درانتظارمنجی

درانتظارباران نیست آنکه بذری نکاشته

درانتظارمنجی

درانتظارباران نیست آنکه بذری نکاشته

یاران حضرت مهدی(عج)

از دیگر صفت‌های یاوران مهدی (ع)، قلب قوی و پولادین آنهاست که از آنها در روایت‌های مختلف به پاره‌ای آهن یاد شده است: در زمان ظهور حضرت مهدی (ع) پرچم‌های سیاه از جانب شرق خواهد آمد که بر گرد آنها افرادی هستند با دل‌هایی همچون پاره‌های آهن سخت و محکم.


اشاره:
از مهم‌ترین شرایط ظهور امام عصر(ع) تربیت یاران جان بر کف و مجاهدی است که در کشاکش فتنه‌ها و حوادث ظهور به یاری امام بشتابند و فرماندهان سپاه حضرتش باشند. شناخت این یاران و ویژگی‌های شخصیتی‌شان موضوعی است که در مقالة حاضر، مورد توجه قرار گرفته است.

1. ایمان و اعتقاد یاوران مهدی (ع)

ایمان، از مهم‌ترین سرمایه‌های انسان خداجوست. پایداری، رشادت و فداکاری مؤمن ریشه در ایمان حقیقی وی دارد. یاران راستین مهدی از مؤمنانی هستند که ایمانشان آنها را به مرحله‌ای رسانده که هرگونه شک و شبهه‌ای را از دلشان زدوده است.1 همان کسانی که به نقل از روایت‌های بزرگان دین، ترنم روح‌بخش تلاوت قرآن و مناجات شبانه آنان، همچون صدای زنبوران عسل در هم می‌پیچید و از شب تا صبح به راز و نیاز با خدای خویش مشغولند.2 (آنان کسانی هستند که) خدا را با بصیرت درون شناخته‌اند و ایمان به خدا در اعماق جانشان نفوذ کرده است. در راه تقویت ایمان و اجرای دستورهای الهی از هیچ چیز هراس ندارند و از نکوهش هیچ سرزنش‌کننده‌ای بیم به دل راه نمی‌دهند. اینان مصداق این آیه قرآنی هستند که:

به زودی خداوند قومی را که آنها را دوست می‌دارد و آنها (نیز) او را دوست دارند و نسبت به مؤمنان فروتن و بر کافران سرافراز و مقتدرند، به نصرت اسلام برمی‌انگیزد.3

مؤمنان واقعی، کسانی هستند که تنها به خدا عشق می‌ورزند و جز به خشنودی او نمی‌اندیشند «یحبّهم و یحبّونه»، در برابر برادران دینی‌شان فروتن هستند «أذلّةً علی المؤمنین»، با کافران ستمگر و کج‌اندیش، سرسخت، خشن و در برابرشان سرافرازند «أعزّةً علی الکافرین»، برای بسط عدل و اجرای فرمان‌های الهی همواره در حال جهاد فی سبیل‌الله هستند «یجاهدون فی سبیل‌الله» و در جهت نابودی کافران و برچیدن بساط ستمگران، کوشا و از هیچ ملامتی پروا ندارند «و لا یخافون لومة لائمٍ»

همة این ویژگی‌ها در انسان مؤمن، از اعتقاد حقیقی او به خدا و ایمان به مقصد اصلی نشئت گرفته است. آنان به چنان شهامتی رسیده‌اند که از شکستن سنت‌‌های غلط و مخالفت و ایستادگی در مقابل باورهای نادرست محبط و هجوم افکار عوامانه و محافظه‌کاران منحرف هیچ‌گونه تردیدی به خود راه نمی‌دهند. آری بدست آوردن چنین موفقیتی افزون بر کوشش خود فرد، به سبب فضل خداوند است که به هر کس بخواهد و شایسته ببیند، عطا می‌کند «ذلک فضل‌الله یؤتیه من یشاء».


2. عبادت یاران مهدی (ع)

آنان پارسیان شب‌اند که تا بامدادان به ذکر و راز و نیاز و قیام و قعودند. آتش عشق به معشوق و معرفت به ذات باری تعالی، خواب را از دیدگان آنان ربوده است:

جز خم ابروی یارم، هیچ محرابی ندارم
جز غم هجران رویش من تب و تابی ندارم
گفتم اندر خواب بینم چهرة چون آفتابش
حسرت این خواب در دل ماند چون خوابی ندارم
سر نهم بر خاک کویش، جان دهم در یاد رویش
سر چه باشد، جان چه باشد، چیز نایابی ندارم4

مردانی که شب هنگام زمزمة تلاوت قرآن و ذکر  مناجاتشان، همچون صدای زنبوران عسل در هم بپیچد و هیبت الهی، آنان را به قیام وا دارد و بامدادان سوار بر مرکب‌ها شوند، آنان راهبان شب‌اند و شیران روز.5

این همه، حاصل ایمان نهفته در قلب آنان است و هر چه درجة ایمان آنها بالا رود، اینگونه اعمال نیز در زندگی‌شان فزونی خواهد یافت و هیچ مانعی بر سر راه آنان نخواهد ماند. جهاد و کوشش، نه تنها آنها را از عبادت و راز و نیاز به درگاه الهی باز نمی‌دارد، بلکه سبب می‌شود تا حلاوت ایمان را بیشتر بچشند و همة کارها و رفتارهای خود را جلوة الهی دهند که چه رنگی بهتر از رنگ الهی!

رنگ الهی و چه رنگی نیکوتر از رنگ الهی؛ و ما او را پرستش می‌کنیم. 6


3. یاران مهدی (ع) آمران به‌معروف و ناهیان از منکر

رسالت حضرت مهدی (ع) و یاران باوفایش، احیای دین خدا و اتمام رسالت انبیا و اولیا و اصلاح زمین از بدعت‌ها و ظلم‌هایی است که ظالمان و فاسدان بر زمینیان تحمیل کرده‌اند. منتظران حقیقی مهدی می‌خواهند نقاب تزویر را از چهرة مزوّران برکشند و رسالتشان را در برپایی قسط و عدل می‌دانند: «یملأ الأرض قسطاً و عدلاً کما ملئت ظلماً و جوراً.»7

سیرة رسول گرامی اسلام و امامان معصوم (ع) مبتنی بر امر به معروف و نهی از منکر بود و از بدو دوران کودکی تا واپسین لحظه‌های حیات، همواره بر آن اساس رفتار کرده‌اند.

یعقوب سراح خدمت امام صادق (ع) می‌رسد، درحالی‌که حضرت در کنار گهوارة فرزندش حضرت موسی‌بن‌جعفر ایستاده بود و با او سخن می‌گفت. یعقوب می‌گوید من نشستم تا امام از سخن گفتن با فرزندش فارغ شد، پس برخاستم. امام صادق (ع) به من فرمود: «نزدیک سرورت بیا و او را سلام گوی». من نزدیک گهواره رفتم و به کودک سلام کردم. امام موسی‌بن‌جعفر (ع) از درون گهواره با زبانی فصیح و گویا، سلام را پاسخ گفت و فرمود:

برو و آن نام را که دیروز بر دخترت نهاده‌ای، تغیر ده، زیرا آن اسم را خدا دشمن می‌دارد.
آنگاه امام صادق(ع) فرمود: «به دستور فرزندم عمل کن تا هدایت یابی». من نیز به دستور آن حضرت عمل کردم و نام دختر یک روزه‌ام را تغییر دادم.8

بنابراین، یکی از صفت‌های برجستة یاران حجّت، امر به معروف و نهی از منکر است. امام صادق (ع) در تفسیر آیة:
الّذین إن مکّنّاهم فی الأرض أقاموا الصّلوة و اتوالزّکوة و أمروا بالمعروف و نهوا عن المنکر و لله عاقبة الامور.

می‌فرماید: برای آل محمد (ع)، مهدی و اصحاب او، خداوند متعال مشارق  و مغارب زمین را به تصرف آنها درآورد و دین را آشکار سازد و خداوند متعال به وسیلة او و یارانش بدعت‌ها و باطل را از بین می‌برد، همچنانکه سفیهان، حق را بمیرانند تا جایی که اثری از ظلم دیده نشود و امر به معروف و نهی و از منکر خواهند کرد و عاقبت کارها به دست خداست.9


4. ولایت‌مداری اصحاب مهدی (ع)

امامت و رهبری، از ارکان دین اسلام و محور و اساس همة کارها، اعم از عبادی و غیرعبادی است. حضرت علی (ع) در این باره می‌فرماید:
و اوـ ابوبکرـ خوب می‌دانست من در گردش حکومت اسلامی، همچون محور سنگ‌های آسیابم ـ که بدون آن آسیاب نمی‌چرخد. 10

همة اعمال فردی و اجتماعی مردم باید تحت تأثیر امامت باشد. از این رو، ایمان به رهبری، زمینه‌ساز رستگاری مسلمانان است. مسلمانان صدر اسلام با ایمان و اطاعت از رهبری و پیامبر، در مدتی کم از حضیض ذلت به اوج عزت رسیدند، زیرا به فرمان خدا به آنچه پیامبر می‌فرمود، گردن می‌نهادند:

و ما آتاکم الرّسول فخذوه و ما نهاکم عنه فانتهوا.11
بعد از رسول خدا (ع)، پیروان آن حضرت همان عقیده و ایمان را به ائمه اطهار (ع) داشته‌اند و یاران حجت (ع) نیز بیش از همه به امام زمان (ع) ارادت دارند که این عشق و ایمان، از وجود آن حضرت سرچشمه می‌گیرد.
آنان برای تبرک، دست خویش را به زین اسب امام می‌کشند و بدین‌سان تبرک می‌جویند. 12

انسان خداجو به واسطة عشق به امام، سر از پا نمی‌شناسد، برای اطاعت و اجرای فرمان‌های او شب و روز او را نمی‌شناسد و در راه فرمان‌برداری او مطیع‌تر از یک کنیز نسبت به مولایش است و در هنگام بروز خطر، برای دفاع از وجود او جانش را فدا می‌کند.13

کیست کاشفتة آن زلف چلیپا نشود
دیده‌ای نیست که بیند تو و شیدا نشود
ناز کن ناز که دل‌ها همه در بند تواند
غمزه کن غمزه که دلبر چو تو پیدا نشود
سر به خاک سر کوی تو نهد جان از دست
جان چه باشد که فدای رخ زیبا نشود 14

این عشق و علاقه میان امام و یارانش، به حدّی به هم گره خورده است که «آنچه شخص امام بدان وصف شده است، آنان نیز به آن توصیف گشته‌اند. هنگامی که به طرف مکانی حرکت می‌کنند، ترس از آنان، پیشاپیش در دل مردمان می‌افتد. آنان از شمشیر خود در پیکار با دشمنان دین، دست باز نمی‌گیرند تا آنکه خدای تعالی راضی شود و این همه، به سبب آن است که یاران مهدی(ع)، شیعة کاملی برای مولای خود هستند و افعال و صفاتشان مطابق افعال و صفات امام است».15


5. شجاعت یاران مهدی (ع) و آرزوی شهادت

ترس، از خصلت‌های ناپسند یک انسان، برگرفته از ضعف ایمان، سستی یقین و ناتوانی نفس است. 16

شخصی که به رحمت الهی و پاداش روز جزا یقین ندارد، همواره در نوعی بیم و هراس بسر می‌برد. ترس از آن دارد که هر لحظه دفتر عمرش بسته شود و از این دیار کوچ کند، اما شخص باایمان در دنیایی پر از امید به سر می‌برد و در همه مشکلات تکیه‌گاهش خداست و یقین دارد که «و لله العزة و لرسوله و للمؤمنین»17

با چنین اعتقادی، دلیلی ندارد که فرد احساس ضعف و ترس کند، بلکه ترس را عار و ننگ و نقصی برای خود می‌داند و برای دوری از آن می‌کوشد:

از ترس بپرهیزید که مایه ننگ و نقصان است.18

یاران مهدی که قلبشان لبریز از عشق به خدا و یقین به روز جزا و یاری پروردگار است، از هیچکس هراسی به دل ندارند.

یکی از محک‌هایی که خداوند با آن افراد راستگو و باایمان را از افراد دروغگو جدا می‌سازد، تمنای مرگ است.19 هر مؤمن دل‌سوخته و عاشق کوی یار، قرب الی‌الله و هم‌نشینی با اولیا را دوست دارد و همواره در تمنای مرگ است.
آتش به جانم افکند شوق لقای دلدار
از دست رفت صبرم ای ناقه پای بردار20

امیرالمؤمنین(ع) در وصف متقیان می‌فرمایند:
اگر نبود اجلی که برای آنها نوشته شده است، برای لحظه‌ای ارواحشان در کالبد جانشان آرام نمی‌گرفت، از شوق رسیدن به ثواب و ترس از عذاب الهی. 21

اصحاب حجت (ع) که امام خویش را با معرفت دریافته‌اند، هستی‌شان را در وجود وی فانی می‌بینند و عاشق شهادت در راه او هستند:
همواره شهادت و کشته شدن در راه خدا را آرزو می‌کنند و شعار آنان «یا لثارات الحسین؛ بیایید به طلب خون حسین» است. 22

و زبان حالشان این است:
مرگ اگر مرد است گو نزد من آی
تا در آغوشش بگیرم تنگ تنگ
من ز او جانی ستانم پر بها
او ز من دلقی23 ستاند رنگ رنگ


دل‌های پولادین اما نورانی

از دیگر صفت‌های یاوران مهدی (ع)، قلب قوی و پولادین آنهاست که از آنها در روایت‌های مختلف به پاره‌ای آهن یاد شده است:
در زمان ظهور حضرت مهدی (ع) پرچم‌های سیاه از جانب شرق خواهد آمد که بر گرد آنها افرادی هستند با دل‌هایی همچون پاره‌های آهن سخت و محکم.24

در روایتی دیگر هم می‌خوانیم که قلب‌های آنها حتی سخت‌تر از پاره‌های آهن است:
دل‌های آنها ـ یاران مهدی (ع) ـ از پاره‌های فولاد محکم‌تر است.25

آری پنجرة قلب‌های آنها رو به آسمان معنا گشوده است و دل‌های خویش را به ریسمان الهی پیوند داده‌اند. آنان خانه‌های دل خود را با قندیل‌های ایمان روشن کرده‌اند.26

 اینان با پشتوانه‌‌ای بزرگ از ایمان واقعی به خدا و یقین به روز جزا و هدفی مقدس، همچون مشعل‌هایی فروزانند که دل‌های استوارشان بسان خدای خویش دل داده‌اند و تنها از او هراس دارند و قلبشان را به یاد او قوت بخشیده‌اند که « ألا بذکرالله تطمئنّ القلوب» 27.


قدرت جسمانی اصحاب مهدی (ع)

در بسیاری از روایت‌ها قدرت یاران مهدی(ع) را برابر با چهل مرد شمرده‌اند که این قدرت جسمانی آنها برگرفته از ایمان راسخ به خداوند، یقین به امامت و حقانیت هدف آنهاست. یاوران مهدی(ع) با چنین توانایی جسمی و روحیة عالی می‌توانند ظلم و جور را از صحنة گیتی براندازند.

با این اوصاف، آنها سدّی محکم، نیزه و شمشیری برنده و رکن رکینی هستند که حضرت لوط (ع) هنگام رویارویی با قوم کافر و منحرف خود، یارانی چون آنها را آرزو می‌کرد و می‌گفت:

ای کاش مرا قوتی و یا پناهگاهی امن و استوار می‌بود که از شرّ شما محفوظ می‌ماندم.
امام صادق (ع) در تبیین این گفتار فرمود:

این آرزویی است بر قدرت قائم، مهدی(ع) و استواری یارانش که همان ارکان محکم هستند. هر کدام از مردان و یاران مهدی(ع) دارای قدرت چهل مرد هستند. دل‌های آنها از پاره‌های فولاد محکم‌تر است. اگر بر کوه‌ها بگذرند، کوه‌ها در هم فرو می‌ریزند. دست از شمشیرهای خود برنمی‌گیرند تا آنکه خدای تعالی راضی شود.28

تشبیه قلب‌های آنان به پاره‌های آهن یا سنگ، برای تأکید بیشتر به استواری و شهامت آنان و نفی هر گونه ترس و وحشت از قلب‌ها و افکارشان است. بیان امام صادق (ع) به برابری نیروی هر یک با چهل مرد، به معنای محدود کردن این نیرو نیست، بلکه برای نشان دادن میزان بسیار بالای قدرت ایشان است و اشاره به اینکه هر کدام از توان و نیروی فراوانی برخوردارند.29


سید حسین اسحاقی

با یاران امام

جای تردید نیست که امام مهدی(ع) این رهبر الهی برای اجرای برنامه‏‌های نهضت جهانی خود علاوه بر دیگر اسباب و عوامل، نیاز به یارانی عاشق، متحد، باوفا، مؤمن، شجاع، فهیم و مخلص دارد؛ چرا که تجربه تاریخی نشان داده هیچ رهبر و مصلح اجتماعی بدون داشتن یارانی وفادار نتوانسته است اهداف خویش را محقّق سازد. در طول تاریخ، بسیار شاهد بوده‏ایم که رهبرانی شایسته و توانمند تنها به دلیل نداشتن یارانی همدل و همراه از حرکت اصلاحی خود باز ایستاده‏اند.
هر یک از یاران آن حضرت نیز قوة چهل مرد را دارا و از نظر صلابت همچون پاره‏‌های آهن هستند. اینها نشانگر آن است که حضرت جنگ سختی در پیش خواهند داشت و اگر کار‌ها با معجزه تمام می‏شد دیگر نیازی به یارانی با چنین قدرت جسمانی و صلابت و شجاعت نبود. در حالی که روایات به ما می‏فهمانند که کار حضرت حجت(ع) سخت‏تر از کار جدش رسول خدا(ص) خواهد بود؛ زیرا مردمی که در برابر پیامبر خدا ایستاده بودند افراد جاهلی بودند که سنگ و چوب و... می‏پرستیدند ولی جاهلانی که در مقابل امام عصر(ع) می‏ایستند کسانی هستند که قرآن به دست می‏گیرند و با تأویل کردن آیات قرآن و متمسّک قرار دادن آن با حضرت می‏جنگند1. لذا باید ایشان یاورانی باهوش داشته باشد که مانند یاوران حضرت امیر(ع) در جنگ صفین فریب مکر‌ها و حیله‏‌های دشمن را نخورند.
در اینجا ما به بعضی از خصال یاوران آن حضرت که از قرآن کریم و روایات معصومین(ع) رسیده، اشاره می‏کنیم. تا این عزیزان را بهتر بشناسیم و الگوی راه خود قرار دهیم و اوصاف و ویژگی‌های آنها را در راه خودسازی خویش به‏کار گیریم تا زمینه‏ساز حضور حضرتش شویم و از جمله اصحاب و یاران آن عزیز قرار گیریم. ان‏شاءالله
 
 1. یارانی بلند آوازه

از روایات به خوبی استفاده می‏شود که یاران امام مهدی(ع) افرادی شناخته شده، خوش‏نام و حسب و نسبشان کاملاً معلوم و صاحب مناصب اجتماعی، اشراف و قضات و حکّام‏اند:
 آنها از افراد نیک‏نژاد، قاضیان، فرمانروایان و فقهای در دین هستند.2
حتی بر روی سلاح آنها نام و نسب و اوصاف آنها نوشته شده است.3 چنان‌که مولای متقیان علی(ع) می‏فرمایند:
آنها در آسمان شناخته شده‏اند و در زمین [تا آمدن آن حضرت] ناشناخته می‏مانند.4
صادق آل محمد(ع) در تأویل و تفسیر آیة 148 سورة بقره می‏فرماید:
 این آیه که می‏فرماید: «در هر کجا باشید خداوند همة شما را حاضر می‏کند» دربارة ناپدید شوندگان از اصحاب قائم(ع) نازل گشته است. آنان شبانگا‌هان از بستر‌هایشان ناپدید می‏شوند و بامدادان در مکه خواهند بود و بعضی از آنها در روز بر ابر‌ها حرکت می‏کنند که نام آنها و نام پدرشان و خصوصیات و نسبشان معروف است.
راوی می‏گوید: عرض کردم: فدایت شوم، کدام یک ایمانشان قوی‏تر است؟ حضرت فرمودند: آنکه در روز بر ابر حرکت می‏کند.5
 
 2. پیشگامان در کار‌های خیر

یکی از اوصاف و ویژگی‌های «عباد الرحمن» اقدام در کار‌های خیر است. آنها نه تنها در کار‌های خیر وارد می‏شوند و از انجام کار‌های نیک بهره‏مند می‏گردند، از خداوند نیز می‏خواهند که آنها را امام و پیشوای نیک‏اندیشان و نیکوکاران قرار دهد. قرآن کریم ضمن شمارش دوازده صفت از اوصاف «عبادالرحمن» می‏فرماید: یکی از اوصاف آنها این است که از خداوند می‏خواهند آنها را از رهبران و پیشگامان راه خیر قرار دهد:
و ما را برای پرهیزکاران، پیشوا گردان6.
 از این‏رو یکی از اوصاف یاران حضرت مهدی(ع) سبقت گرفتن در کار‌های خیر است.
چنان‌که امام صادق(ع) در تفسیر آیة 148 سورة بقره که می‏فرماید:
 پس در کار‌های خیر بر یکدیگر پیشی گیرید. هر جا باشید، خداوند همة شما را حاضر می‏کند. می‏گویند:
 منظور از خیرات «ولایت» است و منظور از «یأت بکم الله جمیعاً»، 313 تن از یاران قائم(ع) هستند. به خدا سوگند! در یک لحظه همچون قطعات ابر پاییزی گرد شمع وجود حضرتش جمع می‏شوند. و به خدا قسم «امة معدودة» (ذکر شده در قرآن) آنها هستند.7
آری مصداق بارز و اتمّ خیرات، «ولایت» است؛ ولایت خدای متعال، ولایت رسول خدا(ص) و ائمة هدی(ع) که اصحاب حضرت با جان و دل آن را پذیرفته و تا آخرین قطرة خون در احیا و ترویج و دفاع از آن سر از پا نمی‏شناسند.

  3. دارای شخصیتی بی‏نظیر

شخصیت انسان ـ که برگرفته از مجموعة عوامل اعتقادی، اجتماعی، وراثتی و... است سبب می‏گردد تا هر فردی در درجة خاصی از مکانت اجتماعی و موقعیت دینی قرار گیرد و مجموعة رفتار‌های عملی انسان نیز از این شخصیت ریشه می‏گیرد.
لذا امیرمؤمنان(ع) در اشاره به شخصیت منحصر به فرد یاران حضرت مهدی(ع) می‏فرماید:
 آنان به مقامی رسیده‏اند که نه گذشتگان بر آنان پیشی گرفته‏اند و نه آیندگان به مقام والای آنان می‏رسند.8
برخی از آنان به مقامی می‏رسند که با ابر‌های آسمان از مکانی به مکان دیگر سیر می‏کنند.9 بعضی دیگر زمین بسان طوماری در زیر پایشان درهم پیچیده می‏شود (طیّ الأرض) و آنان مسافت طولانی را در مدتی کوتاه می‏پیمایند.
امام صادق(ع) نیز در مورد آنان می‏فرمایند:
یاران مهدی از نقاط مختلف زمین به سوی او حرکت می‏کنند و زمین زیر پای آنان درهم پیچیده می‏شود.10
 لازم به ذکر است ویژگی طیّ‌الارض در عاصف بن برخیا نیز وجود داشت که در کمتر از چشم بر هم زدنی تخت بلقیس را از کشور صبا به نزد سلیمان آورد.11
 
4. ذخیره‏‌های الهی

اصحاب حضرت حجت(ع) همچون امامشان ـ که « بقیةالله» و
« ذخیرةالله» است ـ از جمله افرادی هستند که خداوند وعدة عذاب حکّام جور و ستم و مشرکان و کفّار را به دست آنها داده و مقرر ساخته است که پایان حکومت جباران و شروع حکومت صالحان با دست توانای آنها و رهبری امام زمان(ع) واقع شود.
قرآن‏کریم از آنها تحت عنوان «أمّت معدوده» نام می‏برد. خداوند متعال در قرآن خطاب به کفّار منحرف می‏فرماید:
 اگر ما عذاب را تا [آمدن] «امت معدوده» از آنها به تأخیر بیندازیم می‏گویند: چه چیز آن را باز می‏دارد؟ آگاه باش! هنگامی که آن روز بیاید، عذاب از آنها برگردانده نمی‏شود، و آنچه را که مسخره می‏کردند آنها را فرو خواهد گرفت.12
از امام باقر و امام صادق(ع) روایت شده که آن دو بزرگوار در تفسیر این آیه فرمودند:
 «منظور از «امت معدوده» (امت شمرده شده)، همان اصحاب حضرت مهدی(ع) در آخرالزمان هستند که 313 نفر به تعداد اهل «بدر» هستند و همانگونه که پاره‏‌های ابر پاییزی به هم می‏پیوندند آنان نیز در آن واحد گرد می‏آیند.»13
و در روایت دیگر امام صادق(ع) می‏فرماید:
 منظور از «عذاب» خروج حضرت قائم(ع) است (که سبب عذاب کافران و مفسدان خواهد شد) و منظور از «امت معدوده» اصحاب اوست که به تعداد اهل بدر هستند.14
 
 6. ایمان یاوران مهدی(ع)

بنابر آنچه از قرآن کریم و روایات معصومین به ما رسیده، ایمان نیز مانند بسیاری از حقایق دیگر دارای رتبه و درجه است؛ لذا مؤمنان به نسبت علم و معرفت و یقینی که نسبت به حقیقت دین ـ به ‏ویژه ذات باری‏تعالی ـ پیدا می‏کنند دارای درجات مختلفی هستند (والمؤمنون والمؤمنات بعضهم أولیاء بعض)15 لذا هر چه پایة یقین فرد قوی‏تر باشد و کمتر شکّ و تردید در قلب او راه یابد دارای ایمانی قوی‏تر است و از رتبه و ارزشی والاتر برخوردار خواهد بود.
یاوران امام مهدی(ع) به درجه‏ای از ایمان رسیده‏اند که هیچ شکّی در دلشان راه نمی‏یابد:
  مردانی هستند فولاددل که همة وجودشان یقین به خداست و هیچ شکّی در دلشان راه نمی‏یابد، مردانی سخت‏تر از صخره‏‌ها... 16.
با معرفت، به خدا ایمان آورده‏اند، و ایمان به خدا در اعماق جانشان نفوذ کرده است. امام صادق(ع) در روایتی، ضمن بیان اوصاف آنان، شیعیان را به الگو گرفتن از آنان سفارش می‏کند:
 ...پس مبادا به راست و چپ روی آوری که به خدا سوگند امر روشن است. به خدا سوگند! اگر اهل آسمان و زمین همدست شوند که این امر را از جایگاهی که خداوند آن را قرار داده، جدا سازند نخواهند توانست و چنانچه همة مردمان کفر ورزند تا جایی که هیچ‏کس نماند، خداوند کسانی را خواهد آورد که شایستگان باشند. سپس فرمود: آیا نمی‏شنوی که خداوند می‏فرماید: «ای کسانی که ایمان آورده‏اید، هر کدام از شما که از دین روی گردانید، پس به زودی خداوند قومی را که آنها را دوست می‏دارد و آنها نیز خدا را دوست می‏دارند و با مؤمنان فروتن و با کافران سرسخت‏اند، به نصرت اسلام برمی‏انگیزد...»17 (تا آخر آیه را تلاوت فرمود) و در آیة دیگر فرمود: «پس اگر این قوم به آن کفر ورزند، همانا قومی را که هرگز به آن کافر نشوند، بر آن می‏گماریم.» سپس حضرت فرمود: «اهل این آیه، همان کسانی‏اند که در آیة قبل بودند.»
در آیه‏ای که امام صادق(ع) آن را تلاوت فرموده‏اند، اوصاف مؤمنانی که باید این رسالت بزرگ را انجام دهند، چنین بیان گردیده است:
1. آنها به خدا عشق می‏ورزند و جز به خشنودی او نمی‏اندیشند: «یحبّهم و یحبّونه»؛
2. در برابر برادران دینی‏شان خاضع و فروتن هستند:
« أذلّة علی المؤمنین»؛
3. برای بسط عدل و اجرای فرامین الهی همواره در راه جهاد فی‏سبیل‏الله هستند: «یجاهدون فی سبیل‏الله»؛
4. برای نابودی کافران و برچیدن بساط ستمگران، کوشا هستند و از هیچ ملامتی پروا ندارند: «ولا یخافون لومة لائم».
این صفات پسندیده که از اعتقاد به خدا و ایمان به مقصد نشأت گرفته، از آنها انسان‌هایی ساخته است که در شکستن سنت‌های نادرست ـ که اکثر مردم بدان‌ها پایبندند و مخالفان خود را به استهزا می‏گیرند ـ پروایی ندارند.
بسیاری را می‏شناسیم که صفات ممتازی دارند، امّا مقابل غوغای محیط و هجوم افکار عوام و اکثریت منحرف، بسیار محافظه‏کار و ترسو می‏گردند و در مقابل آنها میدان را خالی می‏کنند. در حالی که برای یک رهبر سازنده و افرادی که برای اجرای افکار او وارد میدان می‏شوند، قبل از هر چیز چنین شهامتی لازم است. عوام‏زدگی، محیط‌زدگی و مانند آن، که همه نقطة مقابل این امتیاز عالی روحی هستند، سدّ راه بیشتر اصلاحات محسوب می‏گردند. آری به دست آوردن این امتیازات و موقعیت‌ها در هر درجه که باشد، علاوه بر کوشش خود فرد، مرهون فضل خداوند است که به هر کس بخواهد و شایسته بیند عطا می‌کند.18
 
 7. برپا دارندگان نماز

دربارة اصحاب صاحب‏الامر(ع) می‏خوانیم:
 برخی از آنان شب را نخوابند و زمزمة نماز و مناجات شبانه‏شان همچون صدای زنبوران عسل فضا را آکنده سازد19.
آری، با یاد خدا و برپایی نماز، جان و دلشان را روشن نموده‏اند: « کأن ّّقلوبهم القنادیل»20 و چهرة ظاهریشان نمایانگر سیرت پاک درونیشان است:
 سجده‏‌ها در پیشانی آنها اثر گذارده است. آنان شیران روز و پارسایان شبند21.
و به فرمودة قرآن:
 نشانة آنها در صورتشان از اثر سجده، نمایان است22.
 
 8. پرداخت کنندگان زکات

زکات نیز، همچون نماز، نشانة بارز یک مسلمان واقعی است: « و یؤتون الزکاة»23. همچنان که یک مسلمان از اقامه نماز به رشد و کمال و معراج می‏رسد از طریق پرداخت زکات نیز به این مقامات می‏رسد: « خذ من أموالهم صدقه تطهرّهم و تزّکیهم بها»24؛ چرا که زکات، انسان را از بخل و دنیاپرستی و رذائل اخلاقی پاک می‏کند، و نهال نوع دوستی، سخاوت، رعایت حقوق دیگران به ‏ویژه فقرا، مستمندان و درماندگان را در نهاد او پرورش می‏دهد و با پرداخت زکات زمینة فساد را در جامعه از بین می‏برد. لذا امام صادق(ع) می‏فرماید:
 کسی که یک قیراط از زکات را نپردازد نه مؤمن است و نه مسلمان و نه ارزشی دارد.25
لذا یکی از اوصاف بارز اصحاب امام زمان(ع) که از برگزیدگان شاگردان مکتب وحی بوده و الگوی راستین رهپویان طریق انبیا و اولیا هستند، پرداخت زکات است. بنابراین بعد از استقرار حکومت عدل جهانی حضرت مهدی(ع) اوّلین اقدام آنها اقامة نماز و ادای زکات و احیای امر به معروف و نهی از منکر است.
چنانکه امام باقر(ع) در تفسیر آیة 41 سورة حج  که می‏فرماید:
کسانی که چون در زمین به آنان توانایی دهیم، نماز برپا می‌دارند و زکات می‌دهند و به کارهای پسندیده وا می‌دارند و از کارهای ناپسند باز می‌دارند و فرجام همة کارها از آنِ خداست.
 می‏گوید:
 این آیه دربارة آل محمد(ص) و حضرت مهدی(ع) و اصحاب او است. خداوند، شرق و غرب عالم را تحت سیطره آنها درمی‏آورد و دین را به وسیله آنها در جهان آشکار می‏سازد، و دیگر از ظلم و ستم و بدعت نشانی در روی زمین باقی نمی‏ماند.26
 
 9. امرکنندگان به معروف و پیکارکنندگان با منکر

امام باقر(ع) دربارة این واجب الهی می‏فرمایند:
 آن، طریقه و راه انبیا و سیره و روش نیکان است؛ فریضه‏ای که در زیر سایة آن دیگر واجبات به انجام می‏رسد، راه‌ها امن، و کسب و کار‌ها حلال می‏شود و حقوق افراد داده می‏شود و زمین آباد می‏شود و از دشمنان انتقام گرفته می‏شود و امور دین و دنیای مردم راست می‏گردد».27
رسالت حضرت مهدی(ع) و یاران او، احیای دین خدا و اتمام رسالت انبیا و اولیا و مبارزه با بدعت‌ها و پاک ساختن زمین از وجود ظالمان و فاسدان است و شاید همة این رسالت را در دو کلمه بتوان خلاصه کرد؛ اجرای قسط و عدل:
البته این رسالتی است که همواره بر دوش همة مؤمنان بوده و هست، امّا در وجود حضرت حجت(ع) و یارانش عینیت کامل می‏یابد.28
امام صادق(ع) در تفسیر آیة:
 همان کسانی که هرگاه در زمین به آنها قدرت بخشیدیم، نماز را برپا می‏دارند و زکات می‏دهند و امر به معروف و نهی از منکر می‏کنند، و پایان همة کار‌ها از آن خداست.29
 می‏فرماید:
 خداوند به وسیلة مهدی(ع) و اصحاب او، مشرق‌ها و مغرب‌های زمین را به تصرف درمی‏آورد، دین را آشکار می‏سازد، بدعت‌ها و باطل را از بین می‏برد، همچنان که سفیهان حق را میرانده بودند، تا جایی که اثری از ظلم دیده نشود. آنها امر به معروف و نهی از منکر خواهند نمود و عاقبت کار‌ها به دست خداست.30
 
 پی‏نوشت‌ها
:
 1 . بحرانی، هاشم، حلیةالأبرار، ج5، ص327.
2 . بحرانی، هاشم،  البر‌هان فی تفسیر القرآن، ج2، ص24.
3 . فیض کاشانی، نوادر الأخبار، تصحیح مهدی انصاری، ص269.
4 . قندوزی، ینابیع المودة، ص437.
5 . البر‌هان، ج2، ص22؛ صدوق، کمال‏الدین و تمام‏النعمة، ج2، ص672؛ حلیة الأبرار، ج5، ص312.
6 . سورة فرقان (25)، آیة 74، «و ما را برای پرهیزکاران پیشوا گردان».
7. البر‌هان، ج2، ص22.
8. معجم أحادیث الإمام المهدی، ج3، ص100.
9. حلیة الأبرار، ج5، ص312، ح6؛ المحجة، ص21.
10. معجم احادیث الإمام المهدی، ج3، ص29.
11.  سورة نمل (27) آیه 38ـ40.
12. سوره هود (11) آیة 8.
13. طبرسی، مجمع البیان، ج6، ص185؛ البر‌هان، ج5، ص105.
14. البر‌هان، ج5، ص103؛ نعمانی، کتاب‏الغیبة، ص241.
15. سورة توبه (9) آیة 71.
16. مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، ج52، ص308.
17. سورة مائده (5) آیه 54.
18. تفسیر نمونه، ج4، ص416.
 19. بحار الأنوار، ج52، ص308.
20. همان.
21. صافی گلپایگانی، لطف‌اله، منتخب‏الأثر، ص486.
22. سورة فتح (48) آیة 29.
23. سورة توبه (9) آیة 71.
24. همان، آیة 103.
25. وسائل الشیعه، ج6، ص20، ب4، ح9.
26. ینابیع المودة، ج3، ص244؛ البر‌هان، ج6، ص570.
27. وسائل الشیعه، ج11، ح6، ب1.
28. بحرانی، هاشم، غایة المرام، ج7، ص80؛ السیوطی، الحاوی للفتاوی، ج2، ص58.
29. سورة حج (22) آیة 41.
30. المحجّة، ص143.
 

صفات یاران حضرت مهدی(ع)

هر یک قوة چهل مرد را دارند
دل‌هایشان مانند پارة آهن یا پارة فولاد محکم می‌گردد
از شیر دلیرتر می‌شوند
از نیزه‌ کاری‌تر خواهند بود
شمشیر آن‌ها از آسمان می‌آید، در حالی که اسامی خود و پدراشان بر روی آن‌ها نوشته شده است
عاشق و مطیع امام(ع) هستند مانند اطاعت یک کنیز از مولایش
بر روی زمین که راه می‌روند زمین افتخار می‌کند و می‌گوید «مرّ بی صاحب القائم؛ یاور حضرت قائم(ع) از من عبور کرد.»
اگر بر کوه‌ها بگذرند، کوه‌ها در هم فرو ریزند
دست از شمشیرهای خود باز نمی‌گیرند تا آن که خدای تعالی راضی شود
پارسایان شب
شیران روز
اینان تنها از خدای متعال می‌ترسند
فریاد «لا إله إلّا الله» آنان بلند است
همواره آرزوی شهادت را دارند
بادهای مختلف آن‌ها را از مسیر حق جدا نمی‌کند
اکثر این 313 نفر جوانند
اکثر این 313 نفر عجمی هستند
شعار یاران حضرت مهدی(ع)، «یالثارات الحسین؛ بیاید به خون‌خواهی حسین» است.1

پی‌نوشت‌ها
:
1. خراسانی، محمد جواد، مهدی منتظر؛ معجم الاحادیث الامام المهدی ج1، ص393؛ مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج52، ص334 و 307؛ بلخی حنفی، سلیمان، ینابیع المودة، ص509

هدایای شیعیان





حضرت صاحب‌الامر(ع) با دست‌خط مبارک خویش برای نائب اول خویش ـ محمد بن عثمان عمری ـ مرقوم فرمودند: ... اما اموال شما را نمی‌پذیرم مگر برای این که شما پاکیزه شوید. پس هر که می‌خواهد صله کند و هر که می‌خواهد قطع نماید که آنچه خداوند به ما عطا نموده بهتر از آن چیزی است که به شما داده است.
 اشاره:
همواره در طول تاریخ رسم شیعیان بر این بوده که بخشی از اموال خود را یا به معصومین(ع) تقدیم نموده یا در مسیر مورد نظر ایشان صرف می‌کرده‌اند و این اموال غیر از خمس و حقوق واجبی است که بر عهده آن‌ها بوده است. اکنون که ما در دورة غیبت کبری به سر می‌بریم هم‌چنان بسیارند شیعیان و عاشقانی که بخشی از اموال خود را در راه ترویج وتبلیغ دین و هرآنچه به ولی زمان حضرت مهدی(ع) مربوط می‌شود؛ چه در قالب جلسات و حلقه‌های وصل و چه انتشارات و امثال آن هزینه می‌کنند. آنچه در این جا ارائه شده مطلبی دربارة همین عمل است.
وظیفة هر مؤمن منتظری است که بخشی از دارایی خود را برای امام زمانش(ع) هدیه کند و هر سال نسبت به این عمل مداومت نماید. در این عمل شریف، غنی و فقیر و مرد و زن یکسانند؛ جز این که ثروتمند به مقدار تواناییش تکلیف دارد و فقیر به مقدار استطاعت خود. چنان که خداوند متعال فرموده است:
لایکلّف الله نفساً إلّا وسعها.1
خداوند هیچ کس را جز به مقدار توانش تکلیف نمی‌کند.
و یا این که در آیة دیگری بیان نموده:
لایکلّف الله نفساً إلّا ما آتیها.2
خداوند هیچ کس را جز به آنچه توانایی داده تکلیف نمی‌کند.
در روایات، اهل بیت(ع) صرف مال در راه امام زمان(ع) از مستحبات مؤکدی است که از آن‌ به عنوان «فریضه» تعبیر شده است. برای نمونه از حضرت امام صادق(ع) نقل شده است که فرمودند:
هیچ چیز نزد خدا محبوب‌تر از اختصاص دادن درهم‌ها برای امام(ع) نیست. و به درستی که خداوند [یک] درهم را برای او [اهداکننده] در بهشت، مانند کوه احد می‌گرداند.
سپس آن حضرت(ع) فرمودند:
خداوند در کتابش فرموده است: «من ذا الذی یقرض الله قرضاً حسناً فیضاعفه له أضعافاً کثیرةً؛3 چه کسی است که به خداوند وامی نیکو دهد تا خدا [عوض] آن وام را چندین برابر، بسیار سازد.» به خدا سوگند که این در خصوص صلة امام است.4
هم‌چنین از ایشان نقل شده که فرمودند:
به درستی که خداوند،‌ آنچه را در اختیار مردم است، به دلیل نیاز به آن نخواسته بلکه هر حقی که خداوند دارد، از آن ولیّ اوست.5
از حضرت امام کاظم(ع) دربارة مفهوم آیة
من ذا الذی یقرض الله قرضاً حسناً فیضاعفه له و له أجرٌ کریمٌ؛6
کیست آن‌که به خداوند قرض نیکویی بدهد تا او آن را برایش چندین برابر سازد و به آن کس پاداشی گرامی عطا نماید.
فرمودند:
دربارة صلة امام نازل شده است.7
دربارة فضیلت این امر، روایت شده که یک درهم خرج کردن در راه حج، از یک میلیون درهم در غیر آن بالاتر است و یک درهم که به امام(ع) برسد،‌ مانند خرج کردن یک میلیون درهم در [راه] حج است.8
در روایات اهل بیت(ع) منظور از این آیة:
الذین یصلون ما أمر الله به أن یوصل؛9
کسانی که آنچه را خداوند به پیوستنش دستور داده، می‌پیوندند.
صلة امام در هر سال شمرده شده است کم باشد یا فراوان.
ائمة اطهار(ع) حکمت انجام این صلة مبارک را تزکیة شخص پرداخت‌کننده و تعالی بیان کرده اند و چنان‌چه شخصی گمان کند که امام(ع) به آنچه او می‌پردازد، نیاز دارد، به حیطة کفر وارد شده زیرا مردم نیازمند پذیرش صلة خویش از جانب امام(ع) هستند و نه بالعکس.10
نقل شده که امام صادق(ع) خطاب به شیعیان فرمودند:
صلة آل محمد(ص) را از اموالتان وامگذارید. هر کس غنی است، به مقدار مکنتش و هر کس فقیر است به مقدار فقرش. پس هر که می‌خواهد خداوند مهم‌ترین خواسته‌اش را برآورد، باید که آل محمد(ص) و شیعیانشان را به وسیلة آنچه از همه بیشتر به آن نیاز دارد، صله نماید.11
حضرت صاحب‌الامر(ع) با دست‌خط مبارک خویش برای نائب اول خویش ـ محمد بن عثمان عمری ـ مرقوم فرمودند:
... اما اموال شما را نمی‌پذیرم مگر برای این که شما پاکیزه شوید. پس هر که می‌خواهد صله کند و هر که می‌خواهد قطع نماید که آنچه خداوند به ما عطا نموده بهتر از آن چیزی است که به شما داده است.12

پی‌نوشت‌ها:

* با استفاده از: مکیال المکارم فی فوائد الدعاء للقائم(ع)، ج2، صص365ـ357.
1. سورة بقره (2)، آیة 286.
2. سورة طلاق (65)، آیة 7.
3. سورة بقره (2)، آیة 245.
4. کلینی، اصول کافی،‌ ج1، ص537.
5. همان.
6. سورة حدید (57)، آیة 11.
7. کلینی، همان،‌ج1، ص538.
8. کلینی، ‌فروع کافی، ج4، ص260، ح31.
9. سورة رعد (13)، آیة 21.
10. همان.
11. کلینی، فروع کافی، ج4، ص260، ح31.
12. طبرسی، الإحتجاج، ج2، ص281.

اصحاب حضرت مهدی(ع) برادران پیامبر(ص)

سخنرانی آیت‌الله العظمی وحید خراسانی

  درخصوص حضرت ولی عصر و صاحب الامر(ع) محرم غیب و امین اسرار خداوند متعال، به آنچه مورد رضایت خداوند است که در حق ایشان بیان شود، متوسل می‏شویم.

 بعضی از عباراتی که در شأن آن بزرگوار(ع) وارد شده، فهم و تصور اعماقشان دشوار است. مثل این فراز از دعای ندبه:
بنفسی أنت من عقید عزٍّ لایسامی.1
یعنی خدای متعال مقامی را به تو اعطا نموده که با آن مقام به قلة عزتی رسیده‏ای که هیچ کس را توان رسیدن به آن نیست، یا مقام هیچ کس نمی‏تواند با آن برابری کند.
درک این جمله، منوط به درک مفهوم امامت و درک این مطلب است که امام مهدی(ع) که امامت به او ختم می‏شود، کیست؟
 تمام عالم، منتظر وجود حضرت آدم و فرزندان او بود و سرّ آن در کلام خداوند متعال نهفته است که:
إنّى أعلم ما لاتعلمون.2
من چیزی را می‌دانم که شما نمی‌دانید.
و تمام بنی آدم منتظر نبوت و رسالت پیامبران بودند، زیرا رسالت پیامبران، تعلیم و تربیت بنی‏آدم و راهبری آنها تا رسیدن به نهایت کمالشان بود.
 و تمام پیامبران و رسولان و رسالت آنان، انتظار خاتم انبیاء(ص) بوده است؛ به دلیل اینکه تربیت انسان‌ها و رسیدن آنها به کمال فقط با رسالت آن بزرگوار محقق می‏شد و به ثمر می‏رسید.
 اما عجیب‏تر و بزرگ‌تر این است که خاتم پیامبران، خود به آمدن حضرت مهدی(ع)، خاتم امامان و تحقق دهندة اهداف رسالت، چشم دوخته بود.
 اگر این مسأله را بفهمی، خواهی فهمید ولی عصرو امام زمان، صلوات الله علیه، کیست.

امام زمان(ع) غیب مخصوص خداوند
 از امام صادق(ع) در مورد تفسیر این آیه سؤال شد:
الم٭ ذلک الکتاب لاریب فیه هدیً للمتّقین٭ الذین یؤمنون بالغیب و یقیمون الصلاة و مما رزقناهم ینفقون.3
الف، لام، میم. این است کتابی که در (حقانیت) آن، هیچ تردیدی نیست، (و) مایة هدایت تقواپیشگان است. آنان که به غیب ایمان می‌آورند، و نماز را برپا می‌دارند، و از آنچه به ایشان روزی نموده‌ایم انفاق می‌کنند.
آن حضرت(ع) در جواب فرمودند:
مراد از متقوّن، همان شیعیان حضرت علی(ع) هستند، و مراد از «غیب» همان حجت غائب(ع) است. و گواه آن فرمودة خداوند متعال است، که می‏فرماید:
و یقولون لولا أنزل علیه آیةٌ من ربّه فقل إنمّا الغیب لله فانتظروا إنّى معکم من‏المنتظرین.4و5
و [کافران] می‌گویند، چرا آیتی (نشانه‌ای) از پروردگارش، برای او نازل نمی‌شود؛ پس بگو همانا غیب مخصوص خداست، پس منتظر باشید که ما نیز از منتظران هستیم.
 در جایی که امام صادق(ع) اینگونه استدلال می‏کنند که نوابغ بشریت باید عقل خود را به کار بیندازند و در اعماق کلام آن حضرت به تفکر بنشینند، امام صادق(ع) در این مورد به کلام خداوند استدلال می‏کنند.:
و یقولون لولا أنزل...
 معنای این استدلال، این است که نزول آیه از سوی خداوند امری است قطعی و تحقق یافته، و خداوند به پیامبرش امر نموده است که منتظر آن باشد. و این، آیة مورد انتظار از غیب است و مختص به خداوند متعال؛
فقل إنّما الغیب لله.
بنابراین، به خاتم انبیاء، اولین شخصیت عالم وجود و عصارة خلقت و بعثت، امر شده است که مردم را به آیة غیب وعده دهد. آیه‏ای که به دست فرزند موعودش (ع) تحقق می‏یابد و به آنها بگوید:
إنّى معکم من المنتظرین.
 وجود عالم، از ابتدا تا انتها، در انتظار آمدن پیامبر خدا بود و او، خود، نیز در انتظار آمدن مهدی موعودش(ع). این است همان امام مهدی(عج) که تمامی آنچه دنیا آنرا از دست داده، در وجود او پیداست. او همان کسی است که تمام پیامبران از آدم تا خاتم، چشم به او دوخته‏اند.

یاران امام مهدی(ع)، برادران پیامبر
 این همان مقام بزرگ و منزلت عظیم است، که حدیثی معتبر، که هیچ شکی در سند آن نیست، برآن دلالت می‏کند؛ رسول خدا(ص)، خاتم الانبیاء و سید رسولان، منتظر نوادة خویش مهدی موعود(عج) است و دیدار اصحاب او را آرزو می‏کند و می‏فرماید:
چقدر دوست دارم برادران خود را ببینم.
و یا اینکه می‏فرمایند:
آه که چقدر مشتاق دیدن برادران خود هستم.
اصحاب به ایشان عرض کردند: آیا ما برادران شما نیستیم. فرمودند:
شما یاران من هستید، و برادرانم، کسانی هستند که هنوز نیامده‏اند.
اصحاب عرض کردند که: ای رسول خدا! چگونه آن دسته از امت خود را که هنوز نیامده‏اند، می‏شناسید؟ حضرت فرمودند:
اگر کسی در بین یک گله اسب، اسبی ممتاز و بی‏نظیر داشته باشد، آیا می‏تواند او را به راحتی بشناسد یا خیر؟
عرض کردند: بله، می‏تواند. سپس پیامبر(ص) فرمودند:
برادران من نیز در روز قیامت نوری دارند که آنها را از دیگران جدا می‏کند، و من پیش از آنها وارد حوض می‏شوم. و اما آگاه باشید که عده‏ای هم هستند که از کنار حوض من رانده می‏شوند، همچنان که شتر گمراه رانده می‏شود. آنها را خطاب می‏کنم: آیا شتاب نمی‏کنید، گفته می‏شود: آنها بعد از تو تغییر کردند و من می‏گویم: دور شوید، دور شوید.6

ماه رمضان، ماه امام زمان(ع) است

این، ماه رمضان است که به سوی شما می‏آید، ماه خداوند متعال، و ماه قرآن:
شهر رمضان الّذى أنزل فیه القرآن هدیً للنّاس و بینّاتٍ من الهدیٰ و الفرقان.7
ماه رمضان [همان ماه] است که در آن، قرآن فروفرستاده شده است، [کتابی] که مردم را راهبر، و [متضمن] دلایل آشکار هدایت، و [میزان] تشخیص حق از باطل است.
 ماه امام زمان(ع) است، که ملائکه در شب قدر، بر او نازل می‏شوند:
إنّا أنزلناه فی لیلة القدر٭ و ما أدریٰک ما لیلة القدر٭ لیلة القدر خیرٌ من ألف شهرٍ٭ تنزّل الملآئکة و الرّوح فیها بإذن ربهّم من کلّ أمرٍ.
ما آن [قرآن] را در شب قدر نازل کردیم. و از شب قدر، چه آگاهت کرد. شب قدر از هزار ماه ارجمندتر است. در آن [شب] فرشتگان، با روح، به فرمان پروردگارشان، برای هر کاری [که مقدر شده است] فرود می‌آیند.
 « الملائکة» دلالت بر جنس ملک و ملکوت دارد، و با آنها (ملائکه) «روح» نیز نازل می‏شود. روحی که در مقام و منزلت با تمام ملائکه برابری می‏کند. آری، آنها تمام امر را بر ولی امر نازل می‏کنند.
 در این ماه، اوقات خود را به امور بیهوده، سپری نکنید. بلکه اوقات خود را فقط در ذکر خدا بگذرانید. چرا که ماه، ماه خداست. همچنین وقت خود را با قرآن پر کنید، چرا که ماه، ماه قرآن است؛ و قسمت سوم وقت خود را نیز به امام زمان(ع) اختصاص دهید؛ در این ماه به گونه‏ای عمل کنید که اسم شما در دفتر او ثبت شود.

خادم امام زمان(ع) باشید
 خادم این و آن نباشید. آیا می‏خواهید خادم کسی باشید که با اندک قدرتی که به‌دست می‏آورد، خود و شخصیت و تعادل خود را فراموش می‏کند، بلکه خادم کسی باشید که خداوند به برکت وجود او، آسمان را از فرو افتادن بر زمین نگاه می‏دارد.
 قدر خودتان را بدانید و شخصیت والای خود را به قیمتی ارزان نفروشید. خود را به خدا بفروشید، به قرآن و، به صاحب الزمان(ع). انسان چگونه می‏تواند عاشق خدا شود، در حالی که عشق دیگری او را احاطه کرده است؟ یا چگونه می‏تواند عاشق صاحب الزمان(ع) شود، در حالی که عاشق کس دیگری، غیر از امام زمان(ع) است؟
 مزاج عشق بس مشکل پسند است
 قبول عشق بر طاق بلند است
 یعنی اینکه یکی از صفات عشق، تکبر آن است که در قبول عاشق حقیقی، بسیار سخت‏گیری می‏کند. هیچ‌گاه «عدم» را شریک «وجود» قرار ندهید و هیچ‌گاه معدوم را با موجود ترکیب نکنید.
 با وجود نور وارد تاریکی نشوید و خود را وقف امام زمان(ع) کنید. امام باقر(ع) به عبدالحمید واسطی فرمودند:
آیا فکر می‏کنی، کسی که خود را وقف خدای عزوجل کند، خداوند برای او هیچ گشایشی قرار نمی‏دهد؟البته. والله، خدا برای او فرج و گشایش قرار می‏دهد. خداوند رحمت کند بنده‏ای راکه خودش را وقف ما کند، خداوند رحمت کند بنده‏ای که امر ما را احیا نماید.
عبدالحمید می‏گوید، سؤال کردم: اگر قبل از درک حجت قائم(عج) بمیرم چه؟ فرمودند:
کسی که بگوید، اگر قائم آل محمد(ع) را درک می‏کردم، هر آینه، او را یاری می‏نمودم، مثل کسی است که در کنار او شمشیر می‏زند، بلکه مثل کسی  است که در رکاب ایشان به شهادت می‏رسد.3
اگر قدم به قدم، در این مسیر پیش بروید، شما از مخلصان هستید و نه مشرکان. به دو کلمه اکتفا کنید:
ـ حی و قیوم و منزهی که وجود عالم از اوست؛ و
ـ کسی که عالم وجود به خاطر اوست؛
که همان صاحب الزمان، ارواحناله الفداست. به غیر از این دو، چیز قابل ذکری وجود ندارد. اگر خودتان را وقف این دو نمایید، از مصادیق این حدیث شریف می‏شوید که از امام صادق(ع) نقل شده که ایشان فرمودند:
روزی رسول خدا(ص) در بین جمعی از اصحاب خود، دوبار فرمودند: «خدایا دیدار برادرانم را نصیبم کن.» اصحابی که دور حضرت بودند، گفتند: ای رسول خدا، آیا ما برادران شما نیستیم؟ حضرت فرمودند: خیر، شما یاران من هستید؛ و برادران من قومی هستند که در آخرالزمان به من ایمان می‏آورند در حالی که مرا ندیده‏اند. خدا اسامی آنها و پدران آنها را قبل از آنکه آنها را از صلب پدرانشان و رحم مادرانشان خارج نماید، به من آموخته است. آنها کسانی هستند که  پایداریشان بر دین خود، از راه روندة برخار مغیلان و از نگهدارندة آتش سوزان در دست بیشتر است. آنها در ظلمات، چراغ‌های هدایت‌اند و خداوند آنها را از هر فتنه‏ای در زمین پر از ظلمت نجات می‏دهد.10
این عبارت را پیامبر، دوبار فرموده‏اند، نه یک بار. این جمله، از کسی است که نفسش، نگاهش، کلامش با عالم وجود برابری می‏کند. اصحاب سؤال می‏کنند که آیا ما براداران شما نیستیم؟ می‏فرمایند: خیر، شما اصحاب من هستید و برادرانم غیر از شمایند.
 روح من فدای شما، ای صاحب‏الزمان(عج)، ای مرد خدایی! تو کیستی که شاگردان مکتب تو، کسانی که تو آنها را تربیت نموده‏ای، و خادمانی که شرف خدمت در حضور تو را دارند، به مقامی می‏رسند که برادران پیامبر به شمار می‏روند تا جایی‌که پیامبر آرزوی دیدار و گفت‌وگوی با آنان را دارد. چه سرّی در وجود تو نهفته است که از آن در وجودشان دمیده‏ای؛ ای غیب پنهان خداوند، و ای راز سربستة حق!
  این چه معدنی است، در وجود تو و این چگونه تربیتی است که آنها را دردینشان سرسخت‏تر از کسی قرار می‏دهد که در شب تار، تیغ‌های خار مغیلان دست او را می‏برند، اما او هیچ اعتنایی به آن نمی‏کند، یا سرسخت‏تر از کسی که آتش گداخته را در دست می‏گیرد و هیچ توجهی به سوختن دست خود ندارد؟ این چه درجه‏ای از ایمان است که سبب اشتیاق پیامبر به دیدار آنان شده است.
 آنها عصارة عالم خلقت و ثمر، درخت نبوت و امامت‌اند، کسانی که امام(ع) در غیبت خود، آنها را تربیت کرده است. کسانی که با صبر خود، امتحانات الهی را پشت سرگذاشته‌اند و به مقام برادری پیامبر نایل شده‌اند، که مقامی بس عظیم است و بعد از مقام معصومین(ع) قرار دارد. اگرچه این مقام آنها به درجة مقام اخوت امیرمؤمنان حضرت علی(ع) با پیامبر اکرم(ص) نمی‏رسد. آنها کسانی‏اند که با صبر خود و وقف خود برای خدا، و رسول او، و حجت او، به این مقام بلند دست یافته‏اند.

عصر غیبت، عصر آزمایش
 اینگونه است که عصر غیبت، عصر امتحان و آزمایش است. عصری است که در آن گوهرهای پنهان با انواع امتحانات الهی آشکار می‏شوند.
عبدالرحمان بن سیابه از امام صادق(ع) نقل کرد که ایشان فرمودند:
چگونه خواهد بود، حالتان وقتی که بی امام هادی و راهنما شوید؟ بعضی از بعضی دیگر تبرّی می‏جویند، در آن زمان است که از یکدیگر جدا شده، پالایش و غربال می‏شوید، و در آن هنگام «تمیّزون» (متمایز می‌شوید).
 و این، مرحلة نخست است که اشاره دارد به مرحله جدا شدن خبیث از طیّب.
 و مرحلة دوم، «تمحّصون» (پالایش می‌شوید)؛ مانند پالایش سنگ معدن، مثل طلایی که ذوب می‏کنند و سپس به آن موادی می‏افزایند تا ناخالصی‌هایش جدا شود.
 و مرحلة سوم، «تغربلون» (غربال می‌شوید)؛ مانند غربال کردن گندم، برای جداکردن گندم‌های تلخ و ضعیف که از غربال به پایین می‏افتند.
 در روایتی از شیخ طوسی است، که وقتی امام به این جا رسیدند، آن را سه بار مطرح کردند؛
لایکون فرجنا حتیّ تغربلوا ثمّ تغربلوا ثمّ تغربلوا، یقولها ثلاثاً، حتیّ یذهب الله تعالی الکدر ویبقی الصّفوّ.
فرج ما نخواهد رسید، مگر آنکه غربال شوید و غربال شوید و غربال شوید، تا جایی‌که خداوند متعال، آلودگان را از پاکان جدا نماید.
یعنی این غربال مؤمنان در نزدیکی زمان ظهور، سه بار اتفاق خواهد افتاد.11
و مرحلة غربال، سخت‏ترین این مراحل است.
 این همان راه و مسیری است که رسول خدا(ص) در امت خود انتظار آنرا دارد. و این همان تکامل است که خدای متعال با قوانین و سنت‏های خود در آزمایش امت‏ها، انبیا و امامان(ع) قرار داده است، تا درخت بشریت در سایة دولت عدل الهی به ثمر بنشیند. این از اسرار غیبت است که خدای متعال برای خاتم امامان، از عترت پیامبر(ص) تقدیر نموده است.
 این همان [امام] غایبی است که خداوند، او را مظهر غیب و شهادت خود قرار داده است. او در غیبت خود، مظهر غیب الغیوب است و وقتی که ظهور نماید، خداوند او را مظهر شهادت (احقاق کنندة هر حقی و باطل کنندة هر باطلی) قرار می‏دهد. این چه قدرتی است که خداوند به او عطا می‏کند، و به وسیلة او هر حقی را احقاق می‏کند، و هر باطلی را باطل می‏نماید.
 سلام خدا بر تو ای نهایت آرزوها؛
 المنتهیٰ إلیه مواریث الأنبیاء، ولدیه موجود آثار الأصفیاء، المؤتمن علی السّرّ، والولیّ للأمر.12
[کسی که] تمام مواریث پیامبران به او رسیده و آثار برگزیدگان نزد او می‌باشد؛ امین بر اسرار (الهی) و ولی امر (پروردگار).
فرازی از میراث‌های انبیاء را بخوانید تا خبرش را دریابید؛ و در آن باره خداوند می‏فرماید:
و إذ قال ربّک للملآئکة إنّى جاعلٌ فى الأرض خلیفةً قالوا أتجعل فیها من یفسد فیها و یسفک الدّما‏ء و نحن نسبّح بحمدک و نقدّس لک قال إنّى أعلم ما لاتعلمون٭ و علّم آدم الأسماء کلّها ثمّ عرضهم علی الملآئکة فقال أنبئونى بأسماء هؤلآء إن کنتم صادقین.13
و چون پروردگار تو به فرشتگان گفت: من در زمین، جانشینی خواهم گماشت، [فرشتگان] گفتند: آیا کسی را در آن می‌گماری که در آن فساد انگیزد و خون‌ها بریزد؟ و حال آنکه ما با ستایش تو، [تو را] تنزیه می‌کنیم و به تقدیست می‌پردازیم؛ فرمود: من چیزی می‌دانم که شما نمی‌دانید. و [خدا] همة [معانی] نام‌ها را به آدم آموخت، سپس آنها را برفرشتگان عرضه نمود و فرمود: اگر راست می‌گویید، از اسامی اینها به من خبر دهید.
 سپس این  امر به صحیفه‏های آدم و ادریس و نوح، پیراهن ابراهیم، عصای موسی، انگشتر سلیمان، کمال موسی و جلال و شکوه عیسی و صبر ایوب می‏رسد و ادامه می‏یابد تا به میراث حضرت محمد(ص) که همان قرآن منزل است، می‏رسد.
سلام بر تو ای حافظ اسرار پروردگار جهانیان، سلام بر تو یابن رسول الله، ما به تو ظلم کردیم؛ ما به شما اهل بیت(ع) ظلم کردیم، در حالی‌که هرچه ما داریم از شماست، به برکت وجود شما اهل بیت، خلایق روزی داده می‏شوند و به برکت وجود شما زمین و آسمان ثبات دارند. ما شعار خدمت به شما را سر دادیم، اما بیشتر از آنکه در خدمت شما باشیم، کمر به خدمت دیگران بستیم، بلکه ما به شما بی‏احترامی کردیم.
 اما کرم شما اهل بیت(ع)، حد و مرز ندارد، بابت گذشتة ما، عفو خود را شامل حالمان کنید و عنایت خود را شامل حالمان کنید تا خدا ما را برای خدمت به شما، در باقیماندة عمر قبول فرماید. ما امیدواریم که چشم عنایتی به ما بیفکنید، از آن نگاه‌هایی که دنیا را متحول می‏کند. تو همان کسی هستی که به‌وسیلة او:
 أشرقت الأرض بنور ربّها.14
و زمین به نور پروردگارش روشن گردد.
پس چه می‏شود اگر تاریکی‏های وجود ما را به روشنایی خود بزدایی؟ و تو همان کسی هستی که خدای عزوجل درباره‏اش فرموده است:
إعلموا أنّ الله یحیى الأرض بعد موتها.15
بدانید، همانا خداوند زمین را پس از مرگش، زنده می‌گرداند.
پس با آنچه خدای متعال به تو ارزانی داشته، قلب‌های ما را زنده کن.
 پروردگارا! بر خلیفه و حجت خود درود فرست، به اندازه‏ای که در حیطة علم توست، درودی بی‏پایان، تا تداوم ملک تو، و ما را از اعوان و انصار و شیعیان و پیروان او قرار بده.
 و آخر دعوانا أن الحمدلله ربّ العالمین.

 
پی‏نوشت‏ها:

٭ این سخنرانی در تاریخ 14 شعبان 1420 ق. ایراد شده است؛ متن عربی برگرفته از: الحقّ المبین فی معرفة المعصومین، علی کورانی
1. محدث قمی، مفاتیح الجنان، دعای ندبه.
2. سورة بقره(2)، آیة 30.
3. سورة بقره(2)، آیة 3ـ1.
4. سورة یونس(10)، آیة 20.
5. شیخ صدوق، کمال‌الدین و تمام النعمة، ج 2، ص 340؛ نیز تأویل الآیات، ج 1، ص 31.
6. صفار، بصائر الدرجات، ص 104 و در صحیح مسلم النیسابوری: ج1، ص150.
7. سورة بقره(2)، آیة 185.
8. سورة قدر(97)، آیة 4ـ1.
9. المحاسن البرقی: ج1، ص173.
10. صفار، همان، ص 104؛ عباس بن معروف از طریق نجاشی و او از طریق حماد بن عیسی، و او از کسانی است که و حمادبن عیسس از ابی الجارود، به توفیق شیخ مفید(ره) مورد وثوق است، و او نیز از ابوبصیر، نقل کرده‏اند.
11. الامامة و التبصرة، ص130؛ نیز: شیخ‌ طوسی، الغیبة، ص 339 ؛  قرب الأسناد، ص 369؛ کلینی،  اصول کافی، ج1، ص370 و ج8، ص67.
12. محدث قمی، همان، زیارت حضرت صاحب‌الأمر(ع).
13. سورة بقره(2)، آیة 30ـ31.
14. سورة زمر(39)، آیة 69.
15. سورة حدید(57)، آیة 17.