سفرهای ممنوعه!
اگر
از سفر لذت نمی برید و یا از آن هراسانید، دل به دریا بزنید و از فواید آن
بهره مند شوید؛ ولی قبل از آن از همسفران و از خود سفر مطمئن شوید. درست
است که سفر، کار مفیدی است، اما مثل هر چیز دیگری باید ها و نبایدهایی
دارد که باید آنها را بشناسیم. مثلا «شخص نباید به سفری برود که در آن بر
دین و نمازش هراسان است.» (1) اگر شرایط سفر طوری است که می دانیم
واجباتمان را مختل می کند، مثلا مجبور شویم با همکار یا همراه نامحرممان
در یک اتاق بمانیم یا مال حرام یا شبهه ناکی استفاده کنیم و خلاصه هر گناه
دیگری، یا نباید به آن سفر برویم یا به هر نحو ممکن آن شرایط را تغییر
دهیم.
یک نکته هم همین جا بگوییم که تنها سفر رفتن مگر در مواقع
اضطرار، درست نیست: «ای علی! به تنهایی سفر نکن، چراکه شیطان همراه
تنهاست.» (2) وقتی هم که آدم تنها نباشد، قطعا باید با دیگران تعامل داشته
باشد. اگر فردی، در سفر، این تعامل را موفقیت آمیز انجام دهد، آدم خوش
سفری خواهد شد و اگر نه، یک شخص بدسفر شناخته می شود و طبیعی خواهد بود که
دیگران از همسفر شدن با او فراری باشند!
و اما راههای خوش سفر بودن:
·
شادی در سفر. آدمهای عنق و گوشه گیر و کم حرف، اصلا همسفران جالبی از آب
در نمی آیند. همسفر باید شاد باشد تا به دیگران هم شادی بدهد. شعر بخواند،
شوخی کند، لبخند بزند و خلاصه از تفریح دریغ نکند، البته به شرطی که حد
خودش و دیگران را رعایت کند. «توشه ی مسافر خواندن سرود و شعر است، مادامی
که یاوه و بیهوده نباشد.» (3) و نیز «... شوخیهایی که موجب خشم خدا نباشد،
از آداب سفر است.» (4)
· مادر خرج کیست؟! عرف پسندیده ای
که خیلیها این روزها در سفرهای گروهی رعایت می کنند، این است که تکلیف
حساب و کتاب و هزینه ها را از قبل روشن می کنند. با این کار خیال همه از
بابت خرج و مخارج راحت است و کسی سربار دیگری نمی شود. «از آداب سفر این
است که همسفران هزینه ی سفر را پیشاپیش جدا و مشخص کنند که مایه ی آرامش
خاطر و نیکخویی آن هاست.» (5)
· کبوتر با کبوتر، باز با
باز... . این مسئله حتی در سفر رفتن هم مهم است. زیرا آنهایی که وضعیت
اقتصادیشان ضعیفتر است، احساس حقارت می کنند یا مجبور می شوند برای حفظ
آبرو، بیش از حد توانشان خرج کنند. ما باید سعی کنیم با بالاتر یا پایین
تر از خودمان همسفر نشویم ولی گاهی هم که مجبور به این کار شدیم، سعی کنیم
شرایط را درک و اخلاق را رعایت کنیم. «همسفرانی برگزینید که دخل و خرجشان
با شما همسان باشد تا خوار نشوید.» (6) در زمان امام صادق (ع)، عده ای از
شیعیان به حج رفته بودند و شخصی که دارایی زیادی داشت، به قصد رضایت خدا،
در هر جایی که توقف می کردند، برای دیگران، گوسفندی قربانی می کرد. وقتی
که از حج برگشتند، آن شخص خدمت امام (ع) رفت. امام (ع) نگاهی به او کردند
و فرمودند: «ای حسین! تو مؤمنان را خوار کردی!» او با ناراحتی گفت: «از
این کار به خدا پناه می برم. مگر چه کرده ام؟» امام فرمودند: «به من خبر
رسیده ه در هر منزلی گوسفندی قربانی می کردی؛ مگر نمی دانستی که برخی از
آنان هم دوست داشتند کار تو را انجام دهند، ولی توان مالی نداشتند و این
کار، موجب شد آنها نزد خود احساس خواری کنند...»(7)
·
مدیریت را به یک نفر بدهیم. این درست که مشورت خیلی خوب است، اما اگر
تصمیم گیرنده ی نهایی معلوم نباشد، احتمالا ساعتها زمان لازم است تا چند
نفر به یک تصمیم واحد برسند. به خاطر همین، همیشه در بین چند نفر، یک شخص
باید انتخاب شود تا تصمیم آخر را بگیرد. می شود این شخص را به طرق مختلف
انتخاب کرد، مثلا بزرگ گروه، کسی که تجربه ی سفرش بیشتر است، قرعه یا هر
راه دیگری که اعضا بخواهند. «هرگاه سه نفر با هم به سفر می روند، یکی را
امیر و سرپرست خود کنند.» (8)
· نق نزنیم و ایراد نگیریم.
بعضیها انقدر که ساز مخالف می زنند، حرص آدم را در می آورند. خودمانیم!
آدم خوش اخلاق، حتی اگر خرجش هم به گردن ما باشد، می ارزد به همسفر
ناسازگار و بداخلاق! رسول خدا (صل الله علیه و آله) می فرمایند: «کسی که
با همسفر خود بیشتر مدارا کند، پاداشش بیشتر و نزد خدا محبوبتر است.» (9)
لقمان هم به پسرش می گوید: «ای پسرم! جز در نافرمانی خدا، با همسفران خود
موافق و همدل باش.» (10)
· خادم باش، بزرگ باش. معمولا
آدمهای متکبر، از چند فرسخی قابل تشخیص اند، حتی در سفر! بار و بندیلشان
را یکی حمل می کند، کارهایشان را دیگران انجام می دهند، ریخت و پاششان را
همسفران مرتب می کنند، غذایشان را آماده جلویشام می گذارند و خلاصه شاهانه
سفر می کنند! اما حتما شنیده اید که درخت هرچه پربارتر، افتاده تر! «در
سفر، بزرگ قوم، خادم آنهاست.» (11) امام سجاد (ع)، با کسانی سفر می کرد که
ایشان را نمی شناختند و شرط می کرد که از خدمتگزارانشان باشد. (12)
·
تک خوری ممنوع! همسفر خوب، خوراکیهایش را قسمت می کند، وسایلش را در
اختیار دیگران هم می گذارد، چیزی را مخفیانه استفاده نمی کند و خلاصه دست
و دل باز است. امام علی (ع) فرموده اند: «... سخاوتمندی با همسفران، از
آداب سفر است.» و نیز «به روی همسفران بسیار تبسم کن و نسبت به توشه ات
بخشنده باش.»(13)
· دهن قرص باشیم. اتفاقات سفر، بین ما و
همسفرانمان بوده و تمام شده است. اینکه بخواهیم بعد از سفر، آنها را برای
دیگران تعریف کنیم، جدای از غیبت کردن، به دور از جوانمردی است و با این
کار، حرمت همسفران را می شکنیم و دیگران را برای همسفر شدن با خودمان بی
اعتماد می کنیم. امام صادق (ع) می فرمایند: «مردانگی در سفر این است که
چون از همسفران جدا شدی، از آنان بدگویی نکنی.» (14) و نیز «از جوانمردی
به دور است که شخص، خوبیها و بدیهای سفر را برای دیگران بازگوید.» (15)
·
عکس یادگاری. این روزها خیلیها درگیر شبکه های اجتماعی شده اند و بزرگترین
سرگرمی هم در این شبکه ها، بخش آلبومهایشان است. اینکه ما دوست داریم
عکسمان را در صفحه خودمان قرار دهیم، کاملا به خودمان مربوط است؛ اما اگر
سفری رفتیم [یا هر جای دیگر] و با همسفرانمان عکس یادگاری گرفتیم، قبل از
اینکه بخواهیم از آن عکس در شبکه های اجتماعی یا هر جای دیگری استفاده
کنیم، حتما از رضایت طرف مقابلمان مطمئن شویم.
پی نوشت:
1.
امیرالمؤمنین (ع)؛ کتاب الخصال، ص 630؛ به نقل از مفاتیح الحیاة، آیت الله
جوادی آملی، مرکز نشر اسراء، بهار 1391، چاپ 12، ص 179.
2. پیامبر اکرم (صل الله علیه و آله)؛ الکافی، ج 8، ص 303؛ به نقل از همان، ص 185.
3. پیامبر اکرم (ص)؛ مستدرک الوسایل، ج 8، ص 213؛ به نقل از همان، ص 181.
4. امام صادق (ع)؛ الفقیه، ج 2، ص 294؛ به نقل از همان، ص 182.
5. پیامبر اکرم (ص)؛ الفقیه، ج 2، ص 278؛ به نقل از همان، ص 183.
6. امام صادق (ع)؛ الکافی، ج 4، ص 287؛ به نقل از همان، ص 185.
7. مستطرفات السرائر، ج 1، ص 578؛ به نقل از همان، ص 184.
8. پیامبر اکرم (ص)؛الجامع الصغیر، ج 1، ص 89؛ به نقل از همان، ص 186و 185.
9. الکافی، ج 2، ص 120؛ به نقل از همان، ص 186.
10. امام صادق (ع)؛ الکافی، ج 8، ص 303؛ به نقل از همان، ص 186.
11. پیامبر اکرم (ص)؛ مکارم الخلاق، ص 251؛ به نقل از همان، ص 187.
12. امام صادق (ع)؛ عیون اخبار الرضا (ع)، ج 2، ص 145. به نقل از همان.
13. الکافی، ج 8، ص 348؛ به نقل از همان.
14. تحف العقول، ص 374؛ به نقل از همان، ص 188.
15. الفقیه، ج 2، ص 274؛ همان.