درانتظارمنجی

درانتظارباران نیست آنکه بذری نکاشته

درانتظارمنجی

درانتظارباران نیست آنکه بذری نکاشته

شش ماه به ظهور 4

در قسمت‌ گذشته‌ با برخی‌ از رویدادهایی‌ که‌ در روایت‌های‌ اسلامی‌ از آنها به‌ عنوان‌ رویدادهای‌ پیش‌ از ظهور یاد شده‌ آشنا شدیم‌. چنان‌ که‌ گفته‌ شد این‌ رویدادها همه‌ در فاصله‌ای‌ دور از عصر ظهور واقع‌ شده‌اند و پیشگویی‌ آنها از سویی‌ ائمه‌معصومین‌(ع‌) موجب‌ اطمینان‌ و اعتماد مردم‌ به‌ صدق‌ وعده‌ پیشوایان‌ دین‌ نسبت‌ به‌ رویدادهای‌ نزدیک‌ به‌ عصر ظهور می‌شود. از این‌ قسمت‌ به‌ بعد رویدادهایی‌ را که‌ وقوع‌ آنها در فاصلة‌ نزدیک‌ به‌ عصر ظهور پیش‌گویی‌ شده‌ مورد بررسی‌ قرار می‌دهیم‌.

اشاره‌ای‌ اجمالی‌ و کلی‌ به‌ حوادث‌ پیش‌ از ظهور


اشاره‌ :
در قسمت‌ گذشته‌ با برخی‌ از رویدادهایی‌ که‌ در روایت‌های‌ اسلامی‌ از آنها به‌ عنوان‌ رویدادهای‌ پیش‌ از ظهور یاد شده‌ آشنا شدیم‌. چنان‌ که‌ گفته‌ شد این‌ رویدادها همه‌ در فاصله‌ای‌ دور از عصر ظهور واقع‌ شده‌اند و پیشگویی‌ آنها از سویی‌ ائمه‌معصومین‌(ع‌) موجب‌ اطمینان‌ و اعتماد مردم‌ به‌ صدق‌ وعده‌ پیشوایان‌ دین‌ نسبت‌ به‌ رویدادهای‌ نزدیک‌ به‌ عصر ظهور می‌شود.
از این‌ قسمت‌ به‌ بعد رویدادهایی‌ را که‌ وقوع‌ آنها در فاصلة‌ نزدیک‌ به‌ عصر ظهور پیش‌گویی‌ شده‌ مورد بررسی‌ قرار می‌دهیم‌.

ادامه مطلب ...

ملاقات با حضرت خضر در راه کربلا

آن سالی که پیاده به کربلا مشرّف شدم، در موقع مراجعت از عتبات عالیات، از شهر مقدّس «کاظمین» به طرف «بغداد» حرکت کردم و از آنجا به طرف مرز «ایران» آمدم، مریضیِ من به شدّت عود کرد، کم‌کم مریض و ضعیف شدم و بعد علاوه بر بیماری مبتلا به خون دماغ شدم. در طول چند روز، قدرت و توان من تمام شد که دیگر قدرت راه رفتن نداشتم. وقتی که به یکی از روستاهای اطراف «کرمانشاه» رسیدیم، استخوان‌های بدنم نمایان شده بود، خیلی نحیف و ناتوان شده بودم...

ملاقات با حضرت خضر در راه کربلا

 

این داستان را مرحوم آیت الله حاج شیخ مرتضی حائری در کتاب «سرّ دلبران» آورده‌اند:

ادامه مطلب ...

منتظران ظهور امام مهدی(عج) از مصادیق مؤمنان به غیب

هنگامی که خداوند در خروج قائم ما تعجیل فرماید و خروج کند، زمین را پر از عدل و داد کند؛ چنانچه پر از ظلم و جور شده باشد. خوش به حال کسانی که بر دوستی ایشان استوار باشند. 

مسئله ظهور و مهدویت از مسائل مهم و از عقاید تخلف ناپذیر ما مسلمانان است، تا جایی که انتظار و امید به ظهور منجی را از مصادیق ایمان به غیب برشمرده اند، یادداشت زیر به قلم حجت الاسلام عبدی، از محققان پژوهشکده مهدویت، به بررسی همین مسئله پرداخته است.
"الم (1) ذلِکَ الْکِتابُ لا رَیْبَ فیهِ هُدی لِلْمُتَّقینَ (2) الَّذینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَ یُقیمُونَ الصَّلاةَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ"
الف، لام، میم. این است کتابی که در [حقانیت‏] آن هیچ تردیدی نیست [و] مایه هدایت تقواپیشگان است: آنان که به غیب ایمان می‏آورند و نماز را بر پا می‏دارند و از آن‌چه به ایشان روزی داده‏ایم انفاق می‏کنند. (بقره: 3)
"حدثنا أبوالمفضل محمدبن عبد الله بن المطلب الشیبانی رحمه الله قال أبو مزاحم موسی بن عبد الله بن یحیی بن خاقان‏ المقرئ ببغداد قال حدثنا أبو بکر محمدبن عبد الله بن إبراهیم الشافعی قال حدثنا محمد بن حماد بن ماهان الدباغ أبو جعفر قال حدثنا عیسی بن إبراهیم قال حدثنا الحارث بن نبهان قال حدثنا عیسی بن یقطان عن أبی سعید عن مکحول و عن واثلة بن الأشفع عن جابر بن عبد الله الأنصاری قال‏: دَخَلَ [جندب] جَنْدَلُ بْنُ جُنَادَةَ الْیَهُودِیُّ مِنْ خَیْبَرَ عَلَی رَسُولِ الله(ص) فَقَالَ: یَا مُحَمَّدُ أَخْبِرْنِی عَمَّا لَیْسَ لِلَّهِ وَ عَمَّا لَیْسَ عِنْدَ اللَّهِ وَ عَمَّا لَا یَعْلَمُهُ اللَّهُ. فَقَالَ رَسُولُ الله(ص) : أَمَّا مَا لَیْسَ لِلَّهِ فَلَیْسَ لِلَّهِ شَرِیکٌ وَ أَمَّا مَا لَیْسَ عِنْدَ اللَّهِ فَلَیْسَ عِنْدَ اللَّهِ ظُلْمٌ لِلْعِبَادِ وَ أَمَّا مَا لَا یَعْلَمُهُ اللَّهُ فَذَلِکَ قَوْلُکُمْ یَا مَعْشَرَ الْیَهُودِ عُزَیْرٌ ابْنُ اللَّهِ وَ اللَّهُ لَا یَعْلَمُ أَنَّ لَهُ وَلَداً فَقَالَ جَنْدَلٌ أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَنَّکَ رَسُولُ اللَّهِ حَقّاً ثُمَّ قَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ إِنِّی رَأَیْتُ الْبَارِحَةَ فِی النَّوْمِ مُوسَی بْنَ عِمْرَانَ (ع) فَقَالَ لِی یَا جَنْدَلُ أَسْلِمْ عَلَی یَدِ مُحَمَّدٍ وَ اسْتَمْسِکْ بِالْأَوْصِیَاءِ مِنْ بَعْدِهِ فَقَدْ أَسْلَمْتُ وَ رَزَقَنِیَ اللَّهُ ذَلِکَ فَأَخْبِرْنِی مَا الْأَوْصِیَاءُ بَعْدَکَ لِأَتَمَسَّکَ بِهِمْ فَقَالَ یَا جَنْدَلُ أَوْصِیَائِی مِنْ بَعْدِی بِعَدَدِ نُقَبَاءِ بَنِی إِسْرَائِیلَ فَقَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ إِنَّهُمْ کَانُوا اثْنَیْ عَشَرَ هَکَذَا وَجَدْنَا فِی التَّوْرَاةِ قَالَ نَعَمْ الْأَئِمَّةُ بَعْدِی اثْنَا عَشَرَ .
فَقَالَ: یَا رَسُولَ اللَّهِ کُلُّهُمْ فِی زَمَنٍ وَاحِدٍ؟
قَالَ: لَا وَ لَکِنْ خَلَفٌ بَعْدَ خَلَفٍ فَإِنَّکَ لَنْ تُدْرِکَ مِنْهُمْ إِلَّا ثَلَاثَةً. قَالَ: فَسَمِّهِمْ لِی یَا رَسُولَ اللَّهِ! قَالَ: نَعَمْ إِنَّکَ تُدْرِکُ سَیِّدَ الْأَوْصِیَاءِ وَ وَارِثَ الْأَنْبِیَاءِ وَ أَبَا الْأَئِمَّةِ عَلِیَّ بْنَ أَبِی طَالِبٍ بَعْدِی ثُمَّ ابْنَهُ الْحَسَنَ ثُمَّ الْحُسَیْنَ فَاسْتَمْسِکْ بِهِمْ مِنْ بَعْدِی وَ لَا یَغُرَّنَّکَ جَهْلُ الْجَاهِلِینَ فَإِذَا کَانَتْ وَقْتُ وِلَادَةِ ابْنِهِ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ سَیِّدِ الْعَابِدِینَ یَقْضِی اللَّهُ عَلَیْکَ وَ یَکُونُ آخِرُ زَادِکَ مِنَ الدُّنْیَا شَرْبَةً مِنْ لَبَنٍ فَقَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ هَکَذَا وَجَدْتُ فِی التَّوْرَاةِ الیایقطوا شَبَّراً وَ شَبِیراً فَلَمْ أَعْرِفْ أَسَامِیَهُمْ فَکَمْ بَعْدَ الْحُسَیْنِ مِنَ الْأَوْصِیَاءِ وَ مَا أَسَامِیهِمْ فَقَالَ تِسْعَةٌ مِنْ صُلْبِ الْحُسَیْنِ وَ الْمَهْدِیُّ مِنْهُمْ فَإِذَا انْقَضَتْ مُدَّةُ الْحُسَیْنِ قَامَ بِالْأَمْرِ بَعْدَهُ عَلِیٌّ ابْنُهُ وَ یُلَقَّبُ بِزَیْنِ الْعَابِدِینَ فَإِذَا انْقَضَتْ مُدَّةُ عَلِیٍّ قَامَ بِالْأَمْرِ بَعْدَهُ ابْنُهُ یُدْعَی بِالْبَاقِرِ فَإِذَا انْقَضَتْ مُدَّةُ مُحَمَّدٍ قَامَ بِالأَمْرِ بَعْدَهُ جَعْفَرٌ وَ یُدْعَی بِالصَّادِقِ فَإِذَا انْقَضَتْ مُدَّةُ جَعْفَرٍ قَامَ بِالْأَمْرِ بَعْدَهُ مُوسَی وَ یُدْعَی بِالْکَاظِمِ ثُمَّ إِذَا انْتَهَتْ مُدَّةُ مُوسَی قَامَ بِالْأَمْرِ بَعْدَهُ ابْنُهُ عَلِیٌّ وَ یُدْعَی بِالرِّضَا فَإِذَا انْقَضَتْ مُدَّةُ عَلِیٍّ قَامَ بِالْأَمْرِ بَعْدَهُ ابْنُهُ مُحَمَّدٌ یُدْعَی بِالزَّکِیِّ فَإِذَا انْقَضَتْ مُدَّةُ مُحَمَّدٍ قَامَ بِالْأَمْرِ بَعْدَهُ عَلِیٌّ ابْنُهُ وَ یُدْعَی بِالنَّقِیِّ فَإِذَا انْقَضَتْ مُدَّةُ عَلِیٍّ قَامَ بِالْأَمْرِ بَعْدَهُ الْحَسَنُ ابْنُهُ یُدْعَی بِالْأَمِینِ ثُمَّ یَغِیبُ عَنْهُمْ إِمَامُهُمْ قَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ هُوَ الْحَسَنُ یَغِیبُ عَنْهُمْ قَالَ لَا وَ لَکِنِ ابْنُهُ الْحُجَّةُ قَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ فَمَا اسْمُهُ قَالَ لَا یُسَمَّی حَتَّی یُظْهِرَهُ اللَّهُ قَالَ جَنْدَلٌ یَا رَسُولَ اللَّهِ قَدْ وَجَدْنَا ذِکْرَکُمْ فِی التَّوْرَاةِ وَ قَدْ بَشَّرَنَا مُوسَی بْنُ عِمْرَانَ بِکَ وَ بِالْأَوْصِیَاءِ بَعْدَکَ مِنْ ذُرِّیَّتِکَ ثُمَّ تَلَا رَسُولُ الله(ص) وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضی‏ لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنِی لا یُشْرِکُونَ بِی شَیْئاً فَقَالَ جَنْدَلٌ یَا رَسُولَ اللَّهِ فَمَا خَوْفُهُمْ قَالَ یَا جَنْدَلُ فِی زَمَنِ کُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمْ جَبَّارٌ یَعْتَرِیهِ وَ یُؤْذِیهِ فَإِذَا عجلَ اللَّهُ خُرُوجَ قَائِمِنَا یَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا کَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً ثُمَّ قَال(ص) طُوبَی لِلصَّابِرِینَ فِی غَیْبَتِهِ طُوبَی لِلْمُقِیمِینَ عَلَی مَحَجَّتِهِمْ أُولَئِکَ وَصَفَهُمُ اللَّهُ فِی کِتَابِهِ وَ قَالَ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَ قَالَ أُولئِکَ حِزْبُ اللَّهِ أَلا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ قَالَ ابْنُ الْأَسْقَعِ ثُمَّ عَاشَ جَنْدَلُ بْنُ جُنَادَةَ إِلَی أَیَّامِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ (ع) ثُمَّ خَرَج إِلَی الطَّائِفِ فَحَدَّثَنِی نَعِیمُ بْنُ أَبِی قَیْسٍ قَالَ دَخَلْتُ عَلَیْهِ بِالطَّائِفِ وَ هُوَ عَلِیلٌ ثُمَّ إِنَّهُ دَعَا بِشَرْبَةٍ مِنْ لَبَنٍ فَشَرِبَهُ وَ قَالَ هَکَذَا عَهِدَ إِلَیَّ رَسُولُ الله(ص) أَنَّهُ یَکُونُ آخِرُ زَادِی مِنَ الدُّنْیَا شَرْبَةً مِنْ لَبَنٍ ثُمَّ مَاتَ وَ دُفِنَ بِالطَّائِفِ فِی الْمَوْضِعِ الْمَعْرُوفِ بِالْکَوْرَاءِ .»: جندل بن جناده یهودی، که از یهودان خیبر بود بر رسول خدا (ص) وارد شد و عرض کرد: ای رسول خدا از آن‌چه برای خدا نیست؟ و از آن‌چه که نزد خدا نیست؟ و از آن‌چه که خدا نمی‏داند؟ به من خبر بده. رسول خدا (ص) فرمود: اما آن‌چه که برای خدا نیست؛ خدا شریکی ندارد و اما آن‌چه نزد خدا نیست؛ ظلم بر بندگان است و اما آن‌چه خدا نمی‏داند؛ گفتار شما مردمان یهود است که عزیر فرزند خدا است و خدا برای خود فرزندی نمی‏داند.
جندل گفت: «اشهد ان لا اله الا اللَّه ...»؛ گواهی می‌دهم که جز خدای یگانه خدایی نیست و گواهی می‌دهم که به حقیقت تو محمد رسول (ص) خدا هستی. سپس جندل عرض کرد: دیشب حضرت موسی‌بن‌عمران (ع) را در خواب دیدم به من فرمود: ای جندل به دست محمد اسلام بیاور و به اوصیای پس از او متمسک بجوی، خداوند اسلام را؛ روزی من فرموده و مسلمان شدم، اکنون از اوصیای خود مرا آگاه فرما تا به آنان متمسک گردم؟
پیامبر(ص) فرمود: ای جندل! اوصیای پس از من به عدد نقیبان بنی اسرائیل هستند. عرض کرد: ای رسول خدا به طوری که ما در تورات دیده‏ایم آنها دوازده تن بوده‏اند. فرمود: آری، امامان پس از من دوازده نفر هستند. عرض کرد: ای رسول خدا، همگی آنها در یک زمان‌اند؟ فرمود: نه، بلکه یکی پس از دیگری بیایند و تو سه نفر آنان را درک خواهی کرد. اوّلی آنها سیّد اوصیا و وارث پیامبران، پس از من و پدر امامان؛ علی بن ابی طالب (ع) است. سپس دو فرزندش حسن و حسین  هستند، پس (ای جندل) به دامان ایشان پس از من چنگ بزن و نادانی نادانان فریبت ندهد. و هنگامی که زمان ولادت علی بن الحسین سید العابدین فرا رسد مرگ تو برسد و آخرین توشه تو از دنیا، شربت شیری است که بیاشامی.
عرض کرد: ای رسول خدا! آنها را در تورات « الیا یقطو شبر و شبیر» دیده‏ام، ولی نام‌های ایشان را ندانم. [اکنون بیان فرما]، پس از حسین (ع) چند وصی باشند؟ و نامشان چیست؟ [حضرت]فرمود: نُه تن از صلب حسین (ع) هستند و مهدی از آنها است و همین که دوران حسین سپری شود، فرزندش علی به امر [امامت] پس از وی قیام کند و او ملقّب به زین العابدین است و چون دوران او سپری گردد، فرزندش محمد که باقرش خوانند به امر [امامت] پس از وی قیام کند و چون زمان او به پایان رسد، فرزندش جعفر که به صادق خوانده شود به امر [امامت] قیام کند و چون زمان جعفر به آخر رسد، فرزندش موسی که کاظم خوانده شود، به امر [امامت] پس از وی قیام کند سپس هنگامی که روزگار موسی سپری گردد، فرزندش علی که رضا خوانده شود، به امر [دین] قیام کند؛ و چون دوران علی سپری شود، فرزندش محمد که زکی نامیده شود به آن امر قیام کند. و چون زمان محمد منقضی گردد، فرزندش علی که نقی خوانده شود به این امر [امامت قیام کند و چون دوران علی بگذرد، فرزندش حسن که امینش خوانند به این امر قیام‏ کند سپس امام‌شان از نظر آنها پنهان گردد. عرض کرد: آن‌که پنهان شود حسن است؟ فرمود: نه، پسر اوست. عرض کرد: ای رسول خدا! نامش چیست؟ فرمود: نامش برده نشود تا آنگاه که ظاهر شود. جندل عرض کرد: ای رسول خدا، ذکر ایشان را در تورات دیده‏ایم و موسی بن عمران به تو و اوصیای از ذریّه‏ات ما را مژده داده است.
سپس حضرت رسول (ص) این آیه را تلاوت فرمود: «خداوند کسانی را از شما که ایمان آورده و کارهای نیک انجام داده‏اند وعده فرموده که جانشینشان گرداند در زمین، چنان که جانشین گردانید آنان که پیش از ایشان بودند و هر آینه فرمانروا گرداند برای ایشان دینشان را که پسندید برای آنها و هر آینه به ایشان دهد پس از ترسشان آسایشی.»
جندل عرض کرد: ترسشان چیست؟ فرمود: ای جندل، در زمان هر یک از آنان شیطانی [و سلطان ظالمی] است که متعرض آنان گردد و انان را آزار دهند. پس هنگامی که خداوند در خروج قائم ما تعجیل فرماید [و خروج کند] زمین را پر از عدل و داد کند؛ چنانچه پر از ظلم و جور شده باشد. سپس فرمود: خوش به حال کسانی که بر دوستی ایشان استوار باشند. آنان کسانی هستند که خداوند در قرآن وصفشان فرموده: «کسانی که ایمان به غیب آوردند ...»، سپس [در جای دیگر] فرموده: «ایشان‌اند حزب خدا و آگاه باشید، که حزب خداوند رستگاران‌اند ».
ابن اسقع گوید: سپس جندل تا زمان حسین بن علی(ع) زندگی کرد؛ پس به طائف رفت، نعیم بن أبی قیس برایم گفت: من در طائف بر او وارد شدم و او علیل (و مریض) بود، پس شربتی از شیر طلبیده؛ [آن را] آشامید و گفت: این چنین رسول خدا (ص) با من عهد فرموده، که آخرین توشه من از دنیا شربتی از شیر است. سپس از دنیا رفت و او را در طائف در مکانی که به «کوراء» معروف است دفن کردند، خدایش رحمت کند!

 
پی نوشت ها:
کفایةالأثر، ص 57 ـ 61.
الإنصاف فی النص علی الأئمة (ع) ، ص 432 ـ 436.
البرهان فی تفسیر القرآن‏، ج 1، ص 124، ح 6.
المحجة فی ما نزل فی القائم الحجة  ، ص 149 ـ 151.
بحار الأنوار، ج 36، ص 304، باب 41، ح 144.
منبع: پایگاه اطلاع رسانی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی

کدام یک از نشانه‌های ظهور واقع شده است؟

یکی از آسیب‌های جدی مباحث مهدویت، تطبیق است؛ لذا تطبیق علائم ظهور بر حوادث و وقایع و ادعا کردن تحقق علائم به صورت قطعی، نه تنها قابل پذیرش و دفاع نیست، بلکه تولید آسیب‌ نیز می‌کند.

 

یکی از آسیب‌های جدی مباحث مهدویت، تطبیق است. تطبیق علایم ظهور بر حوادث، وقایع و ادعا کردن تحقق علایم به صورت قطعی، نه تنها قابل پذیرش و دفاع نیست، بلکه تولید آسیب‌ می‌کند.

معارف عمیق مهدویت ضامن سلامت و سعادت جامعه و فرد فرد انسان‌هاست، اعتقاد به بشارت‌های پیامبران گذشته و ائمه دین(ع) افراد با انگیزه و پرتوانی را در جامعه می‌تواند پرورش دهد، باور به حضور امامی ناظر بر اعمال، از جنبه فردی موجب پاک نگاه داشتن روح و پیراستن اعمال از زشتی‌هاست و از جنبه اجتماعی باعث هم‌دلی مؤمنان و ایستادگی در برابر ظالمان می‌شود، کارکرد وسیع و عمیق آموزه‌های مهدوی، جذابیت خاص موضوع را نشان می‌دهد، به همین دلیل، قشرهای مختلف جامعه پرسش‌های بسیاری در این موضوع دارند که لزوم پاسخگویی صحیح به آن‌ها از راهی مطمئن بر کسی پوشیده نیست.

پژوهشکده مهدویت در کتاب "مهدویت، پرسش‌ها و پاسخ‌ها" به برخی از شبهات این‌گونه پاسخ می‌دهد:

علایم ظهور چیست؟

علائم ظهور، نشانه‌هایی است که قبل از ظهور امام زمان(عج) به وقوع می‌پیوندد و از نزدیک شدن و حتمی بودن ظهور خبر می‌دهد و مایه امید مؤمنان و ترس و وحشت کافران می‌شود.


فرق بین علایم و شرایط ظهور چیست؟

شرایط ظهور وابستگی تام و تمام به ظهور امام مهدی(عج) دارد، ولی علائم ظهور فقط نشانه و اعلام نزدیک بودن ظهور است، برای ظهور امام باید شرایط جمع باشد، اما در علایم چنین مسئله‌ای لازم نیست، برای مثال یکی از شریط تحقق نماز، دخول وقت است تا وقت نماز نشود، نمی‌شود نماز خواند، همچنین یکی از نشانه‌های وقت نماز، اذانی است که از رادیو پخش می‌شود، لذا نماز خواندن متوقف بر پخش اذان نیست، بلکه صدای اذان نشانه داخل شدن وقت است، بنابراین ممکن است اذان گفته نشود ولی وقت داخل شده باشد و می‌توان نماز خواند.

ثانیاً برای امر ظهور باید همه شرایط جمع باشد، برخلاف علایم که ظهور متوقف بر پدیدار شدن همه علائم و حضور همه نیست؛ مثلاً برای خواندن نماز باید همه شرایط از قبیل وقت، قبله، طهارت و ... با هم وجود داشته باشد.

ثالثاً ما نسبت به شرایط ظهور مکلف هستیم و باید زمینه‌های تحقق آن را مهیا سازیم، ولی نسبت به ظهور علایم و ایجاد آنها وظیفه نداریم.


آیا علائم ظهور بداءپذیر است؟

روایات، علائم ظهور را به دو قسم حتمی و غیرحتمی تقسیم کرده‌اند، بنابراین بداء در علایم غیرحتمی واقع می‌شود، اما در علایم حتمی نظرات مختلف است:

1. علایم حتمی بداپذیر نیست:

شیخ طوسی و برخی دیگر معتقدند علایم حتمی مورد بداء و تجدید نظر الهی واقع نمی‌شوند؛ زیرا در روایات به حتمی تصریح دارد و براساس فهم عرفی رخ دادن آن قطعی است؛ علاوه بر آن که اگر این علایم همه بداء بپذیرد، برخلاف ظواهر است و نتیجه این سخنان لغو بودن تقسیم‌بندی به حتمی و غیرحتمی است.

2. علایم حتمی بداءپذیر است:

مرحوم نوری و برخی دیگر معتقدند در علایم حتمی نیز بداء حاصل می‌شود؛ زیرا محتوم در روایات به معنای تغییرناپذیری نیست، بلکه چه بسا مراد مرتبه‌ای است از تأکید که در آن منافاتی با تغییر در مرحله‌ای از انجام وجود آن ندارد؛ ضمن آنکه اگر قائل به بداء نباشیم، مقصود این است که دست خدا در این باره بسته شده باشد و همچنین روایاتی که احتمال ظهور را همیشه و یا ناگهانی بیان می‌کند، مشخص می‌کند که احتمال بداء در این علایم وجود دارد.

البته برخی هم قائل به تفصیل هستند و بداء را در اصل علایم حتمی قائل نیستند، اما در کیفیت آن قائل هستند؛ مثلاً می‌گویند سفیانی محتوم است و حتماً می‌آید، اما شاید کیفیتش بداء بپذیرد و تغییر کند.


کدام یک از نشانه‌های ظهور واقع شده است؟

یکی از آسیب‌های جدی مباحث مهدویت، تطبیق است؛ لذا تطبیق علائم ظهور بر حوادث و وقایع و ادعا کردن تحقق علائم به صورت قطعی، نه تنها قابل پذیرش و دفاع نیست، بلکه تولید آسیب‌ نیز می‌کند.

چندی پیش شخصی ادعا کرد که از علائم ظهور فقط 5 نشانه که حتمی هستند باقی مانده است که موجب نارضایتی و نگرانی فراوان شد تا جایی که برخی به تأمل، نقدی بر آن نوشتند.

بنابراین این سؤال با توجه به تطبیق، قابلیت پاسخ صریح و روشن ندارد؛ زیرا هیچ عالمی علم ندارد که این حادثه واقعاً همان علامت ظهور باشد، مثل روایت کشته شدن عبدالله که برخی آن را به پادشاه فعلی عربستان تطبیق داده‌اند و تطبیق آن هیچ‌گاه صحیح نیست. مثلا علامه مجلسی در ذیل روایتی می‌نویسد: این روایت که متن آن تغییر یافته و اشتباه دارد، سند آن به بدترین خلق خدا یعنی عمر‌بن ‌سعد می‌رسد، من آن را ذکر کردم تا دانسته شود همه حضرت مهدی(عج) را قبول دارند.

ضمن آنکه برخی از علامت‌ها نشانه برای فرج و گشایش مؤمنان و یا خبر از یک اتفاق و واقعه است و ربطی به ظهور حضرت ندارد؛ مانند وقوع گرمای شدید یا روایات رایات سود که به بنی عباس اشاره دارد.

منبع: آینده روشن

سفارش جبرائیل به پیامبر اعظم(ص)

جبرائیل به رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: شرف‌ مؤمن‌ در قیام‌ او به‌ نماز در شب‌هاست‌ و عزّت‌ او در بی‌نیاز دیدن‌ نفسش‌ از مردم‌ است.
علامه مجلسی‌ رضوانُ الله‌ علیه‌ از "معانی‌ الاخبار" و " أمالی‌" صدوق‌ و "خصال‌" شیخ‌ صدوق‌ با سند متّصل‌ آنها از سهل‌ بن‌ سعد روایت‌ می کند:
جبرئیل‌ به‌ خدمت‌ رسول‌ اکرم‌ صلّی‌ الله‌ علیه‌ وآله‌ آمد و گفت‌: ای‌ محمّد هر چه‌ می‌خواهی‌ زندگی‌ کن‌ که‌ بالاخره‌ مرده‌ خواهی‌ بود! و هر که را که‌ خواهی‌ دوست‌ بدار که‌ بالاخره‌ از او جدا خواهی‌ شد! و هر کاری‌ را که‌ بخواهی‌ انجام ده که‌ بالاخره‌ به‌ آن‌ پاداش‌ داده خواهی‌ شد! و بدان‌ که‌ شرف‌ مؤمن‌ در قیام‌ او به‌ نماز در شب‌هاست‌ و عزّت‌ او در بی‌نیاز دیدن‌ نفسش‌ است‌ از مردم‌!

متن حدیث:

جَآء جَبْرَئِیلُ علیه السلام إلَی‌ النَّبِیِّ صَلَّی اللَهُ عَلَیْهِ وَ ءَالِهِ وَسَلَّمَ فَقَالَ: یَا مُحَمَّدُ عِشْ مَا شِئْتَ فَإنَّکَ مَیِّتُ! وَ أَحْبِبْ مَنْ شِئْتِ فَإنَّکَ مُفَارِقُهُ! وَاعْمَلْ مَا شِئْتَ فَإنَّکَ مَجْزِیُّ بِهِ! وَاعْلَمْ أَنَّ شَرَفَ الْمُؤْمِنِ قِیَامُهُ بِالْلَیْلِ، وَ عِزَّهُ اسْتَغْنآئُهُ عَنِ

«بحار الانوار، جلد هفدهم‌، صفحه 5»