درانتظارمنجی

درانتظارباران نیست آنکه بذری نکاشته

درانتظارمنجی

درانتظارباران نیست آنکه بذری نکاشته

بشارت به منجی درانجیل

در جای‌جای کتاب‌های اناجیل چهارگانه (انجیل مَتی، انجیل لوقا، انجیل مَرقُس و انجیل یوحنّا) بشارات مختلفی پیرامون منجی موعود و خصوصیّاتش آمده است، به خصوص بخش مکاشفۀ یوحنّا که تصویری از آینده و وقایع آخرالزّمان را ارائه می‌دهد که هم‌ اکنون سرلوحۀ برنامه‌ریزی‌های فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و... برخی کشورهای مسیحی شده است.

 

 
حضرت مسیح(ع) در آخرین روزهای زندگی خویش، به یاران و شاگردان خود توصیه‌ها و سفارش‌های بسیاری دربارۀ بازگشت خود به زمین نموده و آنان را در انتظار گذارده و امر به بیداری و آمادگی نموده است.

«انجیل لوقا»، فصل 12، بندهای 35 - 36:
کمرهای خود را بسته، چراغ‌های خود را افروخته بدارید و شما مانند کسانی باشید که انتظار آقای خود را می‌کشـند که چه وقت مراجعت کند، تا هر وقت آید و در را بکوبد، بی درنگ برای او باز کنند. پس شما نیز مستعدّ باشید، زیرا در ساعتی که گمان نمی‌برید، پسر انسان می‌آید.

«انجیل متی»، فصل 24، بندهای 27 و 30 و 35 - 36  و 45:
همچنان‌که برق از مشرق ساطع شده تا به مغرب ظاهر می‌شود، پسر انسان نیز چنین خواهد بود...، آنگاه علامت پسر انسان در آسمان پدیدار گردد و در آن وقت جمیع طوایف زمین سینه‌زنی کنند و پسر انسان را ببینند که بر ابرهای آسمان با قوّت و جلال عظیم می‌آید...
آسمان و زمین زایل خواهد شد، امّا سخن من هرگز زایل نخواهد شد، امّا از آن روز و ساعت هیچ کس اطّلاع ندارد حتّی ملائکه آسمان... بنابراین شما نیز حاضر باشید، زیرا در ساعتی که گمان نبرید پسر انسان می‌آید.

«انجیل مَرقُس»، فصل 13، بندهای 24 - 36:
... از آن روز و ساعت، غیر از پدر، هیچ کس اطّلاع ندارد، نه فرشتگان در آسمان و نه پسر هم، پس بر حذر و بیدار شده دعا کنید؛ زیرا نمی‌دانید آن وقت کی شود...
... پس بیدار باشید؛ زیرا نمی‌دانید در چه وقت صاحب خانه می‌آید، در شام یا نصف شب یا بانگ خروس [خوان] یا صبح. مبادا ناگهان آمده و شما را خفته یابد.

«انجیل یوحنّا»، فصل 12، بندهای 27 ـ 29:
... و به او قدرت بخشیده است که داوری هم بکند، زیرا پسر انسان است و از این تعجّب مکنید؛ زیرا ساعتی می‌آید که در آن جمیع کسانی که در قبور هستند آواز او را خواهند شنید و بیرون خواهند آمد، هر که اعمال نیکو کرد برای قیامت حیات و هرکه اعمال بد کرد به جهت قیامت داوری.

مکاشفۀ یوحنّا، فصل 12، بندهای 1 ـ 5:
و علامتی عظیم در آسمان ظاهر شد، زنی که آفتاب را در بر دارد، ماه زیر پاهایش و بر سرش تاجی از دوازده ستاره است و آبستن بوده، از درد ناله و از عذاب زاییدن فریاد بر می‌آورد... پس پسر نرینه را زایید که همۀ امّت‌های زمین را به عصای آهنین حکم‌رانی خواهد کرد و فرزندش به نزد خدا و تخت او ربوده شد...

«رساله‌ی پُولس به رومیان»، فصل 15، بند12:
... و آنکه برای حکم‌رانی امّت‌ها مبعوث شود، امید امّت‌ها بر وی خواهد بود.

کتاب اعمال رسولان، فصل 1، بندهای 9 ـ 11:
... همین عیسی که از نزد شما به آسمان بالا برده شد، باز خواهد آمد، همان طوری که او را به سوی آسمان روانه دیدید.

بهاری به بهانه شما یا رسول الله...

هنوز مانده بود به طلوع!
در میان نعره های شیطان در عشرتکده های آزین بسته ی شهر،
در میان قهقهه ی شراب آویخته بر چانه ی بدمستی،

در میان ستارگان نقش بسته در چشمان همیشه به خواب رفته ی دختران بی گناه درون خاک،
در میان هلهله و سوت کشیدنها، پای بتکده های چوبین، (1)
در میان تعصبهای آفت زده ی بدنهای پوسیده در لشکرکشی های چند صد ساله، (2)
در میان اندام های نقش بسته در شعرهای شهوت ران آویخته بر خانه ی سنگی کعبه،(3)
در میان فریادهای استخوانهای رنج کشیده ی شکننده زیر پای ارباب گردن کشیده ی زینت بسته،
در میان نَسَبهای گم شده بین زنان قسمت شده در خیمه های خاموش طایفه، (4)
در میان ابرها،
تیرگی ها،
باتلاق ها،
جنگها...؛
چیزی مثل خدا گم شده بود!
چیزی مثل عشق،
مثل صلح،
مثل روشنی.

اما؛
خدا
در عرش،
قرنها و قرنها پیش از آن،
برای چنین ابری،
آفتابی از جنس محبت آفریده بود!

***
صدای تب دار نبی در گوش حق گرایان رو به خاموشی می رفت.
دستهای علم برای گدایی عالِم بر در عالَم مانده بود.
عشق، نفسهای آخر را می کشید.
آفتاب رو به غروبی همیشگی می گذاشت.
دستهای آوارگان و گم گشتگان، در پی راه پیدایی، دستهای مادرانه ی راهنمایی را می طلبید.
از حرفهای خدا، سکوت مانده بود و
از محبتی که محمد، آورده بود، بدعت و پوسیدگی.
کم کم جهان بار ستم پیشگی را روی دوش مردم می گذاشت.

در میان خس خس نفسهای دین،
طبیبی برای مداوا،
مرهمی برای حیات،
شربتی برای نجات
و
پدری،
برای بندگان کم بود! (5)

***
پیش از آن در بهار، سبزه روییده بود...
هفده روز زمان لازم بود
تا
پس از نیایش دستهای دعا؛
پس از شکیبایی در تیرگی؛

برای آب دادن به دانه های رنگ رنگ بهشت،
برای نوازش گلبرگهای لبخند خدا،
برای تنبیه ستمکار بزرگ: زمین؛
منجی برسد...

پی نوشت:

1.اقوام جاهلی در زمان جاهلیت برای پرستش خدایانشان در اطراف کعبه سوت و کف می زدند.
2.در تاریخ آمده است که اعراب جاهلی برای یک دعوای قبیله ای گاهی 400 سال جنگیده اند.
3.اشاره دارد به شعرهایی که در میان شاعران عصر جاهلی سروده می شد که در این شعرها مفاهیم سخیف و زننده از معشوقه های شاعران بیان می شد. در نهایت اشعار برگزیده بر خانه ی کعبه آویخته می شد و به همین دلیل به آن «معلقات» می گفتند.
4.در جاهلیت قدیم و جدید در برخی قبایل رسم همسر مشترک وجود داشت؛ یعنی یک زن در حین واحد همسر چند مرد بود.
5.اشاره به کنیه ی حضرت امام صادق (ع): اباعبدالله


8 صفت برای شبیه شدن به رسول خدا (صلی الله علیه واله)

پیامبر اکرم (صلی الله علیه واله) در حدیثی زیبا هشت صفت را برای شبیه‌ترین افراد به ایشان نام برده‌اند.

پیامبر گرامی اسلام، حضرت محمد مصطفی(صلی الله علیه واله) فرمود: آیا شما را از شبیه‌ترین‌تان به خودم با خبر سازم؟ گفتند: آرى اى رسول خدا! فرمودند: هر کس خوش اخلاق‏‌تر، نرم‏خوتر، به خویشانش نیکوکارتر، نسبت به برادران دینى‌‏اش دوست‏دارتر، بر حق شکیباتر، خشم را فروخورنده‏‌تر ، با گذشت‏‌تر و در خرسندى و خشم با انصاف‌‏تر باشد.

متن حدیث:

ألا اُخْبِرُکُمْ بِاَشبَهِکُم بى؟ قَالوا: بَلى یا رَسولَ اللّه‏ِ. قالَ: اَحسَنُکُم خُلقا وَ اَلیَنُکُم کَنَفا وَ اَبَرُّکُم بِقَرَابَتِهِ وَ اَشَدُّکُم حُبّا لاِِخوانِهِ فى دینِهِ وَ اَصبَرُکُم عَلَى الحَقِّ وَ اَکظَمُکُم لِلغَیظِ وَ اَحسَنُکُم عَفْوا وَ اَشَدُّکُم مِن نَفْسِهِ اِنْصافا فِى الرِّضا وَ الْغَضَبِ؛

سفر نویسنده آیات شیطانی به هند

نویسنده کتاب آیات شیطانی در تلاش است تا نشان دهد که مسلمانان فتوای امام را فراموش کرده اند ولی یک روحانی هندی معتقد است که مسلمانان هندی مترصد فرصتی برای اجرای حکم امام هستند.

به گزارش موعود سلمان رشدی نویسنده کتاب آیات شیطانی به دلیل فتوای امام خمینی مبنی بر ارتداد وی بیش از دو دهه است که تحت تدابیر شدید امنیتی دولت انگلیس در این کشور به سر می برد.

سلمان رشدی اخیرا در سفری با هماهنگی سرویس های امنیتی هند و انگلیس به بهانه حضور در اکران یک فیلم به هند سفر کرده است تا مقامات انگلیس از این طریق به نوعی واکنش مسلمانان را به حکم ارتداد سلمان رشدی بسنجند.

به گفته سیدمحمد حسینی از روحانیون شیعه هندی حضرت امام اولین فردی بودند که در خصوص توهین نویسنده کتاب آیات شیطانی نسبت به پیامبر اسلام فتوا صادر کردند و بعد از ایشان سایر رهبران مذهبی علیه سلمان رشدی موضع گرفتند.


سلمان رشدی و بی بی سی، رسانه دولتی انگلیس برای کمک اهمیت نشان دادن  فتوای تاریخی امام خمینی تلاش می کنند که وانمود کنند که این فتوا در میان مسلمانان رنگ باخته ولی اینگونه نیست و هنوز هم بعد از گذشت سالها مسلمانان خواهان اجرای حکم اعدام برای سلمان رشدی هستند.

سلمان رشدی بارها تلاش کرده است تا به هند سفر کند ولی مخالفت مسلمانان این کشور مانع این سفر شده است. سلمان رشدی اینبار به صورت مخفیانه به این کشور سفر کرده است و این خلاف خواست مسلمانان هند است و اگر دست مسلمانان به رشدی برسد او را می کشند. البته باید بگویم که سفر وی به هند برای وی بدون هزینه نخواهد بود و گروه های مسلمان در تدارک تظاهرات به منظور حضور وی در هند هستند

دولت هند نباید اجازه بدهد که سلمان رشدی به هند بیاید. دولت هند باید به خواست مسلمانان احترام بگذارد و مانع از حضور مجدد وی در هند شود.

منبع: جهان نیوز

روایت رحیم پور از سبک زندگی نبوی

حسن رحیم پور ازغدی روز جمعه، در جمع حدود صد نفر از زنان و دختران ترکیه‌ای در مرکز جامعه المصطفی، درباره سبک زندگی نبوی و حضرت زهرا (س) و الگو بودن ایشان برای زنان امروز به سخنرانی پرداخت.

 

 این برنامه در حاشیه همایش «سبک زندگی نبوی در مقابل سبک زندگی آمریکایی» که قرار است در روز های شنبه و یکشنبه در ترکیه برگزار شود صورت گرفته است.

این همایش در ترکیه توسط موسسه المصطفی(ص) و موسسه تایدر ترکیه برگزار خواهد شد و به موازت آن در پاکستان، اندونزی نیز برگزار می گردد و پیش از این در کشمیر برگزار شده است. هدف این مجموعه نشست‌ها، زمینه سازی برای محقق کردن سبک زندگی نبوی است.

بخشی از صحبت‌های ایشان به این شرح است:

مردم از دورت پراکنده نشوند

تو باید مردم را، بشریت را، با خودت ببری. نمی توانی وسط راه بگویی ما گفتیم و رفتیم شما می‌خواهید بیاید نمی‌خواهید نیاید. باید کنار مردم بایستی و کاری کنی که آنها متنفر نشوند، خسته نشوند و پراکنده نشوند.

«لن فضوا من حولک» یک خط قرمز است هر نحوه حرف زدن و کار کردنی که، هر نوع تبینی از اسلام که باعث شود مخاطب افکار عمومی و بشریت متنفر شود از اسلام و فرار کند «ان فضوا من حولک» این خط قرمز است و نباید انجام شود.

برای سختی‌ها آماده باش و بگذر ازشان

شما به عنوان طلبه باید آمادگی داشته باشید بهتان اهانت بشود، که آب دهان روی صورتتان بندازند، سنگ به سر و رویتان بزنند، فحش بدهند، اهانت کنند، زباله‌های خانه‌شان را بریزند برسرتان، همان کارهایی که با پیامبرکردند. منتظر نباشید دست‌تان را ببوسند. آماده باشید هر نوع اهانت و جسارت بهتان بکنند و تو اعفوا عنهم؛ ببخشید. باید این روح بزرگ را داشته باشید که تو حق می‌گویی، آن‌ها به تو اهانت و جسارت می‌کنند و تو ببخشی. بخشیدن از ته قلب نه به زبان بگذر ازشان. واستغفر لهم، یعنی کافی نیست خودت ببخشی. دلسوزانه از خدا بخواه و برای شان طلب مغفرت کن.

دعای پیامبر برای دشمنانش

شما دیدید در جنگ احد نقل شده که پیامبر را می زدند و دندان پیامبر و پیشانی پیامبر شکست و تا مرز شهادت رفتند. شایعه شد که ایشان شهید شدند و بعضی‌ها فرار کردند.

آنجا نقل شده که یکی از مشرکین می گوید من کنار پیامبر بودند آن لحظه‌ای که می زدندش، دیدم زیر لب چیزی می‌گوید، ما فکر کردیم دارد ما را نفرین می کند. ولی دیدیم دارد ما را دعا می کند! می گوید «اللهم اغفر لقومی انهم لا یعلمون». خدایا همین‌هایی که دارند من را می‌زنند همین‌ها را ببخش، این‌ها متوجه نیستند، نمی‌فهمند، جاهل‌اند. این‌ها درس است برای من و شما که چطور با مخاطب رفتار بگوییم و سخن بگوییم.

سخنان مردم را بشنوید

سبک دیگر از سبک زندگی و همینطور تبلیغ و تربیت پیامبر که باید الگو باشد برای من و شما که کار طلبگی می‌کنیم آمادگی برای شنیدن سخنان مردم است. ما فکر می‌کنیم همش ما باید حرف بزنیم، ما فکر می‌کنیم، ما فقط گوینده‌ایم. مردم شنونده‌اند. هر جا یک جمعی را پیدا کردیم، زود بنشین بسم الله الرحمن الرحیم موعظه‌ات می‌خواهم بکنم. پیامبر اینطور نبودند. 

پیامبر شنونده درد مردم بود 

در روایت دارد در بسیاری از جلسات ایشان هرگز شروع به صحبت نمی‌کردند. سکوت می‌کردند تا کسی سئوال کند. اگر سؤال نمی‌کرد پیامبر حرف نمی‌زد. اگر کسی صحبت می‌کرد پیامبر صحبت‌اش را قطع نمی‌کرد. می‌گذاشت همه حرف‌هایش را بزند. خب این‌ها روش‌های ماها نیست. این تعبیری است که خداوند در قرآن سوره توبه آیه 61 اشاره می‌کند که «قل اذن هو خیر لکم»؛

پیامبر اکرم به همان اندازه که گوینده بود شنونده بود بلکه بیشتر. شونده چی؟ شنونده درد دل مردم، مشکلات مردم، گرفتاری‌های مردم، شنونده اعتراضات مردم؛ انتقاد، اعتراض، اهانت می‌کردند. شنونده دیدگاه‌های مختلف بود. به قدری پیامبر شنونده بود که بعضی از مشرکین به پیامبر به عنوان اهانت و متلک می‌گفتند آقای گوش! ایشان آقای گوش‌اند. به عنوان اهانت و متلک. این هر چی بهش بگی گوش می‌کند.

شنونده منفعل نه. شنونده جهت رشد مردم

قرآن می‌فرماید این آقای گوش به این معنا نیست که ایشان منفعل است و هر کسی هر چیزی بخواهد می‌تواند به ایشان تحمیل و القا کند. بازی‌اش بدهند. بله ایشان آقای گوش است ولی کدام گوش؟ قل اذن هو خیر لکم. این شنونده است ولی این شنودگی در جهت چیست؟ همه‌اش در جهت رشد شماست. شنونده است، منعطف است، ولی منفعل نیست؛ یومن بالله ایمان‌اش به خدا محکم و شکست ناپذیر است. شما فکر می‌کنید اگر کسی به چیزی یقین دارد، دیگر نباید شنونده باشد؟ اگر کسی گوش می‌کند به حرف کسی همه‌اش دچار تردید و انفعال است؟ به چیزی متعقد نیست که هر کسی هر چیزی می‌گوید گوش می کند قرآن می فرماید این به خدا ایمان دارد و به مومنین ایمان دارد. پس اینطور نیست.