درانتظارمنجی

درانتظارباران نیست آنکه بذری نکاشته

درانتظارمنجی

درانتظارباران نیست آنکه بذری نکاشته

تخریب یکی ازمناره های حرم حضرت زینب (سلام الله علیها)

یک گروه ترویستی، زینبیه در دمشق را مورد حمله قرار دادند.، تروریست‌های مسلح با موشک زینبیه را هدف حمله قرار داده و خسارت‌هایی را به این محل وارد آوردند. در این حمله یکی از مناره‌های ضریح حضرت زینب (سلام الله علیها) هدف قرار گرفته و آسیب فراوانی دید.
به گزارش  از فارس، تروریست‌های مسلح با موشک زینبیه را هدف حمله قرار داده و خسارت‌هایی را به این محل وارد آوردند. در این حمله یکی از مناره‌های ضریح حضرت زینب (سلام الله علیها) هدف قرار گرفته و آسیب فراوانی دید.
خاطرنشان می شود که گروههای تروریستی سوریه اخیرا در پی ناکامی در  رسیدن به اهداف از پیش تعیین شده خود ، اهداف غیر نظامی و اماکن مذهبی را مورد حملات تروریستی قرار می دهند.پیش از این نیز تروریستها تلاشهای متعددی برای حمله به حرم زینبیه(سلام الله علیها) داشتند.
در مورد تلفات جانی این حمله هنوز خبری نرسیده است

"عبادت هدف زندگی است" چه معنایی می‏دهد؟

اگر مردم می‎دانستند معنای عبادت چیست، گمان نمی‏رود کسی پیدا می‏شد که خود را عابد نداند، یا کسی خود را بر کنار از دامان پیشگاه ربوبی تلقی کند.



تعریف مفهوم عبادت و منحصر ساختن آن در اعمال و حرکات مخصوصی که از روی عادت و یا انگیزه‏هایی ناچیز صورت می‎‏گیرد، آنچنان نابجا و غلط است که تعریف انسان و منحصر ساختن عظمت و امکانات او در نشستن چند لحظه‏ای و بازی کردن با انگشتر و تسبیحش، یا گذاشتن یک صفحه کاغذ سفید روی میز و خط کشی‎های کج و راست بدون هدف روی آن.

اگر مردم می‎دانستند معنای عبادت چیست، گمان نمی‏رود کسی پیدا می‏شد که خود را عابد نداند، یا کسی خود را بر کنار از دامان پیشگاه ربوبی تلقی کند. برای توضیح به این معنا می‎گوییم، همین مقدار کسی آگاهی پیدا کند که:

- دستگاه طبیعت برای او گهواره‏ای است که وی را به حرکت در می‏آورد و شیرش می‎دهد تا بزرگ شود.

- آن گاه همین دستگاه طبیعت، دبستان و دبیرستان و دانشگاه و آزمایشگاهی است که گنج‏های نهفته روانی او را به منصه ظهور می‏رساند و قابل بهره ‏برداری می‏سازد.

- از جنبه گهواره‏ای طبیعت گرفته تا جنبه عالی‎ترین آزمایشگاهی آن، همه و همه اجزاء معبد بزرگی هستند. پس از توجیه این حقایق سه گانه، او با یک آگاهی، آری فقط با یک آگاهی... به این که در جهان هستی در مسیر« انالله و انا الیه راجعون» در حرکت است، عبادت را شروع کند و پایانش لقاء الله یعنی «دیدار با خدا» خواهد بود. این که گفتیم پایانش دیدار خداست به آن معنا نیست که این غایت و هدف پس از جدایی روح از بدن یا در روز رستاخیز صورت خواهد گرفت، بلکه از اولین لحظه شروع عبادت، غایت و هدف مزبور تدریجاً بر سراغ او خواهد آمد.

این عبادت، کمیت و کیفیت مخصوصی ندارد، از بیل زدن زراعت روستا بچه‏ای در مزرعه خود گرفته تا چشم پوشی از میلیاردها ثروت در راه خدمت به انسانها که نهال‏های باغ خداوندی هستند، از مطالعه یک سطر دانش برای رسیدن به واقعیات گرفته تا جهان بینی کلی، از جارو کردن کارگاه برای معیشت و کار کارگر و مدیریت صحیح کارفرما، همه و همه با شرط فوق عبادت معبودی یگانه است. اما حرکات و اذکار و سایر عبادت‏های مقرّره، برای به خود آوردن جدی انسان‏هاست تا لحظاتی چند رو در روی خود قرار گیرند و تدریجاً روان را صیقلی کنند و جمال الهی را در آن ببینند و به کمال گرایند.

اگر همه انسانها موفق به چنین عبادتی شوند سپس چه؟

می‎گویند بسیار خوب، ما می‎پذیریم که عبادت دارای مفهوم بسیار وسیع‏تر از آن است که معمولاً در میان مردم رواج دارد، باز این سؤال باقی می‎ماند که نتیجه نهایی از این گونه زندگی پاک و اعلا چیست؟

می‏گوییم این سؤال شبیه این است که درباره قطرات آب یک جویبار که با تکاپو و گذشت لحظه‏ها رو به اقیانوس می‎‎روند بپرسید که سپس چه؟

این سؤال مادامی که قطرات در جویبار در حال تکاپو و جریان هستند منطقی است، ولی پس از ورود به اقیانوس که به فعلیت رسیدن هستی قطره‎هاست این سؤال«سپس چه؟» منطقی نخواهد بود؛ زیرا دیگر انتظاری در کار نیست تا سؤال مطرح شود، یا پس از آن که مواد و عناصر جامد، ترکیب و تفاعل یافتند و حیات را به وجود آوردند و حیات هم رشد پیدا کرد و آماده پذیرش و فعالیت روح شد گفته شود«سپس چه؟!» چنین سؤال کننده‎ای باید بداند که این سؤال یادگار دوران پیش از انقلاب قطره به دریا و عناصر بی جان به ذی روح است، و این توقعی غیر منطقی است که در جستجوی همان سنخ پاسخی که در دوران پیشین به پرسش‏هایش داده می‎شود.

مثلاً میل دارد در سؤال از چگونگی روح، بعد و عرض و طول و کیفیت‏های رنگی و حرکت و سکون جسمانی را که از آنها عبور می‎کند. بشنود و به طور کلی گمان می‎کند چون و چراها همان‏هاست که پیش از انقلاب(قطره به دریا) برای او مطرح می‎گشت و جواب‏ها هم باید از سنخ همان پاسخ‏ها باشد.

بنابراین سؤال «سپس چه؟» وقتی صحیح است که حالت انتظاری در سؤال کننده وجود داشته باشد و پاسخ به انتظار او خاتمه دهد. وقتی فرض شده است که با ورود به قلمرو پیشگاه مبدأ اعلا، انتظار و کاوش و چشم به راهی وجود ندارد، سؤال «سپس چه؟» به کلی منتفی می‏گردد. ممکن است بگویید: سؤال مزبور به ذهن افراد زیادی آمده و آن چه گفته شد قانعشان نساخته است، پس پاسخ شما درست نیست.

درپاسخ می‎گوییم: خارکنی را در نظر بگیرید که لبه داسش کند شده و از بریدن خارها عاجز گشته است و این ناتوانی باعث شده که صدها سؤال درباره خارستان و حتی موجودیت خودش برایش مطرح شود شما که به تمام خارستان و همه شئون خارکن آگاهید پاسخ‎های کاملاً منطقی به او می‎دهید، ولی او می‎گوید«سپس چه؟» این خارکن در حقیقت یک درد دارد و آن کندی داس اوست که به زحمتش انداخته است، لذا به جای این که برود سوهانی پیدا کند و لبه داسش را تیز کند منطقی‎ترین پاسخ‏های شما را درباره خارستان و موجودیت خویش نامفهوم تلقی می‎کند و می‎گوید: «سپس چه؟»

خلاصه این که هرچه در قلمرو حیات عمیق‎تر فرو برویم، ارتباط حیات را با خداوندی که ما فوق قانون علیت و بی نیاز از مقدمه چینی است، بیشتر در می‎‏یابیم و همچنین جدا نبودن هدف حیات از ماهیت خود حیات روشن می‏شود و رنگ جالب«سپس چه؟» مات می‏گردد.

ولی چیزی که همه در آن اشتراک دارند، این است که از مسیر معمولی حیات که در مجرای مقدمه، هدف و شرط علت و معلول قرار گرفته است؛ فراتر گذاشته شود و خود ماهیت حیات مورد توجه قرار گیرد.

آیت‌الله محمد تقی مدرسی هشدار می‌دهد

ه نقل از پایگاه خبری «شفق‌نیوز»، آیت‌الله «سید محمد تقی مدرسی» یکی از مراجع دینی عراق، درباره وجود نقشه‌ای که هدف از آن تقسیم عراق به دولت‌های کوچک است، هشدار داد.

وی در خصوص فراخوانی‌ها و تلاش‌هایی برای تقسیم کردن و تبدیل کشور به ایالت‌های کوچک هشدار داد و گفت: طرحی منطقه‌ای از سوی دولت‌های استکباری برای تقسیم عراق از سوی جریان‌های عراقی برای تجزیه عراق و روشن کردن فتیله آتش جنگی داخلی و فرقه‌ای در داخل کشور وجود دارد.

آیت‌الله مدرسی افزود: به دلیل عدم وجود چشم اندازی جامع از سوی سیاستمداران و رهبران، روند سیاسی عراق شکننده است و بحران وخیمی که کشور از آن رنج می‌برد، نبود دموکراسی حقیقی است.

گامی در شناخت پیامبر اعظم؛ حضرت محمّد بن عبد الله(ص)

آشنایی، گزینش و انتخاب الگوی کامل و شایسته، نیاز فطری هر انسان کنجکار و آرمان گراست. زیرا در گستره ی  وسیع زندگی انسان و رفتارهای کوچک و بزرگ اخلاقی و پیشرفت های او و در همه جوانب و روابط سیاسی، فقهی و فرهنگی جامعه به طور بسیار محسوس، تأثیر گذار هست و کارآیی و نقش زیادی خواهد گذاشت. خداوند حکیم در این باره، پیامبرانی را به عنوان الگو و اسوه مبعوث نمود تا انسان های خواهان رشد معنوی و تکامل انسانی با مشاهده و مطالعه ی  زندگی آنان، راه سعادت و ترقی و تکامل را طی نمایند.

گامی در شناخت پیامبر اعظم؛ حضرت محمّد بن عبد الله(صلّی الله علیه وآله)

ادامه مطالب...

ادامه مطلب ...

مادر و حرف هایی که نباید گفت ...

نباید گفت که:

در غدیر،

آن فرستاده ی الله

برای امت خویش

پاره پاره بودن و پراکندگی و از هم گسیختگی را نخواست.

نباید گفت:

دیگران،

برای اسلام، نقشه ی نابودی کشیده بودند.

سکوت باید کرد لحظه ای که می بینیم:

تنهایی امیر را

و همهمه ی سقیفه را.

 

باید چشم پوشید،

از زخم صورت بنت رسول،

از محسن نیامده،

از پهلوی در هم شکسته،

از بازوان کبود...

 

نباید اشاره ای به فرو ریختن رکن خانه ی علی (ع) کرد؛

و به یتیمی حسنین.

 

دهان را نباید گشود به لفظ «شهادت»!

و نباید گفت: منتقم محسن در راه است. 

چرا که جهان،

علیه اسلام است.

 

اماّ

بگذار بگویم:

مگر برای خاک بی زائر بقیع چه کرده ایم که

آرزو کنیم

مزار حبیبه ی رسول (ص) پیدا باشد...

 ولی مادر جان هیچ کجا ....کرببلا نمیشود.دلتنگ شدم مادر

به بهونه سفریه رفیق به حریم پاک نبوی(ص)