درانتظارمنجی

درانتظارباران نیست آنکه بذری نکاشته

درانتظارمنجی

درانتظارباران نیست آنکه بذری نکاشته

احکام سفر

مسافر کیست؟
مسافر در فقه اسلامی به کسی گفته می‏شود که حداقل هشت فرسخ ‏از وطن خود دور شده باشد، و یا چهار فرسخ راه از دیار خود دور شود و چهار فرسخ برگردد، بدون اینکه ده روز در آن مکان اقامت داشته باشد ،چنین شخصی مسافر نامیده شده و احکام ویژه‏ای دارد.
بعضی از احکام مسافر بدین قرار است:
تبدیل نمازهای چهار رکعتی به دو رکعتی،
افطار روزه، هر چند در ماه مبارک رمضان

موارد استثناء در احکام مسافر
الف: کسی که برای کار حرام سفر کند باید نماز را تمام بخواند و روزه‏اش را (در ماه رمضان) بگیرد، و همچنین کسی که سفر او حرام است مثل اینکه سفر برایش ضرر داشته باشد یا زن بدون اجازه شوهر سفر رود (در غیر سفر واجب ) و یا فرزند، سفرش سبب اذیت پدر و مادر باشد (در غیر سفر واجب) در چنین سفری نماز تمام است و روزه‏اش را در ماه رمضان باید بگیرد.

ب: کسی که شغل او سفر باشد ماننده راننده، خلبان و امثال اینها در غیر سفر اول باید نماز را تمام بخواند و روزه‏اش را (اگر ماه رمضان است) بگیرد و در سفر اول اگر چه طول هم بکشد نمازش شکسته است.

ج: کسی که شغلش سفر نیست ولی محل کارش در شهر دیگری است و همواره در محل خود و آن شهر رفت و آمد می‏کند مثل پیشه‏وران سیار، معلمانی که محل کارشان ثابت نیست و کارگرانی که به شهر دیگری‏جهت کار سفر می‏کنند و امثال اینها، نمازشان تمام و روزه‏ شان را باید بگیرند (امام خمینی قدس سره در این مورد می‏فرماید: نمازشان را شکسته بخوانند و روزه‏ شان را نگیرند.)

د: مسافری که قصد دارد ده روز پشت سر هم در یک محل بماند باید نمازهای خود را در آن محل تمام بخواند و روزه‏اش را اگر در ماه رمضان است بگیرد.

ه: کسی که بعد از رسیدن به هشت فرسخ و بیشتر، سی روز در محلی بماند و مردد باشد و باید نماز را شکسته بخواند ولی پس از سی روز باید نماز را تمام بخواند و اگر ماه رمضان است روزه‏اش را بگیرد .

مسائلی در نماز مسافر

1. اگر شخص می ‏داند که مسافر است و می‏داند که نماز مسافر، شکسته است، در عین حال نماز را عمداً یا سهواً، تمام خوانده است، نمازش باطل است و باید به صورت شکسته (یعنی دو رکعتی) اعاده نماید (دو باره بخواند)، و اگر خارج از وقت متوجه شد، باید به صورت شکسته قضا نماید.

2. اگر شخص می‏داند که مسافر است، اما نمی‏داند که نماز مسافر شکسته است، اعاده آن واجب نیست، نه در وقت، و نه در خارج از وقت.

3. اگر شخص، مسافر است و می‏داند حکم مسافر قصر است، اما خصوصیات آن را نمی‏داند، مثلا نمی‏داند که اگر شغلش سفر باشد، وقتی‏در وطن ده روز بماند، باید در سفر اول شکسته بخواند، در این صورت اگر نمازش را تمام خوانده است، باید به صورت شکسته در وقت اعاده و در خارج وقت قضا نماید.

4. اگر حکم نماز مسافر را می‏داند، اما نمی‏داند که هشت فرسخ را طی کرده یا نه و نمازش را تمام خوانده است، سپس متوجه شود که مسافر بوده و هشت فرسخ را طی کرده است، در این صورت باید نمازش را شکسته در وقت اعاده و در خارج وقت قضا نماید.

5. اگر شخص می‏داند که نماز مسافر شکسته است، اما فراموش کرده که خودش مسافر است و به این خیال که در سفر نیست نمازش را تمام خواند، بعد متوجه شد که مسافر است، در این صورت اگر در وقت است، باید نمازش را به صورت شکسته اعاده کند.ولی اگر بعد از وقت به یاد آورد که مسافر است، قضا ندارد.

6. کسی که در وطن نمازش را نخوانده است، باید قضای آن را تمام به جا آورد، هر چند در سفر باشد و کسی که در مسافرت نماز را به جا نیاورده، باید قضای آن را شکسته بخواند، هر چند در وطن خود باشد.

7. اگر کسی نمازش را در وطن به جا نیاورد، تا وقت گذشت و نماز قضا شد، سپس با هواپیما به نقطه‏ای سفر کند که در آنجا هنوز وقت آن نماز باقی است مثل کسی که نماز صبح او در تهران قضا شده باشد و با هواپیما قبل از طلوع آفتاب به ترکیه برسد نماز قضای این شخص به ادا تبدیل می‏شود و باید نماز صبح را در ترکیه به قصد ادا به جا آورد.

8. اگر کسی نماز ظهر و عصر را بخواند و بعد با هواپیما به نقطه‏ای برسدکه هنوز ظهر نشده است، لازم نیست دوباره نماز ظهر و عصرش را بخواند.

9. مسافر مختار است که نماز خود را در این مکان ها، شکسته یا تمام بخواند:
.مسجد الحرام،
مسجد النبی در مدینه،
مسجد کوفه،
نزد قبر مطهر حضرت سید الشهداء (علیه السلام).

منبع:تبیان

هم سفرهای نمونه

زیارت یا سیاحت، زمینی یا هوایی، داخلی یا خارجی فرقی نمی کند، گاهی آدمها نیاز دارند تا مدتی همه چیز را رها کنند و دل بزنند به راه. مسافرت کردن، کاری است که کمتر آدمی از آن خوشش نمی آید. اما همین کار خوشایند، می تواند گاهی تبدیل شود به سوهان روح! کافی است که همسفرمان، آدمی نباشد که به درد سفر بخورد؛ اگر بخواهیم واضح تر بگوییم، یک شخص بدسفر، می تواند مسافرت را برای دیگران حسابی خسته کننده و حتی آزاردهنده کند. این مسئله ممکن است گریبان گیر خود ما هم شده باشد، ولی بدتر از همه، این است که خودمان نمونه ی یک همسفر بد باشیم. برای اینکه بدانیم چگونه سفر کنیم و خوش سفر باشیم، این مطلب را با هم بخوانیم.

 

سفرهای ممنوعه!
اگر از سفر لذت نمی برید و یا از آن هراسانید، دل به دریا بزنید و از فواید آن بهره مند شوید؛ ولی قبل از آن از همسفران و از خود سفر مطمئن شوید. درست است که سفر، کار مفیدی است، اما مثل هر چیز دیگری باید ها و نبایدهایی دارد که باید آنها را بشناسیم. مثلا «شخص نباید به سفری برود که در آن بر دین و نمازش هراسان است.» (1) اگر شرایط سفر طوری است که می دانیم واجباتمان را مختل می کند، مثلا مجبور شویم با همکار یا همراه نامحرممان در یک اتاق بمانیم یا مال حرام یا شبهه ناکی استفاده کنیم و خلاصه هر گناه دیگری، یا نباید به آن سفر برویم یا به هر نحو ممکن آن شرایط را تغییر دهیم.

یک نکته هم همین جا بگوییم که تنها سفر رفتن مگر در مواقع اضطرار، درست نیست: «ای علی! به تنهایی سفر نکن، چراکه شیطان همراه تنهاست.» (2) وقتی هم که آدم تنها نباشد، قطعا باید با دیگران تعامل داشته باشد. اگر فردی، در سفر، این تعامل را موفقیت آمیز انجام دهد، آدم خوش سفری خواهد شد و اگر نه، یک شخص بدسفر شناخته می شود و طبیعی خواهد بود که دیگران از همسفر شدن با او فراری باشند!

و اما راههای خوش سفر بودن:
·         شادی در سفر. آدمهای عنق و گوشه گیر و کم حرف، اصلا همسفران جالبی از آب در نمی آیند. همسفر باید شاد باشد تا به دیگران هم شادی بدهد. شعر بخواند، شوخی کند، لبخند بزند و خلاصه از تفریح دریغ نکند، البته به شرطی که حد خودش و دیگران را رعایت کند. «توشه ی مسافر خواندن سرود و شعر است، مادامی که یاوه و بیهوده نباشد.» (3) و نیز «... شوخیهایی که موجب خشم خدا نباشد، از آداب سفر است.» (4)

·         مادر خرج کیست؟! عرف پسندیده ای که خیلیها این روزها در سفرهای گروهی رعایت می کنند، این است که تکلیف حساب و کتاب و هزینه ها را از قبل روشن می کنند. با این کار خیال همه از بابت خرج و مخارج راحت است و کسی سربار دیگری نمی شود. «از آداب سفر این است که همسفران هزینه ی سفر را پیشاپیش جدا و مشخص کنند که مایه ی آرامش خاطر و نیکخویی آن هاست.» (5)

·         کبوتر با کبوتر، باز با باز... . این مسئله حتی در سفر رفتن هم مهم است. زیرا آنهایی که وضعیت اقتصادیشان ضعیفتر است، احساس حقارت می کنند یا مجبور می شوند برای حفظ آبرو، بیش از حد توانشان خرج کنند. ما باید سعی کنیم با بالاتر یا پایین تر از خودمان همسفر نشویم ولی گاهی هم که مجبور به این کار شدیم، سعی کنیم شرایط را درک و اخلاق را رعایت کنیم. «همسفرانی برگزینید که دخل و خرجشان با شما همسان باشد تا خوار نشوید.» (6) در زمان امام صادق (ع)، عده ای از شیعیان به حج رفته بودند و شخصی که دارایی زیادی داشت، به قصد رضایت خدا، در هر جایی که توقف می کردند، برای دیگران، گوسفندی قربانی می کرد. وقتی که از حج برگشتند، آن شخص خدمت امام (ع) رفت. امام (ع) نگاهی به او کردند و فرمودند: «ای حسین! تو مؤمنان را خوار کردی!» او با ناراحتی گفت: «از این کار به خدا پناه می برم. مگر چه کرده ام؟» امام فرمودند: «به من خبر رسیده ه در هر منزلی گوسفندی قربانی می کردی؛ مگر نمی دانستی که برخی از آنان هم دوست داشتند کار تو را انجام دهند، ولی توان مالی نداشتند و این کار، موجب شد آنها نزد خود احساس خواری کنند...»(7)

·         مدیریت را به یک نفر بدهیم. این درست که مشورت خیلی خوب است، اما اگر تصمیم گیرنده ی نهایی معلوم نباشد، احتمالا ساعتها زمان لازم است تا چند نفر به یک تصمیم واحد برسند. به خاطر همین، همیشه در بین چند نفر، یک شخص باید انتخاب شود تا تصمیم آخر را بگیرد. می شود این شخص را به طرق مختلف انتخاب کرد، مثلا بزرگ گروه، کسی که تجربه ی سفرش بیشتر است، قرعه یا هر راه دیگری که اعضا بخواهند. «هرگاه سه نفر با هم به سفر می روند، یکی را امیر و سرپرست خود کنند.» (8)

·         نق نزنیم و ایراد نگیریم. بعضیها انقدر که ساز مخالف می زنند، حرص آدم را در می آورند. خودمانیم! آدم خوش اخلاق، حتی اگر خرجش هم به گردن ما باشد، می ارزد به همسفر ناسازگار و بداخلاق! رسول خدا (صل الله علیه و آله) می فرمایند: «کسی که با همسفر خود بیشتر مدارا کند، پاداشش بیشتر و نزد خدا محبوبتر است.» (9) لقمان هم به پسرش می گوید: «ای پسرم! جز در نافرمانی خدا، با همسفران خود موافق و همدل باش.» (10)

·         خادم باش، بزرگ باش. معمولا آدمهای متکبر، از چند فرسخی قابل تشخیص اند، حتی در سفر! بار و بندیلشان را یکی حمل می کند، کارهایشان را دیگران انجام می دهند، ریخت و پاششان را همسفران مرتب می کنند، غذایشان را آماده جلویشام می گذارند و خلاصه شاهانه سفر می کنند! اما حتما شنیده اید که درخت هرچه پربارتر، افتاده تر! «در سفر، بزرگ قوم، خادم آنهاست.» (11) امام سجاد (ع)، با کسانی سفر می کرد که ایشان را نمی شناختند و شرط می کرد که از خدمتگزارانشان باشد. (12)

·         تک خوری ممنوع! همسفر خوب، خوراکیهایش را قسمت می کند، وسایلش را در اختیار دیگران هم می گذارد، چیزی را مخفیانه استفاده نمی کند و خلاصه دست و دل باز است. امام علی (ع) فرموده اند: «... سخاوتمندی با همسفران، از آداب سفر است.» و نیز «به روی همسفران بسیار تبسم کن و نسبت به توشه ات بخشنده باش.»(13)

·         دهن قرص باشیم. اتفاقات سفر، بین ما و همسفرانمان بوده و تمام شده است. اینکه بخواهیم بعد از سفر، آنها را برای دیگران تعریف کنیم، جدای از غیبت کردن، به دور از جوانمردی است و با این کار، حرمت همسفران را می شکنیم و دیگران را برای همسفر شدن با خودمان بی اعتماد می کنیم. امام صادق (ع) می فرمایند: «مردانگی در سفر این است که چون از همسفران جدا شدی، از آنان بدگویی نکنی.» (14) و نیز «از جوانمردی به دور است که شخص، خوبیها و بدیهای سفر را برای دیگران بازگوید.» (15)

·         عکس یادگاری. این روزها خیلیها درگیر شبکه های اجتماعی شده اند و بزرگترین سرگرمی هم در این شبکه ها، بخش آلبومهایشان است. اینکه ما دوست داریم عکسمان را در صفحه خودمان قرار دهیم، کاملا به خودمان مربوط است؛ اما اگر سفری رفتیم [یا هر جای دیگر] و با همسفرانمان عکس یادگاری گرفتیم، قبل از اینکه بخواهیم از آن عکس در شبکه های اجتماعی یا هر جای دیگری استفاده کنیم، حتما از رضایت طرف مقابلمان مطمئن شویم.


پی نوشت:
1.       امیرالمؤمنین (ع)؛ کتاب الخصال، ص 630؛ به نقل از مفاتیح الحیاة، آیت الله جوادی آملی، مرکز نشر اسراء، بهار 1391، چاپ 12، ص 179.
2.       پیامبر اکرم (صل الله علیه و آله)؛ الکافی، ج 8، ص 303؛ به نقل از همان، ص 185.
3.       پیامبر اکرم (ص)؛ مستدرک الوسایل، ج 8، ص 213؛ به نقل از همان، ص 181.
4.       امام صادق (ع)؛ الفقیه، ج 2، ص 294؛ به نقل از همان، ص 182.
5.       پیامبر اکرم (ص)؛ الفقیه، ج 2، ص 278؛ به نقل از همان، ص 183.
6.       امام صادق (ع)؛ الکافی، ج 4، ص 287؛ به نقل از همان، ص 185.
7.       مستطرفات السرائر، ج 1، ص 578؛ به نقل از همان، ص 184.
8.       پیامبر اکرم (ص)؛الجامع الصغیر، ج 1، ص 89؛ به نقل از همان، ص 186و 185.
9.       الکافی، ج 2، ص 120؛ به نقل از همان، ص 186.
10.   امام صادق (ع)؛ الکافی، ج 8، ص 303؛ به نقل از همان، ص 186.
11.   پیامبر اکرم (ص)؛ مکارم الخلاق، ص 251؛ به نقل از همان، ص 187.
12.   امام صادق (ع)؛ عیون اخبار الرضا (ع)، ج 2، ص 145. به نقل از همان.
13.   الکافی، ج 8، ص 348؛ به نقل از همان.
14.   تحف العقول، ص 374؛ به نقل از همان، ص 188.
15.   الفقیه، ج 2، ص 274؛ همان.

آداب سفر

شما جزء کدام دسته از انسان ها هستید؟ آیا قبل از انجام هر کاری، سری به کتب دینی برای رسیدن به آداب آن کار و سفارشات مربوط به آن در اسلام، می زنید؟ آیا در بین صفحات مفاتیح به آداب سفر رفتن برخورد کرده اید؟

در این مطلب ما تلاش کرده ایم تا شما را با آداب اسلامی سفر آشنا کنیم:
1-در بعضى از روایات(1) آمده است که انتخاب بعضى از روزهاى هفته براى مسافرت بهتر است ولى چنانچه انسان سفر خود را با صدقه(2) و دعا(3) شروع کند ان شاء الله گرفتار مشکلى نخواهد شد.( در مفاتیح الجنان آمده:  روز چهارشنبه و پنجشنبه و جمعه را  روزه بگیری و در روز شنبه  یا روز سه شنبه  یا روز پنجشنبه سفر کن و سعی کن که در روز دوشنبه  و چهارشنبه و پیش از ظهر روز جمعه سفر نکنی.)

2ـ با امیدوارى حرکت کند و از فال بد زدن بپرهیزد چرا که از روایات به دست مى آید آن گونه که تو تفأل برخود کنى همان برایت پیش مى آید؛ اگر آسان بگیرى آسان و اگر سخت بگیرى سخت مى شود و اگر آن را چیزى به حساب نیاورى مشکلى پیش نمى آید.(4)

3ـ قبل از سفر صدقه بدهد که در روایتى از امام باقر(علیه السلام) آمده: «هر زمان امام سجّاد(علیه السلام) پاى در رکاب مى گذاشت با صدقه دادن در حدّ توان خود، سلامتى را از خداوند عزّوجل طلب مى کرد و هنگام بازگشت از سفر نیز به شکرانه سلامتى سفر به اندازه توان خویش صدقه مى داد و حمد و شکر خدا بجاى مى آورد».(5) و نیز آمده است: صدقه بده و هر روز که خواستى از منزل خارج شو(6) و اگر چیز ناگوارى به دلت راه پیدا کرد، به اوّلین مسکینى که برخورد مى کنى صدقه بده سپس حرکت کن که خداوند، خطر را از شما دور مى کند.(7)

4ـ قبل از سفر دو رکعت نماز بخواند و همه چیز خود را به خدا بسپارد و بگوید:
«اَللّهُمَّ إِنّی أَسْتَوْدِعُکَ نَفْسی، وَ أَهْلی، وَ مالی، وَ ذُرِّیَّتی، وَ دُنْیای وَ آخِرَتی، وَ أَمانَتی، وَ خاتِمَةَ عَمَلی; خداوندا من خودم و خانواده ام و اموالم و فرزندانم و دنیا و آخرتم و امانتها و پایان کارم را به تو مى سپارم».

به سندهاى معتبر نقل شده است که: آن نماز و این دعا بهترین جانشین او بر اهل بیتش است و کسى که این دعا را بخواند به آنچه درخواست نموده، مى رسد.(8)

5ـ پس از خروج از خانه، بر در منزل و رو به آن سمتى که به سوى آن، سفرش را آغاز مى کند، مى ایستد و هر کدام از حمد و آیة الکرسى و فلق و ناس و اخلاص را از پیش رو و جانب راست و چپ مى خواند و سپس مى گوید:

«اَللّهُمَّ احْفَظْنی، وَ احْفَظْ ما مَعِىَ، وَ سَلِّمْنی، وَ سَلِّمْ ما مَعِىَ، وَ بَلِّغْنی، وَ بَلِّغْ ما مَعِىَ بِبَلاغِکَ الْحَسَنِ الْجَمیلِ.
کسى که این دعا را بخواند، خداوند او و آنچه همراه اوست را حفظ مى کند و به مقصد مى رساند.(9)

مقدارى از تربت امام حسین(علیه السلام) بردارد و بگوید:
«اَللّـهُمَّ إِنَّ هذِهِ طینَةُ قَبْرِ الْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلامُ، وَلِیِّکَ وَابْنِ وَلِیِّکَ، اِتَّخَذْتُها حِرْزاً لِما اَخافُ، وَ لِما لا اَخافُ; خداوندا این خاک پاک قبر امام حسین(علیه السلام) است همان ولىّ و فرزند ولىّ تو; من آن را پناهى براى آنچه از آن مى ترسم و آنچه از آن نمى ترسم قرار داده ام».
اگر چنین کند به برکت این کار در پناه خدا خواهد بود.(10)

7ـ پس از حرکت، در مسیر راه مى گوید:
«اَللّهُمَّ خَلِّ سَبیلَنا، وَ أَحْسِنْ تَسْییرَنا، وَ أَحْسِنْ عافِیَتَنا; خداوندا راه ما را بگشاى و مسیر و عافیت ما را نیکوگردان».(11)

8ـ وبگوید:بِسْمِ اللهِ وَبِاللهِ، وَمِنَ اللهِ وَ اِلـَى اللهِ، وَ فى سَبِیلِ اللهِ، اَللّـهُمَّ اِلَیْکَ اَسْلَمْتُ نَفْسى، وَ اِلَیْکَ وَجَّهْتُ وَجْهى، وَ اِلَیْکَ فَوَّضْتُ اَمْرى، فَاحْفَظْنى حِفْظِ الاِْیْمانِ، مِنْ بَیْنِ یَدَىَّ وَ مِنْ خَلْفى، وَعَنْ یَمینى وَعَنْ شِمالى، وَمِنْ فَوْقى وَمِنْ تَحْتى، وَادْفَعْ عَنّى بِحَوْلِکَ وَقُوَّتِکَ، فَاِنَّهُ لا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاَّ بِاللهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.(12)

9ـ وقتى سوار بر مرکب می شوید، بگویید:
بِسْمِ اللهِ لاحَوْلَ وَلاقُوَّةَ إِلاَّبِاللهِ،«اَلْحَمْدُللهِِ الَّذی هَدانالِهذاوَماکُنّا لِنَهْتَدِیَ لَوْلا أَنْ هَدانَا اللهُ»(13)، «سُبْحانَ الّذی سَخَّرَ لَنا هذا وَ ما کُنّا لَهْ مُقْرِنینَ».(14)

10ـ در مواقع احساس خطر، آیه 80 سوره اسراء را تلاوت کند:

«رَبِّ أَدْخِلْنی مُدْخَلَ صِدْق، وَ أَخْرِجْنى مُخْرَجَ صِدْق، وَاجْعَلْ لی مِنْ پروردگارا! مرا در هر کار با صداقت وارد کن و با صداقت خارج ساز و از سوى خود لَدُنْکَ سُلْطاناً نَصیراً»
حجّتى یارى کننده برایم قرار ده.
همچنین خواندن آیة الکرسى در چنین مواردى بسیار خوب است.(16)

11ـ اگر به منزلى رسید که قصد استراحت در آن را دارد قبل از خواب، تسبیح فاطمه زهرا(علیها السلام) را بگوید، سپس آیة الکرسى تلاوت کند که تا صبح از هر خطرى محفوظ بماند.(17)

12ـ اگر تنها مسافرت مى کند بگوید:
«ما شاءَ اللهُ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إلاَّ بِاللهِ، اَللّهُمَّ آنِسْ وَحْشَتی، وَ أَعِنّی عَلى وَحْدَتی، وَأَدِّ غـَیـْبَـتـی».(18)

و بهتر است انسان تا امکان دارد تنها سفر نکند.(19)

13ـ به دوستان و همراهان کمک کند و در رفع نیازهاى آنان مضایقه ننماید و حقیقتاً نسبت به آنان متواضع و دوست و مهربان باشد. از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) نقل شده است: «مَا اصْطَحَبَ إِثْنانِ إِلاَّ کانَ أَعْظَمُهُما أَجْراً وَ أَحَبَّهُما إِلَى اللهِ أَرْفَقَهُما لِصاحِبِهِ; هرگاه دو نفر با یکدیگر همراه شوند آن کس که بیشتر محبّت و کمک کند نزد خدا محبوب تر و پاداشش بیشتر است».(20)

در روایت دیگرى از امام سجّاد(علیه السلام) وارد شده که حضرتش سفر نمى کرد مگر با کسانى که او را نشناسند تا بتواند در مسیر راه، به همراهانش کمک نماید.(21)
در روایتى دیگر از رسول گرامى(صلى الله علیه وآله) نقل شده که وقتى با اصحابش در سفر بود و مى خواستند گوسفندى بکشند، یکى گفت: کشتن گوسفند با من! دیگرى گفت: کندن پوست آن با من! و سوّمى گفت:

پختن آن با من! و حضرتش فرمود: تهیّه هیزمش با من! گفتند: یا رسول الله شما زحمت نکشید ما خود، انجامش مى دهیم. فرمود: مى دانم، ولى دوست ندارم نسبت به شما امتیازى پیدا کنم; زیرا حق تعالى دوست ندارد که ببیند بنده اش براى خود امتیازى نسبت به دیگران قائل است.(22)

14ـ به ما دستور داده شده: «با کسانى که از جهت خرج کردن و تمکّن مالى در ردیف شما نیستند، مسافرت نکنید، مبادا آنها احساس حقارت کنند!».(23)

15ـ دقیقاً مراقب انجام نمازهاى واجب باشد که بسیار مهم است; زیرا از کمال غفلت زائر است با آن که براى تقرّب به سوى خدا و رسیدن به ثواب زیارت و حج و عمره و مشاهد مشرّفه، به سفر مى رود، در مسیر راه، نسبت به نماز و شرایط و حدود، و بجا آوردن آن در اوّل وقت، بى مبالاتى و بى توجّهى داشته باشد; در حالى که از امام صادق(علیه السلام) روایت شده که فرمود: «نماز فریضه از بیست حجّ (مستحبّ) بهتر است».(24)

16ـ بعد از نمازهاى قصر(شکسته) ـ اگر وقت دارد ـ سى مرتبه تسبیحات اربعه را فراموش نکند که روى آن تأکید شده است.(25)

17ـ مطمئناً قابل تشخیص است که آنچه درباره دعا و صدقات براى حفظ جان و مال و خانواده، از خطرات در بالا گفته شد به این معنا نیست که انسان احتیاط را از دست دهد و مراقبت هاى لازم را براى حفظ خویش و اموالش انجام ندهد، بلکه مقصود این است که هر چه براى حفظ خود و اموال خویش در توان دارد انجام دهد و بقیّه را به خدا بسپارد چرا که در روایت آمده است دعاى افراد سهل انگار مستجاب نمى شود.

این سخن را با حدیث پرمعنایى پایان مى دهیم: امام صادق(علیه السلام) به یکى از یارانش فرمود: «اِعْقِلْ راحِلَتَکَ وَ تَوَکَّلْ; با توکّل زانوى اشتر ببند».(26)

18-زمان سفر: رسول خدا (ص) می‌فرماید: شبانه مسافرت کنید، زیرا زمین آن گونه که پیموده می‌شود در روز طی نمی‌شود.(27) و ایشان از اینکه مردی شبانه از سفر نزد خانواده‌اش بازگردد نهی فرمود، مگر اینکه پیش‌تر آنها را خبردار کند.(28)

امام صادق (ع) می‌فرماید: مسافر، روز شنبه مسافرت کند؛ حتی اگر سنگی در روز شنبه از کوهی فرو غلتد، خدا آن را به جایش بازگرداند.(29)

سپس حضرت در ادامه فرمودند: از آداب و لوازم سفر، به همراه داشتن توشه فراوان و خوب و بخشش آن به همسفران است و نیز رازپوشی پس از سفر و شوخی‌هایی که موجب خشم خدا نباشد(30)

19-خداحافظی: رسول خدا (ص) می‌فرماید: هرگاه سفر می‌کنید با برادران دینی خود خداحافظی کنید، زیرا خدا در سایه دعای آنان برایتان برکت قرار می‌دهد.(31)

20-دعای بدرقه: حضرت رسول (ص) هنگامی که جعفر طیار را به سوی حبشه بدرقه می‌کرد این کلمات را توشه راهش قرار داد: «اللهم الطف به فی تیسیر کل عسیر، فان تیسیر العسیر علیک یسیر، انّک علی کل شیء قدیر. اسئلک له الیسر و المعافاة الدائمه فی الدّنیا و الآخره؛ خدایا! در حل مشکلات و سختی‌ها به او عنایت کن، زیرا آسان ساختن سختی بر تو آسان است و تو بر هر چیزی توانایی. از تو برای او آسایش و عافیت دائم در دنیا و آخرت می‌خواهم».(32)

هرگاه رسول خدا (ص) با مسافری وداع می‌کرد دست او را می‌گرفت و این چنین برایش دعا می‌کرد: «أحسن الله لک الصحابه و اکمل لک المعونه سهل لک الحزونه و قرّب لک البعید و کفاک المهم و حفظ لک دینک امانتک و خواتیم عملک و وجهک لکل خیر، علیک بتقوی الله استودع الله نفسک سر علی برکة الله عز و جل؛ خدا برای تو همراهی و مصاحبت را خوش و نیکو قرار دهد و به طور کامل تو را یاری کند و ناهمواری‌ها را برایت آسان سازد و دور را برایت نزدیک کند و نیازهایت را برآورد و امانت و دینت را حفظ کند و پایان کارت را نیکو کند تو را به هر خیری رهنمون سازد. بر تو باد به تقوای الهی خود را به خدا بسپار و به امید خدای بزرگ حرکت کن».(33)

21-توقف کوتاه بین راه: پیامبر اکرم (ص) می‌فرماید: هرگاه به مسافرت می‌روید در منزلگاه‌ها توقفی کوتاه داشته باشید.(34)

امام باقر(ع) می‌فرماید: هرگاه در زمین سرسبز و خرم سفر می‌کنید به آرامی سیر کنید و هرگاه زمین خشک و بی‌حاصل را می‌پیمایید به سرعت بگذرید.(35)
22-سوغات: امام صادق(ع) می‌فرماید: هنگام بازگشت از سفر برای خانواده خود سوغات بیاورید؛ هرچند قطعه سنگی باشد.(36)

پس از سفر
در احادیث، از سفر به عنوان قطعه ای از رنج تعبیر شده است که به محض پایان یافتن، هر چه سریع تر باید نزد خانه و خانواده بازگشت.
علاوه بر این، در روایات، ضیافتِ دوستان پس از بازگشت از سفر مستحب شمرده شده است.

در روایتی آمده است: کسی که از سفر برمی گردد، سزاوار است پیش از انجام هر کاری، غسل کند، دو رکعت نماز بگذارد، به سجده رود و (به خاطر به سلامت بازگشتن و...) شکر خداوند را بر زبان آورد.


پی نوشت:
1.     رجوع شود به: کافى، جلد 8، صفحه 143، حدیث 109 و صفحه 275، حدیث 416 و خصال صدوق، جلد 2، صفحه 385، حدیث 67 و صفحه 386، حدیث 69 و صفحه 388، حدیث 78 و صفحه 393، حدیث 95 و بحارالانوار، جلد 56، صفحه 35 و جلد 97، صفحه 102 و فقیه، جلد 1، صفحه 424، حدیث 1252 و جلد 2، صفحه 266 و 267.
2.     کافى، جلد 4، صفحه 283، حدیث 4.
3.     رجوع شود به: وسائل الشیعه، جلد 11، باب 15 از ابواب سفر.
4.      کافى، جلد 8، صفحه 197 و 198، حدیث 235 و 236 و وسائل الشیعه، جلد 8، باب 8 از ابواب سفر، حدیث 2 و 3.
5.      فقیه، جلد 2، صفحه 270، حدیث 2408 و وسائل الشیعه، جلد 8، باب 15 از ابواب سفر، حدیث 5.
6.     کافى، جلد 4، صفحه 283، حدیث 4 و وسائل الشیعه، جلد 8، باب 15 از ابواب سفر، حدیث 1.
7.     محاسن، جلد 2، صفحه 349، حدیث 26 و وسائل الشیعه، جلد 8، باب 15 از ابواب سفر، حدیث 3.
8.     کافى، جلد 4، صفحه 283، حدیث 1 و وسائل الشیعه، جلد 8، باب 18 از ابواب سفر، حدیث 1.
9.      کافى، جلد 2، صفحه 543، حدیث 11 و وسائل الشیعه، جلد 8، باب 19 از ابواب سفر، حدیث 1.
10.  کامل الزیارات، صفحه 283، حدیث 10، باب 93.
11. کافى، جلد 4، صفحه 287، حدیث 1.
12. بحارالانوار، جلد 73، صفحه 258، حدیث 52.
13.  سوره اعراف، آیه 43.
14.  سوره زخرف، آیه 13.
15.  رجوع شود به: کافى، جلد 6، صفحه 540، حدیث 17.
16. محاسن، جلد 2، صفحه 367، حدیث 118.
17.  همان مدرک، حدیث 120 .
18. فقیه، جلد 2، صفحه 276، حدیث 2431.
19. . کافى، جلد 4، صفحه 286، حدیث 5 و وسائل الشیعه، جلد 8، باب 30 از ابواب سفر، حدیث 1.
20. فقیه، جلد 2، صفحه 278، حدیث 2437 و وسائل الشیعه، جلد 8، باب 31 از ابواب سفر، حدیث 2.
21.  عیون اخبارالرضا، جلد 2، صفحه 145، حدیث 13 و وسائل الشیعه، جلد 8، باب 46، حدیث 2.
22.  بحارالانوار، جلد 73، صفحه 273.
23. فقیه، جلد 2، صفحه 279، حدیث 2442.
24. کافى، جلد 3، صفحه 265، حدیث 7.
25.  تهذیب، جلد 3، صفحه 230، حدیث 103.
26. بحارالانوار، جلد 100، صفحه 5، حدیث 18.
27. تنبیه الخواطر و نزهة النواظر، ج1، ص34
28. المحاسن، ج2، ص377
29. الکافی، ج8، ص143
30. الفقیه، ج2، ص294
31. الجامع الصغیر، ج1، ص89
32. مکارم الاخلاق، ص249
33. الفقیه، ج2، ص276
34. الجامع‌الصغیر، ج1، ص129
35. الفقیه،ج2، ص290
36. همان، ص278
37. مستطرفات السرائر، ج1، ص578
38. تفسیر العیاشی، ج1، ص277
39. مستدرک الوسائل، ج8، ص209

منابع:
مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمی
مفاتیح الحیاة، آیت الله جوادی آملی

مسافرت در طرحها و رنگهای مختلف!

اگر از شما بپرسند که چه نوع سفری را ترجیح می دهید، شاید اولین پاسختان این باشد که «از چه نظر؟». حقیقت این است که از هر منظری به مسافرت نگاه کنیم، می شود انواع مختلفی را برای آن برشمرد. مثلا از نظر نوع وسیله ی نقلیه، نوع هدف، ذات سفر و خلاصه منظرهای مختلفی می شود سفر را دسته بندی کرد. در این مطلب می خواهیم نگاهی اجمالی به انواع سفر از نظر میزان اهمیت و لزوم آن از منظر اسلام، بیندازیم.

شاید تقسیم بندیهای مختلفی را برای سفر بتوان ارائه داد؛ مثلا از نظر هدف، می شود اقسامی مثل سفر تجاری، علمی، زیارتی، سیاحتی، سفر برای حفظ دین و مانند اینها را برشمرد. مثلا کسی که به قصد تحصیل به مکانی می رود، با کسی که به قصد زیارت راهی همان مکان می شود فرق دارد. یا کسی که در جای بسیار گرمسیری زندگی می کند، وقتی در ماه رمضان به شهری خوش آب و هوا می رود تا بتواند روزه هایش را بگیرد، همین هدف است که نوع سفرش را متمایز می کند.

اما موضوع اصلی ما، انواع سفر با توجه به میزان اهمیت و لزوم آن در اسلام است:
1.      سفر واجب: مانند سفر به مکه مکرمه براى شخص مستطیع یا سفر براى حفظ وطن و ناموس و دین یا همان جهاد.
2.      سفر مستحب: مانند مسافرت براى زیارت اماکن متبرکه و قبور ائمه (ع) و اولیاى دین، یا زیارت دوستان و رفقا.
3.      سفر مکروه: مانند سفرى که صرفاً بقصد شکار باشد (در صورتى که بقصد انجام حرامى نباشد) یا سفر به قصد فرار از روزه ی ماه رمضان.
4.      سفر مباح: یعنی نه حرام باشد نه مکروه و نه واجب و نه مستحب، مثلا سفر برای استراحت یا تفریح.
5.      سفر حرام: که به سفر معصیت معروف است و یکى از دو حالت زیر را دارا می باشد:

الف ـ ذات سفر حرام نیست؛ اما قصد مسافر آن را حرام می کند و او از همان آغاز، به قصد انجام کارى حرام، به مسافرت مى رود؛ مثلاً به منظور سرقت یا قتل یا زنا راهی سفر می شود.

ب ـ ذات و نفس خود سفر حرام است؛ مانند مسافرت، بدون اجازه ولی، یا فرار از جایی که به حکم قانون باید در آنجا ماند؛ مثلا فرار شخص گناهکاری که در تبعید است.
در هر دو فرض مسافر باید نماز خود را تمام بخواند.
پژواک

برگرفته از فصل پنجم کتاب محمد اسحاق مسعودی؛ صفحات 60، 61، 62

آثار گردشگری

«هرجا بروی، آسمان خدا همین رنگی است!» بچه که بودم، هر وقت بزرگترها این ضرب المثل را به کار می بردند، سریع با خودم می گفتم «ولی زمین خدا، هر جا که بروی فرق می کند!» حالا که بزرگتر شده ام، بیشتر به این طرز فکر اعتقاد پیدا کرده ام. درست است که آسمان خدا همه جا یکرنگ است، اما مهم زمین خداست که هرجایش، یک وضعیت خاص دارد؛ خاک متفاوت، طبیعت مختلف، مردم، فرهنگها، تاریخ، ابنیه، همه و همه متفاوت هستند. شاید اگر اینطور نبود، هیچ وقت خداوند به بنده هایش توصیه نمی کرد که در زمین سیر کنید...

تفاوت در سرزمینهای مختلف، گاهی ما آدمها را راغب به سفر می کند و گاهی هم مجبور! اینکه مجبور باشیم یا مختار، فرقی نمی کند، به هر حال، سفر، فایده هایی دارد. گذشته از مزایا و خوبیهایی که روانشناسان و کارشناسان مختلف برای سفر گفته اند، ما قصد داریم در این مطلب، به سراغ اصلی ترین کارشناسان برویم و فواید سفر را از دیدگاه دینمان بررسی کنیم. با ما همراه باشید.

·         سلامتی با سفر. خیلی وقتها، مشاوران و روانشناسان، به کسی که دچار افسرگی شده است، پیشنهاد سفر می دهند. مسافرت کردن، روحیه افراد را تغییر می دهد و به اصطلاح، آب و هوا را عوض می کند و خیلی مواقع، راهکار خوبی است برای رها شدن از دغدغه های زندگی روزمره. حتی در سلامت جسمی هم تأثیر زیادی دارد؛ پیامبر اکرم (صل الله علیه و آله) صراحتا فرموده اند: «سفر کنید تا صحت یابید.» (1)

·         دندانه ی هر قصری پندی دهدت نو نو(2)... آدمهای زیادی در طول تاریخ، به این کره ی خاکی آمده اند و رفته اند. شاید امروز دیگر حتی اثری از استخوانهایشان هم نباشد، اما بناها و آثار، همیشه رد تاریخ را با خودشان دارند. یکی از فواید سفر کردن، عبرت آموزی و آشنایی با تاریخ اقوام گذشته است. «آیا آنان در زمین سیر نکردند، تا بنگرند عاقبت و پایان کار پیشینیان را.»(3) درسی که سفر به آدمها می دهد، شاید به ظاهر سطحی باشد و آن را بارها خوانده و شنیده باشیم، اما همین درس به ظاهر ساده، بزرگترین نکته را دارد: اینکه هرکاری کنیم و هرچقدر قدرت و ثروت و اسم و رسم و ... داشته باشیم، باز هم عاقبتمان همان است که پیامبران و پادشاهان و دانشمندان و مردم عادی داشتند: رفتن به زیر خروارها خاک... و اینکه تاریخ را بخوانیم و بدانیم که تاریخ، همیشه تکرار می شود و سرنوشت آدمها، برای هر دوره و زمانی که باشند، سرنوشتی است مشابه.

·         شنیدن کی بود مانند دیدن؟! هر چقدر هم که برای ما از عظمت و زیبایی دریا بگویند، هزار بار هم از هیبت و شکوه کوهها شنیده باشیم، بارها و بارها اسرارآمیز بودن و سکوت آرام بخش کویر را در کتابها خوانده باشیم، باز هم حقیقت آنها را تا وقتی که با چشم خودمان نبینیم، درک نخواهیم کرد. مطالعه ی نظام آفرینش، از دیگر فواید سفر است. «بگو بگردید روى زمین (و بمناطق آن مسافرت کنید) تا بنگرید چگونه خداوند آفرینش جهان را پدید آورد»(4)

·         تجارت و درآمدزایی. یکی از انواع سفرها، سفر تجاری است. پیامبر اکرم (ص) به امیرالمؤمنین (ع) می فرمایند: «اى على! سزاوار نیست انسان خردمند سفر نماید، مگر در سه مورد: 1. براى ترمیم معاش (تأمین زندگى خویش)، 2. توشه اندوزى براى آخرت، 3.براى لذت حلال.»(5) یکی از فوایدی هم که امیرالمؤمنین (ع) برای سفر می گویند، درآمدزایی است. پیامبر اکرم (ص) هم می فرمایند: «سفر کنید تا سالم شوید و غنیمت ببرید.»(6)

·         شناخت آدمها.
حتما شنیده اید که می گویند اگر می خواهی کسی را بشناسی، یا او را عصبانی کن و یا با او به سفر برو. مسافرت رفتن، راهی است تا آدمهای اطرافمان را بشناسیم. سفر رفتن، یعنی همراه بودن با همسفران در همه ی لحظه ها و حالتها. آدمها هرچقدر هم که اهل فیلم بازی کردن و ادا در آوردن باشند، بالاخره در این شرایط، خود واقعی شان را نشان می دهند. زیرا سفر، سختیهای خاص خودش را دارد و حتما شنیده اید که سختیها، معیار مردی است! امام علی (ع) فرموده اند: «سفر، ترازوی اخلاق است.»(7)  

·         مواهب طبیعی،
حق همه ی مردم زمین. همانطور که در ابتدا گفتیم، زمین خداوند در هر نقطه ای با نقطه ی دیگر متفاوت است. یکی از امکاناتی که سفر در اختیار ما می گذارد، بهره مندی از این مواهب است. مثلا کسانی که در مناطق سردسیر زندگی می کنند، می توانند با سفر به سرزمینهایی که آفتاب خوبی دارند، از این نعمت استفاده کنند یا افرادی که دریا را ندیده اند، با سفر به شهرهای ساحلی می توانند از آن لذت ببرند یا هر چیز دیگر. «اوست [خدایی] که زمین را برایتان رام ساخت، پس در راهها و بلندیهای آن گام برداریدو از روزیش بخورید که بازگشت همه به سوی اوست.»(8)

·         همراهی با شرافتمند. قدیمها مرسوم بود که اگر کسی به دنبال مرشد و معلمی می گشت، به دنبال او تا قله ی قاف هم که شده می رفت! سفر برای پیدا کردن آدمهای بزرگ و به قول گفتنی پیر. مثالهای زیادی هم برایش وجود دارد؛ سلمان ، سعدی، شمس، ناصرخسرو و ... یکی از فایده های سفر همسفر شدن و یا پیدا کردن آدمهایی است که بودنشان در زندگی، گاه می تواند مسیر زندگیمان را تغییر دهد. «مسافرت کنید که در آن پنج فایده است: اندوه زدایی، در آمدزایی، دانش افزایی، ادب آموزی و همراهی با شرافتمند.»(9)

پی نوشت:
1.      العقد الفرید، ج 6، ص 271؛ بحار الانوار، ج 76، ص 221.
2.      شعری از خاقانی.
3.      سوره ی یوسف، آیه 109.
4.      سوره عنکبوت، آیه 20.
5.      وسائل الشیعه، ج 8، ص 248، روایت 1 و 2، ص249، روایت 6 و 7.
6.      کنز العمال، ج 6، ص 701، حدیث17470؛ بحار الانوار، ج 62، ص 267.
7.      شرح ابن ابى الحدید بر نهج البلاغه، ج 2، ص296؛ به نقل از همان.
8.      سوره ملک، آیه 15.
9.      مستدرک الوسایل، ج 8، ص 115، به نقل از مفاتیح الحیات، ص 179.