درانتظارمنجی

درانتظارباران نیست آنکه بذری نکاشته

درانتظارمنجی

درانتظارباران نیست آنکه بذری نکاشته

پنج انفجار بغداد را به لرزه درآورد

منابع و مقامات محلی دقایق پیش در خبری فوری اعلام کردند: پنج انفجار مهیب صبح امروز ـ سه‎شنبه 29 اسفند ـ مناطق "صدر"، "کاظمیه" و "المشتل" در بغداد را به لرزه درآورد.

هفت سین مهدوی بچینیم

«ساعة» یکی از نامهای قیامت و یکی از القاب و اسامی امام عصر (عج) است. علت این نام گذاری به خاطر شباهتهایی است که میان قیامت و روز قیام وجود دارد. برای مثال، در هر دو واقعه، مؤمنین از کافران جدا می شوند، دشمنان خداوند هلاک می گردند و خسف و مسخ اتفاق می افتد. با ظهور هر دو، در توبه بسته می شود و همچنین هر دو واقعه ناگهانی رخ می دهند. برای خواندن باقی شباهتها به اینجا مراجعه کنید. سابق سابق یکی از اسامی حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و به معنای « سبقت گیرنده» است. سیره ی ائمه ی معصومین (علیهم السلام) این بود که چیزی که به آن امر می کردند، در عمل کردن به آن و از چیزی که نهی می کردند در ترک کردن آن، از مردم پیشی می جستند. امام رضا (ع) در بیان خود درباره ی امام می فرمایند: «... [امام] آنچه به مردم فرمان می دهد، خود پیش از دیگران به آن عمل می کند و آنچه را که مردم را از آن نهی کند خود بیش از انان از آن می پرهیزد.» (1) همچنین امیرالمؤمنین علی (ع)، درباره ی رسول اکرم (صلوات الله علیه و آله)، می فرمایند: «در گذشته برادری دینی داشتم که... سخنی را می گفت که انجام می داد و چیزی را که عمل نمی کرد، نمی گفت.» (2) به همین علت است که در تفسیر «السابق الخیرات»، فرموده اند: «امام، همان سابق به خیرات است.» (3) آقا و مولای ما نیز، اینگونه اند. بر سر عهد و وفای خویش می مانند، وقتی قول می دهند، عمل می کنند و بر هر چه فرمان دهند، پیش از دیگران عمل کننده خواهند بود. ساعة «ساعة» یکی از نامهای قیامت و یکی از القاب و اسامی امام عصر (عج) است. علت این نام گذاری به خاطر شباهتهایی است که میان قیامت و روز قیام وجود دارد. برای مثال، در هر دو واقعه، مؤمنین از کافران جدا می شوند، دشمنان خداوند هلاک می گردند و خسف و مسخ اتفاق می افتد. با ظهور هر دو، در توبه بسته می شود و همچنین هر دو واقعه ناگهانی رخ می دهند. برای خواندن باقی شباهتها به اینجا مراجعه کنید. امام صادق (علیه السلام)، تأویل «الساعة» در آیات «یسألونک عن الساعة...» (4)، «و عنده علم الساعة» (5)، «هل ینظرون الّا الساعة» (6) و «و ما یدریک لعلّ الساعة» (7) را امام مهدی (عج) می دانند. در همین راستا، از امام، سوال شد که منظور از «یمارون» در آیه ی «ألا انَّ الذین یمارون فی الساعة لفی ضلال بعید» (8) (آگاه باشید کسانی که درباره ی ساعة شبهه اندازی می کنند در گمراهی دوری هستند) چیست؟ امام صادق (ع) فرمودند: «می گویند کی متولد شده، چه کسی او را دیده، کجاست و کی ظاهر می شود؟ همه ی اینها به خاطر این است که در امر الهی عجله می کنند و رد قضای او شک دارند. شباهت آن حضرت با ساعة از جهات بسیار است که مخفی نیست» (9) امام رضا (ع) نیز فرمودند: «از رسول خدا (صلوات الله علیه و آله) سوال شد: قائم از فرزندان شما چه موقع ظهور خواهد کرد؟ پیامبر اکرم (ص) فرمود: «زمان ظهور او همانند قیامت است که هیچ کس جز او نمی تواند وقت آن را آشکار سازد؛ امّا قیام قیامت، حتی در آسمان و زمین، سنگین و بسیار پر اهمیت است و جز به طور ناگهانی به سراغ شما نمی آید.» (10) سیف الله امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) شمشیر خداست که به وسیله ی او کافران، ظالمان و دشمنان خداوند نابود می شوند. «آنگاه که روز میعاد او فرا برسد، خداوند او را یاری و تایید می کند و فرشتگان نیز به امداد او می آیند، او شمشیر خداست که کند نمی شود و نور خداست که خاموش نمی گردد.» (11) پیغمبر گرامی اسلام (صلی الله علیه وآله) در خطبه غدیر چنین فرمود: «توجّه کنید! خاتم امامان از ما مهدی - صلوات اللَّه علیه - می‏باشد. آگاه باشید! اوست چیره شونده بر همه دین، اوست انتقام گیرنده از ظالمین، اوست فاتح و منهدم کننده دژها، اوست که تمام قبائل اهل شرک را نابود می‏سازد، اوست که خون‏بهای تمام اولیای حقّ را می‏گیرد، اوست که از دریای ژرف می‏نوشاند.» (12) و در قسمت دیگری از این خطبه آمده است: «ای گروه‏های مردم! نور مخصوص خداوند - عزّوجلّ - در وجود من است، سپس در وجود علی تجلّی خواهد کرد و سپس در نسل او تا قائم مهدی که حقّ خداوند و هر حقّی را که برای ما هست، می‏گیرد.» (13) در تفسیر قمی درباره آیه: «فَمَهِّلِ الکافِرِینَ أَمْهِلْهُمْ رُوَیْداً»؛ (14) (پس کافران را مهلت بده، آن‏ها را به اندک مهلتی.) چنین آمده است: «برای هنگام قیام قائم، پس او را بر جبّارها و طاغوت‏های قریش و بنی‏امیّه و سایر مردم برای من انتقام می‏گیرد.» (15) سبیل الله سبیل الله یعنی خط و راه خدا؛ یعنی هر کس بخواهد به خدا برسد، باید از آن راه به او برسد. همه ی ائمه (علیهم السلام) راه های رسیدن به خدا هستند و هر راهی غیر از راه آنها به گمراهی و ضلالت می انجامد. به همین خاطر است که در زیارت حضرت صاحب الامر (ارواحنا له الفداء) می خوانیم: «السلام علیک یا سبیل الله الذی من سلک غیره هلک» (16) (سلام بر تو ای راه خدا که کسی که راه دیگری جز آن رود هلاک می شود) جابربن عبدالله انصاری می گوید: امام باقر علیه السلام به من فرمود: «ای جابر، آیا می دانی «سبیل الله» در آیه «و لئن قتلتم فی سبیل الله او متم...» (17) (اگر در راه خدا کشته شوید یا بمیرید...) چیست؟» گفتم:« نمی دانم، مگر این که از شما بشنوم.» فرمود: «راه خدا (سبیل الله) علی و ذریه (فرزندان و امامان از نسل او) اوست. پس هر کس در راه ولایت علی کشته شود، در راه خدا کشته شده و هر کس در راه ولایت او بمیرد، در راه خدا مرده است.» (18) در قرآن اجر رسول خدا (صلوات الله علیه و آله) چنین بیان شده است: « قل ما أسئلکم علیه من أجرٍ إلّا من شاء أن یتّخذ إلی ربّه سبیلاً» (19) (بگو برای مزدم چیزی نمی خواهم مگر آنکه راهی به سوی پروردگارتان بگیرید.) و آن راه را امام صادق (علیه السلام) در دعای ندبه چنین معرفی می کنند: «پس ایشان (اهل بیت) همان راه به سوی تو و طریق به سوی رضوان تو بودند.» (20) سَیّد هر چند، تمام امامان و همچنین فرزندان از نسل آنان، به «سید» شهره اند امّا این نام، یکی از القابی است که به طور خاص برای حضرت بقیة الله (ارواحنا له الفداء) مطرح گشته است. سید به معنای بزرگ و سرور است و در بسیاری از احادیث به جای بردن نام حضرت مهدی (عج) به نام «سید» بسنده کرده اند. امام حسن عسکری (علیه السلام) در آخرین دقائق عمر خود، به خاطر سم، احساس تشنگی می کردند. در همین حال، رو به فرزند و نور دیده ی خویش کردند و فرمودند: «ای سید خاندان خود! کمی به من آب بده که من به سوی پروردگارم سفر خواهم کرد.» (21) در بیان چرایی اطلاق نام سید بر حضرت مهدی (عج) چند دلیل را می توان ذکر کرد: (22) نخست: یکی از معانی سید، رییس بزرگ است که در میان قوم خود مورد اطاعت واقع می شود. از آنجایی که در هنگامه ی ظهور، حضرت مهدی (عج) نه تنها در میان قوم خود، بلکه در تمامی عالم، مورد اطاعت قرار می گیرند، نام «سید» را بر ایشان نهاده اند. دوم: یکی از معانی سید، «موفق شده در خیرات» است. در زمان ظهور حضرت صاحب الامر (عج)، به واسطه ی نور خداوند، انواع خیرات و برکات، از علوم و معارف گرفته تا ارزاق و نعمات آشکار می شود که از زمان حضرت آدم (ع)، بی سابقه است. به عبارت دیگر، هیچ کس به غیر از مولای ما، موفق به آشکار کردن این مقدار از خیرات و برکات نشده است و نعماتی که شرح آن مفصل است، تنها به دست ایشان گشوده می گردد. از همین رو، ایشان را «سید» خوانده اند. سوم: یکی از معانی سید، حلیم و بردبار و تحمل کننده ی اذیت هاست. از زمان شهادت امام حسن عسکری (ع) تا امروز، حضرت مهدی (عج) از دوست و دشمن آزار و اذیت دیده اند و با قلب صبور خویش، بردباری ورزیده اند. مشخص است که سید در این معنا نیز، می تواند بیانگر حالات حضرت مهدی (عج) و یکی از اسامی ایشان باشد. سلالة النبوة سلالة النبوة به معنای فرزند و نواده ی پاک پیامبر اکرم (صلوات الله علیه و آله) است. این عبارت، لقبی است که حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه) را با آن صدا می زنیم: «سَلامُ اللَّهِ الْکَامِلُ التَّامُّ الشَّامِلُ الْعَامُّ وَ صَلَوَاتُهُ الدَّائِمَةُ وَ بَرَکَاتُهُ الْقَائِمَةُ التَّامَّةُ عَلَى حُجَّةِ اللَّهِ وَ وَلِیِّهِ فِی أَرْضِهِ وَ بِلادِهِ وَ خَلِیفَتِهِ عَلَى خَلْقِهِ وَ عِبَادِهِ وَ سُلالَةِ النُّبُوَّةِ...» (23) (سلام کامل، تمام، همه‏جانبه و فراگیر خدا و درود همیشگى و برکات پاینده‏ و برازنده ی حق بر حجت خدا و جانشین او در زمین و تمامى سرزمینها، و خلیفه او بر همه خلق و بندگان، آن‏ که از نسل نبوّت است و باقیمانده عترت....) این اسم، نشانگر نسل پاک و نورانی حضرت مهدی (عج) است. از سویی نشان می دهد که ایشان میراث دار چه خاندانی است و از سوی دیگر، نشانگر شایستگی ایشان در مقام امامت است. در بیان تشابهات ویژه ی امام زمان (عج) و رسول خاتم (صلوات الله علیه و آله) احادیث متعددی بیان شده است. به غیر از تشابهی که آقای ما در نام و کنیه و لقب به جد خویش دارند، در اخلاق و سیرت نیز همانند ایشان عمل می کنند. سید بن طاووس که بارها با امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) ملاقات داشته است او را چنین توصیف می کند: «بدان که مولای ما حضرت صاحب الزمان (علیه السلام)، زیباترین و خوش صورت ترین مردم است؛ زیرا که شبیه ترین مردم به پیغمبر اکرم (ص) است.» (24) باز هم به اینجا ختم نمی شود. پیامبر اکرم فرموده اند که مهدی (عج) شبیه ترین مردم به لحاظ آفرینش و اخلاق به ایشان هستند. (25) ایشان، فرزند پاک همان مردی هستند که او را در جهان با نام «رحمة للعالمین» می شناسند؛ از همین رو در سلام کردن به ایشان چنین می گوییم: السلام علیک یا صاحب الزمان، السلام علیک یا خلیفة الرحمن... سراج الله سراج الله یکی از نامهای مشترک بین حضرت مهدی (عج) و دیگر امامان معصوم (علیهم السلام) است. سراج به معنای چراغ و روشنایی و سراج الله به معنای چراغ فروزان الهی است. (26) اهل بیت رسول اکرم (صلوات الله علیه و آله)، پس از ایشان، انواری هستند که خداوند ابتدا آن حضرات را در عالم انوار آفرید، سپس آنها را به عالم دنیا تنزّل داد و آنها را به وسیله ی نور خود برگزید تا جایگاه های نور در شهرهای او و نور بندگانش باشند. بنابراین، کلمات آنها نور است، زمین به واسطه ی نور آنان روشن شود و مؤمنان به واسطه ی ایشان کسب روشنایی می کنند. (27) با نور و روشنایی، امام است که مسیر هدایت را می یابیم و در آن، به بیراهه نمی رویم. با نور امام است که شناخت خدا، جهانش و مخلوقاتش روشن و معلوم می شود و ما همه ی اینها را مدیون ایشان هستیم. چرا که اگر نبود، سراج الله، در برهوت تاریکی گمراه می شدیم و به ناکجا آباد می رسیدیم. از آن روست که در زیارت نامه های معصومین (ع) چنین می گوییم: «اللهم صلّ علی نورک و سراجِکَ و ولیِّک ...» (28) منبع: مستور پی نوشت: 1. من لا یحضره الفقیه، ج4، ص 419؛ به نقل از ماهنامه ی امان، شماره ی 18 و19 2. نهج البلاغه، حکمت 289؛ به نقل از دلشاد تهرانی، مصطفی، سیره ی نبوی «سیره ی مدیریتی»، نشر دریا، ص 458 3. بحارالانوار، ج 102؛ به نقل از سعیدی، احمد، اوصاف المهدی، ص 67 4. سوره ی اعراف، آیه ی 187 (از تو درباره ی ساعة می پرسند) 5. سوره ی زخرف، آیه ی 85 (و نزد اوست علم به ساعة) 6. همان، آیه ی 66 (آیا به ساعة نمی اندیشید؟) 7. سوره ی شوری آیه ی 17 (و آنها نمی فهمند که ساعة چیست) 8. همان، آیه ی 18 9. مختصر بصائر الدرجات، ص 178؛ به نقل از نهاوندی، علی اکبر، العبقری الحسان، ج 2، ص 161 10. عیون اخبار رضا، ج 2، ص 265؛ به نقل از سعیدی، احمد، اوصاف المهدی، ص 67-68 11. الاقبال، ص 705؛ به نقل از سعیدی، احمد، اوصاف المهدی، ص 76 12. الاحتجاج، ج ، ص1، ص 80؛ به نقل از موسوی اصفهانی، محمد تقی، مکیال المکارم، نشر مسجد مقدس جمکران، ج 1، ص 93 13. همان. 14. سوره ی طارق، آیه ی 17 15. تفسیر القمی، ص 721؛ به نقل از موسوی اصفهانی، همان، ص 94 16. قمی، عباس، مفاتیح الجنان، زیارت صاحب الامر؛ به نقل از سعیدی، احمد، اوصاف المهدی، ص 70 17. سوره آل عمران، آیه 157 18. بحارالانوار، ج 35، ص 370، 366 19. سورة فرقان (25)، آیه 57. 20. بن طاووس، سید علی بن موسی، مصباح الزائر، ص447؛ به نقل از شفیعی سروستانی، ابراهیم، «معرفت امام زمان از دیدگاه شیخ صدوق»، نشریه ی موعود، شماره ی 66 21. غیبت طوسی، ص 273؛ به نقل از سعیدی، احمد، اوصاف المهدی، ص 74 22. کل موارد به نقل از نهاوندی، علی اکبر، العبقری الحسان، ج 2، صص 113- 115 23. دعای استغاثه به امام زمان (عج)، بحارالانوار، ج 91، ص 31؛ به نقل از سعیدی، احمد، اوصاف المهدی، ص 73 24. موسوی اصفهانی، سید محمد تقی، مکیال المکارم فی فوائد الدعا للقائم، ترجمه سید مهدی حائری قزوینی، ج1، ص 132 25. صدوق، محمد بن علی، کمال الدین و تمام النعمه، ترجمه ی منصور پهلوان، ج1، باب 25، ص 535- 534، ح 1 26. سعیدی، احمد، اوصاف المهدی، ص 71 27. برگرفته از زیارت جامعه ی کبیره؛ به نقل از نجیب محمد، حسین، سرّ خدا، نشر موعود عصر (عج)، 1388، ص 300 28. قمی، عباس، مفاتیح الجنان، زیارت نامه های مختلف امامان و حضرت معصومه (س)؛ به نقل از سعیدی، احمد، همان.

رنگها؛ نشانه‌ای از قدرت خدا

رنگ از مهمترین و زیباترین پدیده‌های طبیعی است که نقش خاصی در بازتاب هنری قرآن دارد، بی‌تردید تصاویر هنری قرآنی بر قدرت الهی و ربانی خداوند دلالت می‌کنند و در قرآن نیز به کار رفته‌اند.

رنگ از مهمترین و زیباترین پدیده های طبیعی و از مهمترین عناصری است که در هنر، دین، روح و روان انسان تأثیر به سزایی دارد. رنگها نقش خاصی در بازتاب هنری قرآن دارند، زیرا رنگ زیباییها، نشانه ها و تصاویر هنری قرآنی را بیان و برقدرت الهی و ربانی و زیبایی الهی دلالت می کنند. در واقع رنگها انعکاس طبیعت هستند که زندگی، مرگ، آرزو، کفر، ایمان، هدایت، ضلالت، نشاط و اندوه را نشان می دهند.

دلالت رنگ: هر انسانی برخی از رنگها را بر برخی دیگر ترجیح می دهد و برخی از رنگها را دوست ندارد. این مسئله به ابعاد مختلف و متنوع روانی، اجتماعی، دینی و فیزیولوژیکی فرد باز می گردد . هر رنگی معنی خاص روانی دارد که تأثیر فیزیولوژیکی بر انسان دارد. گفته می شود که برخی از رنگها به سرعت از زیر اشعه ها عبور می کنند و برخی دیگر به کندی. این حرکت در ایجاد آرامش در انسان تأثیر به سزایی دارد. در آن صورت انسان احساس آرامش، نگرانی، تخیل، شادی، هیجان، اندوه و یا تشویش می کند. این مسئله با توجه به عوامل اجتماعی چون ادبیات، آداب و سنتها تغییر می یابد. به طوریکه همیشه سفید رنگ شادی و سرور و سیاه، رنگ حزن و اندوه نیست.

بنابراین می توان گفت که محیط جغرافیایی و منطقه ای در انتخاب رنگها تأثیرگذار هستند، زیرا هر ملتی ممکن است رنگی را دوست داشته باشد که در محیط آنها بیشتر است. به طور مثال در دوران پیش از اسلام مردم عاشق رنگ سبز بودند زیرا سبز رنگ مراتع، کشتزارها، درختان بود و رنگ قرمز را که رنگ خشکسالی، گرما، آتش و حرارت بود دوست نداشتند. از این رو نقش تمدنها در این میان بسیار مهم است.

رنگها در قرآن کریم: شکی نیست که بلاغت قرآن به قدری است که از بلاغت همه بلیغان نیز برتر و والاتر است. قرآن دارای موسیقی، مفردات، تصاویر هنری زیبایی دقیقی است که در آن رنگها به عنوان پدیده های طبیعی به شمار می روند. آنها در تصاویر هنری قرآن که بسیار نیز آمده نقش مهمی دارند. کلمه "رنگ" در قرآن 9 بار آمده که هدف از آن مشخص کردن ماهیت رنگ است.

با کلماتی که به معنای رنگ در قرآن آمده کلمات دیگری نیز همراه شده است. به طور مثال آیه 22 سوره روم به نشانه های او در آفرینش آسمانها و زمین، تفاوت زبانها و رنگها اشاره می کند و آن را نشانه ای برای عالمان می داند. آیه 21 سوره زمر قدرت مطلق الهی را نشان دهد تا انسان را به تفکر در حقایق عالم هستی واردارد.

سبز، زرد، سفید، سیاه، قرمز و آبی رنگهای شش گانه ای هستند که در آیات قران کریم آمده اند و همانگونه که مطرح شد بر شب و روز، نور و ظلمت دلالت دارند. 

رنگ سبز: رنگ زندگی، حرکت و شادی است. زیرا به انسان آرامش می دهد و تعبیری از زندگی، شادابی، صلح، امنیت و آرزو است. همچنین رنگ بهار، طبیعت زنده، درختان، گیاهان، شاخ و برگها است. سبز در اندیشه دینی نشانه خیر و ایمان است که در قبه های مساجد، بناهای اسلامی، عمامه علمای اسلام و پوشش کعبه نیز وجود دارد. لفظ سبز 8 بار در قرآن آمده که برای بیان ماهیت و زیبایی لباسهای اهل بهشت به کار برده شده است. سوره کهف آیه 31 و سوره انسان آیه 21، به لباس فاخر سبزرنگ بهشتیان اشاره می کند. در دیگر آیات از رنگ سبز و مشتقاتش برای زیباییهای هستی و بیان قدرت و رحمت مطلق الهی استفاده شده است.

قدرتی که خداوند در درختان سبز قرار داده تا آن را آتش زده و برای زندگی از آن بهره مند شود، در سوره یس آیه 80 به آن اشاره شده است. قدرتی که از خاک، گیاهی سبز را خارج می کند؛ نزول آب از آسمان و و رویش گیاهان مختلف و ساقه ها و شاخه های سرسبز در سوره انعام آیه 99 اشاره شده است، زمین را با بارانهای زیاد سبز کرد در سوره حج آیه 63 آمده است. داستان حضرت یوسف دوبار از کلمه سبز استفاده کرده که یکی از آنها خواب هفت خوشه سبز در آیه 43 که نشانه زندگی و طراوت است، بوده و دیگری در آیه 46 با همین تعبیر استفاده شده است.

رنگ زرد: از رنگهایی است که بسیار منشأ شادی و نهایت سرور است. این رنگ رنگ طلوع، نور و روشنایی است. زیرا رنگ خورشید و منبع حرارت، زندگی و نشاط است که مصریان باستان آن را سمبل الهه خورشید و پیشگیری از بیماریها می دانستند. از سوی دیگر رنگ زرد بر حزن و اندوه، کسالت، فنا و مرگ نیز دلالت می کند که با پاییز و مرگ طبیعت و صحرای خشک و زردی چهره انسان همراه است.

این رنگ در قرآن کریم 5 بار تکرار شده است. سوره بقره آیه 69 دلالت بر رنگ مهیج طبیعت دارد که تعجب مردم را بر می انگیزد. در این آیه می گوید: "گاو زردی است که ناظران از دیدن رنگش مسرور و شادمان می شوند." این آیه دلالت بر ماهیت رنگ و زیبایی و تأثیرگذاری آن دارد که بر روح انسان نیز اثر می گذارد. در آیات دیگر دلیلی برای مرض، بیماری، مرگ و فنا دیده نمی شود.

معنای آیه 20 سوره حدید باز هم دلالت بر هدایت انسانها به سوی سعادت دارد و زندگی دنیا را مانند بارانی می داند که محصول کشاورزان را از بین می برد و زرد رنگ می کند. سوره زمر آیه 21 نیز موعظه های بسیاری برای اندیشمندان و اولی الالباب دارد که این آیه انسان را به تفکر و بصیرت وامی دارد که نشانه قدرت کامل خداوند و سنت الهی جاری و نافذ در خلق است که هر چیزی فنا می شوند و به خشک شدن و زرد شدن گیاهان اشاره می کند. در آیه 51 سوره روم نیز دلالت بر قدرت خداوند دارد که ابتدا سبزی و طراوت و سپس آن را تبدیل به زردی و پژمردگی می کند.

رنگ آبی: رنگ آبی رنگ آرامش، صداقت، حکمت و تفکر است. رنگی که بر اندیشه آرام و تأمل باطنی و کاهش فشار خون، آرامش تنفس و کم خشونتی تشویق می کند و نشانه صداقت، حکمت و اخلاص است. این رنگ تنها یک بار در قرآن آمده که روزی که در صور دمیده شود، مجرمان را که چهره آنها کبود است، محشور می کنیم، سوره طه آیه 102. هنگامی که رنگ آبی در این آیه استفاده شود، دلالت بر ترس و وحشت نمی کند جز آکه با رنگ سیاه ترکیب شود. روزی که در صور دمیده می شود و مجرمان با بدنهای کبود در آن روز جمع می کنیم.

رنگ قرمز: این رنگ، رنگ قدرت، زندگی و حرکت و رنگی عاطفی است. قرمز رنگ عشق و قدرت و جوانی است. بیشتر شاعران پیشین از این رنگ برای عاطفه و عشق یاد کرده اند. قرمز رنگ شر، کفر، قتل و خون نیز به شمار می رود که پوشیدن لباسهای قرمز با این تعبیر است. این رنگ گاهی رنگ سرور و شادی است که در اعیاد لباسهایی به این رنگ به تن می کنند.

رنگ قرمز تنها یک بار در قرآن به صورت صریح استفاده شده و بین دو رنگ سفید و سیاه به کار رفته و آن سوره فاطر آیه 27 است. در این آیه به رنگهای مختلف طبیعت اشاره می کند و ضمن موعظه انسان می خواهد که تفکر کند. این رنگ به جز لفظ در آیه 37 سوره الرحمن نیز به صورت کنایی استفاده شده که صورت هنری است که آسمان را در روز قیامت که رنگهای آن تغییر می کند به رنگ گل (قرمز-گلگون) پیدا می کند، تشبیه می کند .

رنگ سیاه: رنگ سیاه در واقع فقدان رنگ است و اگر جایی رنگی باشد موجی به چشم می رسد سیاه است. سیاه رنگ ظلمت، ترس، اندوه، حزن، گناه، کفر، شرک، خشم است و در قرآن 7 بار آمده که نشانه عصیان و تکذیب است. سوره زمر آیه 60 به چهره سیاه دروغگویان در روز قیامت اشاره می کند، سوره آل عمران آیه 106 اشاره می کند که روزی خواهد بود که چهره هایی سفید و چهره هایی سیاه می شوند و به آنها که چهره هایشان سیاه شده می گویند که آیا بعد از ایمان کافر شدید..." در بقره آیه 187 کنایه از ظلمت و تاریکی آخر شب است. در سوره نحل آیه 58 و سوره زخرف 17 کنایه از شدت غضب است. سوره فاطر آیه 27 دلالت بر قدرت خداوند دارد.

رنگ سفید: سفید رنگ طهارت، پاکی، خلوص، صفا، خیر، عدالت و حقیقت است. این رنگ با رنگ سیاه در تعارض است و ویژگیها و صفات مثبت و حالتهای مطلوب و ویژگیهای پسندیده و خصایص نیک را متصور می شود. این رنگ به صورت صریح 11 بار در قرآن آمده که برخی از آیات ایمان، صفا، پاکی فرد را در سفیدی روز قیامت تجسم می کند که رنگ چهره صالحان و طاهران را بیان می کند. سوره آل عمران آیه 106 به دگرگونی چهره های سفید به سیاه در آن روز عظیم اشاره می کند و در آیه 107 سفیدی چهره را دلالت بر عمل صالح آنها می خواند. آیه 84 سوره یوسف به سفیدی چشم حضرت یعقوب اشاره می کند که کنایه از نابینایی است زیرا سیاهی چشمانش از بین رفته و سفید شده است.

در داستان حضرت موسی (ع) هنگامی که دستش را خارج کرد دستش به امر خداود سفید شد که معجزه رسالت او به منظور اثبات نبوت است که در سوره نمل آیه 12 و سوره قصص آیه 32 به داستان حضرت موسی (ع) اشاره می کند. در سوره فاطر آیه 27 نیز آمده است: آیا ندیدی خداوند از آسمان آبی فروفرستاد که به وسیله آن میوه های رنگارنگ از زمین خارج ساختیم و از کوهها نیز جاده هایی آفریده شده سفید، سرخ و به رنگهای مختلف و گاه به رنگ کاملا سیاه. سپیدی از پدیده های زیبایی خداوند و قدرت کامل پروردگار است. در آیات دیگر نیز به توصیف بهشتیان و نوشیدنیهای آنها که از شیر سفیدتر است پرداخته شده است.

اولین دعای سال

حتماً شما هم به خاطر نزدیک شدن لحظه های اول بهار، خیلی التماس دعا شنیده اید! کسانی که موقع خداحافظی می گویند: «یادت نره! لحظه ی سال تحویل، همین که توپ ترکید اول از همه منو دعا کن!» احتمالاً تعدادشان کمتر از 20-30 نفر هم نیست! شاید شما هم خیلی دلتان بخواهد اولین دعا، خواستن یکی از حاجاتتان باشد. پیشنهاد ما به شما این است که اولویت اول را دعای خودتان و دوستان و آشنایتان قرار دهید! نه فقط التماس دعا گفته ها، بلکه همه ی مردم کره ی زمین را اولویت اول قرار دهید. نه همه ی مردم که همه ی موجودات. نمی شود؟ شدنی است! کافی است از خداوند «فرج آل محمد (علیهم السلام)» را بخواهید که «فرج شما در آن است.» (1)

نوروز، روز دعا
اصلاً لحظه ی تحویل سال، روز اول بهار یا همان نوروز، بهترین وقت برای دعا است. چرا که نوروز، به فرموده ی امام صادق (علیه السلام)، روز عهد الست و روز ظهور است. (2)

در مکیال المکارم که کتاب مخصوص دعا برای امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) است، یکی از زمانهای تاکید شده برای دعا، نوروز است. (3)

علاوه بر آن، از آنجایی که عید نوروز، عید تحویل احوال است و با آمدن دوباره ی بهار، انگار فصل تازه ای از نعمات خداوند بر ما گشوده می شود، لحظه ی خوبی برای دعاست. چرا که یکی از وقتهای شکر و دعا، «پس از تجدید هر نعمت و زوال هر محنت» است. (4)

امام عصر (علیه السلام) واسطه ی تمام نعمت‏ها است، و به برکت او هر محنت و رنجی از ما دور می‏گردد. دعا برای واسطه نعمت، یکی از اقسام شکرانه نعمت است. از همین رو، اگر قصد تشکر کردن از خدا دارید، با صلوات فرستادن بر محمد و آل محمد (ع) که بر آن تاکید شده است، برای ولی نعمت خود دعا کنید. (5)

چه دعایی بکنیم؟
دعا برای فرج در رأس هر دعایی قرار می گیرد ولی غیر از این نیز، بسیاری از دعاها را می توان گفت:

1. درود و سلام و صلوات فرستادن نوعی دعا برای امام است (6)
2. دعا برای سلامتی امام از گزند حوادث، بلایا و دشمنان یکی دیگر از اقسام دعاست.
3. یکی از دعاها در حق امام زمان (عج)، دعا برای پایداری خودتان در راه ایشان است. چرا که اگر ما نلغزیم و اشتباه نکنیم، قلب مهربان امام کمتر به درد می آید. (7)
4. مستحب است که برای دوستان و یاران آن حضرت دعا کنیم. خیر آنها را از خداوند بخواهیم و اصلاح امورشان را. (8)
5. دعا کردن برای نابودی دشمنان امام، خواری و زبونی آنها و بیان بیزاری از آنان نیز از مهمترین دعاهای وارد شده در این زمینه است. (9)

چگونه دعا کنیم؟
هر جوری که می خواهید! شعر و نثرش فرقی نمی کند (10)، اینکه از کتاب دعا اقتباس کرده باشید یا از خودتان در آورده باشید (11)، فارسی و عربی اش هم فرقی نمی کند؛ هر چند اگر عربی بلدید به زبان عربی دعا کنید بهتر است. (12)

فقط لطفاً در دلتان دعا نکنید! از امام باقر (ع) روایت شده است که فرمودند: «فرشته نمی نویسد جز آنچه را شنیده باشد» (13) البته دعای تو دلی هم ثواب دارد چرا که یکی از انواع ذکر است؛ امّا دعایی که به زبان بلند گفته شود، ثوابش دو چندان است.

یک نکته ی مهم آن که، مستحب است برای دعای امام زمان (عج)، صدای انسان بلند باشد خصوصاً اگر در جمعی قرار گرفته است، با همه ی جمع برای ایشان دعا کند. (14) به خاطر همین است که در ندبه آمده است: «ای آقا و سرور من! تا کی برای تو با صدای بلند ناله و استغاثه کنم؟» (15)

نکته ی مهم باقی مانده اینکه: پیش از دعا استغفار کنیم. چرا که یکی از شرایط قبولی دعا، آن هم برای مولایمان حضرت صاحب الزمان (عج)، پاک بودن نیت فرد از آلودگیها و ناخالصی هاست. (16)

یادتان نرود موعودیان را لحظه ی تحویل سال، اول دعا کنید!


پی نوشت:
1. کمال الدین، ج2، ص485، ح4
2. عاملی، حرّ، وسایل الشیعه، ج 8،ص 173
3. موسوی اصفهانی، محمد تقی، مکیال المکارم، نشر مسجد مقدس جمکران، ج 2، ص 54
4. همان، ص 69
5. همان.
6. همان، ص 98
7. همان، ص 366
8. همان، ص 94
9. همان.
10. همان، ص 82
11. همان
12. همان.
13. اصول کافی، ج 2، ص 502، به نقل از موسوی اصفهانی، همان، ص 84
14. موسوی اصفهانی، همان، ص 90
15. قمی ، عباس، مفاتیح الجنان، فرازی از دعای ندبه
16. موسوی اصفهانی، همان، ص 81

سایه ات کم نشود

سایه زیاد دیده ام؛
امّا وقتی غرق خنکایش شدم،
آفتاب چرخید
سایه بر سر دیگری افتاد.
 
پناهگاه زیاد دیده ام؛
امّا وقتی در پناهش رفتم،
او را بی پناه تر از خویش یافتم.
 
از دست دیگران،
نان
زیاد خورده ام؛
امّا
نان خور که زیاد شد،
دست دِهش، کم آورد.
 
تکیه گاه زیاد دیده ام؛
امّا تکیه که کردم
زمین خوردم.
 
از محبت زیاد شنیده ام؛
بی دریغش را
در خواب دیده ام...
 http://alatash.com/photos/data/media/1/IMG_0500_Medium_Small.jpg
تو را یافتم و
دیدم:
سایه ات را گسترده بر سر هستی،
آغوشت را باز بر بی پناهان،
نانت را بر سر هر سفره،
شانه ی خستگی ناپذیرت را،
محبت بی منت بی دریغت را.
 
می دانم
«پدر»
انتخاب کردنی نیست؛
امّا
از وقتی محبتهای پدرانه ات را دیده ام
احساس یتیمی می کنم.
آقا!
می شود مرا به فرزندی بپذیرید؟