درانتظارمنجی

درانتظارباران نیست آنکه بذری نکاشته

درانتظارمنجی

درانتظارباران نیست آنکه بذری نکاشته

لشگرکشی جدید عربستان به بحرین

منابع عراقی از ورود دهها دستگاه خودرو حامل نظامیان گارد پادشاهی عربستان به بحرین برای مشارکت در سرکوب اعتراضات مسالمت آمیز مردم بحرین که همچنان ادامه دارد، پرده برداشتند.

به گزارش  مهر، منابع عراقی فاش کردند خودروهای نظامی حامل نظامیان سعودی وابسته به گارد ملی عربستان از طریق پل ارتباطی میان دو کشور وارد بحرین شدند.

این منابع خاطر نشان کردند اتوبوسهای حامل نظامیان به همراه نفربرهای نظامی صبح سه شنبه از عربستان وارد بحرین شدند.

به گفته این منابع، تعدادی نفربر که حامل نظامیان سعودی بودند به همراه چندین دستگاه اتوبوس حامل سربازان و نظامیان گارد پادشاهی رژیم عربستان از پل ارتباطی میان عربستان و بحرین عبور کردند و به بحرین رسیدند.

این منابع تصریح کردند ورود تجهیزات و نظامیان جدید از سوی عربستان به بحرین برای سرکوب تظاهرات و اعتراضات مسالمت آمیزی صورت می گیرد که مردم بحرین برای دستیابی به حقوق مشروع و ملی خود با وجود ادامه فضای ارعاب و سرکوب به آن ادامه می دهند.

خاطر نشان می شود اعتراضات مردم بحرین با وجود تشدید اقدامات سرکوبگرانه آل خلیفه و حمایت آل سعود و دیگر رژیمهای عربی از آنها همچنان ادامه دارد و در این زمینه طی چند هفته اخیر، چند شهروند بحرینی بر اثر استنشاق گازهای سمی و اصابت گلوله به شهادت رسیده اند، این اعتراضات مسالمت آمیز در حالی با بی رحمی هر چه تمام تر سرکوب می شود، که مدعیان دفاع از حقوق بشر با سکوت کامل در برابر آن، تمام فشارهای خود را بر نظام سوریه به سبب پایداری و مقاومت در برابر رژیم صهیونیستی متمرکز کرده اند.

رهبر انقلاب: در همان سطحی که به ما حمله شود به آنها حمله خواهیم

رهبر معظم انقلاب اسلامی در اولین روز از بهار پرطراوت و زیبای 1391، عصر امروز(سه شنبه) در اجتماع عظیم زائران و مجاوران حضرت ثامن الحجج علی بن موسی الرضا (ع) ضمن تبیین موفقیتهای گوناگون ملت ایران در سال نود در مقابل رجزخوانی های سیاسی، اقتصادی، نظامی و امنیتی دشمن، حراست غیرتمندانه از منابع نفتی ایران را علت خصومت زورگویان جهانی با نظام اسلامی خواندند و تأکید کردند: جمهوری اسلامی مانند شیر از حقوق ملت ایران دفاع می کند.رهبر انقلاب

بر اساس پایگاه اطلاع رسانی مقام معظم رهبری  متن کامل بیانات رهبری به شرح زیر است:


بسم‌اللّه‌الرّحمن‌الرّحیم‌

الحمدللّه  ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام على سیّدنا و نبیّنا ابى‌القاسم المصطفى محمّد و على ءاله‌ الأطیبین الأطهرین المنتجبین سیّما بقیّةاللّه فى الأرضین.

خداوند متعال را از اعماق دل سپاسگزارم که به ما فرصت و توفیق داد تا یک بار دیگر و یک سال دیگر در جوار بارگاه آسمانى حضرت اباالحسن علىّ‌بن‌موسى‌الرّضا (سلام اللّه علیه) با شما مردم عزیز، جوانان عزیز، چه مردم عزیز مشهد و مجاوران، چه زائران محترم، برادران و خواهران دیدار کنیم و روز آغازین سال را متبرک شویم به نشستن در زیر سایه‌ى حریم این بزرگوار و مرقد مبارک ایشان.

عید نوروز و حلول سال جدید را تبریک عرض میکنم و امیدوارم این سالى که در آن وارد شدیم، براى همه‌ى ملت ایران سال شادى، گشایش، دلخوشى، نشاط و فعالیت و توفیق در راه کسب معارف حقه و تقواى الهى بوده باشد.

در این دیدار، چند مطلب را با شما برادران و خواهران در میان میگذارم. مطلب اول، نگاه کوتاهى است به آنچه که در سال گذشته بر ما و ملت ما و کشور ما و در رابطه‌ى با ما در جهان و در منطقه گذشت. علت اینکه به مسائل سال 90 و عمدتاً به موفقیتهاى ملت ایران در این سال میپردازم، رجزخوانى‌هاى دشمنان و بدخواهان ما در مقابل ملت عزیز ماست. سران استکبار، تکیه‌دهندگان بر مسندهاى زر و زور و همچنین خرده‌ریزهاى اینها در منطقه‌ى خود ما، با همه‌ى توان - توان مالى‌شان، توان تبلیغاتى‌شان، توان سیاسى‌شان - سعى میکنند ملت ایران را مرعوب کنند، ملت ایران را مأیوس کنند. هر کسى تبلیغات سیاسى بدخواهان ملت ایران را دنبال کرده باشد، این را درمى‌یابد که تلاشهاى عملى، تلاشهاى اقتصادى، تلاشهاى سیاسى، تهدیدهاى امنیتى و نظامى، همه براى این است که این موجود فعال، زنده، پرنشاط و پرهمتِ توانا، یعنى ملت ایران را که در وسط میدان با شجاعتِ تمام ایستاده است و در حال حرکت به جلو است، از پیشروى باز بدارند، او را ناامید کنند، او را از حضور در این عرصه بترسانند. در حقیقت در مقابل شعار «ما میتوانیم» که امام بزرگوار این شعار را به ما تعلیم داد، انقلاب به ما جرأت داد که بگوئیم «میتوانیم»، میخواهند به ملت ایران بقبولانند که شما نمیتوانید؛ با همه‌ى توان در پى این هستند که این هدف را دنبال کنند. سال 90 اوج فعالیتهاى آنها بود. و من میخواهم بر روى این نکته تکیه کنم که على‌رغم آنها، به کورى چشم آنها، ملت ایران در سال 90 با حرکات خود، با پیشرفت خود، با تصمیم‌گیرى‌هاى خود، به همه‌ى دنیا، از جمله به دشمنان، باز هم به طور مکرر فهماند که «ما میتوانیم».

اگر بر روى نقاط مثبت و نقاط قوّت تکیه میکنم، براى این است که ثابت شود ملت ایران این توانائى‌ها را به کار برد و على‌رغم میل بدخواهان که میخواستند ثابت کنند ملت ایران نمیتواند، ملت ایران ثابت کرد که میتواند. از نقاط ضعف بى‌اطلاع نیستیم، نقاط ضعف هم داریم؛ اما در جمع‌بندى نهائى، نقاط قوّت بسیار بیشتر از نقاط ضعف است.

سال 90 را «سال جهاد اقتصادى» اعلام کردیم؛ لذا من از مسائل اقتصادى آغاز میکنم. تحرک اقتصادى مسئولین کشور با همراهى مثال‌زدنى و تحسین‌برانگیز مردم در طول سال 90 قابل ذکر است. از جمله‌ى آنچه که میتوان در این زمینه مطرح کرد، همین مسئله‌ى هدفمندى یارانه‌هاست. همه‌ى کارشناسان اقتصادى، چه در دولتهاى قبلى، چه در دولت کنونى متفق‌القولند که هدفمندى یارانه‌ها براى کشور یک نیاز و یک ضرورت است؛ همه این را اعتراف کرده‌اند. با وجود اینکه این معنا مورد اتفاق همه بوده است، اما این اقدام لازم به خاطر دشوارى‌هایش، به خاطر پیچیدگى‌هایش، بر زمین مانده بود. دولت و مجلس در سال 90، در شرائط تحریم، در شرائطى که دشوارى و پیچیدگى این کار بیشتر از همیشه است، همت کردند، اقدام کردند و مراحل مهمى از این کار را پیش بردند. کار تمام نشده است؛ اما آنچه که تاکنون مسئولان کشور - چه در دولت، چه در مجلس شوراى اسلامى - اقدام کرده‌اند و پشتیبانى و همدلى و همراهى ملت، آنها را قرین موفقیت کرده، بسیار مهم و قابل توجه است.

هدفهاى عمده‌ى این قانون، چند مطلب بسیار اساسى است که من اشاره میکنم. آحاد مردم عزیز ما اینها را شنیده‌اند، لیکن باید تأمل و تعمق کنند. این کار، کار بزرگى است؛ کار مهمى است. یکى از هدفهاى این قانون عبارت است از توزیع عادلانه‌ى یارانه‌هائى که نظام و دولت به مردم میدهد. من قبلاً در یک صحبتى شرح دادم که یارانه‌ها همیشه به صورت نامتعادل و غیر عادلانه در بین قشرهاى مختلف مردم تقسیم میشده است؛ طبیعت کار یارانه‌ى عمومى همین است. با هدفمندى یارانه‌ها، در واقع یک تعادلى، یک اجراى عدالتى در تقسیم و توزیع یارانه‌ها وجود پیدا کرده است. و من خبرهاى موثقى از سراسر کشور دارم که حاکى از آن است که این کار در بهبود زندگى طبقات ضعیف نقش مؤثر داشته است. این یکى از هدفهاست، که مهمترین هدف و مقصد از این قانون هم همین است.

یک هدف دیگر، اصلاح ساختار تولید و اصلاح ساختار اقتصاد کشور است. چرخه‌ى تولید در کشور، چرخه‌ى معیوبى بوده است. آنچه را که ما در مجموعه‌ى تولیدى کشور به دست مى‌آوردیم، با مصرف بیشتر، هزینه‌ى بیشتر و دستاورد و بازدهِ کمتر بوده است. طبق تشخیص کارشناسان اقتصادى - که همه بر آن اتفاق نظر دارند - هدفمندى یارانه‌ها میتواند این را اصلاح کند؛ حالت پرمصرف و کم‌بازده را از تولید کشور بستاند و مصرف و بازده را در تولید متعادل کند.

یک هدف دیگر، مدیریت مصرف حاملهاى انرژى است. ما چون یک کشور نفت‌خیز بودیم، از اول عادت کردیم بنزین را، گاز را، گازوئیل را، نفت سفید را بدون ملاحظه مصرف کنیم. مصرف ما از مصرف بسیارى از کشورها - شاید به یک معنا از همه‌ى کشورها - بیشتر و بى‌رویّه‌تر بوده است. این هدفمندى یارانه‌ها، کشور را به صرفه‌جوئى در مصرف حاملهاى انرژى میکشاند. آمارهائى که منتشر شده است و آمارهاى مورد قبول است، به ما نشان میدهد که تا همین امروز اگر قانون هدفمندى یارانه‌ها اجرا نمیشد، مصرف بنزین در کشور تقریباً دو برابر مصرفى بود که امروز انجام میگیرد. وقتى که تولید داخلى بنزین به قدر مصرف نیست، ما مجبوریم چه کار کنیم؟ باید بنزین را وارد کنیم؛ یعنى دست ملت ایران زیر کارد بدخواهان و دشمنان باشد. با این کار، صرفه‌جوئى شد. امروز مصرف بنزین در کشور، تقریباً به قدر تولید داخلى است؛ احتیاج به واردات بنزین نداریم؛ این براى کشور یک امتیاز بزرگ است. این کار در سال 90 انجام شد؛ در همان وقتى که دشمنان ما، ما را تحریم کردند؛ براى اینکه ملت را به زانو دربیاورند؛ اما جوانان ملت همت کردند، با این کارها توانستند نقشه و توطئه‌ى دشمن را خنثى کنند.

یک عرصه‌ى مهم اقتصادى دیگر که در سال 90 با همت این ملت انجام گرفته است، عرصه‌ى علم و فناورى است. علم و فناورى یکى از پایه‌هاى اقتدار اقتصادى یک ملت است. یک ملت با داشتن دانش پیشرفته، فناورى پیشرفته، هم به ثروت میرسد، هم به استغناى سیاسى میرسد، هم آبرومند میشود، هم دستش قوى میشود. به خاطر کلیدى بودن مسئله‌ى پیشرفت علم و فناورى، من نسبت به این مسئله حساسم. از راه‌هاى مختلف، کانالهاى مختلف، گزارشهاى متفاوتى را تقریباً به طور مستمر دریافت میکنم و میتوانم به شما قاطعانه عرض کنم که سطح پیشرفتهاى کشور بسیار بیشتر از آن چیزى است که تاکنون به اطلاع مردم رسیده است.

بر اساس گزارش مراکز علمى معتبر دنیا - این گزارش مربوط به مراکز علمى خود ما نیست - سریع‌ترین رشد علمى جهان، امروز در ایران دارد انجام میگیرد. در سال 90 که تقریباً برابر بود با سال 2011 میلادى، گزارش مراکز علمى معتبر این است که در سال 2011 - که سه ماه پیش این سال تمام شد - ملت ایران نسبت به سال قبل، یعنى سال 2010 میلادى، رشد علمى و پیشرفت علمى‌اش بیست درصد افزایش داشته است. معناى اینها چیست؟ در شرائطى که دشمنان ملت ایران بر روى سقوط ملت ایران شرطبندى میکردند و میگفتند ما تحریمهاى فلج‌کننده را براى ملت ایران در نظر گرفتیم، ملت ایران اینجورى عمل کرده است.

گزارش میدهند - این هم باز گزارش مراکز علمى معتبر دنیاست - که در منطقه، ایران در رتبه‌ى اول سطح علمى، و در کل جهان در رتبه‌ى هفدهم است. این گزارش کسانى است که اگر بتوانند گزارش خلاف علیه ما بدهند، امتناع نمیکنند؛ این را اینجور اعتراف میکنند. سال 90 ما در زیست‌فناورى پیشرفت کردیم، در نانوفناورى پیشرفت کردیم، در هوافضا پیشرفت کردیم - که ماهواره‌ى نوید پرتاب شد - در صنعت هسته‌اى پیشرفت کردیم، که غنى‌سازى بیست درصد محصول سال 90 است. این غنى‌سازى بیست درصد، همان چیزى است که در سال 89 آمریکائى‌ها و دیگران براى تولید آن شرط گذاشتند. ما میباید براى مرکز اتمىِ آزمایشگاهى تهران که مال رادیوداروهاست، اورانیوم غنى‌شده‌ى بیست درصد تهیه میکردیم؛ چون سوخت بیست درصدمان تمام شده بود. آنها براى این کار شرط گذاشتند و گفتند باید اورانیومى را که تولید کرده‌اید، خارج بفرستید؛ اما ما قبول نکردیم. آمریکائى‌ها دولت برزیل و دولت ترکیه را واسطه کردند که با ما صحبت کنند، میانه را بگیرند؛ چیزى مورد توافق به وجود بیاید. ما قبول کردیم. مسئولین ترکیه، مسئولین برزیل به اینجا آمدند و با رئیس جمهور ما نشستند بحث کردند، صحبت کردند و یک نوشته‌اى را امضاء کردند. بعد که این توافقنامه امضاء شد، آمریکائى‌ها زدند زیر قولشان! آنها نمیخواستند این قرارداد امضاء بشود؛ میخواستند امتیاز زیادى بگیرند، زورگوئى کنند، باج بگیرند. به خاطر بدقولى‌اى که آمریکائى‌ها کردند، دولت برزیل و دولت ترکیه پیش ما شرمنده شدند. ماجراى این بیست درصد این است.

با وجود این‌همه مشکلات، این‌همه مانع‌تراشى‌ها، جوانان ما گفتند خودمان درست میکنیم. در سال 90 اورانیوم غنى‌شده‌ى بیست درصد را اینها براى سایت هسته‌اى تهران تولید کردند و آن را به دنیا اعلام کردند؛ دشمنان ما ماندند متحیر! با اینکه میدانند مرکز هسته‌اى تهران مخصوص رادیوداروهاست - یعنى براى نیاز بیمارستانها و آزمایشگاه‌هاى ما در سرتاسر کشور است و هزاران بیمار به این رادیوداروها احتیاج دارند - درعین‌حال نمیدادند، نمیفروختند، شرط میگذاشتند، باجگیرى میکردند. جوانان ما خودشان آن را تهیه کردند. کار پیچیده‌اى هم بود، کار سختى هم بود، اما از عهده برآمدند و انواع و اقسام رادیوداروها الان در همین مرکز تهران با سوخت داخلى تولید میشود. این مال سال 90 است.

در سال 90، در همین صنعت هسته‌اى، تولید صفحه‌ى سوخت را در کشور انجام دادند؛ که اگر من بخواهم آن را هم شرح بدهم، طولانى میشود. اجمالاً، آن وقتى که صحبت تبادل اورانیوم تولید داخل بود، میگفتند اورانیوم سه و نیم درصد را به روسیه بدهید، روسیه 20 درصد کند؛ او بدهد به فرانسه، فرانسه صفحه‌ى سوخت درست کند، بدهد به شما؛ یعنى هفت خان رستم! دانشمندان ما، جوانان ما گفتند ما خودمان این صفحه‌ى سوخت را درست میکنیم؛ همت کردند، درست کردند، گزارش دادند، نشان دادند. این مال سال 90 است.

افزایش شش برابرى داروهاى نوترکیب، افزایش صادرات کالا و خدمات دانش‌بنیان؛ اینها همه مربوط به سال 90 است. اینها بخشى از دستاوردهاى «سال جهاد اقتصادى» است. اینها پیشرفت علمى است، پیشرفت فناورى است، نشان دهنده‌ى اقتدار علمى کشور است، اما داراى تأثیر مستقیم اقتصادى براى کشور است. جهاد اقتصادى یعنى این.

من در پایان سال 90 - در همین هفته‌ى گذشته - بازدیدى داشتم از پژوهشگاه صنعت نفت. انسان در آنجا چیزهائى را مشاهده میکند که نظائر آن را در بعضى از بازدیدهاى دیگر، در پژوهشگاه‌هاى گوناگون علمى کشور مى‌بیند و به این نتیجه میرسد که اینها استثناء نیست؛ قاعده است. این پدیده‌هاى مهم که یک روزى ملت ما در خواب هم این پیشرفتها را نمیدید، تحقق پیدا کرده و به شکل قاعده درآمده است.

من چند تا از این خصوصیات و پدیده‌هائى را که در آنجا مشاهده کردم، به شما عرض میکنم. در درجه‌ى اول، روحیه و فکر جهادىِ حاکم بر مجموعه بود. آن مجموعه‌ى دانشمندان با روحیه‌ى جهادى کار میکردند؛ مثل اینکه دارند جهاد میکنند، مثل اینکه در جبهه‌ى جهاد فى‌سبیل‌اللّه‌اند. فرق میکند اینکه کسى براى پول، براى مقام، براى شهرت یا فقط براى خود علم کار کند؛ یا نه، به عنوان جهاد فى‌سبیل‌اللّه کار کند، در راه خدا تلاش کند. این روحیه، حاکم بر این مجموعه و مجموعه‌هاى علمى ماست؛ این خیلى ارزش دارد.

خصوصیت دوم این بود که من دیدم این دانشمندان ما این تحریمهائى را که بر ملت ما تحمیل کرده‌اند، فرصت میدانند. در خلال این بازدید مفصلِ طولانى‌اى که داشتیم، چند نفر به من گفتند الحمدللَّه که ما را تحریم کردند! ما به خودمان آمدیم، به خودمان پرداختیم، از درون جوشیدیم. این روحیه‌ى احساس فرصت بودن تحریم دشمنان، خیلى باارزش است. لذا ساخت داخلى را جدى گرفتند، به جوانها میدان دادند، به ابتکارات و خلاقیتها میدان دادند و همین طور مرتب کار دارد پیش میرود؛ مثل چشمه‌ى جوشانى دارد کار میجوشد.

خصوصیت سومى که من در اینها دیدم، اعتماد به نفس بالاست. بعضى از بخشهاى صنعت نفت هست که صرفاً در انحصار سه چهار تا کشور در دنیاست؛ اجازه نمیدهند کس دیگرى در حریم این صنایع و فناورى‌ها وارد شود. کشور ما هم در طول این سالهاى طولانى، در زمینه‌ى اینگونه کارهاى پیچیده و مهم، همیشه از آنها خواسته، از آنها گرفته، به آنها پول پرداخته. من دیدم اینها همت گماشته‌اند و میگویند ما میتوانیم، خودمان میکنیم، خودمان میسازیم. این اعتماد به نفس براى یک ملت، براى دانشمندان یک ملت، براى جوانان یک ملت، خیلى باارزش است.

خصوصیت دیگر، جوانگرائى است. کار دست جوانهاست، سررشته‌ى امور دست جوانهاست. جوان مرکز نوآورى است، مرکز خلاقیت و ابتکار است.

خصوصیت دیگر، ارتباط صنعت با دانشگاه است؛ که این از آرزوهاى دیرینه‌ى بنده است. همیشه به مسئولان گوناگونِ بخشهاى مرتبط دولتهاى گذشته سفارش میکردم که سعى کنید بین صنعت و دانشگاه ارتباط برقرار کنید. خوشبختانه در اینجا دیدم که این ارتباط برقرار شده است. البته این باید عمومیت پیدا کند و همه‌ى صنایع ما با دانشگاه‌ها مرتبط شوند، به دانشگاه‌ها متصل شوند؛ هم دانش ما رشد میکند، هم صنعت ما رشد میکند. این خصوصیات را من در آنجا دیدم، اما اینها مخصوص این مرکز علمى و فناورى نفت نیست؛ این را در بازدیدهاى دیگر هم مشاهده کردم. این نشان‌دهنده‌ى این است که در کشور قاعده بر این جارى است؛ حرکت، چنین حرکتى است.

این، بخش اقتصادى در سال 90 بود؛ سالى که از اول تا آخر آن، عربده‌ى دشمنان و بدخواهان ملت ایران بلند بود؛ گاهى تهدید کردند، گاهى فشار سیاسى آوردند، گاهى تحریم کردند. عوامل دولت آمریکا امروز در سراسر دنیا دارند تلاش میکنند براى اینکه بتوانند تحریمها را عملى کنند، به خیال اینکه به ملت ایران ضربه بزنند و بین ملت ایران و نظام اسلامى جدائى ایجاد کنند.

در سال 90 دستاوردهاى بزرگ دیگرى هم بوده است؛ از جمله دیپلماسى فعال سال 90 در مسائل منطقه. برگزارى اجلاس بیدارى اسلامى، اجلاس فلسطین، اجلاس خلع سلاح، اجلاس جهان بدون تروریسم، اجلاس جوانان بیدارى اسلامى، فعالیتهائى بود که در تهران انجام گرفت؛ نظام جمهورى اسلامى شد مرکز توجه دنیاى اسلام که امروز بیدار شده است.

در زمینه‌ى خدمات اقتصادى، ده‌ها هزار خانه و مسکن ساخته شد و در اختیار مردم قرار گرفت. این آمارها، آمارهاى بزرگى است؛ آمارهاى مهمى است. مسکن روستائى ساخته شد، جاده‌ها ساخته شد، بزرگراه‌ها و آزادراه‌ها ساخته شد. اینها طلیعه‌ى دهه‌ى پیشرفت و عدالت است. ما گفتیم این دهه، «دهه‌ى پیشرفت و عدالت» خواهد بود؛ این طلیعه‌اش است. ما سه سال از این دهه را گذراندیم. در مقابل با این دشمنان، در مقابل با این بدخواهان عنود و خبیث، این ملت فعال و پرنشاط توانسته است این پیشرفتها را به وجود بیاورد.

یک قلم بزرگ از حرکتهاى تحسین‌برانگیز ملت ایران در سال 90، همین انتخابات دوازدهم اسفند بود. البته همین جا بگویم انتخابات هنوز تمام نشده است؛ در مرحله‌ى دوم انتخابات هم مردم ما بایستى ان‌شاءاللّه همین شکوه و زیبائى را نشان بدهند. این انتخابات خیلى اهمیت داشت. من به شما عرض کنم، قبلاً هم گفتم؛ حدود شش ماه اینها همه‌ى تلاش خودشان را گذاشتند تا مردم را نسبت به انتخابات دلسرد کنند. گاهى گفتند در انتخابات تقلب میشود؛ گاهى گفتند مردم اگر به انتخابات نیایند، دشمنىِ دشمن کم میشود؛ انواع و اقسام تبلیغات را کردند براى جدا کردن مردم از مراکز رأى و صندوقهاى رأى. گاهى با ترور دانشمندان ما - که در ظرف کمتر از شش ماه، سه ترور را انجام دادند - قصد داشتند مردم را بترسانند، مردم را دلسرد و ناامید کنند. در یک چنین فضائى، این انتخابات انجام گرفت؛ اما با یک چنین مشارکتى! این مشارکتِ بالاتر از 64 درصد، خیلى رقم مهمى است. من به شما عرض بکنم؛ از متوسط انتخاباتهاى مجالس دنیا، این رقم بالاتر است. در آمریکا متوسط رقم مشارکت در انتخابات کنگره، 35 درصد است. در ده سال گذشته مشارکت مردم آمریکا در انتخابات کنگره‌شان و مجلس ملى و مجلس سناشان به 40 درصد نرسیده. خب، این را مقایسه کنید با ملت ایران - این نشاط را، این حضور را، این اظهار وجود را - آنگاه اهمیت مطلب معلوم میشود. اینها میخواستند با این فشارها، با این جوّ روانى، با این تهدیدها، با این ترورها، روز دوازده اسفند را روز سرخوردگى ملت ایران و نظام جمهورى اسلامى قرار بدهند؛ اما به عکس خواسته‌ى آنها، به کورى چشم آنها، این روز شد روز سربلندى نظام اسلامى و ملت ایران. این انتخابات مثل یک رسانه‌ى صادق و پرقدرت عمل کرد. خبرهاى ایران را تحریف میکنند، حوادث دروغین را از داخل ایران مخابره میکنند، خبرهاى راست را مکتوم نگه میدارند، اما این انتخابات را نمیتوانند انکار کنند؛ واقع شده است، جلوى چشم همه است. این انتخابات به مثابه‌ى یک رسانه‌ى بزرگ و قدرتمند توانست ملت ایران و نظام اسلامى را به دنیا نشان بدهد.

خب، این رویدادهاى سال 90 بود؛ سالى که اینقدر دشمنان سرمایه‌گذارى کردند تا در این سال به ملت ایران و نظام اسلامى ضربه وارد کنند. اینها بخشى از دستاوردهاى سال 90 است.  چرا این دشمنى‌ها را میکنند؟ من این نکته را عرض بکنم؛ بهانه‌ى دشمنى در اوقات مختلف متفاوت است. از وقتى مسئله‌ى هسته‌اى مطرح شده است، بهانه‌ى دشمنى‌ها مسئله‌ى هسته‌اى است. البته میدانند و اعتراف هم میکنند که ایران دنبال سلاح هسته‌اى نیست. واقع قضیه هم همین است. ما به دلائل خودمان، به‌هیچ‌وجه دنبال سلاح هسته‌اى نیستیم؛ نه تولید کردیم و نه تولید خواهیم کرد؛ این را میدانند، اما یک بهانه است. یک روز این مسئله بهانه است، یک روز حقوق بشر بهانه است، یک روز فلان مسئله‌ى داخلى بهانه است؛ اما همه‌ى اینها بهانه است. مسئله‌ى اصلى چیست؟ مسئله‌ى اصلى، حراست مقتدرانه‌ى نظام اسلامى از ثروت عظیم نفت و گاز در این کشور است. امروز و فردا - مثل دیروز - اقتدار اقتصادى و سیاسى و به تبع آن، اقتدار علمى و نظامى، متوقف است به انرژى، به نفت. تا ده‌ها سال دیگر، دنیا محتاج نفت و گاز است؛ این یک مطلبِ مسلّم است. استکبار و قدرتهاى استکبارى میدانند که رگ حیاتشان به نفت و گاز وابسته است. آن روز که نتوانند این نفت ارزان را به دست بیاورند، آن روز که مجبور باشند براى تهیه‌ى نفت و گاز امتیاز بدهند و از زورگوئى دست بردارند، آن روز براى آنها مصیبت‌بار است.

از طرف دیگر، کشورهاى غربى از لحاظ منابع نفتى دچار مشکل شده‌اند و روزبه‌روز مشکل آنها بیشتر خواهد شد. منابع نفتى کشورهاى اروپائى و به طور کلى کشورهاى غربى، بعضى چهار سال دیگر تمام خواهد شد، بعضى شش سال دیگر تمام خواهد شد، بعضى نُه سال دیگر تمام خواهد شد؛ لذا مجبورند از منابعِ غیر خودشان استفاده کنند. کشور آمریکا که امروز حدود سى و چند میلیارد بشکه نفت ذخیره دارد، طبق محاسباتى که کارشناسان کشورمان کرده‌اند - که آمارشان متکى به آمار خود آمریکائى‌هاست - نفتش تا سال 2021، یعنى تا نُه سال دیگر تمام خواهد شد. نفت دنیا که امروز بیش از پنجاه درصدش از خلیج فارس خارج میشود، آن روز متکى خواهد شد به سه منبع عمده‌ى نفتى در منطقه‌ى ما و در خلیج فارس؛ که البته یکى از آن سه منبع، ایران است، که من حالا عرض خواهم کرد. در بین همه‌ى کشورهاى دنیا - این دیگر مربوط به خلیج فارس نیست - آن کشورى که موجودى نفت و گازش بر روى هم از همه بیشتر است، کشور جمهورى اسلامى ایران است. بعضى از کشورها گازشان بیشتر از ماست، بعضى نفتشان بیشتر از ماست. ما در منابع گاز، کشور دوم در دنیا هستیم - اول روسیه است، بعد ما - در منابع نفت، ما کشور چهارم هستیم؛ سه تا کشور قبل از ما منابع نفت دارند که بیشتر از ما هستند؛ لیکن اگر نفت و گاز را بر روى هم حساب کنیم، جمهورى اسلامى، کشور عزیز شما، منابعش - بر طبق آنچه که تا امروز اکتشاف شده است - از همه‌ى کشورهاى دنیا بیشتر است؛ این خیلى چیز جذابى است براى مصرف‌کنندگان نفت در دنیا، براى دستگاه‌هاى استکبار که رگ حیاتشان به حاملهاى انرژى، به نفت و گاز وابسته است. بنابراین ایران کشورى با یک چنین ثروتى است. آنها تا چهار سال دیگر، تا ده سال دیگر، تا پانزده سال دیگر نفتشان تمام میشود؛ اما جمهورى اسلامى - بر طبق منابعى که تا امروز اکتشاف شده است - تا هشتاد سال دیگر نفت و گاز دارد؛ این خیلى جذاب است. کشورى در اوج قله‌ى دارائى نفت و گاز؛ خب، قدرتهاى استکبارى چه میخواهند؟ میخواهند این کشور در اختیار دولتى باشد، در اختیار نظامى باشد که مثل موم در دست آنها باشد؛ مثل بعضى از کشورهاى منطقه. این کشورها نفت دارند، زیاد هم دارند، اما مثل موم در دست آمریکائى‌هایند: اینقدر تولید کنید، چَشم؛ اینقدر قیمت بگذارید، چَشم؛ به اینجا بفروشید، به اینجا نفروشید، چَشم. اگر در کشور ثروتمند ایران که قله‌ى ثروت نفت و گاز متعلق به اوست، نظامى بر سر کار باشد که غیرتمندانه از این ثروت ملى حراست کند، اجازه‌ى چپاول ندهد، اجازه‌ى تطاول ندهد، تسلیم سیاستهاى دشمنان نباشد، خب، با این نظام دشمنى خواهند کرد. بنابراین دشمنى با ایران اسلامى به این خاطر است.

آنهائى که خیال میکنند اگر ما در قضیه‌ى انرژى هسته‌اى عقب‌نشینى کردیم، دشمنى آمریکا تمام میشود، از این حقیقت غافلند. مشکل آنها مسئله‌ى هسته‌اى نیست. کشورهائى هستند که سلاح هسته‌اى دارند، در منطقه‌ى ما هم هستند، آنها ککشان هم نمیگزد! مسئله، مسئله‌ى سلاح هسته‌اى یا صنعت هسته‌اى نیست، مسئله‌ى حقوق بشر نیست؛ مسئله‌ى جمهورى اسلامى است که مثل شیر در مقابل اینها ایستاده است. اگر جمهورى اسلامى هم در مقابل اینها مثل بعضى از رژیمهاى منطقه، حاضر بود به ملت خودش خیانت کند، در مقابل اینها تسلیم بشود، با او کارى نداشتند. مسئله‌ى اینها زیاده‌خواهى‌هاى استکبارى است؛ این علت دشمنى با ملت ایران است.

البته آمریکائى‌ها اشتباه میکنند. اینکه فکر کنند با ستیزه‌گرى، با دشمنى، با تهدید میتوانند جمهورى اسلامى را به عقب‌نشینى وادار کنند، یا بتوانند جمهورى اسلامى را از میان بردارند، یک خطاى بزرگ و فاحشى است؛ چوب این خطا را هم میخورند. آنها میتوانند با ملت ایران محترمانه رفتار کنند، میتوانند به حق خودشان قانع باشند، میتوانند فاجعه‌اى را که در انتظارشان هست، ببینند و بشناسند. کشورهاى غربى نمیگذارند مردمشان از فاجعه‌ى آینده‌ى نفت مطلع شوند. آنها نمیخواهند ملتهاشان بفهمند که در قضیه‌ى نفت و حاملهاى انرژى چه چیزى در انتظار آنهاست؛ این را نمیخواهند به ملتهاشان بگویند. اینها خیال میکنند با ستیزه‌گرى با ملت ایران میشود کار را پیش برد، اما نمیتوانند.

این را هم من به شما عرض بکنم برادران و خواهران عزیز! ملت عزیز ایران! آمریکا با همه‌ى قدرت‌نمائى‌هایش، با همه‌ى هیاهوها و جنجالهایش، امروز در موضع ضعف و موضع متزلزلى است. من نمیخواهم به خبرهاى پشت پرده یا به چیزهاى ظاهرى تمسک کنم؛ حساب من، یک حساب دو دو تا چهارتاست. ببینید، رئیس جمهور کنونى آمریکا با شعار «تغییر» سر کار آمد. تغییر یعنى چه؟ یعنى وضعیتى داریم که بسیار بد است، من میخواهم آن وضعیت را تغییر بدهم. او با این شعار آمد توى میدان، مردم هم به خاطر شعار تغییر، به او رأى دادند؛ والّا مردمِ نژادپرست حاضر نبودند به یک فردى که از نژاد سیاه است، رأى بدهند؛ اما رأى دادند، به امید تغییر. خب، اینکه شعار «تغییر» اینقدر در مردم اثر میگذارد، نشان‌دهنده‌ى وضع بد فعلى است. یعنى وضعى که در هنگام نامزد ریاست جمهورى شدن این آقا بر آمریکا حاکم بوده است، به اعتراف مردم آمریکا، وضع بدى بوده است و او قول داد که تغییر پیدا بشود. پس بدى مسلّم شد. ما نمیخواهیم این را بگوئیم؛ خود مردم آمریکا اعتراف کردند که وضعشان بد است. خب، حالا این آقا آمد سر کار؛ آیا تغییر ایجاد کرد؟ توانست تغییر بدهد؟ توانست آن وضع بد را عوض کند؟ امروز آمریکا پانزده هزار میلیارد دلار گرفتارى و بدهکارى دارد. این بدهکارى‌ها از تولید ناخالص ملى‌شان یا بیشتر است یا برابر تولید ناخالص ملى این کشور است؛ این براى یک کشور، بدبختى و گرفتارى است. آن هم که وضع سیاسى‌شان است: مجبور شدند بدون دستاورد از عراق بیرون بیایند. در افغانستان روزبه‌روز وضعشان بدتر میشود. در پاکستان که یکى از کشورهاى همراه با آنها بود، روزبه‌روز بدنام‌تر میشوند. در کشورهاى اسلامى، در مصر، در شمال آفریقا، در تونس، آمریکائى‌ها از آن هیمنه کاملاً ساقط شده‌اند. علاوه‌ى بر همه‌ى اینها، جنبش تسخیر وال‌استریت در خود شهرهاى آمریکا به راه افتاده است. این وضعیت، وضعیت خوبى است؟ این حسابِ دو دو تا چهارتاست؛ این حسابِ پیچیده‌اى نیست. تغییر را مردم آمریکا قبول کردند؛ یعنى وضعیت کنونى بد است؛ آن وضعیت بد هم تا حالا تغییر پیدا نکرده است. بنابراین آمریکا گرفتار است.

ممکن است آمریکا خطرهائى براى کشورهاى دیگر ایجاد کند؛ ممکن است دیوانگى کنند. البته من همین جا بگویم؛ ما سلاح اتمى نداریم، سلاح اتمى هم نخواهیم ساخت، اما در مقابل تهاجم دشمنان - چه آمریکا و چه رژیم صهیونیستى - براى دفاع از خودمان، در همان سطحى که دشمن حمله کند، به آنها حمله خواهیم کرد.

قرآن کریم به ما نوید داده است: «و لو قاتلکم الّذین کفروا لولّوا الأدبار ثمّ لا یجدون ولیّا و لا نصیرا. سنّة اللّه الّتى قد خلت من قبل و لن تجد لسنّة اللّه تبدیلا».(1) هیچ جا در قرآن نیامده است که اگر شما شروع به جنگ کردید، حمله کردید، حتماً پیروز خواهید شد؛ ممکن است پیروز بشوید، ممکن است شکست بخورید - همچنان که در جنگهاى صدر اسلام، آنجائى که مسلمانان حمله کردند، گاهى شکست خوردند، گاهى هم پیروز شدند - اما وعده داده است که اگر دشمن ابتدا به حمله کرد، آن دشمن قطعاً شکست خواهد خورد. نباید بگوئید این مخصوص صدر اسلام است؛ نه، «سنّة اللّه الّتى قد خلت من قبل و لن تجد لسنّة اللّه تبدیلا»؛ این قانونِ الهى است. ملت ایران عازم است، بانشاط است، در فکر تهاجم و تجاوز نیست؛ اما به هستى خود، به ثروت خود، به هویت خود، به اسلام خود، به جمهورى اسلامىِ خود با تمام وجود دلبسته و علاقه‌مند است.

شعار امسال را قرار دادیم «تولید ملى»؛ دنباله‌اش توضیح داده شده: «حمایت از کار و سرمایه‌ى ایرانى». یعنى شما وقتى کالاى داخلى را مصرف میکنید، به کارگر ایرانى دارید کمک میکنید، اشتغال ایجاد میکنید، به سرمایه‌ى ایرانى هم دارید کمک میکنید، رشد و نمو ایجاد میکنید. این فرهنگ غلطى است - که متأسفانه در بخشهائى از ما حاکم است - که مصنوعات خارجى را مصرف کنیم؛ این به ضرر دنیاى ماست، به ضرر پیشرفت ماست، به ضرر آینده‌ى ماست. همه مسئولیت دارند؛ دولت هم مسئولیت دارد، باید از تولید ملى حمایت کند، تولید ملى را تقویت کند.

خوشبختانه «صندوق توسعه‌ى اقتصادى» در سیاستها تصویب شد؛ مجلس شوراى اسلامى آن را قانون کرد. امروز یک ذخیره‌ى باارزشى در اختیار مسئولان هست؛ میتوانند این را در اختیار تولید ملى بگذارند. باید کار را تسهیل کنند؛ مجلس هم باید همکارى کند، دولت هم بایستى همت کند؛ بتوانند به تولید ملى رونق بدهند. مردم هم - چه آن که داراى سرمایه است، چه آن که داراى قدرت کار است - بایستى با ایجاد اتقان، همکارى کنند. محصول داخلى را باید مرغوب، باکیفیت و بادوام تولید کنیم. تا آنجائى که بتوانیم، باید قیمت تمام‌شده را ارزان تمام کنیم. این کار، همکارى همه را میطلبد. بخشهاى گوناگون دولتى باید در این زمینه همکارى کنند - چه بخشهاى پولى و مالى، چه بخشهاى دیگر اقتصادى - مجلس هم باید همکارى کند، تا بتوانند این قضیه را در کشور ما تحقق ببخشند.

عمده، مردمند. شما باید کالاى ایرانى بخواهید. این افتخار نیست؛ این تفاخر غلطى است که ما مارکهاى خارجى را در پوشاکمان، در وسائل منزلمان، در مبلمانمان، در امور روزمره‌مان، در خوراکى‌هامان ترجیح بدهیم به مارکهاى داخلى؛ در حالى که تولید داخلى در خیلى از موارد بسیار بهتر است. من شنیدم پوشاک داخلى را که در بعضى از شهرستانها تولید میشود، میبرند مارک خارجى میزنند، برمیگردانند! اگر همین جا بفروشند، ممکن است خریدار ایرانى رغبت نکند؛ اما چون مارک فرانسوى دارد، خریدار ایرانى همان لباس را، همان کت و شلوار را، همان دوخت را انتخاب میکند؛ این غلط است. تولید داخلى مهم است. ببینید کارگر ایرانى چه تولید کرده است، سرمایه‌دار ایرانى چه سرمایه‌گذارى کرده است. در زمینه‌ى مصرف، عمده‌ى کار دست مردم است؛ که این بخشى از اصلاح الگوى مصرف است که من دو سال قبل اینجا به ملت ایران عرض کردم، و بخشى از جهاد اقتصادى است که سال گذشته عرض کردم. تولید ملى مهم است؛ این را باید هدف قرار بدهند.

من یک توصیه هم در زمینه‌ى سیاسى بکنم. عزیزان من! برادران! خواهران! در سرتاسر کشور، امروز ما احتیاج داریم به اتحاد و یکپارچگى. بهانه‌هاى اختلاف زیاد است. گاهى در یک قضیه‌اى سلیقه‌ى یک نفر، دو نفر با هم یکسان نیست؛ این نباید بهانه‌ى اختلاف بشود. گاهى در کسى یک گرایشى هست، در دیگرى نیست؛ این نباید مایه‌ى اختلاف بشود. آراء، نظرات، همه محترمند. اختلاف در درون، منازعه‌ى در درون، موجب فشل میشود. قرآن به ما تعلیم میدهد: «و لا تنازعوا فتفشلوا و تذهب ریحکم».(2) اگر منازعه کنیم، سر مسائل گوناگون - مسائل سیاسى، مسائل اقتصادى، مسائل شخصیتى - دست‌به‌یقه شویم، دشمن ما جرى میشود. یک مقدار از جرأتى که دشمن در سالهاى گذشته پیدا کرد، به خاطر اختلافات بود. امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام) به ما درس میدهد؛ میفرماید: «لیس من طلب الحقّ فاخطأه کمن طلب الباطل فأصابه». مخالفین دو جورند. یک مخالفى است که دنبال حق است، او هم دنبال جمهورى اسلامى است، او هم دنبال انقلاب است، او هم دنبال دین و خداست، منتها راه را اشتباه کرده؛ با این نباید دشمنى کرد؛ این فرق دارد با کسى که در جهت غیر نظام اسلامى، با هدف معاندانه‌ى علیه نظام اسلامى حرکت میکند. دلها را به هم نرم کنید، برخوردها را نسبت به یکدیگر مهربانانه‌تر کنید.

این رسانه‌هاى الکترونیکى و اینترنتى متأسفانه موجب شده است که افراد بى‌محابا علیه یکدیگر حرف بزنند، بد بگویند. باید از طرف مسئولین کشور براى این هم یک جورى تدبیر بشود. ولى عمده این است که خود ما مردم، خودمان را مقید کنیم به اخلاق اسلامى؛ خودمان را مقید کنیم به قانون. حالا این حرف من بهانه‌اى نشود براى اینکه یک عده‌اى بروند جوانهاى انقلابى را به عنوان جوانهاى تند، مورد ملامت و شماتت قرار بدهند؛ نه، من همه‌ى جوانهاى غیور کشور را، جوانهاى مؤمنِ انقلابى کشور را فرزندان خودم میدانم و پشت سر آنها قرار میگیرم؛ من از جوانان انقلابى و مؤمن و غیور حمایت میکنم؛ منتها همه را توصیه میکنم به این که در رفتار خود، با اخلاق اسلامى رفتار کنند؛ قانون را مراعات کنند. همه باید قانون را مراعات کنند. تجسم انقلاب در قانون جمهورى اسلامى است. مسئولان کشور هم همین جور. هم دولت حریم مجلس را حفظ کند، هم مجلس حریم دولت و رئیس جمهور را حفظ کند؛ با هم باشند، در کنار هم باشند. این معنایش این نیست که همه یک جور فکر کنند؛ معنایش این است که اگر دو جور فکر میکنند، دست‌به‌گریبان نشوند. هر گونه مخالفت ما با یکدیگر، هر گونه دعوا و نزاع ما با یکدیگر، دشمنان را امیدوار میکند، خوشحال میکند.

امیدوارم سال 1391 که امروز شروع شد، جزو سالهاى پرنشاط و پر کار و همراه با موفقیت و خوشبختى براى ملت ایران باشد.

پروردگارا! به محمد و آل محمد، جوانان عزیز ما، ملت عزیز ما را در صراط مستقیم ثابت‌قدم بدار. پروردگارا! دشمنان این ملت را منکوب و مقهور بفرما. پروردگارا! این ملت عزیز و مجاهد و مقاوم را به آرزوهاى بزرگش برسان. قلب مقدس ولى‌عصر را از ما راضى و خشنود کن؛ ما را مشمول دعاى آن بزرگوار قرار بده.

والسّلام علیکم و رحمةاللّه و برکاته‌

1) فتح: 22 و 23
2) انفال: 46

عزیز دلم...


"سائل" و "سینه زنی"، "سیب"، "سحر" ، "سوره ی فجر"

"

سوز دل" بهر عزای تو دمادم داریم

 

هفت سین کرمت جور ، همیشه آقا

 

ما فقط یک " سفر کرب و بلا " کم داریم ...





خودت که خبر از دلم داری...
دلتنگم
آقا...
دلتنگم...

عزیز دلم...


 برخیز، بهار سبز و زیبا آمد
شور و هیجان به باغ و صحرا آمد
ای کاش که این جمعه ملائک گویند:
ای اهل زمین یوسف زهرا آمد



نوروز در فرهنگ شیعه





نقل شده که در نوروز، جامى سیمین که پر از حلوا بود، براى پیغمبر(ص) به هدیه آوردند. آن حضرت پرسید که این چیست؟ گفتند: امروز روز نوروز است. پرسید که، نوروز چیست؟ گفتند: عید بزرگ ایرانیان است. فرمود: آرى، در این روز بود که خداوند عسکره را زنده کرد. پرسیدند: عسکره چیست؟ فرمود: عسکره هزاران مردمى بودند که از ترس مرگ ترک دیار کرده و سر به بیابان نهادند و خداوند به آنان گفت بمیرید و مردند.

نوروز یا روزِ نو در همه تقویم‌ها، دوره‏ها و در میان همه فرهنگ‌ ها، با اسامى گوناگون مطرح بوده و هست. گردش زمین به دور خورشید و پدید آمدن روز و شب و فصول سال و نیز حرکت ماه بر گرد زمین، بشر را به محاسبه واداشته و به طور طبیعى، تقویم را پدید آورده است. آغاز هر سال، شروع جدیدى است که خود به نوعى انسان را با احساسى تازه و تولدى نو به حرکت در مى ‏آورد. این آغاز همراه با شادى و سرور بوده و در هر فرهنگى آیین هاى ویژه ‏اى براى نشان دادن خوشحالى و شادى مقرر شده است.
در میان ایرانیان، این روزِ نو، روزى بود که شاه جدید ساسانى به تخت مى ‏نشست. خواهیم دید که آخرین نوروز ایرانى که در آن آیین هاى ویژه‏اى را اجرا مى ‏کردند. روزى در اواخر خرداد ماه بود که یزدگرد سوم بر تخت نشست و از آن پس، این نوروز، هر سال با توجه به عدم محاسبه کبیسه و اهمال آن، در هر چهار سال یک روز به عقب مى‏ افتاد. پس از آمدن اسلام، سنت نوروز، پابرجا ماند و این بدان دلیل بود که مردم ایران، به سرعت اسلام را نپذیرفتند و تا یکى دو سه قرن، بسیارى از آنان بر آیین کهن خود بودند؛ حتى پس از پذیرش اسلام، نتوانستند به آسانى آن آداب را ترک کنند.

این نکته دانسته است که اسلام، دو عید را با عنوان عید فطر  و اضحى با آیین هاى ویژه مطرح کرد، هر چند این دو عید آغاز سال نبود، اما به هر روى عید طبیعى مسلمانان به شمار مى‏آمد. در برابر، نه از سوى اهل سنّت و نه امامان شیعه، موضع گیرى روشن و شناخته شده مفصلى نسبت به نوروز مطرح نشد و پس از این، به آنچه در این باره گفته شده اشاره خواهد شد.
بحث از نوروز در فرهنگ شیعه، از قرن پنجم به بعد مطرح شد و تا آنجا که به منابع برجاى مانده مربوط مى‏ شود، نخستین بار در مختصر مصباح شیخ طوسى از آن یاد شد. پس از آن در منابع دیگر هم وارد گردید. در این مقاله سیر ورود آن در منابع شیعه و موضع گیرى فقهاى شیعه درباره آن را توضیح خواهیم داد. نکته جالب توجه آنکه در دوره صفوى، آثار فراوانى در زمینه عید نوروز نوشته شد. شیخ آقا بزرگ تهرانی در زیر مدخل نوروزیه، از بیش از پانزده رساله که در دوره صفوى تألیف شده یاد کرده است. در این مقال برآنیم تا بر چند رساله نوروزیه که در این دوره تألیف شده، شرحى به دست ‏دهیم.
مبناى محاسبه روز نوروز
نوروز، نخستین روز فروردین ماه شمسى به حساب مى ‏آید. محاسبه سال شمسى تا پیش از پیدایش تاریخ جلالى در سال 467یا 471 به این ترتیب بود که سال را به دوازده ماه و سى روز تقسیم مى ‏کردند که جمعاً 360 روز مى ‏شد. پنج روز باقى مانده را در پایان آبان ماه یا اسفندماه بر آن مى‏افزودند که جمعاً 365 روز مى ‏شد. با این حال پنج ساعت و 48 دقیقه و 45/51 ثانیه باقى مى ‏ماند. این زمان در هر چهار سال، یک روز مى‏ شد و از آنجا که در محاسبه نمى‏آمد، روز اول فروردین در فصول سال تغییر مى‏ کرد. بنابراین ماه هاى شمسى نیز در آن زمان، مانند ماه هاى قمرى در فصول سال متغیر بود. معناى این سخن، آن است که نوروز در آغاز فروردین واقعى، یعنى نقطه آغاز اعتدال ربیعى قرار نداشت.
زمانى که یزدگرد سوم، آخرین شاه ساسانى در سال 632 میلادى به تخت نشست، روز نخست سال، یعنى اول فروردین در آن تاریخ، مطابق بود با شانزدهم حزیران (ژوئن)؛ مطابق با 27 خرداد. پس از آن با محاسبه بالا، روز نوروز یا اول فروردین، هر چهار سال، یک روز به عقب مى‏آمد.
در سال467  .ق، روز نوروز مطابق دوازدهم حوت یا اسفند بود. در این سال، ملکشاه سلجوقى، دستور داد تا منجمان، محاسبه دقیقى از سال شمسى انجام دهند و روز اول فروردین را معین کنند. براساس محاسبه خواجه عبدالرحمان خازنى، منجم مرو، عوض آن که براساس محاسبه قبلى، روز واقعى دوازدهم اسفند، اول فروردین دانسته شود، اول فروردین را هیجده روز جلوتر برده و در ابتداى اعتدال ربیعى، یعنى فروردین واقعى قرار گرفت. در محاسبه جدید، هر سال را در چهار نوبت، 365 روز محاسبه کرده (دوازده سى روز به ضمیمه پنج روز که در آخر ماه آبان یا اسفند افزوده مى ‏شد) و سال پنجم را 366 روز محاسبه کردند. البته پس از هر هشت دوره چهار ساله، سال پنجم را 366 قرار مى‏ دادند. در این محاسبه آن پنج ساعت و اندى نیز در محاسبه مى ‏آمد. بدین ترتیب، روز نوروز به عنوان نخستین روز فروردین ماه، از آن سال ثابت ماند.
بنابراین، نخستین سالى که روز اول فروردین آن دقیقاً مطابق آغاز زمان اعتدال ربیعى بود، سال 467 یا 471 بوده است. [درباره اختلاف در این که نوروز سلطانى در سال 467 بوده است یا 471 ، بنگرید: مقالات، ج 10، ص 168 پاورقى. توضیحات محیط طباطبائى در باره سیر تقویم در ایران نیز قابل توجه است. وى مشکل سال 467 یا 471 و مسأله افزودن پنج روز اضافی به آخر آبان و اسفند را نیز حل کرده است. ]
دانسته است که سال قمرى، به عنوان سال شمار پذیرفته شده در آیین هاى دینى در دین مبین اسلام پذیرفته شده و در میان مردم و کتاب هاى تاریخى مرسوم بوده است. در کنار آن، سال شمسى به دلیل ثبات آن در تعیین فصول، همیشه به عنوان سال مورد استفاده در امر کشاورزى و خراج و جز آن، اهمیت خود را حفظ کرده و در تقاویم محاسبه و یاد مى‏ شده است. تطبیق این دو روز شمار با یکدیگر در فرهنگ هاى مختلف همیشه مورد بحث واقع شده و راه حل هاى مختلفى براى آن عرضه شده است. «تقی زاده» سیرى از این تطبیق ها در میان تاریخ قمرى و شمسى را مورد بحث قرار گرفته است.
در سال 1304شمسى (1343  قمرى، مطابق 1925میلادى) در ایران، تقویم شمسى به عنوان تقویم رسمى پذیرفته شد. محاسبه پیشین که دقیق بود، مراعات شد و تنها عوض افزودن پنج روز به سال، شش ماه نخست سال را سى و یک روز، و پنج ماه دوم را سى روز، و اسفند را بیست و نه روز قرار دادند که هر چهار سال، سى روز محاسبه مى ‏شود. سالى که اسفند آن سى روز بود، را سال کبیسه نامیدند. در قانون اساسى جمهورى اسلامى ایران نیز مبناى محاسبه ، سال شمسى بوده و سال قمرى نیز در کنار آن به عنوان تقویم دینى مورد تأکید قرار گرفت.
این بود اجمالى از نوروز در تقویم شمسى. مهمترین نکته آن، این است که نوروز تا سال 467 در سال متغیر بوده و پس از آن در آغاز اعتدال ربیعى، قرار گرفته و از آن پس تغییرى نیافته است.
نوروز در منابع کهن شیعى
در آغاز باید اشاره کنیم که مقصود از منابع کهن، منابعى است که تا زمان شیخ طوسى تألیف شده است. آنچه که درباره نوروز در این منابع آمده، به شرح زیر است:
نخست آنکه نجاشى ذیل شرح حال ابوالحسن نصر بن عامر بن وهب سنجارى نوشته است که وى از ثقات اصحاب است و کتاب هایى داشته، از جمله کتاب ما رُوِى فى یوم النیروز. روشن نیست حجم روایاتى که وى در این کتاب جمع آورى کرده، چه اندازه بوده است. گفتنى است که صاحب بن عباد که باید او را با احتیاط شیعه معتزلى دانست، کتابى با عنوان «الاعیاد و فضائل النیروز» داشته است.
در منابع کهن، چند روایت نیز درباره نوروز آمده که به این ترتیب است:
- نخست روایتى از ابراهیم کرخى که ضمن آن، از امام صادق (ع) سؤال شده که شخصى مزرعه بزرگى دارد. در روز مهرگان یا نوروز، هدایایى (از طرف کسانى که بر روى آن کار مى‏ کنند) به او داده مى ‏شود. آیا بپذیرد؟ حضرت فرمود: آنها که هدیه مى ‏دهند مسلمانند؟ ابراهیم مى ‏گوید: آرى. حضرت فرمود: هدیه آنها را بپذیرد.
- روایت دیگر چنین است که در روز نوروز به امیرالمؤمنین (ع) گفته شد: الیوم نیروز. حضرت فرمودند: «اصنعوا کل یوم نیروزا»؛ هر روز را نوروز کنید. و نقل دیگر، همان روایت آنکه حضرت فرمود: «نیروزنا کل یوم». این همان روایتى است که در آن گفته شده در روز نوروز به آن حضرت، فالوذج هدیه کردند و حضرت این پاسخ را دادند. در حاشیه نسخه‏ اى از فهرست ابن‏ندیم آمده است که ثابت بن نعمان بن مرزبان، پدر ابوحنیفه، یا جد او همان کسى بود که فالوذج به امام على علیه السلام، هدیه کرد و حضرت فرمود: «نوروزنا کل یوم یا مهرجونا کل یوم». تعبیرى که صاحب دعائم آورده، قدرى متفاوت است. در آنجا آمده است: وقتى فالوذج به امام اهدا شد، حضرت دلیلش را پرسید، گفتند: امروز نوروز است. حضرت فرمود: «فنیروزا ان قدرتم کل یوم»؛ یعنى تهادوا و تواصلوا فى الله.
به جز آنچه از کتاب من لایحضره الفقیه نقل شد، در آثار صدوق، اشاره‏اى به نوروز نشده است. تنها در «عیون اخبار الرضا»، ضمن اشاره به داستان زیدالنار آمده است که جعفر بن یحیى برمکى بعد از کشتن ابن افطس علوى، سر وى را همراه هدایاى نوروز نزد هارون فرستاد. صدوق هیچ اشاره دیگرى به نوروز نکرده است. گفتنى است که در آثار شیخ مفید نیز، کلمه نوروز یا نیروز یافت نشد.
در تهذیب شیخ طوسى، به بحث هدیه در روز نوروز و مهرجان (عید مهرگان، روز شانزد‏هم مهرماه برگزار مى‏ شده است) اشاره شده بود. جداى از آن شیخ طوسى در مصباح المتهجد، براى نخستین بار بحث از روز نوروز، به عنوان روزى متبرک که روزه استحبابى و نماز دارد، کرده است.
گفتنى است که شیخ طوسی روز نوروز را نه در مصباح و نه در مختصر مصباح معین نکرده است.
ابن ادریس در کتاب السرائر مى‏ نویسد: شیخ ما ابوجعفر در مختصر مصباح از چهار رکعت نماز مستحب در نوروز فرس سخن گفته، اما روز آن را معین نکرده، چنانکه ماه آن را از ماه هاى رومى یا عربى مشخص نکرده است. آنچه برخى از اهل حساب و علماى هیأت و اهل فن در کتابش گفته، این است که روز نوروز دهم ماه ایار (دهم ماه مه مطابق دوم اردیبهشت) که سى و یک روز است مى باشد. زمانى که نوروز از آن گذشت، روز نوروز فرا مى رسد. گفته شده، نیروز و نوروز دو لغت است، اما نیروز معتضد که به آن «نوروز معتضدى» مى ‏گویند، روز یازدهم حزیران (یازدهم ژوئن مطابق سوم خرداد) است. مردمان سواد و زارعین درباره امر خراج به معتضد شکایت کردند و این که پیش از رسیدن محصول، خراج گرفته مى‏ شود و همین سبب بدهکارى آنهاست که خود عامل اجحاف به رعایاست. او مصمم شد که پیش از یازدهم حزیران، خراج از کسى مطالبه نکنند.
در دو کتاب دعا که به فارسى در قرن ششم تألیف شده، یاد از حدیث معلى بن خُنَیس در اعمال روز نوروز شده که مهمترین آنها، گرفتن روزه، پوشیدن لباس نیکو و نماز مخصوص است. این دو مورد از دو متن فارسى شیعى قرن ششم قابل توجه است، جز آنکه به احتمال قریب به یقین، برگرفته از شیخ طوسى است.
- در کتاب «ذخیرة الآخرة» که مشتمل بر ادعیه بوده و در نیمه نخست قرن ششم تألیف شده، فصلى تحت عنوان عمل روز نوروز فارسیان آمده است. در شرح آن حدیث معلى بن خنیس به این ترتیب نقل شده است:
روایت کند، معلّى بن خُنَیس از صادق علیه السلام که گفت: چون روز نوروز بُوَد، روزه دار و غُسْل کن و جامه پاکترین درپوش و بوى خوش بکار دار و چون نماز پشین و دیگر و سنّت هاى آن بگذارده باشى، چهار رکعت نماز کن به دو سلام و بخوان در رکعت اوّل الحمد و ده بار «إنّا أنزلناه فى لیلة القدر» و در رکعت دویم الحمد و ده بار «قل یا أیها الکافرون» و در رکعت سیم الحمد و ده بار «قل هو اللّه أحد» و در چهارم رکعت الحمد و ده بار «معوذتین». و چون از نماز فارغ گردى، تسبیح زهرا علیها السلام بگوى. چون چنین بکنى خداى تعالى شصت ساله گناه تو بیامرزد. و دعا این است: «اللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ الاَْْوْصِیاءِ الْمَرْضِیینَ وَصَلِّ عَلى جَمیعِ أَنْبِیاءِکَ وَ رُسُلِکَ بِأَفْضَلِ صَلَواتِکَ وَ بارِکْ عَلَیهِمْ بِأَفْضَلِ بَرَکاتِکَ ...»
- در کتاب «نزهة الزاهد» نیز که در نیمه دوم قرن ششم یا نیمه نخست قرن هفتم نوشته شده آمده است: نوروز فُرس: امام جعفر صادق علیه السلام گفت: چون روز نوروز درآید، غسل کن و جامه پاکترین در پوش و بوى خوش بکار دار و روزه فراگیر و پس از نماز پیشین و دیگر، چهار رکعت نماز کن به دو سلام. پس از الحمد در اول رکعت، ده بار «إنّا أنزلناه» بخوان و در دوم ده بار «قل یاأیها الکافرون» و در سوم ده بار «قل هو الله أحد» و در چهارم ده بار هر دو «قل أعُوذ»ُ. و چون فارغ شوى، سجده شکر کن و این دعا بخوان، تا تو را گناه شصت ساله بیامرزد. و دعا این است: «اللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ الاَْْوْصِیاءِ الْمَرْضِیینَ وَصَلِّ عَلى جَمیعِ أَنْبِیاءِکَ وَ رُسُلِکَ بِأَفْضَلِ صَلَواتِکَ وَ بارِکْ عَلَیهِمْ بِأَفْضَلِ بَرَکاتِکَ ...»
- قطب الدین راوندى حدیثى درباره نوروز در کتاب لب اللباب خود آورده است: عن رسول الله صلى الله علیه و آله: «ابدلکم بیومین یومین، بیوم النیروز و المهرجان، الفطر و الاضحى». دو روز را براى شما جانشین دو روز کردم. عید فطر و قربان را به جاى عید نوروز و مهرگان قرار دادم. مناسب است در اینجا بیفزایم که مراسم نوروز در شهرهاى شیعه نیز برپا بوده است. حداقل دو قصیده از سید ضیاءالدین ابوالرضا فضل الله راوندى از قرن ششم در دست داریم که عید نوروز را به برخى از بزرگان آن ناحیه تبریک گفته است. در یکى از این اشعار آمده:
هذا الربیع و هذه أزهاره
وافى سواء لیله و نهاره
- ابن شهر آشوب در «مناقب» خبرى در برخورد منصور با امام کاظم علیه السلام آورده است. وى مى‏ نویسد: منصور از امام خواست تا در عید نوروز، به جاى او در مجلسى نشسته و هدایایى را که آورده مى‏شد از طرف او بگیرد. امام در پاسخ چنین گفت:
اِنّى قَدْ فَتَّشْتُ الاَْخبارَ عَنْ جَدّى رَسُولِ الله صلی الله علیه و اله فَلَمْ اَجِدْ لِهذَا الْعیدِ خَبَرا؛ اِنَّهُ سُنَّةٌ لِلْفُرْسِ مَحاهَا الاِْسْلامُ وَمَعاذَ الله اَنْ نُحْیىَ ما مَحاهُ الاِْسْلامُ. من اخبارى را که از جدّم رسول خدا(ص) وارد شده، بررسى کردم و خبرى در رابطه با این عید پیدا نکردم. این عید از سنن ایرانیان است که اسلام بر آن خط بطلان کشیده است. به خدا پناه مى ‏برم از اینکه چیزى را که اسلام آن را از میان برده دوباره آن را زنده کنم.
صاحب جواهر با توجه به نقل شیخ، ابن‏فهد، شهید اول و دیگر متأخرین، بر مسلم بودن استحباب روزه روز نوروز تأکید کرده است. سپس نقل بالا را از امام کاظم علیه السلام آورده و گفته است که این نقل نمى‏ تواند معارض ادله استحباب باشد، به علاوه که محتمل است که براساس تقیه صادر شده باشد؛ شاید هم مقصود، نوروزى جز نوروزى باشد که متفق علیه است. باید توجه داشت که مستند همه، روایت معلى بن خنیس است. به علاوه، اگر تقیه‏اى در کار بود، باید امام همان ابتدا موافقت مى ‏کرد نه مخالفت. نکته سوم وى نیز واضح البطلان است، زیرا به هر روى در آن روزگار، یک نوروز بیشتر وجود نداشته است.
این بود آنچه در منابع شیعه تا قرن ششم در باره نوروز نقل شده است. در این باره، مهم همان روایت معلى بن خنیس است و جز آن، چیزى درباره تأیید نوروز به چشم نمى‏ خورد. منشأ آنچه در آثار بعدى در باره استحباب غسل روز نوروز و نماز و دعاى مربوطه آمده، همین نص است و بس. البته مطالب دیگرى نیز افزوده شده که به منشأ آنها اشاره خواهیم کرد.
در اینجا بى مناسبت نیست اشاره‏اى به آنچه در منابع اهل سنت درباره روز نوروز آمده داشته باشیم. به طور کلى باید گفت که این عید، از پس از اسلام مورد توجه حکام اموى و عباسى بوده و به ویژه در حوزه شرق، هدایاى نوروز به طور مرتب از طرف حکام از کدخدایان دریافت مى ‏شده است. افزون بر آن ، کار گرفتن خراج نیز براساس نوروز بوده و یکى دوبار در عهد متوکل و معتضد عباسى، نوروز تا تیرماه به تأخیر افتاده تا مردم در پرداخت آن گرفتار مشکل نشوند، زیرا در این وقت محصول به دست مى ‏آمده است. در زمان مقتدر نیز این مشکل به عنوان نوعى ظلم در حق رعایا مطرح بوده است.
به گزارش یعقوبى، معاویه پس از رسیدن به خلافت، به عبدالرحمن بن ابى ‏بکره نوشته است تا هدایاى نوروز و مهرگان  براى وى ارسال شود. عمر بن عبدالعزیز، در ردیف کارهاى اصلاحى خود این امر را متوقف کرده و نامه‏ اى به یکى از حکام خویش نوشته تا از گرفتن هدایاى نوروز و مهرگان خوددارى کند. بعد از وى، یزید بن عبدالملک، بار دیگر گرفتن هدایاى نوروزى را باب کرده است. در زمان نصر بن سیار نیز گرفتن هدایا در خراسان مرسوم بوده، چنانکه در سال 236 در فارس.
درباره نوروز و مهرگان در ادب عربى، مقالاتى در زبان هاى فرنگى نوشته شده است.
در تمام این دوران، روز نوروز به عنوان یک روز معین براى مسلمانان شرق شناخته شده بوده و به دلیل درگیر بودن آن با امر خراج، موقعیت خود را حفظ کرده است. شاعرى در سال 220 هجرى، روز نوروز را در ردیف دو عید «فطر» و «اضحى» قرار داده است:
فأبکوا على التمر أبکى الله أعینکم
فى کل اضحى و فى فطر و نیروز
شواهدى وجود دارد که در اواخر قرن سوم، توده مردم در این نواحى، در ایام نوروز به آتش بازى و ریختن آب مى ‏پرداخته‏اند. حکومت نیز به احتمال تحت تأثیر فقهاى اهل سنت با آن مقابله مى‏ کرده است.
در حوادث سال 282 آمده است که در این سال، مردم از آنچه در نوروز عجم، از آتش بازى و ریختن آب و جز آن انجام مى‏ دادند، منع شدند.
در حوادث سال 284 آمده است که روز چهارشنبه، سوم جمادى الثانیه، یازدهم حزیران (ماه ژوئن)، در چهارسوها و بازارهاى بغداد، اعلام شد که کسى در شب نوروز حق روشن کردن آتش و ریختن آب را ندارد. روز پنجشنبه نیز همین اعلان، اعلام شد. اما در عصر روز جمعه، در خانه سعید بن یکسین، رییس شرطه بغداد، در بخش شرقى بغداد، اعلام شد که خلیفه، مردم را در روشن کردن آتش و ریختن آب آزاد گذاشته است. پس از آن توده مردم، حتى بیش از حد به این کار پرداختند، به طورى که بر روى اصحاب شرطه نیز در مجلس جسر (پل) آب ریختند.
برگزارى مراسم نوروز، نه تنها در شرق اسلامى، بلکه در غرب اسلامى نیز رواج یافته است. به نقل مقریزی در سال 363 هجرى، المعزالدین الله، خلیفه فاطمى مصر، دستور داد تا از روشن کردن آتش در شب نوروز و همچنین ریختن آب خوددارى کنند. در همانجا آمده است که در سال361 ، آتش بازى گسترده‏اى در قاهره انجام شده و این کار سه روز ادامه یافته است. معز فاطمى، مردم را از روشن کردن آتش و ریختن آب منع کرد و کسانى را نیز گرفته و حبس کردند. همو آورده است که در سال 517 هجرى نیز در روز نوروز هدایاى گرانبهایى از طرف امرا تقدیم شده که بسیار بسیار مفصل و گرانقیمت بوده است. همو در سال هاى بعد از آن روز، که از آن با عنوان نوروز قبطى یاد شده، از گستردگى بازى و کارهاى ضد اخلاق و گرفتن هدیه توسط امیر نوروز و جز آن سخن گفته است.
در منابع فقهى اهل سنت هم، مخالفت با نوروز دیده مى ‏شود. از جمله غزالى در کیمیاى سعادت بر ضد نوروز سخن گفته است. در منبع دیگرى، گفته شده است: روزه گرفتن روز شنبه، کراهت دارد چون تشبه به یهود است. نیز روزه گرفتن نوروز و مهرگان، چرا که آن هم تشبه به مجوس است. ابن قدامه نیز نوشته است: روزه‏ گرفتن‏ نوروز و مهرگان کراهت دارد، زیرا اینها روزهایى است که کفار آن را بزرگ مى‏شمرند. گروه طالبان هم که زمانی بر افغانستان حکومت می کردند در سال 1376 ش. اعلام کردند که نوروز برخلاف اسلام و بدعت بوده و برگزارى آن حرام است.
نوروز در منابع شیعىِ قرن هفتم به بعد
همان گونه که گذشت، منابع بعدى با تکیه بر سخن شیخ، به بیان اعمال روز نوروز در کنار اعیاد دیگر پرداخته ‏اند. اما بحث مهم از این زمان به بعد، بحث از تعیین روز نوروز است . کسانى از فقیهان براى تعیین روز نوروز کوشش‌هایى کرده‏اند. از آن جمله شهید اول در کتاب «ذکرى الشیعة» است. وى در آنجا با اشاره به روایت معلى بن خنیس نوشته است که مقصود از نوروز، اول سال فارسیان یا وارد شدن خورشید در برج حمل (فروردین) و یا دهم ایار (دوم اردیبهشت) است. بدین ترتیب سه قول در این‌باره نقل کرده که تفصیل آن در سخن ابن‏فهد آمده است.
عبارت مفصل در تعیین روز نوروز از احمد بن محمد بن فهد حلى است. وى با اشاره به سخن شیخ طوسى در مختصر مصباح المتهجد و چهار رکعت نماز مستحبى آن مى‏نویسد: «یوم، النیروز جلیل القدر»، اما تعیین روز آن از سال مشکل است. این در حالى است که چون متعلق عبادت الهى شده شناخت آن مهم است و با این حال، از علماى ما جز آنچه ابن‏ ادریس گفته متعرض بیان آن نشده است. سپس ابن ‏فهد سخن ابن ‏ادریس و شهید را آورده است.
آنگاه درباره سخن شهید که گفته روز نوروز یا اول سال فارسیان یا رفتن خورشید به برج حمل است مى‏ نویسد: قول نخست وى که اول سال فارسیان باشد همان است که در میان فقهاى عجم مشهور است. آنها نوروز را زمان وارد شدن خورشید به برج جدى (دى ماه) قرار مى‏دهند. (درست آن است که اول سال فرس، اول برج عقرب یا آبان ماه بوده است.) این همان است که نویسنده کتاب الانواء آن را گفته است. (تاکنون بر ما روشن نشده که این کتاب که درباره دانش نجوم بوده، از کیست. ده ها کتاب با این نام در فهرست ابن ‏ندیم شناسانده شده است. محتمل است که مقصود کتاب الانواء احمد بن عبدالله ثقفى باشد.) پس از آن سخن صاحب الانواء را نقل کرده. آنگاه مى‏افزاید: آنچه از این تفاسیر درست‏تر است، آنکه نوروز همان زمان وارد شدن خورشید به برج حمل (فروردین) است. سپس دلایلى براى آن ذکر مى‏کند. مهمترین دلیل آنکه شناخت این روز به عنوان نوروز میان مردم رایج است و طبعاً خطاب باید راجع به همین عرف باشد. آنگاه خود دو اشکال بر این دلیل آورده است: یکى آنکه در همه مناطق عجم، نوروز بر روز اول ورود خورشید در حمل اطلاق نمى‏شود و دوم آنکه نوروز بودن روز نخست ماه حمل، نوروز سلطانى و جدید است. این اشاره به تغییر روز نوروز در زمان سلطان ملکشاه سلجوقى است. پاسخ ابن فهد آن است که وقتى عرف مختلف شد، عرف شرعى باید مراعات شود. اگر چنین عرفى در کار نبود، عرف نزدیک ترین بلاد به شرع باید مراعات شود. افزون بر آن، هر دو تفسیر از نوروز - اعم از سلطانى و غیر آن - مربوط به پیش از اسلام است!
نکته مهم در مطالب ابن‏فهد آن است که روایت معلى بن خنیس را به گونه‏اى دیگر نقل کرده و شکل مفصل آن را آورده است. وى از نسابه معاصر خود علامه بهاءالدین على بن عبدالحمید نسابه - و او به سند خود تا معلى بن خنیس - روایت مفصلى را درباره روز نوروز آورده است. این روایت پیش از این زمان، در منابع دیگر شیعى نبوده است. روایت چنین است که معلى نقل کرده که امام صادق علیه السلام فرمود: روز نوروز، روزى است که رسول خدا (صلى الله علیه و اله)، براى امام على (ع) در غدیر پیمان گرفت و مردم به ولایت او اعتراف کردند. خوشا به حال کسى که بر آن پیمان باقى ماند و بدا به حال کسى که آن عهد را شکست.
روز نوروز، روزى است که رسول خدا(ص) امام على(ع) را به وادى جن فرستاد و او بر آنها عهدها و پیمان ها گرفت. روز نوروز، روزى است که امام على(ع) بر خوارج غلبه یافت و ذوالثدیه را کشت.
روز نوروز، روزى است که قائم ما از اهل بیت(ع) قیام خواهد کرد و خداوند او را بر دجال پیروز خواهد نمود و دجال را بر کناسه کوفه بدار خواهد زد. هیچ نوروزى نخواهد آمد، جز آنکه ما انتظار فرجى در آن داریم. این از روزهاى متعلق به ماست که فارسیان آن را حفظ کردند و شما (عرب ها) آن را ضایع کردید.
یکى از انبیاى بنى ‏اسراییل از خدایش خواست تا قومى را که چندین هزار بودند و از ترس مرگ از دیارشان خارج شده بودند و خداوند آنها را میرانده بود، زنده کند. خداوند به وى فرمود: بر قبرهاى آنان آب بریز. او در این روز، بر قبور آنها آب ریخت و آنها که سى هزار تن بودند زنده شدند. همین امر سبب شد تا ریختن آب در روز نوروز سنّت شود، امرى که سبب آن را جز راسخان در علم نمى ‏دانند. روز نوروز، اول سال فارسیان است. معلى مى‏افزاید: آن حضرت، این مطالب را بر من املا کرد و من از املاى آن حضرت آن را نوشتم.
ابن فهد، به دنبال آن، روایت دیگرى از معلى نقل کرده است.در این روایت آمده است که امام صادق علیه السلام در صبحگاه نوروزى که معلى به خدمت آن حضرت رسیده بود، از ایشان شنید که: روز نوروز، روزى است که خداوند از بندگانش پیمان گرفت تا او را عبادت کرده به وى شرک نورزند و به انبیاى او، حجج او و اولیاى او ایمان بیاورند. روز نوروز، نخستین روزى است که خورشید در آن طلوع کرد و بادها وزیدن گرفت و در زمین شکوفه پدید آمد. روز نوروز، روزى است که کشتى نوح بر کوه جودى فرو نشست و روزى است که خداوند، کسانى را که از ترس مرگ از سرزمینشان خارج شده و مرده بودند زنده کرد و روزى است که جبرئیل بر رسول خدا (صلى الله علیه و اله) فرود آمد و روزى است که ابراهیم بت هاى قومش را شکست. و روزى است که رسول خدا(ص) امام على(ع) را بر دوش گرفت تا بت هاى قریش را در مسجدالحرام شکست.
ابن فهد به چهار نکته در این دو روایت توجه کرده است؛ یکى تطبیق روز نوروز با روز غدیر یعنى هیجده ذیحجه سال دهم هجرت است. دوم سنت آب ریختن که در بهار معنا دارد نه در ماه جدى (دى ‏ماه). سوم خلقت خورشید در این روز که با سخن منجمان سازگار است و چهارم شکوفه دادن زمین که باز در فروردین است نه در دى‏ماه.به این ترتیب وى خواسته تا از این روایت نتیجه بگیرد که روز نوروز، همان زمان ورود خورشید به حَمَل یعنى آغاز فروردین ماه است. به نظر مى‏ رسد، این قدیمى‏ ترین بحثى است که در کتاب هاى فقهى شیعه در تعیین روز نوروز شده و بعد از آن در دوره صفوى بارها مورد نقد و ایراد قرار گرفته است.
مشکل این دو حدیث آن است که در منابع کهن شیعه نیامده است. افزون بر آن، روایات مزبور که در اصل باید یکى باشد، حاوى دو نوع آگاهى درباره روز نوروز است که این خود، منشأ شبهه درباره آن شده و احتمال جعل آن را تقویت مى‏ کند. افزون بر آن، دانسته است که، ابن غضائرى گفته: غالیان روایاتى را به معلى بن خنیس نسبت داده اند و نمى‏توان بر اخبار وى اعتماد کرد. در این صورت، این روایت که بى‏ گرایش غالیانه یا نگرش افراطى هم نیست، ممکن است از همان دسته مجعولاتى باشد که غالیان به معلى نسبت داده‏اند. باید این نکته را نیز یادآورى کرد که گفته شده، قرامطه ـ با گرایشى وابسته به مذهب افراطى اسماعیلیه - دو روز را در سال که نوروز و مهرگان بوده، روزه مى‏ گرفته‏اند. بلافاصله باید تأکید کنیم که مجوسیان، نه تنها نوروز را روزه نمى ‏گرفته‏اند، بلکه به نقل بیرونى، اساساً مجوس را روزه‏اى نیست و هر کس از ایشان روزه بگیرد، گناه کرده است.
یاد از این نکته لازم است که بخش ریختن آب روى مردگان که به یکى از انبیاى بنى‏ اسرائیل نسبت داده شده، در روایتى از ابن‏عباس آمده است. متن حدیث را بیرونى چنین آورده: نقل شده که در نوروز، جامى سیمین که پر از حلوا بود، براى پیغمبر(ص) به هدیه آوردند. آن حضرت پرسید که این چیست؟ گفتند: امروز روز نوروز است. پرسید که، نوروز چیست؟ گفتند: عید بزرگ ایرانیان است. فرمود: آرى، در این روز بود که خداوند عسکره را زنده کرد. پرسیدند: عسکره چیست؟ فرمود: عسکره هزاران مردمى بودند که از ترس مرگ ترک دیار کرده و سر به بیابان نهادند و خداوند به آنان گفت بمیرید و مردند. سپس آنان را زنده کرد و ابرها را امر فرمود که به آنان ببارد. از این روست که پاشیدن آب در این روز رسم شده. سپس از آن حلوا تناول کرد و جام را میان اصحاب خود قسمت کرده و گفت: کاش هر روزى براى ما نوروز بود. در همانجا آمده که وقتى از مأمون درباره سنت آب‏ پاشى در روز نوروز سؤال شد، نوروز را همان روزى دانست که مردگان از قوم بنى‏ اسرائیل در آن روز زنده شدند. ممکن است، این روایت از اسرائیلیات نیز باشد که در جامعه اسلامى به نوعى با عقاید رایج پیوند داده شده است.
از همه اینها گذشته، شاید بتوان تأویل دیگرى براى این روایت جستجو کرد و آن اینکه ـ در صورت درستى صدور آن از امام صادق (ع) ـ شاید امام، خواسته ‏اند بفرمایند که اصولاً هر روزى که نشانى از پیروزى آیین الهى در آن باشد، نوروز است. درست همان طور که در یکى از روایات سابق الذکر آمده بود که امام على (ع) فرمودند: هر روز ما را نوروز کنید. این معنا براى نوروز، کاملاً مطابق تعبیر «ایام الله» است که در قرآن به روزهاى متعلق به خداوند اطلاق شده است. البته با این تأویل، باید آنچه در روایت درباره نوروز فارسیان آمده، قدرى اصلاح شود. البته اشکالات دیگری هم در برخی از رساله های نوروزیه بر این خبر وارد آمده است.
نوروز و نوروزیه‏هاى دوره صفوى
چنین به نظر مى ‏رسد که نوروز، در فرهنگ مسلمانان شرقى، حتى با وجود مخالفت هاى برخى از فقهاى سنى ‏مذهب، دوام آورده است. عجیب آنکه برخى از آداب و رسوم خاص آن مانند چهارشنبه سورى و سیزده بدر که از پیش از اسلام وجود داشته، و بى پایگى آن از نگاه اسلام بر همه روشن بوده، به دلیل همسویى نوروز با طبیعت و نیز دخالت آن در تعیین خراج سالانه، همچنان حفظ شده است. حضور این عید در بخش وسیعى از دنیاى اسلام در حال حاضر، از نواحى عراق و ترکیه گرفته تا جمهورى آذربایجان، جمهوری هاى آسیاى میانه، افغانستان، پاکستان و طبعاً ایران، نشان آن است که پیش از تشکیل دولت صفوى، این عید مورد اعتناى کامل بوده است. در اینجا باید دو نکته را مورد توجه قرار داد:
نخست آنکه در دوره صفوى، تاریخ قمرى و شمسى رواج داشته و طبعاً مراسم نوروز برگزار مى‏ شده است. اولئاریوس در آن عهد چنین نوشته: ایرانى‏ها سال خود را برحسب حرکت خورشید و ماه تعیین و تنظیم مى ‏کنند و به همین جهت داراى دو نوع سال شمسى و قمرى مى‏ باشند. سال قمرى از نظر مذهبى برایشان اهمیت دارد که اعیاد و روزهاى سوگوارى خود را برحسب آن سال تعیین مى ‏کنند. وى پس از آن اشاره کرده است که ایرانیان، عمر خود را برحسب سال شمسى محاسبه کرده و مثلاً مى‏ گویند که فلان مقدار نوروز از عمر آنها گذشته است. وى چهارشنبه آخر سال را که چهارشنبه سورى بوده، از ایام مورد توجه مردم یاد کرده و گفته است که مردم آن را بدترین روزهاى سال دانسته، کار را تعطیل مى ‏کنند، از خانه کمتر خارج شده و حتى المقدور کمتر حرف مى ‏زنند و سعى مى‏ کنند به کسى پولى ندهند ... عده‏اى هم کوزه‏هاى خود را برداشته ... به خارج شهر رفته و کوزه را از آب پر کرده و آن را مى‏آورند و به خانه و اطاق هاى خود مى‏ پاشند و عقیده دارند که چون آب، صاف و پاک است، پلیدی ها و بدبختی ها را از خانه شسته، با خود مى‏ برد. «تاورنیه» نیز از عید نوروز به با این عبارت که از اعیاد بزرگ ایرانیان است سخن گفته و مى‏نویسد: در این روز تمام بزرگان براى سلام شاه به دربار حاضر مى‏ شوند و هر کس به اندازه شأنش باید ارمغان و پیشکشى به شاه بدهد ... و در این روز شاه ثروت گزافى به دست مى ‏آورد ... براى روز اول سال، اگر یک ایرانى اتفاقاً پول نداشته باشد که قباى نو تدارک نماید، اگر باید تن خود را گرو بگذارد، مى ‏گذارد و قباى نو را حتماً به دست مى ‏آورد. شواهد فراوانى درباره اهمیت برگزارى مراسم نوروز در میان ایرانیان در دوره صفوى در دست است که نیازى به نقل آنها نیست.
نکته دوم آنکه این مسئله را باید از زاویه دیگرى نیز مورد توجه قرار داد و آن این که با پیدایش دولت شیعى، طبیعى بود که روزهایى که در فرهنگ فقهى و تاریخى شیعه، از اهمیتى برخوردار است به عنوان شعائر شیعى بزرگ داشته شود. این روزها، یا روزهای عزا و مصیبت بودند یا روزهاى شادى و فرح. نوع دیگر، روزهایى بود که در تقویم مذهبى، عباداتى براى آنها در نظر گرفته شده بود. با توجه به اختلافاتى که در تعیین این روزها وجود داشت، لازم بود تا تحقیقى درباره تعیین روز دقیق آنها صورت گیرد. به عنوان نمونه چندین رساله مولودیه نوشته شد تا اثبات شود، تولد رسول خدا (ص) در دوازدهم ربیع الاول بوده یا در هفدهم آن. همین طور رساله ‏اى به دستور شاه سلطان حسین صفوى نوشته شد با عنوان هدایة الصالحین در اثبات آن که تولد امام على (ع) در سیزدهم رجب بوده و سایر اقوال نادرست است.
به علاوه، مردم نیاز به تقویم هایى داشتند تا به معرفى این روزها پرداخته و آداب و عبادات ویژه آنها را بیان کند. نمونه آن کتاب تقویم المحسنین فى معرفة الساعات و الایام و الاسبوع از فیض کاشانى و اختیارات علامه مجلسى است. باید اعتقاد به خوبى و بدى ساعات را هم به این مطالب افزود و رساله‏هایى که به این مسائل هم پرداخته به آنچه گذشت، اضافه کرد. مجموع این مسائل، جریانى را در تألیف پدید آورد که به نوعى با بحث تقویم ارتباط مى ‏یافت.
با توجه به آنچه در آغاز بحث درباره تفاوت نوروز قدیم با نوروز جلالى گفته شد، بحث از تعیین روز نوروز و این که آیا نوروز وارد شده در روایات، همین نوروز مرسوم است یا نه، در میان علما بالا گرفت. پیش از آن نیز، همانطور که گذشت، ابن فهد در قرن نهم، نسبتاً مفصل به آن پرداخته بود. استدلال هایى که در این قبیل رساله‏ ها آمده، به طور عمده بر پایه مطالب نجومى، تاریخى و نیز روایاتى است که به آنها اشاره کردیم. افندى با اشاره به رساله میرزا ابراهیم حسینى مى‏ نویسد: او رساله ‏اى نوشت که نوروز، درست همین روزى است که اکنون مرسوم است. آقا رضى قزوینى، رساله‏ اى در انکار این مطالب نوشت. همین طور «محمد حسین بن میرزا ابوالحسن قائنى» و «میرزا رضى الدین محمد» مستوفى خاصه اصفهان دو رساله در تأیید تطبیق روز نوروز وارد شده در روایات با آنچه مرسوم است نوشتند. افندى مى ‏نویسد: و قد صارت هذه المسألة مطرحا لاراء الفضلاء.
در این دوره افزون بر بحث هاى نجومى و اصولى و فقهى در این باره، یکى دو روایت دیگر درباره نوروز که در منابع پیشین شناخته شده نیامده، مطرح گردید. یک روایت را مرحوم علامه مجلسى در بحار بدون آن که نام منبعش را یاد کند، با این عبارت که: رأیت فى بعض الکتب المعتبرة آورده و سندى بر آن از همان کتاب نقل کرده است. راوى این روایت معلى بن خنیس است اما نه در حد چند سطرى که در مصباح شیخ آمده و یا یکى دو صفحه‏ اى که در المهذّب ابن فهد آمده، بلکه ده صفحه بحار را به خود اختصاص داده است. آنچه در این روایت افزون بر نقل ابن فهد آمده، تفصیلى است که معلى از امام خواسته تا نام هاى فارسى سى روز ماه را بیان کند. به دنبال آن سى نام فارسى همچون هرمزد روز، بهمن روز، اردیبهشت روز و... آمده است. علامه مجلسى روایت مزبور را بار دیگر از منبع دیگرى آورده، اما در آنجا نیز نام منبع یاد نشده، بلکه آمده است: وجدت فى بعض کتب المنجمین مرویا عن الصادق (ع)... در این نقل، بخش اول سخن امام با معلى نیامده، بلکه تنها نام هاى ایرانى سى روز آمده است. نیز همان روایت را نقل کرده، بدون نام منبع و تنها با عبارت: «و روى ایضا فى بعض الکتب ...»، جالب آنکه علامه پس از نقل این سه روایت مى ‏نویسد: این روایات را ما از کتاب هاى منجمان نقل کردیم، زیرا از ائمه ما روایت کرده بودند، اما من بر آنها اعتمادى ندارم. در نُسَخ آنها نیز اختلافات زیادى وجود دارد که به برخى از آنها اشاره کردم. حقیقت آن است که این اسامى براى سى روز از منجمان بوده و روشن نیست به چه دلیل به امام صادق (ع) نسبت داده شده است. علامه مجلسى به نقل از ابوریحان ـ و قاعدتا از الآثار الباقیه ـ آن نام هاى ایرانى را آورده است.
افزون بر این روایت، نقل دیگرى هم در دوره صفوى مطرح بوده و آن این است که هفت سلام به مشک و زعفران نوشتن و غساله آن را نوشیدن و چهل مرتبه سوره یس را بر انار خواندن و شصت مرتبه این دعا را خواندن که «یا محوِّل الحول و الاحوال حوِّل حالنا الى احسن الحال». این نقل را آقا رضى قزوینى آورده و افزوده که در جایى معتبر به نظر نرسیده است. مرحوم شیخ عباس قمى هم آن را به نقل از کتب غیر مشهوره آورده و صورت دیگر آن را «یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبر اللیل و النهار یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الى احسن الحال» یاد کرده است.

رسول جعفریان