درانتظارمنجی

درانتظارباران نیست آنکه بذری نکاشته

درانتظارمنجی

درانتظارباران نیست آنکه بذری نکاشته

اگر مردی ازدواج کن!

آقای اسلامیه، شاگرد عارف بزرگ شیخ انصاری همدانی، تعریف می کند:
«یک بار من و آقای سبزواری زیر کرسی نشسته بودیم و ایشان داشت من را به ازدواج تشویق می کرد، من هم زیر بار نمی رفتم و می گفتم اینها از امور دنیایی است و من هم امور دنیوی را نمی خواهم.
همان موقع آقا شیخ انصاری نگاهی به من انداختند و گفتند: قضیه ی آن شخص را نشنیدی که به او گفتند فلان شخص در هوا می پرد، گفت کبوتر هم در هوا می پرد! گفتند فلان شخص روی آب راه می رود، گفت زغن هم روی آب می رود.... و بعد فرمود اگر مردی، زن بگیر و در اجتماع باش. این هنر است. بعضی وقتها هم که رفقایشان می آمدند و زیاد منزلشان می ماندند، مورد خطاب آقا قرار می گرفتند که بروید و به زندگیتان برسید؛ مگر زن و بچه ندارید؟»
کتاب سوخته، هیئت تحریریه موسسه فرهنگی مطالعاتی شمس الشموس، چاپ چهارم، ص 145 و 146.

زنان درآخرالزمان (خودتان مقایسه کنید)

یکی از مسائلی که در حکومت‌های آخرالزّمان مطرح است، بنا بر اخباری که از معصومان(ع) وارد گردیده است، سلطه و نفوذ زنان در امور سیاسی می‌باشد:
امیرمؤمنان(ع) می‌فرماید: «... و آن هنگامی است که زن‌ها مسلّط شوند، کنیزان تسلّط پیدا کنند و کودکان حکومت کنند.»1
«هنگامی که زن‌ها بر تخت سلطنت چیره شوند و بر هر مردی چیره باشند و جز خواستة آنها عملی نگردد.»2
امام صادق(ع) می‌فرمایند: «و زنان را می‌بینی که به‌سان مردان، مجالس (کنفرانس) راه می‌اندازند.»3
وضعیّت اقتصادی زنان درآخرالزّمان
یکی از مهم‌ترین مشکلاتی که بشر در آخرالزّمان با آن سخت دست به گریبان است، مسائل و مشکلات اقتصادی است. نابه‌سامانی عظیم اقتصادی در سرتاسر جهان به وقوع می‌پیوندد و زنان از این واقعة شوم، در امان نخواهند بود؛ بلکه بیشترین ضربه را آنها خواهند خورد.
امام صادق(ع) در بیان نشانه‌های ظهور می‌فرمایند: «بعضی از مردان را می‌بینی که از راه فساد زنان خود ارتزاق می‌کنند.»4
حضرت علی(ع) در بیان نشانه‌های ظهور می‌فرمایند: «زنان در آخرالزّمان به خاطر حرص به دنیا در کسب و کار همسران خود شرکت می‌نمایند.»5

وضعیّت اجتماعی زنان در آخرالزّمان

1. عدم امنیّت برای زنان: از انحرافات خطرناک که جامعة پیش از ظهور به آن گرفتار می‌گردد، بی‌امنیّتی خانوادگی و ناموسی است، این مسئله آن‌چنان فراگیر می‌شود که کمتر کسی می‌تواند یا می‌خواهد از آن جلوگیری نماید.»6
حضرت علی(ع) در این خصوص می‌فرمایند: «سفیانی در حالی که نیزه‌ای در دست دارد، زنی باردار دستگیر می‌نماید و به یکی از یارانش می‌گوید: به او تعدّی نما و او سپس شکم زن را می‌درد و جنینش را بیرون می‌آورد و هیچ کس نمی‌تواند چنین وضعیّت هولناکی را تغییر دهد.»7
2. هبوط مسائل اخلاقی و انسانی در زنان: جامعة پیش از ظهور، جامعه‌ای مملوّ از فساد و بی‌بند و‌ باری‌های
اخلاقی است، کردارهای حیوانی گروهی انسان‌نما، آن‌چنان فراگیر می‌شود که حالت عادّی به خود می‌گیرد. روایاتی که این وضع اخلاقی پیش از ظهور را بیان نموده‌اند، بسیار زیاد است.
محمّد بن مسلم می‌گوید: به امام باقر(ع) عرض کردم: قائم شما چه وقت ظهور خواهد کرد؟ امام(ع) فرمودند: «آنگاه که مردها خود را شبیه زنان نمایند و زن‌ها شبیه مردان شوند، آنگاه که مردان به مردان اکتفا کنند و زنان به زنان.»8
و در حدیثی از امام صادق(ع) است که فرمودند:
«... در آن زمان زنان را می‌بینی که از بذل خود به کفّار هیچ واهمه‌ای ندارند.»9
امام علی(ع) می‌فرمایند: «ظاهر می‌شود در آخرالزّمان که بدترین زمان‌هاست، زنانی که در عین لباس پوشیدن لخت و عور هستند.»10
3. افزایش زنان بی‌سرپرست: در آخرالزّمان وضعیّت به گونه‌ای است که بر اثر جنگ‌های پی در پی، تعداد مردان کاهش چشمگیری می‌یابد و به همین دلیل، زنان زیادی بی‌سرپرست می‌گردند و به دنبال کسی هستند تا سرپرستی ایشان را به عهده گیرد.
رسول خدا(ص) می‌فرمایند: «قیامت برپا نمی‌شود، مگر اینکه برای پنجاه زن یک سرپرست باشد.»11
و در حدیث دیگری می‌فرمایند: «زمانی فرا رسد که پنجاه زن با یک مرد رو به رو شده، یکی می‌گوید: ای بندة خدا مرا بخر و دیگری می‌گوید به من پناه ده.»12
با مقایسة اخباری که در مورد زن آخرالزّمان به ما رسیده و وضعیّت کنونی زن از حیث اجتماعی و اخلاقی، بین زن امروز و زن آخرالزّمان شباهت بسیاری دیده می‌شود. امّا این نکته را هم نباید از نظر دور داشت که نمی‌توان فساد اخلاقی را برای تمام زنان تعمیم داد، زیرا در آن زمان، زنان آگاه، عفیف و باایمانی نیز وجود دارند که از اوضاع بد آن زمان متأثّرند. امّا وضع عمومی به شکل دیگری است.13

پی‌نوشت‌ها:
1. کامل سلیمان، روزگار رهایی، ترجمة علی اکبر مهدی‌پور، ج2، ص 761 به نقل از بشار\ الاسلام، صص 41 و 44.
2. محمّدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج52، ص 259.
3. همان، ص 257.
4. همان.
5. لطف الله صافی گلپایگانی، منتخب الاثر، ص 428.
6. سیّده ارغوان حیدری، «زن، انتظار، ظهور»، ماهنامة شمیم یاس، سال سوم، ش 8، آبان 1382، ص 8.
7. همان، ص 9. به نقل از مقدّسی شافعی سلمی، عقدالدرر، ص 409.
8. منتخب الاثر، ص 292.
9. بحارالانوار، ج52، صص 257 و 258.
10. منتخب الاثر، ص 426.
11. «زن، انتظار، ظهور»، همان، ص 9، به نقل از احمد بن حنبل، مسند، ج3، ص 120.
12. همان، به نقل از بحارالانوار، ج52، ص 250.
13. همان.

برای کسی که هیچ کس از او ناراضی نبود...

چه روزهایی بود،
این روزها
در مدینه...
استاد درس اخلاق و زاهد بی مثال مدینه،
پدر می شد.
 
گاهی یاد می کرد از پدر،
که چگونه چشم انتظار تو مانده بود...
چگونه عاشقانه، پیش از آمدنت،
وصفت کرده بود؛
که رضایم، چنین است و چنان است...
 خورشید از شوق آمدنت سخت گر گرفته بود.
آسمان انگار بر زمین خم شده بود تا تولدت را نظاره کند.
لبهای دعاگوی زمین، لقلقه اش نام تو بود...
 
جهان چشم شده بود و
قلبها سوی تو در پرواز بود،
فرشتگان در شکر بودند و
خدا ....
 
تو آرام و پاک،
منت بر سر خاک گذاشتی و
دست توحید رو به آسمان بلند کردی و
همچون پدرانت خواندی:
 
« لا اله الا الله ...»
 
و این آغاز  بندگی تو بود.
و این آغاز هرگز پایانی نداشت.
چه روزهایی گذراندی،
 
ای همچون علی، غریب.
ای همچون پدر، عالم.
دوست و دشمن از تو راضی: رضا.
 
چگونه می توان از تو نوشت وقتی قلم با شنیدن نامت از شوق به لرزه می افتد؟
 چگونه می شود با زبان کوچکمان از تو بگوییم وقتی نام تو را معلم شیعه ، صادق (ع) بر زبان راند و پیر عشق ، محمد (ص).
 چگونه می شود از تو نوشت که وقتی دل از شنیدن نامت می لرزد، دست بی تاب ضریح آسمانی ات می شود.
 
چگونه می شود خورشید را دید؟

چگونه می شود درد تو را، دوری ات را، غربتت را، فهمید؟

 

زائر تو چه عزیز است،

پرنده باشد، آب و دانه می دهی،
آهو را ضمانت می کنی،
اشتران را پناه می دهی،
انسان را دست نوازش می کشی...
کدام گوشه ی بزرگی تو را می توان در قلم گنجاند؟
به جز از دستهای تو، کجا می شود قطره ای از رأفت تو را نوشید؟
چگونه می شود شکر گذار خدای تو نبود؟
 
خراسان وقتی خراسان شد که خورشید وجودت آنجا تابیدن گرفت و شد: خور سان...
یعنی ...
خورشید، تابید...

مرد همیشه جوان

آیا تا به حال یک پیرمرد سر حال 150 ساله دیده اید؟ احتمالاً در اخبار دیده باشید. شاید بدانید که دندان انسان از 100 سالگی به بعد دوباره نو می شود. امّا غیر از بحث دندانها، آیا توجه کرده اید که یک پیرمرد سرحال و شاداب 150 ساله، چه شکل و شمایلی دارد؟ به نظر می رسد، حتی اگر از درد زانو و کمر و گردن و  دست و پا ننالد، لااقل چهره ی پر چین و چروکی دارد. حالا فکر کنید کسی که هزار و صد و هفتاد و اندی سال از عمرش گذشته است، چه شکلی است؟
اگر پاسخ شما به سوال ما، یک پیرمرد خیلی پر چین چروک است، شاید پاسخ شما را می پذیرفتیم اگر درباره ی آقای ما نبود. حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه) 1170 و خرده ای ساله اند و  اصلاً هم پیر نشده اند. اتفاقاً به کوری چشم دشمنان شان خیلی هم جوان اند. ببینی شان انگار یک جوان سی ساله دیده ای!

از امام رضا (علیه السلام) روایت است که می فرمایند: علامتش آن است که در سن پیر و به صورت جوان است طوری که نظر کننده به آن حضرت، گمان برد که در سن چهل سالگی یا کمتر از آن است. از دیگر نشانه های ان حضرت آن است که با گذر شبها و روزها بر آن حضرت، پیری بر ایشان راه نیابد تا زمانی که اجل آن حضرت فرا برسد.» (1)

بالاخره صاحب زمان بودن، این ویژگی را هم می طلبد دیگر! این است ویژگی ممتاز گل همیشه بهار ما: «جوان بودن تا آخر عمر.»


پی نوشت:
1. کمال الدین و اتمام النعمه، ص 652؛ به نقل از نهاوندی، علی اکبر، العبقری الحسان، ج 7، ص 340 – 341

منبع: نهاوندی، علی اکبر، العبقری الحسان، ج 7، ص 340 – 341

شباهت حضرت مهدی علیه السلام و حضرت ایوب (ع)

حضرت ایوب هفت سال بر بلا صبر کرد 1. خداوند متعال می فرماید: «همانا ما او را صبر کننده یافتیم، خوب بنده ای است. بسیار توجه کننده به سوی خدا.2 » حضرت مهدی (ع) از هنگام وفات پدرش تا کنون صبر کرده است و نمی دانیم تا کی این صبر ادامه خواهد داشت.

خداوند برای حضرت ایوب مردگانی را زنده کرد و چنین فرمود: «و خاندانش را باز آوردیم و همانندشان را با آنها به او دادیم، رحمتی از سوی ما و یادآوری برای عبادت کنندگان.3» خداوند برای قائم نیز مردگانی را زنده می کند.

 
پی نوشت:
1-بحارالانوار، ج 12، ص 347
2- سوره ص، آیه 44
3- سوره انبیاء، آیه 84


منبع: مکیال المکارم؛ جلد2