درانتظارمنجی

درانتظارباران نیست آنکه بذری نکاشته

درانتظارمنجی

درانتظارباران نیست آنکه بذری نکاشته

جشن آشتی کنان

آدمهایی هستند که معمولا انگ فضول بودن به آنها زده می شود! افرادی که گاهی ناجوانمردانه آنها را «آتش بیار معرکه» می نامند و حتی برخی مواقع مورد کینه و بغض هم واقع می شوند. این آدمها،  افراد دلسوزی هستند که خودشان را موظف می دانند وقتی جایی دعوا یا کدورتی پیش آمده است، مداخله و آن را رفع و رجوع کنند. آدمهایی که نمی توانند ببینند دو خواهر یا برادر، دو دوست یا حتی زن و شوهری با هم قهر باشند و از یکدیگر کینه به دل بگیرند. شما چطور؟ با این افراد آشنا هستید؟ اصلا خودتان چقدر دغدغه ی روابط مردم را دارید؟ چقدر دلتان می سوزد وقتی خراب شدن یک رابطه را می بینید؟ از بین رفتن محبت بین مردم، چقدر شما را تحت تأثیر قرار می دهد؟ با ما باشید تا با «اصلاح بین مردم» و بزرگی و ارزش آن آشنا شویم.

ادامه مطلب ...

کیفیت شفاعت جهنمی‌ها

خداوند در آیه ۴۸ سوره بقره فرمود: و اتّقوا یوماً لاتجزی نفس عن نفس شیئاً ولایقبل منها شفاعة و لا یۆخذ منها عدل ولا هم ینصرون» از روزی بپرهیزید که احدی در آن روز به داد شما نمی‌رسد. و از شما هیچ چیزی پذیرفته نمی‌شود. و هیچ جایی برای داد و ستد نیست…

شفاعت، تنها راه نجات از عذاب قیامت

… امّا تنها راهی که برای مسأله تخفیف گناه یا عفو گناه مطرح است، مسأله «شفاعت» است… درباره شفاعت، آیات یکسان نیست. مجموع آیاتی که در قرآن کریم ناظر به شفاعت است سه طایفه است. طایفه اولىٰ نافی مطلق است که می‌گوید اصلاً در قیامت شفاعت نیست. طایفه ثانیه‌ آیهء‌ای است که می‌گوید شفاعت به حال مجرمین نافع نیست، نمی‌گوید در قیامت شفاعت نیست، منفعت شفاعت را نفی می‌کند. طایفه ثالثه آیاتی است که إذن خدا را استثنا می‌کند. یعنی در قیامت شفاعت نیست مگر اینکه خدا اذن بدهد.

خدا اوّل شفیع و شفاعت دیگران ظهور شفاعت اوست

طبق آیه شریفه‌ی «قل لله الشفاعة جمیعاً له ملک السموات والأرض ثمّ إلیه ترجعون»، تمام شفاعتها از آن خداست. یعنی اگر به کسی حقّ شفاعت داده شد این تفویض نیست این ظهور شفاعت خداست. آنگاه آن انسان کامل یا آن فرشته که شفیع باذن الله است مظهر شفیع خواهد بود. یکی از اسماء حسنای خدای سبحان این است که او شفیع است. اگر اهل بیت(علیهم‌السّلام) شفیعند فرشتگان شفیعند اینها مظهر این فعل حقّند.
… شفاعتی که قرآن کریم بخش مهمّش متوجه آن است شفاعت تکوینی است. البته آیات فراوانی هم مسأله شفاعت تشریعی درباره قیامت، درباره نجات از جهنّم، درباره ترفیع درجات بهشت دارد. پس شفاعت به اصطلاح عرف در خصوص مسائل قراردادی است. ولی به لسان قرآن یک اصطلاحی است هم در تکوین و هم در تشریع. به نشانه آنکه بت‌پرستها به قیامت و وحی و رسالت و قوانین اعتباری معتقد نبودند و شفاعتی را که برای بتها اثبات می‌کردند در خصوص دنیا بود آن هم در خصوص مسائل تکوینی…
… شفاعت مثل مسأله مبدأ یا مثل مسأله معاد و یا مسأله وحی و رسالت یک امر ضروری عقلی نیست که حتماً شفاعت باید واقع بشود… فقط عقل امکانش را اثبات می‌کند و شبهات را دفع می‌کند و نقل است که اصلش را و خصوصیّاتش را تثبیت می‌کند.
… شفاعت در حقیقت تتمیم قابلیّت قابل را بعهده دارد. کاری می‌کند که قابل از مرحله نقص به مرحله کمال برسد …نه اینکه شفاعت کارش این باشد که قانون درباره یک شخص جاری نشود یا قانون نقض بشود، اینچنین نیست بلکه کاری می‌کند که آن شخص ناقص، به مرحله کمال می‌رسد و از نقص می‌رهد… شفاعت تطهیر می‌کند قلب را مثل توبه است که تطهیر می‌کند. قلب وقتی تطهیر شد دیگر از آن استحقاق عذاب بیرون می‌آید، زیر پوشش رحمت قرار می‌گیرد.
یکی از مراتب و درجات شفاعت تخفیف عذاب است. شفاعت مراتبی دارد حتّی جهنّمی‌ها از شفاعت برخوردارند که باعث تخفیف عذاب می‌شود.

اسلام، زمینه شفاعت


اگر کسی مسلمان شد دین او مرضیّ خداست. چنانکه فرمود: «الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلاَمَ دِینا». چنین شخصی، زمینه شفاعت برای او در قیامت فراهم شده است. شفیع اولیای الهی هستند که این شخص را تطهیر می‌کنند نه این شخص، زمینه را فراهم کرده است. لذا خیلی‌ها هستند که در قیامت می‌سوزند با اینکه مسلمانند، گناهان همه که شفاعت نمی‌شود. گناهان فی الجمله شفاعت می‌شود نه بالجمله…
یک عدّه‌ای فراوان در جهنّم می‌سوزند بعد رحمت خدا شامل حالشان می‌شود در چهره اینها نوشته می‌شود «هۆلاء عتقاء الله من النّار» بعد این هم یک نحوه عذابی است که در چهره اینها نوشته است. از خدای سبحان مسألت می‌کنند که این را محو کند که باز محو می‌کند…در قیامت ظهور اعمال و نتایج اعمال است. شفاعت برای کسی است که زمینه استحقاق شفاعت‌یابی را در دنیا فراهم بکند…

شفاعت اختصاص به آخرت ندارد/ درجات شفاعت

حالا بحث‌هایی که آیات به ما هدایت می‌کند که اگر مذنبین به حضور رسول خدا(ص) بروند و از حضرت بخواهند «فَاسْتَغْفَرَوا اللّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللّهَ تَوَّاباً رَحِیماً» معلوم می‌شود در دنیا هم شفاعت هست منتها در آخرت ظهور می‌کند… همه کارها را در دنیا انجام می‌دهد در آخرت نتیجه کار خود را می‌گیرد. در آخرت ممکن نیست کسی اسلام بیاورد بگوید من مسلمان شدم و معصومین(علیهم‌السّلام) از من شفاعت کنند این ممکن نیست.
در شفاعت به خواست خدا درجاتی است یکی از درجات شفاعت همان ترفیع رتبه است. یکی از مراتب و درجات شفاعت تخفیف عذاب است. شفاعت مراتبی دارد حتّی جهنّمی‌ها از شفاعت برخوردارند که باعث تخفیف عذاب می‌شود. آنها یا اهل اعراف خواهند شد اعرافیها مشمول شفاعت می‌شوند که فرشتگان یا اهل بیت(علیهم‌السّلام) آن روز دستور می‌دهند که ادخلوا الجنّة به شفاعت آنها. آنهایی هم که در بهشت هستند مشمول شفاعت خواهند بود باعث ترفیع درجه می‌شود. آدم و من دونه تحت لوای رسول خدا(ص) است و آنها درجاتشان به وسیله شفاعت ترفیع پیدا می‌کند.

رضایت خدا محور شفاعت

شفاعتی که قرآن اثبات کرده است مال کسی است که مرتضا باشد…هرگز خدای سبحان نسبت به شخص معیّن یا گروه خاص، طایفه مخصوص، گناه معیّن، وعده شفاعت نداد. فقط در تحت عناوین کلّیه، که اگر کسی مرتضا باشد.«إلاّ لمن ارتضىٰ» و آن هم مشخّص کرد که چه کسی مرتضاست و چه کسی مرتضا نیست. و شفاعت را فقط در محدوده اینکه امید ببخشد مۆثّر می‌داند و نه به مرحله‌ای که غرور بیاورد. بیان ذلک این است که دربارهء هیچ گناهی وعده نداد که اگر این گناه را کردید ما شفاعت می‌کنیم. درباره هیچ افراد یا اشخاصی بالصّراحه وعده نداد که ما از این اشخاص شفاعت می‌کنیم. تحت یک عنوان کلّی فرمود: «إلاّ لمن ارتضىٰ» آن هم جزم به اینکه انسان جزو این مستثناست و مرتضاست کاری است بسیار سخت… پس محور شفاعت مرضیّ بودن و مرتضا بودن است.

مراد از رضایت، رضایت در دین است/ دین مرضی، تنها اسلام است


پس اسلام مرضیّ حق است. مسلمان مرتضای حق است از آن جهت که دارای دینی است که خدای سبحان آن دین را پسندید. «و رضیت لکم الإسلام دیناً» یعنی من اسلام را به عنوان دین برای شما پسندیدم. اعتقادهای الحادی که در برابر اسلام است مرضیّ حق نیست که فرمود: «وَلاَ یَرْضَىٰ لِعِبَادِهِ الْکُفْرَ». پس محور رضا و عدم رضا، اسلام و کفر است.
محور شفاعت و عدم شفاعت رضایت است. خدای سبحان اذن شفاعت به شفعا برای کسانی می‌دهد که آنها مرتضا باشند. و کسی مرتضا است که مسلمان باشد پس شفاعت شامل کسی می‌شود که مسلمان بمیرد. و اگر کسی مسلمان نمرد هرگز شفاعت شامل حالش نمی‌شود. زیرا خدای سبحان بالصرّاحه فرمود: «لا یرضىٰ لعباده الکفر»پس کفر مکروه است و غیر مرتضا. اسلام محبوب است و مرتضا و اگر کسی مسلمان بمیرد امید شفاعت دارد…
نفرمود به اینکه هر کسی که دارای دین مرتضاست ما از او شفاعت می‌کنیم…یعنی کسی که مسلمان نیست هرگز از شفاعت برخوردار نیست. معنایش آن است که اگر کسی مسلمان است از شفاعت برخوردار است نه از هر مسلمانی و از هر گناهی ما شفاعت می‌کنیم آن هم به هر درجه‌ای از شفاعت که باشد ما به دادش می‌رسیم اینچنین نیست.

«اصحاب الیمین» مشمول شفاعت‌اند

در سوره مبارکه «مدّثّر» تا حدودی مشخص کرده است که آنها که از شفاعت برخوردارند و متنعم هستند چه کسانی هستند. چون در همین سوره مدثر که فرمود مجرمینی که به کفر مبتلا شدند شفاعت شافعین به حال اینها نافع نیست در همین سوره جریان اصحاب یمین را یاد می‌کند. آیه ۳۸ به بعد سوره مدثّر این است: «کُلّ نفسٍ بما کسبت رهنیةٌ» هر کسی در رهن کار خودش است.«إلاّ أصحابَ الیمین»، اصحاب الیمین فکّ رهن کرده‌اند اینها دیگر آزاد شدند. نه اینکه اصلاً رهن نبودند اینها از رهن بدر آمدند.
آنکه اصلاً مرهون نیست و در رهن نیست مقرّبین هستند نه اصحاب یمین. مقرّبین هم که اصلاً مرهون نیستند چون بدهکار نبودند. اصحاب یمینند که فکّ رهن می‌شوند. اصحاب شمالند که بدهکارند و در رهن می‌مانند. و در قیامت هم وقتی گرو می‌خواهند ملاحظه فرمودید نه مال است تا اینکه با ضمانت حل بشود یا با فدیه حل بشود. نه اشخاص است که با کفالت مشکل حل بشود…
در قیامت از کسی که بدهکار الهی است هیچیک از این مسائل ضمانت و کفالت و امثال ذلک پذیرفته نمی‌شود. فقط خود شخص را گرو می‌گیرند نه خانه و مال را. نه کفیل بپذیرند. لذا «کلُّ نفسٍ بما کسبت رهینةٌ» هر کسی گرو است آنکه بدهکار نیست آزاد است آنکه بدهکار است باید گرو بسپارد و تنها گرو خود نفس است. بعضی برای ابد در این گرو می‌مانند و آن اصحاب شمال هستند. بعضی از این رهن آزاد می‌‌شوند و آن اصحاب یمین هستند که به برکت شفاعت آزاد می‌شوند. شفاعت به منزله فکّ الرهن است.

برگرفته از درس تفسیر آیت الله جوادی آملی

شش ماه به ظهور 12

حوادث‌ ماه‌ رمضان‌ در این‌ روزها امت‌ اسلامی‌ به‌ خاطر جنگ‌ها، فتنه‌ها و کشتارها ضعف‌ سیاسی‌ جدی‌ پیدا کرده‌ و قوای‌ بیگانه‌ (رومیان‌) هم‌ وارد منطقه‌ شده‌اند. نشانه‌هایی‌ در آسمان‌ پدیدار شده‌ است‌ که‌ امید را در دل‌ مؤمنین‌ شکوفا کرده‌ و از این‌ پس‌ جریان‌ حضرت‌ مهدی‌(ع‌) اصلی‌ترین‌ اشتغال‌ ذهنی‌ مردم‌ سراسر زمین‌ می‌شود؛ چرا که‌ این‌ آیات‌ و دلایلی‌ که‌ در این‌ ماه‌ نمایان‌ می‌گردد به‌ حدی‌ است‌ که‌ بشریت‌ نمی‌تواند از آن‌ چشم‌پوشی‌ کند مانند:
1 ـ خورشیدگرفتگی‌ و ماه‌گرفتگی‌ در زمان‌ غیر عادی‌
یکی‌ از مظاهر قدرت‌ الهی‌ که‌ در قالب‌ سنن‌ معجزات‌ جلوه‌نمایی‌ کرده‌ و اشارة‌ مخصوصی‌ را برای‌ توجه‌ آن‌ دسته‌ از مؤمنان‌ که‌ مخلصانه‌ منتظر ظهور بوده‌اند به‌ ارمغان‌ می‌آورد، کسوف‌ خورشید در روز سیزدهم‌ یا چهاردهم‌ ماه‌ رمضان‌ و خسوف‌ ماه‌ در بیست‌ و پنجم‌ همان‌ ماه‌ است‌.
علت‌ پدید آمدن‌ این‌ دو نشانه‌ پیش‌ از ظهور که‌ خلاف‌ روال‌ عادی‌ بوده‌ و از اول‌ خلقت‌ آدم‌ تا آن‌ زمان‌ نمونه‌اش‌ دیده‌ نشده‌، از این‌ قرار است‌:

ادامه مطلب ...

شش ماه به ظهور 11

در بخش‌های‌ قبلی‌ این‌ سلسله‌ مقالات‌، با برخی‌ نشانه‌های‌ مخصوص‌ سال‌ ظهور امام‌ عصر(عج‌) آشنا شدیم‌ و اینک‌ به‌ بررسی‌ سلسله‌ رویدادهایی‌ می‌پردازیم‌ که‌ در آخرین‌ ماه‌های‌ پیش‌ از ظهور آن‌ حضرت‌ رخ‌ می‌دهد.

حوادث‌ ماه‌ شعبان‌
در این‌ ماه‌، روحیة‌ آمادگی‌ آمیخته‌ به‌ ترس‌ و هراسی‌ در جهان‌ اسلام‌ نمایان‌ می‌شود که‌ ناشی‌ از بروز آن‌ دسته‌ از جریانات‌ سیاسی‌ است‌ که‌ در یک‌ عرصه‌ با هم‌ به‌ تاخت‌ و تاز مشغولند که‌ از ماه‌ رجب‌ به‌ مرور رو در روی‌ هم‌ قرار گرفته‌اند.
به‌ طور کلی‌ دو جریان‌ در این‌ ایام‌ در حال‌ شکل‌ گرفتن‌ است‌: جریان‌ یاوران‌ حضرت‌ مهدی‌(ع‌) (یمانی‌ از یمن‌ و سید خراسانی‌ از ایران‌) و جریان‌ سفیانی‌ که‌ بر رقبای‌ خویش‌ «اصهب‌» و «ابقع‌» فایق‌ آمده‌ و پس‌ از این‌ پیروزی‌ با رومیان‌ و یهودیان‌ (غرب‌) هم‌ پیمان‌ گشته‌ است‌.
در ماه‌ شعبان‌ جریانات‌ از هم‌ جدا شده‌ و مردم‌ هم‌ از کنار یکدیگر پراکنده‌ می‌شوند و به‌ همین‌ علت‌ است‌ که‌ در احادیث‌ نشانه‌ها و حوادث‌ دوران‌ ظهور، خاورمیانه‌ همانند میدان‌ مبارزه‌ و جنگ‌های‌ متعدد و با کشته‌های‌ بسیار ترسیم‌ شده‌ است‌. ساکنان‌ این‌ منطقه‌ هم‌ که‌ مسلمانان‌ هستند در شرایط‌ گرفتاری‌ و سختی‌ و ناراحتی‌ به‌ سر می‌برند که‌ نتیجه‌ عدم‌ ثبات‌ سیاسی‌ کشورهای‌ منطقه‌ است‌ و به‌ زودی‌ هم‌ آتش‌ جنگ‌ جهانی‌ بزرگی‌ برافروخته‌ خواهد شد.
ابوبصیر نقل‌ می‌کند که‌ از امام‌ صادق‌(ع‌) درباره‌ ماه‌ رجب‌ پرسیدم‌. حضرت‌ فرمودند:
پیش‌ از اسلام‌ (دوران‌ جاهلیت‌) آن‌ را ـ یعنی‌ ماه‌ رجب‌ را ـ بزرگ‌ می‌شمردند و در آن‌ جنگ‌ نمی‌کردند (نام‌ آن‌ را ماه‌ خالی‌ از ندای‌ جنگ‌ نهاده‌ بودند).
ابو بصیر می‌گوید:
پرسیدم‌ شعبان‌؟
ـ امور در آن‌ از هم‌ جدا می‌شود؛
ـ (ماه‌) رمضان‌ چطور؟
ـ ماه‌ خداوند تبارک‌ و تعالی‌ است‌ که‌ در آن‌ به‌ نام‌ صاحب‌ شما، حضرت‌ مهدی‌(ع‌)، و پدرش‌ ندا در دهند.
ـ شوال‌؟
ـ در آن‌ مردم‌ پراکنده‌ شوند.
ـ ذی‌القعده‌؟
ـ در آن‌ می‌نشینند؛
ـ ذی‌حجة‌؟
ـ آن‌ ماه‌ خون‌ است‌؛
ـ پس‌ محرم‌ (چطور خواهد بود؟)
ـ در آن‌ حلال‌ را حرام‌ کرده‌ و حرام‌ را حلال‌ می‌گردانند.
ـ صفر و ربیع‌(الاول‌ و الثانی‌)؟
ـ در آن‌ ننگی‌ (مرگ‌) زشت‌ (وحشتناک‌) و امری‌ عظیم‌ خواهد بود.
ـ جمادی‌ (الاول‌ و الثانی‌)؟
ـ از ابتدا تا انتهایش‌ فتح‌ و پیروزی‌ است‌. 1
ابو حمزه‌ ثمالی‌ از قول‌ امام‌ باقر(ع‌) نقل‌ کرده‌ که‌ فرمودند:
وقتی‌ شنیدید که‌ مردم‌ شام‌ دچار اختلاف‌ شده‌اند، از آنجا فرار کنید که‌ فتنه‌ و کشتار به‌ جانش‌ افتاده‌ است‌.
گفتم‌ به‌ کجا فرار کنیم‌؟ فرمودند:
مکه‌ بهترین‌ جایی‌ است‌ که‌ مردم‌ بدانجا بگریزند. 2
در روایتی‌ که‌ در روضة‌  الکافی‌ آمده‌ و این‌ رویدادها را توصیف‌ کرده‌ و مردم‌ را متوجه‌ وظایفشان‌ در آن‌ زمان‌ و شرایط‌ می‌کند آمده‌ است‌:
وقتی‌ ماه‌ رجب‌ شد با نام‌ خداوند متعال‌ روی‌ کنید و اگر دوست‌ داشتید که‌ تا شعبان‌ به‌ تأخیر بیندازید، ضرر نمی‌بینید و اگر دوست‌ داشتید که‌ در میان‌ اقوام‌ و خویشانتان‌ پناه‌ بگیرید (روزه‌ بگیرید) شاید برای‌ شما بهتر (محکم‌تر) باشد سفیانی‌ هم‌ به‌ عنوان‌ یک‌ نشانه‌ برای‌ شما کافی‌ است‌. 3
در این‌ حدیث‌ اجازه‌ داده‌ شده‌ است‌ که‌ شتاب‌ کردن‌ در مسافرت‌ تا پایان‌ ماه‌ رمضان‌ به‌ تأخیر انداخته‌ شود. و امام‌ باقر(ع‌) برای‌ راهنمایی‌ کردن‌ شیعیان‌ خویش‌ در قسمتی‌ از آن‌ حدیثی‌ طولانی‌ چنین‌ فرموده‌اند:
سفیانی‌ برای‌ شکنجه‌ کردن‌ دشمنان‌ شما کافیست‌ و او از جمله‌ نشانه‌هایی‌ برای‌ شماست‌ (برای‌ فهم‌ نزدیکی‌ ظهور). علی‌رغم‌ اینکه‌ این‌ فاسق‌ شورش‌ کرده‌ شما یک‌ یا دو ماه‌ پس‌ از خروج‌ او از جای‌ خود تکان‌ نخورید؛ ناراحتی‌ به‌ شما نخواهد رسید تا اینکه‌ جمع‌ زیادی‌ از غیر شما (غیر شیعیان‌) را بکشد (اشاره‌ به‌ معرکه‌ قرقیسیاست‌).
برخی‌ از اصحاب‌ گفتند: با عیال‌ (زن‌ و فرزند) خود در آن‌ زمان‌ چه‌ کنیم‌؟ فرمودند:
مردان‌ خویش‌ را از سفیانی‌ پنهان‌ کنید؛ چرا که‌ او کینه‌ و حرص‌ شیعیان‌ را به‌ دل‌ دارد ولی‌ زنان‌ ان‌شاءالله ناراحتی‌ به‌ آنها نخواهد رسید.
پرسیدند: پس‌ مردان‌ به‌ کدام‌ سو خارج‌ شوند و از دست‌ او به‌ کجا فرار کنند؟ فرمودند:

در مدینه‌ چه‌ می‌توانید بکنید در حالی‌ که‌ سپاهیان‌ آن‌ فاسق‌ بدانجا روی‌ می‌کنند. ولی‌ شما به‌ مکه‌ بروید که‌ محل‌ اجتماع‌ شما آنجاست‌ و فتنة‌ او به‌ مدت‌ حمل‌ یک‌ زن‌ یعنی‌ 9 ماه‌ طول‌ می‌کشد و ان‌شاءالله بیش‌ از این‌ اجازه‌ نخواهد یافت‌.4

 

پی نوشت

1.  بحارالانوار، ج‌52، ص‌272؛ بشارة‌الاسلام‌، ص‌142؛ بیان‌الائمه‌(ع‌)، ج‌2، ص‌686.
2 .  بحارالانوار، ج‌52، ص‌271؛ السفیانی‌، فقیه‌، ص‌123.
3 .  بحارالانوار، ج‌52، ص‌302؛ السفیانی‌، ص‌122.
4 .  الغیبة‌، نعمانی‌، ص‌203؛ السفیانی‌، ص‌122.

محمود مطهری نیا

شش ماه به ظهور 10

ثابت‌ ماندن‌ خورشید و خسوف‌ ماه‌ در شب‌ بدر (نیمه‌ ماه‌)

از علایم‌ غیر حتمی‌ سال‌ ظهور ثابت‌ ماندن‌ خورشید و حرکت‌ نکردن‌ آن‌ از ظهر تا عصر یکی‌ از روزهای‌ ماه‌ رجب‌ است‌. همچنین‌ در شب‌ بدر این‌ ماه‌، خسوف‌ و ماه‌ گرفتگی‌ رخ‌ خواهد داد.

از امام‌ پنجم‌(ع‌) در مورد این‌ آیه‌ که‌ اگر بخواهیم‌ از آسمان‌ بر آنها آیه‌ای‌ نازل‌ می‌کنیم‌   پرسیدند که‌ آن‌ آیه‌ چیست‌؟ حضرت‌ فرمودند:
ثابت‌ ماندن‌ خورشید از ظهر تا هنگام‌ عصر... که‌ اینها در زمان‌ سفیانی‌ است‌ و به‌ دنبال‌ آن‌، او و قوم‌ و پیروانش‌ هلاک‌ خواهند شد .

این‌ نشانه‌ به‌ خوبی‌ از خروج‌ و شورش‌ سفیانی‌ در ماه‌ رجب‌ حکایت‌ می‌کند؛ چرا که‌ این‌ علامت‌ در زمان‌ او اتفاق‌ می‌افتد. سکون‌ خورشید در آسمان‌ هر چند برای‌ مدت‌ کمی‌ رخ‌ می‌دهد، ولی‌ معجزه‌ای‌ عجیب‌ از ناحیه‌ خداوند متعال‌ است‌. از طرفی‌ مردم‌ به‌ آن‌ واقعه‌ از طولانی‌ شدن‌ ناگهانی‌ مدت‌ روز پی‌ می‌برند. و از طرف‌ دیگر تابش‌ نامتعارف‌ و بیش‌ از حد گرما و حرارت‌ خورشید به‌ زمین‌ باخبر می‌شوند. پدید آمدن‌ چنین‌ نشانه‌ای‌ آسمانی‌ در ماه‌ رجب‌ خبر از هلاکت‌ و درهم‌ کوبیده‌ شدن‌ سفیانی‌ و سپاهیان‌ و حزب‌ و پیروانش‌ می‌دهد.

تأکید بر ثابت‌ ماندن‌ خورشید در ماه‌ رجب‌ ناظر به‌ همزمانی‌ این‌ حادثه‌ با خروج‌ سینه‌ و صورت‌ مردی‌ در قرص‌ خورشید است‌ که‌ قبلاً در زمرة‌ حوادث‌ ماه‌ رجب‌ از آن‌ یاد کردیم‌. و همان‌طور که‌ پیش‌ از این‌ گفتیم‌ همه‌ اینها در زمان‌ سفیانی‌ رخ‌ می‌دهد.

از جمله‌ دیگر حوادثی‌ که‌ در ماه‌ رجب‌ رخ‌ می‌دهد ماه‌ گرفتگی‌ در شب‌ بدر این‌ ماه‌ است‌:
ام‌ سعید اخمسیه‌ به‌ امام‌ صادق‌(ع‌) عرض‌ می‌کند: یابن‌ رسول‌الله(ص‌) فدایتان‌ شوم‌! نشانه‌ای‌ از خروج‌ و قیام‌ حضرت‌ مهدی‌(ع‌) در اختیارم‌ بگذارید و به‌ من‌ مرحمت‌ کنید. حضرت‌ به‌ من‌ فرمودند:
ام‌سعید! وقتی‌ ماه‌ در شب‌ بدر ماه‌ رجب‌ گرفته‌ شود و خسوف‌ رخ‌ دهد، مردی‌ پس‌ از آن‌ خروج‌ کند و به‌ دنبال‌ آن‌ حضرت‌ مهدی‌(ع‌) قیام‌ خواهند کرد.