حجت الاسلام الهی نژاد بامعرفی سرفصل های پروژه مهدویت پژوهی، گفت: این حوزه تنها با یک علم یا روش خاص نمی تواند به نتیجه برسد بلکه باید علوم مختلف دست به دست داده و به مسائل چندتباری پاسخ دهند.

ادامه مطلب ...
"خوشا به سعادت کسی که روزگار او را درک کند و اوامر او را گوش فرادهد". امام حسن مجتبی(ع) (1) .
"بعد
از امضای قرارداد صلح با معاویه برخی از شیعیان ناآگاه به خدمت امام حسن
مجتبی(ع) رسیده، او را برای پذیرش صلح سرزنش کردند. امام حسن(ع) فرمود: شما
نمیدانید که من برای شما چه کردهام؟! به خدا سوگند آنچه من انجام
دادهام برای شما از تمام این جهان سودمندتر است. مگر نمیدانید که من امام
شما هستم؟! اطاعت من بر همهی شما واجبست، و به صریح فرمایش رسول اکرم(ص)
یکی از دو سروران جوانان بهشتی هستم؟! مگر نمیدانید که هنگامی که حضرت
خضر(ع) کشتی را سوراخ کرد و جوانی را کشت و دیوار را تجدید بنا کرد حضرت
موسی خشمگین شد، زیرا سبب و حکمت آنها را نمیدانست، ولی کارهای حضرت خضر
درنزد خدا صحیح و بی اشکال بود. مگر نمیدانید که هر یک از ما بر گردنش
بیعت طاغوت زمانش خواهد بود. به جز قائم ما که حضرت عیسی در پشت سر او نماز
میخواند و خدای تبارک و تعالی ولادتش را مخفی نگه میدارد و خودش را در
پشت پردهی غیبت نهان میسازد تا به هنگام ظهور، بیعت احدی در گردن او
نباشد". (2)
"التاسع من ولد اخی الحسین ابن سیده الاماء، یطیل الله عمره فی غیبته، ثم یظهره بقدرته فی صورة شاب دون اربعین سنة، ذلک لیعلم ان الله علی کل شیء غدیر". "نهمین فرزند برادرم حسین(ع) فرزند سرور کنیزانست، خداوند در زمان غیبت عمرش را بسیار طولانی میکند و آنگاه او را به صورت جوانی کمتر از 40 ساله ظاهر میسازد. تا دانسته شود که خداوند به هر چیزی قادر است." (3) .
"لایکون الأمر الذی تنتظرون حتی یبرء بعضکم من بعض و یتفل بعضکم فی وجوه بعض و یشهد بعضکم علی بعض بالکفر و یلعن بعضکم بعضا".
"این امر که فرارسیدن موعد آن را انتظار میکشید واقع نمیشود مگر بعد از آنکه برخی از شما برخی دیگر بیزاری بجوید، و برخی در صورت برخی آب دهان بیندازد و بعضی از شما بعضی دیگر را کافر بداند و یکدیگر را لعن کنند".
عمیر میگوید عرض کردم: چنین زمانی چه ارزشی دارد؟ امام(ع) فرمود: "الخیر کله فی ذلک الزمان، یقوم قائمنا و یدفع ذلک کله".
"همهی خیرها در آن زمانست، زیرا قائم ما قیام میکند و همهی این حوادث را از بین میبرد".(4)
ما این حدیث را به پیروی از صاحب "بشارة الاسلام" از امام حسن مجتبی(ع) نقل کردیم ولی صاحب "عقد الدرر" آنرا از امام حسین(ع) نقل کرده است (5) و پژوهشگر معاصر آقای علی اکبر غفاری در پاورقی های سودمند خود بر کتاب پرارج "غیبت نعمانی" یادآور شده که این حدیث در برخی نسخهها از امام حسن(ع) و در برخی دیگر از امام حسین(ع) نقل شده است.(6)
"تصطلح فی ملکه السباع، و تخرج الأرض نبتها، و تنزل السماء برکتها، و تظهر له الکنوز، یملک ما بین الخافقین، فطوبی لمن ادرک ایامه و سمع کلامه".
"در زمان او درندگان با یکدیگر سازش میکنند، زمین گیاهانش را خارج میکند، آسمان برکاتش را فرو میفرستد، گنجهای نهفته در دل زمین برای او ظاهر میشود. بین شرق و غرب عالم تحت سیطرهی او در میآید. خوشا به سعادت کسی که زمان او را درک کند و به اوامر او گوش فرا دهد".(7).
"لموضع الرجل فی الکوفة احب الی من دار فی المدینة". "جای یک پا نهادن در کوفه برای من از یک خانه در مدینه محبوبتر است".(8)
در روایات فراوانی از ارزش والای زمین در کوفه در عهد حضرت ولی عصر(عج) گفت و گو شده است، و آن بسیار طبیعی است، زیرا کوفه یایتخت حکومتی خواهد بود که بر زمین و زمان فرمانروایی خواهد نمود.
"اسعد الناس به اهل الکوفة". "خوشبختترین مردم در زمان ظهور، مردم کوفه هستند".(9)
چه سعادتی بالاتر از اینکه انسان در شهر حضرت ولی عصر(عج) زندگی کند و هر روز در پشت سر او اقتدا کرده فرائض دینی را انجام دهد و پرسش های خود را بی واسطه از قبلهی خود مقصود و کعبهی موعود بپرسند و هر روز دیدگانش با دیدار آن آفتاب عالم تاب نورانی شود و معارف الهی را از سرچشمهی زلال علوم آل محمد فرا گیرد.
"امام جواد(ع) روایت میکنند که روزی حضرت علی(ع) درحالی که به دست سلمان تکیه داده بودند وارد مسجد الحرام شدند و امام حسن مجتبی(ع) در محضر آن حضرت بود، در آن هنگام مردی نیکو صورت که جامههای زیبا بر تن داشت وارد شد و به خدمت امیرمومنان(ع) عرض ادب و تقدیم سلام نمود، سپس گفت: من از محضر شما 3 پرسش میکنم، اگر آنها را پاسخ فرمائید، میفهمم که این مردم به شما ستم کردند و حق شما را به ناحق غصب کردند، امیرمومنان فرمود: آنچه میخواهی بپرس.
چون آن مرد سوالاتش را پرسید، امام(ع) به فرزند بزرگوارش امام حسن مجتبی(ع) رو کرد و فرمود: ای ابومحمد سوالات این مرد را پاسخ بگو.
چون امام حسن مجتبی(ع) هر 3 پرسش را پاسخ گفت، آن مرد به وحدانیت خدا و رسالت رسول اکرم گواهی داد و سپس به امامت امیر مومنان(ع) و امام حسن مجتبی(ع) و امام حسین(ع) گواهی داد و آنگاه امام ها را یکی پس از دیگری شمرد و به امامت هر یکی شهادت داد تا به امام حسن عسکری(ع) رسید و آنگاه گفت: "و اشهد علی رجل من ولد الحسن لا یکنی و لا یسمی حتی یظهر امره، فیملأها عدلا کما ملئت جورا".
"و گواهی میدهم به امامت فرزند امام حسن -عسکری - که نام و کنیهاش گفته نمیشود تا روزی که ظاهر شود و جهان را پر از عدالت کند، آنچنان که پر از ستم شده است".
آنگاه امیرمومنان را تودیع کرد و از مسجد خارج شد.
امیرمومنان(ع) خطاب به امام حسن(ع) فرمود: ای ابومحمد برخیز و این مرد را تعقیب کن. امام حسن مجتبی(ع) بلند شد و به دنبال آن مرد حرکت کرد، لحظاتی بعد برگشت و عرض کرد: این مرد تا از مسجد خارج شد اصلا متوجه نشدم که کجا پای نهاد و به کجا رفت!!.
امیرمومنان فرمود: آیا این مرد را شناختی؟ امام حسن(ع) عرض کرد: خدا و پیامبر و امیرمومنان داناترند. امیرمومنان فرمود: او حضرت خضر بود". (10)
طبق روایات فراوانی حضرت خضر(ع) زنده است و در فرصت های مناسب در مجلس امامان معصوم(ع) حضور مییافت و اینک در خدمت حضرت بقیة الله روحی و ارواح العالمین له الفداء میباشد و جزء 30 نفری است که همواره در ملازمت آن حضرت هستند و خداوند به وسیلهی آنها رفع غربت از وجود مقدس حضرت صاحب الزمان(ع) در زمان غیبت مینماید.(11)
پی نوشت ها:
1 - یوم الخلاص، ص 374.
2 - اعلام الوری، ص 401.
3 - یوم الخلاص، ص 170.
4 - بشارة الاسلام، ص 81.
5 - عقدرالدرر، ص 64.
6 - غیبت نعمانی، پاورقی ص 205.
7 - یوم الخلاص، ص 374.
8 - بحارالانوار، ج 52 ص 386.
9 - یوم الخلاص، ص 375.
10 - اصول کافی، ج 1 ص 441.
11 - غیبت شیخ طوسی، ص 102.
منبع: "یاد مهدی(محمد خادمی شیرازی)
راه و روش پیامبر اعظم(ص) سرلوحه برنامه های امام زمان(عج) است و این آخرین وصی پیامبر(ص) و آخرین حجت خدا، تمام برنامه های محقق نشده انبیاء الهی را تحقق می بخشد و اسلام ناب محمدی را آنگونه که جد بزرگوارشان عرضه کردند، در آخرالزمان اجرا می کند.
در حدیثی از امام صادق(ع) آمده است: چون مهدی(عج) قیام کند، به مسجد الحرام رود و رو به کعبه و پشت به مقام ابراهیم بایستد و دو رکعت نماز گذارد، آنگاه ندا می دهد. "ای مردمان، منم، یادگار آدم، و یادگار ابراهیم، یادگار اسماعیل، و یادگار محمد(ص)".
امام مهدی(عج) ادامه دهنده راه انبیاء الهی است و مسیری را که خداوند ترسیم نموده، می پیماید. برخی از ویژگی های حضرت محمد(ص) و حضرت مهدی(عج).
اخلاق نیکو و با عظمت
آن
دو بزرگوار دارای خلق عظیم هستند. خداوند خطاب به حضرت محمد(ص) می
فرمایند: Gوَ إِنَّکَ لَعَلی خُلُقٍ عَظِیمٍF [2]؛ یعنی تو، به اخلاق عظیم و
نیکو آراسته ای.
پیامبر(ص) نیز فرموده اند: "الْمَهْدِیُّ مِنْ وُلْدِی اسْمُهُ اسْمِی وَ کُنْیَتُهُ کُنْیَتِی أَشْبَهُ النَّاسِ بِی خَلْقاً وَ خُلْقا؛ [3] مهدی از فرزندان من است، اسم او اسم من و کنیة او کنیه من است و او از لحاظ جسمی و روحی و اخلاقی، شبیه ترین مردم به من است".
علم گسترده پیامبر اعظم(ص) دارای علم گسترده ای بوده، تا آنجا که می فرمایند: "أَنَا مَدِینَةُ الْعِلْمِ ...؛ من شهر علم هستم و ....". [4]
امام مهدی(عج) می فرمایند: "فَإِنَّا یُحِیطُ عِلْمُنَا بِأَنْبَائِکُمْ وَ لَا یَعْزُبُ عَنَّا شَیْ ءٌ مِنْ أَخْبَارِکُم ؛ ما بر اخبار و احوال شما آگاهیم و هیچ چیز از اوضاع شما بر ما پوشیده و مخفی نمی ماند". [5]
برپا کننده عدل
هدف
از رسالت پیامبر اعظم(ص) اجرای عدالت و مساوات بوده است؛ لَقَدْ
أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْکِتابَ وَ
الْمِیزانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِF [6]؛ ما رسولان خود را با
دلایل روشن فرستادیم و با آنها، کتاب و میزان نازل کردیم تا مردم عدالت را
بپا دارند.
هدف از قیام حضرت مهدی(عج) نیز برپایی عدالت است.
"یَمْلَأُ الْأَرْضَ عَدْلاً وَ قِسْطاً کَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً؛ [7] زمین را آکنده از عدل و داد می کند همان گونه که از جور و ستم پر شده است. امام زمان عجل الله تعالی فرجه عدالت را، همچنان که سرما و گرما وارد خانه ها می شود، وارد خانه های مردمان کند؛ « أَمَا وَ اللَّهِ لَیَدْخُلَنَّ عَلَیْهِمْ عَدْلُهُ جَوْفَ بُیُوتِهِمْ کَمَا یَدْخُلُ الْحَرُّ وَ الْقَرُّ ".[8]
پی نوشت ها:
[1]- کمال الدین، ج2، ص411.
[2]- سورة قلم، آیه4.
[3]- بحارالانوار، ج36، ص309.
[4]- وسائل الشیعه، ج27، ص34.
[5]- بحارالانوار، ج53، ص174.
[6]- سورة حدید، آیه 25
[7]- الغیبة، النعمانی، ص58.
[8]- همان، ص296
پروردگارا
بر محمّد و خاندانش درود فرست، و از دوستت،
خلیفه ات، حجّتت بر خلقت، و آن زبانى که معرف توست و گویاى حکمت تو، و آن
چشم بیناى تو در میان مخلوقاتت، و گواه بر بندگانت ... بزرگمرد مجاهد کوشا،
بنده پناهنده به تو، دفاع کن.
خداوندا!
او را از شرّ آنچه
آفریدى و پدید آوردى و ایجاد نمودى و پروراندى و تصویر نمودى در امان دار، و
او را از پیش رو و از پشت سر و از طرف راست و چپ، و از بالا و پایین
محافظت فرما، آنگونه که هر که در حفاظت تو باشد ضایع نشود.
در وجود او،
پیامبرت را، و وصى پیامبرت را، و پدرانش را؛ پیشوایانت و ارکان دینت را که
درود تو بر تمامى آنان باد حفظ نما و او را در امانت خودت که هرگز ضایع
نشود، و در همسایگى ات که مورد تعرّض قرار نگیرد، و در نگهدارى و حمایت
خودت که مورد ظلم واقع نشود، قرار ده.
خدایا!
او را به امان
محکمت در امان دار، که هر که در آن قرار گیرد، هرگز شکست نخورد، و او را
درحمایت خودت که هر که در آن باشد ظلم نبیند قرار ده، و او را به یارى
برترت یارى ده، و به قدرتت توانایش کن، و فرشتگانت را پشت سر او قرار ده.
بارالها!
دوست دار هر که او را دوست دارد، و دشمن دار هر که با او بستیزد، و زره محکمت را بر او بپوشان، و فرشتگانت را گرداگرد او قرار ده.
پروردگارا!
او را به برتر از مقامى که عدالت گسترانِ از پیروان پیامبرانت را به آن مقام رساندى، برسان.
خداوندا!
شکاف
ها را با او پر کن، گسستگى ها را به او پیوسته دار، ظلم را به او بمیران،
عدالت را نمایان ساز، و زمین را به عمر طولانى اش زینت بخش، و او را با
یارى تأیید کن، و با بیم نصرت نما، و براى او گشایشى آسان قرار ده، و از
جانب خودت براى او برهانى قاطع بر دشمنت و دشمنش مقدّر کن.
بارالها!
او
را قائم منتظر قرار ده، و پیشوایى که به او مانع ظلم مى شوى و او را با
یارى قدرتمند و پیروزى نزدیک توانا کن، و او را وارث شرق و غرب جهان که
برکتشان دادى قرار ده، سنّت پیامبرت را به او زنده کن، تا هیچ حقّى را به
خاطر ترس از مخلوقى پنهان ندارد، یاورش را نیرو ده، و دشمنانش را خوار، و
هر که با او بستیزد و مکر کند نابود کن.
بارالها!
سرکشان کافر و
سالارانشان و ریش سفیدانشان و یاورانشان را نابود ساز، و سرکردگان گمراهى و
بدعت گذاران و سنّت شکنان و تقویت کنندگان باطل را درهم شکن، سرکشان را به
او خوار فرما، و کافران و منافقان و بى دینان را به دست او نابود کن، ...
هر وقت و هر جا که باشند ... در شرق و غرب زمین، در خشکى و دریا، در دشت و
کوه، تا هیچ جنبنده اى از آنان را زنده نگذارى ، و نشانى از ایشان برجاى
ننهى.
بارالها!
او همان بنده توست که بر غیب او را امین دانستى، و
او را از [ارتکاب گناه] نگاه داشتى، وبه دورى او ازبدی ها حکم فرمودى، و
از هر پلیدى او را پاکیزه نمودى و از هر چرکى او را دور کردى و از دو دلى
او را در امان داشتى.
بارالها!
در روز قیامت و روز وقوع آن بلاى
بزرگ براى او گواهى مى دهیم که گناهى انجام نداده، و معصیتت را مرتکب نشده،
و فرمانبرى ات را ضایع ننموده، و پرده اى را ندریده، و بایسته اى را تبدیل
نکرده، و آیین تو را تغییر نداده است، و او امام هدایتگر، هدایت شده،
پاکیزه، باتقوا، وفا کننده و پسندیده پاک مى باشد.
بارالها!
پس
بر او و پدرانش درود فرست و به او و فرزندان و خاندان و نسل و امّت و تمامى
پیروانش، آنچه روشنى چشم و شادمانى او را در بردارد عطایش کن، و
فرمانروایى او را در تمام مکان ها، دور و نزدیک، بر قدرتمداران و فرمانبران
[آن نواحى] بگستران، تا حکم او بر تمامى احکام غالب و هر باطلى را با حقّ
او نابود سازى.
بارالها!
به دست او ما را به راه هدایت و بزرگ و میانه اى ببر که تندرو بسوى او بازگردد و دنباله رو به آن برسد.
بارالها!
ما
را بر فرمانبرى او نیرو، و بر همراهى او راست بگردان، و به متابعت او بر
ما منّت گذار، و ما را در حزب او، که قیام کنندگان به امرت، و صبرکنندگان
به همراهش، و آنان که با خیرخواهى براى او جویاى خشنودى اند، قرار ده، تا
این که در روز قیامت ما را در زمره یاوران و پشتیبانان و تقویت کنندگان
حکومتش محشور گردانى.
بارالها!
بر محمّد و خاندانش درود فرست، و
این را از طرف ما براى خودت، در حالى که از هر شک و شبهه و خودنمایى و شهرت
طلبى بدور باشد، قرار ده، تا بر غیر از تو بر آن اعتماد نکنیم، و قصدى جز
تو نداشته باشیم، و ما را در جایگاه او وارد کن، و در بهشت همراه او قرار
ده، و ما را در کار او به دلتنگى و خستگى و سستى و پراکندگى مبتلا مساز، و
ما را از کسانى قرار ده که از آنان براى یارى دینت کمک گرفته و به آنان
ولیّت را عزیزمى گردانى، و به جاى ما گروه دیگرى را برنگزین چه این که این
کار بر تو آسان و بر ما بسیار گران و دشوار است، وتو بر هر کار توانایى.
بارالها!
بر
والیان عهدش درود فرست، و ایشان را به آرزوهایشان برسان، و عمرشان را
طولانى ساز و آنان را یارى ده، و براى او آنچه از امر دینت را به آنان نسبت
داده اى به نهایت برسان، و ما را پشتیبانان آنان و یاوران دینت قرار ده، و
بر پدران پاکیزه اش و پیشوایان هدایتگر درود فرست.
بارالها!
ایشان
معدن هاى سخنان تو، و خزینه داران علم تو، و حاکمان امر تو، و بندگان خالص
تو، و بهترین مخلوقات تو، و دوستانت و فرزندان دوستانت، و برگزیدگانت و
فرزندان برگزیدگان تواند که درود و رحمت و برکاتت بر تمامى آنان باد.
بارالها!
(درود
و رحمتت بر) همکاران او در کارش، و یاورانش در فرمانبریت، کسانى که آنان
را سنگر و سلاح او، و پناهگاه و مورد علاقه او قرار داده اى، آنانى که از
خانواده و فرزندان جدا شدند، و جلاى وطن کردند، و بستر راحت را ترک گفتند.
از تجارتشان دست شستند، و از روزى خود کاستند، و در جایگاه هایشان دیده
نشدند، بى آنکه از شهرشان رفته باشند، و با بیگانگانى که در کارشان یاریشان
مى کنند همقسم شدند، و با نزدیکانى که آنان را از کارشان بازمى داشتند
مخالفت کردند، و بعد از روى گرداندن و دورى از یکدیگر با هم ائتلاف کردند، و
آنچه که ایشان را به برخوردارى از بهره هاى گذراى دنیایى مى رساند جدا
کردند.
بارالها!
ایشان را درجایگاه استوارت و در پناه خودت قرار
ده، وهرگونه گرفتارى را که از جانب دشمنان متوجّه آنان مى باشد، از ایشان
دور کن، و بر کفایت و پشتیبانى و یارى دادن به آنان بیفزاى، آن مقدار که
ایشان را در فرمانبریت کمک کنى، و به حق ایشان، باطل آنان را که درصدد
خاموش ساختن نور تو مى باشند از بین ببر، و بر محمّد و خاندانش درود فرست و
به ایشان تمامى آفاق زمین و کرانه هاى آن را از دادگرى و داد و بخشایش و
فزونى پر کن، و به بزرگوارى و بخششت و آنچه بر بندگانت به دادگریت منّت
گذاردى، از آنان تشکّر کن، و از پاداشت آنچه درجاتشان را بالا مى برد
برایشان ذخیره کن، چه آنچه تو بخواهى انجام مى دهى، و آنچه اراده کنى حکم
مى کنى ، چنین باد اى پروردگار جهانیان.
برگرفته از: کتاب بحارالانوار، جلد۹۳، صفحه ۳۳۰