بدینه کالخارط للقتاد ثم قال هکذا بیده و فایکم یمسک شوک القتاد بیده ثم اطرق ملیا ثم قال: ان لصاحب هذا الامر غیبه فلیتق الله عبده و لیتمسک بدینه18 صاحب این امر، غیبتی دارد که در آن هر کس از دین خود دست بر ندارد همانند کسی است که با کشیدن دست خود به ساقه قتاد ]که بوته ای تیغدار است[ خارهای آن را بسترد، پس کدام یک از شما با دست خود تیغهای قتاد را نگه می دارد؟»
سپس آن حضرت مدتی سر به زیر افکنده فرمود: صاحب این امر دارای غیبتی است؛ پس بنده خدا باید پرهیزگاری و تقوا پیشه کند و به دین خود تمسک جوید.»
اگرچه آزمایشهای دینی برای همه ایمان آورندگان در همه زمانها، قانون الهی است؛ اما در عصر غیبت تمامی عوامل دست به دست هم داده این آزمایش را به کمال خود رسانده است. در این دوران است که نگهداشت دین، بسیار دشوار است و بیشترین مردم به انگیزه های گوناگون ایمان خویش را در زندگی از دست می دهند.
گسترش زمینه های ناباوری، افزایش انگیزه های انحراف و گریز از دین، ستیزه جوییهای دشمنان با دینداران و دینداری، از مهم ترین عوامل این آزمایش است. آنان که در این گردابهای ترسناک، دین خود را حفظ کنند از شأن و رتبه ای بس رفیع برخوردار خواهند بود. پیامبراکرم(ص) فرمود:
«یا علی واعلم ان اعجب الناس ایماناً و اعظمهم یقیناً قوم یکون فی آخر الزمان لم یلحقوا النبی و حجب عنهم الحجه فامنوا بسواد علی بیاض؛ 19 ای علی! بدان که شگفت انگیزترین مردم از جهت ایمان و عظیم ترین آنها از روی یقین، مردمی اند که در آخرالزمان خواهند بود، پیامبر را ندیده اند و حجت (امام«ع» ) نیز از آنان محجوب است، اما به سیاهی که بر سفیدی رقم خورده است ایمان آورده اند.»
انسان در این دوران برخلاف دوران معاصر پیامبر(ص)، از تمامی دریافتهای حسی نسبت به پیامبر و امام(ع) دور است و تنها براساس درک عقلی و تاریخی، پیامبر(ص) و پیشوایان معصوم را می شناسد و به رسالت و امامت ایشان ایمان می آورد.
امام سجاد(ع) در این باره می فرماید:
«یا ابا خالد ان اهل زمان غیبته القائلین بامامته و المنتظرین لظهوره افضل من اهل کل زمان لان الله تبارک و تعالی اعطاهم من العقول و الافهام و المعرفه ما صارت به الغیبه عندهم بمنزله المشاهده ، و جعلهم فی ذلک الزمان بمنزله المجاهدین بین یدی رسول ا...(ص) بالسیف، اولئک المخلصون و شیعتنا صدقاً، والدعاه الی دین الله عزوجل سراً وجهراً، 20 ای اباخالد، مردم زمان غیبت آن امام که به امامت او معتقدند و منتظر ظهور اویند، از مردم هر زمانی برترند؛ زیرا خدای متعال عقل و فهم و معرفتی به آنها عطا فرموده که غیبت نزد آنان به منزله مشاهده است و آنان را در آن زمان به مانند مجاهدان پیش روی رسول خدا(ص) که با شمشیر به جهاد برخاستند قرار داده است. آنان مخلصان ]حقیقی[ و شیعیان راستین ما و داعیان به دین خدای متعال در نهان و آشکارند.»
موفقیت در این آزمایش، نیازمند بینشی است که انسان دیندار در پرتو آن بتواند در برابر تحریفها و شبهه ها و تردیدها رویکرد دینی خود را حفظ نماید و با هیچ یک از عوامل انحراف، خلوص دینی و دینداری را در فکر و عمل از دست ندهد.
اگر چنین شد، مصداق این فرمایش رسول گرامی اسلام(ص) خواهد بود که فرمود: «به زودی پس از شما، کسانی می آیند که یک نفر از آنان پاداش پنجاه نفر از شما را دارد.» گفتند: «ای رسول خدا، ما در جنگ بدر و احد و حنین در رکاب شما جهاد کردیم و درباره ما آیه قرآن نازل شده است.»
پیامبر اکرم (ص) فرمود: «اگر آنچه از آزارها و رنجها که بر آنان می رسد، بر شما آید،بسان آنان شکیبایی نخواهید داشت.» 21
پایداری بر دین در روزگار غیبت به تحمل سختیها، محرومیتها و تنگناهای مادی خلاصه نمی شود؛ بلکه تحمل فشارهای سخت روحی و معنوی نیز، بر آنها افزوده می گردد. و چنانچه دینداری با صبر و شکیبایی درست و آگاهانه توأم نباشد به تدریج ناامیدیها روی می آورد و باور را از روح و فکر برمی دارد.
بنابراین منتظر راستین باید که زمینه ساز صادق ظهور باشد و اگر چنین بود، داشتن ویژگیهای فوق پاره ای از خصوصیات او خواهد بود.
خدامراد سلیمیان

پی نوشت:

1- ذاریات/ .56
.2 بحارالانوار، محمدباقر مجلسی، ج 57، ص .229
.3 پیشین، ج 52، ص .307
.4 کمال الدین و تمام النعمه، شیخ صدوق، ج 2، ص .409
.5 غیبت نعمانی، ص .331
.6 اصول کافی، کلینی، ج 1، ص .371
.7 کافی، کلینی، ج1، ص337؛ کمال الدین و تمام النعمه، ج2، ص342؛ غیبت نعمانی، ص.166
.8ر.ک: کمال الدین، ج2، ص.512
.9 نساء/.59
10-کتاب الغیبه ، شیخ طوسی، ص456؛ کمال الدین و تمام النعمه ، ج1، ص.286
.11 منتخب الاثر، صافی گلپایگانی، ص 640، ح .3
.12 پیشین، ح .4
.13 خورشید مغرب، محمدرضا حکیمی، ص .264
14-کمال الدین و تمام النعمه، ص 644، ح .3
15-همان.
16- غیبت نعمانی، ص 200، ح.16
17- پیشین، ص .245
18- کافی، ج1، ص .335
19- غیبت نعمانی، ج 1، ص 288، ح .8
20- پیشین، ج 1، ص 319
21- کتاب الغیبه، ص 456 .

منتظران حقیقی امام عصر (عج)

مرحوم حاج میرزا محمدتقی موسوی اصفهانی»، در کتاب شریف «مکیال المکارم» که در آن براساس احادیث گوناگون وظایف منتظران را برشمرده است، موردی دارد که واقعاً تکان دهنده است. ایشان می نویسد ازجمله وظایف منتظران، توبه واقعی و بازگرداندن حقوق مردم به آنان است. یعنی حتی آن توبه ای که بدون پس دادن حقوق ضایع شده مردم به آنها باشد، مورد پذیرش نیست و نمی تواند ما را در زمره منتظران قرار دهد. درهای رحمت الهی، هیچگاه به روی کسانی که از روی غفلت، به راه ناصواب رفته اند بسته نیست. کسانی که می خواهند برگردند، می توانند با اداکردن حقوق مردم و باتوبه واقعی، خود را در صف منتظران حقیقی آقا امام زمان(عج) قرار دهند. من خود را مکلف می دانم که صدای حضرتش را به همگان برسانم که ای مردم بیایید و در صف منتظران من قرار گیرید، بیایید و با احقاق حقوق ضایع شده دیگران، با تأسی به پرهیزگاری و ورع، با دوری از گناهان، با صرف مال در راه هایی که سود آن به مسلمانان برسد، باکوشش در ادای حقوق برادران دینی، با قرائت قرآن و نماز، با شاد کردن دل شیعیان، با خدمت به مردم مرا یاری کنید تا من از شما راضی شوم.


خدا را گواه می گیرم که من راه های تقرب به آن حضرت را آشکارا بیان کردم و از هرکس که این مطالب را بخواند، پیمان می گیرم که آن را به دیگران منتقل کند.»
وظایف منتظران حقیقی امام عصر(عج) سنگین است و از عهده هر کسی ساخته نیست. به همین دلیل است که گفته شده عدد منتظران حقیقی حضرت حجت(عج) از عدد آنان که داعیه انتظار و یاوری حضرتش را دارند، بسیار کمتر است.

«دکتر محمد رهایی»، از مدرسان دروس حوزوی در باب وظایف منتظران می گوید: «وظایف منتظران را در چند دسته مختلف می توان تقسیم بندی کرد». بزرگان ما تا 80مورد از وظایف منتظران را از متون اخبار و روایات و احادیث استخراج کرده اند که بخشی از آنها، وظایف تعبدی است. مثل شناخت وجود شریف امام که این شناخت، خودش بحث بسیار مفصلی دارد و اگر کسی بخواهد همین یک وظیفه را بدرستی انجام دهد، باید عمرش را در پای آن بگذارد. یا مواردی مثل رعایت مراتب ادب نسبت به اسماء شریف آن حضرت یا محبت خاص داشتن نسبت به آن حضرت و یا محبوب ساختن آن عزیز در نزد مردم و انتظار فرج و ظهور ایشان و اظهار شوق برای دیدار آن حضرت و ذکر فضایل و مناقب ایشان در میان مردم واندوه در فراق آن بزرگوار و یا مداومت در خواندن دعاهای خاص.
اما یکسری وظایف هم هستند که بعد اجتماعی دارند مثل صرف اموال در راههای مورد رضایت امام زمان(عج) که این یک بحث مفصل دارد. انجام این وظیفه، در جامعه امروز ما می تواند از اهمیت خاصی برخوردار باشد. ما باید ببینیم در شرایطی که جامعه ما دارد، صرف اموال در چه راههایی مورد رضایت امام عصر(عج) خواهد بود.
یکی از وظایفی که در تعالیم اسلامی برعهده منتظران امام عصر(عج) گذارده شده، تلاش در جهت سالم سازی فضای اجتماعی است. منتظران امام زمان (عج) کسانی هستند که نسبت به مسائل اطراف خود، بی تفاوت نیستند و هر اتفاقی در عرصه های اجتماعی، آنها را به واکنش وامی دارد، واکنشی که به نسبت اتفاق گاه مثبت و گاه منفی است. این وظیفه در تعالیم دینی ما تحت عنوان امر به معروف و نهی از منکر شناخته می شود.
«سید ابراهیم کاظمی»، از فعالان تبلیغ مهدویت، در این باره می گوید: «یکی از وظایف مهم مسلمانان در زمان غیبت امام عصر(عج) این است که به ترویج و تبلیغ احکام اسلامی بپردازند و امر به معروف و نهی از منکر را اقامه و با بدعتها مبارزه کنند.
وظیفه آگاهان، علما و دانشمندان در این مقوله، نسبت به دیگران سنگین تر است.
امام حسن عسکری(ع) از پدران گرامی خود نقل کرده است که رسول خدا(ص) فرمودند:«شدیدتر و سخت تر از یتیم شدن کودکی که از پدر و مادر خود دور می شود، یتیم بودن کسی است که از امام خود دور است و به او خود دسترسی ندارد و حال آنکه با مسائلی مواجه است که حکم آن را نمی داند. آگاه باشید هر کس از شیعیان ما آگاه از علوم ما اهل بیت باشد، باید بداند که این شخص که دسترسی به ما ندارد و حکم ما را نمی داند در حکم کودک یتیمی است که در دامن اوست. بدانید هر کس او را هدایت و راهنمایی کند و راه ما اهل بیت را به او تعلیم دهد، در بهشت با بهترین دوستان، همراه ما خواهد بود».
امام هادی(ع) نیز فرموده اند:«اگر در زمان غیبت حضرت قائم (عج) علمایی نباشند که مردم را به سوی حضرت دعوت کنند و متوجه به آن جناب سازند و با دلیل از دین خدا دفاع کنند و بندگان ضعیف (کم اطلاع) را از دام ابلیس و ابلیسیان و ناصبیها نجات دهند، کسی باقی نخواهد ماند مگر آنکه مرتد خواهد شد، ولی ایشان هستند که زمام قلبهای شیعیان ضعیف و کم اطلاع را محکم می گیرند، همان طور که کشتیبان سکان کشتی را محکم می گیرد حقا که این دانشمندان نزد خداوند عزوجل برترین افرادند.

نسبت ما و مهدى (ع) در عصر حاضر

در دورانى که سخن‌‌گفتن از مباحث اقتصادى و افزایش و کاهش درآمد سرانه ، رشد ، توسعه و تولید ناخالص ملى و پى‌‌جویى مسائل مربوط به پیچیده‌‌ترین فن‌‌آوریهاى عالم ارتباطات و ساخته‌‌هاى صنعتى، به همراه بحث و کندوکاو پیرامون مکتب نوظهور «هرمنوتیک‌‌» و اثبات ثبات یا دگرگونى فهم ما از متون دینى - قبض و بسط تئوریک شریعت‌‌یا فى‌‌الواقع نسخه فارسى [Contextuality] - و همچنین بررسى برخورد تمدنها و عاقبت قابل پیش‌‌بینى براى آنها، رسم و عادت زمانه شده است، بیان احوال امام زمان، عجل‌‌الله تعالى فرجه‌‌الشریف، به عنوان یک حقیقت غایب از نظر و مباحث و مسائل مربوط به آن حضرت،علیه‌‌السلام،به عنوان موعود منتظر، چه بسا در ذهن برخى ساده‌‌اندیشان و شیفتگان عرف موجود، بل حافظان و مدافعان سینه‌‌چاک او و فرهنگى که آن را پروریده، سخت نامانوس و ناضرور بنماید. اما نگارنده به عنوان پژوهشگر مسلمانى که در غالب موضوعات مطرح در عرصه فرهنگ معاصر اندیشیده و در همین زمینه دیدگاه دینى خود را در باب غالب موضوعات یادشده، از سیاست و اقتصاد و مسائل مربوط به توسعه تا بخشى از دانش تجربى و فلسفه معاصر دین و کلام نوین، عرضه کرده به این نتیجه رسیده است که متاسفانه مباحث مربوط به موضوع اصلى جهان بشرى در عصر حاضر - یعنى غیبت عصاره عالم امکان و خلیفه حى الهى بر زمین و خیمه آسایش ، امنیت ، وفاق و واسطه فیض ربوبى مهدى عجل‌‌الله تعالى فرجه‌‌الشریف بى‌‌اندازه تهى و بى‌‌رنگ است.

آیا شگفت‌‌آور نیست که در حوزه‌‌هاى علمیه و دانشکده‌‌هاى الهیات ما - گذشته از محافل روشنفکرى باصطلاح دینى!- از دین‌‌شناسى تطبیقى سخن بگویند، و اقتصاد و سیاست جامعه اسلامى را در قالب فقه حکومتى به دایره بحث و بررسى بگذارند، و همچنین شبهات مطرح در فلسفه معاصر دین و کلام نوین را به سرپنجه تدبیر و اندیشه بگیرند و بگشایند، و یا حتى از ثقل‌‌اکبر - از قرآن عظیم و عزیز - از قرائت و محتواى آن، سخن به میان آرند، اما در عین حال هدف از این همه تلاش و جنبش و کوشش و هم بخش معظمى از ضروریات مکتب تشیع و على‌‌الخصوص آموزه‌‌هاى بلند این مکتب درباره حجت زمانه ولى‌‌عصر، روحى و ارواح‌‌العالمین له‌‌الفداء، تا به این اندازه به دست فراموشى سپرده شود; که غافلان به دل‌‌بستن به وضع موجود و تبیین و تنقیح و تحکیم پایه‌‌هاى تئوریک آن بکوشند و منفعلان در دفاعى منفعلانه از تعالیم مورد هجمه آنان، همه گستره پهناور معارف عالیه اسلام و على‌‌الخصوص مکتب پربار تشیع را در دامنه محدود برخى مباحث‌‌اپیسیمولوژى‌‌یاجامعه‌‌شناسى دین و معرفت و یا حداکثر مسائل مربوط به فقه حکومتى محصور سازند و تنها وظیفه خود را پاسخگویى به القائات دشمنان و مغرضان دانسته و در عوض تبیین عقلانى معتقدات خالص شیعى یا اسلامى، دامنه فعالیت‌‌خود را در محدوده تصحیح و نقض و ابرام اقوال نواندیشان مترجم آراى مسیحیت محرف محصور نمایند؟!

چنانکه مشهود است، روند فعالیتهاى پژوهشى و تبلیغى حوزه‌‌هاى دینى در چند سال گذشته به سمتى سو گرفته که نشانه‌‌گذار اصلى‌‌آن اندیشه‌‌وران غربى بوده‌‌اند. البته دفاع آگاهانه از دین و وسعت تهاجم دشمنان به مبانى اعتقادى جامعه اسلامى، ضرورت چنین تلاشى را صدچندان مى‌‌کند و ما را نیز با این تدافع عالمانه مخالفتى نیست. لیکن سخن بر سر آن است که آیا تنها در موضع دفاع نشستن و از عرضه روزآمد آموزه‌‌هاى پربار مکتب تشیع چشم‌‌پوشیدن و منفعلانه بر ردپاى مترجمان آراى بیگانه سیر کردن، باعث نخواهد شد که بخش معظمى از ضروریات مذهب تشیع - که نسل قدیم را نیز به حد وافى با آن آشنایى نیست تا چه رسد به عصر حاضر - مثل مساله مهم رجعت که از زمان پیامبر ،صلى‌‌الله‌‌علیه و آله، تاکنون از جمله ضروریات مذهب شیعه شمرده مى‌‌شده و اعتقاد به آن هماره طعن و طنز و کین مخالفان را به همراه داشته، یا حقیقت دابة‌‌الارض و حشر پیش از روز رستاخیز، و از همه مهمتر و اساسى‌‌تر، نقش کنونى امام‌‌زمان، عجل‌‌الله تعالى فرجه‌‌الشریف، در سرنوشت جوامع بشرى و نسبت آن حضرت با کل جهان هستى و مفهوم حقیقى روایت متواتر یا دست کم مستفیضى که مرگ بى‌‌شناخت امام ،علیه‌‌السلام، را - ولو در عصر انفجار اطلاعات و پیچیده‌‌ترین فن‌‌آوریهاى عالم ارتباطات، از ماهواره و شبکه‌‌هاى اطلاع‌‌رسانى گرفته تا مطبوعات و منشورات مکتوب - مرگ در جاهلیت و ناآگاهانه و ناهشیارانه، بلکه نهفته در جهل مرکب مى‌‌داند، همچنین وظیفه شیعیان در عصر غیبت و نحوه ارتباط روحى آنان با امام زمانشان و نحوه تمهید ظهور آن حضرت ،علیه‌‌السلام، که جز به خواست و تلاش بخش وسیعى از مؤمنان میسر نخواهد شد، و به همین موازات مفهوم حقیقى و منطقى برخى آیات قرآنى، نظیرآیات آغازین جزء پانزدهم قرآن (آیات ابتدایى سوره مبارکه اسراء) که مصداق عینى آنها در این دنیا تا کنون رخ نداده است، و یا آیات مربوطبه‌‌عیساى مسیح، علیه‌‌السلام، و رجعت و فرود دوباره آن حضرت از ملکوت الهى به گاه قیام حضرت حجت ، علیه‌‌السلام، و در نهایت‌‌شرح و تفسیر ادعیه و زیارات رسیده درباره یا از ناحیه امام عصر، علیه‌‌السلام، که هر یک دریایى ژرف از مفاهیم بلند و آسمانى محسوب مى‌‌گردند و تمرکز در مباحث القا شده از سوى مترجمان آراء بیگانه، باعث نخواهد شد که این همه، از جانب بسیارى از کارشناسان دینى ما و به تبع آنان عموم مردم مسلمان و خصوصا نسل جوان ما مورد غفلت قرار گیرد؟

به هر تقدیر واقعیت این است که در حال حاضر برخورد ما با مساله مهم مهدویت، بیش از آنکه برخوردى همه‌‌جانبه، پژوهشگرانه و علمى باشد، برخوردى مقطعى، شاعرانه و غالبا از سر احساس و عاطفى است. تا به آنجا که این نکته مهم را که مجموعه زیارات، ادعیه و توقیعات شریف رسیده از ناحیه یا درباره امام مهدى ،علیه‌‌السلام، فى‌‌الواقع ماثوراتى صادره از سو یا در معرفى حجت‌‌حى زمانه و قطب عالم امکان در عصر معاصرند و به این ترتیب مجموعه‌‌اى از مهمترین آموزه‌‌هاى مورد نیاز امت‌‌شیعه را - از زمان آغاز امام آن بزرگوار تا به اکنون - عرضه مى‌‌دارند، بکلى از یا برده‌‌ایم. این همه در حالى است که ارزش علمى و عملى این قبیل ماثورات به اضافه آن دسته از آیات، زیارات و ادعیه پرمحتوایى که اهتمام به آنها از ناحیه حضرت ، علیه‌‌السلام، مورد اشاره قرار گرفته و پیوسته در تشرفات محبان آن حضرت در عصر غیبت، بر استدامت‌‌بر آنها تاکید گردیده است (از آن جمله دعاى آسمانى سمات یا زیارات جامعه و عاشورا) و نقش مفید و معتنابه آنها در ساختن بناى عقیدتى فقهى انسان مسلمان امروزین، نه فقط از بار علمى و اعتقادى و عبادى سخنان و سیره رسیده از سایر معصومان کمتر نیست، بلکه اولا با توجه به آنکه منشا صدور یا موضوع مورد بحث آنها، درباره حضرت حجت ،عجل‌‌الله تعالى فرجه‌‌الشریف، و فرهنگ عقیدتى و عملى لازم الاتباع از سوى امت آن حضرت، چه در زمان غیبت و چه در زمان ظهور است و در ثانى با التفات به این نکته مهم که محیط صدور آنها در محدوده خواص یاران ایشان محصور مى‌‌شده است تامل در آنها به عنوان مجموعه تعالیم و آموزه‌‌هاى حجت زمانه براى مردم از ضرورت بیشترى برخوردار مى‌‌گردد.

گذشته از این، باطن هر بحثى از مباحث فقهى، کلامى و فلسفى معاصر، به نحوى با امام‌‌زمان ، علیه‌‌السلام، و مباحث مربوط به غیبت و حضور و ظهور آن حضرت گره خورده است که مشکل مى‌‌توان از آن حضرت غفلت کرد، اما در عین حال حق مطلب را از لحاظ جامعیت آن ادا نمود. فى‌‌المثل آیا مى‌‌توان از معاد سخن گفت و امکان بازگشت مجدد ارواح به فعلیت رسیده مؤمنان را به ابدان ایشان - از جمله در همین دنیا - مورد بحث و بررسى قرار داد، لیکن از مساله مهم رجعت‌‌یعنى احیاء مجدد برخى رفتگان در زمان قیام قائم ،علیه‌‌السلام، و آیات وارد در این زمینه مانند آیه هشتاد و سوم سوره مبارکه نمل چشم پوشید؟! و یا مگر مى‌‌توان مساله شر (Problem Evil) را که از جمله مباحث مهم و مورد بحث اکثر فلاسفه معاصر دین و متکلمان معاصر مسیحى و مسلمان امثال «الوین پلسینجا» و علامه شهید استاد «مرتضى مطهرى‌‌» رضوان‌‌الله تعالى علیه، و «جى.ال.مکى‌‌» است، به بحث و بررسى نهاد و نقش عمل پیشینیان و اختیارات نیک و بد عالمیان را در پیدایش مصائب روزافزون وارد آمده بر عالم بشرى بازگو کرد، اما در همان حال از سلسله علل و معلولهایى که در راس آن کج‌‌اندیشى برخى از صحابه رسول خدا ،صلى‌‌الله علیه وآله وسلم، و در طول آن سلسله، مصائب ناگزیر پیش‌‌آمده در نتیجه غصب ولایت از خاندان عصمت و طهارت و به تبع آن غیبت قهرى و هزارساله مولانا و مقتدانا امام مهدى علیه‌‌الصلوة و السلام قرار دارند، چشم اغماض بر بست، و تاثیر آن شوراى کذایى را در سرنوشت آحاد مردمان جهان در عصر حاضر از یاد برد؟! که بى‌‌تردید اگر به وصایت رسول مکرم اسلام پشت نمى‌‌شد، و اگر بدعتها جاى سنت رسول ، صلى‌‌الله‌‌علیه و آله، را نمى‌‌گرفت، و اگر ولایت در جاى حق خود مستقر گردیده بود، امروزه تاریخ جهان به گونه‌‌اى دیگر رقم مى‌‌خورد. زبده آنکه مباحث مربوط به فقه حکومتى و اثبات مشروعیت الهى ولایت مطلقه فقیه و همچنین حدود اختیارات او و نحوه مشارکت مردم در این میان و یا حتى مباحثى چون نحوه اخذ، و منابع و مصارف وجوه و اموال حاصل از مالیاتهاى ثابت‌‌شرعى، به بررسى عالمانه امامت امام مهدى علیه‌‌السلام و نیابت آن حضرت منوط و مسبوق است. بنابراین على‌‌رغم غفلتى که برخى مى‌‌ورزند، چنانکه مى‌‌بینیم از پرداختن به مساله مهدویت - آن هم به صورتى آگاهانه و علمى - گریزى نیست و آنان که به شاخه‌‌هاى دیگر معارف علیه اسلام دل بسته‌‌اند نیز تنها هنگامى حق مطلب را چنانکه باید ادا خواهند کرد که از مهدویت مهدى ، علیه‌‌السلام، و از آموزه‌‌هاى بلند مربوط به آن حضرت ،علیه‌‌السلام، سخن بگویند.

به موازات آنچه گفته شد پرداختن به مساله مهدویت و تبیین علمى، همه جانبه و پژوهشگرانه اصول و متفرعات مربوط به آن، که در قالب غیرشیعى و غیراسلامى آن در چهره «مسیانیسم‌‌» یا عقیده به موعود آخرالزمان تجلى کرده است، در عدم مقهوریت در برابر تمدن غرب - به معناى اصطلاحى و نه جغرافیایى آن - و نقد کاستى‌‌ها و ارائه راه حل براى جبران آنها و یا دست کم ایجاد آرامش روحى و روانى براى محصورشدگان «بحران هویت‌‌»وعوارض‌‌ناشى‌‌از«ماشینیسم‌‌»، «مدرنیسم‌‌» و افزایش «اوقات فراغت‌‌» و همچنین در سلوک فردى و اجتماعى، از تاثیرى ژرفتر و ماندگارتر برخوردار است. و نگارنده - بى‌‌آنکه قصد دفاع از مکتبى خاص را داشته باشد - بر این نکته تاکید دارد که على‌‌رغم انکار پاره‌‌اى نواندیشان مدعى نقد اندیشه دینى - در جهان غرب نیز اندیشمندانى بسان «هایدگر» و پیروان مدرسه او، بمراتب از معتقدان به «جامعه باز پوپرى‌‌» و خوانندگان کتب پراگماتیستى نویسندگانى چون «ویلیام جیمس‌‌» و «جان دیویى‌‌» و همچنین از رهروان طریقت‌‌هاى گونه‌‌گونى چون رهبانیت‌‌شرقى، عرفان سرخپوستى امثال «دن خوان‌‌» و «کارلوس کاستاندا» و یا سلوک «سندرتایى‌‌» امثال «هرمان هسه‌‌» و هم حتى از پیروان طریقت‌‌هاى گوناگون پراتیکى چون «یوگا»، «مدى تیشن‌‌» و این اواخر طریقت «آلفا» که فى‌‌الواقع نوعى دل بستن به سرابند - از آرامش روحى و روانى افزونترى برخوردار بوده‌‌اند و در عین حال در نقد معضلات موجود جامعه بشرى و ارائه راه حل درباره آنها بمراتب توفیق بیشترى یافته‌‌اند. و این صد البته به مثابه تایید همه گفته‌‌ها و معتقدات ایشان نیست. و عجیب آنکه برخى اندیشه‌‌وران غربى چون فیلسوف و اسلام‌‌شناس مشهور معاصر مرحوم پروفسور «هانرى کربن‌‌» فرانسوى به صورتى آگاهانه و عالمانه و برخى چون «مارتین هایدگر» آلمانى و «برتراند راسل‌‌» انگلیسى به صورتى نادانسته و ناآگاهانه، به وضع موعود و سیماى نورانى منجى عالم بشریت چشم دوخته بوده‌‌اند، و در همان حال جمعى از ایرانیان مسلمان مدعى نقد اندیشه دینى و پلورالیستهاى طرفدار جامعه باز پوپرى و مروجان وطنى آراء و افکار فلاسفه معاصر دین اروپایى و آمریکایى و کانادایى، با آمیختن زواید فرهنگ قرون شانزده تا نوزده میلادى به گفته‌‌هاى محرف «مولاى رومى‌‌» و «ابوحامد غزالى‌‌»، به تمجید و توجیه وضع موجود زبان مى‌‌گشایند و هر روزى که مى‌‌گذرد با فرورفتن و غور نابایسته در زوایاى فرهنگ و تمدن انسان‌‌مدار و لذت محور و قدرت‌‌پرست غربى، از سنگ آسیاب عالم امکان و محور هستى در عصر حاضر، فاصله‌‌اى افزونتر مى‌‌گیرند و براستى این پرسش بجا و ضرورى است که ; اگر خود ره به بیراهه مى‌‌کشانید:

«لم تصدون عن سبیل‌‌الله من امن و تبغونها عوجا» (1)

از چه روى از راه خدا او را که ایمان آورده باز مى‌‌دارید و آن راه را کج مى‌‌خواهید؟!

در همین مقام و به تناسب بحث نقل سخنى را درباره «پروفسور کربن‌‌» تهى از لطف نمى‌‌دانم. مرحوم آیت‌‌الله شیخ «مرتضى حائرى‌‌» رضوان‌‌الله تعالى علیه در بخشى از بحث‌‌خود درباره «خلافت در قرآن‌‌» پس از اثبات انطباق خلیفه الهى بر انبیا و اوصیا الهى و از آن جمله امامنا المهدى عجل‌‌الله تعالى فرجه‌‌الشریف، مى‌‌فرمایند:

«از آقاى کربن استاد دانشگاه فرانسه [نقل شده که] در یکى از کنفرانس‌‌ها گفته‌‌اند: که ایشان مذهب شیعه را بر سایر ادیان و مذاهب ترجیح داده‌‌اند و آن را اختیار نموده‌‌اند، براى این که فقط مذهب شیعه است که اساس آن، بر ادامه فیض از جانب پروردگار است و این بر طبق عقل سلیم است. ایشان سالها بود با یکى از علماى شامخین قم یعنى مفسرالمیزان جناب آقاى حاج‌‌میرزا محمد حسین طباطبایى [مرحوم‌‌علامه‌‌طباطبایى(رحمة‌‌الله علیه)] مذاکراتى راجع به مذهب شیعه داشتند. ظاهرا دو ماه یک مرتبه از پاریس مى‌‌آمد و ایشان هم از قم به تهران مى‌‌رفتند و مذاکراتى در این باره مى‌‌نمودند و على‌‌الظاهر بعضى از مذاکراتشان به طبع رسیده است. [ر.ک به: «ظهور شیعه‌‌» و «شیعه‌‌»] آقاى طباطبایى نقل مى‌‌کردند که آقاى کربن مى‌‌گفتند: در موقع راز و نیاز با حق متعال دعاهاى منقول از امام زمان و خلیفة‌‌الرحمان را مى‌‌خوانم. على‌‌الظاهر آقاى کربن اولا اعتقاد به امام زمان پیدا کرده‌‌اند و از راه اعتقاد به وجود مقدس ایشان شیعه و مسلمان شده‌‌اند. (2) «ذلک فضل‌‌الله یؤتیه من یشاء والله ذوالفضل العظیم‌‌» (3)



پى‌نوشتها:


1. سوره آل عمران (3)،آیه 99.

2. (به نقل از فصلنامه قرآنى بینات، سال سوم، شماره 3، پاییز 1375،صص 22 - 21).

3. سوره حدید (57)،آیه 21 .

نشانه های یاران مهدی (ع )







« اینما تکونوا یات بکم الله جمیعا »1
هر جا باشید خداوند شما را حاضر می کند

در روایت متعددی که از ائمه اهل بیت (ع ) به ما رسیده این آیه به اصحاب مهدی (عج ) نیز تفسیر شده است .
در کتاب « روضه کافی » از امام باقر(ع ) می خوانیم که بعد از ذکر این جمله فرمود :
« یعنی اصحاب القائم , الثلاثماه والبضعه عشر رجلا , هم والله الامه المعدوده , قال یجتمعون والله فی ساعه واحده قزع کقزع الخریف » 2

منظور , امام قائم (ع ) که سیصد و سیزده نفرند , به خدا سوگند منظور از « امه معدوده » آنها هستند , به خدا سوگند در یک ساعت همگی جمع می شوند همچون پاره ای ابر پاییزی که بر اثر تندباد , جمع و متراکم می گردد.
از امام علی بن موسی الرضا(ع ) نقل شده است :
« و ذلک والله ان لوقام قائمنا یجمع الله الیه جمیع شیعتنا من جمیع البلدان » 3

به خدا سوگند هنگامی که مهدی (ع ) قیام کند , تمام پیروان ما را از تمام شهرها گرد او جمع می کند.
باید توجه داشت که این روایات در حقیقت اشاره به آن است که خدایی که قدرت دارد ذرات پراکنده انسانها را در قیامت از نقاط مختلف جهان جمع آوری کند , به آسانی می تواند یاران مهدی (عج ) را در یک روز و یک ساعت برای افروختن نخستین جرقه های قیام به منظور تاسیس حکومت عدل الهی و پایان دادن به ظلم و ستم جمع نماید . 4

« یا ایهاالذین امنوا من یرید منکم عن دینه فسوف یاتی الله بقوم یحبهم و یحبونه اذله علی المومنین اعزه علی الکافرین یجاهدون فی سبیل الله و لا یخافون لومه لائم ذلک فضل الله یوتیه من یشا والله واسع علیم . » 5

ای کسانی که ایمان آورده اید هر کس از شما از آیین خود بازگردد (به خدا زیانی نمی رساند) خداوند در آینده جمعیتی را می آورد که آنها را دوست دارد و آنها نیز او را دوست دارند , در برابر دوستان متواضع و در برابر کافران نیرومند هستند , آنها در راه خدا جهاد می کنند و از سرزنش کنندگان هراسی ندارند.
این فضل خداست که به هر کس بخواهد (و شایسته ببیند) می دهد و فضل خدا وسیع و خداوند دانا است .
علاوه بر اینکه طبق روایت زیادی که از طریق شیعه و سنی وارد شده این آیه در مورد علی (ع ) است , در روایات دیگری می خوانیم این آیه درباره یاران مهدی (ع ) نازل شده است که با تمام قدرت در برابر آنها که از آیین حق و عدالت مرتد شده اند می ایستند و جهان را پر از ایمان و عدل و داد می کنند . 6

پیامبر گرامی اسلام (ص ) فرموده است : این آیه درباره قائم (ع ) و یاران اوست که در راه خدا تلاش می کنند و از سرزنش هیچ ملامتگری ترس ندارند . 7
« فاستبقوا الخیرات , اینما تکونوا یات بکم الله جمیعا » 8
پس در عمل به خیرات سبقت جویید , که هر جا باشید خدا همه شما را می آورد.

همین است و فرمود : منظور از خیرات , ولایت و محبت اهل بیت (ع ) است , همچنانکه در جایی دیگر فرمود : « و لئن اخرنا عنهم العذاب الی امه معدوده :9 اگر عذاب را از ایشان تاخیر اندازیم , تا امت معدوده ... » که منظور از امت معدوده اصحاب قائم (ع ) هستند که در عرض یک ساعت همه یک جا جمع می شوند.

وقتی قائم (ع ) به سرزمین « بیدا » برسد , لشکر سفیان در برابرش صف آرایی می کند , پس خدای عزوجل زمین را دستور می دهد تا پاهای ایشان را در خود فرو برد و بگیرد و درباره همین مورد است که خدای عزوجل می فرماید :
« و لو تری اذ فزعوا فلا فوت و آخذوا من مکان قریب و قالوا آمنا به » 10 می گویند اینک ما به قائم آل محمد(ع ) ایمان آورده ایم , یعنی بین آنان و عذاب نشدنشان حائل ایجاد می شود . 11

« و لئن اخرنا عنهم العذاب الی امه معدوده لیقولن مایحسبه الا یوم یاتیهم لیس مصروفا عنهم و حاق بهم ما کانوا به یستهزون » 12

اگر مجازات را تا زمان محدود از آنها به تاخیر اندازیم (از روی استهزا) می گویند چه چیز مانع آن شد آگاه باشید آن روز که به سراغشان می آید هیچ چیز مانع آن نخواهد بود و آنچه را مسخره می کردند دامنشان را می گیرد.

در روایات متعددی که از طریق اهل بیت (ع ) به ما رسیده , امت معدوده به معنی نفرات کم , و اشاره به یاران مهدی (ع ) گرفته شده است , به این ترتیب معنی آیه نخستین چنین می شود : اگر ما مجازات این ستمگران و بدکاران را به قیام مهدی (ع ) و یارانش واگذار کنیم آنها می گویند چه چیز جلوی عذاب خدا را گرفته است ولی البته همانگونه که گفتیم معنی ظاهر این آیه این است که « امت معدوده » به معنی زمان معدود و معین است و اتفاقا در روایتی از امیرمومنان علی (ع ) در تفسیر آیه نقل شده « امت معدوده » همین اصطلاح « بطن آیه » بوده باشد که البته در این صورت بیان یک قانون کلی در مورد ستمگران است نه یک مساله مربوط به مشرکان و مجرمان زمان پیامبر(ص ) و می دانیم که قرآن آیاتش معانی مختلفی دارد , معنی نخستین و ظاهر آن ممکن است درباره یک مساله خاص یا گروه معین باشد اما معنی دوم آن یک معنی عام و مجرد از زمان و گروه معین .13

« الا ان اولیاالله لا خوف علیهم و لا هم یحزنون » 14
آگاه باشید اولیا (و دوستان ) خدا نه ترسی دارند و نه غمگین می شوند.

در کتاب « کمال الدین » از ابوبصیر از امام صادق (ع ) نقل شده که فرموده : « طوبی لشیعه قائمنا المنتظرین لظهوره فی غیبته و المطیعین له فی ظهوره اولئک اولیاالله الذین لا خوف علیهم و لا هم یحزنون » 15 خوشا به حال پیروان امام قائم (ع ) که در غیبتش (با خودسازی ) انتظار ظهورش را می کشند , و به هنگام ظهورش مطیع فرمان اویند , آنها اولیای خدا هستند همانها که نه ترسی دارند و نه غمی .

« فاذا جا وعده اولیها بعثنا علیکم عبادالنا اولی باس شدید فجاسوا خلال الدیار و کان وعدا مفعولا »16

هنگامی که نخستین وعده فرا رسد مردانی پیکارجو را بر شما می فرستیم (تا سخت شما را در هم کوبند حتی برای به دست آوردن مجرمان ) خانه ها را جستجو می کنند , و این وعده ای است قطعی .

در بعضی روایات , منظور از « عبادالنا الی باس شدید » حضرت مهدی (ع ) و یارانش می باشد. و در بعضی دیگر اشاره به جمعیتی گرفته شده است که قبل از مهدی (ع ) قیام می کنند .17

جعفر شیخ الاسلامی


پی نوشتها
1 ـ سوره بقره , آیه .148
2 ـ تفسیر نورالثقلین , جلد 1 , صفحه .139
3 ـ تفسیر مجمع البیان , ذیل آیه مورد بحث .
4 ـ تفسیر نمونه , جلد 1 , صفحه .503
5 ـ سوره مائده , آیه .54
6 ـ تفسیر المیزان , جلد 10 , صفحه .302
7 ـ تفسیر برهان , ج 1 , ص .479
8 ـ سوره بقره , آیه .148
9 ـ سوره هود , آیه .8
10 ـ سوره سبا , آیه 51 و .52
11 ـ تفسیر المیزان , جلد 32 , صفحه .308
12 ـ سوره هود , آیه .8
13 ـ تفسیر نمونه , جلد 9 , صفحه .32
14 ـ سوره یونس , آیه .62
15 ـ تفسیر نمونه ج 8 , صفحه 339 , به نقل از تفسیر نورالثقلین , جلد 2 , صفحه .309
16 ـ سوره اسرا , آیه .5
17 ـ نورالثقلین , جلد 3 , صفحه .138
از نشریه « جان جهان »

سیماى یاران حضرت مهدى(ع)

محمدتقى محمدى

 

صفحات تاریخ بشریت با همه نشیبها و فرازها، طلوعها و افولها، سراسر مشحون است از حوادث ریز و درشت که آفرینندگان آنها با دستهاى هم اندیشه و هم سو با خود، این صحنه ها را رقم زده اند. این دستان همفکر و هم جهت »یاران« نامیده مى شوند که با تمام وجود در تحقق اهداف و گرایشهاى خود تلاش مى کنند و موفقیت آنان مرهون جان فشانى، اخلاص و ایثار چنین یارانى است. مطابق معیارهاى تعقّل تاریخى، رمز موفقیت یا شکست این گونه افراد غالباً در توان و صلاحیت یا عدم توان یاران خود نهفته است. پیامبران و ائمه معصومین(ع) هم از این مسئله مستثنى نیستند و به وسیله یاران خفلّص، مرام و منظور خود را پیاده کرده و رسالت الهى شان را انجام داده اند. همان طورى که پیامبر(ص) با مساعدت مهاجرین و انصار هدف الهى خود را تحقق بخشید و حضرت على(ع) و فرزندان اطهارش هم با همدلى و همیارى یاران اندک خود در صدد اجراى منویات الهى خود بودند و در این میان رشادتها و ایثارها و جانفشانیهاى یاران حضرت سیدالشهداء(ع) جایگاه ویژه اى در تاریخ بشریت دارد. همچنین حضرت بقیةاللَّه الاعظم(ع) را در تحقق دولت کریمه، یارانى مساعدت خواهند کرد و با قلت عفدّه و عفدّه، جهان را زیر لواى آن حضرت خواهند آورد و بستر تحقق حکومت واحد جهانى را مهیا خواهند ساخت. در این نوشته قصد آن داریم که نگاهى هر چند گذرا بر سیماى یاران آن حضرت داشته باشیم.
در روایات متعددى که از ائمه معصومین(ع) وارد شده سیماى یاران حضرتش ترسیم شده است، که از میان آنها به مرفوعه فضیل بن یسار از امام صادق(ع) مى پردازیم:
خداوند را در طالقان گنجى است نه از جنس سیم و زر و پرچمى است که از هنگامى که فرو پیچیده شده برافراشته نشده است و مردانى که انگار دلهایشان پاره هاى آهن است. شک و دودلى در ذات خدا، آن را نیالوده و از سنگ با صلابت تر است. اگر برکوهها یورش برند آنها را از جاى برمى کنند و هیچ شهرى مقصد پرچمهاى آنان واقع نمى شود مگر آنکه ویرانش مى سازند. گو اینکه بر اسبانشان بازها پر گشوده اند، از راه تبرّک، دست بر زین امام برده و دور امام گرد مى آیند. در جنگها با جان خود از امام(ع) محافظت نموده و از پس هر آنچه امام(ع) از آنان مى خواهد، برمى آیند. مردانى که شب نمى آرمند و در نمازشان زنبورسان زمزمه دارند، شب را در قیام و قعود به سر مى آورند و صبح را بر پشت اسبانشان آغاز مى نمایند، در شب رهبانند و در روز شیران. از فرمانبرى کنیز، نسبت به آقایش، براى امام فرمانبردارترند.
بسان چراغهایى هستند. مثل اینکه دلهاشان چراغدان است. آنان از خشیت خدا ترسانند. شهادت را مى خواهند و آرزو مى کنند که در راه خدا کشته شوند، شعارشان »یا لثارات الحسین« است. وقتى به حرکت درمى آیند رعب و ترس [حاصل از هیبت و شکوه و انسجامشان] به مسافت راه یک ماه پیششان مى تازد. رهسپار کوى مولایند. خداوند با آنان امام حقّ را یارى مى نماید.1
در این روایت مرفوعه، خطوط برجسته سیماى یاران حضرت ولىّ عصر(ع) بیان شده است. خطوطى کاملاً همگرا با خطوط ترسیمى مولى الموحدین(ع) از سیماى فرهیختگان خود نگهدار و پرهیزکار. این خطوط نمایانگر بخش اعظمى از فضایل عالیه الهى انسان ملکوتى است که با دارا بودن آنها برازنده خلعت خلّت و نصرت آن حضرت مى گردد. خلعتى که از مجموعه خلقت، فقط تعداد اندکى به تشریف آن نایل مى شوند.
دم از تقرّب جانان زنند ناکس و کس
هماى را چه رسد همنشین شدن با خس
آرى باید آراسته به اوصاف پسندیده بود تا در سلک یاران او لیاقت اندک پیدا کرد و فیض دیدار او هم تنها از تحلّى و آراستگى به این نشانه ها و خصایص حاصل مى شود. باید غبار ناهمگونى و نامتجانسى را از راه فرو نشاند تا به طراوت دیدار، دیدگان نورانى ساخت.
جمال یار ندارد نقاب و پرده ولى
غبار ره بنشان تا نظر توانى کرد
به اختصار از منظر این روایت مرفوعه به بعضى از خطوط چهره نورانى یاوران آن امام همام(ع) نظر مى کنیم. باشد که در سرچشمه هاى جوشان این فضایل به طهارت دل بنشینیم و عنقاى لقاى او را فراچنگ آریم هر چند که:
عنقا شکار کس نشود دام باز چین
اینجا همیشه باد به دست است دام را

1. خلوص اعتقاد و شدّت توحیدگرایى:

»کأنّ قلوبهم زبرالحدید لایشوبها شکّ فى ذات اللَّه أشدّ من الحجر«
یاران حضرت حجت در اعتقاد خود چنان از درجه بالاى خلوص برخوردارند که لحظه اى شکّ و تردید در دل آنها سایه نمى گسترد و کنج قلبشان را به تسخیر نمى آورد، بلکه با سراسر وجود او را ادراک کرده و در همه حال خود را در حضور او مى یابند؛ چرا که اینان از نردبان »علم الیقین« به بام بلند »عین الیقین« رسیده و از آنجا به بال ریاضت و توفیق و تقرّب در فضاى بیکران »حق الیقین« به پرواز درآمده اند. پروانه صفت در حرارت کانون شمع وجود حقّ، جلّ و علا، پر و بال سوخته اند و ققنوس وار از خاکستر خود تولدى تازه یافته اند و خود روشن است که با این وصف قلمرو وجودشان از تنش تارهاى عنکبوتان شرک منزّه بوده و لمحه اى در هیچ یک از ابعاد، شرک نمى ورزند. از اشعه آفتاب توحیدشان هیچ زاویه مبهم و تاریکى بى بهره نمانده است، تا نامرئى ترین تارتنان شرک در آن توان تنش داشته باشند. آرى حصار قلب توحیدى اینان چنان پاره هاى آهن است که یغماگران شرک و کفر و بى مبالاتى در آن هیچ راهى ندارند.
یاران حضرت حجت در اعتقاد خود چنان از درجه بالاى خلوص برخوردارند که لحظه اى شکّ و تردید در دل آنها سایه نمى گسترد و کنج قلبشان را به تسخیر درنمى آورد، بلکه با سراسر وجود او را ادراک کرده و در همه حال خود را در حضور او مى یابند.

2. توانمندى و قدرت اراده:

»لو حملوا على الجبال لأزالوها«
یاوران حضرتش چنان قوى و با اراده و ذوفنون اند که اگر بر کوهها یورش برند از بن بر مى کنند. در راه پیشبرد اهداف و اغراض خود چنان صلب و سخت عزم اند که اگر کوهها از جا کنده شود، اینان خم به ابرو نمى آورند و چرا اینگونه نباشند که اهل تقوایند و »إنّ التقوى أعزّ عزّ؛ فیه نجاة کل هارب و درک کل طالب و ظفر کل غالب«2 و این اکسیر تقواست که زندگى قدرتمندانه را به ارمغان مى آورد که: »من اتّقى اللَّه عاش قویاً«3، البته بدیهى است که هیچ قدرتى بى فیض علم صورت تحقّق نمى بندد، پس یاران آن حضرت از لحاظ دانش همه در مرتبه والایند.

3. عشق والا به امام(ع) و متعلقات ایشان:

»یتمسّحون بسرج الإمام، علیه السلام، یطلبون بذلک البرکة«.
بسیارند تنگ نظرانى که بر اعتقاد تشیع نسبت به بزرگداشت لوازم وجودى ائمه معصومین(ع) و تقبیل مشاهد متبرکه خرده هاى شناعت مآب گرفته اند، حتى در اثر اینگونه القائات و جوّهاى مسموم، بر شیعیان ساده لوح هم صورت این خیال حاصل گشته که این کارها سلوک متوحّشان و کوران و ابلهان و به دور از آئین خرد است، تا آنجایى که گاه این کارها را به وادى شرک و کفر کشانده و بسیار مهملات بافته اند.
اما درک فلسفه این کارها و ژرفاى این عوالم نه تنها چنین تخیلاتى را واهى مى داند، بلکه حقانیت آنرا مسلم مى دارد:
گفت بوسم معجر لیلى از آن
بوى زلف خوب لیلى دارد آن
عشق مى ورزم به پاى افزار او
بهر آنکه هست پاى ابزار او
شانه اش بوسم گذارم بر دو چشم
تا زبویش نور گیرد هر دو چشم
آرى ژرفانگرى خاص مى طلبد تا فراتر از فضاى اندیشه منطق تراش بشر، علقه بین محبوب و متعلقات او را ادراک نموده و ساحت او را برتر از عرض حاجت خود شمرده و بر زینش بوسه زنند و دست ارادت بسایند، این شدت محبت و نهایت عمق اندیشى یاران حضرتش را مى رساند.
من خاکى که از این در نتوانم برخاست
از کجا بوسه زنم بر لب آن قصر بلند
هیچ روئى نشود آینه حجله بخت
مگر آنروى که مالند بر آن سم سمند

4. از خودگذشتگى و ایثار:

»یقونه بأنفسهم فى الحروب«7
یاران حضرت حجت(ع) با دل و جان از حضرتش پاسدارى مى کنند و پیشمرگ او مى شوند و جان را فداى آن جانان مى کنند، که جان تحفه ناقابلى است.
چو جان فداى لبت شد خیال مى بستم
که قطره اى ز زلالت به کام ما مى افتد
خیال زلف تو گفتا که جان وسیله مساز
کزین شکار فراوان به دام ما افتد

5. داشتن کفایت کافى و وافى:

»یکفونه ما یرید فیهم«
یاران حضرت مهدى کفایت فوق العاده جهت انجام وظایف محوله دارند؛ چرا که کفایت، مشروب از زلال علم است و یاران آن حضرت چون از مشرب تقواى بى بدیل و خالص سیراب شده اند، به اقتضاى »واتقوا اللَّه و یعلّمکم اللَّه«،4 دانش وسیع هر کارى را دارند و هر آنچه حضرت از آنها بطلبد به تمام وجود خواسته، اشراف کامل دارند و آن را به نحو احسن و اتم، انجام مى دهند و مراد حضرتش را کما هفوَ المَطلوب حاصل مى نمایند.

6. شب زنده دارى:

»رجال لاینامون اللّیل رهبان باللّیل«.
یاران حضرت مهدى(ع) شب را به قیام و قعود و عبادت و تهجد به سر مى آورند. رهبانان شب اند. در خلوت شبان به دور از انظار ریاطلبان، سجاده نیاز و نماز را مى گسترانند و اشک خونى را بدرقه امید وصال مى گردانند. به فرمایش على(ع): »أمّا اللّیل فصافون أقدامهم تالین لأجزاء القرآن یرتّلونه ترتیلاً و یحزنون به أنفسهم«.5 ناى غرّش شیران روز در خلوت شبانگاهان باز مى شود؛ چرا که اراذل بهایم در خواب غفلتند. مثل مار زخم خورده از شدت فراق بر خود مى پیچند و ناله هاى نیازمندانه شان میناى حیرت ملکوت را صد پاره مى کند. در شب، شیاطین شرک انگیز کمتر میدان دار معرکه اند و در حظیره قدس عبادت بین عابد و معبود، حجابهاى روزانه نیست.

7. شجاعت و دلاورى:

»لیوث بالنّهار«
یاران حضرتش که شب تا سحر را نغنوده اند، بر عکس شب زنده داران دنیوى روز را در خواب و غفلت نمى سپارند، بلکه شیران نهارند و پگاه را بر فراز سمندهاى تیز پاى خود پیشواز مى کنند و از هرگونه بطالت و اهمال و لهو و لعب بدورند. البته از فراز »و یصبحون على خیولهم« جهت و سوى کارها و تلاششان مشخص مى شود که اینان یاریگران اند و یاریگر باید هماره در فکر یارى و کارهایش در جهت آن باشد. در فرهنگ قویم اینها، تلاش پربار واژه اى است که ژرفناک ترین معانى را حمل مى کند. آرى مصداق بارز فرمایش مولاى متقیان اند که »و أمّا النهار فحلماء علماء أبرار و أتقیا«.6

8. عبادت خالصانه:

»لهم دوى فى صلاتهم کدوىّ النحل«
یاران آن حضرت شیفته عبادت اند و قرةالعین شان نماز است. زمزمه عاشقانه آنها در نماز ذوق شهد مصفّا را دارد. به خاطر خدا رو به قبله عشق مى آورند و از عبادت تجارت پیشگان و برده صفتان سخت احتراز مى جویند. بلکه او را به خاطر او، جلّ و علا، مى پرستند، (فتلک عبادة الأحرار) اینان محصول کمال را از سرزمین زرافشان سجاده درو مى کنند و از خمخانه آن، هر فضیلت دیگر را صبغه الهى مى زنند و صفاى اندرون را که لیاقت هم صحبتى و انس و یادگیرى حضرتش را ارزانى مى دارد، از میخانه سجاده حاصل مى کنند.
سر رشته جان به جام بگذار
کاین رشته از او نظام دارد

9. فرمانبرى و اطاعت محض:

»هم أطوع له من الأمة لسیّدها«
یاران امام زمان(ع) بر اطاعت بى چون و چراى مولاى خود کمر بسته اند و دل در رضاى او سپرده اند و هر آنچه او بخواهد آن را حق محض و محض حق شمرند. اینان ولایتمداران سر سپرده و بى همتایند که به هیچ رو از خط فرمان ولىّ خود سربر نمى تابند و سالک نستوه صراط قویم »أطیعوا اللَّه و أطیعوا الرسول و أولى الأمر منکم«7 هستند. تا آنجا که اگر دستور باشد در دل آتش مى روند و خطاب: »یا نار کونى بردأ و سلاماً«8 را به جان تجربه مى کنند.

10. روشنگرى و هدایت بخشى:

»کالمصابیح کأنّ قلوبهم القنادیل«
یاران مهدى(ع) چراغهاى روشن هدایت اند؛ چرا که سرچشمه هاى حکمت در اثر تقواى محض از سرزمین قلبشان بر زبانشان جارى است و سراسر وجودشان بارقه لطف ازل را نمایان ساخته و در ظلمت اندیشه هإ؛ از قندیل قلبشان پرتو افشانیها رخ داده و مهار خرد خردورزان را بر دست با کفایت خود گرفته و به سوى کعبه مقصود هدایت مى کنند.

11. خداترسى:

»و هم من خشیة اللَّه مشفقون«
یاوران آن حضرت از خشیّت حضرت حق چون بید بر خود مى لرزند؛ چرا که بصیرتشان کامل است و اعتقادشان خالص و شهودشان حق الیقین و در این مرتبه است که نیران صاعقه جلال و هیبت و قهّاریّت خرمن هستى را مى سوزاند و ترس بر وجود، سیطره مطلق مى یابد تا جایى که: »قد براهم الخوف برى القداح ینظر إلیهم الناظر فیحسبهم مرضى و ما بالقوم من مرض و یقول لقد خولطوا و لقد خالطهم أمر عظیم«9؛ به سوهان ترس چونان تیرهاى نازک تراشیده شده اند. تا جایى که نظاره گر، بیمارشان مى پندارد، در حالى که بیمارى ندارند و مى گوید: اینان دیوانه اند. در حالى که امرى عظیم از خود بى خودشان ساخته است.

12. آرزوى شهادت:

»یدعون بالشهادة و یتمنّون أن یقتلوا فى سبیل اللَّه«
یاران حضرت حجت(ع) مدام دست بر دعا از حضرت حق وصال شاهد شهادت را مى خواهند. شهادت به عنوان اعلى ترین و راقى ترین وسیله تقرب به مبدأ هستى هماره آرزوى قلبى انسانهاى موحد خالص است و یاران حضرتش هم با عنایت به فیض بى منتهاى »بل أحیاء عند ربّهم یرزقون«10 پر و بال در هواى شهادت مى گسترانند و دولت این غم را به دعا از خدا مى خواهند.

13. خونخواهى از حسین:

»شعارهم: یا لثارات الحسین«
از نشانه هاى دیگر یاران آن حضرت(ع) آن است که اهل شعار »یا لثارات الحسین« هستند. یعنى داعیان خونخواهان حسین(ع) و داعیه داران اخذ حق آن مظلوم تاریخ اند. قرار گرفتن راستین - نه ادّعایى - در جناح سیدالشهدا و اهتزاز لواى ولاى آن امام(ع) و اهتمام در اخذ خون آن بزرگوار حکایت از فرهنگى بس ناب دارد که ریشه در همه خصایص و فضایل عالى دارد، اینان کارگزاران حق اند و حسین(ع) کشته راه حق. نداى »ألا ترون أنّ الحقّ لایعمل به و أنّ الباطل لایتناهى عنه«11 آن مظلوم پژواک همت عالى یاران آن حضرت(ع) است تا طنین حکومت حق را در تمامت جهان آشناى گوشهاى همگان نمایند.

14. یارى امام حق:

»بهم ینصراللَّه إمام الحق«
رسیدن به منزلت واسطه گرى و نصرت قائم آل محمد(ع) برترین کمالها را مى طلبد و بایستى در بى بدیل ترین فراز کمال و عشق بود تا به این خلعت عالى مخلع گردید. بدین تشریف هر کسى را مشرف نمى گردانند، باید گوهرى پاک داشت و اهل حال بود و ریاضت کش کوى عشق که:
گوهر پاک بباید که شود قابل فیض
ورنه هر سنگ و گلى لؤلؤ و مرجان نشود
آرى همین خصیصه به تنهایى در ژرفاى لیاقت یاران آن حضرت کفایت مى کند که ورود در سلک ناصران مقتضى سنخیّت و تناسب است چرا که:
ز روى دوست دل دشمنان چه در یابد
چراغ مرده کجا شمع آفتاب کجا؟
چه نسبت است به رندى صلاح و تقوى را
ببین تفاوت ره از کجاست تا به کجا



پى نوشتها:

1 . محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج52، ص307 و 308: »له کنز بالطالقان ماهو بذهب، ولا فضة، و رایة لم تنشر منذ طویت، و رجال کأنَّ قلوبهم زبر الحدید لایشوبها شکّف فى ذات اللَّه أشدّ من الحجر، لو حملوا على الجبال لأزالوها، لا یقصدون برایاتهم بلدة إلاّ خرَّبوها، کأنَّ على خیولهم العقبان یتمسّحون بسرج الإمام،علیه السلام، یطلبون بذلک البرکة، و یحفّون به یقونه بأنفسهم فى الحروب، و یکفونه ما یرید فیهم.
رجال لاینامون اللّیل، لهم دوىّف فى صلاتهم کدوىّف النحل، یبیتون قیاماً على أطرافهم، و یصبحون على خیولهم، رهبان باللّیل لیوث بالنّهار، هم أطوع له من الأمة لسیّدها، کالمصابیح کأنَّ قلوبهم القنادیل، و هم من خشیةاللَّه مشفقون، یدعون بالشهادة، و یتمنّون أن یقتلوا فى سبیل اللَّه، شعارهم: یا لثارات الحسین، إذا ساروا یسیر الرّفعب أمامهم مسیرة شهر، یمشون إلى المولى إرسالا، بهم ینصراللَّه إمام الحقّف«.
2 . همان، ج77، ص374، از حضرت على(ع).
3 . همان، ج70، ص213، از حضرت على(ع).
4 . سوره بقره(2) آیه 282.
5 . سید علینقى فیض الاسلام، ترجمه و شرح نهج البلاغه، خطبه 184، ص612.
6 . همان، ص613.
7 . سوره نساء(4) آیه 59.
8 . سوره انبیاء(21) آیه 69.
9 . ترجمه و شرح نهج البلاغه، خطبه 184، ص613.
10. سوره ال عمران(3) آیه 169.
11. محمدباقر مجلسى، بحارالأنوار، ج44، ص381.