درانتظارمنجی

درانتظارباران نیست آنکه بذری نکاشته

درانتظارمنجی

درانتظارباران نیست آنکه بذری نکاشته

حضرت زهرا(س)-شهادت

هنوز در پی نام تو در به در آتش...

چه داغ شعله وری در گرفت در آتش

تویی که سورۀ کوثر که بانوی آبی

نمی شناسد ای دریا تو را مگر آتش؟

تویی که حضرت زهرا، تو که... نمی دانم

چگونه از تو چنین می کند گذر آتش

هنوز تازه شروع تو بود اگر این در...

هنوز تازه شروع تو بود اگر آتش...

شده است هر کلمه روضه ای برای خودش

مدینه، فاطمه، دیوار، خانه، در، آتش

...

گذشت... با نگرانی رقیه می پرسد:

که باز عمه چرا زل زده است بر آتش

حضرت زهرا(س)-شهادت

رفتی شکست دست و دل آسمانی ام

رفتی رسید نوبت قامت کمانی ام

رفتی و باز شد همۀ دست های پست

بابا حکایتی شده بی تو جوانی ام

«شرمنده ام حمایت من بی نتیجه ماند »

خانه نشین شده همه زندگانی ام

خانه به جای یاس پر از بوی دود شد

تاول زده تمام تن ارغوانی ام

پهلو شکسته، پیر، زمین گیر و محتضر

رفتی و شد تمامی این ها نشانی ام 

لعنت به آن که طفل مرا پیر کرده است

کار حسن شده همه شب روضه خوانی ام

حضرت زهرا(س)-شهادت

می سوزم از این لحظه‌های آخری که ...

بسته به رویم، چشم خود را مادری که ...

دارد به تن، یک دشت نیلوفر، شقایق

باقی از او مانده میان بستری که ...

در بسترش مانند یک مرغ اسیری

تنها از او مانده، کمی بال و پری که ...

آن هم شکسته، یا کمی آتش گرفته

بهر دفاع از شه تنهاتری که ...

زانوی غم کرده بغل در داغ یاری!

در این نفس های غریب یاوری که ...

با دست لرزانی ز رویش اشک گیرد

اشکی که باشد، دودۀ خاکستری که ...

از در شده شام سیه، روز سپیدش

شد بر سرش آوار، بیت بی‌ دری که ...

این آتش در، آتشی در خیمه‌ها شد

در روز عاشورا برای دلبری که ...

با بی‌سری، سر برده از سرهای عالم

دنیا شده مجنون شاه بی‌سری که...

امام زمان(ع)-مناجات فاطمیه

صاحب عزای حضرت خیر النسا، بیا

ای بانی شکسته دل روضه ها، بیا

درد فراق تو به خدا می کشد مرا

رحمی نما به حال دل این گدا، بیا

از بس به هجر روی تو عادت نموده ایم

دل می رود به سمت گناه و خطا، بیا

ما در میان بحر گنه غوطه می خوریم

آقا نجاتمان بده از این بلا، بیا

مشغول خویش و بندۀ دینار و درهمیم

فکری به حال نوکر زهرا نما، بیا

لطف تو بوده گریه کن مادرت شدیم

ای سفره دار واسعۀ هل اتا، بیا

ای آخرین نگار دل آرای فاطمه

آقای من! برای رضای خدا، بیا

آقا به حقّ چادر خاکی مادرت

آقا به حقّ داغ دل مرتضی، بیا

امام زمان(عج)-مناجات فاطمیه

ما سائلیم و نوکریت آبروی ما

یا ایها العزیز نظر کن به سوی ما

تا کی برای نافله های سحر گهی

با خون دل شود دل شب ها وضوی ما

گر مانده ایم شکر خدا پای پرچمت

بر تار موی تو گرهی خورده موی ما

ساقی اشک! بر دل ما هم سری بزن

بوی میِ طهورِ تو دارد سبوی ما

هم چون نسیم در به درم می کنی چرا؟

پس کی رسد به خیمۀ تو جستجوی ما

آیا شود که نیمه شبی بهر درد دل

بد بگذرانی و شوی هم گفتگوی ما

ای شهریار عشق به نام مقدست

باشد وصال تو همۀ آرزوی ما

روضه گرفته ایم قدم رنجه ایی کنی

شاید فتد مسیر عبورت به کوی ما

از لحظه ایی که حرمت مادر شکسته شد

بغضی نهفته مانده ز غم در گلوی ما

ای نازنین فاطمه برگرد از سفر

خیمه نشین فاطمه برگرد از سفر