درانتظارمنجی

درانتظارباران نیست آنکه بذری نکاشته

درانتظارمنجی

درانتظارباران نیست آنکه بذری نکاشته

توصیه ای درباره توسل به حضرت رقیه (س)

حجت الاسلام شیخ «محمدحسن انصاری» استاد حوزه علمیه و فرزند آیت الله شیخ «مرتضی انصاری» درباره جایگاه بالای حضرت رقیه دختر سه ساله امام حسین و ارادت و علاقه ویژه پدرش به آن بانوی بزرگوار اسلام اطلاعیه ای صادر کردند:


بسم الله الرحمن الرحیم
یکی از مهمترین اسباب موفقیت، توجه زیاد به خداوند متعال و اهتمام به زیارات و توجه و توسل به ائمه اطهار علیهم السلام مخصوصا وجود ذی جود و مسعود واسطه غیب و شهود حضرت بقیه الله الاعظم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است.
همین توسلات آدمی را در تحصیل علم و کسب اخلاص و تهذیب نفس و ترک گناهان ، فراوان یاری می دهد پس نباید از آن غافل بود.
والد معظم، فقیه راحل حضرت آیت الله حاج شیخ مرتضی انصاری - قدس سره - از زمره آن مردان الهی است که با تمام وجود به خاندان عصمت و طهارت علیهم السلام عشق می ورزید، ولایت و محبت آنها با جانش عجین شده بود و به فضل و کرمشان امید بسته بود.
حقیقت دین را جز با ولایت و محبت عترت آل رسول (صلی الله علیه وآله وسلم) نمی دانست.

و اما باب الحوائج بودن بانوی سه ساله، حضرت رقیه (سلام الله علیها) بنت الحسین (علیه السلام) گره گشای عجیبی است به ظاهر کوچک بود اما برای حاجت های بزرگ او را واسطه قرار می دهند و نتیجه می گیرند.

والد معظم رحمه الله علیه علاوه بر آنکه خود هنگام برخورد با مشکلی به این بانوی سه ساله متوسل می شد دیگران را هم به این امر توصیه می نمودند. و تذکر می فرمودند هنگامی که حضرت رقیه سلام الله علیها را واسطه برآورده شدن حاجت قرار می دهید - عدد 14 را در نظر بگیرید. مثلا بگویید چنانچه انشاءالله مشکلم برطرف شد چهارده صلوات بر محمد وآل محمد و یا 14000 هزار تومان و یا چهارده میلیون تومان و... به نیت آن بانوی مکرمه به فلان امر خیر اختصاص دهم. و براستی که ثمرات توسل به اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام برکسی پوشیده نیست. امید آنکه خداوند متعال ما را در زمره شیعیان راستین آن بزرگواران قرار دهد. آمین یا رب العالمین
الاحقر محمد حسن انصاری - اهواز

ماجرای توسل آیت‌الله تهرانی به حضرت زهرا(س) در آخر عمر

حجت‌الاسلام میرلوحی گفت: اهل اطلاع می‌دانند که ایشان چه شاگردانی تربیت کرده و این شاگردان چه خدماتی در سنگرهای بسیار حساس نظام انجام دادند محفل ایشان وعده‌گاه همه عاشقان شهادت و ایثار بود.


حجت‌الاسلام سید مصطفی میرلوحی استاد دانشگاه امام صادق(ع) در راستای رحلت عالم فقیه آیت‌الله مجتبی تهرانی در گفت‌وگو با تسنیم ، گفت: هر مومن بزرگی مخصوصاً هر عالمی را که آدم از دست می‌دهد دلش می‌سوزد. اما گاهی بعضی از بزرگانی که آدم از دست می‌دهد روایت "اذا مات عالم لایسدها شیء" بهتر برای انسان مفهوم می‌شود که هر عالمی که از دنیا می‌رود خلأیی ایجاد می‌شود که هیچ چیزی نمی‌تواند آن را پر کند.

وی افزود: آدم فکر می‌کند که جای آیت الله حاج آقا مجتبی چه کسی می‌تواند این خلأ را پر کند خدا سایه همه مراجع را حفظ کند. واقعا فقیهی این چنینی که مرجع بوده و در دل جوانان چنین جایگاهی داشته باشند کم یافت می‌شود. فقیهی که اینطور در تهران، در دل شهر در دل جوانان و کسانی که در این سی سال منشأ خدمات خاص بودند و محافظ سنگرهای حساس نظام بودند، کم یافت می‌شوند. اهل اطلاع می‌دانند که ایشان چه شاگردانی تربیت کردند و این شاگردان چه خدماتی در سنگرهای بسیار حساس نظام انجام دادند. محفل ایشان همیشه وعده‌گاه همه عاشقان شهادت و ایثار بود.

میرلوحی در ادامه توصیفات خود از شخصیت آیت الله مجتبی تهرانی ادامه داد: چنین شخصیتی با آن جنبه علمی با آن جنبه زهد و تقوا و آن سبک زندگی کم یافت می‌شود. ایشان بارها به دلایلی علی‌رغم اینکه بارها به ایشان اصرار شد اما حاضر نشدند که مسئولیت بپذیرند. چون یکی از آفت‌های این سمت‌ها این بود که علمای ما وقتی به عرصه سیاست آمدند به خاطر دشمنی‌ها و ترورهایی که پیش می‌آمد به ناچار به وسیله محافظان از مردم جدا شدند اما این بزرگوار به همین دلیل در خانه و دفترش همیشه باز بود.

وی افزود: آن مرجعیتی که از قبل در ذهن مردم بود کاملاً در ایشان متجلی بود و در جمع جوانان حضور داشت. ایشان پای کار نظام و انقلاب و پشت ولایت بودند. مجموعه این موارد شخصیتی از ایشان درست کرده بود که به جهات اخلاقی و عمل به سفارش‌ها و موعظه‌ها و اشک ریختن‌ها در روضه؛ شخصیتی ویژه و محبوب و ممتاز ساخته بود که از شب رحلت ایشان، بسیاری از مومنین احساس می‌کنند پناهگاه خویش را از دست داده‌اند و کمرشان شکسته است.

میرلوحی با بیان خاطره‌ای از ایشان عنوان کرد: من توفیق داشتم دو سه هفته پیش به بیمارستان بروم. مغرب بود حاج آقا نماز می‌خواندند در محضرشان نشستم و چند کلمه‌ای هم صحبت کردیم در آن ساعات توسل‌شان عجیب بود. وقتی فاطمه زهرا(س) را صدا می‌کردند اول با صدای اخفا بود بعد با تمام تلاش‌شان "یا فاطمه(س)" بلندی می‌گفتند که به واقع احساس می‌کردم این مرد مرید طاهره صدیقه فاطمه زهرا(س) است. بزرگ‌ترین دستاویز و نجات بزرگان ما فاطمه زهرا(س) است.

وی در پایان خاطرنشان کرد: امیدوارم خدا این خلأ را پر کند و این مصیبت را که به امام زمان(عج)، بزرگان، مراجع و شاگردان و همه کسانی که از محضر ایشان استفاده می‌کردند وارد شده است، جبران کند و به ما هم توفیق دهد معارف، آثار، اهداف و آرمان‌های ایشان را پیاده کنیم و توفیق و سلامت به دیگر علما و مقام معظم رهبری بدهد.

مروری بر ۱۴ ویژگی بنیادین یاوران حضرت مهدی(عج)

جامعه و دولت کریمه مهدوی به شدت خدامحور است، نه انسان محور، جامعه مهدوی، برخلاف جامعه مدنی، مملو و لبریز از خداست و . . .

آرزوی قرار گرفتن در شمار مهدی یاوران، تمنایی است که تمام پیامبران، امامان و خوبان جهان خواهانش بوده اند. از این رو یکی از مهم ترین وظایف پدران و مادران مهدوی این است که ویژگی های مهدی یاوران را بازنشاسند و در مسیر نهادینه سازی این ویژگی‌ها در متن خانواده همت گمارند. اینک 14 ویژگی بنیادین مهدی یاوران را بر می شماریم تا ملاک و معیاری قوی درتربیت مهدوی فرزندان باشد:
1. مهدی یاوران، خداشناس و خدامحور

مردانی که خدا را آنچنان‌که باید، شناخته اند و هم ایشانند یاوران مهدی(عج) در آخرالزمان.(1)

جامعه و دولت کریمة مهدوی به شدت خدامحور (تئوئیسم) است، نه انسان محور (اومانیسم). جامعه مهدوی، برخلاف جامعه مدنی، مملو و لبریز از خداست.

جامعة مدنی به شدت انسان محور است. در چنین جامعه ای، خدا و دین او غایب است و فقط رأی و نظر مردم مقدس شمرده می¬شود، در حالی که در جامعة مهدوی، خواست و رأی انسان، تابعی از خواست و رأی خداست.

بدین سان، جامعه مهدوی در تقابلی آشکار با جامعه مدنی قرار می گیرد و تمام بنیان های آن را در هم می ریزد؛ (2) چنانچه امیرالمؤمنین علی علیه السلامدر وصف دولت کریمه مهدوی چنین فرموده اند:
هواپرستی را به خداپرستی بازگرداند، پس از آنکه خداپرستی را به هواپرستی بازگردانده باشند. (3)

آری، بالاترین ویژگی دولت کریمه مهدوی و یاوران و دولتمردان آن خداشناسی و خدامحوری است. از این رو بنیادی ترین ویژگی یک خانوادۀ مهدوی و فرزندان تربیت شده در فرآیند تربیت مهدوی نیز "خداشناسی"، "خدامحوری" و "موحدپروری" است.



پی نوشت:
1 . امیرالمؤمنین علی7: «رِجالٌ عَرَفُوا اللهَ حَقَّ مَعرِفَتِهِ وَ هُم أنصارُ المَهدىِّ فِى آخِرِالزَّمانِ» اربلی، کشف الغمه، ج2، ص478؛ صافی گلپایگانی، منتخب الأثر، ص611.
2 . ر.ک: نرم افزار مجموعه سخنرانی های دکتر حسن عباسی، عنوان جامعة مهدوی.
3 . امام علی7: "یَعطِفُ الهَوی عَلَی الهُدی إذا عَطَفُوا الهُدی عَلَی الهَوی" سید رضی، نهج البلاغه، ص195، خطبة 138؛ آمدی، غررالحکم، ص94.

منبع: خانواده و تربیت مهدوی، آقاتهرانی، حیدری کاشانی

بی برنامگی در مواجهه با بنی امیه توابین را به کام مرگ کشاند

رییس انجمن تاریخ پژوهی حوزه علمیه قم با اشاره به تزلزل توابین در هدف گفت: برخی از آنها شام و برخی دیگر قاتلان را نشانه رفتند، بی برنامگی در مقابله با بنی امیه قیام آنها را با شکست مواجه کرد.


حجت الاسلام مطهری، رییس انجمن تاریخ پژوهی حوزه علمیه درباره چرایی شکست قیام توابین به خبرنگار شبستان گفت: از مهمترین قیام هایی که پس از واقعه کربلا رخ داد، قیام توابین بود چرکه یک قیام شیعی بود که از کوفه شکل گرفت و با کشته شدن تعداد زیادی از شیعیان کوفه پایان یافت.
وی ادامه داد: در این قیام تعداد زیادی از شیعیان بعد از کربلا از کرده خود پشیمان شدند که چرا امام را تنها گذاشتند و این را یک گناه نابخشودنی می دانستند و تنها راه پاک کردن خودشان را قیام علیه بنی امیه می دانستند که یا خود را بکشند و یا قاتلان امام (ع) را بکشند در واقع یک انقلابی بود که به خونخواهی امام حسین (ع) و با شعار یالثارات الحسین (ع) به راه افتاد.
حجت الاسلام مطهری اظهار کرد: حرکت اولیه این نهضت و قیام بلافاصله بعد از قیام کربلا آغاز شد و نخستین جلسه برای شکلگیری در منزل سلیمان بن صرد خزاعی شکل گرفت که از صحابی پیغمبر (ص) و از یاران امام علی (ع) و حسنین (ع) بود که تعداد زیادی از شخصیت های بزرگ و شیعی در منزل او جلسه ای را تشکیل دادند و تصمیم به قیام گرفتند.
مدیر گروه سیره اهل بیت (ع) بیان کرد: آنها در سال 61 هجری شروع به قیام کردند و آنها فقط می خواستند از بنی امیه انتقام بگیرند و اصلا اهداف مادی و دنیایی در قیام شان نداشتند انها شروع به انجام کارهای مقدماتی قیام پرداختند اما با وجود حکومت یزید حضور ابن زیاد در عراق و با خفقان جامعه نتوانستند کار چندانی بکنند.
وی تصریح کرد: بعد از مرگ یزید و کناره گیری فرزندش از حکومت، این فرصت برای آنها ایجاد شد. خاندان اموی برسر خلافت اختلاف پیدا کردند و حاکمیت شان دچار ضعف شد و حکومت آنها نه تنها در شام بلکه در نواحی عراق و حجاز متزلزل شد و توابین در سال 65 در نیمه راه زمان را برای قیام مناسب دیدند و ابن زیاد زمانی که اوضاع را نابسامان دید از شام به سمت عراق فرار کرد و یک خلاء قدرت در عراق بوجود آمد و در این سال توابین قیام شان را علنی کردند.
رییس انجمن تاریخ پژوهی حوزه علمیه خاطرنشان کرد: آنها برای تجدید پیمان به کربلا رفتند و در کنار قبر مطهر امام حسین (ع) توبه کردند و به این شکل حرکت خود را آغاز کردند و در منطقه ای بنام عین الورده با سپاه شام روبرو شدند و با سپاه عبیداله در 3 روز جنگیدند و سرانجام قیام آنها شکست خورد و خیلی از نیروهایشان از بین رفت و باقی به مختار پیوستند. این قیام همزمان با حرکت مختار شروع شد و برخی از شیعیان به سپاه مختار گرویدند. مختار با برنامه ریزی و هدف مشخص توانست موفق تر عمل کند.

کجایی رفیق...

حتی برای همسرت هم جوابی ندارم...


چرا ساکتی...؟

و با خود مرور میکنم...


:... جان باز است،قرص‌های آرام‌بخش‌ را برای او می‌خواهم

- جان‌باز!! از چه ناحیه‌ای؟

زن، کبودیِ گونه‌اش را پوشیده بود

: موجِ انفجار که ناحیه نمی‌شناسد...

کاش میشد به حرمت پدری دستی به سرم بکشی...

خسته شدم مرد...

بلند شو...      آه ه ه ه ...